تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Sexology - سکسولوژی

انواع گرایش های جنسی

صفحه  صفحه 2 از 3:  « پیشین  1  2  3  پسین »  
#11 | Posted: 12 Jun 2011 14:34
زنان و مردانى با احساسات جنس مخالف

اكثر افراد جامعه به هويت جنسى سالم دست پيدا مى كنند و با قاطعيت مى توانند درباره خود اظهار نظر بكنند و بگويند مرد هستند يا زن. به عبارت ديگر هويت جنسى اكثر افراد جامعه هيچ تعارضى با جنسيت فيزيكى آنها ندارد. اما مبتلايان به اختلال هويت جنسى با حالت سر در گم و سؤال بر انگيزى در مورد هويت جنسى خود بزرگ مى شوند.

اين افراد از دوران كودكى به طور عميق به اين احساس دست پيدا مى كنند كه تعلق به جنس مخالف دارند و حتى شهادت اطرافيان آنها را متقاعد نمى كند كه تعلق به همان جنسيتى دارند كه ظاهر فيزيكى شان نشان مى دهد. در شديدترين نوع اختلال هويت جنسى اگر شخص مرد باشد احساس مى كند زنى است كه در جسم مردانه به دام افتاده و آرزو مى كند اندام تناسلى خودش را تغيير بدهد و تبديل به زن شود و مثل يك زن رفتار كند و اگر شخص زن باشد، به همان گونه احساس در دام افتادن مى كند و آرزوى داشتن ويژگى هاى مردانه خواهد داشت.

دانشجويان دانشگاه فردوسى مشهد مقابل در ورودى سالن همايش، بررسى اختلال هويت جنسى و تغيير جنسيت، جمع شده اند. گويا تعداد صندلى ها محدود است و امكان ورود همه آنها به سالن وجود ندارد. اين همه اشتياق براى شركت در يك همايش علمى و تخصصى آن هم در سطح دانشگاه هاى كشور اين روزها كمى عجيب و باور نكردنى به نظر مى رسد.

زهره عدالتى، دانشجوى روانشناسى و دبير همايش استقبال دانشجوان را به علت سطح علمى مباحث و حضور استادان و محققان برجسته اى مى داند كه هر كدام سالها است به كار و مطالعه درباره اختلال هويت جنسى مشغولند. او مى گويد: « متأسفانه در كشور ما به دليل مسائل فرهنگى خيلى كم به موضوعات مربوط به مسائل جنسى از ديدگاه هاى مختلف به خصوص از ديدگاه روانشناسى و روانپزشكى پرداخته شده و همواره كمبود بحث و تحقيق در اين زمينه احساس شده است. برگزارى همايش اختلال هويت جنسى مى تواند باز شدن فضاى بحث، تحقيق و مطالعه در اين باره را در پى داشته باشد و برچسب نامطلوب اجتماعى از روى اين مبتلايان حداقل در جامعه علمى ما برداشته شود.»

چند نفر از مبتلايان به تى اس كه قرار است در طول اجراى همايش درباره مشكلات، مسائل و احساس خود با شركت كنندگان صحبت كنند، داخل سالن مى روند. چند نفر از دانشجويان براى ديدن آنها سرك مى كشند. شايد هم حضور اين افراد در كنار سخنرانى استادان و محققان اختلال هويت جنسى بتواند همايش را به يك كارگاه آموزشى تمام عيار تبديل كند.

« من مردم ولى مغزم زن است. اجتماعى هستم. مهارت خاصى دارم كه مى توانم پسرها را جذب خود كنم. فكر مى كنم پسرها مرا نمى فهمند ولى دخترها از جنس خودم هستند و حرف مرا مى فهمند. در خانه وقتى تنها هستم آرايش مى كنم، ولى قبل از آن كه كسى بيايد، آن را پاك مى كنم. در دوران تحصيل از مدرسه پسرها بدم مى آمد. دوست داشتم مدرسه دخترانه بروم و همدرس دخترها شوم. در هنرها سفالگرى، خياطى، گلسازى را دوست دارم، شعر هم مى گويم...»

دكتر خديوى زند، متخصص روانشناسى بالينى، نخستين سخنران روز اول همايش بود كه به بررسى وضعيت ذهنى، احساسى و عاطفى دو نفر از مراجعان خود و توضيح در زمينه شرايط و رفتارهايى كه در خانواده اين افراد وجود داشته پرداخت و با تحليل خوابواره ها، نقاشى ها و نوشته هاى آنها از بعد روانكاوى به جنبه هاى پنهان اين اختلال اشاره كرد.

دكتر خديوى زند سپس نوسانات دوگانگى جنسى را بر روى يك طيف قرار داد كه در يك سوى آن حالت ها و رفتارهاى مردانه و در سوى ديگر حالت ها و رفتارهاى زنانه است: در نيمه راه مردان زن وش و زنان مردوش قرار مى گيرند و در وسط يا مرزنوسان دوگانگى است كه در همه ما به نحوى ديده مى شود. همه ما روزى كه به دنيا مى آييم، تمايل به رفتارهاى دوگانه زنانه يا مردانه داريم كه در آغاز نوجوانى ۱۲-۱۳ سالگى اين بحران شديد است. حوادث جريان هاى زندگى است كه مى تواند هر يك از ما را مرد مرد يا زن زن كند. اما مبتلايان به اختلال هويت جنسى بين جنيست خودشان و احساس ذهنى در مورد انتخاب سبك زندگى مردانه يا زنانه با كشمكش عجيبى روبرويند.»

واقعاً چرا برخى مردان دوست دارند زن شوند و چرا برخى از زنان تمايل و اصرار دارند مرد شوند؟!

اينها پرسش هايى بود كه دكتر عليرضا كاهانى متخصص پزشكى قانونى و رئيس روانپزشكان سازمان پزشكى قانونى تهران كه دومين سخنران روز اول همايش بود، مطرح كرد و سپس به تعريف فاكتورهاى تشخيص اين اختلال پرداخت و گفت: «اولين كلماتى كه بعد از تولد نوزاد گفته مى شود اين است كه دختر است يا پسر؟ و پاسخى كه داده مى شود بر اساس اعضاى تناسلى است كه به چشم مى آيد. بعد از آن سرنوشت نوزاد تقريباً روشن مى شود. جالب است كه اجتماع نه فقط آموزش هايى خاص براى پسر يا دختر را دارد بلكه حتى مشخص مى كند هر كدام به هنگام تولد چه رنگى بايد بپوشند. اگر نوزاد پسر باشد رنگ آبى تنش مى كنند و اگر نوزاد دختر باشد رنگ صوتى به او مى پوشانند. اين تفاوت در تمام مراحل رشد دختر و پسر گذاشته مى شود تا اين كه به سن بزرگسالى مى رسد و چنانچه نتواند خود ش را با چنين خصوصياتى كه براى مرد يا زن بودن در فرهنگ تعريف شده، تطبيق بدهد به او مى گويند مبتلا به اختلال هويت جنسى شده است.

احساس هويت جنسى يعنى احساس متعلق بودن به يك جنسيت خاص.» دكتر كاهانى در بخشى از سخنرانى خود تأكيد كرد بايد ميان كسانى كه اختلال هويت جنسى دارند با افرادى كه دوجنسى هستند تمايز قائل شد: «خيلى ها اختلال هويت جنسى را با دوجنسى ها اشتباه مى گيرند. دو جنسى ها اعضاى غيرطبيعى جنسى دارند و در نتيجه تمايز گذاشتن بين دو جنس و تعيين مرد يا زن بودنشان مشكل است. در پزشكى قانونى اينها را به صورت اختلال در روشد غدد مثل بيضه ها و يا تخمدان ها شناسايى مى كنند. در واقع اينها اختلال ناشى از كوروموزم دارند. اما در اختلال هويت جنسى افراد تمايل يا اصرار به تعلق داشتن به جنس مخالف دارند كه به دو صورت خود را نشان مى دهد كلامى يعنى فرد ابراز مى كند كه مى خواهد به جنس مخالف متعلق باشد و غيركلامى به اين معنى كه رفتارى انجام دهد كه شبيه به رفتار جنس مخالف است.

در كشور ما از سال ۱۳۶۶ تا ۸۳ تعداد ۴۷۰ نفر به سازمان پزشكى قانونى مراجعه كرده اند كه البته از اين تعداد يعنى از سال ۶۶ تا ۸۰ دقيقاً در حدود ۲۷۰نفر كه ۲۰۰نفر خواهان تغيير جنسيت اند مرد هستند و ۷۰نفر زن و با عمل جراحى ۲۱۴ نفر آنها موافقت و با ۱۱نفر مخالفت شده است و بقيه هم پى گيرى نكرده اند. در مراكز استانها نيز تعداد كل افرادى كه مراجعه كرده اند ۵۷نفر بوده كه ۳۹ نفر آنها از مذكر به مؤنث و ۲۲نفر خواهان تغيير جنسيت از مؤنث به مذكر بوده اند. به طور كلى شيوع اين اختلال يك در ۳۰هزار نفر در بين مردان و يك در ۱۰۰هزار نفر در بين زنان است.»

عصر روز اول همايش اختصاص به سخنرانى پروفسور بهرام مير جلالى فوق تخصص جراحى تغيير جنسيت از فرانسه داشت. دكتر ميرجلالى در طول ۱۲سال گذشته ۴۲۰ مراجع مبتلا به اختلال هويت جنسى به كلينيك خود داشته كه از اين تعداد ۳۲۰ نفر آنها را مورد عمل جراحى تغيير جنسيت قرارداده است. او در سخنرانى خود گفت: تا مطمئن نشوم دست به عمل نمى زنم. هر كسى به صرف اين كه گفت من از جسمم ناراضى ام و مى خواهم تغيير جنسيت بدهم و اگر تغيير ندهيد خودكشى مى كنم. اين دليل نمى شود كه اختلال هويت جنسى دارد. حتماً بايد يك روانپزشك آنها را معاينه كند. بدون مشاوره پدر و مادر اين كار را نمى كنم.»

همانندسازى مستمر با جنس مخالف و ناراحتى مستمر فرد از جنسيت خودش از نشانه هايى است كه به شناسايى افراد مبتلا به اختلال هويت جنسى كمك مى كند. اين اختلال در پسرها با رفتارهايى مثل اولويت پوشيدن لباس زنانه و دخترانه، رسم تصاوير زنان، عروسك بازى، اجتناب از ورزشهاى خشن خود را نشان مى دهد. درصدى از مبتلايان پسرحتى به هنگام ادرار مانند دخترها مى نشينند. در دخترها اين اختلال با بروز واكنش هاى شديدى نسبت به طرز لباس پوشيدن زنانه، كوتاه كردن مومانند پسرها و انتخاب اسم هاى پسرانه همراه است. آنها علاقه كمى به عروسك دارند.موقع ادرار كردن دوست ندارند بنشينند و مايل به رشد سينه ها و شروع قاعدگى نيستند.»
در يك فرصت ده دقيقه اى، همسر پروفسوربهرام ميرجلالى كه وى را در اين همايش همراهى مى كرد، درباره نقش خدمات اجتماعى مناسب به اين افراد سخن گفت.

پيش از شروع سخنرانى وى، پروفسور ميرجلايى برنقش خدمات اجتماعى در كمك به اين افراد تأكيد كرده و گفته بود: «كار جراحى ۱۰درصد مشكل اين افراد را بر طرف مى كند. بقيه سهم خانواده و اطرافيان در پذيرش اين افراد بعد از عمل جراحى است كه خدمات رسانى اجتماعى مى تواند زمينه قبل و بعد از عمل جراحى را در محيط زندگى اين افراد فراهم كند.» همسر دكتر ميرجلالى نيز گفت: «باتوجه به اين كه اين بيماران با اين ناهماهنگى متولد مى شوند. برنامه ريزى اجتماعى و روان درمانى آنها بايد ازهمان برخوردهاى اوليه يعنى در مهدهاى كودك و دبستان شروع شود. چرا كه اين اختلال و توجه نكردن خانواده به فرد مبتلا او را در معرض انزواى اجتماعى، عدم ارتباط با ديگران، كاهش اعتماد به نفس، افت تحصيلى، اخراج از مدرسه، مشكلات خانوادگى، سوء مصرف مواد، اضطراب، افسردگى و انحرافات اخلاقى و اجتماعى قرار مى دهد.


* يكى از مبتلايان اختلال هويت جنسى در همايش گفت: « ما كار خطايى نكرده ايم. فقط مشكلى داريم كه بايد براى آن كارى شود. آيا هيچكس نبايد دلش براى ما بسوزد و كارى بكند. بعضى از ما ازفرط فشار و گاه جامعه و برخورد مردم به بزهكارى و سوءمصرف موادمخدر وى مى آورند و يا خودكشى مى كنند. آيا ما يك انسان نيستيم؟! چقدر خوب است كه همديگر را درك كنيم. به جاى اين كه طرد كنيم!»

يكى از بخش هاى قابل توجه همايش سخنرانى حجت السلام محمد مهدى كريمى نيا، دكتراى فقه بود كه با موضوع مسائل فقهى و حقوقى بيماران تغيير جنسيت داده، نكات جالبى را مطرح كرد: «قبل و بعد از اين كه تغيير جنسيت انجام شود، پرسشهايى فقهى و حقوقى به ميان مى آيد كه بايد يك مجتهد، حقوقدان و يك روحانى پاسخ بگويد. در مواردى نظير نفقه، مهريه و ارث كه همزمان با تغيير جنسيت براى فرد به وجود مى آيد.» دكتر كريمى نيا كه تز دكتراى خود را به اين موضوع اختصاص داده گفت: جوامع وجود اين افراد را نمى پذيرند. با اين تز سعى مى كنم اين افراد را به جامعه معرفى كنم تئورى من اين است كه حق تغيير جنسيت به عنوان حقى از حقوق بشر كه در اسلام مطرح شده است، جاى دارد و در اسلام در اين زمينه راه حلى ارائه شده است. به طورى كه اسلام و فقهاى شيعه خواستار اين هستند كه بين همجنس بازى و اين بيماران فرق گذاشته شود.»

حجت الاسلام كريمى نيا تاريخچه اولين عمل جراحى تغيير جنسيت در كشور را ۷۵سال قبل ذكر كرده و ادامه داد: «آن زمان كه شخصى به نام دكتر خلعتبرى اين عمل را انجام داد، همه با شگفتى با آن برخورد كردند و حتى مخالفت هايى هم شد. اما تغيير موضع درباره درمان اين بيماران و جايز شمردن عمل تغيير جنسيت براى آنها بعد از فتواى امام خمينى(ره) و بيان آن در تحريرالوسيله صورت گرفت.»

از ديگر نكات طرح شده در اين همايش، خبر تشكيل چندO.G.N براى مبتلايان به اختلال هويت جنسى و تهيه پروتكل درمانى آنها در كشور بود.

تلاش دسته جمعى چهارپنج نفره دانشجويان روانشناسى دانشكده روانشناسى و علوم تربيتى دانشگاه فردوسى مشهد براى اجراى اين همايش در روزهاى پايانى ارديبهشت ۸۴ بقدرى قابل تأمل و جالب توجه بود كه كاستى هاى آن چندان به چشم نيامد. چند دانشجويى كه تأمين بسيارى از هزينه هاى همايش را خود متقبل شدند و با جسارت سعى كردند از برخى امكانات محدود دستگاههاى دولتى براى برگزارى بهتر همايش نهايت استفاده را ببرند. هرچند ليدا اميرپور منشى جلسه و دبيركميته اجرايى همايش در دو روز برگزارى آن از هر فرصتى استفاده مى كرد تا پشت تريبون از شهردارى مشهد، شوراى شهر، استاندارى و فرماندارى و... تشكر كند. البته مطمئناً خود او هم مى دانست همه اين ارگانها و سازمانها كارى را كرده بودند كه وظيفه شان بود. شايد هم اين كار از هوشمندى منشى جلسه خبر مى داد كه با اين كار مى خواست تا تنور داغ است نان را بچسباند و قول كمك براى برگزارى دومين همايش اختلال هويت جنسى را هم بگيرد.

.

منم فرزند ایران از نسل کوروش و داریوش بزرگ نه از نسل دروغ و فریب
     
#12 | Posted: 14 Jun 2011 08:04
دردوران کودکی اگر دختر باشیم این سوال در ذهنمان پیش می آید که چرا باید از هفت سالگی یک پوشش مسخره روی سر وبدنمون رو بگیره ؟

در همون دوران اگر پسر باشیم عقلمون خیلی کمتر از این چیزاس که اصلا به چیزی قد بده.

یک کم که بزرگتر می شیم مثلا 13 یا 14 سالگی نسبت به رابطه جنسی حساس می شیم در حالی که هیچ گونه تصور ذهنی از آن نداریم.این جاست که یک عده که مثلا تونستن یک دونه فیلم سوپر ببینن آدم می شن وکلی کلاس و...اما بعد که یک یکسالی می گذرد وبر خلاف تمام مراقبت هایی که خانواده مدرسه و همه انجام داده بودند حالا تو چه دختر باشی چه پسر با همه نوع روابط(سا*زدن وسک* از رو و عقب و خودارضایی و هم جنس *ازی وسک* چند نفره و...) آشنایی.

اینجا که میرسه افراد چند دسته می شن :

پسرها :

1_پسر ها ی پر دل وجرئت که نه از ایدز می ترسن نه از مامان .بابا می رن سراغ خانوم بازی.

2_پسر های پر دل وجرئت تر می رن سراغ بازی با دوست دختر های احساساتی و البته احمق 13 ساله شان(که پیامد هایش را هم خودتان میدانید پاره شدن پرده ی دختر همان و هزار تا مشکل دیگر که در پی این اشتباه لحظه ای برای دختر به وجود میآید همان) توضیح:از نظر من سکس دختر و پسر نو بالغ وبالغ و...هیچ اشکالی ندارد اما این مطلب این قدر توی این جامعه ی لعنتی دچار تحریف و لا پوشونی شده که ما درک درستی از اون نداریم .مثلا دخترا اکثرشون به خاطر نداشتن درک درستی از این رابطه تا زمان ازدواج ترجیح به خود ارضایی یا هم جنس بازی میدن اما راضی به سک* با دوست پسرشون نمی شن.

نگاه کنید ببینید کجای مسئله رو برای ما بد جا انداختن.جامعه ی امروز می گه که این آقا بر فرض پسره. دیگه حالا هر کاری کرد عیب نداره جوونه خانوم بازی دختر بازی هم جنس بازی(این جامعه می آید دست پسرو بازمی گذارد تازه پسر هر چه کار هم بکنه پرده که نداره)حالا این جامعه به دختر می گه نه تو باید تا روز ازدواج پرده ی بکارتت را مصون نگه داری و حق هیچ گونه امتحان و لذت بردن از این غریزه ی فطری ات را نداری چون چرا؟چون باید خودت را برای (پسری که کی* تو ک* وکو*صدتا مرد وزنی که حتی در عمرت ندیدیشون بوده) پاک نگه داری.تا وقتی که این دو قشر دختر وپسر هستند به پسر آزادی های غربی داده می شود ودختر راشرقی گونه بار می آورند.اما بعداز ازدواج رویکرد پسر عوض می شود و آقا سنتی می شود.آقایی که هر روز با یکی بوده حالا اگر زنش پرده نداشته باشد چه کارها که نمی کند.در همین ایرا ن خودمان مرد هایی بودند که به خاطر سوء ذن زن ویا دخترشان را کشته اند(جنوب کشور)

3_پسر های بدبخت و سر خورده که نگاه جامعه به سکس را این قدر متزلزل می بینن می رن دنبال هم جنس بازی (حالا که یار نیست به بغل دستی ات قانع باش.)

4-پسر هایی که میرن دنبال خود ارضایی و یکسره به یاد آنجلینا جولی وجنیفر لوپزوجسیکا آلبا ونئومی واتس و هزار تا جیگر دیگه جل* می زنند.

دخترها :

1_دختر های به اصطلاح آفتاب مهتاب ندیده ی خانواده های مقدس(که نمی دانند چند تا دوست پسر دارند)اما دست به سکس نمی نزنند چون حوصله ی درد سر ندارند.چون همین چند روز پیش یکی از دوستاشون به خاطر این که فهمیده بود از دوست پسرش حامله شده خودکشی کرده واونها نمی خوان این دردسر براشون درست بشه.اونها فقط با پسر ها بازی می کنند.(پسرهارامی تیغند)

2_دختر های ساده اما عاقل که نه از بازی دادن دیگران خوششان می آید نه از بازی دادن خودشان .آنها خود را محصور در جامعه و فرهنگی میبینند که آزادی جنسی را ازآنها می گیردپس :

  • یا تا زمان ازدواج باکره می مانند ودست هیچ کس بهشان نمی خورد.
  • به سراغ هم جنسان خود می روند.
  • به خود ارضایی روی میآورند.

3-دختران باهوش که غرق در این جامعه ی به گند کشیده نشده اند آنها با آگاهی کامل با کسی که دوست دارند سکس می کنند اما از روش های جلوگیری از بارداری و انتقال بیماری های مقاربتی استفاده میکنند.(می توان گفت این گروه بهترین گروه هستند زیرا با آگاهی کامل هم خود را از این غریزه فطری بهره مند می سازند و هم به بیماری ها ی مقاربتی و ایدز دچارنمیشوند.)

گروه های دیگر جنسی :

1-ترنس سکژوال

2- هوموسکژوال

3- بای سکژوال


1-ترنس سکژوال : این گروه جنسی که خیلی در ایران بهش ظلم شده دختر وپسرهایی هستند که اون هویتی که دارند در روحشان نهفته است نه در شکل وظاهرشان.مثلا هیئت وشکل وقیافه ی یک پسر را دارند اما در واقع دخترند تمایل های دخترانه دارند وبرعکس پسرند اما تمایل های دخترانه دارند.این گروه ضربه های زیادی در زندگی شان می بینند چون اغلب آنان را با هم جنسگرایان(هوموسکژوال ها)اشتباه می گیرند.ضمننا هزینه ی تغییر جنسیت هم برای این عزیزان خیلی گران تمام می شوند وبه قول معروف باید بسوزند وبسازند چون هم از خانواده طرد می شوند هم از جامعه پس دو راه بیشتر ندارند:

1-اگر پول دارند باید بروند تغییر جنسیت بدهند.

2-اگر پول ندارند و نمی خواهند از جامعه طرد شوند باید در همان هویت قبلی خود بمانند. (من یک دوست دارم که ترنس است او یک پسر در شکل ظاهری است اما در واقع دختر است.او تا چند وقت پیش که 20 سالش بود هنوز این موضوع را با پدر و مادرش مطرح نکرده بود اما وقتی مطرح کرد با اخلاق تند آنها روبه رو شد.آنها فکر میکردند فرزندشان دیوانه شده وبردنش پیش روان پزشک اما باید بگم چه قدر متاسفم که در این مملکت روان پزشک هم قادر به تشخیص این نشد که او ترنس است و تشخیصش این بود که او منحرف جنسی است.همین می شود دیگر وقتی چند نفر رو به زور سهمیه بفرستن پزشکی بخونن چیز زیادی نباید انتظار داشت.خلاصه کار این دوست ما به تیمارستان هم کشیده شد.پدر مادرش در حقش خیلی بدی کردن.اما من شنیدم که وقتی از تیمارستان اومد بیرون از اونا جدا شد وحالا داره کار میکنه عین یک آدم معمولی می خواد پول عملشو در بیاره.(نمیدونم خدا چی بگم که بعضی ها چرا این قدر این قشر بدبخت رو عذاب میدن!)

2-هوموسکژوال : این گروه هم جنسگرایان هستند که الان مطمئنم همتون که دارید این مطلب رو می خونید در مورد اونها تصور بدی دارید اما باید بدانید که واقعا این گونه نیست .اونها هم آدمند عین همه شما.فقط یک فرق کوچولو با هترو سکچوال ها(دگر جنس گرا) دارند آن هم این است که آنها عشق پاکشان را در هم جنسشان می بینند.نباید این گروه را با هم جنس بازان اشتباه بگیریم.چون هم جنس باز یعنی کسی که دارد این کار را تفننی انجام می دهد.اما هم جنسگرا کسی است که واقعا این انگیزه و عشق نسبت به هم جنس از همان دوران جنینی در وجودش به امانت گذارده شده.مثل یک مرد وزن که عاشق هم می شوند وخانواده تشکیل می دهند آنها نیز نسبت به هم همچین احساسی دارند.عشقشان برای تشکیل خانواده است.(جالب این جاست که اکثر هم جنس گرایان بر عکس دگر جنس گرایان نسبت به تولید مثل بی اعتنا هستند.و این جواب خیلی از سوال هایی است که می گویند چه خانواده ای می تواند باشد هنگامی که تولید مثلی درکار نیست.در واقع این حس تولید مثل از آن ها گرفته شده .(آنها انسانهایی عاشقند نه خالق.)



3- بای سکژوال ها : این گروه خیل عظیمی از مردم را شامل می شوند.این گروه کسانی هستند که نصف هتروسکژوال ونصف هوموسکژوال هستند.اما یک حس در آنها قوی تر است وبالاخره آن را می فهمند.خیلی از آنها که شاید شما هم یکی از آنها باشید در دوران جوانی سرگردانند.نمی دانند که آیا هم جنس خود را دوست دارند یا غیر هم جنس خود را.آنها بیشتر مواقع از خود متنفرمی شوند واحساس می کنند انسان منحرفی هستند.آنها گاهی به خاطر نداشتن شناخت جنسی کافی از خود دست به خودکشی می زنند.این افراد اگر خیلی خوش شانس باشند بعد از 25 یا 26 سالگی می توانند هویت جنسی قویتر در خود راشناسایی کنند.

(برای مثال هنرپیشه وخواننده ی آمریکایی مدونا را مثال می زنم که بعد ازازدواجش با گای ریچی و گذشت چند سال ازازدواجش با داشتن دو بچه در هنگام اجرای یکی از برنامه هایش بریتنی اسپیرز را بوسید.و بعد ها در مصابحه ها اذعان کرد که همیشه به دنبال هویت جنسی اصلی خود می گشته که حال آن را یافته.او حتی به بریتنی پیشنهاد ازدواج داد اما بریتنی موافقت نکرد.مدونا حال دارد با همان شوهر وبچه ها زندگی میکند.کسی چه می داند شاید او واقعا یک هتروسکژوال است.)



**با ذکر این مثال می خواستم بگویم که خیلی مواقع هم افراد دچار هوس های لحظه ای می شوند که آن هم ملاک درستی برای تشخیص هویت جنسی نیست.**
     
#13 | Posted: 20 Jun 2011 08:47
تغییر جنسیت(گزارشات و مقالات)

بیماری اختلال هویت جنسی (ترانسکسوالیسم) :

ترانس سکسواليزم (TS) نوعي اختلال هويت جنسي است که زمينه اختلال روان موجب آن مي‌شود و هيچ‌گونه اختلال جسمي وجود ندارد. در حقيقت بدون قصد و غرض خاصي براي به دست آوردن منافع اجتماعي جنس مخالف، زن يا مرد مبتلا به اين اختلال احساس مي‌کنند تناسبي ميان مرد يا زن بود‌ن‌شان با تمايل رواني و رفتاري آنها وجود ندارد. به عبارت ديگر، آنها خود را مرد يا زن مي‌پندارند اما از نظر ظاهري و کروموزومي و اندام‌هاي تناسلي داخلي و خارجي،طبيعي به‌نظر مي‌رسند؛ يعني مثلا مرد هستند اما مي‌خواهند زن باشند و برعکس.


علت بیماری اختلال هویت جنسی :

در اکثر مواقع این بیماری حالت اولیه دارد... یعنی عامل و علت بخصوصی برای این مسئله وجود نداره و بیشتر به خاطر اختلال ژن هست که در موقع تشکیل نطفه ایجاد شده و بنا به مقتضیات بیماری بنا شده که از مثلا 3 سالگی بیماری شروع به ظاهر شدن کند... و هیچ ارتباطی به شرایط محیطی فرد ندارد،گاهی حالت ثانویه دارد و علت روانپزشکی به خصوصی باعث بروز این مسله شده... مثلا ممکنه اختلال شخصیت مرزی و افسردگی و یا اضطراب علت این مسئله باشه. تشخیص اولیه و ثانویه بودن و بطور کلی هر گونه اظهار نظر این مشکل با روانپزشکان حاذق است.

زمينه اختلال روان موجب آن مي‌شود و هيچ‌گونه اختلال جسمي وجود ندارد. در حقيقت بدون قصد و غرض خاصي براي به دست آوردن منافع اجتماعي جنس مخالف، زن يا مرد مبتلا به اين اختلال احساس مي‌کنند تناسبي ميان مرد يا زن بود‌ن‌شان با تمايل رواني و رفتاري آنها وجود ندارد.

به‌طور کلي چهار روش درماني وجود دارد :

روان‌درماني، روش مناسبي است اما گاهي در بعضي از افراد، اشکالي هم وجود دارد. به طور مثال، در افراد مبتلا به اختلال شخصيت مرزي ممکن است سابقه‌اي از پارافيليا يا انحراف علاقه جنسي (به مواردي به جز انسان بالغ جنس مخالف مثلا به حيوان يا کودک) يا اختلال عملکرد جنسي داشته باشد. برخي افراد به اختلالات هويت جنسي ثانويه مبتلا هستند و در سابقه بهداشت رواني آنان شدت و ضعف در اختلال عملکرد جنسي وجود دارد که روان‌پزشکان و روانکاوان عوارضي مانند افسردگي را در آنان شناسايي مي‌کنند و با آموزش مهارت‌هاي مقابله‌اي، سعي مي‌کنند افسردگي اين افراد را درمان کنند تا اختلال ثانويه جنسي‌شان برطرف شود.

· رفتاردرماني براي کودکان مبتلا به اختلال هويت جنسي اوليه نيز مناسب است. اين روش شامل تقويت رفتارهاي خاص جنس دلخواه است بدون آنکه رفتارهاي غيردلخواه يا آزاردهنده تقويت‌شوند. بسياري از اين روش‌ها براي اصلاح‌ الگوهاي رفتار جنس مطابق با جنسيت اصلي خود فرد (نه آنچه مي‌خواهد باشد) بسيار موثر است اما انتقاد‌هايي هم بر آن وارد است. يکي از موارد انتقاد اين است که خواسته اصلي بيمار که علاقه به تعلق‌داشتن به جنس مخالف است، تغيير نمي‌يابد بلکه رفتار او تا حدودي تغيير مي‌يابد.

· روش‌هاي درماني روانکاوي و روان‌پويايي کودکان و نوجوانان نيز هست. اين روش بر تقويت و تثبيت نقش والدين در ارتباط با کودک و نوجوان، تاکيد مي‌کند. به‌طور مثال، براي پدر نقشي فعال‌تر در مقايسه با مادر درنظر مي‌گيرند که البته با توجه به اختلال هويت جنسي فرزندشان تصميم گرفته مي‌شود. مثلا، پسري که مي‌خواهد دختر باشد، براي پدرش نقش فعال‌تر و دختري که مي‌خواهد پسر باشد، براي مادرش نقش مهم‌تري را درنظر مي‌گيرند و با والدين در اين زمينه همکاري مي‌کنند.

جراحي ترميمي بازسازي جنسيت نيز هست که در نهايت آخرين روش درماني براي افرادي است که به صورت طولاني‌مدت و ثابت، از هويت جنسي اصلي خود رضايت ندارند. جراحي تبديل جنس مذکر به مونث چهار برابر روش جراحي تبديل جنسيت مونث به مذکر انجام مي‌گيرد.

بايد ميان كسانى كه اختلال هويت جنسى دارند با افرادى كه دوجنسى هستند تمايز قائل شد :

خيلى ها اختلال هويت جنسى را با دوجنسى ها اشتباه مى گيرند. دو جنسى ها اعضاى غيرطبيعى جنسى دارند و در نتيجه تمايز گذاشتن بين دو جنس و تعيين مرد يا زن بودنشان مشكل است. در پزشكى قانونى اينها را به صورت اختلال در روشد غدد مثل بيضه ها و يا تخمدان ها شناسايى مى كنند. در واقع اينها اختلال ناشى از كوروموزم دارند. اما در اختلال هويت جنسى افراد تمايل يا اصرار به تعلق داشتن به جنس مخالف دارند كه به دو صورت خود را نشان مى دهد كلامى يعنى فرد ابراز مى كند كه مى خواهد به جنس مخالف متعلق باشد و غيركلامى به اين معنى كه رفتارى انجام دهد كه شبيه به رفتار جنس مخالف است.

هيچ ارتباطي ميان افراد ترانس سكشوال و همجنس گرايان وجود ندارد :

بايد توجه داشت كه هيچ ارتباطي ميان افراد ترانس سكشوال و همجنس گرايان وجود ندارد، در واقع همجنس گرايي يك نوع انحراف جنسي است اما ترانس سكشوالها بيمارند و بايد در مان شوند . آنها بايد پس از مراجعه به روانپزشك و انجام بررسي هاي مقدماتي حداقل يك دوره يك ساله درمان را بگذرانند و در صورتي كه در تشخيص ترديدي وجود نداشت، با تاييد سازمان پزشكي قانوني و پس از بررسي تغيير جنسيت آنان و فراهم بودن همه شرايط به لحاظ پزشكي و راي مثبت دادگاه مجوز جراحي و تغييرات ظاهري به افراد داده شود . از نظر شرعي هم علماي بزرگ با توجه به اينكه اين افراد بيمارند مجوز چنين كاري را با احراز شرايط لازم صادر مي كنند.)

برخورد نیروی انتظامی :

نقل قول از طرف یکی از بیماران :

...درگيري با ضابطان قضايي و ماموران نيروي انتظامي يكي از مشكلات مهمي است كه ما با آن روبرو هستيم. بيشتر قضات با اين مشكل آشنا هستند ولي ماموران انتظامي هنوز در اين مورد اطلاعي ندارند و بعد از آنكه بچه هايي را كه مشكلاتي مثل مادارند، با آ رايش در خيابان مي بينند، آنها را دستگير مي كنند و اين مسئله چندين روز باعث درگير شدن آنها مي شود

او در مورد شيوه قانوني كه امروزه در دادگاه‌ها در مورد آنها اعمال مي شود مي گويد:<6> اما مسئله اصلي اين است كه با هزينه هاي زيادي كه عمل تغيير جنيست دارد انجام عمل براي خيلي مقدور نيست و بسياري از بچه ها كه خانواده هاي متوسطي دارند نمي توانند اين هزينه را بپردازند و دايم در اين چرخه تسلسل گير مي افتند.

به گفته وي هزينه عمل جراحي هرمافروديسم در خارج از كشور 20 هزار دلار و در ايران حدود 4 ميليون تومان است
. دكترفدايي در اين مورد معتقد است كه: <در پاره اي از اوقات بيماران ترانس سكشوال به علت ناآشنايي با وضعيت خود به جاي مراجعه به روانپزشك، به طور خودسرانه از هورمون‌هاي جنس مخالف استفاده مي‌كنند و يا با پوشيدن لباس‌هاي جنس مخالف مي كوشند تا به آرزوي خود دست يابند. در اين صورت است كه تحت عنوان بر هم زدن نظم عمومي و ايجاد آشوب اجتماعي و رفتارهاي خلاف عفت ممكن است دستگير شوند.

آمار :

در كشور ما از سال ۱۳۶۶ تا ۸۳ تعداد ۴۷۰ نفر به سازمان پزشكى قانونى مراجعه كرده اند كه البته از اين تعداد يعنى از سال ۶۶ تا ۸۰ دقيقاً در حدود ۲۷۰نفر كه ۲۰۰نفر خواهان تغيير جنسيت اند مرد هستند و ۷۰نفر زن و با عمل جراحى ۲۱۴ نفر آنها موافقت و با ۱۱نفر مخالفت شده است و بقيه هم پى گيرى نكرده اند. در مراكز استانها نيز تعداد كل افرادى كه مراجعه كرده اند ۵۷نفر بوده كه ۳۹ نفر آنها از مذكر به مؤنث و ۲۲نفر خواهان تغيير جنسيت از مؤنث به مذكر بوده اند. به طور كلى شيوع اين اختلال يك در ۳۰هزار نفر در بين مردان و يك در ۱۰۰هزار نفر در بين زنان است.»

مراجعه روزانه 3بيمار دوجنسي به بهزيستي :

معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي گفت: در حال حاضر به طور متوسط روزانه 3 نفر بيمار داراي اختلال هويت جنسي به بهزيستي براي درمان و تغيير جنسيت مراجعه مي كنند،محمدرضا خبازدر گفتگو با مهر افزود: هم اكنون ازهر صد هزار نفر، 4 تا 6 نفر دچار اختلال هويت جنسي هستند و با توجه به اينكه اختلال هويت جنسي يك نوع بيماري محسوب مي شود، بنابراين بايد براي رفع مشكل و بيماري اين افراد اقدامات لازم از سوي مسئولين و همچنين خانواده هاي آنها فراهم شود.

وي خاطر نشان كرد: خانواده ها نبايد با اين بيماران مقابله و يا مبارزه كنند، 75 درصد از درمان بيماران داراي اختلال هويت جنسي ‌به ‌خانواده‌ها ‌مربوط‌ مي‌شود و چنانچه اين افراد از سوي خانواده هاي خود طرد شوند، مشكلات و آسيب‌هاي بسياري گريبانگير آنها خواهد شد.

حجت السلام محمد مهدى كريمى نيا، دكتراى فقه :

با موضوع مسائل فقهى و حقوقى بيماران تغيير جنسيت داده، نكات جالبى را مطرح كرده اند :

«قبل و بعد از اين كه تغيير جنسيت انجام شود، پرسشهايى فقهى و حقوقى به ميان مى آيد كه بايد يك مجتهد، حقوقدان و يك روحانى پاسخ بگويد. در مواردى نظير نفقه، مهريه و ارث كه همزمان با تغيير جنسيت براى فرد به وجود مى آيد.» دكتر كريمى نيا كه تز دكتراى خود را به اين موضوع اختصاص داده گفت: جوامع وجود اين افراد را نمى پذيرند. با اين تز سعى مى كنم اين افراد را به جامعه معرفى كنم تئورى من اين است كه حق تغيير جنسيت به عنوان حقى از حقوق بشر كه در اسلام مطرح شده است، جاى دارد و در اسلام در اين زمينه راه حلى ارائه شده است. به طورى كه اسلام و فقهاى شيعه خواستار اين هستند كه بين همجنس بازى و اين بيماران فرق گذاشته شود.»

حجت الاسلام كريمى نيا تاريخچه اولين عمل جراحى تغيير جنسيت در كشور را ۷۵سال قبل ذكر كرده و ادامه داد: «آن زمان كه شخصى به نام دكتر خلعتبرى اين عمل را انجام داد، همه با شگفتى با آن برخورد كردند و حتى مخالفت هايى هم شد. اما تغيير موضع درباره درمان اين بيماران و جايز شمردن عمل تغيير جنسيت براى آنها بعد از فتواى امام خمينى(ره) و بيان آن در تحريرالوسيله صورت گرفت.»
     
#14 | Posted: 24 Jun 2011 07:54
جامعه بايد بپذيرد دوجنسي‌ها بيمار هستند

مهرداد ‌با نشان دادن جاي چندين ضربه روي گردنش به قاضي مي گويد: اينها را پدرم پس از آن كه بيماريم را فهميد براي تنبيه كردن روي بدنم گذاشت. 3 نفري آمده‌اند، افشين، سياووش و مهرداد. افشين مانتو پوشيده است با روسري و اين براي من كه دفعه قبل او را با لباس و شلوار و تيپي پسرانه همراه سياوش در شعبه 116 دادگاه كرج ديده بودم، خيلي تعجب آور است. علت احضار آنها به دادگاه، حضورشان با قيافه اي آرايش كرده در خانه‌ چند جوان مجرد بوده است.

رحيمي، قاضي شعبه 116 كرج، پس از آنكه نتايج آزمايش‌هاي جسمي و رواني پزشكي قانوني را درباره آنها بررسي كرد، حكم تبرئه اشان را صادر كرد اما از آنها خواست تا براي جلوگيري از مشكلات مختلف از حضور در مكان هاي اين چنيني خودداري كنند.

محاكمه چند جوان ترانس سكشوال- يعني از لحاظ جسمي شبيه يك جنس و از لحاظ هويت شبيه جنس ديگر- در دادگاه كرج و تبرئه آنها، متاسفانه موضوعي تكراري است كه حالا بسياري از قضات از آن به عنوان مشكلي كه راه حلي قانوني براي آن وجود ندارد، ياد مي كنند.

دادگاهي براي گناهي ناكرده :

مهرداد ‌با نشان دادن جاي چندين ضربه روي گردنش به قاضي مي گويد: ( اينها را پدرم پس از آن كه بيماريم را فهميد، براي تنبيه كردن روي بدنم گذاشت . پدرم فكر مي كند دوجنسي يعني منحرف جنسي هستم، خب حق هم دارد، الان خيلي از پزشكها هم حتي در اين مورد چيزي نمي دانند.)

سياوش هم در اين مورد به قاضي مي گويد: (مهم‌ترين مشكلي كه من با بيماريم دارم توضيح آن براي خانواده‌ام است. پس از آنكه از طريق يك دكتر با اين بيماري آشنا شدم، مادرم را پيش همان دكتر بردم و او براي مادرم توضيح داد كه من بايد با يك عمل دختر شوم اما مادرم وقتي اين موضوع را شنيد آن‌قدر شوكه شد كه تا مدت‌ها به يك جا خيره مي شد. او نمي تواند باور كند پسرش بايد دختر شود. در اين مدت به پدرم چيزي نگفته ايم چون احساس مي كنيم كه وضع از اين هم بدتر خواهد شد.)

روزي كه زن شدم :

بيشتر بچه‌هاي ترانس سكشوال مهم‌ترين مشكل خود را توضيح بيماري براي خانواده‌شان مي دانند سياوش مي گويد: (خيلي از بچه‌ها حتي تا چند سال بعد از آنكه متوجه بيماري خودشان شده‌اند، موضوع را به خانواده‌اشان نگفته اند.)

مهرداد هم كه يك ترانس سكشوال ديگر است مي گويد: (من بيش از همه توسط خواهر وبرادرهايم آزار و اذيت شده‌ام. آنها اصلا موضوع را درك نمي كنند ، آنها هروقت كه مرا مي بينند انگار جن ديده باشند زود خودشان را به كار ديگري مشغول مي كنند،> سياوش هم مي گويد در خانواده هميشه همه مواظب او هستند تا كاري نكند كه آبرويشان برود و بنابراين با اينكه يك پسر است او را مثل يك دختر كنترل مي‌كنند و مواظب رفت و آمدهايش با پسران هستند.)

آنها علاوه براين مشكلات بسياري در مورد پيدا كردن كار دارند. بسياري از آنها به دليل آنكه هويتشان مشخص نيست نمي‌توانند كاري پيدا كنند و يا مجبورند جنيست واقعي خود را مخفي كنند و يا آنكه بگويند كه آنها جنسيت مخالفي دارند كه آن وقت يا اخراج مي شوند و يا آنكه مورد سوء استفاده قرار مي گيرند.

دو جنسي ها بيماراني به ظاهر جديد :

تا همين چند سال پيش عارضه دو جنسي بودن يا ترانس سكشوال براي خيلي ها و حتي افراد تحصيل كرده اصطلاحي عجيب و غريب بود، اما با انتشار اخباري در مورد انجام اعمال جراحي تغيير جنسيت برخي از بيماران در مطبوعات ،كم كم اين بيماري شناخته شد.اما متاسفانه از همان ابتدا تصوري كه در مورد دوجنسي ها در جامعه وجود داشت، تصوري آميخته با انحراف جنسي و خصوصا همجنس گرايي بود.

دكتر فربد فدايي، روانپزشك، درمورد افراد ترانس سكشوال كه در ايران به آنها دوجنسي مي گويند معتقد است كه :
(اصولا به كار بردن واژه دو جنسي براي آنها نادرست است و بايد همان ترانس سكشوال را كه نام علمي آن است بكار برد.) به عقيده وي ترانس سكشوالها افرادي هستند كه هيچ تعمدي در وضعيت نابهنجار خود ندارند و بي نهايت از شرايط نامناسبي كه در اثر بازي طبيعت براي آنها پيش آمده است، رنج مي برند.

به گفته اين روانشناس اين‌گو‌نه بيماران هيچ گونه انحراف جنسي اي ندارند بلكه مايلند با جراحي و روش‌هاي ديگر ظاهر جنس مخالف را پيدا كنند و با تغيير شناسنامه بتوانند در قالب جنسيت جديد زندگي شرافتمندانه اي را پيش گيرند. دكتر سيدحسن طاهري، متخصص جراح عمومي وفوق تخصص جراحي پلاستيك ‌‌ ‌نيز در اين مورد مي گويد: (بيماري دو جنسي يا هرمافروديسم يك نوع ناهنجاري است كه در دوران تكامل جنين در رحم مادر به‌وجود مي‌آيد كه ممكن است تحت تاثير هورمون‌هاي مادر و يا بعضي از داروها و مواد شيميايي مورد استفاده‌ مادر در دوران بارداري ايجاد شود. تغييرات هورموني، جنسي و همچنين گاهي تغييرات ژنتيك و كروموزومي در اين نوع بيماران وجود دارد كه شدت تغييرات متفاوت است.)

به گفته اين متحصص جراحي عمومي به طور كلي از هر 2 هزار و 700 زايمان معمولي، يك مورد زايمان دوجنسي يا هرمافروديسم اتفاق مي‌افتد كه بعضي از اين افراد را به راحتي و برخي ديگر را هم به سختي مي‌توان تشخيص و درمان كرد.

پول، مشكلي كوچك اما بي نهايت بزرگ‌ :

مهرداد مي گويد: (درگيري با ضابطان قضايي و ماموران نيروي انتظامي يكي از مشكلات مهمي است كه ما با آن روبرو هستيم.بيشتر قضات با اين مشكل آشنا هستند ولي ماموران انتظامي هنوز در اين مورد اطلاعي ندارند و بعد از آنكه بچه هايي را كه مشكلاتي مثل مادارند، با آ رايش در خيابان مي بينند، آنها را دستگير مي كنند و اين مسئله چندين روز باعث درگير شدن آنها مي شود.)

او در مورد شيوه قانوني كه امروزه در دادگاه‌ها در مورد آنها اعمال مي شود مي گويد: ( قوه قضاييه نامه اي براي پزشكي قانوني مي دهد كه آنها پس از آزمايش مي‌گويندكه آيا فردي كه دستگير شده واقعا دچار اين بيماري است يا خير و اگر او واقعا بيمار باشد كارت 6 ماهه اي به او داده مي شود كه او بايد در اين شش ماه عمل كند ولي پس ازآن اگر دستگير شود، مراحل كمي مشكل تر مي شود.) اما مسئله اصلي اين است كه با هزينه هاي زيادي كه عمل تغيير جنيست دارد انجام عمل براي خيلي مقدور نيست و بسياري از بچه ها كه خانواده هاي متوسطي دارند نمي توانند اين هزينه را بپردازند و دايم در اين چرخه تسلسل گير مي افتند.

به گفته وي هزينه عمل جراحي هرمافروديسم در خارج از كشور 20 هزار دلار و در ايران حدود 4 ميليون تومان است
. دكترفدايي در اين مورد معتقد است كه: (در پاره اي از اوقات بيماران ترانس سكشوال به علت ناآشنايي با وضعيت خود به جاي مراجعه به روانپزشك، به طور خودسرانه از هورمون‌هاي جنس مخالف استفاده مي‌كنند و يا با پوشيدن لباس‌هاي جنس مخالف مي كوشند تا به آرزوي خود دست يابند.در اين صورت است كه تحت عنوان بر هم زدن نظم عمومي و ايجاد آشوب اجتماعي و رفتارهاي خلاف عفت ممكن است دستگير شوند.

بايد توجه داشت كه هيچ ارتباطي ميان افراد ترانس سكشوال و همجنس گرايان وجود ندارد، در واقع همجنس گرايي يك نوع انحراف جنسي است اما ترانس سكشوالها بيمارند و بايد در مان شوند . آنها بايد پس از مراجعه به روانپزشك و انجام بررسي هاي مقدماتي حداقل يك دوره يك ساله درمان را بگذرانند و در صورتي كه در تشخيص ترديدي وجود نداشت، با تاييد سازمان پزشكي قانوني و پس از بررسي تغيير جنسيت آنان و فراهم بودن همه شرايط به لحاظ پزشكي و راي مثبت دادگاه مجوز جراحي و تغييرات ظاهري به افراد داده شود . از نظر شرعي هم علماي بزرگ با توجه به اينكه اين افراد بيمارند مجوز چنين كاري را با احراز شرايط لازم صادر مي كنند.)

دختر 17 ساله‌‌ در آذربايجان پسر شد :

‌براي اولين بار در استان آذربايجان‌ غربي با روش نوين جراحي ترميمي پلاستيك و بازسازي، جنسيت دختر 17 ساله‌اي كه ماهيت پسر داشت ، به مذكر تغيير يافت. دكتر طاهري در اين مورد اظهارداشت: ( اين عمل جراحي بر روي يك بيمار هرمافروديت يا دوجنسي صورت گرفت كه اين بيمار دچار مشكلات جنسي زيادي بود، اين درحالي بود كه خانواده‌ بيمار از دوجنسه بودن فرزندشان اطلاعي نداشتند.) اين متخصص جراحي عمومي و ترميمي در خصوص علائم ظاهري بيماران دو جنسي گفت: ( معمولا نوزاداني كه اعضاي تناسلي مبهم دارند، كودكاني هستند كه رشد سريع داشته باشند و يا اينكه در خانواده سابقه عيوب و ناهنجاري‌هاي مادرزادي يا دو جنسي وجود داشته و همچنين خشونت صدا، عدم قاعدگي و جوش‌هاي فراوان جواني مربوط به تغييرات هورموني و جنسي درآنها ديده شود كه و معيارهاي فوق احتمال دو جنسي بودن را تقويت مي‌كند.)

آسمان
     
#15 | Posted: 19 Jul 2011 05:44
تغيير جنسيت در ايران

آمار نشان می ده که از هر صد هزار نفر يکنفر دچار اختلال هويت جنسی هستش. بنابراين می شه حدس زد که در ايران ۷۰۰ ترا جنسی وجود داره. ترا جنسی اصطلاح جديديه که برابر با transexual بکار برده می شه، يعنی کسانی که جنسيتی که در روانشون حس می کنند با جنست جسمشون متضاده.

در حال حاضر بيماران اين اختلال در کشورهای غربی با خوردن هورمون ظواهر جسميشون رو تغيير می دن و بعد از چند ماه نظارت روانکاوان و روانشناسان، و کسب اطمينان از اينکه واقعاً می تونن تغيير جنسی بدن، و با جنس ديگری به زندگی ادامه بدن، عمل جراحی رو انجام می دن. چند سالی که اين عمل در ايران صورت می گيره و افرادی با جراحی جنسيتشون رو تغيير می دن.

خانم مريم خاتون ملک آرا اولين کسی هستند که جواز رسمی و فتوای شرعی تغيير جنسيت در ايران رو دريافت کردند. ايشون از پيش از انقلاب برای مطرح کردن حق و حقوق تراجنسی ها فعاليتهاشون رو شروع کردند. سالها در جامه زنامه زندگی کردن و پنج سال پيش در کشور تايلند جراحی تغيير جنسی رو انجام دادن.ايشون الان در کرج زندگی می کنند و در حال تاسيس بنياد خيريه ای برای کمک به تراجنسيان ايران هستند و روزانه با افراد مبتلا به اين اختلال مشاورت می کنند.

مريم خاتون ملک آرا: از زمان کودکی وقتی که به ياد داشتم خودم رو يک زن می دونستم و از پوشيدن شلوار و لباسهای مردانه تنفر داشتم. اسم من فريدون ملک آرا بود و با شناسنامه مردانه زندگی ميکردم. وسايل بازی و حرکات من به گفته ديگران زنانه بود که ديگران اين رو به حساب تک فرزندی من می گذاشتن. هميشه و هر روز منتظر معجزه بودم که صبح که از خواب بيدار شدم آلت مردانه ام را از دست داده باشم.

بعد از پايان تحصيلات وارد صدا و سيما شدم ( قبل از انقلاب،۱۳۵۳ ) که در اون زمان شکل و شمايل زنانه پيدا کرده بودم و آرايش زنانه می کردم و از اون موقع بود که رسماً وارد پوشش زنانه شدم. تقريباً طوری بود که دلم می خواست و در قالب يک زن و با رعايت شئونات يک زن زندگی ميکردم. اونجا بود که به فکر معالجه افتادم و پيش دکتر روانشناس رفتم که پيشنهاد تغيير جنسيت رو برای من مطرح کرد.

خيلی خوشحال شدم ولی دچار يک سرگردانی ذهنی و فکری شدم. چون ريشه مذهبی داشتم دوست داشتم از لحاظ شرعی هم شرايط و مسائل اين کار رو بدونم. به مرحوم آيت الله بهبهانی مراجعه کردم، ايشون به من گفتن که به مرحوم آيت الله خمينی نامه بنويسم. من با همه مشکلاتی که بود نامه رو به نجف ارسال کردم. با استفاده از دوستان و آشنايان من در صدا و سيما تونستم پيش شهبانو فرح پهلوی برم.ايشون به من پيشنهاد دادن که تعدادی از ترنس های ( دو جنسيتی های ) ايران رو جمع کنيد تا ما به شما يک حقوق ويژه تعلق بديم که متاسفانه موفق به انجام چنين کاری نشدم.

آمار اين افراد بعد از انقلاب افزايش پيدا کرد اما در سال ۵۴ جواب نامه من توسط امام خمينی داده شد که تکاليف يک زن رو برای من واجب کردن. منتها من هنوز شک داشتم. تصور من اين بود که فتوا مربوط به افراد ۴۷ کوروزومی هست (که زمان تولد هر دو آلت رو دارن). سال ۵۷ تونستم از طريق يکی از دوستانم در فرانسه خدمت ايشون برم ولی موفق به طرح مسئله خودم نشدم. در ابتدای انقلاب و تا سال ۶۲ من رو از لباس زنانه بيرون آوردن. علتش هم مشکلات و مسائلی بود که اوائل انقلاب برای من پيش آمد.

سال ۶۳ خواستم به هر شکلی که بود خودم رو به دفتر امام برسونم که از طريق دفتر آيت الله جنتی نامه ای برای ايشون نوشتم که باز جوابی که آمد شبيه به فتوای اول بود، مربوط به من نبود و مربوط به افراد دو جنسيتی ميشد. ديگه درسال ۶۵ بالاخره موفق شدم به حضور ايشون برم و از شخص ايشون فتوای مورد نظر رو گرفتم. اين فتوا اولين فتوا از نوع خودش در ايران و حتی کشورهای مسلمان شيعه بود.از اون موقع من وارد حجاب زنانه شدم و همون روزی که ايشون فتوا رو صادر کردن ، آيت الله خامنه ای (رئيس جمهور وقت) برای من چادر و مقنعه بريدن و با صلوات و تبريک من رو وارد حجاب اسلامی کردن.

همون روز با ارسال نامه ای به رئيس دادستانی با ارسال من به پزشکی قانونی اولين مجوز تغيير جنسيت در ايران صادر شد.برای هيچ کسی باور کردنی نبود. در سال ۱۳۶۱ بسياری از ترنس ها (در اون موقع به اواخواهر معروف بودن) را دستگير کردن و به زندان بردن ولی در نهايت ديدن که کاری با اونها نمی تونستن انجام بدم. و در طی اين سالها هر ارگان و نهادی جلوی پای من مشکلی اضافه ميکرد تا اينکه در سال ۱۳۸۱ در سن پنجاه و يک سالگی عمل من انجام گرفت تا قبل از عمل هم مثل يک زن زندگی ميکردم و تحت حجاب اسلامی بودم.

در سال ۸۰ که برای عمل به تايلند بايد سفر ميکردم مجدداً بعد از بيست سال مجبور به پوشيدن لباس مردانه شدم تا با گذرنامه خودم بتونم از کشور خارج بشم. که اين موضوع برای خودش داستان سختی داشت.مردی شبيه به زنان ، با برجستگی های زنانه و صورت جا افتاده زنانه با کت و شلوار و کيف سامسونت وحشت همه را بر انگيخته بود. روز عمل شوق و ذوق زيادی داشتم و بعد از عمل اولين کاری که کردم محل عمل رو لمس کردم و حس کردم که چه بار بزرگی از من کاسته شده! لحظه ای که سالها منتظرش بودم و براش جنگيده بودم. چقدر از عمرم را دادم ولی خوشحال بودم که حقم را از دست نداده بودم.

در ايران با توجه به حمايت قانونی و شرعی از ترنس ها و با توجه به تشکيل کميته ای بنام کميته کشوری حمايت از بيماران اختلال هويتی، تراجنسيتی ايران در زمان رياست جمهوری آقای خاتمی. متاسفانه تکنيک و دستگاههای مناسب اين عمل تغيير جنسيت موجود نيست. من هم اميدوارم با کمک گرفتن از مسئولان و نهادهای مربوطه و با کمک اين کميته بتونم تشکيل مرکز درمانی ويژه ای برای اين بيماران بدم. کاری که الان در خانه می تونم انجام بدم مشاوره به ترنس هاست و گاهاً اونها رو کمک ميدم که اصلاً کافی نيست.
     
#16 | Posted: 18 Apr 2015 21:40
shakaat:
یه سوال؟
همجنسگرایی انحراف جنسی نیست؟
ینی یه چیز طبیعی و عادیه یا چمدونم بیماریه
به هر صورت هرچیزی که از حالت عادی خودش خارج بشه انحرافه
وقتی دو تا همجنس به هم علاقه مند میشن و بر خلاف طبیعتشون عمل میکنن عقل سلیم میگه انحراف پیدا کردن..اصن کاری با حق و حقوقی که دارن یا ندارن ندارم ها...فقط میخوام یکی با دلیل بهم بگه همجنسگرایی انحراف جنسی نیست

برای اون ها طبیعیه
در حقیقت یه انحراف و مشکل ژنتیکیه
بیماری به حساب نمیاد درسته از حالت طبیعی خارج میشن ولی برای خودشون طبیعیه
دست خودشونم نیست همونطور که مثلا ما به همجنسگرایی علاقه نداریم اونا به دگرجنس گرایی علاقه ندارن
     
#17 | Posted: 19 Apr 2015 00:23 | Edited By: bamdad_2014
shakaat:
یه سوال؟
همجنسگرایی انحراف جنسی نیست؟
ینی یه چیز طبیعی و عادیه یا چمدونم بیماریه

به هر صورت هرچیزی که از حالت عادی خودش خارج بشه انحرافه
وقتی دو تا همجنس به هم علاقه مند میشن و بر خلاف طبیعتشون عمل میکنن عقل سلیم میگه انحراف پیدا کردن..اصن کاری با حق و حقوقی که دارن یا ندارن ندارم ها...فقط میخوام یکی با دلیل بهم بگه همجنسگرایی انحراف جنسی نیست

اگه اجازه بدید می خوام از یه منبع معتبر علمی،که رفرنس و مرجع روانپزشکی و روانشناسی دنیاست (American Psychological Association به اختصار : apa ) کمک بگیریم تا پاسخ پرسش های شما رو بدون در نظر گرفتن ملاحظات و بیطرافه بدم.




منبع مقاله هم به زبان اصلی درون پست سوم موجود هست و می تونید صحت و سقم برگردان به فارسیش رو خودتون چک کنید.
     
#18 | Posted: 19 Apr 2015 20:44
bamdad_2014:
اگه اجازه بدید می خوام از یه منبع معتبر علمی،که رفرنس و مرجع روانپزشکی و روانشناسی دنیاست (American Psychological Association به اختصار : apa ) کمک بگیریم تا پاسخ پرسش های شما رو بدون در نظر گرفتن ملاحظات و بیطرافه بدم.

نمیدونم والا ممکنه حق با شما و این مقاله باشه
ولی تو جامعه ی ما ۹۹درصد همجنسگرایان به دلیل مشخص و واضحی همجنسگرا شدن
تو ایران تقریبا نمیتونین پیدا کنین کسی رو که یه مرد دیگه رو به یه خانوم ترجیح بده
تو یه جایی خوندم نوشته بود بیش از ۹۰درصد همجنسگراهای ایران(حالا نمیشه گفت درسته چون آمار دقیقی تو ایران وجود نداره)به خاطر مفعول بودن همجنسگرا شدن
ممنون به خاطر مطالب مفیدی که گذاشتی
     
#19 | Posted: 27 Dec 2015 17:02
بازتولید خشونت در گروه‌های به حاشیه رانده شده



در زبان فارسی هنوز به یک کلمه و یا ترکیب کلماتی که بتوانیم از آن به عنوان جایگزین مجموعه حروف LGBT، یعنی لزبین (زن هم‌جنس‌گرا)، گی (مرد هم‌جنس‌گرا) بای‌سکشوال (دوجنس‌گرا) و ترنس (تراجنسی و تراجنسیتی) استفاده کنیم و در عین حال گروه‌ها و افراد عضو این جامعه به حاشیه رانده شده هم بر سر آن توافق داشته باشند، دست نیافته‌ایم. بسیاری از کلمه «دگرباش» استفاده می‌کنند، در حالی که بسیاری دیگر استفاده از این کلمه را تایید و بازتولید فرهنگ دگرجنس‌گرامحوری می‌دانند که با قرار دادن دگرجنس‌گرایی به عنوان محور و مرکز گرایش جنسی، بقیه را بر اساس آن تعریف کرده و هویت دیگر را «دگرباش» می‌خوانند. برخی دیگر استفاده از «اقلیت جنسی» و اقلیت‌سازی از این گروه انسان‌ها را نادرست می‌دانند، چرا که نگران تقویت این تصور هستند که این گروه و مطالباتشان تنها مربوط به یک اقلیت است و نیازی به توجه ویژه به آن نیست. «رنگین‌کمانی» هم کلمه‌ای نمادین، بدون توصیفی دقیق از افراد و هویت این بخش از جامعه است. البته کلمات دیگری هم جز آنچه اشاره کردیم در تاریخ و حافظه این جامعه وجود دارد و به کار می‌رود که کم‌تر شناخته شده‌اند.

پیدا کردن واژه‌ای که بتواند تنوع گرایش‌های جنسی و هویت‌های جنسی و جنسیتی مختلف را توضیح دهد، کار آسانی نبوده و این مشکل نیز تنها مختص زبان فارسی نیست. در زبان انگلیسی هم مدام حرف‌های بیشتری به انتهای عبارتLGBT اضافه می شود مثلا Q برای کوییرها،‌ I برای اینترسکس‌ها یا میان‌جنسی‌ها، A برای ای‌سکشوال‌ها یا افراد فاقد تمایل جنسی. هر نوع تعریف و هویت‌سازی همواره به نسبت دادن یک سری ویژگی‌های یکسان به جمع متنوعی از افراد و نیز دیگری‌سازی و طرد دیگران منجر می‌شود.

از سویی دیگر مبارزه علیه تبعیض نیاز به سازمان‌دهی و هویت‌یابی دارد. قوانین و رفتارها، گفته‌ها و حتی سکوتی که نمایشی تمام‌عیار از فوبیا، ترس و هراس و ستیز با آن کسی است که «دیگری» خوانده می‌شود، هر روز و هر لحظه قربانی می‌گیرند. بسیاری از این قربانیان، چنان به این تبعیض‌ها عادت می‌کنند که آن را بخشی از زندگی روزمره خود می‌پندارند و زندگی از نوعی دیگر را نمی‌شناسند.

آنها که از حق دانستن و دسترسی به اطلاعات محروم شده‌اند، سال‌ها در جدال با خود برای کشف دلیل تفاوت‌شان با دیگران هستند و اگر به خودکشی دست نزنند، از دوران پیش از درک گرایش و هویت خود و پذیرفتن‌اش به عنوان دورانی سیاه یاد می‌کنند. برخی از این افراد در تمام دوران کودکی و گاه نوجوانی فکر می‌کنند تنها فردی در دنیا هستند که به هم‌جنس گرایش دارد و مجبور است لباس‌هایی بپوشد که مطابق نقش جنسیتی‌اش نیست و خود را متعلق به گروه جنسی یا جنسیتی نمی‌داند که جامعه به آن نسبت می‌دهد.

افرادی که به عنوان «دیگری» مورد تبعیض و طرد جامعه مسلط قرار گرفته‌اند، نیاز دارند که درک کنند تنها افرادی نیستند که چنین تبعیض‌هایی را تجربه می‌کنند و مشکلات‌شان شخصی نیست؛ بلکه ناشی از ساختارهای اجتماعی و سیاسی موجود است. آنها ناگزیرند برای حل مشکلات‌شان از یکدیگر حمایت کنند و این ساختار را به چالش بکشند. به قول فمنیست‌ها بفهمند که «شخصی سیاسی است».

اما آیا این به حاشیه رانده شدن انسان‌هایی با ویژگی‌های مشخص جنسی و جنسیتی، زیر چتر یک هویت «ال‌جی‌بی‌تی» موجب همبستگی آنها در تقابل با نابرابری‌ها می‌شود؟ متأسفانه باید گفت خیر. در ایران نیز مانند سایر کشورها بسیاری از گروه‌های فعال در این زمینه تنها بر حقوق بخش خاصی از افراد تاکید کرده‌اند که به دلیل گرایش و هویت جنسی و جنسیتی‌شان مورد تبعیض قرار می‌گیرند.

شاید این تمرکز فعالیت‌ها موجب تاثیرات بیشتر و پایدارتری در بهبود شرایط شود، اما اگر پیرو یک هماهنگی بین گروهی نباشد، بی‌تردید موجب پدیداری شکاف‌های عمیق‌تری در میان خود اعضای این جامعه می‌شود که به نوبه خود عامل تبعیض‌هایی در بطن این جامعه به حاشیه رانده شده است و بازی قدرت و اقلیت‌سازی را بازتولید می‌کند.

در چند دهه گذشته و به ویژه در سال‌های اخیر، سازمان‌هایی داخل و خارج از ایران با هدف پیشبرد حقوق فردی و اجتماعی جامعه رنگین‌کمانی تشکیل شده است؛ اما بسیاری از آنها به دلایل متنوعی تنها بر روی یک یا چند دسته از مجموعه اعضای این جامعه متمرکز شده‌اند. برای مثال در داخل ایران به دلیل قانونی بودن تغییر جنسیت به تراجنسی‌ها بیش از هم‌جنس‌گرایان، دوجنس‌گرایان یا حتی تراجنسیتی‌ها پرداخته شده است. گروه‌های ایرانی خارج از کشور هم مانند بسیاری از کشورهای دیگر به شرایط و حقوق بعضی از گروه‌ها مثل مردان هم‌جنس‌گرا بیشتر پرداخته‌اند.

در چنین شرایطی افراد از «حق دانستن» و دسترسی به اطلاعات کامل و همه جانبه محروم می‌شوند. نوجوانانی که تلاش دارند به درکی از گرایش یا هویت جنسی و جنسیتی‌شان برسند، تنها با الگوهای محدودی روبه‌رو می‌شوند و ناچارند بخشی از احساس یا هویت‌شان را سرکوب کنند تا بتوانند خودشان را در قالب این الگوها تعریف کنند. به عنوان مثال فردی که با اندام جنسی‌ متولد شده که مردانه تلقی می‌شود، اما تمایل به پوشیدن لباسی دارد که در جامعه زنانه محسوب می‌شود، با اطلاعاتی که به زبان فارسی می‌یابد ممکن است خودش را یک زن تراجنسی یا آن‌گونه که سال‌هاست در چت‌ روم‌های فارسی رایج بوده «گی باتم» تعریف کند و نتواند گزینه‌هایی مثل زن تراجنسیتی یا درگ کویین و کوئیر را در ذهنش متصور شود. یک زن لزبین یا بوچ است، یعنی رفتارهای جنسیتی و ظاهری مردانه دارد، یا فم است که اگر به عنوان لزبین پذیرفته شود، رفتارهایش در تقابل با بوچ، زنانه تلقی می‌شود.

این چرخه الگو برداری مرتب تکرار می‌شود و افراد کم‌تر فرصت پیدا می‌کنند که الگوهای مسلط این جامعه به حاشیه رانده شده را به چالش بکشند. با این که خود قربانی تبعیض در جامعه دگرجنس‌گرا محور هستند، همان خشونت را در جامعه‌ای کوچک‌تر بازتولید می‌کنند.

بدین ترتیب در شرایطی که فرهنگ مسلط جامعه افرادی با گرایش و هویت‌های جنسی و جنسیتی متفاوت را طرد می‌کند، این افراد فشار بیشتری برای پیروی از هنجارهای رایج در خرده فرهنگ‌های اعتراضی موجود احساس می‌کنند و اگر در داخل این خرده فرهنگ‌ها نیز با تبعیض مواجه شوند، هیچ فرد و گروهی برای حمایت و دادخواهی نخواهد داشت.

وارد جامعه LGBT که بشویم زیاد می‌شنویم که تراجنسی‌ها کلیشه‌هایی را درباره رفتار زنانه و مردانه برای توجیه هویت جنسی‌شان بازتولید کنند یا از هم‌جنس‌گراها ابراز انزجار کنند و تبری بجویند و اعلام کنند که «مثل آن‌ها گناهکار یا مجرم نیستند». هم‌جنس‌گرایان زیادی هم موضع مشابهی نسبت به دوجنس‌گراها اتخاذ می‌کنند و مثلا واژه توهین‌آمیز «هم‌جنس‌باز» را به آن‌ها نسبت می‌دهند. چنین فشارهایی چرخه تبعیض را بازتولید می‌کند و باعث می‌شود افراد کم‌تر جرات پیدا کنند که با قرار گرفتن در دوگانه مرد/زن یا دگرجنس‌گرا/هم‌جنس‌گرا مخالفت کنند.

از سویی دیگر گاهی تصویری رویایی از مناسبات داخل این جامعه ارایه می‌شود که در عمل به ضرر این افراد است. مثلا هم‌جنس‌گرایانی که مورد خشونت شریک جنسی‌شان قرار می‌گیرند، حتی در کشورهای آزادتر و برابرتر، در مقایسه با افرادی که مورد خشونت شریک جنس مخالف قرار دارند، حمایت عاطفی و قانونی کم‌تری دریافت می‌کنند. در کشورهایی مثل بریتانیا انجمن‌ها و مراکز ویژه حمایت از اعضای جامعه LGBT قربانی خشونت وجود دارد و با رواج خشونت‌های خانگی در این جامعه مبارزه می‌کند؛ اما گویا تابوی خشونت خانگی در این زوج‌ها قوی‌تر است، چرا که باور وجود خشونت خانگی در این زوج‌ها سخت‌تر و دور از ذهن است.

همان طور که دید منفی که جامعه نسبت به طیف‌های مختلف جامعه LGBTQIA دارد ناشی از عدم شناخت این پدیده است، پیش‌داوری‌های منفی در بین این گروه‌ها نسبت به یکدیگر نیز ناشی از شناخت ناقص و غلط است. هم‌جنس‌گراستیزی، دوجنس‌گراستیزی و تراجنسی و تراجنسیتی‌ستیزی همگی ریشه‌ای مشترک دارند. در واقع کسی نمی‌تواند نسبت به این گروه‌ها ترس و فوبیا داشته باشد. این گروه‌های به حاشیه رانده شده هیچ گاه در موضع قدرت نبوده‌اند که بخواهند کسی را بترسانند؛ بلکه همواره به دلیل فشارهای جامعه در ترس و اضطراب به سر برده‌اند. دشمنی و نفرتی که علیه این گروه‌ها وجود دارد نقض بدیهی‌ترین حقوق انسانی‌شان برای تعریف هویت، بدن‌شان و لذت بردن از این بدن‌هاست. هیچ چیز نمی‌تواند این خشونت و نفرت را توجیه کند و آن‌چه به عنوان دلیل برای نقض حقوق دیگری ارایه می‌شود تنها توضیحی برای مواجه نشدن افراد با نادانسته‌هاشان است.



منتشر شده در مجله «حقوق ما»، سازمان حقوق بشر ایران
زینب پیفمبرزاده،سوده راد
     
#20 | Posted: 1 Jan 2016 07:04
گفت‌و‌گو با سهراب فرنام، مترجم و متخصص حوزه مطالعات سکسوالیته



ترجمه کتاب «مقدمه‌ای بر روان‌شناسی لزبین، گی، دوجنس‌گرا، ترنس و کوییر» با همیاری «سازمان بین‌المللی اوت‌رایت اکشن» در تارنمای «مطالعات جنسیت» منتشر شده است. کتاب را سهراب فرنام، مترجمی که کارنامه بیش از ۱۲ سال ترجمه متون علوم انسانی را دارد به فارسی برگردانده است.

کتاب به شکل درس‌نامه توسط چهار پژوهشگر نوشته شده که در میان آن‌ها ویکتوریا کالرک متخصص مطالعات سکسوالیته است. سه پژوهشگر دیگر، سونیا جی. آلیس، الیزابت پیل و دامین دابلیو ریگز هر سه روان‌شناسی خوانده‌اند اما حوزه پژوهشی‌شان موضوع جنسیت، سکس و گرایش جنسی در روان‌شناسی است.

کتاب با بازنگری چارچوب‌های تحلیلی در علم روان‌شناسی، موضوع سکسوالیته و جنسیت را مطرح می‌کند و با نقد روان‌شناسی سنتی نشان می‌دهد که این علم باید برای توضیح، درک، و نظریه‌پردازی در حوزه گرایش جنسی و هویت جنسیتی به سراغ تجربه‌های زیسته خود افراد لزبین، گی، دوجنس‌گرا، تراجنسیتی، میان‌جنسی و کوییر (ال‌جی‌بی‌تی‌آی‌کیو) برود. پژوهشگران همچنین تأکید می‌کنند که صرف داشتن گرایش جنسی یا هویت جنسیتی خاصی دلیل بر اشتراکات نیست و باید اشتراکات افراد را در نقاط تقاطع سکسوالیته و جنسیت با شاخص‌های‌ نژاد، فرهنگ، دین، شرایط اقتصادی،... یافت.

کتاب در سه بخش و مجموعاً یازده فصل تهیه گردیده است. هر فصل مسائل و نکات اساسی را بر می‌شمرد و در انتها نیز منابع مطالعاتی را برای محقق یا دانشجو فراهم می‌سازد. نویسندگان در هر بخش، زمینه نظری، چشم‌اندازهای روش‌شناختی، بایسته‌ها و هنجارهایی که یک تحقیق در زمینه ال‌جی‌بی‌تی‌آی‌کیو باید به آن نظر داشته باشد را عرضه کرده‌اند.

این کتاب از جمله کتب آموزشی دانشگاهی در حوزه روان‌شناسی است که زیر شاخه پژوهش‌های روان‌شناسی سکس و جنسیت، تقسیم‌بندی می‌شود. کتاب در سال ۲۰۱۰ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شده و در سال ۲۰۱۳ از سوی انجمن روان‌شناسی بریتانیا، برنده جایزه بهترین کتاب درسی شناخته شده است.

به مناسبت برگردان کتاب به زبان فارسی از مترجم این اثر سهراب فرنام، پرسیدم :

«مقدمه‌ای بر روان‌شناسی لزبین، گی، دوجنس‌گرا، ترنس و کوییر»، کتابی است که منتقد هنجارمندی دگرجنس‌گرا در علم روان‌شناسی است. هنجارمندی دگرجنس‌گرا چیست و چرا مهم است که در روان‌شناسی به چالش کشیده شود؟



سهراب فرنام – اصطلاح هنجارمندی دگرجنس‌گرا یا دگرجنس‌گراهنجاری در واقع در اواخر دهه ۱۹۹۰ وضع شده است. این اصطلاح نشان‌دهنده پیش‌فرض‌ها و باورهای نادرست و یکجانبه نهادهای اجتماعی درباره سکسوالیته است. مثلاً این فرض که رابطه جنسی صرفاً میان یک زن و یک مرد رخ می‌دهد یا اینکه خانواده تنها از یک زن و مرد، یا به عبارت دیگر از یک زوج دگرجنس‌گرا و فرزندان آن‌ها تشکیل شده است. در اینجا می‌بینیم که هنجارمندی دگرجنس‌گرا مبتنی بر نوعی دگرجنس‌گرامحوری است یعنی اینکه دگرجنس‌گرایی به عنوان تنها شکل طبیعی سکسوالیته تلقی می‌شود. به عبارت دیگر، دگرجنس‌گرایی هنجار و ملاک ارزیابی برای سکسوالیته‌های دیگر است. اما روشن و بدیهی است که دگرجنس‌گرایی تنها یکی از صورت‌ها و شکل‌های سکسوالیته است که نمی‌تواند هنجار و ملاک سنجش برای ارزیابی سکسوالیته‌های دیگر باشد.

سیطره این نوع نگاه در روان‌شناسی ـ یعنی هنجارمندی دگرجنس‌گرا ـ باعث نادیده گرفته شدن بسیاری از پدیده‌ها و همچنین باعث ایجاد پیامدهای زیانباری برای افراد و گروه‌های ال‌جی‌بی‌تی-کوییر شده است. به همین خاطر نقد این نوع نگاه و اسطوره‌زدایی از دگرجنس‌گرایی لازم و ضروری است. برای نمونه، در روان‌شناسی رایج به سبب هنجار تلقی کردن دگرجنس‌گرایی، نه تنها زندگی و تجربه‌های زیسته افراد ال‌جی‌بی‌تی-کوییر به درستی نگریسته و بررسی نشده است بلکه اقداماتی برای تبدیل زندگی آن‌ها به زندگی افراد دگرجنس‌گرا صورت گرفته است.

در مورد تجربه‌های زیسته افراد لزبین، گی، دوجنس‌گرا، میان‌جنسی و تراجنسیتی ایرانی تاکنون مقالاتی به فارسی منتشر شده است اما این تجربه‌ها هنوز در چارچوب نظریه‌های روان‌شناسی مورد بررسی قرار نگرفته‌اند. کتابی که شما ترجمه کرده‌اید، مجموعه از این تجربه‌ها را در فرهنگ و زبانی دیگر مطرح می‌کند. جوزف مسعد تحلیل‌گر تاریخ سکس و جنسیت در دنیای عرب معتقد است که تجربه انسان‌ها با گرایش‌های جنسی و هویت‌های جنسیتی در هر زمینه فرهنگی متفاوت است. کتاب «مقدمه‌ای بر روان‌شناسی لزبین، گی، دوجنس‌گرا، ترانس و کوییر»، نظریه‌های روان‌شناسی را با توجه به تجربه زیستی انسان‌هایی «غربی» بازنگری کرده است. روان‌شناسان ایرانی/ «شرقی» چقدر می‌توانند از این تجربه‌ها استفاده کند؟ چارچوب‌های نظری مطرح شده در این کتاب چقدر به کار فرهنگ ایرانی می‌آیند؟

اساساً قبل از اینکه به این مسئله بپردازیم که آیا نظر مسعد درست است یا خیر، و در این باره بحث کنیم که آیا روش‌ها و رویکردهایی که در روان‌شناسی غرب به کار رفته‌اند، برای کشورها و فرهنگ‌های غیر غربی کاربردپذیر هستند یا خیر، باید در ابتدا به مخاطبان این حوزه نشان دهیم که این روش‌ها و رویکردها کدام‌اند و در اینجا مثلاً روش و رویکرد مسعد کدام است. به عبارت دیگر، در حال حاضر تعیین موقعیت و جایگاه روش‌ها و رویکردها و مسائل مربوط به افراد و گروه‌های ال‌جی‌بی‌تی-کوییر مهم‌تر از بحث درباره یک رویکرد و روش است.

به همین خاطر نویسندگان کتاب «مقدمه‌ای بر روان‌شناسی لزبین، گی، دوجنس‌گرا، ترنس و کوییر» دقیقاً در فصل دوم کتاب به همین موضوع پرداخته‌اند. برای مثال به بررسی انتقادی دو رویکرد «ساخت‌گرایی اجتماعی» (که نظرات مسعد هم در این چارچوب قابل تحلیل است) و ذات‌گرایی پرداخته‌اند. علاوه بر این، رابطه میان روان‌شناسی ال‌جی‌بی‌تی-کوییر و فمینیسم، نظریه کوییر و روان‌شناسی انتقادی و تغییر اجتماعی مثبت را نیز در نظر گرفته‌اند.

اما به نظرم ذکر دو نکته دیگر نیز مهم است :

۱) نویسندگان کتاب تصدیق می‌کنند که درباره تجارب افراد غیردگرجنس‌گرا و ترنس خارج از فرهنگ‌های غیرغربی چیزهای اندکی می‌دانند (هرچند که در همین کتاب چند مورد از این مطالعات و پژوهش‌ها در فرهنگ‌های غیرغربی بررسی شده است). به همین خاطر بر انجام تحقیقات در این زمینه تاکید می‌کنند. اما در اینجا باید توجه داشت که «غرب» صرفاً قلمرو جغرافیایی نیست بلکه قلمرو فرهنگی را هم در بر می‌گیرد: برخی از کشورهای خارج از جغرافیای غرب در ارزش‌های غربی مشترک هستند (برای مثال، استرالیا و نیوزیلند)، و کشورهای موجود در جغرافیایی غرب نیز فرهنگ‌ها و اجتماعات غیرغربی را دربردارند (برای مثال، اجتماعات مسلمانان همجنس‌گرا در بریتانیا).

۲) از اینکه مفاهیم غربی درباره سکسوالیته و جنسیت را نمی‌توان در مورد فرهنگ‌های غیر غربی به کار برد، نباید نتیجه گرفت که رویکردها و روش‌های مورد استفاده در روان‌شناسی نیز غربی هستند و با آن‌ها نمی‌توان فرهنگ‌های غیرغربی را بررسی کرد. تنها ملاک کارآمدی روش‌ها و رویکردها این است که آیا آن‌ها پدیده‌ها را می‌توانند به درستی توصیف، تبیین یا تحلیل کنند یا خیر. از این جهت، روش‌ها و رویکردهایی که در این کتاب مطرح شده‌اند، می‌توانند برای روان‌شناسان ایرانی و برای بررسی افراد و اجتماعات ال‌جی‌بی‌تی-کوییر ایرانی سودمند و راهگشا باشند؛ هرچند که واضح است پژوهش‌های کیفی غالباً در فرهنگ‌های غیرغربی به سبب رویکرد همدلانه‌تر با سوژه‌ها و فضای زندگی آن‌ها کارامدتر است.

کتاب «مقدمه‌ای بر روان‌شناسی لزبین، گی، دوجنس‌گرا، ترانس و کوییر» در سال ۲۰۱۰ منتشر شده و بخش نظری کتاب شامل نظریه‌های روان‌شناسی برای درک جنبه‌های مختلف گوناگونی جنسی و زندگی‌های اقلیت‌های جنسی و جنسیتی است. از جمله مسئله تعصب و تبعیض در میان روان‌درمانگران در کتاب مطرح می‌شود. با توجه به اینکه هنوز بسیاری از روان‌شناسان و روانپزشکان در ایران معتقدند که می‌توانند گرایش‌های جنسی و هویت‌های جنسیتی «غیر همخوان با اکثریت» را درمان کنند، آیا ترجمه فارسی این کتاب می‌تواند با این قشر از جامعه درمانگران وارد گفت‌وگو شود؟

در واقع هدف از ترجمه این کتاب صرفاً تاثیرگذاری و ایجاد تغییر در نحوه نگرش و فعالیت روان‌شناسان و روان پزشکان در ایران نیست. هدف از ترجمه این کتاب فراگیرتر است. از یک سو، این هدف را دنبال می‌کردم که موقعیت موضوعات، دیدگاه‌ها و مسائل را در روان‌شناسی ال‌جی‌بی‌تی-کوییر توصیف کنم؛ و از سوی دیگر، این سؤال را به طور غیرمستقیم طرح کنم که روان‌شناسی ال‌جی‌بی‌تی-کوییر چگونه باید در رابطه با افراد و اجتماعات ال‌جی‌بی‌تی-کوییر ایرانی، چه در ایران و چه در خارج از ایران به انجام رسد (البته همین کتاب می‌تواند زمینه مطالعات تطبیقی را نیز فراهم کند). پاسخ به این پرسش نیازمند مطالعات، بحث و گفت‌وگوهای بیشتر است.

اما پاسخ به این پرسش که آیا ترجمه این کتاب می‌تواند با این قشر از جامعه روان‌شناسان وارد گفتگو شود، پیچیده است، به ویژه با روانکاوان یا روانشناسانی که به دنبال درمان گرایش‌های جنسی هستند. زیرا :

۱) این روان‌شناسان از تحولات رشته روان‌شناسی و نتایج پژوهش‌ها و مطالعات صورت گرفته در مورد گرایش‌های جنسی بی‌اطلاع نیستند. اما نحوه فعالیت آن‌ها بیش از پیش تحت کنترل و سیطره علمی ـ سیاسی جمهوری اسلامی است. به عبارت دیگر، وضعیت ایران پیچیده است؛ یعنی ممکن است یک روان‌شناس به سبب مطالعه و دریافت اطلاعات درباره پژوهش‌های انجام شده، مثلاً به درمان همجنس‌گرایی باور نداشته باشد، اما در فعالیت خود به مراجعه کننده، «درمان» را پیشنهاد کند.

۲) پیش از آن باید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا اساساً در فضای ایران (که این روان‌شناسان در آن فعالیت می‌کنند) امکان گفت‌وگو وجود دارد یا خیر. به عبارت دیگر، شرط امکان گفت‌وگو چیست. پرسش دیگر این است که هدف از این گفت‌وگو چیست، اگر قرار باشد تأثیری در فعالیت آن‌ها نداشته باشد؟

بین سال‌های ۱۹۴۸ و ۱۹۹۰، سازمان جهانی بهداشت (WHO) همجنس‌گرایی را به عنوان یک بیماری و اختلال روانی طبقه بندی می‌کرد. تحت تأثیر جنبش‌های حقوق کوییرها ابتدا انجمن روان‌پزشکی آمریکا، در سال ۱۹۷۳ و سپس سازمان جهانی بهداشت در سال ۱۹۹۰ گرایش جنسی به همجنس را از لیست بیماری‌ها خارج کردند و اکنون در بسیاری از کشورهای دمکراتیک جهان ادعا درمان گرایش جنسی به همجنس، می‌تواند تبعات قانونی به دنبال داشته باشد. همین روند اکنون دارد در مورد آنچه پیش از این «اختلال هویت جنسیتی» شناخته می‌شد طی می‌شود. یعنی انجمن روان‌پزشکی آمریکا آن را از لیست بیماری‌ها خارج کرده است.

فصل ششم کتابی که شما ترجمه کرده‌اید به مسئله بهداشت و روان‌شناسی بهداشتی افراد همجنس‌گرا، دوجنس‌گرا، تراجنسیتی یا میان جنسی می‌پردازد. این همه تلاش برای خارج شدن از لیست بیماری‌ها آیا این تابو را ایجاد کرده است که افراد کوییر برای بهداشت روحی و جسمی خود به درمانگران رجوع نکنند؟ با توجه به داده‌های پژوهشی میدانی نویسندگان کتاب در مورد تجربه‌های زیسته افراد کوییر، کتاب چه پاسخی برای افرادی دارد که نیاز به کمک دارند اما به دنبال آن نمی‌روند؟

نه لزوماً. به هر حال این بحث (مثلاً در اوایل دهه ۱۹۹۰) مطرح بود که آیا غیردگرجنس‌گرایان به طور کلی، هنگامی که دچار مشکلات روانی می‌شوند، باید به روان‌شناسان مراجعه کنند یا خیر. کسانی که مخالف مراجعه افراد آل جی بی‌تی کوییر به روان‌شناسان بودند استدلال می‌کردند که درمان رایج مبتنی بر تبیین‌های فردگرایانه و روان‌شناختی است و جنبه‌های سیاسی و اجتماعی مشکلات روانی را در نظر نمی‌گیرد. به نظر این دسته، افراد غیردگرجنس‌گرا در هنگام نیاز روانی باید اجتماعات خود را ایجاد، تثبیت و تقویت کنند و نه اینکه به این نوع درمان‌ها وابسته باشند. موافقان نیز استدلال می‌کردند که درمان‌ها لزوماً محدود به درمان‌های دگرجنس‌گراهنجار یا دگرجنس‌گرامحور نیستند و درمان مناسب‌تر هم وجود دارد. از این لحاظ مشاهده می‌کنیم که: این پرسش «آیا افراد ال‌جی‌بی‌تی-کوییر باید برای درمان به روان‌شناسان مراجعه کنند یا خیر» تبدیل به این پرسش شده است که «کدام رویکرد درمانی، بهترین رویکرد برای افراد ال‌جی بی‌تی کوییر است.

در مجموع، پاسخ نویسندگان کتاب این است که باید علل یا دلایل این عدم مراجعه افراد نیازمند آل جی بی‌تی کوییر به روان‌شناسان را شناخت، نه فقط در سطح روان‌شناختی بلکه در سطوح دیگر نظیر سطوح جامعه‌شناختی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و غیره. بخشی از راه حل، وضع قوانین، سیاست‌گذاری‌ها و دستورالعمل‌ها از سوی دولت‌ها یا نهادها است که طردشدگی اجتماعی در این زمینه را از بین ببرند و امکانات مناسب و کافی را تأمین کنند و نظایر این.

بخشی از راه حل نیز به خود افراد و اجتماعات ال‌جی‌بی‌تی کوییر مربوط است. به عنوان نمونه، همان‌طور که در فصل ششم نیز بیان شده است، نقش گی‌ها و لزبین‌ها در دفاع از تغییر اجتماعی در رابطه با بهداشت بسیار مهم بوده است مثلاً در بسط برنامه‌های پیشگیری از ایدز و تهیه دستورکارها برای برآوردن نیازهای بهداشتی افراد ال‌جی‌بی‌تی-کوییر.

لینک دانلود کتاب : «مقدمه‌ای بر روان‌شناسی لزبین، گی، دوجنس‌گرا، ترنس و کوییر»

     
صفحه  صفحه 2 از 3:  « پیشین  1  2  3  پسین » 
Sexology - سکسولوژی انجمن لوتی / Sexology - سکسولوژی / انواع گرایش های جنسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites