داستان سکسی ایرانی

سحر و شهریار

 مرد
#1   Posted: 22 Oct 2020 15:35

داستان سکسی سحر و شهریار


داستان سکسی
داستان سکسی جدید
داستان سکسی ایرانی


 
     
  
 مرد
#2   Posted: 27 Oct 2020 02:52

سحر و شهریار به روستا که رسیدن عزت خان که این بار همسر سحر شهریار رو دید آه حسرتی کشید که چه کسی میکنه این مرد یعنی شهریار خوشحالش بعد از دعوت به شام عزت خان و مهمانی شبانه معرفی شهریار توسط سحر به دیگران اطرافیان و میهمانان مراسم همه از خوشتیپی شهریار تعریف و تمجید می‌کردند که بعد اتمام میهمانی سحر و شهریار به اتاقشون تو خونه خودشون در روستا رفتن عزت خان با استفاده از سوراخی که در اتاق سحر درست کرده بود میتونست اتفاقات داخا اتاق رو شاهد باشه و آرزو می‌کرد که بالاخره سکس حر و گاییده شدنش رو ببینه پاسی از شب گذشته بود که عزت خان برای دید زدن به مخفیگاهش رفت و صحنه هایی که دوست داشت رو بلاخره در حال رسیدن به آرزوش بود یکی از آرزوهاش. شهریار در حال مالیدن سحر بود که سحر چشم بهم زدنی بلند شد خودش و شهریار و لخت کرد وعزت خان هم شاهد چنین صحنه هایی بود که باری اولین بار بدن لخت سحر و کس کون سحر رو زیارت می‌کرد آب از لب لوچه اش راه افتاده بود نگاهش به پستون اش کونش ولندام سحر بود و کیرش رو می‌مالید سحر بعد لخت کردن شهریار شروع کرد به ساک زدن کیر شهریار و با شدت هرچه تمام کیر شهریار رو میساکیدذو تخماشو لیس میزد و شهریار سر سحر رو گرفته بود با قدرت تمام تو تودهن سحر تلمبه میزد


از زبان شهریار کیرم به مرز انفجار رسیده بود کصش خیلی پر اب بود و کیر منم اماده یه تف انداختم رو کیرمو پاهاش دادم رو شونه ها و کیرمو بدون مکث گذاشتم تو کوصش ک جیغش رفت هوا و گفت یواش تر دیووونه تکونش نده جر خوردم.


یک دقیقه ای نگه داشتم تو کصش ک دیگه جا باز کرده بود کصش و شروع کردم تلنبه زدن و هر لحظه دیگه محکمتر میگاییدمش کامل خیمه زدم روش لباش رو میخوردم زانوهای پاهاش کنار گوشهاش بود و کیرم تا خایه تو کصش رفت و امد میکرد صورت سفید برفیه من از شدت فشاری ک بهش اومده بود سرخ شده و تند تند نفس نفس میزد و منم بی هیچ ملاحظه ای داشتم میکردمش ده دقیقه ای اینجوری کردمش ک با خودم گفتم درسته ورزشکاره اما عادت نداره کمر درد نشه و اروم از روش پاشدم و گفتم داگی شو ک زن رو باید گایید ک گفت جوووون بکن بگا جر بده زنت خودش رضایت داده بی غیرت بکن ببینم میتونی منو سیر کنی امشب و داگی برام قنبل کرد و منم فورا گذاشتم تو کوصش که ناله ی بلندی کشید و فک کنم دومین ارگاسمش بود و شل شد و من موهاشو گرفتمو کشیدمو شروع کردم تلنبه زدن و سیلی میزدم روی کونش ک قشنگ رد دستم سرخ میشد رو کونش و سحر اونقدر از خود بی خود شده بود میگفت مث سگ بگا منو جرم بده پارم کن هرکاری دوس داری باهام بکن جوووون محکمتر بزن و کلمه های بریده بریده از دهنش درمیومد و منم بعد کمی باهاش همراهی کردم گفتم داری چکار میکنی خوشکل خانوم گفت دارم کوص میدم.


من: به کی کوص میدی
دارم به تو کوص میدم
من : جوووون من سیرت میکنم ؟؟
اگه کونمم بکنی آره چرا که نه اگه نکنی میرم کون میدم کونی میشدم خلاصه گفته باشم تو نکنی این کونو میدم یکی دیگه بکنه
من : جرت میدم اگه کون بدی میرم مادرتو میکنم منم


گفتم تو محشری دختر و بلندش کردم و ایستاده خم کردمش مقدمه کردم تو کوص تنگش که جیغش رفت بالا اما با جیغ و ناله های بلند تشویقم می‌کرد و مدام ازم میخواست بهش رحم نکنم و از تموم قدرتم استفاده کنم و منم با دست هام پهلوهاشو گرفته بودمو تند تند بی رحمانه تو کوصش تلنبه میزدم.


حدود ۲۵ دقیقه با شدت چند پوزیشن گاییدمش و ابمو تو کوسش خالی کردم عزت خان لذت وصف ناپذیری از این کوس دادن سحر برده بود و با شدت تمام در تمام لحظات سکس سحر در حال مالیدن کیر بود که در پایان با شدت و فشار هر چه تمام آبش پاشید بیرون و سریع رفت به خونشون.


 
     
  
 مرد
#3   Posted: 27 Oct 2020 14:01
عالی بود ادامه بده
 
     
  
 مرد
#4   Posted: 28 Oct 2020 01:14
admin


Lotfeahmad:
تا زمانی که مدیران سایت این کاربر رو بن بلاکش نکردن این کاربر azadmaneshian داستان رو ادامه نمیدم

دوست عزیز بهترین راه اینه که اون پیام خصوصی که برای شما فرستاده رو برای ما گزارش کنید تا ما بتونیم بخونیم و توهینشو ببینیم تا بتونیم بن کنیم.

توی پیام خصوصی گزینه گزارش وجود داره و به مدیران گزارش کنید.

دنیای مجازی همیشه این مشکلات هست و یه سری ادما متاسفانه توهین می کنند که بهترین راه حل ایگنور کردن اینجور آدماست و بخاطر یه توهین یه شخص آدم خودشو نمیبازه. بالاخره تصمیم با شماست که ادامه داستانتون رو می نویسید یا خیر. پیام خصوصی رو گزارش کنید تا ما رسیدگی کنیم.

در ضمن توهین کردن در قسمت عمومی انجمن ممنوعه.

اگه شما هم نمی خواهید ادامه بدید لطفا اعلام کنید تا ما تاپیک رو ببندیم و کاربران الکی منتظر نمونن.

سپاس
عشق من عاشقم باش!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈

دل نه اجبار میفهمد نه نصیحت...
آنکه لایق دوست داشتن است را دوست می دارد.
 
     
  
 مرد
#5   Posted: 28 Oct 2020 01:42
Prince
ببندید تایپیک رو
 
     
  
 مرد
#6   Posted: 8 Nov 2020 02:55
داداش ناراحت نشی بلد نیستی داستان بنویسی حداقل ارومم نمیگیری یکی داستان خوب مینوشت ولی یکم نازنازی بود اونقدر بهش گیردادی مدیران محترم هم مسائل بین شمارا حل نکرد اخرش بنده خدا کم اورد رفت برا خارجیها بنویسه یعنی چند ماه دوتا داستان مابین داستانها خوب بود زندگی کتایون اون یکیم بهرام ومامانش بهرام ومامانش را تو ضربه فنی کردی ریدی تو حال ما خوانندها اون یکیم که دوماه نیست تو داستان بهش خیانت شده بود به نظرم اونم قهر کرد رفت باقیشا برا خارجیها بنویسه پرنس وپرنسس دیگه مثل قبل حواسشون به انجمن نیست برا هرکسی کار پیش میاد ولی پلیس یا مسولین دیگه انجمند حواسشون نشد توهم خوب تاختی اگه دست من بود همین اعلان پرتت میکردم بیرون یکی که خوب داستان مینوشت اونقدر گیردادی که رفت هرداستانی میری از نویسنده بهرام ومامانش یه چندتا بدوبیراه میگی این داستانیم که ازسر حسودی نوشتی به درد گوز مرغ میخوره
 
     
  
داستان سکسی ایرانی

سحر و شهریار

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 
Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites