trench:
شما تو شمال این چهل روز فقط رد شدن جنگده شنیدید برای خودتون حال کردید .
بقیه مردم مخصوصا تهران اینشکلی فکر نمیکنند دوست عزیز . وقتی هواپیما از بالا سرت رد میشه و صداش تموم میشه و تو میدونی این بمبش رو ول داده و ده ثانیه دیگه قراره بخوره زمین زیاد حس جالبی نداره
البته حال که نکردیم بسیاری ازمردم درتظاهرات 18 و 19 دی شرکت داشتند صدای رگبار و تک تیرهای مسلسل و تفنگ ساعتها به گوش می رسید ومن خودم هم روزاول درتظاهرات بودم جزفرار و حفظ جان کاری ازم بر نمیومد نود درصد نیروی جوان بودند پیرمردی رومی شناسم که همشهری منه و سید هم هست و خونه اش تهرانه اون قبل ازانقلاب تا حالا همین جور دین و مذهب و رژیم رو فحش میده ولی بمباران تهران اون و خونواده شو از شرق تهران کشوند سمت زادگاهش ..زن و بچه هاش ازبمباران وحشت زده بودند وحفظ جان براشون اولویت داشت حتی درچند مورد به امریکا و اسرائیل فحش می دادند ..
angrytommy:
تنها راه اینه . باید یه نیرویی روی زمین باشه و دوباره یه سری حملات بشه مثل این بازم همین آش و همین کاسه رژیم هست ولی درب و داغون !!! ما میخوایم این هارو سرنگون کنیم پس باید کسی رو زمین باشه حتما !!! و یه عملیات با هماهنگی کامل آمریکا و اسراییل و پشتیانی برای تصاحب قدرت و سقوط رژیم
شاید یکی از راههای پیروزی یک کودتا باشه کودتا یا به نوعی رها کردن ..واگذارکردن ..درست مثل شورش بهمن 57 ...فضای 22 بهمن 57 همین بود من درنخستین سالهای زندگیم اینو حس می کردم ..مردم شاه رو نمی خواستند بدون هیچ منطقی عاشقانه و از روی احساسات خمینی زده بودند ولی فکرمی کردند دیگه راهی برای پیروزی نیست پشت پرده اتفاقات زیادی میفته که ما نمی دونیم دراخبار هم اعلام نمیشه
منطقی ترین حالتش مبارزات مردمه و این بار همراه با دفاع از خوده ..اما جانفشانی می خواد و متاسفانه کشته شدن تعداد زیادی درهمان لحظات اول که تا امکان داره باید از تلفات جلوگیری کرد اگه نیرویی بود که این سرکوبگران را در همان لحظات اول فراری می داد خیلی از مشکلات حل می شد چون سران و گردن کلفتهایی که قایم شده و به گماشتگان خود دستور حمله داده فرار را بر قرار ترجیح می دادند دیگه سوراخ موش رفتگانی مثل فقالیباف و رادان و سران مافیایی سپاه که وارد کارزار تن به تن نمی شوند آنان از همان موش هم ترسوترند و این ما هستیم که به آنان قدرت داده ایم و گرنه از یک حباب هم توخالی تر و شکننده ترند