خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی /

خاطرات بهرام و مامانش


صفحه  صفحه 102 از 105:  « پیشین  1  ...  101  102  103  104  105  پسین »
KohkanFarhad مرد #1,011 | Posted: 31 Jul 2020 16:38
کاربر
 
azadmaneshian
کم پیدا بودین خانم که البته دلیلش رو گفتین واقعا متاسفم برای آقای لطفی بی شعوری خودشون رو نشون دادن
برای قسمت‌های جدید لحظه شماری میکنم با آرزوی سلامت و موفقیت برای شما
      
Bamandek #1,012 | Posted: 31 Jul 2020 16:44
کاربر
 
azadmaneshian
چه خبره چه خبرتونه یه چند هفته اینبود تازه اومدم سر بزنم دیدم هنوز که هنوزه تاپ جدید رو نزاشتید که هر کی اذیتت کرده عکسشو بده جنازه تحویل بگیر تاپ جدید لطفا ببینیم سحر چه کرد بالاخره
      
Nanamagikc مرد #1,013 | Posted: 31 Jul 2020 16:48
کاربر
 
azadmaneshian
جان عزیزترین کسی که دوسش داری قسمت بعدی رو بزار بابا دق کردیم هر الدنگی میاد توهین میکنه آدم حسابش نکن با جواب دادن به اش هویت میدی گندش میکنی
      
Wonderman مرد #1,014 | Posted: 31 Jul 2020 19:13
کاربر
 
azadmaneshian
منتظر داستان‌های جذاب و داغ سحر هستیم با قدرت ادامه بده عزیز حالمونو نگیر بزار داستان جدید رو
      
Nanamagikc مرد #1,015 | Posted: 31 Jul 2020 20:50 | Edited By: Nanamagikc
کاربر
 
عزیز نزاشتی قسمت جدید رو باز که خدایی بزار اذیت نکن

دمت گرم ممنون
      
azadmaneshian زن #1,016 | Posted: 31 Jul 2020 23:48
کاربر

 
سلامم ..ممنون وتشکر از حمایت خوبتون..من مسافرت بودم وامروز صبح رسیدم وواقعا اهل لج ولج بازی واونی که فکرشو می کنین نبوده ونیستم و شرایط نداشتم که ادامه داستانو رو داشته باشم انشالله اگه نفسی بود و زنده بودم فردا شب تاپ بعدی رو خدمتتون تقدیم خواهم کرد با ارزوی بهترین لحظات و سلامتی و بهروزی برای همه تون ...شهره
      
azadmaneshian زن #1,017 | Posted: 1 Aug 2020 20:42
کاربر

 
ادامه ......مهران فریادش از سر استیصال وناامیدی محض بود چون با هوش و ذکاوتی که داشت بخوبی حس می کرد که همسر زیبا و طنازش در خطر بزرگ و فاجعه باری قرار گرفته و اینک و در این لحظات تلخ و جان کاه در کنارش و با بودن حضور فیزیکیش به نازنین که اسمش در شناسنامه اش به عنوان همسر و شریک زندگی قانونیش حک شده بود ...توسط مرد ناشناسی بهش تجاوز میشد ....تاثیرات الکل لعنتی دست و پا و توان فیزیکیشو تا حد ریادی از پا انداخته بود و چشاش صحنه های خمار و غبار گرفته و تار و نامفهمومی رو به مغزش انتقال می داد ولی مطمئن بود که نازنین از تجاوزی که بهش وارد میشد واقعا رنج زیادی می کشید و فریاد ها و ناله ها و اخ و اخ گفتنای زنش مثل ضربات شلاق و مشت و هوک های وحشتناکی به قلب و روح وروانش می خورد ...نازنین از دو سوراخش توسط کیر کلفت و سیاه و پر مویی که انگار سال هااصلاحی به خودش ندبده بود به شدت و وجشیانه و توام مورد تجاوز قرار گرفته بود کیر سیاه مرد ناشناس که با بیرجمی و خشونت و نفرت زیاد به کوس و کون نازنین وارد میشد رفته رفته مقاومت و توان کلامی نازنین رو گرفته بود و نازنین طاق باز و در حالیکه لنگاش بزور به شونه هاش گرفته شده بود به نوبت کیر سفت و مودار مرد ناشناس وارد کوس و کونش میشد و در اثر فشاری که به ناحیه پایین شکمش و کمرش می خورد گاها بادی از سوراخ کونش بیرون میزد و صداش بیشتر از همه باعث رنج و درد مهران قرار می گرفت و شادیش هم سهم مرد ناشناس شده بود که با خنده هاش خوشحالیشو نمایون می کرد بعد از لحظاتی نازنین توسط مرد ناشناس تغییر پوزیشن داد و به شکم خوابید و پاهاش باز شد و به این شکل همچنان کوس و کونش زیر ضربات کیر مرد تجاوز گر قرار گرفت نازنین در استانه بیهوش شدن قرار گرفته بود دلایلی مثل مشروبی که به اصرار مهران در داخل ماشین خورده بود و نوشیدن معجون خیلی قوی که به تعبیری بلیط ورودیه مراسم تولد صحرا میشد معناش کرد و به اضافه شوکی که از اثر کیر کلفت یک مرد ناشناس و نامحرم بهش خورده بود ..باعث شده بود که کاملا بی اختیار کنار مهران نیمه بیهوش ولو بشه و اختیار و عملیات کاملا در اختیار مرد ناشناسی که تنها نشونه اش بند زنجیر نقره ای رنگی بود که در مچ دست چپش و به اضافه تاتو چاقوی دسته داری که در همان ناحیه به خودش زده بود .....قرار بگیره ....بعد از لحظاتی چند مرد ناشناس کارشو خاتمه داد و با شورت لاکچری نازنین کیرشو پاک و تمیز کرد و خودشو به مهران و صورتش کاملا نزدیک کرد و شورت اغشته از اب منی شو به صورت مهران مالوند و در جیب کتی که در تنش بود گذاشت و از اتاق خارج شد مهران همه این اتفاقات رو میدید ولی نتونست چهره و قیافه و مرد ناشناس رو ببینه ...مستی و تاثیرات مشروبات ...مثل یک پرده ذخیم و سد ی قدرت تشخیص رو ازش سلب کرده بود ....تنها کاری که میتونست در این لحظات سخت و حساس انجام بده نوازش موها و چهره خیس و اشکی همسر بی گناه و زیبایش بود ........پارچ پر ابی که روی میز کنار تخت خواب گذاشته شده بود کمک بسیار خوبی در این لحظات برای مهران به حساب میومد و وقتیکه با چشای خمار و مست زده اش اونو دید خیز برداشت و در دستش گرفت و نصفشو روی سرش ریخت و باقیشو هم به سیمای لطیف و غم زده نازنین پاشوند و بدین شکل مهران تا حدود زیادی به خودش اومد و به اطرافش نگاهی کرد ....و نازنین هم چشاشو باز کرد و یک باره به گریه افتاد ...و همدیگرو در اغوش گرفتند..مهران حس می کرد بیشتر از همیشه به نازنین علاقه مند شده این تجاوز ...بر خلاف انتظار و معمول عشق و علاقه شو نسبت به همسرش افزایش داده بود و در واقع به نازنین احساس دین می کرد ... در حقیقت نازنین تقاص تسویه حساب های شخصی و شغلی و کثافت کاری های مهران رو داشت پس می داد..مهران در حالیکه همسرشو در اغوش گرفته بود و نواززش می کرد به بند زنجیر نقره ای رنگ و تاتو بالای مچ دست مرد ناشناس فکر می کرد و کم کم به یاد اورد که چنین مردی رو با این مشخصات در حوزه کاریش دیده ..و بیشتر به مغز و گذشته های شغلیش اندیشید ولی بیشتر از این به خاطرش نیومد و به یک باره تصمیم گرفت که بلند بشه و دنبالش بره و دستگیرش کنه ...اولین کاری که کرد سراغ کتش رفت و وقتیکه از بودن اسحه کلتش مطمئن شد نفس اسوده ای کشید و بلافاصله خودشو جمع و جور کرد و ملافه روبروی اندام لخت و عریان نازنین کشید موهاشو باز نوازش کرد و بهش گفت ....متاسفم نازنین ..خیلی متاسفم ...تو بیگناهی ......مقصر اصلی فقط من هستم توداشتی تاوان اعمال کثیف منو می دادی این نامرد قطعا بابت انتقام از من این کارو با تو کرد ..من میرم دنبالش ..لطفا ارووم باش و دیگه نگرانی به خودت راه نده بیرون که رفتم طاهره و یا بهرام و یا کس مورد اعتمادیو پیشت می فرستم ....قربونت برم نازنین بیشتر از همیشه و گذشته دوست دارم اینو باور کن .....اه مهران کمرم درد می کنه اون کثافت نامرد خیلی بهم فشار وارد کرد ...کونم درد می کنه ...میتونی از کیفم اون کرم رو بیاری بهش بزنی ...کیرش خیلی کلفت بود ..چشم عشقم ...اهان اینم کیفت خوبه اون نامرد به کیفت دست نزده ...خودم واست میزنم عزیزم فقط تو پاهاتو بلند کن ...اهان ...اوووخ اوووخ .خدا.لعنتت کنه نامرد بیشرف هر جا باشی گیرت میارم و چنان بلایی این بار سرت بیارم که در تاریخ بنویسن ....گوشتای سوراخ کونت بد جوری بیرون زده ....اخ خدای من اخ خدای بزرگ ....بهم کمک کن این بیشرف نامرد رو گیر بیارم ...متاسفم نازنین منو ببخش .....اه اه نه نه مهران خودتو ملامت نکن کاریه که شده اه نه نه کونمو نخور ...اه عزیزم ...نازنیم عشقم ...لطفا اجازه بده با زبون شوهرت اندکی سوراختو بخورم تا هم بتونم دردشو برات کاهش بدم و هم خودمم ارووم بگیرم دارم دیوونه میشم ......اه مهران زبون تو از هزار کرم بیشتر تاثیر داره .....مرسی ...دردش کمتر شده ....عزیزم نگران هیچی نباش من میرم بیرون بلکه بتونم ردی ازش بگیرم و دستگیرش کنم ...من رفتم ...مهران تنهایی میترسم لطفا طاهره و یا اگه شد بهرامو پیشم بفرست ...چشم عشقم ....
برای مهران و یا هر مردی خیلی سخت و وحشتناک بود که اثار تجاوز یک کیر نامحرم و غریبه برروی سوراخ کون همسرشو ببینه و لمس کنه و لیس بزنه و بخوره تا بلکه بتونه که درد شو التیام ببخشه و این قضیه برای مهران خیلی سنگین و هضم نشدنی بود و لذا بلافاصله وارد جمعیت مراسم شد و نگاهش معطوف به مچ دست های چپ مرد های حاضر شد ....مهران انگار اصلا حواسش به جشن تولد نبود چون در این لحظات همه حضار جفت به جفت به اهنگ زیبای کلاسیک پخش شده از سیستم پخش و به سبک اروپای دهه اخر قرن نوزدهم در اغوش هم رفته و میرقصیدند و در این میون بهرام با سارا بهم جفت شده بودند و کف دست های بهرام به تناوب از کمر گاها کون خوش فرم و دخترونه سارا رو می فشرد و چنگ میزد لبخند زیبای سارا نشون از رضایت این کار بهرام می داد و در گوشی ازش خواست بیشتر فشارش بده .....بهرام جوون لطفا باسنمو قشنگتر چنگ بزن دوس دارم با این اهنگ حتی زخمیش کنی ....چشم سارا جوون ...ولی خوشحالم که می شنوم برای اولین بار بجای اونجام از باسنت حرف میزنی ....ههههه...حالا کجاشو دیدی بهرام جوون اگه بیشتر جلو بری اسم همه شو از دهنم میشنوی ...از مامانت باید تشکر کنیم که بهم روحیه و شهامت داد که راحتتر با نقاط ممنوعه ام کنار بیام و اسماشو به زبونم بیارم ...مامانت خیلی ماهه ...قدرشو بدون ...چشم سارای من ..فعلا بهتره بجای مامانم که الان در اغوش دوماد خوش تیپش و در غیاب دخترش داره عشق و حالشو می کنه به کون قشنگ تو برسم و قدر این کون خوشکل تورو بدونم ..سارای من ؟....جوونم بهرام ..امشب کونتو مهمون کیرم می کنی؟.....هههههه
نمی دونم تصمیم نگرفتم ...اگه بیشتر بهم حال بدی شاید بهت دادم ....یعنی مجوزشو گرفتم دیگه ...هههههه بهرام جوون هنوز امضاش نکردم ...فعلا دارم روش بررسی می کنم ....ولی سارا جوون هنوز تو شک و تردیدم که اونیکه با شهریار الان میرقصه واقعا سحره و یا مامانم ..این صحرای مارمولک با این نوشیدنی که به ماخورونده مست و گیجمون کرده میگم تو چی فکر می کنی ....اه بهرام من از تو بدتر ..واقعا نمی دونم شباهتشون بهم خیلییه ..و با این چشای خمارمون واقعا گیج تر شدیم حالا بهرام جوون از نطر من و تو چه توفیری می کنه ..خب اگه مامانت باشه که مثل مادرشه و غریبه که نیس و اگه هم سحر باشه که دیگه با هم زن و شوهرن بزار خوش باشن بی خیال ..بابا.....ولی سارا خوب نگاه کن اگه مامانم باشه شهریار داره کمر و کونشو دست می کشه و گاها اونو به خودش می چسپونه ...خب بکنه عزیزم فکرشو نکن ...به من توجه کن بهرام ...ولی سارا اگه مامانم باشه خیلی ناجور در میاد ...اخیش بهرام از دست تو ..یا به من برس یا برو جلو شوهر خواهر تو همین الان بگیر و خودت باهاش حال کن .....سارا جوون ناراحت نشو چشم بی خیالشون میشم قربونت برم لباتو بده با این اهنگ بخورم که خیلی مزه میده ...اوووووف عشق من ...بهرام واقعا منو دوس داری .....عزیزم دوست دارم ولی این دوس داشتن کامل نشده و برای تکاملش به تو بستگی داره سارا بیشتر برام طنازی کن و اگه میخای من بیشتر بهت وابسته و علاقه مند بشم باید ناز و کرشمه و عشوه تو برام زیادتر کنی ..خب مثلا چیکار کنم بهرام یادم بده ...خب همین الان خودتو راحت رها کن و بیشتر بهم نزدیک شو کاملا بچسپون خودتو ..اهان اینجوری ..حس می کنی کلاهک کیرمو که داره به بالای کوست می خوره .....اررره ...اه چه خالی میده ..مرسی بهرام ....الان بیشتر لذت عشق و حالشو میبرم ...سارا جوونم ..جووونم بهرام چی میخای ...میگم کیرم تا دسته و با خایه هاش تو کونت .....باشه عزیزم همش تو کونم ....خب میخای عملیش کنیم ..چیو عملیش کنیم بهرام ؟.....خب ببرمت یه گوشه دنج و خلوت و کیر کلفتمو با خایه هاش تو کونت فرو کنم ..موافقی سارا .....اه اررره ولی قول بده دردم نگیره اخه شنیدم کون دادن برای کسی که اولین بارشه خیلی درد داره و حتی منجر به خونریزی میشه من از خون می ترسم بهرام قول میدی هوامو داشته باشی ....مگه میشه هوای تورو نداشته باشم این چه حرفیه ...اوووه بهرام جوون نکن کسی مارو ببینه ابروم میره ....عزیزم الان همه حواسشون به خودشونه هیچ کسی حاسوسی کسیو نمی کنه کوستو می مالم که بیشتر حشری بشی و کاملا اماده کون دادن بشی فهمیدی عزیزم ...اه اررره فهمیدم بهرام من دحتر املی هستم باید حیلی چیزا از تو و مامانت یاد بگیرم ...دوس دارم عروس مامانت بشم و منو ببره حموم و خوب بشوره و خشکم کنه ...و سه تایی در اتاق خوابمون بخوابیم من حتی دوس دارم در حضور مامانت بهت بدم می فهمی اونقد که باهاش راحتم ....چشم سارا وقتیکه زنم شدی شبا مامانمو پیش خودمون میاریم و در عشق و حالمون شریکش می کنیم ...موافقم بهرام ...پس فعلا بیا بریم به کونت برسم ...بریم بهرام ....کجا منو میبری ....بیا بگردم سارا جوون برای یه جای مناسب ....
بهرام بهرام ....سلام مهران خوبی خانمت کجاس نازنین خانم؟....حالش خوب نبود بردمش اتاق داخل ساختمون که استراحت کنه ...میگم من برای نازنین نگرانم حالش خوب نیس با سارا برو تو اتاق و اونجا به کارتون برسید میدونم واسه جای خلوت و دنجی می گردی از اونجا بهتر گیر نمیاری برو پسر ..منم یه کار مهمی دارم راستی بهرام متوجه یک مرد با دستبند نقره ای در دست چپش نشدی ..و ایا دیدیش ؟......نه ندیدم مهران چطور مگه چیزی شده ؟....هیچی بهرام لطفا زودتر برید تو اتاق پیش نازنین ....فقط بهرام اگه احیانا مردیو با اون مشخصات دیدی فوری خبرم کن ..خیلی مهمه برام ....چشم مهران ولی قول بده دلیلشو واسم بگی ....اخ جوون اینم از جای خوب ..ولی بهرام با حضور زن اقا مهران نمیشه بهت کون بدم ...قربونت برم سارای من نگران نازنین نباش اون از خودمونه ....و تازه اگه حالش خوب باشه کمکت می کنه که راحتر کون بدی اون با تجربه س و به کارمون میاد ....خخخخخ.....اه بهرام من روم نمیشه ..فقط با مامانت راحتم حتی با مامان خودمم راحت نیستم چه برسه به نازنین .....من نمیام کون بهت نمیدم ....عزیزم بیا اول اتاق و نازنینو ببین و موقعیتو بسنج و بعدش تصمیم بگیر من که به زور نمی کنمت ...باشه بهرام چون بهت اعتماد دارم و عاشقتم میام ولی اگه گفتم نه حق نداری بزور منو بکنی گفته باشم ...قول قول باشه سارا جونم ...بریم ....اوووه نازنین خوابه ...ارووم و اهسته بریم تو ...تا بیدار نشه ...موافقی سارا تا خوابه بکنمت ...اخه اگه بیدار بشه چی ؟..خب بشه عزیزم نازنین با من راحته و مثل خواهر و برادریم ...وبدش نمیاد و دهنشم قرصه ..نگران اونش نباش ...نه وایی خدا جوونم بهرام نه اوووخ ..کوسم دردش گرفت ....ارووم تر چنگش بزن وووووییییییی بهرامممممم..پستونمو لیس بزن ...اه اه بهرام پستونامو بیرون زدی ..خوب زرنگ شدی امشبو کوسم و پستونامو با دودستت مال خودت کردی و لبامون هم یکی شده ....اه بهراممم اماده ام برای کون دادن ...میدونی چی شده بهراممم..نه عزیزم نمیدونم ...بیا درگوشی بهت بگم یه وقت نازنین بیدارنباشه و خودشو به خواب زده باشه و بشنوه ....خخخخخ...قربون اون ساده گیت بشم من سارای من ...تو که نیمه لخت شدی و وچیزی نمونده که کاملا عریانت کنم دیگه این پنهون گفتنات بامزه س به خدا......بگو میشنوم ......بهرامم اخه از کوسم اونقد اب سرریز شده که به سوراخ کونم رسیده و یه جوریش کرده مثلا یک نوع خارش و حساسیت .....می فهمی که چی میگم اونقد دوس دارم بخارونمش ....اره عزیزم اره گرفتم سوراخ کونت در واقع خارش دوس نداره بلکه میلش می کشه و به نوعی دیگه داره بهت پیامک میده که کیر بهرامو بهم برسون ....اه بهرامم پس معطلش نکن خارشش داره اذیتم می کنه ...کیرتو بهش بزن زود باش دیگه...اصلا لختم کن و دامنمو درار که مانعی در کار نباشه ....اه بهرام عاشقتم .منو دوست داشته باش لطفا ....اووووخ جوون سارای من کون دخترونه بهترین مزه رو در دنیای کون کردن میده اینو بهش باور و ایمان دارم ...یعنی بهرام با گفتن این حرفت بهم می فهمونی بارها کون کردی از پیرزن و زن میان سال گرفته تا کون دختری مثل من ...مگه نه ؟.....اره عشقم ولی هر کردنی مثال کردن کون توی سارای من نمیشه میدونی چن ساله منتظر کردن این سوراخ کون تو هستم از بچه گی که با هم بازی می کردیم دوس داشتم نرمی باسنتو انگولک کنم و بهش دست بزنم ولی بیشتر از تو از صحرای مار مولک میترسیدم و...از سن 10سالگی دوس داشتم سوراختو بکنم و هر روز که بلند میشدم نقشه می کشیدم که به یک راه و روشی کلاهک کیر قلمیمو به سوراخ کوچولوت بزنم ولی به دلایل مختلفی نمی تونستم و اخرشم کارمون به نوازش و دست مالی ها و لاپایی ها کشیده شد و الان دیگه دارم به ارزوی چندین ساله ام میرسم ...یعنی بهرام فقط تنها ارزوت کردن کون منه ؟....نه عزیزم بازم ارزو ها دارم ولی اصل و مهمش الان جلو دستمه ....میخام سوراخ کونتو بلیسم و بوش کنم .....اووووووف اییییی جووونم جووون ...بوی کون دختری مثل تو عشقه عشق .....کیرمو نگاه کن سارا ببینش ..به خاطر کونت و زیبایی اندامت و همه چیت مثل سنگ شده ...دوس داری بخوریش ..من که کوس و کونتو خوردم وحالا نوبت توه اسلحه جنسی منو بخوری و اماده ش کنی واسه ورود به مدخل کونت .....میخورم کیرتو رو نخورم پس مال کیو بخورمش ...بزار رو زانو بشینم ..اوه بوی خاصی میده ...عزیزم بوی اب رقیق کیرمه که از شهوتم نشاط گرفته..اب اصلی و اب منی در اخر عشق بازی از کیرم تراوش خواهد شد ....اون اب اصلی غلیظ و پر ملاته ...خخخخخ....اوووه چه خوب تا راه داره و اذیت نمیشی در دهنت فرو کن و بمکش و زبونتو در دهنت بهش بزن تا بهتر لذتشو ببری ...چشم بهرامم بازم یادم بده ....عزیزم وقت نداریم ادامه یاد گرفتن سایر جزئیات ساک زدن بمونه واسه نوبت بعدیمون ..فقط الان کمرتو بده تو و باسنتو تا میتونی بزن عقب میخام یک ضرب سوراخ کونتو بکنم طاقت و تحمل ندارم ....موافقم بهرامم جوونم منم طاقت ندارم دوس دارم هر چه زودتر کیرتو در کونم حس کنم فقط هوامو داشته باش..یه کاری کن دادنزنم ...میترسم بهراممم...اه ....عزیزم با اب کوس مال خودت و با انگشتم تلاش می کنم که گشادش کنم ...اووووف سارا خوشم اومد که موهای اطراف کونتو نزدی خوب کاری کردی هر چی طبیعی تر باشه لذتش بیشتره ....خوشحالم بهرام که اینو می شنوم زنت شدم اصلاحش نمی کنم مگه اینکه خودت نخای ......جووونم قربون کون دست نخورده ات برم من البته سارا می شناسمت و کاملا میدونم که دختر پاک و سالمی هستی ولی لطفا اگه غیر از اینه و احیانن به پسری کون دادی بهم بگو .....اخیش بهرام مگه منو نمی شناسی و بهم اعتماد نداری ...عزیزم میخام صدرصد مطمئن بشم ....نه نه اصلا کون ندادم فقط بارها در خیابون و جاهای شلوق انگشت تو کونم زدند و باسنمو دست کشیدند خب من که خودم نمی خواستم ....اهان عزیزم ناراحت نشو هر دختر و خانمی حتی پیرزنا هم در خیابون و بازار دست مالی میشن و طبیعیه من ناراحت نمیشم فقط عکس العمل تو در لحظه انگشت خوردن و مالوندنت چطور بوده ..راستشو بگو تا وقتیکه سوراخ تو گشاد می کنم واسم بگو برام جالب و لذت بخشه ...اه بهرام توم ازم چیا میخای راستش اولاش از ش شوکه میشم و بعد از اینکه از شوکش خارج میشم یک جس خوب و خاصی بهم دست میدخه و هوس می کنم همون لحظه بازم دست مالی بشم ولی این حس فقط برای چن دقیقه س و بازم نرمال میشم .....عزیزم دستی که کون تورو دست مالی می کنه خورد و خمیر بشه چون این کون مال بهرامه ..می فهمی ..اررره مال خودته اه بهرام ازکارت تا حالا خوشم اومده ادامش بده ..........عزیزم خبر نداشتی انگشتمو دو تایش کردم خخخخخ..واقعا بهرام یعنی الان با دو انگشت کونمو بازش می کنی ؟...یعنی درد حس نمی کنی ....نه بهرامم جوونم ...اگه کون دادن اینجوریه بیخودی نگرانش بودم .....ولی عزیزم اصل کاریش مونده اماده باش که کیرمو داخل کونت کنم قبلش کمی بخورش و خیسش کن تااذیت نشی ..بده بخورمش ..نوش جونت ساراجوون...مرسی بهرامم جون معلم درس کون کردن خوبی هستی تا حال که ازش بخوبی استفاده کردم .....عزیزم بلند شو به همون استایل قبلی حالت بگیر و با دو دستات دو طرف ماهیچه کونتو ازم باز کن و کمی به سوراخت فشار بیار و باز ترش کن فرض کن که داری قضای حاجت انجام میدی میدونم قبلا داخلشو تخلیه کردی چون بوی خوبی میده ...اهان افرین ....اماده باش ....کلاهک رو ابتدا فرو کنم ....اخ اخ اخ اخ ..وایییییییییی ..نه نه بهراممم ..درد دارم متوقفش کن .......چی شده اینجا چه خبره از خواب بیدارم کردین .....اوه بهرام تویی واییی ترسیدم ....این دختر خانم باید سارا جون باشه درسته ؟ ...داری چیکارش می کنی بهرام ...؟.....نازنین نترس من و سارا باهم دوستیم وبهم علاقه داریم تجاوزی در کار نیس ..واقعا بهرام باور کنم سارا راست میگه .....اررره نازنین خانم من راضیم بهرام دروغ نمیگه ...از چیش رضایت داری سارا از جلو بهش میدی یا عقب ؟.....با اجازتون از عقب ....ههههههه...اه خدا رو شکر بعد از اون همه ترس و نگرانی موقعیتی پیش اومد و خنده ام گرفت .....اولین بارته کون میدی ....اره نازنین اولین بارشه ....بهرام لطفا تو ساکت شو و حرف نزن بهت دستور میدم دهنتو ببندی هنوز من دبیر تم و دانش اموزمنی بزار خودش جواب بده برام جالبه حرفای سارا رو بشنوم ...خب جواب ندادی اولین بارته کون میدی ...بله خانم نازنین .....تعارفاتو دور کن و بهم نازی جون بگو ...اره نازی جون ..خب این فریادی که زدی واسه چی بود ...روم نمیشه بگم نازی خانم ...گفتم بهم بگو نازی جوون و خجالت رو دورش کن تو که لخت و عریان واسه یک پسر غریبه قمبل کردی که کون بهش بدی دیگه روم نمیشه و خجالت می کشم معنایی برات نباید داشته باشه ...منتظرم جواب بشنوم ....اخه نازی جوون درگاه کونم بهش فشار اومد ..اهان پس به سوراخ کونت فشار اومد ههههه .خودت چه فکری می کنی چرا بهش فشار اومد ؟....اخه نازی جوون فکر کنم کیر بهرامم کلفته ....و دیگه ....همون نازی جوون ..خب تصور نمی کنی شاید دلیلش از تنگی کون خودت باشه و یا خوب گشاد نشده ....ها ...نمی دونم نازی جوون ...بزار ببینمش سوراختو ....اووووف دخترجوون چه کونی داری تووو ...اه خدای من...و به اندازه کافی هم گشادش کرده ..بهرام در کارش وارده افرین پسر ...ولی چرا درد داشتی اینش مهمه...پس نتیجه می گیریم کیر بهرام خان کت و کلفته و بهت فشار اورده ..پس لازم شد که من کمکت کنم ...قبل از کمک من ...بازم ازت میپرسم دوس داری واقعا بهش کون بدی ....ارره نازی جوون ..دوس دارم تجربه اش کنم همه هم کلاسیام ازکون دادناشون میگن و من چن بار و برای اینکه کم نیارم بهشون چاخان گفتم و الکی گفتم که منم کون میدم و یک بار یادمه اونقد کم اوردم و که از دهنم در رفت و گفتم دو تا کیر تو کونم رفته و تحملش کردم اون لحظه خیلی حال کردم چون اونا کم اورده بودند .......ههههههه ..اه خدای من بازم منو وادار به خندیدن کردی ازت ممنوم سارا جوون واقعا حالمو بهتر کردی .....خوشحالم که باعث خوشحالی و خندیدن شما نازی جون شدم ....مرسی سارا جوون ...خب هر چند خودمم کونم درد می کنه ولی دوس دارم در تجربه اولین کون دادنت کمکت کنم .....بیا عزیزم بغلت کنم و لبای همو بخوریم بهرام من از جلو می بوسمش و نوازشش می کنم و توم از عقب کیرتو در چاکش بالا و پایین کن و لحظه ای گفتم بکن فوری کیرتو در کونش فرو کن فهمیدی ......چشم دبیر خودم نازی خانم ....قربون این دختر خوب و کون نداده خودم برم من که از چشاشم کمی اشک اومده گریه ات لابد ناشی از کیر کلفت بهرامه که نشد وارد کونت بشه درسته ...اررره نازی جوون خیلی درد گرفت ... ببینم سارا جوون خوب چیزی گفتم که کیرشو در چاکت بالا و پایین بکنه بهت جس خوبی میده درسته ؟..ارره نازی جوون خیلی حال میده خوشم میاد بهش بگو بیشتر فشار بیاره .....بهرام شنیدی سارا جونمون چی گفت خوشش میاد کیرتو با فشار در چاکش بکشون جوری که اثارش روی پوست باسنش و بمونه ...اطاعت استادهر چی خانما بگن .....خوبه الان سارا جون خوشت میاد؟ ...اررره بهراممم مرسی خیلی خوبه .....اهان خب دیگه به اندازه کافی لبات و گونه هات و پستونات رو بوسیدم و خوردم و اماده باش کیر بهرامو در کونت قبول کنی اماده ای سارا جوون ..ارره نازی جوون من حطاهراضرم .....بهرام اماده باش ...و سارا جون توم با دستات ماهیچه باسنتو از هم باز کن و وو.....بلدم نازی جوون باقیشو بهرام یادم داده ..لپای کونمو از هم باز کنمو بعدشم به سوراخم فشار بیارم که باز تر بشه ...هههههه افرین دختر خوب یاد گرفتی مراسم کون دادنو شنیدی بهرام سارا جونت تا حالا درساشو خوب یاد گرفته ... بهتره سارا جوون بهت نوید و مژده بدم که کونی خوبی میشی ههههههه...بازم خندیدم ..واقعا اگه اینجا نمی اومدین هیچ دکتری منو این جوری سرحال و قبراق نمی کرد ...خب لباتو بده بخورم و مکش بزنم ...بهرام لباشو که گرفتم و خوردم با همه زورت کیرتو تو کونش فرو کن و از فریادش واهمه نکن فریاد زد خودم جلوشو می گیرم ........چشم اطاعت .......اووووخ نه نه ....واییییی .....نازنین کیرم تا دسته تو کونش رفته ولی پاهاش بد جوری می لرزه ....اووه اووه ...لبامو ول کن لطفا چشام سیاهی میره اخ اخ خدای من ...مامانی وو بابا یی ...مامان طاهره بدادم برسین ...قربونت برم سارا تحمل کن ..چند بار تلمبه بخوری بهش عادت می کنی اخ بمیرم واسه اون اشکات ...اخ اخ ناری جوونم درد می کنه .....تحمل کن سارا جوون بزار بوست کنم و بازم پستوناتو بلیسم و دست بکشم ...بهرام تلمبه هاتو کم کم تندتر کن تا زودتر بهش عادت کنه زود باش ...افرین ....واییی خدای من نارنین نگاه کن سارا جون خودشو خراب کرد .. شاشید ....ههههه...اه ببخشید نتونستم خودمو نگه دارم درد کونم کنترل مثانه مو ازم سلب کرده بود ...مهم نیس سارا جوونپیش میاد فدای سرت من اوایل یادمه یک بار اینجوری شدم و خودمو خیس کردم ولی بعدش شدم یک کونی جنتلمن و عالی و توم سارا جوون همین جوری خواهید شد ...درسته عزیزم فدای اون کون تنگت که دیگه با کیرم فتح شد ...اه اه اه دردش کمتر شده مرسی نازی جوون اگه تو نبودی واقعا نمی تونستم تحمل کنم .....مرسی سارا جوون قابل شما و کونتو نداشت بهرام سرعت تلمبه هاتو بیشتر کن ..تا جایی که میتونی وراه داره کیرتو فرو کن که حسابی کونیش کنی ....اخ جوون نازنین باور کن سوراخ تنگی داره کاش کیر داشتی و توم سارا رو ترتیب می دادی .....ارره کاشکی ولی اگه هم کیر داشتم توان و انرژیشو الان نداشتم چون یک ساعت قبل ......چی میگی نازنین ..هیچی حالم خیلی خراب بود نزدیک بود کاملا بیهوش بشم حرفشو نزنم بهتره ....اه اه اه دارم ارضا میشم ابمو چیکارش کنم ..نازنین سریع جواب بده ..بریزش تو کونش تا قطره اخرشو ...اومد ریختم .....اووووی وای وایی بهرامم ابت داغ بود کونمو داغتر کرده ....دیگه درد ندارم ...چه حالی داشت لطفا بازم تلمبه بزن دوس دارم ....چشم عزیزم تا وقتیکه کیرم سفته بهت تلمبه میزنم ...اوووف چه صدای چالاپ چالاپی براه انداختین ....ههههه ....خیلی لذت بردم از کون سارا جوون ....اه منم بهراممم فقط اولاش فاجعه بود ولی بعدش شد برام بهشت شد ....اه منم حالم خوب شد و از بیماری روحی و جسمی و رنجم خلاصم کردین بازم میگم اگه شماها نبودین الان چه بسا در راه بیمارستان بودم ...بازم مرسی ولی سارا به من بدهکاری ....چرا نازی جوون چه بدهکاری ...باید سر فرصت باهات لز حسابی بکنم و به روش خودت بکنمت ...نتونستم و نشد امروز سرویست کنم ......و
.........
این چنین سارا برای اولین بار کون داد و به کسی هم داد که دلش می خواست و ارزوشو داشت و بهرام هم از چنین سکس انالی لذت وافیشو برده بود و در زمره بهترین سکساش قلمداد شد مهران همچنان در داخل مجلس جیران و سرگردان در پی مرد ناشناس و متجاوز گر می گشت ولی ره به جایی نمی برد و نگرانی از نازنین بیشتر عذابش می داد و واقعا هم بهرام و سارا به نوعی فرشته نجات نازنین شده بودند چون نیمه بیهوش و با انبوهی نگرانی و ترس و اضطراب در روی تخت و خواب ولوافتاده بود ولی با فریاد بلندی که سارا کشید یک باره بیدار شد و با مشارکت در سکس انال سارا و بهرام ریلکس و نرمال گردید ..طاهره با دعوتی که شهریاربرای اجرای رقص دو نفره ازش کرده بود ابتدا با ناز و ادا و مخالفت و فیلم بازیاش ظاهرا سعی می کرد که حتی در اون وضعیت نیمه مست گونه اش و سرخوشیش خودشو پیش دومادش سنگین و با وقار جلوه بده ولی در درونش هوسی نهفته و خطرناک جوانه زده بود و هر لحظه قدرت اراده و مقاومتشو ازش می گرفت و دوس داشت که شهریار واقعا برپیشنهادش پافشاری کرده و حتی به زور به اغوشش بکشه ...و در نهایت هم بااصرار شهریار مواجه شد چون اونم حالش دست کمی از طاهره نداشت شهریار تحت تاثیرات مخرب معجونی که خورده بود و زیبایی و جذابیت فوق العاده مادرزنش ...شهوت وجودشو گرفته بود و می خواست به بهونه رقصی که در سالن همه گیرشده بود اندام طاهره رو برای اولین بار در دستاش بگیره و لمس و بغلش کنه ... تم موسیقی و ارووم ش اجازه خوبی به شهریار می داد که دستاشو به شکل و فرم و ایده الش در کمر و ابتدای قسمت بالای باسنش به اجرا بزاره کف دستای ورزش کاری و پهنش بخوبی نرمی بالای چاک کونشو مال خودش کرده بود کیرش از همون ابتدا که در سرمیز کنار طاهره نشسته بودبر خلاف خواسته اش ولی از شدت شهوتش به اهتزاز درومده بود هردوشون ساکت و بدونه گفتن کلامی فقط بهم دیگه چشم دوخته بودند ...طاهره دوس داشت احساسات درونی و واقعی دومادوشو بدونه و دلش می خواست شهریار براش جملات عاشقانه و پر حرارت بگه و حس می کرد که گاها انگشتای یک دستش پایین تر از حد ی که در چنین رقصی از یم مرد جنتلمن و مودب انتظار میرفت ...پایین تر میره و حتی نوک انگشتاش نرمی باسنشو فشار خوبی می داد ..دست دیگه اش دور کمرشو گرفته بود ...نگاه شهریار اینک به تیکه لخت بالای پستونای سفید طاهره رفته بود و ناخوداگاه چاک و پیرامون سینه هاشو می دید ...طاهره در این لحظات بر طبق عادتی که گاها داشت افت فشار گرفته بود و اندامش تا حدودی به لرزش و ارتعاش افتاده بود و ........
طاهره خانم می لرزین ...سردتون نیس؟.....نه اقا شهریار کمی افت فشار گرفتم عادت دارم ...میخاین بشینیم و یا براتون نوشیدنی و خوردنی بیارم میل کنین ؟.....
طاهره حتی اگر هم بیهوش میشد حاضر نبود این شرایط زیبا و پر احساسشو ول کنه چون در اغوش مرد جذاب و خوش قد و بالا و جوونی قرار گرفته بودکه از خودش نزدیک بیست سال جوون تر بود وواقعا تحت تاثیر قوی حس شهوتش قرار گرفته بود و لذا ترجیح داد که به رقصش با شهریار ادامه بده ولی لرزش تکوناش بیشتر شده بود و شهریار ناخوداگاه ناچار شد طاهره رو بیشتر به خودش بگیره و این چنین بهم چسپیدند و طاهره از این لحظه کیر برامده و سفت دومادشو به عینه حس می کرد واین حس زیباولی نامحرم رو دردرونش بخوبی هضم می کرد و پرو تئین حشر گونه اش بلافاصله بر شهوتش اضافه می کرد کوسش از ابی که ازش ترشح میشد شورتشو کم کم خیس می کرد و در لحظاتی که رونا و پاهاشو تکون می داد بخوبی حسش می کرد مطابق معمول کوس ناطق و بلبل زبونش به سخن وری افتاده بود و ازش کیر می خواست ...کیر کلفت شهریار انگار به دهن کوس طاهره خوب مز مزه شده بود و اشتیاقشو به طاهره چند بار اعلام می کرد ....و همه این صحنه و اتفاقات شهریار و طاهره رو دقیقا از فاصله حدود 10 متری ..سحر با چشای خودش می دید و از زیر چادر مشکیش با اشتیاق و هیجان و کمی نگرانی و حسادت به حرکات و دستای شوهرش بخوبی خیره شده بود ..سحر هم شهوتی شده بود شهوتی با طعم و بوی حسادت و تشویش و هیجان که تا حالا تجربه اش نکرده بود ...تورج کماکان تلاش می کرد بهش نزدیک تر بشه و رون لاغرشو به رون پر و گوشتی و نرم سحر بچسپونه و چند بار در تلاشش موفق شد ولی هر بار سجر خودشو جمع تر می کرد و ازش جدا میشد ..در این لحظات سحر می دید کیر شوهرشو که بخوبی از وسط شلوارش برامده و بلند شده بود و به وسطای بالای کوس مامانش می خورد و دیگر استانه تحملش به اتمام رسید و تصمیم گرفت که چادرشو از خودش دور کنه و کشف حجاب کنه ....لباسی که در زیر چادرش پوشیده بود یک بلوز و شلوار تنگ و کاملا بدن نما سفید و برفی بود که زیر چراغ های متعدد و پرنور سالن مراسم هر چه بیشتر جلوه شو نشون می داد ...باسن خوش عیار و خوشکلش که خط شلوارش کاملا در چاکش فرو رفته بود چشمای هر بیننده ای رو براحتی به خودش جذب می کرد پستونای سفت و با نوک برامده اش که با تکونای بدنش به خوبی به ارتعاش در میومد ...بر زیبایی این لباس هر چه بیشتر افزوده کرده بود واین چنین و در حالیکه کاملا می دید شوهرش باسن خوشکل مامانشو کم کم داره نوازش و می مالونه ..به یک باره سحر بلند شد وبرگشت و نقابی که قبلا در زیر چادرش اماده کرده بود به صورتش گرفت و چادرشو از سرش دور کرد و روی تورج پرتش کرد و خودشو به همه حضار نمایون کرد ....سحر هنوز چهره واقعیشو رو نکرده بود و انگار نقشه ای در استینش داشت .....
      
Nanamagikc مرد #1,018 | Posted: 1 Aug 2020 23:59
کاربر
 
azadmaneshian
عالی بود مرسی
      
Bamandek #1,019 | Posted: 2 Aug 2020 00:03
کاربر
 
azadmaneshian
دست مریزاد بالاخره گزاشتی
بعد دو هفته شروع خوبی بود
      
KohkanFarhad مرد #1,020 | Posted: 2 Aug 2020 00:07
کاربر
 
ایوالله دمت گرم منتظر قسمت‌هایی که قولش رو دادید درباره سحر هستم درباره نداشتن آنال سکسش
      
صفحه  صفحه 102 از 105:  « پیشین  1  ...  101  102  103  104  105  پسین » 
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی / خاطرات بهرام و مامانش

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا