تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

خاطرات اولین سكستون در دوران كودكی را اینجا بیان كنید

صفحه  صفحه 11 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  
#101 | Posted: 27 May 2018 19:12
سلام اینم قسمت جدید داستانم ببخشید طول کشید

پریسا حسابی حال کرده بود و ارضا شده بود اومد کنارم دراز کشید و از لبام یه بوسه گرفت بهم گفت ممنون سارا جون خیلی حال داد بهم دستت درد نکنه. گفتم پریسا یه سوال دارم گفت بپرس گفتم کوست چرا این شکلی شد قبلا این شکلی نبود گفت آخه من دیگه دختر نیستم و الان زنم قبلا دختر بودم گفتم یعنی چی یعنی سکس داشتی گفت آره گفتم با کی مگه شوهر کردی گفت نه بابا دیوونه من که هم سن خودت هستم به سن قانونی نرسیدم که شوهر کنم گفتم پس چی گفت که دوست پسرم پردمو زده گفتم دیوونه دوست پسر داری فردا بخوای شوهر کنی میخوای چیکار کنی میخوای بهش چی بگی گفت دوست پسرم منو دوست داره می خوایم با هم ازدواج کنیم برا همین خودش پردمو زده گفتم اون گفت دوست داره و تو هم باور کردی گزاشتی پردتو به همین راحتی بزنه گفت خودت چی دوست پسر داری گفتم آره منم دوست پسر دارم ولی دوست پسر من متاهله و بچه هم داره
با تعجب پرسید با مرده زن دار دوست شدی گفتم آره گفت چه جوری دوست شدید تمام قضیه را براش گفتم وقتی فهمید صادقه خیلی تعجب کردمیگفت خیلی مرد خوشتیپیه خیلی دوست داشتم باهاش دوست شم بهم گفت باهاش خوابیدی سکس داشتی گفتم بهش گفتم باهاش خوابیدم ولی سکس تا الان نداشتیم فقط در حده لاپایی زدن بوده گفت کجا باهم می خوابید بهش گفتم تو خونه شون یا تو باغشون گفت خوش به حالت ای کاش من جای تو بودم میتونستم راحت باهاش سکس کنم و اونو مال خودم بکنم گفتم اگه دوست داشته باشی میتونی باهاش سکس کنی گفت دیوونه چی میگی گفتم جدی میگم الان که شهرستانه وقتی برگشت یه روز جور می کنم میریم باغشون و سه تایی حال میکنیم گفت دمت گرم مرسی من همین الانشم اومدم اینجا بخاطر این بود که پدرم اینوراکار داشت منم باهاش اومدم ازش اجازه گرفتم که چند ساعت بیام اینجا تو رو ببینم الان هم میاد دنبالم و باید برم گفتم چقدر بد بازم باید بری گفت آره ولی اگه تونستم بازم میام پیشت میبینمت مراقب خودت باش و با صادق حسابی خوش بگذرون زنگ خونمون به صدا درآمد آیفون جواب دادم پدر پریسا بود تا جلوی در با پریسا رفتم با بوسه از لبای هم از هم خداحافظی کردیم پریسا سوار ماشین پدرش شد و رفت
دوباره تنها شدم ولی این تنهایی زیاد طول نمیکشید چون تا دو سه روز دیگه صادق از سفر برمیگشت ومن ازتنهایی در میومدم
     
#102 | Posted: 2 Jun 2018 16:19
ادامه داستانم
از مدرسه تازه رسیدم خونه تمام تنم بو عرق میداد میخواستم برم دوش بگیرم لخت شدم رفتم تو حموم زیر دوش بودم که حس کردم گوشی تلفن زنگ خورد سریع اومدم بیرون و لخت دویدم سمت تلفن جواب دادم صادق بود خیلی خوشحال شدم گفت تا نیم ساعت دیگه بیا سر جای همیشگی گفتم باشه گوشی رو قطع کردم و سریع رفتم سمت حموم موهای کوسم کمی بلند شده بود با یه ژیلت زدمشونو خودمو شستمو اومدم بیرون لباس پوشیدمو رفتم سر جای همیشگی با ماشین اونجا بود سوار شدم از هم لب گرفتیم چه میچسبید بعد یک هفته یه کادو بهم داد گفتم چیه گفت خودت حدس بزن فهمیدم که لباس سکسی برا باغ خریده بپوشم حرکت کردیم به جاده خلوت مسیر باغ رسیدیم روسریمو باز کرد و گذاشت رو صندلی عقب زیپشو باز کرد و کیرشو در آورد حسابی شق شده بود خودم خم شدمو کیرشو گرفتمو شروع کردم به ساک زدن کیرشو میخوردمو تخماشو با دستم میمالیدم یه دفعه دستشو گذاشت رو سرمو نگه داشت و تمام آب کیرشو خالی کرد تو دهنم حالم داشت بهم میخورد یه جا ماشینو نگه داشت و پیاده شدمو بالا آوردم اومد پیشمو بهم یه ظرف آب داد دهنمو آب گرفتمو بلند شدم بوسم کرد و گفت ببخشید گفتم اشکالی نداره بریم سوار شدیم و راه افتادیم سمت باغ.
     
#103 | Posted: 11 Jun 2018 02:54
اگه دقت کنیم به خاطره های که مینویسن بیشترشون خیلی شبیه به همدیگس. یا از همسایه ها یا از فامیل نزدیک یک نفر تونسته نزدیک بشه و دست به بدن اون پسره بزنه و اونم از کنجکاوی و ندانم کاری قبول کرده و سکس کردن.بعضیا میگن یک دفعه بود یا چند بار یا کسای دیگه هم بعدا وارد این سکسا شدن
بعضی ها میگن کاش اونطور نمیشد بعضیام نظری نمیدن. بعضیام میگن برای اون موقع خوب بود لذت داشت . ولی شباهت خیلیاشون اینه که از همسایه یا فامیل بار اول بوده. کم پیش میاد کسی در یه شهر دیگه با یه غریبه بار اول سکس کرده باشه.
خانواده ها میتونن مواظب همسایه یا همین فامیل نزدیک باشن .

چقدر خوبه هرچیزی را بلدیم به دیگران هم یاد بدیم و یاد بگیریم
     
#104 | Posted: 20 Jun 2018 19:43
۱۳ سالم بود . سال اول راهنمایی بودم. تو دبستان خیلی کم حرف های سکسی میزدیم و تازه با واژه های کس و کیر اشنا شده بودم. ولی راهنمایی فرق داشت. همه از کردن و دادن و رابطه جنسی زن و شوهر ها و گاها حتی پدر و مادرشون حرف میزدن. یه جورایی برای من این حرفا عجیب بود. چون تو خونه هیچ کس راجع به این چیزا حرفی نمیزد و منم مثل همه بچه ها حرف پدر مادر برام حجت بود. مونده بودم که اینا واقعیته یا خیال پردازی. خودمم هنوز بالغ نشده بودم . کم کم برام سوال شد و دوست داشتم یه بزرگتر بهم بگه واقعیت چیه. با چند تا از بچه محل ها دودول بازی میکردیم و حس خوبی داشت برامون ولی کافی نبود. حتی یه بار خواب دیدم بابام تو حمام داره بهم میگه جریان چیه ولی تو واقعیت حتی یه جک سکسی هم تو خونه از کسی نمیشنیدم.
تا یک روز پسر داییم امد خونمون. از من ۵ سال بزرگ تره و اون موقع دبیرستان بود. بعد از ظهر شده بود و همه خوابیده بودن. (البته خانواده من کلا ۴ نفره بود و پدرمم که سر کار بود) من که عادت نداشتم ظهر بخوابم داشتم جلو میز توالت به جوشهایی که تازه رو صورتم در میامد ور میرفتم. یه شلوار ورزشی پام بود با تیشرت. ارنجام را گذاشته بودم رو میز و کمی خم شده بودم به طرف اینه و کاملا مشغول صورتم بودم که یهو حس کردم چیزی رو باسنم کشیده شد. برگشتم دیدم پسر داییمه با خنده بهم گفت چیزی نیست کارت را بکن. من باز به اینه نگاه کردم که دیدم این بار پسر داییم از پشت خودش را چسبوند بهم. با خودم گفتم بزار ببینم چه میکنه و حس کنجکاوی که داشتم باعث شد بزارم ادامه بده. بعد کمی با دست لپ های کونم را از رو شلوار ماساژ داد و رفت.
با خودم گفتم خوبه حد اقل میتونم از سردرگمی در بیام.
چند روز بعد دوباره سر و کله پسر داییم پیدا شد و باز منتظر موند تا همه خواب رفتن. بهم گفت نمیخوای بری جلو آینه؟ منم چیزی نگفتم ولی رفتم جلو آینه و باز خم شدم به جلو که کونم قلمبه بشه. باز امد کمی از رو شلوار لپ های کونم را مالید و بعد خودش را چسبوند به من و باز کونم را میمالید. و از رو شلوار انگشتش را میکشید لای کونم.

آریایی
     
#105 | Posted: 20 Jun 2018 20:14
سری بعدی هم که امد خونمون همه رفتن بیرون و تنها شدیم. دیگه با خیال راحت حسابی جلو اینه کونم را مالید و چند بار درمالی کرد. منم خوشم امده بود و حس خوبی بهم میداد. وقتی کونم را میمالید کونم مور مور میشد و عرق سردی میکرد( الانم وقتی بهش فکر میکنم همون حس را دارم) بهش گفتم اگه دوست داری دستت را بکن تو شلوارم. ولی دیگه کارش تمام شده بود و چیزی نگفت و رفت.
سری بعدی که امد باز تنها شدیم . (کلا من چون مادرمم شاغل بود زیاد تنها بودم) این بار منو کشوند کنار در اتاقم و بهم گفت خم شو دستات را بزار به در و کونت را کامل بده عقب. بعد کمی از رو شلوار چسبوند بهم و بعد دستش را کرد تو شلوارم و کمی از رو شرت کونم را مالید و بعد دستش را کرد تو شرتم لای کونم انگشت کشید و کمی انگشتش را روی سوراخ کونم کشید و مالیدش. بعد باز خودش را چسبوند بهم و بعد چند لحظه رفت.
دیگه تقریبا هر دو روز میومد و کون منو تو حالت های مخطلف دست مالی میکرد و درمالیم میکرد و میرفت. منم حال میکردم و چیزی نمیگفتم. کلا دست مالی کونم باعث میشد که بیشتر دلم بخواد بریم جلو تا سکس را بفهمم.
یه روز امد و بهم گفت رو تختت دراز بکش خودش اول نشست کنار تخت و دستش را کرد تو شرتم و سوراخ کونم و لپاش را مالید و بعد دراز کشید روم. باز دوباره امد کنار تخت و دستش را کرد تو شرتم. من که داغ شده بودم اروم بهش گفتم اگه دوست داری شلوارم را بکش پایین. گفت چی؟ دوباره بلند تر تکرار کردم. با خوشحالی بلند شد و رفت اونطرف تر بهم گفت بکش پایین دیگه. من هم شلوارم را کمی دادم پایین که لپ های کونم بیرون باشه. گفت بیشتر. گفتم خودت بکش. امد و شرت و شلوارم را تا پایین پام داد پایین و گفت 《جووون کووون》. بهم قبلا گفته بود برنگردم و نگاهش کنم. دیدم کمی معطل کرد و بعد خوابید روم. فهمیدم که خودشم شلوارش را در اورده چون گرمای بدنش و کیرش را رو کونم حس کردم. کمی لاپایی با کونم حال کرد . بعد نشست روی رونام و با دست لای کونم را باز کرد و سوراخ کونم را نگاه کرد و با انگشت حسابی مالیدش بعد کیرش را ‌گذاشت بین پاهم و کمی عقب جلو کرد. دوباره نشست رو رونام و کونم را باز کرد و نگاه میکرد و میمالیدم. باز کیرش را بین پاهام گذاشت اما این بار تا امدم چیزی بگم کیرش را رو سوراخ کونم فشار داد و کیرش رفت تو کونم. کونم درد گرفت ولی چون ماساژ داده بود قبلش خیلی وحشتناک نبود. منم دیگه چیزی نگفتم چون دیگه کیرش تو کونم رفته بود. گذاشتم کمی عقب جلو کرد و بعد بلند شد و رفت دستشویی. من همونطور رو تخت مونده بودم که امد گفت بلند شو جمع کن. و خودش خداحافظی کرد و رفت.
ببخشید طولانی شد . هیچ وقت به این کاملی ننوشته بودمش ولی خوبه که بدونید تجربه من اینه که خیلی بهتره پدر و مادر قبل از بلوغ با بچه هاشون حرف بزنن و راهنماییشون کنن

آریایی
     
صفحه  صفحه 11 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / خاطرات اولین سكستون در دوران كودكی را اینجا بیان كنید بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites