تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

خاطرات اولین سكستون در دوران كودكی را اینجا بیان كنید

صفحه  صفحه 11 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  
#101 | Posted: 27 May 2018 19:12
سلام اینم قسمت جدید داستانم ببخشید طول کشید

پریسا حسابی حال کرده بود و ارضا شده بود اومد کنارم دراز کشید و از لبام یه بوسه گرفت بهم گفت ممنون سارا جون خیلی حال داد بهم دستت درد نکنه. گفتم پریسا یه سوال دارم گفت بپرس گفتم کوست چرا این شکلی شد قبلا این شکلی نبود گفت آخه من دیگه دختر نیستم و الان زنم قبلا دختر بودم گفتم یعنی چی یعنی سکس داشتی گفت آره گفتم با کی مگه شوهر کردی گفت نه بابا دیوونه من که هم سن خودت هستم به سن قانونی نرسیدم که شوهر کنم گفتم پس چی گفت که دوست پسرم پردمو زده گفتم دیوونه دوست پسر داری فردا بخوای شوهر کنی میخوای چیکار کنی میخوای بهش چی بگی گفت دوست پسرم منو دوست داره می خوایم با هم ازدواج کنیم برا همین خودش پردمو زده گفتم اون گفت دوست داره و تو هم باور کردی گزاشتی پردتو به همین راحتی بزنه گفت خودت چی دوست پسر داری گفتم آره منم دوست پسر دارم ولی دوست پسر من متاهله و بچه هم داره
با تعجب پرسید با مرده زن دار دوست شدی گفتم آره گفت چه جوری دوست شدید تمام قضیه را براش گفتم وقتی فهمید صادقه خیلی تعجب کردمیگفت خیلی مرد خوشتیپیه خیلی دوست داشتم باهاش دوست شم بهم گفت باهاش خوابیدی سکس داشتی گفتم بهش گفتم باهاش خوابیدم ولی سکس تا الان نداشتیم فقط در حده لاپایی زدن بوده گفت کجا باهم می خوابید بهش گفتم تو خونه شون یا تو باغشون گفت خوش به حالت ای کاش من جای تو بودم میتونستم راحت باهاش سکس کنم و اونو مال خودم بکنم گفتم اگه دوست داشته باشی میتونی باهاش سکس کنی گفت دیوونه چی میگی گفتم جدی میگم الان که شهرستانه وقتی برگشت یه روز جور می کنم میریم باغشون و سه تایی حال میکنیم گفت دمت گرم مرسی من همین الانشم اومدم اینجا بخاطر این بود که پدرم اینوراکار داشت منم باهاش اومدم ازش اجازه گرفتم که چند ساعت بیام اینجا تو رو ببینم الان هم میاد دنبالم و باید برم گفتم چقدر بد بازم باید بری گفت آره ولی اگه تونستم بازم میام پیشت میبینمت مراقب خودت باش و با صادق حسابی خوش بگذرون زنگ خونمون به صدا درآمد آیفون جواب دادم پدر پریسا بود تا جلوی در با پریسا رفتم با بوسه از لبای هم از هم خداحافظی کردیم پریسا سوار ماشین پدرش شد و رفت
دوباره تنها شدم ولی این تنهایی زیاد طول نمیکشید چون تا دو سه روز دیگه صادق از سفر برمیگشت ومن ازتنهایی در میومدم
     
#102 | Posted: 2 Jun 2018 16:19
ادامه داستانم
از مدرسه تازه رسیدم خونه تمام تنم بو عرق میداد میخواستم برم دوش بگیرم لخت شدم رفتم تو حموم زیر دوش بودم که حس کردم گوشی تلفن زنگ خورد سریع اومدم بیرون و لخت دویدم سمت تلفن جواب دادم صادق بود خیلی خوشحال شدم گفت تا نیم ساعت دیگه بیا سر جای همیشگی گفتم باشه گوشی رو قطع کردم و سریع رفتم سمت حموم موهای کوسم کمی بلند شده بود با یه ژیلت زدمشونو خودمو شستمو اومدم بیرون لباس پوشیدمو رفتم سر جای همیشگی با ماشین اونجا بود سوار شدم از هم لب گرفتیم چه میچسبید بعد یک هفته یه کادو بهم داد گفتم چیه گفت خودت حدس بزن فهمیدم که لباس سکسی برا باغ خریده بپوشم حرکت کردیم به جاده خلوت مسیر باغ رسیدیم روسریمو باز کرد و گذاشت رو صندلی عقب زیپشو باز کرد و کیرشو در آورد حسابی شق شده بود خودم خم شدمو کیرشو گرفتمو شروع کردم به ساک زدن کیرشو میخوردمو تخماشو با دستم میمالیدم یه دفعه دستشو گذاشت رو سرمو نگه داشت و تمام آب کیرشو خالی کرد تو دهنم حالم داشت بهم میخورد یه جا ماشینو نگه داشت و پیاده شدمو بالا آوردم اومد پیشمو بهم یه ظرف آب داد دهنمو آب گرفتمو بلند شدم بوسم کرد و گفت ببخشید گفتم اشکالی نداره بریم سوار شدیم و راه افتادیم سمت باغ.
     
#103 | Posted: 11 Jun 2018 02:54
اگه دقت کنیم به خاطره های که مینویسن بیشترشون خیلی شبیه به همدیگس. یا از همسایه ها یا از فامیل نزدیک یک نفر تونسته نزدیک بشه و دست به بدن اون پسره بزنه و اونم از کنجکاوی و ندانم کاری قبول کرده و سکس کردن.بعضیا میگن یک دفعه بود یا چند بار یا کسای دیگه هم بعدا وارد این سکسا شدن
بعضی ها میگن کاش اونطور نمیشد بعضیام نظری نمیدن. بعضیام میگن برای اون موقع خوب بود لذت داشت . ولی شباهت خیلیاشون اینه که از همسایه یا فامیل بار اول بوده. کم پیش میاد کسی در یه شهر دیگه با یه غریبه بار اول سکس کرده باشه.
خانواده ها میتونن مواظب همسایه یا همین فامیل نزدیک باشن .

چقدر خوبه هرچیزی را بلدیم به دیگران هم یاد بدیم و یاد بگیریم
     
#104 | Posted: 20 Jun 2018 19:43
۱۳ سالم بود . سال اول راهنمایی بودم. تو دبستان خیلی کم حرف های سکسی میزدیم و تازه با واژه های کس و کیر اشنا شده بودم. ولی راهنمایی فرق داشت. همه از کردن و دادن و رابطه جنسی زن و شوهر ها و گاها حتی پدر و مادرشون حرف میزدن. یه جورایی برای من این حرفا عجیب بود. چون تو خونه هیچ کس راجع به این چیزا حرفی نمیزد و منم مثل همه بچه ها حرف پدر مادر برام حجت بود. مونده بودم که اینا واقعیته یا خیال پردازی. خودمم هنوز بالغ نشده بودم . کم کم برام سوال شد و دوست داشتم یه بزرگتر بهم بگه واقعیت چیه. با چند تا از بچه محل ها دودول بازی میکردیم و حس خوبی داشت برامون ولی کافی نبود. حتی یه بار خواب دیدم بابام تو حمام داره بهم میگه جریان چیه ولی تو واقعیت حتی یه جک سکسی هم تو خونه از کسی نمیشنیدم.
تا یک روز پسر داییم امد خونمون. از من ۵ سال بزرگ تره و اون موقع دبیرستان بود. بعد از ظهر شده بود و همه خوابیده بودن. (البته خانواده من کلا ۴ نفره بود و پدرمم که سر کار بود) من که عادت نداشتم ظهر بخوابم داشتم جلو میز توالت به جوشهایی که تازه رو صورتم در میامد ور میرفتم. یه شلوار ورزشی پام بود با تیشرت. ارنجام را گذاشته بودم رو میز و کمی خم شده بودم به طرف اینه و کاملا مشغول صورتم بودم که یهو حس کردم چیزی رو باسنم کشیده شد. برگشتم دیدم پسر داییمه با خنده بهم گفت چیزی نیست کارت را بکن. من باز به اینه نگاه کردم که دیدم این بار پسر داییم از پشت خودش را چسبوند بهم. با خودم گفتم بزار ببینم چه میکنه و حس کنجکاوی که داشتم باعث شد بزارم ادامه بده. بعد کمی با دست لپ های کونم را از رو شلوار ماساژ داد و رفت.
با خودم گفتم خوبه حد اقل میتونم از سردرگمی در بیام.
چند روز بعد دوباره سر و کله پسر داییم پیدا شد و باز منتظر موند تا همه خواب رفتن. بهم گفت نمیخوای بری جلو آینه؟ منم چیزی نگفتم ولی رفتم جلو آینه و باز خم شدم به جلو که کونم قلمبه بشه. باز امد کمی از رو شلوار لپ های کونم را مالید و بعد خودش را چسبوند به من و باز کونم را میمالید. و از رو شلوار انگشتش را میکشید لای کونم.

آریایی
     
#105 | Posted: 20 Jun 2018 20:14
سری بعدی هم که امد خونمون همه رفتن بیرون و تنها شدیم. دیگه با خیال راحت حسابی جلو اینه کونم را مالید و چند بار درمالی کرد. منم خوشم امده بود و حس خوبی بهم میداد. وقتی کونم را میمالید کونم مور مور میشد و عرق سردی میکرد( الانم وقتی بهش فکر میکنم همون حس را دارم) بهش گفتم اگه دوست داری دستت را بکن تو شلوارم. ولی دیگه کارش تمام شده بود و چیزی نگفت و رفت.
سری بعدی که امد باز تنها شدیم . (کلا من چون مادرمم شاغل بود زیاد تنها بودم) این بار منو کشوند کنار در اتاقم و بهم گفت خم شو دستات را بزار به در و کونت را کامل بده عقب. بعد کمی از رو شلوار چسبوند بهم و بعد دستش را کرد تو شلوارم و کمی از رو شرت کونم را مالید و بعد دستش را کرد تو شرتم لای کونم انگشت کشید و کمی انگشتش را روی سوراخ کونم کشید و مالیدش. بعد باز خودش را چسبوند بهم و بعد چند لحظه رفت.
دیگه تقریبا هر دو روز میومد و کون منو تو حالت های مخطلف دست مالی میکرد و درمالیم میکرد و میرفت. منم حال میکردم و چیزی نمیگفتم. کلا دست مالی کونم باعث میشد که بیشتر دلم بخواد بریم جلو تا سکس را بفهمم.
یه روز امد و بهم گفت رو تختت دراز بکش خودش اول نشست کنار تخت و دستش را کرد تو شرتم و سوراخ کونم و لپاش را مالید و بعد دراز کشید روم. باز دوباره امد کنار تخت و دستش را کرد تو شرتم. من که داغ شده بودم اروم بهش گفتم اگه دوست داری شلوارم را بکش پایین. گفت چی؟ دوباره بلند تر تکرار کردم. با خوشحالی بلند شد و رفت اونطرف تر بهم گفت بکش پایین دیگه. من هم شلوارم را کمی دادم پایین که لپ های کونم بیرون باشه. گفت بیشتر. گفتم خودت بکش. امد و شرت و شلوارم را تا پایین پام داد پایین و گفت 《جووون کووون》. بهم قبلا گفته بود برنگردم و نگاهش کنم. دیدم کمی معطل کرد و بعد خوابید روم. فهمیدم که خودشم شلوارش را در اورده چون گرمای بدنش و کیرش را رو کونم حس کردم. کمی لاپایی با کونم حال کرد . بعد نشست روی رونام و با دست لای کونم را باز کرد و سوراخ کونم را نگاه کرد و با انگشت حسابی مالیدش بعد کیرش را ‌گذاشت بین پاهم و کمی عقب جلو کرد. دوباره نشست رو رونام و کونم را باز کرد و نگاه میکرد و میمالیدم. باز کیرش را بین پاهام گذاشت اما این بار تا امدم چیزی بگم کیرش را رو سوراخ کونم فشار داد و کیرش رفت تو کونم. کونم درد گرفت ولی چون ماساژ داده بود قبلش خیلی وحشتناک نبود. منم دیگه چیزی نگفتم چون دیگه کیرش تو کونم رفته بود. گذاشتم کمی عقب جلو کرد و بعد بلند شد و رفت دستشویی. من همونطور رو تخت مونده بودم که امد گفت بلند شو جمع کن. و خودش خداحافظی کرد و رفت.
ببخشید طولانی شد . هیچ وقت به این کاملی ننوشته بودمش ولی خوبه که بدونید تجربه من اینه که خیلی بهتره پدر و مادر قبل از بلوغ با بچه هاشون حرف بزنن و راهنماییشون کنن

آریایی
     
#106 | Posted: 14 Jul 2018 11:22
سلام معمولا در خانواده ها پسرهای چاق و سفید یا بقولی تپل مورد غضب پدر قرار میگیرند و تو جه مادر ولی من بعد از سه برادر بدنیا امدم که همه منتظر دختر بودند ان زمان سونو گرافی و این حرفها نبود شدم ته تغاری تا کلاس پنجم مادرم من را به مدرسه میبرد برادر بزرگم سال اخر نظام قدیم یعنی ششم بود بعدی دهم و بعدی نهم هنوز انقلاب نشده بود من هرچیزی میخواستم به مامان میگفتم و او به بابا کارنامه ام را که گرفتم به مامان گفتم من دوچرخه میخوام مامان به بابا گفت او گفته بود چرا خودش نمیاد بگه وقتی بطرف بابا رفتم او من را بطرف خودش کشید و بوسید و گفت قربونت برم دو چرخه برات خطر داره میری تو کوچه میخوری زمین صبر کن امتحان بچه ها هم تمام بشه میگم با انها بری یاد که گرفتی برات میخرم من گفتم باشه و همانجا من را بغل کرد و صورتم را بوسید و کنار خودش نشاند و دستش را به ران هایم کشید و به مادرم گفت ماشا الله چه پرو پاچه ای درست کرده مامان خندید و گفت اره از این هفته مرضیه خانم گفته با پدرش بفرستش حموم دیگه با خودت نیارش زحمت این پرو پاچه با خودتون بابا گفت نوکرش هم هستم فردا ساک حموم را ببند خودم میبرمش مامان گفت اون سه تا چی بابا گفت او سه تا نرخر خودشون میتونند بروند من که دفعه اول بود باپدرم حمام میرفتم خجالت میکشیدم و تا فردا بعد از ظهر همش تو فکر این بودم باید چکار کنم دو سه بار از مامان پرسیدم و مامان گفت بابا همیشه میره حموم نمره خودتو بابات هستید و کارگری که میاد شما را میشوره باید لنگ ببندی بابات خودش برات گذاشته گفتم اخه من روم نمیشه مامان گفت رو شدن نداره با پدرت میخوای بری حموم بابا از مغازه امد و نهار خوردیم و چرتی زد ولی من تمام مدت دلم شور میزد بابا بعد از خوردن چای گفت راه بیافت تا شلوغ نشده و من هم لباسم را عوض کردم و دستم را بابا گرفت و گفت بریم عزیزم من بدنی سفید و تپل و کونی گنده تر از حد معمول و نرم ران هایم همینطور چاق شکم داشتم ولی هنوز زیاد بیرون نزده بود چیزی که بیشتر از همه بیرون زده بود سینه هایم بود تمام بدنم یک مو نداشت وقتی وارد حمام شدیم مسئول انجا که پدرم را میشناخت ما را به یک حمام خالی راهنمائی کرد و اب گرمی روی سکو ریخت و پرسید کارگر میخواهید پدرم گفت اره و خودش شروع کرد به لخت شدن به من که کناری ایستاده بودم و نگاه میکردم گفت قربونت برم چرا لباس هایت را در نمیاوری من با کمی مکث گفتم اخه خجالت میکشم بابا خندید و گفت بیا جلو ببینم و خودش من را لخت کرد و گفت جون قربونت برم چقدر تو سفیدی و صورتم را بوسید و شورتم را هم در اورد من ناخوداگاه دستم به جلویم رفت و بابا خندید و لنگی از ساک در اورد و گفت اینو ببند دور خودت الان کارگر میاد و خودش هم شورتش را در اورد و برای اولین بار کیرش را دیدیدم از کیر من خیلی بزرگتر بود همانطور کیرش را نگاه میکردم بابا متوجه شده بود و خیلی اهسته لنگش را بست تا من خوب نگاه کنم خودش وارد حمام شد و دوش را باز کرد و اب را ولرم کرد من را هم زیر دوش کشید و حسابی خیس شدم و لنگ هم به بدن من چسبیده بود هم به بدن بابا نگاه من فقط به کیر بابا بود او هم دو سه بار لنگش را باز میکرد و میبست تا من خوب ببینم ولی حرفی نمیزد با ضربه به در چشمم را برداشتم و صدای مردی را شنیدم که میگفت سلام اقا کارگر میخواستید و بابا گفت بله در باز شد و مردی سیه چرده لاغر با ل نگی به کمر و یک لنگ بردوش وارد شد روی سکو را با اب داغ کامل شست و لنگش را از پائین در کمرش جمع کرد و گفت کیسه میکشید بابا گفت بلهو با نشان دادن من گفت اول ایشان و به من گفت بشین و من نشستم دستم را گرفت و سفید اب را روی کیسه کشید و دست هایم را هر بار که میکشید قرمز تر میشد بابا گفت یواشتر بکش بعد میسوزه او گفت چشم ماشا الله پوست لطیفی دارند و بابا گفت اره من که فقط ساکت بودم و نگاه میکردم که او چکار میکند بعد از اینکه دور گردنم را هم کشید گفت دراز بکش من لنگم را جمع و جور کردم که جائیم معلوم نباشد و بابا را نگاه کردم او لبخندی زد وقتی روی سکو دراز کشیدم او گره لنگم را باز کرد و شروع به کیسه کشیدن شکمم شد و یک طرف لنگ را کنار زد و تمام پایم را کیسه کشید و دو باره انطرف لنگ را جمع کرد و پای دیگرم را هم کیسه کشید و گفت برگرد من که دیگر لنگم باز بود فقط سعی میکردم دودولم پیدا نباشه برگشتم دمر خوابیدم و پشتم را که کیسه کشید لنگ را یکطرف انداخت و نصف کونم بیرون افتاد من سرم را در دست هایم فرو کرده بودم او کیسه را به کونم میکشید بابا گفت پشتش را خوب بکش و او گفت چشم و ضربه ای به کونم زد وکیسه را دو سه بار روی کونم کشید و همانکا را هم با انطرف کونم کرد لگن را از اب داغ پر کرد و روی بدنم ریخت و به پدرم گفت شما بفرمائید و فرصت بستن لنگ را هم به من نداد که بابا کمک بابا لنگ را بستم و بابا هم دراز کشید و من کنار سکو نشسته بودم کارگر که بابا را کیسه میکشید پشتش به من بود من نگاهم فقط به کیر بابا بابا خوب متوجه شده بود موقعی که کارگر یک طرف لنگ را کنار زد که پاهای بابا را کیسه بکشد بابا مخصوصا مقداری بیشتر کنار زد تا تخم ها یش معلوم شود کیسه کشیدن پشت بابا زیاد طول نکشید چون خودش گفت بسه و هر دو ما را کنار روی سکو نشاند و لیفش را خیس کرد و صابون زد و هر باز لیف را از هوا پر میکرد و کف ها رار روی سرو کله ما میریخت و درست و حسابی همه جای من را لیف زد و دست مالی کرد بابا که فهمیده بود گفت خوبه دیگه خودمون اب میکشیم دست شما درد نکنه خسته نباشید و او لیفش را ابکشید و لنگش را پائین انداخت و لنگ دیگرش را روی دوشش خواست برود که بابا گفت بگو دوتا کانادا خنک برامون بیاره و او گفت چشم راستش من خیلی تشنه ام شده بود و گرمای حمام هم اذیتم میکرد تمام سرو صورتم کف صابون بود و نمیتوانستم جائی را ببینم بعد از اینکه صدای بسته شدن در امد بابا گفت مردیکه همینطور تو را میمالید گفتم اره خیلی خجالت کشیدم بابا گفت قربونت برم بیا خودم میشورمت شروع کرد بدنم و سینه هایم را مالیدن و همانطور میرفت پائین با دست کف های روی چشمم را پاک کردم دیدم بابا بدون لنگ روبرویم ایستاده و کیرش از قبل بزرگتر شده و اگر من حرکتی بکنم درست به لب هایم میخورد ولی من همانطور نگاهش میکردم خیلی دلم میخواست که به کیرش دست بزنم بابا دستش را از پشت به کونم رسانده بود من هم از فرصت استفاده کردم و دستم را به کیرش کشیدم و فوری گفتم ببخشید میخواستم کف صورتم را پاک کنم بابا متوجه شده بود گفت اشکالی نداره اگر میخوای بهش دست بزنی خب بزن گفتم شما ناراحت میشوید گفت نه قربونت برم خودش دستم را گرفت و روی کیرش گذاشت و گفت بیا هر چقدر میخواهی دست بزن من اولش فقط تو دستم گرفتم احساس گرمی خوبی داشت بابا لگن را پر اب داغ کرد و به من گفت بلند شو من بلند شدم و لنگم افتاد خواستم بردارم بابا گفت نمیخواد من که نبستم تو هم نبند گفتم اخه بابا گفت اخه نداره هر دو زیر دوش رفتیم که ضربه ای به در خورد و کارگر حمام کانادا را اورده بود بابا گفت تشنه ات شده اره گفتم خیلی رفت و دو تا بطری را اورد و خودش نشست و من را روی پاهایش نشاند و کیرش درست لای پام بود احساس خوبی داشتم بابا هم میخندید و هر از گاهی خودش را تکانی میداد من هم میخندیدم کانادا را که خوردیم بابا شیشه ها را در رخت کن گذاشت و برگشت گفت هر کاری که امروز کردیم به مامانت حرفی نمیزنی قربونت برم بعد از این هم هرچی خواستی به خودم میگی برات میخرم گفتم چشم و گفت دوست داری با کیرم بازی کنی سرم و انداختم پائین گفتم بله بطرفم اومد و دستم را روی کیرش گذاشت و گفت بیا من روی سکو نشسته بودم و او ایستاده بود کمی که بازی کردم به لب هایم نزدیکش کرد و گفت بوسش کن من بوسش کردم و گفت بیشتر اینبار من دو سه بار بوس کردم احساس کردم اب بیرنگی از سر کیرش بیرون امده اهمیت ندادم و همانطور بوسش میکردم فشاری به لبم داد که فهمیدم باید دهانم را باز کنم و دهانم را باز کردم و سرش را در دهانم کردم گفت گاز نگیر لیس بزن من همانکار را کردم اول خوشم نمیامد ولی یک مدت که گذشت احساس خوبی داشتم خودم با تخم هایش بازی میکردم و کیرش را لیس میزدم و در دهانم میکردم و مراقب دندان هایم بودم که بابا کیرش را در اورد و گفت دستت را بگذار روی سکو و برگرد من همانکار را کردم و بابا دستش را انداخت و دو طرف کونم را باز کرد و سرش را فرو کرد و زبانش را به سوراخ کونم رساند و شروع به لیس زدن کونم کرد وای که چه حالی داشت بار اولی بود که تجربه مبکردم خیلی خوشم اومد و دو سه بار تف کرد در کونم و حسابی خیس شده بودم و دستش را از سوراخ کونم تا روی تخمهایم میکشید و سر کیرم که نه سر دولم را میگرفت و انگشتش را دور سوراخ کونم میمالید و فشار میداد من هم دردم میگرفت هم خوشم میامد گفت قربونت برم خیلی کونت تنگه چند وقت باید انگشتت کنم تا باز شه گفتم خب بکنید گفت دردت میگیره و اهسته انگشتش را کرد تو کونم و گفتم وای و خندید گفت دیدی گفتم من را روی سکو خواباند و کیرش را لای پایم گذاشت و عقب جلو کرد وقتی داشت ابش میامد تمام ابش را روی سوراخ کونم ریخت و انگشتش را در کونم فرو میکرد لیزی ان باعث شد که درد کمتری بکشم از این کارش خیلی خوشم اومده بود که خودم کونمو تکان میدادم بابا ضربه ای به کونم زد و گفت خوشت اومد اره گفتم اره خیلی خندید و گفت از این به بعد وقتی اومدم خونه بیا کنار خودم بشین تا با هات بازی کنم گفتم چشم من را زیر دوش خوب شست و خشک کرد خوش لباس تنم کرد و از حمام که بیرون امدیم گفت بریم سه چهار تا سیخ چگر بخوریم وقتی نزدیک خونه شدیم گفتم فردا هم بریم حموم خندید و گفت دیونه جلوی مامانت نگی شک میکنه گفتم نه گفت خودم درستش میکنم از اون روز دیگه من شده بودم عزیز دوردونه بابا تا مامان فهمید.............

ham1
     
#107 | Posted: 2 Aug 2018 01:21
سلام من تو بچگی یبار زنداییم تو خونه ی مامان بزرگم خوابیده بود منم هی ب کونش ور میرفتم...اونم از خوب پرید و ازم پرسید دارم چیکار میکنم... منم گفتم احساس خاصی نسبت ب شما دارم و... اونم برای چند دقیقه لخت شد تا برای اولین و اخرین بار ازش فیض ببرم..من احمق هم کیرم اون موقع کوچیک بود فقط ممه های هشتادشو خخوردم
     
#108 | Posted: 2 Aug 2018 01:21
سلام من تو بچگی یبار زنداییم تو خونه ی مامان بزرگم خوابیده بود منم هی ب کونش ور میرفتم...اونم از خوب پرید و ازم پرسید دارم چیکار میکنم... منم گفتم احساس خاصی نسبت ب شما دارم و... اونم برای چند دقیقه لخت شد تا برای اولین و اخرین بار ازش فیض ببرم..من احمق هم کیرم اون موقع کوچیک بود فقط ممه های هشتادشو خخوردم
     
#109 | Posted: 2 Aug 2018 01:22
سلام من تو بچگی یبار زنداییم تو خونه ی مامان بزرگم خوابیده بود منم هی ب کونش ور میرفتم...اونم از خوب پرید و ازم پرسید دارم چیکار میکنم... منم گفتم احساس خاصی نسبت ب شما دارم و... اونم برای چند دقیقه لخت شد تا برای اولین و اخرین بار ازش فیض ببرم..من احمق هم کیرم اون موقع کوچیک بود فقط ممه های هشتادشو خخوردم
     
#110 | Posted: 2 Aug 2018 01:23
سلام من تو بچگی یبار زنداییم تو خونه ی مامان بزرگم خوابیده بود منم هی ب کونش ور میرفتم...اونم از خوب پرید و ازم پرسید دارم چیکار میکنم... منم گفتم احساس خاصی نسبت ب شما دارم و... اونم برای چند دقیقه لخت شد تا برای اولین و اخرین بار ازش فیض ببرم..من احمق هم کیرم اون موقع کوچیک بود فقط ممه های هشتادشو خخوردم
     
صفحه  صفحه 11 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / خاطرات اولین سكستون در دوران كودكی را اینجا بیان كنید بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites