خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی /

گمشدگان


صفحه  صفحه 3 از 3:  « پیشین  1  2  3
boyhell مرد #21 | Posted: 3 Apr 2020 15:07
کاربر
 
لطفا زودتر بنویس و آپلود کن خیلی فاصله بین قسمتهای داستان زیاده
      
ARSHAM_98 مرد #22 | Posted: 6 Apr 2020 13:30
کاربر

 
با سلام
تا اینجا داستان خوب بوده،گرچه یکم فراتر از واقعیته
منتظر آپدیت قسمتهای جدید هستیم
امید است که زودتر آپ شود.
تشکر
      
zeyaamir #23 | Posted: 7 Apr 2020 18:50
کاربر
 
با رفتنشون نفس راحتی کشیدیم . چی فکر میکردیم چی شد .قایق داشت همپنان دور میشد و رسید به قایق

اصلی هنوز نمی شد ریسک کرد و از جامون بلند شیم . گفتم مریم تو که طاقت اوردی یه ذره دیگه هم تحمل کن وزن

منو نباید ریسک کنیم . قایق اصلی راه افتاد و رفت . از جامون بلند شدیم . سعی داشتم یه جوری برامدیگی جلوی

شلوارمو پنهان کنم . بعد از جریان زخمی شدنم دیگه اصلا راحت نبودم و کلا نمی خواستم وارد هیچ موضوعی از این

دست با مریم بشم . متوجه نگاه زیر چشمی مریم به برامدگی جلوی شلوارم شدم ولی به روی خودم نیاوردم . منم

ناخوداگاه نگام به جلوی مریم افتاد .جلوی شلوارکش به وضوح به اندازه یه سکه خیس بود . پس دیگه جای خجالتی

نداشت اون بیشتر از من تحریک شده بوده که از چند لایه پارچه هم باز خیسیش معلوم میشد . به هر جهت خودمونو

جمع و جور کردیم مریم هم متوجه نگاه من به جلوش شده بود ولی به روی خودش نیاورد . کنجکاوی داشت اذیتم

میکرد باید میفهمیدیم اونجا چی دفن کردن .

.... مریم نظرت چیه بریم ببینیم اونجا چیه ؟

....بریم من حرفی ندارم ولی باید خیلی مواظب باشیم نفهمن شاید علامت چیزی گذاشته باشن

وقتی رسیدیم اونجا با احتیاط نگاهی کردیم . یه دونه چوب خشک مورب روی اون قسمت توی زمین بود یه تکه چوب

نازک که اصلا در حالت عادی جلب توجه نمی کرد انگار که خودش افتاده باشه ولی قشنگ معلوم بود علامته . با

احتیاط جهت قرار گیریش و زاویه شو به خاطر سپردیم و اونو در اوردیم . بعد اون قسمتو یا دست زدیم کنار تا رسیدیم

به یه جعبه حدودا نیم متری. شن ها رو زدیم کنار و در جعبه رو با احتیاط با زکردم . توش یه بسته نایلون سیاه رنگ

بود و 5 بسته 100 دلاری . دیگه معلوم بود تو نایلون چی هست و نیازی نبود که حدس بزنیم . مواد بود احتمالا هرویین

بود .خواستم بسته رو بذارم سر جاش که یه اسلحه کمری هم توی جعیه دیدم . ...

.... مریم شانس اوردیم که اینا ما رو ندیدن حتما کارمونو میساختن

...... اره حالا چیکار کنیم دیر یا زود پیدامون میکنن اینجا جزیره بزرگی نیست کافیه یه دور بزنن دورتادور جزیره رو...

..... اره راست میگی اگه یه دور کوچیک دور جزیره بزنن وسایلا رو کنار ساحل میبینن

..... من خیلی میترسم

... نگران نباش بالاخره یه کاری میکنیم

همه چیو برگردوندیم سرجای اول و جای پامونم پاک کردیم و برگشتیم تو جنگل . باید فکری به حال وسایلا و از بین

بردنشون میکردیم و اینکه اثر حضور ادم رو باید کلا از بین میبردیم و خوبیش این بود خونه ای رو که ساخته بودیمو اگه

استتار میکریم به این راحتی معلوم نمی شد و این باعث میشد این همه زحمتون بر باد نره از این بابت خوشحال بودم

.هوا تاریک شده بود برگشتیم سمت خونه . امروز استرس زیادی بهمون وارد شده بود و باید استراحت میکریم . تو

کلبه تقریا هیچ امکانی جز تخت نداشتیم ولی بازم احساس راحتی به ادم دست میداد بالاخره خونمون بود و اونجا

سکونت داشتیم . هوا تاریک بود و هیچ صدایی جز امواج اروم دریا نمیومد . مریم سکوتو شکست .

.... مهران خیلی دلم گرفته دلم خیلی تنگ شده .

صداش به وضوح میلرزید و هیچ سعیی برای پنهان کردنش نداشت

.... منم همینطور

...خیلی میترسم . دیگه با این وضعیت امیدی برای نجات هم ندارم

.... اتفاقا من امیدم بیشتر شده میدونی چرا ؟

با تعجب با پشمهای پر اشکش نگام کرد و گفت :چرا ؟

.... ببین قایقی که اینا باهاش اومدن خیلی بزرگ نبود و از این تفریحی های کوچیک بود . این جور قایقا برای دریاهای

دور نیستن و بیشتر در دریاهای اطراف بنادر میچرخن و این یعنی اینکه فاصله ما با یکی از بنادر زیاد نیست

..... اره ولی اینو هم در نظر بگیر که احتمالا اینجا پرتردد نیست که اینا اومدن و موادشونو پنهان کردن

..... درسته ولی بالاخره راهی پیدا میکنیم

..... یه چیز دیگه احتمالا دریا ما رو خیلی از محل سقوط دور کرده و جایی خیلی پرت اورده که ظن کسی بهش نمی رسه

..... اره درست میگی به این فکر نکرده بودم

.... مهران اگه اینا مارو پیدا کنن و بلایی سرمون بیارن چی

صدای لرزون مریم اروم اروم به هق هق تبدیل شد ..

اروم رفتم سمت مریم و دستمون انداختم دور شونه هاش .

..... نگران نباش نمیذاریم اتفاقی بیفته من همه تلاشمو میکنم تا ازت محافظت کنم . شاید تا حالا نتونستم کاری

واست بکنم ولی بدون با تمام وجودم سعی میکنم ...واسه هردومون

اروم شونه هاشو کشیدم تو بغلم . خودشو شل کرد میدونستم الان احتیاج به قوت قلب داره . نگران نباش ما باهمیم

. فکرشو بکن اگه من یا تو به تنهایی اینجا بودیم چقدر سخت تر بود . لااقل الان تنها نستیم و پشت همیمم . صدای

گریش اروم تر شده بود داشت به حرفام گوش میکرد . همون جوری که تو بغلم بود اروم موهاشو بوسیدم . برگشت و

نگاهی بهم کرد . خواستم بگم منظوری نداشتم که سرشو اورد جلو وگونمو بوسید و گفت ممنون که هوامو داری

احساس کردم گونم گر گرفت . دلم برای بوسیدنش پر میکشید ولی دیگه نمی خواستم احساس سو استفاده یا بی

جنبگی از من بهش دست بده . فقط نگاش کردم و هیچی نگفتم . اونم نگام کرد .نگاهش متفاوت از همیشه بود .

رگه ای از احساس و میشد دید . منم احساسم بهش تغییر کرده بود . انگار دوسش داشتم . فقط دوست داشتن .....

نگاهشو بر نداشت و اروم چشماشو بست . سرشو اورد جلو و دوباره صورتمو بوسید . یخ کرده بودم . احساس

خلسه داشتم . انگار بار اوله میبینمش . مبهوت فقط نگاهش میکردم دلم نمی خواست تموم شه . به خودم جرات

دادم و منم گونشو بوسیدم . چشماشو باز کرد و چند تا تار موی پیشونیمو زد کنار . میشد گرمی نگاهشو حس کرد

اینبار میم بود که سرشو اورد جلو و لبامو بوسید . باورم نمی شد . ما مست نبودیم اینبار . منم به ارومی به بوسش

جواب دادم . طعم لبش ....

گرمی نگاش ... زیبایی صورتش مستم کرده بود و بیخود از خودم . اصلا تحریک نشده بودم دلم می خواست ساعتها

ببوسمش . بدون هیچ عجله ای اونم به بوسه های من اروم و بی عجله جواب میداد . پر از حساس بود بوسه هاش و

اینو من میتونستم به راحتی حس کنم . مریم اون مریم قبل نبود . حالا احساسمون به هم عوض شده بود و نمی شد

منکر شد که دوستش داشتم . تازه داشتم اینو میفهمیدم . مریم کامل تو اغوشم بود و دستام مثل اینکه گنجی از

گنجی مواظبت کنه اونو در بر گرفته بود . کمی جابجا شد تا کامل تو بغلم جاشه . . دستامو محکم تر انداختم دورش

و کامل کشیدمش تو بغلم . بوسیدمش و بوسیدمش . تمام صورتشو تمام اجزای صورتشو . اروم و بی عجله .

چشماش بسته بود و خودشو رها کرده بود تو بغلم . کمی نگاش کردم . چشماشو باز کرد . اونم نگام کرد. سرمو

بردم جلو و کنار گوشش زمزمه کردم

..... دوست دارم مریم .....

لرزید . دوباره چشماشو بست و گفت منم دوست دارم

روی تخت کنار هم دراز کشیدیم . من فقط میبوسیدمش و نگاش میکردم . انگار تازه اولین باره دارم میبینمش .

دستاشو انداخت دورم و از زیر تیشرتم برد تو . کمرمو نوازش کرد . چقدر نرم و لطیف بود . نمی خواستم احساس کنه

هدفی دارم . به همین خاطر بدنشو لمس نکردم . خودش دستمو گرفت و گفت نوازشم کن . دستامو بردم تو

لباسش از پشت کمرشو نوازش کردم . خودشو جابجا کرد تا بتونم لباسشو در بیارم . سینه هاش چقدر خوش فرم و

زیبا بود نور ماه از در میتابید تو و زیبایی تنشو چند برابر میکرد . دستمو بردم زیر گردنش و نرم نوازش کردم تا روی

سینه هاش . هنوز تردید داشتم ولی بسته شدن چشماش و اه خفیف همه تردیدمو برطرف کرد . از روی سوتین

سینه هاشو نوازش کردم و ریز ریز فشارشون دادم . هیچ عجله ای نداشتم دلم میخواست نقطه نقطه بدنشو کشف

کنم . مریمو چرخوندم که خودم بیام بالا و مسلط تر باشم . صورتشو ریز ریز بوسیدم . اینبار چشماش کاملا باز بود و

هر از گاهی که نقطه حساسی رو میبوسیدم اه خفیفی میکشید و چشماشو میبست . گردن زیبا و بلورینشو

بوسیدم تا بالای سینه هاش . گردی و تپلی سینه هاش که از کنار سوتین زده بود بیرون رو بوسیدم و مکیدم . صدای

نفساش تند تر شد . معلوم بود رو سینه هاش حساسه . خود ش کمرشو بلند کرد و گفت بازشون کن عزیزم ...

عزیزم ... چقدر این کلمه رو زیبا کرد . دلم ضعف رفت . غزن سوتینو با یه دستم باز کردم و سوتینو در اوردم . سینه ه

هاش سفت و سر بالا بودن . سر قهوه ای کمرنگش سفت بود و زیر نور ماه خود نمایی میکرد . نوک سینشو بوسیدم

. دوباره و دوباره و دوباره اینقدر بوسیدم که احساس کردم از بوسیدنش نه تنها سیر نمیشم بلکه عطشم بیشتر

میشه . سر سینه هاشو به نویت خوردم . دستشو کرد تو موهام و اروم به خودش فشار داد با دست دیگش کمرمو

نوازش میکرد . سینه هاش خوش طعم ترین چیزی بود که تا حالا خورده بودم .نمیخواستم دردش بگیره ولی بعضی از

مکیدنام کمی شدتش میرفت بالا صدای اهشو در میاورد سینه هاشو گرفتم تو دستا م و هر دو رو به هم نزدیک کردم

. درشتیش اجازه میداد که نوک سینه هاش به هم برسن . بعد هر دو رو باهم یه جا مکیدم .صدای اه و نفسش بلند

تر شد . زیر لب دوست دارم ارومی گفت که احساسمو بیشتر کرد به خودش . سینه هاشو اروم به دسنتام فشار

دادم و ریز ریز شکمشو بوسیدم تارسیدم به نافش . زبونمو سفت کردم و داخل نافش چرخوندم . با رسیدن به

شلوارک هنوز مونده بودم باید ادامه بدم یه نه که فشار دستش رو سرم مهر تاییدی بر تردیدم بود . با دندون دکمه

های شلوارکو باز کردم دلم نمیومد دستمو از روی سینه هاش بردارم خودش به کمکم اومد و شلوارکو سر داد پایین

رون سفیدش زیر نور ماه مثل یه الماس میدرخشید بدون هیچ تار مویی . نرم و سفید . رونشو بوسیدم دستام هنوز رو

سینه هاش بود و داشتم اونا رو اروم میمالوندم . خودشت دستمو جدا کرد و گذاشت روی رونش . به اینجا بیشتر انگار

حساس بود . اومدم پایین تر دو تا دستمو انداختم پشت رونش و بلندشون کردم . خودش کمک کرد و پاهاشو اورد بالا

. بوسیدن رونش و لیسیدن پشتش صداشو از اه به اوم اوم تبدیل کرد . از پشت روون تا نوک انگشتاشو بوسیدم .

شورت توری صورتی رنگش کاملا خیس بود . میدونستم امشب مال خودمه و هیچ عجله ای برای رسیدن به بهشتش

نداشتم .دوباره از نوک انگشت بوسیدم تا انتهای رونش خواستم این مسیرو تکرار کنم که با دستش سرمو نگه

داشت و فشار داد سمت کسش . ازروی شورت قلمبه زده بود بیرون بار اول ندیده بودم یا شایدم مستی از یادم برده

بود . کسش قلبمه از زیر شورت زده بود بیرون و چاکش معلوم بود . از روی شورت زبون کشیدم و بوسیدم . ارم لبه

شورتشو کشیدم به یه طرف و کس بی موو سفیدشو دیدم . برق میزد . خیس بود و براق . خودش کمکم کرد تا درش

بیارم . دو تا پاهاشو جمع کردم تو سینش که تمام کسش بیفته بیرون . از بالای کسش بوسیدم و مکیدم . یه بوسه

یه مکیدن ریز با هم تا رسیدم به سوراخ کسش . همین مسیرو چند بار طی کردم . صدای اهش بلند شده بود و هیچ

اصراری بر پنهان کردن لذتش نداشت . سرشو بلند میکرد و نگاه میکرد . لبشو با دندون میگزید و سرمو فشار میداد

روی کسش . . زبونم سفت کردم و از پایین سوراخ کسش کشیدم تا بالای چوچولش . این کارو چندبار تکرار کردم و بار

اخر که رسیدم به چوچولش به جای لیسیدن با دوتا لبم گرفتمش و کشیدم تو دهنم و شروع کردم به مکیدن و

همزمان لیسیدن باز زبونم . مکیدن و لیسیدن همزمان چوچولش صدای اهشو بلند تر کرده بود . دو تا پاشو حلقه کرد

دور کمرم و قفل کرد . منم چوچولشو با لذت میمکیدم و میلیسیدم . انگشت بلند دست راستمو همزمان کشیدم لای

کسش . سوراخشو قشنگ حس میکردم که داره باز میشه ,به نهایت تحریک داشت میرسید . انگشتمو کردم تو و

توی کسش و نقطه جی رو نوازش کردم فشار پاهاش بیشتر و بیشتر میشد و یه ان اه بلند کشید و کسش شروع به

زدن کرد تو دهنم .. ازضا شده بود . قدرت پاهاش بیش از حد تصورم بود لذتی که بهش داده بودم برای خودم هم لذت

بخش بود . یه ذره دیگه تو همون حالت موندم و کسشو مکیدم تا لذتش تکمیل شه . وقتی آروم شد اومدم کنارش و

دراز کشیدم و کشیدمش تو آغوشم اونم بغلم کرد لبامو بوسید و نگام کرد . دستشو کشید به سینه ام و لباسمو در

اورد .منو خوابونو خودش اومد روم . این مریم مریم سکس اول نبود تو چشام نگاه میکرد و پشت هم لبامو میبوسید .

چشامو بستم و از لحظه لحظه در حال اتفاق لذت میبردم . شلوارکمو کشید پایین و دستشو کشید به کیرم نرم و با

احساس از کنار شورتم دستشو بر تو و کیرمو که هر لحظه داغ تر میشد رو با دستای ظریف و انگشتای کشیدش

گرفت و از کنار کشید بیرون هنوز شورت پام بود . چشمام همچنان بسته بود که احساس کردم کیرم داغ شد اول فکر

کردم نشسته روش چشامو که باز کردم دیدم تا حد ممکن کیرمو کرده تو دهنش . مریم داشت برام ساک میزد از

دیدن این صحنه یه ان احساس کردم ممکنه کنترلمو از دست بدم و بیام . . گفتم عزیزم صبر کن من بیش از حد

تحریکم ممکنه بیام . سرشو اورد بالا و کیرمو از تو دهنش در اورد و گفت :عیبی نداره دوست داری بیا . گفتم ولی اخه

من اینطوری دوستن دارم میخوام باهات یکی بشم . چشمکی زدو گفت شب دراز است و ما هم بیدار . جایی

میخوای بری مگه ؟ توانشو داری واسه دوبار اومدن ؟ دیگه حرف زدن جایز نبود سری تکون دادم و چشمامو بستم .

دوباره شروع کرد به ساک زدن . مریم با اون هیکل زیبا و اندام عالی داشت برام ساک میزد . فکرشم میخواست با

نهایت ممکن ارضام کنه . سر کیرم بیش از حد بزرگ و پر خون شده بود . نمی دونم چجوری تو دهن ظریفش جا شده

بود ولی به نهایت , خوب ساک میزد بدون تماس با دندونش . لباشو حلقه کرد دور سرکیرم و مکید و همزمان زبونشو

چرخوند دور سر کیرم . با یه دستش هم تخمامو میمالید و با دست دیگش تنمو نوازش میکرد . دستمو بردم سمت

سینه های سفت و درشتش . و به زحمت یکیشو گرفتم و با دست دیگم موهاشو نوازش کردم . هیچ عجله ای برای

تموم کردن کارش نداشت و با دقت مثل اینکه یه کار مهم و حساس انجام میده داشت برام ساک میزد . یه لحظه با

تمام وجود حس کردم داره پاهام سر میشه . بهش گفتم مواظب باش مریم . . یه مک دیگه زد و نگه داشت و با

زبونش دور سرکیرمو دورانی بازی داد . دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم و لذت عجیبی تو تنم پیچید . عضلات پاهام و

رونم به شدت منقبض شد . . به سختی دستمو گذاشتم زیر چونش و در لحظه آخر سرشو بلند کردم و کیرمو در

اوردم . ابم به شدت پرتاب شد روسینم . تانزدیکی های زیر چونم ریخت چهار یا پنج جهش بزرگ و زیاد . مریم همچنان

تنه کیرمو میمالید و انگشتشو گذاشته بود زیر سر کیرم و دورانی ماساژ میداد . وقتی اخرین قطره هم اومد یه لحظه

بلند شد و نشست رو کیرم . تمام کیرمو به زحمت جا داد توی خودش . نای تکون خوردن نداشتم . دوست داشتم یه

ذره صبر میکرد ولی انگار باید ادامه میدادم . مریم فقط نشست رو کیرم و دیگه تکون نخورد . خم شد روم و لبامو

بوسید . منم همراهیش کردم . چشمامو و گونمو و صورتمو بوسید و همزمان فقط عضلات داخلشو منقبض و منبسط

میکرد . احساس عجیبی بود هیچ وقت همچین تجربه ای نداشتم . یه چیزی مثل پر داشت از داخلش کیرمو ماساژ

میداد . خیس و نرم و داغ . یواش یواش داشتم برمیگشتم . 3 تا 4 دقیقه بدون تکون خوردن اینکارو ادامه داد دیگه به

حد آمادگی رسیده بودم اینو بعد از اولین اهم فهمید و شروع کردبه بالا پایین شدن رو کیرم . دستامو انداختم زیر

رونش و همزمان رون سفید و تپلشو فشار دادم . خوشش اومد احساس کردم اونم داغ تر و خیس تر شده . کمی

حرکتشو تندتر کرد . زیر نور مهتاب بدن مرمرینش و سینه های درشتش که داشت با بالا پایین شدن رو کیرم و تکون

میخورد بیشتر تحریکم کرد . انگار ریست شده بودم . خم شد روم لبمو بوسید بغلش کردم محکم و تو یه لحظه بدون

در اوردن کیرم چرخوندمش و پاهاشد دادم بالا . پشت ساق پاشو مکیدم و شروع کردم به تلمبه زدن . محکم ولی نه

با سرعت زیاد . هر فرو کردنی چون قوی بود تمام تنش و سینه های درشتش رو به شدت تکون میداد . صدای اهش

بلند شد . فهمیدم داره لذت میبره . چشماش خمار شده بود . ازم لب خواست . خم شدم لبشو بوسیدم . بغلم کرد و

تو گوشم گفت مهران میتونی محکم ادامه بدی . گفتم عزیزم از آینم محکم تر ؟ گفت هر چی میتونی .... لباشو

بوسیدم و بلند شدم .پاهاشو تا حدی که میشد دادم بالا . شروع کردم به تلمبه زدن . محکم تر از قبل . صدای برخورد

بدنامون مثل یه موسیقی تو هوا پخش میشد . پاهاشو حلقه کرد دور تنم . . مهرانم بازم محکم تر تا میتونی . سرعت

و قدرت تلمبه زدنامو بردم بالاتر . به شدت خیس شده بود . ارضا شدنمون کاملا امادمون کرده بود واسه یه سکس

طولانی و با لذت . لذت میبردم ولی خبری از ارضا شدن هیچ کدوممون نبود . . پاهاشو شل کرد و بلند شد فهمیدم

میخواد پوزیشن عوض کنه . حق داشت . 5 دقیقه یه ضرب و محکم داشتم میکردم و پاهاش و خیلی داده بودم بالا .

برگشت و داگ استایل شد . سرشو گذاشت رو تخت و تا حد ممکن قنبل کرد کسش از پشت زده بود بیرون . رو زانو

رفتم پشتش و کیرمو تنظیم کردم واسه کردن دوطرف کونشو گرفتم و کیرمو فشار دادم یه لحظه اخی گفت . داشتم

راهو اشتباه میرفتم خیسسس خییییس بود و لیز . سر کیرم رفته بود تو کونش . کشیدم بیرون . چیزی نگفت نه

رفتنش و نه کشیدن بیرون . نخواستم ریسک کنم سوراخ کونش تنگ و صورتی بود . واسه این سکس نباید کاری

میکردم که بعدها بد بشه شاید الان تو اوج شهوت میذاشت از کون بکنمش ولی ممکنه بعد ازم دلخور بشه . مونا رو

بارها از کون کرده بودم و مخالفتی نداشت . مریم هم خواهر مونا بود ولی ممکن بود بدش بیاد به هر جهت سکوتش

علامت رضایت بود البته برای دفعات بعد . تموم این فکرا تو کسری از ثانیه از ذهنم گذشت . معذرت خواهی کردم و

کیرمو تنظیم کردم رو سوراخ کسش و یه ضرب همه رو فرستادم تو . نگه داشتم و بعد از چند ثانیه شروع کردم به

تلمبه زدم . روی پاهام نیم خیز شدم . سینه های درشتش و با دو دستم از پشت گرفتم . سر مریم به یه سمت روی

تخت بود و اه بلند میکشید . با قدرت تلمبه زدنامو شروع کردم هر چی در توان داشتم برای لذت بردن هر دوتامون

گذاشتم . کیرم با شدت میرفت تو و صدای برخورد بدنامون بلند بلند شده بود . مریم دیگه تقریبا داشت جیغ میکشید

از لذت . منم با دیدنش بیشتر تحریک میشدم و ادامه میدادم . عضلات پاهام تو اون حالت داشت میگرفت ولی حس

اون لحظه نمی ذاشت به این چیزا فکر کنم . مریم برای بار دوم ارضا شد . صدای اه کشیدناش کمتر شده بود ولی

هنوز داشت لذت میبرد . سرعتمو کم کردم . کیرمو کشیدم بیرو ن و کنارش خوابیدم روبروی هم . بغلش کردم و

پاهاشو از هم باز کردم . خودمو جادادم بین پاهاش یه رونش باید میرفت زیر پهلوم . پای پچش انداختم روی پهلوی

راستم حالا بین پاهاش بودم و توی بغل هم . کیرمو فرستادم تو کسش . لبمو یا لباش قفل کرد . حرکت کیرمو شروع

کردم و با دستم رونشو نوازش کردم و همزمان لبای همو میخوردیم . دیگه داشتم ارضا میشدم با چند تا تکون دیگه

کیرمو کشیدم بیرون و همونجا ریختم روی رونش .. کرخت شده بودم لبامو همچنان میخورد ومنم زبونشو میمکید م. .

به شدت خسته بودم . بدون اینکه لباش بپوشیم همون حالت توی بغل هم خوابیدیم .....
      
hashar #24 | Posted: 7 Apr 2020 19:38
کاربر

 
عالی بود مرسی
      
ARSHAM_98 مرد #25 | Posted: 8 Apr 2020 04:44
کاربر

 
تشکر از نویسنده عزیز
      
only_me مرد #26 | Posted: 21 Apr 2020 22:41
کاربر
 
و باز هم ادامه یک داستان دیگه به تاریخ پیوست!!!
      
Oosali مرد #27 | Posted: 24 Apr 2020 01:33
کاربر

 
شما نویسنده ی توانایی هستید.
      
petifuol مرد #28 | Posted: 5 May 2020 09:56
کاربر
 
داستان خوبی هست ولی حیف که به سرنوشت بقیه دچار شد و رها گشت و به تاریخ پیوست
      
petifuol مرد #29 | Posted: 21 May 2020 09:10
کاربر
 
zeyaamir
سلام لطفا بقیه داستان را بنویسید منتظریم
با تشکر
      
petifuol مرد #30 | Posted: 21 May 2020 09:11
کاربر
 
zeyaamir
سلام لطفا بقیه داستان را بنویسید منتظریم
با تشکر
      
صفحه  صفحه 3 از 3:  « پیشین  1  2  3 
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی / گمشدگان

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا