داستان سکسی ایرانی

سکس همسرم با اشکان و اتفاقات بعد اون


صفحه  صفحه 1 از 3:  1  2  3  پسین »
#1   Posted: 29 Jun 2020 08:15

داستان سکس طولانی رابطه جنسی خانومم با دوست پسرش اشکان


داستان سکسی، خاطرات سکسی،‌ خاطره سکسی، داستان سکسی زن و شوهری، سکس با همسر، سکس ایرانی


 
     
  
#2   Posted: 4 Jul 2020 08:43

سکس خانومم با دوستم اشکان



قسمت اول:

من فريد38 ساله و خانومم يلدا 28 سالشه من تو يه شرکت کارمندم و خانومم آرايشگره ،يلدا خيلي خوش استيل و خوشگله قدش 160 وزنش 60 و سايز سينه ش 75 هستش . با چشماي شهلا و باسن نسبتا گنده اندام و چهره ي سکسي داره....
اشکان يکي از دوستهاي قديمي منه که الان ديگه دوست خانوادگيمون محسوب ميشه. اشکان هم سن و سال خودمه و خيلي ساله که با همديگه دوستيم. قبلا چند باري من و اشکان خونه همديگه رفته بوديم. اشکان متاهل و خانمش پرستار بود.
بخاطر شرايط کار و زندگي مدتي بود که اشکان رو نديده بودم و ازش بي خبر بودم يه روز تو اداره بيکار پشت ميزم نشسته بودم يهو ناخودآگاه گوشي رو برداشتم و شماره شو گرفتم.خيلي ابراز خوشحالي کرد و گفت اصلا انتظار نداشتم که بعد از اين مدت (حدود دو سال) سراغ منو بگيري. منم گفتم بي معرفت تو هم که احوالي از من نگرفتي ؟! گفت آره راست ميگي، بازم گلي به گوشه جمال تو.


خلاصه بعد از خوش و بش و احوالپرسي گفتم حال خانومت چطوره؟ دختر گلت خوبه؟ با يه حالت خاصي گفت اي بدک نيستن.انگار موقع گفتن اين حرف زياد خوشحال نبود.گفتم اشکان چيزي شده ؟خدا بد نده؟
گفت راستش خيلي وقته که با خانمم مشکل داريم و الانم قهر کرده و با بچه رفتن خونه باباش، گفتم اي بابا چقدر شما سخت ميگيريد زندگي رو، پس بهتره يه وقتي بذاري و شام بياي خونه ما و بيشتر حرف بزنيم،هم باهات کار دارم،هم به ياد گذشته ميشينيم دور هم لبي تر مي کنيم .اولش تعارف ميکرد و قبول نمي کرد ولي در نهايت با اصرار من قرار شد که شب جمعه به صرف شام و مشروب بياد خونه ما ،ولي باهام طي کرد که به شرطي که مشروب با اون باشه.
گفت چند وقته يه وودکاي خيلي خوب و اصل گرفته ولي تنهايي حس خوردنش رو نداشته و قرار شد همون وودکا رو با خودش بياره و خداحافظي کرديم.


غروب اومدم خونه و بعد از خوردن شام به خانومم گفتم: يلدا ، اشکان دوستمو يادته؟
گفت: آره ،همون اشکان که دو سه باري اومد خونمون؟
گفتم: آره، شب جمعه براي شام گفتم بياد خونه ما يلدا گفت: وا،چطوري بعد اين همه مدت يه دفعه‌اي؟
گفتم: ببخشيد همه چي يهويي شد ، باهم تلفني حرف زديم بعدش فهميدم که با خانمش مشکل پيدا کرده و اوضاع روحي خوبي نداره،واسه همين گفتم همديگه رو ببينيم و به ياد قديما گپي بزنيم و لبي تر کنيم شايد يکم دلش باز بشه.


ديگه فرصتي نبود که بخوام باهات مشورت کنم و ...
يلدا اصلا از اينکه من رفيق بازي کنم خوشش نمياد.اين دو سه تا رفيقي هم که دارم از فيلترش رد شدن و ميدونه که بچه هاي خوب و اهل زندگي و ... هستند.البته ناگفته نمونه منم آدم رفيق بازي نيستم ولي دو سه تا دوست نزديک دارم.
خلاصه بعدش يلدا گفت: حالا چي درست کنم؟ از همه مهمتر چي بپوشم؟!!!
گفتم شما خانم خونه هستي،خودت بهتر ميدوني.
گفت: فسنجون يا قورمه سبزي؟
گفتم: هر هر دو شون رو تو خيلي خوشمزه درست مي کني،ولي اگه ميخواي فسنجون درست کن.


بلاخره غروب جمعه رسيد و يلدا فسنجون با مسمي درست کرده بود. ساعت حدود؟ بود که اشکان زنگ خونه رو زد، درو براش باز کردم اومد بالا ، من و بعدش يلدا به استقبالش رفتيم و بعد از سلام و احوالپرسي تعارف کرديم و اومد تو.
گفتم اشکان بزنم به تخته جوون تر شديا،رازش رو به منم بگو.گفت تو خودتم خوب موندي که!
يلدا يکم نشست پيشمون بعدشم عذرخواهي کرد و رفت توي آشپزخونه من و اشکان هم شروع کرديم به تعريف از گذشته ها ، از تفريحاتمون، از دوستان گذشته صحبت کرديم و خلاصه گل گفتيم و گل شنيديم و خيلي خنديديم
و با خاطراتمون حال کرديم. يلدا هم با چاي و شيريني ازمون پذيرايي مي‌کرد.


بعد از يه ساعتي يلدا گفت سفره رو چيدم ،بفرماييد شام.به اشکان گفتم پاشو بيا ببين دستپخت يلدا جون چطوره؟ گفت بابا ما که نمک پرورده هستيم، دستپخت يلدا خانوم رو قبلا هم خوردم و خيلي خوشمزه است.
يلدا هم گفت خواهش مي کنم، نظر لطفتونه.
خداييش فسنجون خوشمزه‌اي بود، حسابي جا افتاده بود، من و اشکان که حسابي خورديم.اشکان گفت دستتون درد نکنه، چند ماهي ميشد که غذاي خونگي نخورده بودم،
مخصوصاً به اين خوشمزگي. يلدا هم گفت اختيار داريد نوش جانتون و ...
سر ميز شام دو سه باري ديدم که اشکان داره يلدارو برانداز ميکنه و چشمش روي اندام يلدا است.يلدا هم الحق و الانصاف استايل خيلي ميزوني داره،کمر باريک، باسن گنده، چشماي شهلا و ...
اونشب يلدا يه ساپورت مشکي تنگ با يه تاپ مشکي خوشگل پوشيده بود، موهاشم لخت کرده بود و حسابي تو دل برو و دوست داشتني شده بود.
بعد از يکم صحبتهاي روزمره و ... گفتم حالا نوبتي هم باشه نوبت مشروب خوردنه و صدا زدم يلدا جان بساط مشروب را آماده مي کني لطفا؟يلدا هم تو يه چشم بر هم زدن...


 
     
  
#3   Posted: 4 Jul 2020 08:52
 
     
  ویرایش شده توسط: Masudmf  
#4   Posted: 4 Jul 2020 11:27


عالی بووود
سلام به همه
 
     
  
#5   Posted: 4 Jul 2020 11:33
همیشه بهترینم حتی وقتی بدترینم
 
     
  
#6   Posted: 4 Jul 2020 13:18
این که تکراریه. قبلا یه جا خوندمش. شاید شهوانی بوده
 
     
  
#7   Posted: 4 Jul 2020 13:20
بقیه اش لطفا
 
     
  
#8   Posted: 6 Jul 2020 08:22
قبلا یک قسمتش رو تو کانال تلگرام گذاشته بودم.
 
     
  
#9   Posted: 6 Jul 2020 08:24
قسمت دوم
.... بساط مشروب رو آماده کرد. يلدا هميشه فقط شراب ميخوره، اونم اگر من اصرار کنم، فقط هم يه پيک ميخوره اما با همون يه پيک بد جوري مست و پاتيل ميشه. گفتم يلدا تو بشو ساقي براي من و اشکي وودکا بريز،
براي خودت هم شراب داريم بيار،خلاصه ساقي خودتي .طبق معمول يکم ناز کرد و گفت که نمي خورم ولي واسه شما ميريزم،ولي بعد با اصرار هاي من اوکي داد و ودکا و شراب رو توي جام ها ريخت، چقدر هم دقيق و ميلي متري!!
اولي رو سه تايي خورديم ولي پيک هاي بعدي فقط من و اشکان بوديم.کم‌کم سرمون داغ شد شروع کرديم به صحبت کردن.يهو من گفتم اشکان راستي چه مشکلي پيش اومده بين تو و خانومت که قهر هستين؟اگر ما رو محرم ميدوني بگو
و اگر کاري از دستمون برمياد بگو انجام ميديم.
اشکان يه نخ سيگار برداشت و روشن کرد و ساکت موند. چند لحظه سکوت به جمع سه نفره مون حکم فرما شد و دوباره گفتم ببخشيد اگه ناراحتت کردم، اشکان يک کام عميق از سيگارش گرفت و در حاليکه دودش رو ميداد بيرون
گفت :فريد جان دست رو دلم نذار که خونه. از روز اول زندگي مشکل داشتيم ما و اصلا وصله تن هم نبوديم. نسرين به زندگي پايبند نبود و همش دنبال دوستهاش بود و اصلاً به من توجهي نداشت.
طي اين چند سال ما دوتايي هيچ لذتي از زندگيمون نبوديم.نسرين زياده خواه بود.ميگفتم حقوق من که مهندس شرکت هستم بيشتر از اين کفاف زندگي رو نميده، توهم که کل حقوقت رو خرج رفيق بازي هات ميکني.
هر روز خسته و کوفته از سرکار مي اومدم و ميديدم از شام خبري نيست.خيلي شبها هم آخر شب ميومد خونه، مي گفتم :کجا بودي ؟ميگفت با فلان دوستم فلان جا رفته بوديم. مي‌گفتم بچه کجاست؟ميگفت پيش مامانمه .
بچه رو کلاً سپرده بود به مادرش.اون ميبردش مهد کودک بعد هم مي رفت دنبالش و مي برد خونشون. چند بار پدر و مادرش هم باهاش دعوا کردند بخاطر اين رفتارش ،ولي گوشش بدهکار نبود و سر آنها هم داد ميزد.
دو سه بار بدجوري دعوامون شد و اونهم از خدا خواسته رفت خونه مادرش، بعد از مدتي به خيال اينکه آدم شده و بيشتر به خاطر دخترم مي رفتم دنبالش و مي آوردمشون خونه.اما فايده‌اي نداشت، الان هم
چند ماهي ميشه که دنبال کارهاي طلاق هستيم.
اشکان همينطور که اشک مي ريخت سيگاري ديگه روشن کرد. يلدا جعبه دستمال کاغذي رو گرفت جلوي اشکان که برداره ،اشکان هم ضمن برداشتن دستمال کاغذي نيم نگاهي هم به سينه هاي يلدا کرد
و اشکاشو پاک کرد و گفت: يلدا خانوم لطفا باز پيک ميريزي؟ اگه ميشه براي خودتون هم يک پيک شراب بريز.
منو ميگي يه لحظه بهت زده شدم يلدا هم با نگاهش به من گفت که چه کنم ،منم اشاره دادم که بريز. هرچند که ميدونستم يه پيک شراب براي يلدا کافيه و دومين پيک شايد زياد مستش کنه. يلدا پيکها رو پرکرد و سه تايي به سلامتي هم خورديم.
کله اشکان داغ شده بود و ديگه چشم تو چشم يلدا داشت براي يلدا درد و دل ميکرد. يلدا هم حسابي سرش داغ شده بود.پاکت سيگار رو برداشتم و دوتا سيگار آتيش زدم که يکي براي خودم و يکي براي اشکان.
اشکان گفت: پس يلدا خانم چي؟ گفتم: يلدا اصلاً سيگار نميکشه .يلدا گفت :خوب بديد من هم امتحان کنم .
خدايا اين يلدا بود که اين حرف رو مي زد؟!! جدي گفت يا براي شوخي اينجوري گفت؟ ولي نه، تا من بخوام کاري کنم يا چيزي بگم اشکان سيگاري گذاشت گوشه لب يلدا و فندک را زيرش روشن کرد.
يلدا هم شروع به کشيدن کرد، اولش چند تا سرفه زد ولي بعدش آروم شد، فهميدم که يلدا حسابي مست شده خلاصه اون شب با همين صحبت‌ها و رفتارها به نيمه رسيد و اشکان خداحافظي کرد و رفت.
چند روزي از اين شب مي گذشت که يک شب يلدا اومد کنارم نشست و شروع به صحبت کرد در مورد اشکان، که دلم براي اشکال ميسوزه ،بنده خدا اونجوري زندگيش نابود شده و .... بعد به من گفت تو
به عنوان يک دوست نبايد تنهاش بزاري، اگر کاري براي زندگيش ميتوني انجام بدي دريغ نکن و از اين حرفها.
يلدا عليرغم اينکه از رفيق بازي خوشش نميومد رو اشکان يه جور ديگه حساب مي‌کرد
 
     
  
#10   Posted: 7 Jul 2020 04:48
همش کوس شعرع چلغوز جغی
 
     
  
صفحه  صفحه 1 از 3:  1  2  3  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

سکس همسرم با اشکان و اتفاقات بعد اون

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites