خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی /

روزی که ازدواج کردم


صفحه  صفحه 13 از 14:  « پیشین  1  ...  11  12  13  14  پسین »
Arenas مرد #121 | Posted: 13 Sep 2020 02:01
کاربر
 
اونم طاقت نیوردو شروع کرد به خودش پیچیدنو خندیدن و گفت ولم کن چشم خودم میپوشم ..... رفتیم دنبال ملیحه کلی دور زدیم و چرخیدیم بهترین شب عمرم بود ، از فردای اونروز خانواده نیوشا دوره بیرون رفتناشون شروع شد میخواستن به حساب خودشون حال نیوشا و هستی رو خوب کنن ، حالم خراب بود با هستی و نیوشا بودن و از ایدا و ملیحه دور بودن ، خانواده نیوشا واقعا خوشگل بودن اما یه مشکلایی داشتن درسته مذهبی نیستن ولی از نرمال شروع میشن تا باز باز، نمیتونستم درکشون کنم ، برای یه عده دست دادن عادی بود براشون یه عده روبوسی ، یه عده دست میدادن بعد عذاب وجدان میگرفتن ، یا جلوت یه بار لخت لخت بودن یا پوشیده ، رفتو امد با این خانواده یکم عذاب اور بود ، رفتو امدا به خونه اونا زیاد شده بود شبی نبود مهمونی نریم یا مهمون نشیم ، فضا برای من سنگین بود میدونین وقتی تو یه جریانی هستی که که از همه چی خبر داری، انگار با همه غریبه ای !! همه چی از زمانی شروع شد که پنج شنبه شبش خونه ی خاله بزرگ خانومم دعوت بودیم . شلوغ بود یعنی میخواستن شلوغ باشه ، خوب هرچی شلوغ تر لذتشم بیشتر هستی دختر عمو بود ولی هر جا نیوشا بود اونم دعوت میکردن میخواستن حالشون خوب باشه ، فاصله منو نیوشا بیشتر از قبل شده بود ازش فراری بودم ، نمیدونم حسی تو دلم بود از نفرتو عشق ، خسته بودم ، دلم ملیحه و ایدا میخواست اونا ارومم میکردن ، پیششون اروم بودم ، یه گوشه مجلس بودم ، همه میخندیدنو برنامه فردا باغ میچیندن ، دو تا خاله داره سنشون به من نزدیک تر بود ، هم تو نخ من بودن، با چششون قفل میشدن رو من هم با یه سری تیکه هاشون جیگرمو خون میکردن ، نمیدونستم با چه برنامه ای پیش برم ، رفتم رو بالکن ، پشت سرم هستی اومد ، شوهرش داخل رو مبل نشسته بود من میتونستم اونو ببینم که داره زنشو نگاه میکنه ولی اون بزور مارو ، سلامی کردو نزدیکم شد ، بهش توجه ای نکردم ، یه سر تکون دادم ، پیمان جان ؟! سرمو چرخوندم تو صورتش !! پیمان جان؟!«اینو تو ذهنم گفتم » از من ناراحتی ؟! گفتم نه چطور؟! اخه از من فرار میکنی !! از نیوشا هم همینطور !!! اخ که داشتم پاره میشدم ، بگم نگم ؟! چرخیدم به سمتش کونم لب تاقچه بالکون گذاشتم دستمو رو بازوش گذاشتم یکم اوردمش بالا از لباس حریری که تنش بود که کامل میشد تاپ حلقه ای زیرشو دید کبودی رو دستش مشخص بود ، بهش گفتم چقدر احتمال میدی کسی سمت ما نیاد ؟! گفت متوجه نمیشم گفتم ! منظورم اینه چقدر فکر میکنی میتونیم اینجا با هم تنها باشیم که من حرفامو بهت بزنم ؟! گفت قول میدم کسی بیا بگم برن تو بگو ! گفتم بیا جلوم واستا نمیخوام کسی ببینه !! شوکه شده بود ، از الان هستی مال من بود بقیه گاییده بودنش من نکنمش ، شوهرش هنوز سعی داشت بفهمه بینمون چه خبره سرشو هی اینورو اونور میبرد که بهتر ببینه ! گوشیمو در اوردم کلیپو براش پخش کردم از اولش ! چشاش سرخ شد گوشی تو دست من بود بهش ندادم میدونستم امکان داره پرت کنه پایین یا یه کاری کنه ، غصه فیلم نبود بکاپ داشتم غصه گوشیمو داشتم ، پیمان !! جون مادرت سرشو اورده بود بالا لبو لوچش کج شده بود !! خودشو کنترل میکرد صداش بالا نره ولی اشکاش یکی بعد یکی دیگه میریخت ، گفتم حالا به من حق میدی!! اومد بغضش بترکه دستمو گذاشتم رو لباش گفتم نه خودت خودتو رسوا میکنی !؟؟؟ من قرار نیست به کسی چیزی بگم ولی شما نه تو قرار نیست دو تا کارو انجام بدی ! اولی تظاهر نکن برام خیییلی زجر اوره برام ، به نیوشا هم بفهمون ، دومی بدون کسی بفهمه باید مال من باشی تا با هم تسویه شیم ، اوکی ؟! اشکاشو از رو گونه هاش پاک کردم ، شوهرش بلند شد اومد سمتمون ، بهش گفتم داره شوهرت میاد اونم خودشو جمعو جور کرد ، درو باز کردو با لبخند گفت چیکار میکنین !؟ هستی که پشتش به اون بود اشکاشو پاک کردو چرخید سمتشو گفت هیچی با پیمان در مورد نیوشا حرف میزدیم حالش از من بدتره الان میام داخل ، شوهرش تا درو بست پرید سمت من یه طوری رو من خم شد که نرمی سینه هاشو رو تنم حس کردمو یه بوس از لپم کرد و چرخید ، که بره دیدم خاله کوچیکه نیوشا الی منو هستی رو دید و خشکش زده بود ، فتنه چیزی که نباس میدیدو دید ، هستی که رفت داخل پشت سر ایدا زنگ زد، داشتن تدارک شامو میدین ، جواب دادم ، چشم به هستی بود که رفته بود سمت نیوشا گوشم به ایدا ، سلام عزیزم خوبی عشقم ، دیدم داره گریه میکنه اره خوبم ، تنهام دلتنگتم از من ناراحتی رفتی نمیای ؟! نه قربونت ! « هستی نیوشا رو برد تو اتاق » ایدا جونم اگه خدا قسمت کنه امشب میان پیشت . خدایییی پیمان اره عزیزم ملیحه کجاست ؟! شیفته ساعت ۲ نیاد اضافه کاره !!! من جوننن سه چهار روزی بود کمر خالی نکرده بودم ، الان وقت جیم زدن بود ، مطمن بودم هستی ماجرا که من میدونمو داره کف دست نیوشا میزاره ، جلو مهمونا دوست نداشتم حرفو حدیثی بشه ، گفتم ایدا جون صبر کن نیم ساعت دیگه بهت میزنگمو ، قطع کردم ، مادر خانوممو صدا کردم ، داشت میومد سمت من عجب حایی واستاده بودم همه رو میشد دید زد ولی دیده نشد ، با اون سینه و باسن چی میشد کوصشو ببینم دوست داشتم ببینم چطوره ، خوشم میاد اندام زنارو ببینم ، فرقاشونو با هم ، جانم پیمان جان ؟! مامان من خییییلی حالم بده باید برم امشب منو ببخشید فردا صبح خودمو به باغ میرسونم !!! اومد بیرون بالکون ، دستشو گذاشت رو سرم گفت چیزیت نی !؟ نیوشا دلش میشکنه بری ، نکن باهاش گفتم بخدا نیوشا نیاز به تنهایی داره بزارید تنها باشیم خوب میشیم جفتمون قول میدم ، گفت هر جور راحتی ولی فردا باشی ، نیوشا و هستی داخل اتاق بودن از همه خداحافظی کردم رفتم سمت اتاق ، تا درو میخواستم باز کنم نیوشا نزاشت گفتم این بچه بازیا چیه هستی گفت روش نمیشه پیمان جان باهاش حرف میزنم شما کجا میخوای بری گفتم میرم خونه دوستمو رفتم ، تو ماشین نشستم به ایدا زنگ زدم که بساطو اماده کنه ، نمیدونین چقدر راحت شده بودم گفته بودم داشتم پرواز میکردم بار سنگینی بود رو دوشم .....
ادامه دارد
      
amirshafiei579 مرد #122 | Posted: 13 Sep 2020 10:30
کاربر

 
داداش به سوالی برام پیش اومد؟
بالاخره اون مشکل حفاظت اطلاعات که گفتی برات پیش اومده بابت خاله نیوشا بود یا عمه نیوشا؟
قبل غیبتت گفتی مشکل برای خاله اش پیش اومد الان که برگشتی میگی برای عمه اش
حالا این بماند
من فقط تو کف اینم مگه مواد مخدر شعبه اش به آگاهی و مبارزه با مواد مخدر نمیخوره؟
پس چرا حفاظت اطلاعات سپاه اومده وسط؟؟؟
مگه جدیدا سپاه وظیفه اش شده بریزه خونه تیمی و مواد مخدر کشف کنه؟
ای غریبه باهاش دعوا نکن، سرش داد نزن، باهاش قهر نکن، دوستش داشته باش، اون .....؟
بخاطر تو ، منو فراموش کرد....!!!!!!
      
Arenas مرد #123 | Posted: 13 Sep 2020 12:04
کاربر
 
خاله نیوشا با یکی دیگه ریخت رو هم ، عمه نیوشا کارو حراستی کرد ناموسی ، از یه طرف دیگه گندش این بود که فهمیدن این گروهی که خاله نیوشا باهاشون تو مواد مخدر و این چیزاست ، اما اگه عمه نیوشا انقدر پا تو زندگی اینو اون نمیکرد این ابرو ریزی هیچوقت درست نمیشد ، خوب گند زد به کل خاندانشون بعد گفت نباید میگفتم این وسط منو رو هم گاییدن با کارشون ، نمیگم تو اون زمینه بی تقصیر نبودم ولی قصر در رفتم براتون میرسم و داستانشو مفصل میگم ولی باور کنین سر محرم نبود واقعا درگیر شدم اول فکر میکردم سر این لوتی وقتی از حفاظت اطلاعات تماس گرفتن وقتی بازجوییم کردن فهمیدم قضیه چیه خیالم راحت شد
      
Arenas مرد #124 | Posted: 13 Sep 2020 12:06
کاربر
 
ایشالله هیچوقت گیرشون نیفتی ولی وقتی بری تو مشهد کنار زندان وکیل اباد اداره کل حفاظت اطلاعات خراسان رضوی ، داخل که میری بیرون اومدنت با خداست
      
RahnemaRamin مرد #125 | Posted: 13 Sep 2020 15:03
کاربر
 
Arenas
خانم های محترم برده مطیع و حرف گوش کن میخوایین ۰۹۳۹۶۸۹۹۹۶۱ در خدمتتون هستم
Ramin
      
Arenas مرد #126 | Posted: 15 Sep 2020 01:26
کاربر
 
میدونین قبل ازدواج سکسی نبود که نکرده باشم ، خیلی تجربه های متفاوتی داشتم ولی لامصب زن شوهر دار حریصت میکته ، کلا ازدواج که میکنی حریص میشی ، وای بحال اینکه غیرتتم بمیره ، دیگه هرکی رو میبینی میخوای و این دقیقا حالو روز من بود ، هستی رو میخواستم ، خاله هاشم میخواستم اصلا مادر خانوممو هم میخواستم ، تو بند هیچی دیگه نبودم ، تو راه به کردن هستی فکر میکردم و اینکه فردا چقدر بمالونمش ، از یه طرف هم ایدا منتظر من بود ، به ملیحه زنگ زدم من از مهمونی زدم بیرون برم خونه یا نه ؟! منتظر شم شیفتت تموم شه میدونستم نمیگه منتظر واستا ، اما تعارف رو باید میکردم ، اونم گفت نه برو بهتر من تا ۲ هستم اضافه کار بعد میام ایدا هم تنهاست ، دفعه قبلی یه سکس پر از استرس داشتم الان خیالم راحت بود که دیگه نمیاد تا ۲ و من میتونم دلی از اب در بیارم ، نمیدونم چطوری خودمو رسوندم پیش ایدا با سرعت و کلی زوق رفتم سمت واحدشون ایدا درو باز کرد میخکوبش شدم من عاشق این شرتکای لی با یه لباس نیمه بلند بودم خیییلی تریپ اسپرت سکسی زده بود موهاشم دمب اسبی بسته بود یه عینک گرد که مشخص بود که چشاش ضعیف نی برای خوشگلی زده بود واقعا هم خوشگل شده بود مظلوم واستاده بود دستاشم پشتش گره زده بود ، بدنشو یکم تکوند میداد میخواستم قورتش بدم اخخخ که یهو رفتم جلووو محکم گرفتمش تو بغلم ، از همون جلو درب لبامو رو لباش گذاشتمو خنده کنان اومدیم داخل درو پشت سرم بستمو همینطور که لباسمو در میورد اومدیم سمت اتاق خواب لباش نرم بودو گنده پشت پاش رسید به تخت ولو شد رو تخت منم اومدم روش سوتین نبسته بود سر سینش اونقدر بزرگ شده بود که میتونست سینم حسشون کنه پاهاشو برد دور کمرم حلقه کرد محکم چسبیده بودم بهش ، هم دوست داشتم لباساشو در بیارم بدنش به بدنم بخوره هم اونقدر این نوع لباس پوشیدنو دوست داشتم که نمیخواستم زیباییش از جلو چشام بره ، دستمو روی رون پاش کشیدم ، چقدر سیقلی و خوشفرم بود ، یه حس بردگی گرفته بود منو ، شاید سر این بود نمیخواستم حس اینپ پیدا کنه که اذیتش میکنم ، میخواستم بگم بجای اینکه تو اسیر منی من تو اسارت توام ، پس خودتو راحت بسپر به من ، تو اون حالت نمیتونستم خوب ببینمش ، دیدنشو بیشتر از کردنش میخواستم اروم خودمو کشیدم عقب جلوش نشستم اونم جفت پاهاشو ضربدری برد بالا کوصش مثل یه کلوچه توپولو از رو شرتک لیش خودنمایی میکرد اخخخخخخخخ دلم میخواست جرش بدم با اینکاراش داشت دیوونم میکرد اومدم برم جلو انگشتای پاشو گذاشت رو سینم ، تیغ صافی و تمیزی پاش برق از سرم پروند خیییییییلی یه دست و ناز بود انگشتای پاشو لاک قرمز زده بود بوی لوسیونی که استفاده کرده بود خیییییلی خیییلی خوشبو بود نا خوداگاه چونمو اوردم پایینو اروم پاشو بوس کردم لبامو که رو پاش کشیدم سر میخورد و این هیجانو اتیش منو بیشتر میکرد ، تا اومدم لیس بزنم پاهاشو برداشت چه گربه چموشی داش با این کاراش دلربایی میکرد ، دییوونه من پیمانم قبلا سکس داشتیم انقدر تغیییر ؟! پاشو گرفتم چرخوندمش پشتشو کرد به من باسنشو اورد بالا جلو صورتمو یه تکون داد صورتمو میخواستم ببرم لا باسنش دست خودم نبود مستم کرده بود یهو دوباره دراز کشید کونشو تکون میداد انقدر خوشگل بود فرم باسنش که با تکونش مثل ژله تکون میخورد ، هیچوقت خنده های شیطونیش از گوشمم بیرون نمیره میدونست داشت اذیتم میکرد ، دختری که لوند باشه میدونه چطوری دلبری کنه اونم خوب بلد بود ، انگار تو خونش بود برگشت بهم نگاه کرد اخماشو تو هم کرده بود جووون فداش بمش من ، خیییلی محوش شده بودم ، داشت از حسو حال میفتاد که افتادم روش از پشت گوشش شروع کردم به خوردن سنگینی بدنم روش بود نفسام تند شد برگشت نفسم رو گردنش بوی عطرشو بلند میکرد زبونمو کشیدم رو گردنشو اروم اومدم پشت گردنش خودش موهاشو انداخت یه ور اروم دکمه های لباسشو باز کردم حالا یقش پایین میومد ، زبونمو کشیدم تا پشت کتفش انقدر حال میکرد که کونشو تکون میداد کیرم که بلند شده بود و سر بالا تا دکمه شلوار لیم اومده بود بین لپای کونش با تکوناش خیس خیس شده بود ، یکم چرخید از رو پشتش افتادم بلند شد جلو سرشو چرخوند موهاش از جلو با یه چرخش سرش دوباره برگش پشت خودشو تکون میداد دستشو رو دکمه های لباسش کشید یکی یکی در میورد اییییی قلبم داشت گنده میشد سینش‌و قبلا دیده بودم اما اینطوری انگار ندیده بودم ، چقدر فرق میکنه !! این کسکش چقدر وارده ! فیلم زیاد دیده ، چه فیلمی هم شده بود !!! همینطور که فکرم درگیر کاراش بود اومد سمتم با همون عشوه ، جلو پام نشست ، انگشتشو از وسط خط سینم کشید تا رو دکمه و دکمه شلوارمو باز کرد کامل شلوارمو کشید پایین ، مشخص بود مردد ، میخواست ادای فیلماییی که دیده رو در بیاره اما نمیتونست ، مشخصه اولین بار میخواد کیر بخوره ، هم چندشش میشد هم میخواست امتحان کنه !! انگار از زمانی که سکس کزدیم تا الان خیلی تو نت چرخیده و فیلم دیده ولی خوب تا اینجا خوب بازی کرد خخخخخ هواسم بهش بود که مردده و نمیتونه تصمیم بگیره حتی گرفتن کیرم تو دستش یه طوری بود انگار مار گرفته گفتم ایدا نباید فکر کنی اول دل بزن به دریا امتحانش کن تهایتا بدت میاد دیگهه غییر این نی که ! اونم زبونشو زد به سرش همینطور که کیرم تو مشتش بودو فشار میداد اب شهوتم اومد تو دهنش ، از شوریش یکم چشاشو تو هم کرد سریع بلند شد یه دستمال برداشت اب دهنشو ریخت تو اون ، گفتت اییی این چی بود ، خندم گرفته بود خیییییلی برای خییییییلیا توضیح داده بودم ، واقعا چه تعداد دخترو اوستا کرده بودم خخخخ ، براش توضیح دادم گفتم بشین دوباره بهش یاد دادم یه ۱۰ دقیقه ای طول کشید بهش یاد دادم چطوری باید بخوره !!! دروغی که همه پسرا میگن هم بهش گفتم میدونی چقدرررر خوبه برای پوستتو معدت خخخ ، یادش بخیر ، اوردمش بالا رو بدنم نشوندمش لباسشو کلا در اوردم دستمو رو سینش کشیدم یه اهییی کشید خودشو یکم جابه جا کرد گفتم بسه دیگه باید بریم سراغ اصل مطلب کمرم دیگه کشش نمیداد ، انداختمش رو تخت با یه حرکت شرتکشو در اوردم شرت پاش نبود افتادم به خوردنش چه کوص صافی داشت مشخص بود تازه زده سوراخ کونو کوصو باهم با ولع میخوردم انقدر شهوتی شده بودمو میک میزدم که صدای خوردنم تو کل اتاق پر شده بود اونم اروم اروم صداشو برده بود بالا هرچی بیشتر اهو اوه میکرد شهوتی تر میشدو صداشو بلندتر میکرد ، یواش یواش افتاده بود تو هزیون گفتن هم فحش میداد هم میگفت مامانمو کردی منم جر دادی پیمان جوون جفتمون زیرت بودیم ، انگار مخش داغ شده بود ، دست خودش نبود منم خوشم اومد شروع کردم به همراهی کردنش کیرم کشش این کارارو نداشت اونقدر سیخ مونده بود داشت درد میگرفت ، بلند شدم افتادم روش شروع کردم به خوردن لباش نفس کشیدن براش سخت شده بود سرشو به اینور اونر میبرد تا بتونه نفس بکشه کیرم سر کوصش بود بدنشو که تکون میداد سرر خورد رفت داخل داغی کوصشو کلفتی کیرم برای کوص کوچیکش یه آن باعث شد جفتمون خشکمون بزنه بهم خیره شدیمو منم صبر نکردم شروع کردم به زدن چنان محکم میزدم که با هر بار زدنم اخ بلند میکشید بوی اب کوصشو میفهمیدم رون پام خیس شده بود یهو یه دستی رو شونم اومدو منو محکم از رو ایدا کشید کنار تا چشم بهش خورد چشام گرد شد ملیحه کییی اومدی !!!! نفهمیدیم اصلا اومدنشو ایدا عقب عقب رفت یه ملافه رو تخت بود کشید رو خودش منم مبهوت ، نمیدونستم چی بگم ! چی دارم بگم دخترش زیرم بود اون بهم اعتماد کرده بود منو تو خونش راه داده بود . واییییی خدا نمیدونم چی شد اون سوال مسخره رو پرسیدم ؛ تو مگه شیفت نبودی ؟! این چه سوالی بود اخه روی دیدنشو نداشتم جلوم واستاده بود عصبانی بود انگار بهش خیانت شده ! یه کلمه گفت گمشو بیرون !!! گم شم!!!!! روی نگاه کردنشو نداشتم نباس میفهمید چه گندی چه وضعیت بدی ، کاش میشد برگشت عقب کاش اونشب پام میشکست نمیرفتم؛ میخواستم بیام بیرون اتاق اب سر کیرم بود ،نمیومد ارضا شده بودم بیضم اونقدر روش فشار بود که درد گرفته بود از کمرم شروع میشد تا خود بیضه هام تیر میکشید راه رفتن سخت بود شرتو شلوارمو برداشتم از کنارش میخواستم رد شم که یه ضربه با مشت زد بهم بغضش ترکیدو گریه کرد پامو نمیتوستم بر دارم واقعا درد میکرد ، لباسم رو زمین تو حال افتاده بود ، اونجا جای موندن نبود شرمنده بودمو ناراحت همه حال از دماغم در اومد ، لباسو تنم کردمو از خونه زدم بیرون نشستم نو ماشین بیرون خونه تو کوچه صندلی دادم عقب جاییی نداشتم برای رفتن کمرم درد میکرد انگار باید خودمو ارضا میکردم که رهام کنه گوشیمو که تو جیبم بود نگاه کردم، ملیحه ، نیوشا کلی زنگ زده بود ، مادر خانومم ، یه شماره ناشناس چند بار زنگ زده بود سیوش کردم رفتم تو وایبر دیدم عکس هستی ، احتمالا ملیحه زنگ زده من ج ندادم دلنگران شده بوده مرخصی گرفته اومده خونه ، اه گندش بزنن هنوزم یادم میاد لحظه بدی بود .......
ادامه دارد
      
Arenas مرد #127 | Posted: 15 Sep 2020 02:19 | Edited By: Arenas
کاربر
 
گوشیم شروع کرد به زنگ خوردن در حالی که صندلی رو خوابونده بودم با حال خرابم گوشی رو نگاه کردم دیدم ملیحس حوصله جیغو داد و گریه نداشتم ردی ندادم به گوشیم نگاه میکردم، قطع شد بار دوم شروع به زنگ خوردن کرد ، کوچه خلوت بود شیشه یکم پایین ، دوست داشتم همونجا خودمو ارضا کنم تا از این درد خلاص شم ؛ چه درد عذاب اوری خدا نصیب هیچکس نکنه ؛ پسرا خوب درکم میکنن ، تا حالا همچین دردی ندیده بودم ، دکمه شلوارمو با دست دیگم باز کردم ، کیرمو یکم فشار دادم قطره های لوکه شده منی میومد ، انگار نیمه ارضا شده بودم و همراه با درد ، گوشیم قطع شد پشت بند یه اس اومد ، پیمان ! رفتی ، جوابمو بده باید باهات حرف بزنم وگرنه خودمو میکشم امشب! اخ چه گندی خر نشه چیکار باید میکردم نمیدونم ، قفل گوشیمو باز کردم شمارشو گرفتم صدای گریه ایدا میومد جوابمو نمیداد فقط صدای گریه میومد !! در ماشینو باز کردم با همون دردو دکمه باز نمیدومم چطوری خودمو رسوندم به واحد اصلا در ماشین قفل کردم یا نه یادم نمیاد ، فقط ترسیدم نکشته بشه خودشو دیدم ایدا داره گریه میکنه ملیحه رو زمینه اتاقه رفتم بالا سر ملیحه دیدم بیحال پخش زمینه کشیدمش تو بغلم به ایدا گفتم اب بیاره ، اب قند بیاره ، نمیدونستم به درد کمر باشمو بیضه یا به درد ملیحه ، عزززیزم عشقم غلط کردم ، باو دخترتم ادمه دیده بود ، بخدا خودش خواست من بزور کاری نکردم ببین« به صورتش میزدم »ببین جان پیمان خر شدم خودش خواست من غلط کردم گوه خوردم نکن این کارو با خودت ، اااااای که کمرم درد میکرد دیگه داشت میپیچید ، انگار رگای بیضم داشت میترکید ، ولش کردم دور خودم میچرخیدم لای پامو گرفته بودم با مشت به زمین میکوبیدم به خودم اومدم دیدم ایدا لخت بالا سرمه ملیحه هم یه گوشه ، گوشم هوا گرفته بود دردش غیر طبیعی بود ، شنیدم ملیحه گفت کیسه اب گرم اماده کن بدوووو من درد اونقدر شدید بود که زمینو میخواستم گاز بگیرم ، ملیحه مانتوشو در اورد ایدا با یه کیسه اب گرم رسید ، ایدا نشست جلو من سرمو گذاشت رو رون پاش منم از شدت درد خودمو بهش فشار میدادم ملیحه شلوارو از پام در اورد کیسه اب گرمو گذاشت بین پام چند ثانیه نگذشت انگار اب رو اتیش بود ول کرد درد و اروم شروع کرد به یه ابی ازم اومدن ملیحه هم کیرومو جلو دخترش تو دستش گرفته بودو داشت فشارش میداد تا ته اب از بیضم خالیشه ، سبک شد واقعا حس خوبی بود ؛ درد من و کمک ملیحه باعث شد همه چی به سمت من برگرده ملیحه که دیده بود ایدا دوسم داره سرمو رو پاش گذاشته و داره سرمو نوازش میکنه اروم شده بود نمیدونم چی میزارین اسمشو دستمو باز کردم ملیحه خودشو جمع کرد تو بغلمو شروع کرد به گریه کردن منم از سرش بوس میکردمو قربون صدقش میرفتم ایدا هم سر منو ، کف سرد بود و کمرمون خشک شده بود برقو ایدا خاموش کردو سه تایی رفتیم رو تخت ، اون درد دمار از روزگارم در اورد سر همین خوابم برد نمیدونم کی کیو بغل کرده بود ، فقط نصفه شب با ور رقتن یکی با کیرم از خواب بیدار شدم تو اون تاریکی نمیدونمم ملیحه بود یا ایدا که داشت کیرمو میخورد منم خوشم اومده بود باید تخلیه میشدم هنوز شهوت داشتم دستمو بردم سمت سرش ، خوردنش بیشتر شد وقتی فهمید بیدارم ، نمیدونم کی اول داشت میخورد ولی بعد یه لب اومد سمت لبام و دستم زیر یا ملیحه بود یا ایدا نمیدونم چون چشام هنوز کامل باز نشده بود از سینه هاش حدث میزنم ایدا بود ، گیج بودمو منگ ؛ خایه هامو برد تو دهنش دردم شدید شد ، انقدر سست بودم که ابم اومد ، ریخت یکم کف دستشو تو دهنش صدای در اومد یه نور کمی از دستشویی که رفت بشوره دهنشو ، اون یکی دیگه هم بلند شد ، برق اتاق روشن شد چشامو بستم داشت کورم میکرد ، اونم فهمید و دوباره برقو خاموش کرد کشیدم خودمو بالا تر حالا میتونستم ببینم ملیحه و ایدا جفتشون لخت لخت بودن ، جوووون مادرو دختر لخت کنار هم چه کوصییییییی شده بودن ، ایدا اومد جلومو چهار دستو پا شروع کرد به خوردن لبام ، ملیحه از اونور کونو کوص دخترشو شروع کرد به خوردن سینه های ملیحه رو رونو پام بود نمیشد ذهنم رو همه جا باشه با اینکه دوست داشتم جفتشونو با هم حس کنم این دو تا کوص خوشگلو اما نمیشد بعد خوردن کوصو کون دخترش ایدا نشست رو کیرم مامانشم شروع کرد به همراهی کردنش پشتش نشسته بود رو پاهای من که دراز کرده بودم از کمر دخترش گرفته بودو بالا پایین میکردش کوص ملیحه اب افتاده بودو ساق پامو خیس کرده بود دقیقا سمت کوصش موهای پام خیس خیس بود ، من یکم خودمو بیشتر دراز کردم ، بعد یکم بالا و پایین شدن ملیحه ایدا رو برگردوند سمت خودش و پشت به من نشست رو کیرم دوباره شروع کرد به بالا پاییین کردن مامانش سینه هاشو گرفته بودو میمالید سوراخ کونش بدجور حشرمو زده بود بالا اما الان موقع از کون گاییدن نبود ، میخواستم بلند شم کون ملیحه رو جر بدم جفتشون روم بودنو سنگین ، نمیتونستم بگم بلندشین ، ایدا داشت حال میکرد سرعتشم زیادتر کرده بود چه شالاپو شلوپی راه انداخته بود کونش عین این پورن استارا ژله ای حرکت میکرد ، دخترش جلو مامانش داشت گاییده میشدو مامانشم همراهیش میکرد ، چی بهتر از این ، ایدا با هر بار زدن مستو مستر میشد ، اب دور کیرم وقتی بالا میرفت نشون میداد بارها و بارها ارضا شده داشتم ارضا میشدم ولی کونه ملیحه مونده بود که یهو با یه لرزش شدید ایدا افتاد تو بغل مامانش اونم نوازشش میکرد کوصش اونقدر تنگو داغ بود که تو اون چند لحظه که کیرم تو کوصش بود داشت ابم میومد ، بلندش کرد ملیحه خودشم از روم رفت کنار کیر بیحال منم افتاد بیرون بلند شدم ملیحه رو چهار دستو پا کردم زانو زدم پشتش کیرمو اول رو کوصش گذاشتمو یکم دادم رفت داخل بعد شروع کردم به تلمبه زدن چنان محکم میزدم که اخ گفتنش بلند شد ، بعد یه توف انداختم رو سوراخ کونشو با دستم کونشو تا جایی میشد باز کردم سر کیرمو گذاشتم روش اب دهنم با اب کوصش سوراخ کون سیقلیشو خوب روون کرد یکم فشار دادم کیرم یکم خم شد اما اروم رفت داخل خییییییلی خوشگل بود ایدا بلند شد نشست کون مامانشو دید چطور باز شده اوردم عقب اووووووف ، ایدا سینه مامانشو گرفته بودو میمالید یه دست دیگه هم روتنش یکی دو بار دیگه عقبو جلو کردم ابم با شدت زد تو کونش ، هرچی اب داشتن خالی کردم توش ، بعد تو همون حالت افتادیم رو هم ، برق دستشویی روشن بود نفهمیدم چطور خوابم برد ، ........
ادامه دارد
      
Azadealirza مرد #128 | Posted: 15 Sep 2020 22:22
کاربر
 
Arenas
دمت گرم دادا ادامه بده خوش برگشتی دیگه هر روز یا هر وقت تونستی بزار
      
Papayoga مرد #129 | Posted: 15 Sep 2020 22:24
کاربر
 
بعد خانم ازادمنشیان که داستان سحر طاهره و بهرام رو می‌نوشت و دیگه به دلایلی ادامه نداد داستان شما عالیه
ای کاش خانم ازادمنشیان برمی‌گشت ادامه میداد
شما هم با جدیت ادامه بدید لطفا
      
KohkanFarhad مرد #130 | Posted: 15 Sep 2020 22:33
کاربر
 
Papayoga
آره واقعا جای خانم ازادمنشیان نویسنده داستان سحر طاهره و بهرام جاش خالیه جای داستان سحر و شیطونی اش با شهریار چی بگم از عزت خان از مهران نازنین و بهرام دای هوشنگ فرانک سیامک طاهره
بهرام با سارا صحرا و نوشین یادش بخیر یادش بخیر حیف شد خانم ازادمنشیان رفت چی میشه برگرده

البته این داستان هم نویسندش قلمش داره هر روز بهتر از دیروز میشه و زیباتر میشه داستانش
      
صفحه  صفحه 13 از 14:  « پیشین  1  ...  11  12  13  14  پسین » 
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی / روزی که ازدواج کردم

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا