انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
خانه و خانواده
  
صفحه  صفحه 1 از 9:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین »

خجالت نکشیم --- رابطه با جنس مخالف بدون شرم و خجالت


مرد

 

بعد از گشت و گذار طولانی و تجربه شخصی به این نتیجه رسیدم که خجالت و شرم یا همون حیاء خودمانی یکی از معضلات بزرگ جامعه ما در داشتن روابط سالم است حتی در روابط زناشوئی زن و مرد که همین عامل باعث اختالافات زیادی می شود و یا اینکه بسیاری از افراد تا سنین بالا هنوز فن و مهارت برقرار کردن ارتباط با دیگران و بخصوص جنس مخالف را نمی دانند و حتی گاهی پس از مدتها دوستی هنوز نمی دانند از یکدیگر در این دوستی چه می خواهند و بسیاری که هنگام صحبت ضربان قلبشان به هزار می رسد و دست و پایشان می لرزد و تا دلتان بخواهد آمپرشان بالا رفته و عرق می کنند.


برای همین تعدادی مقاله از نت جمع آوری کرده ام که امیدوارم به کار همه همینطور خودم هم بیاید.
با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است

ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است
     
  
مرد

 

بیماری ترس از جامعه (شرم حضور)



Social Phobia یا Social Anxiety


این بیماری در فرهنگ ما به نام های شرم حضور ، خجالتی بودن ، کم روئی و ... شناخته می شده و سال های سال به عنوان یک ویژگی پسندیده با آن برخورد می کردیم .

بسیار شنیده ایم که در وصف یک انسان بگویند " فلانی چه جوان سر به زیرو خوبی است..." یا " اگه هر چه بگی محاله که سرشو بلند کنه..."

امروز می دانیم که سوشال فوبیا که ترس و اضطراب در مقابل مردم است دومین شایع ترین بیماری روانی است و حدود 4% تا 6% مردم به آن مبتلا هستند که در امریکا به 15 میلیون نفر می رسند.

مبتلایان به این بیماری اغلب یا گرفتار عقب ماندگی اجتماعی و تحصیلی بوده ، یا از سطح زندگی پایین تری برخوردارند. در صد ابتلا این افراد به بیماری های دیگر روانی بخصوص افسرد گی و اعتیاد به مواد مخدر بالاتر از دیگران است. ناتوانی حرفه ای و غیبت از کار هم در این افراد بیش از دیگران است و به این دلایل این بیماری از نظر اجتماعی امروزه مورد توجه بیشتر محققین و دانشمندان رشته های روان شناسی و روان پز شکی قرار گرفته است.

بد نیست بدانید که این بیماری اختصاص به جامعه ی ما ندارد . آ مارها در صد ابتلا به بیماری سوشال فوبیا یا شرم حضور در کشور های مختلف به ترتیب 10% در شیلی 8% در سوئد 5% در اسرائیل 2% در استرالیا و 1% در ایران اعلام می کنند . بررسی دقیق تر این تحقیقات نشان می دهد که برخورد فرهنگی جامعه با این بیماری در نتایج این آمار بسیار موثر بوده است .

بعنوان مثال من معتقدم تعداد مبتلایان به سوشال فوبیا در ایرانی ها بسیار بالاتر از جوامع لیست فوق است اما تعداد افرادی که به دلیل این مشکل و برای معالجه به متخصصین مراجعه می کنند کمتر از دیگران است که نتیجه آمار را متفاوت نشان داده است. شاید به همان دلیلی که گفتیم که خجالتی بودن در فرهنگ ما نوعی ویژگی پسندیده به شمار می آید نه بیماری !

در بررسی سایر بیماری های روحی روانی ، 13% مبتلایان به Manic Depression (Bipolar ) یا 20% کسانی که بیماری های تغذیه ای مثل آنورکسیا یا بولیمیا دارند ، به بیماری شرم حضور نیز مبتلایند.

34% کسانی که بیماری خود زشت بینی دارند همزمان به بیماری شرم حضور یا خجالتی بودن مبتلا هستند و تعجبی هم نیست که اغلب این گروه بیماران نگران نمایش خود در چشم دیگران هستند. در مورد این گروه که به هر دو بیماری خود زشت بینی Body Dysmorphic Disorder و Social Anxiety مبتلا هستند بررسی های علمی بسیاری صورت گرفته است . در مطالعه دو قلوها اگر یکی به شرم حضور مبتلا بوده ریسک ابتلا دیگری 40 تا 50% است.

محققین با بررسی گروهی از این بیماران توانسته اند فعالیت های شدیدی را در مراکز خاصی در مغز ( آمیگداله یا هسته بادامی ) پیدا کنند که مستقیماً با خجالت کشیدن و قرمز شدن همراه است.

علت: چرا افراد به بیماری شرم حضور یا خجالتی بودن مبتلا می شوند؟

این بیماری از نظر روان پزشکی دو ریشه ی متفاوت ژنتیک و اکتسابی دارد. مطالعات علمی نشان می دهد که مادرانی که فرزند خجالتی به دنیا می آورند غالبا" یک یا دو ژن مسئول serotonin transport در آنها کوتاه تر از معمول است.

در حالیکه مطالعه دیگری نشان می دهد که مادرانی که از نظر خانواده و محیط حمایت کافی دارند حتی اگر ژن کوتاه هم داشته باشند فرزندانشان ریسک بیشتری برای خجالتی بودن در مقایسه ی با افراد سالم ندارند در صورتی که فقدان حمایت های اجتماعی و عاطفی ریسک ابتلا به این بیماری را بالا می برد .

تقسیم بندی:

مبتلایان به این بیماری ممکن است نسبت به همه ی رفتارهایی که آنها را در تماس با مردم قرار می دهد حساسیت داشته باشند و گرفتار اضطراب و ترس بشوند . این فرم را کامل یا همه گیر می شناسیم .

فرم دیگر این بیماری حساسیت به برخی برخورد های اجتماعی است . مثلاً در فرم دوم یا نا کامل ، بیمار از سخن گفتن جلوی مردم ناتوان است و گرفتار ترس و اضطراب می شود در حالی که از رفتن به کلوب ورزشی و جلوی دیگران ورزش کردن ناراحتی ندارد.

گروه اول اغلب گرفتار افسرد گی می شوند ، افکار خودکشی در این افراد افزایش پیدا می کند. اغلب به مواد مخدر پناه می برند . این گروه 10% کمتر شانس فارغ التحصیلی از کالج را دارند . 10% کمتر از دیگران حقوق و مزایا دریافت می کنند. 14% شانس این که حرفه تکنیکی یا مدیریت و یا تخصص داشته باشند کمتر خواهد بود.

تشخیص:

تشخیص این بیماری اگر چه به نظر آسان می آید ولی متاسفانه گروه بسیاری از مبتلایان درست تشخیص داده نمی شوند .

گاه به علت گوشه گیری افراد ، مبتلایان به این بیماری به عنوان شخصیت درون گرا یا شخصیت پارانوئید شناخته می شوند .

گاه به علت اضطراب و نگرانی در برخورد با مردم به عنوان بیماری های اضطرابی یا حتی فرم ملایم بیماری Panic شناخته می شوند. گاه به علت خود داری کردن از یک سری کارها جلوی مردم آن ها را مبتلا به وسواس می شناسند.

علائم بیماری شرم حضور ، Social Phobia :

1- ترس از فعالیت اجتماعی و احساس شرمند گی علامت اصلی و اساسی این بیماری است.

2- اضطراب در هنگام برخورد با دیگران یا مورد ارزیابی قرار گرفتن .

این علامت گاه به قدری شدید می شود که حالتی مشابه حمله هراس یا Panic Attack به خود می گیرد.

3- در نوجوانان و بزرگسالان افراد از غیر معقول بودن یا غیر طبیعی بودن نگرانی و ترس خود آگاهند. ولی در کودکان چنین آگاهی وجود ندارد و کودک ترس و نگرانی خود را در مقابل غریبه ها کاملاً طبیعی احساس می کند.

4- خودداری و دوری کردن از شرایطی که سبب ترس و نگرانی می شود .

طبعاً این موضوع باعث عقب افتادگی ها و شکست های تحصیلی ، حرفه ای و اجتماعی خواهد شد .

آنچه جامعه در رفتار بیماران مبتلا به شرم حضور ، Social Phobia می بیند :

این افراد از سر صحبت را باز کردن ( آغاز گفتگو کردن با دیگری) یا ادامه ی گفتگو با دیگری خودداری می کنند . دلیل این خودداری هم عدم علاقه نیست بلکه ترس از خراب کردن ، آبروریزی و از این قبیل است.

این افراد در مجالس عمومی خود را ناامن، نگران و تحت فشار احساس می کنند . این احساس را

Spotlight feeling یا احساس زیر ذره بین قرار گرفتن می خوانند.

با کسی حرف نمی زنند چرا که عقیده آنها ممکن است به نظر دیگری احمقانه جلوه کند ، نمی رقصند چرا که ممکن است آبرو ریزی شود. نمی نوشند یا نمی خورند چرا که شاید کار نا شایسته ای از آنها سر بزند یا قیافه آنها هنگام غذا خوردن ناپسند باشد.

این افراد از صحبت جلوی دیگران می ترسند مگر این که از روی نوشته ای بخوانند. همچنین از اظهار نظر در یک جلسه عمومی هراس دارند و حرف و سوال خود را بارها با خود تمرین می کنند و گاه نهایتا قبل از بیان نظر یا سوال ، منصرف می شوند.

این افراد از کارهای جمعی دوری می کنند مگر اینکه همه افراد جمع از نزدیکانشان باشند .

این افراد بخصوص از ملاقات با استاد ، رئیس ، کارفرما و کسانیکه در جایگاه بالاتری هستند نیز می ترسند. چرا که مطمئن نیستند که از عهده مکالمه با آنها به خوبی بر آیند.

این افراد از گفتگوی تلفنی( جز با دوستان و نزدیکان ) هم می ترسند "من از کجا بدونم اون چی می پرسه؟ اگه نتونم جواب بدم چی؟"

این افراد از ورود به اطاقی که قبلاً دیگران در آن نشسته اند نگران می شوند چرا که در یک لحظه همه نگاه ها متوجه آنها می شود.

این افراد اغلب نگاه خود را از دیگران می دزدند.

این افراد از ملاقات با جنس مخالف به منظور ایجاد رابطه خودداری می کنند . ممکن است در مراوده از طریق Email مشکلی نداشته باشند زیرا کنترل در اختیار خود آنها است ولی از ملاقات رو در رو می ترسند.

این افراد از توالت عمومی هم می ترسند چرا که دیگران می بینند ، می شنوند و قضاوت می کنند .

این افراد اغلب از پس دادن جنس خریداری شده به مغازه احساس شرمند گی می کنند.

این افراد اغلب تحت فشار فروشنده ها چیزها یی می خرند که نمی خواهند.

درمان:

1 – از آن جا که ریشه این بیماری از ترس و اضطراب آغاز می شود همه متدهایی که می تواند بیمار را به مرحله Relaxation یا آرامش برساند قدم اولیه است.

شنیدن موزیک آرام بخش ، تمرین های تنفس شکمی ، تکرار یک Mantra یا لغتی که با تکرار آن در ذهن ، با دنیای درون خود ارتباط ایجاد می کنید . گوش کردن به ضربه های یکنواخت طبل !

در مرحله دوم شما یکی از شرایط ناگواری را که آزارتان می دهد و زندگی شما را محدود کرده انتخاب می کنید . قدم به قدم روند این واقعه را بررسی و احساس های مربوطه به هر قدم را ثبت می کنیم.

در مرحله سوم ، Relaxation را با مراحل چند گانه ی این واقعه همراه می کنیم . این نوع درمان به نام

Systematic Desensitization شناخته شده و در درمان بسیاری ترس ها و نگرانی ها به کار می رود.

2 – درمان داروئی

Pzopranolol یا Inderal معمولا به وسیله نوازندگان ، گویندگان ، سخنرانان و ... در هنگام انجام حرفه خود مصرف می شود و ترس و نگرانی از مشکلات احتمالی را خنثی می کند.

3 – مهم ترین و اساسی ترین درمان برای بیماری خجالتی بودن CBT (Cognitive Behavioral Therapy )

است . در این نحوه درمانی بیمار ریشه های نگرانی و ترس خود را پیدا می کند. و به بی اساسی و غیر واقعی بودن آنها پی می برد و بعد تمرین هائی را در فاصله جلسات درمانی انجام می دهد و نهایتا به این واقعیت اساسی دست می یابد که ترس ها و نگرانی ها زائیده ذهن بیمار او می باشد و قضاوت دیگران نقشی در آرامش روانی او ندارد.

4 – از آن جا که طبق آمار در بیماران مبتلا به Social Phobia ریسک ابتلا به افسردگی بسیار بالاتر است استفاده از داروهای ضد افسردگی اغلب نتایج چشم گیری خواهد داشت.
با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است

ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است
     
  
مرد

 

مهارت هاي اجتماعي ابزاري براي غلبه بر خجالت



کليد غلبه بر خجالت،داشتن مهارت هاي اجتماعي است که باعث مي شود اثر چنين احساسي در زندگي ما از بين برود.تا يک حد مشخصي ،خجالت کشيدن امري طبيعي است.اما اگر جلوي پيشرفت شخص و برقراري ارتباط با ديگران را بگيرد،مانعي مي شود که باعث ايجاد ناتواني مي گردد.
يکي از مهارت هاي زندگي که مردم بايد روي آن سرمايه گذاري کنند بهبود مهارت هاي اجتماعي است.تصور کنيد که در صورت از بين بردن شک و ترديد در مورد خودتان ،چه منافعي به دست مي آوريد.اين باعث مي شود زندگي شما شادتر و آسان تر شود.در اين صورت براي مواجهه با هر موقعيت اجتماعي اعتماد به نفس بيشتري پيدا خواهيد کرد.افراد اجتماعي افرادي هستند که ديگران آنها را دوست دارند.اين گونه افراد در شروع کردن صحبت و جلب توجه مردم نسبت به خود بسيار خوب عمل مي کنند.آنها مي توانند موقعيت هاي سخت را تحت کنترل خود در آورند و در پذيرفتن عقايدي که خيلي هم با آنها موافق نيستند ،انعطاف دارند.آنها مخالفت ديگران را مي پذيرند و در بيشتر مواقع مورد قدرداني ديگران قرار مي گيرند.
مهارت هاي اجتماعي به فرد کمک مي کنند که تواناييش را در زمينه فهم ارتباطات غير کلامي افراد مثل زبان بدن،به منظور حل نقادانه و خلاقانه مسائل و مشکلات افزايش دهد و با اندکي تلاش مي توانند از پس موقعيت هاي حساس برآيند.

جهت بالا بردن مهارت هاي اجتماعي اين 6 نکته مهم را به خاطر بسپاريد:
برقراري ارتباط موثر و کسب مهارت هاي شنيداري ،تقويت کننده مهارت هاي اجتماعي هستند.اين ها مهارت هايي هستند که به شما کمک مي کنند از پس موقعيت هاي اجتماعي مختلف بر آييد.
ارتباطات غير کلامي مثل زبان بدن،اشارات و حرکات چهره را ياد بگيريد.قدرت و تاثير زبان بدن و حالات چهره به همان اندازه اي است که حرف زدن تاثير مي گذارد. علاوه بر اين،يکسري از پيام ها نمي توانند با کلمات بيان شوند و اينها در روابط متقابل شما با مردم مهم است.
مهارت هاي اجتماعي يک شبه به دست نمي آيند.اگر بخواهيد مهارت هاي شما براي خودتان و افرادي که با شما در ارتباطند موثر باشد،بايد صبر داشته باشيد تا فرآيند کسب آنها طي شود.روي يکي دوتا از خصيصه هاي شخصيتي خود تمرکز کنيد و با استفاده به جا از آنها سعي کنيد اين خصايص را توسعه دهيد. اگر بخواهيد همه ي خصوصيات خود را هم زمان تغيير دهيد نتيجه عکس مي دهد و شما به نتيجه مورد نظرتان نمي رسيد.
مسئول رفتار خودتان باشيد و هيچ گاه از پذيرفتن اشتباهات خود نترسيد.اين نه تنها باعث رشد مهارت هاي اجتماعي شما مي شود بلکه از شما يک انسان واقعي مي سازد.
اول گوش کنيد ببينيد بقيه چه مي گويند و سپس جواب دهيد.اين جايي است که خيلي از مردم مرتکب خطاي بزرگي مي شوند.به نظر ميرسد هيچ کس دوست ندارد گوش کند،همه دوست دارند صحبت کنند.اما سعي کنيد اول معني و مفهوم سخن هر فردي را بفهميد و بعد از اينکه او نکته و منظور خود را رساند،پيشنهاد خود را ارائه دهيد.
در مورد روابط متقابل با ديگر افراد هوشيار باشيد.با مشاهده ديگران و عملکردشان ،از اشتباهات آنها عبرت بگيريد، به خصوص اعمالي که باعث مي شود شما در مقابل آنها واکنش منفي نشان دهيد.بعد از عبرت از اشتباهات ديگران،زمان آن مي رسد که خود را اصلاح کنيد تا در کنار ديگران لحظات خوشايندي داشته باشيد.

پس از کسب اين مهارت ها ،با يادگيري مهارت هاي ارتباط کلامي،مي توانيد ارتباطي موثرتر برقرار کنيد:
به وضوح منظور خود را برسانيد و ديگران را گيج نکنيد.مطمئن شويد که حالات چهره،حرکات بدن و کلمات شما همه با هم هماهنگي دارند و پيام را به درستي مي رسانند.
يک نکته مهم در ارتباط ،برقراري تماس چشمي است.اين امر صميميت را از طرف فردي که صحبت مي کند نشان مي دهد .
وقتي مي خواهيد پيامي را برسانيد بگذاريد همه بدن شما صحبت کند. يعني جلوي بروز احساسات خود را که معمولا به وسيله زبان بدن و حالات چهره نشان داده مي شود نگيريد.
سعيتان را بکنيد که از واژه هاي درست و مناسب استفاده کنيد.
هيچ چيز بهتر از اين نيست که سخنگو کلمات را به درستي تلفظ کند.تلفظ کلمات به شکل صحيح براي گوش خوشايند است.
صداي شما تن ها و زير و بم هاي مختلفي دارد.بنابراين به درستي از آنها استفاده کنيد. اگر براي يک گروه کوچک صحبت مي کنيد نيازي نيست صداي خود را بالا ببريد و يا نوسان آن را تغيير دهيد.اما اگر در حال سخنراني براي گروهي بزرگ هستيد با تن صداي يکنواخت صحبت نکنيد و بلند و واضح سخن بگوييد.
هيچ گاه با لکنت سخن نگوييد.لغات را به مناسبت و به وضوح ادا کنيد.
اگر براي تمام طول روز يک سخنراني براي عموم داشتيد،تن صدايتان را تغيير دهيد و با يکنواختي سخن نگوييد.چون حوصله شنونده سر مي رود. پويا باشيد و از يکنواختي بپرهيزيد.صدايتان را در زمان هاي مناسب بالا و پايين ببريد.
.9براي صحبت کردن سرعت مناسب را حفظ کنيد.نه زياد تند صحبت کنيد که شنونده چيزي نفهمد و نه زياد کند که او را خسته کنيد.در حال عجله صحبت نکنيد.عجله باعث مي شود روي حرفي که مي زنيد تمرکز نداشته باشيد و حرف ها را بدون فکر ادا کنيد.
با همه اين مهارت ها ،شما مي توانيد به جنگ خجالت زدگي تان برويد ،يا اگر هنوز هم احساس خجالت مي کنيد ،الآن نسبت به قبل ،بيشتر مي توانيد اين خصوصيت را کنترل و مديريت کنيد.

مترجم: فاطمه جديدي
با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است

ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است
     
  
مرد

 

تکنیکهای غلبه بر خجالت



۱) روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید. موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد.


۲) به دیگران کمک کنید. منتظر نشوید که ازتان کمک بخواهند. به دنبال کمک کردن به این و آن، باید بدوید. این یک دستورالعمل است... ماشین یک نفر وسط خیابان خراب شده و روشن نمی شود و حالا راننده منتظر است کسی بیاید کمکش کند و ماشین را هُل بدهد... همسایه تان از بازار برمی گردد و دستش حسابی پر است و زنبیل دارد از دستش می افتد...پیرمرد مغازه دار، زورش نمی رسد که به تنهایی، کرکره مغازه را بدهد بالا... خب، چرا معطلید؟ مگر نمی خواستید تمرین های ضد خجالت تان را شروع کنید؟ چه بهتر از این؟ با این تیر، خیلی بیشتر از یکی دو نشان را خواهید زد. مطمئن باشید. خرجش فقط دو کلمه است: کمک نمی خواهید؟ (البته لبخند و ارتباط چشمی را هم هنگام ادای این دو کلمه فراموش نکنید). نمی دانید چقدر موثر است!


۳) دل تان می خواهد وقتی وارد یک جمع می شوید، با شما چطور برخورد کنند؟ دوست دارید با لبخند به استقبال تان بیایند؟ به تان توجه کنند؟ به حرف هایتان صمیمانه گوش کنند و صمیمانه با شما هم کلام شوند؟ و چیزهایی از این قبیل؟ بسیار خب. می گویند خجالتی ها، خجالتی ها را خوب می شناسند. خجالتی های جمع را پیدا کنید و با آن ها همان طوری رفتار کنید که دل تان می خواهد با شما رفتار شود. با سوال های صمیمانه تان، آن ها را به صحبت کردن وادار کنید و جواب هایشان را با رغبت بشنوید. این کار، هم برای معاشرتی تر شدن آن ها مفید است، هم برای خودتان یک تمرین تمام عیار مجلس آرایی است. شروع کنید و ببینید که چقدر روی خودتان تاثیر می گذارد!


۴) وقتی به یک محفل رودربایستی دار، مثلا به یک مهمانی رسمی، دعوت می شوید، وقت تان را طوری تنظیم کنید که زود برسید. این نکته در عین سادگی، بسیار مهم است. حداقل فایده اش این است که با سنگینی فضای جلسه، زودتر آشنا می شوید و کم کم ترس تان از آن جمع می ریزد. امتحان کنید! وقتی یک جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ می شود، حس خجالت تان خیلی کم تر است نسبت به وقتی که ناگهان به یک مجلس شلوغ وارد می شوید. معمولا آن هایی که دیرتر به چنین محافلی وارد می شوند، استرس بیشتری را پشت سر می گذارند و آن هایی که زودتر می رسند، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار می کنند.


۵) از هم صحبت خود تعریف کنید. این که دیگر کاری ندارد. هم آسان است، هم فوق العاده موثر. اغلب آدم ها وقتی ازشان تعریف می کنید، ذوق می کنند و بیشترشان آن قدر ذوق می کنند که به هیچ قیمتی حاضر نمی شوند هم صحبتی با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجرای این تکنیک باید مواظب مغزتان هم باشید؛ چرا که ممکن است جای دندان های کسی که ازش تعریف کرده اید، رویش باقی بماند. ضمنا هنگام تعریف و تمجید از این و آن، به هیچ وجه لازم نیست دروغ بگویید. اگر کمی دقت کنید، مطمئنا در هر آدمی بالاخره یک چیزی پیدا می کنید که قابل تعریف باشد. البته تعریف هایتان هم نباید خیلی بی ربط باشد. مثلا وقتی کسی دارد درباره یک موضوع فلسفی با شما صحبت می کند، خیلی بی ربط است اگر بگویید: پیراهن تان چقدر قشنگ است! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه مند نشان بدهید و از جالب بودن آن موضوع صحبت کنید.


۶) نقش آفرینی کنید. نقش آفرینی، یک اسلحه مخفی است که حتی مطمئن ترین و بااعتمادبه نفس ترین آدم هایی هم که شما سراغ دارید، از آن بهره می گیرند. شما دل تان می خواهد وقتی به یک جمع وارد می شوید، چگونه رفتار کنید؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صمیمانه؟ خوش برخورد؟ و...؟ خب، همه این ها را می توانید در خلوت خودتان و در مقابل آینه تمرین کنید. همه ما آدم ها کمی تا قسمتی بازیگریم. نقش آفرینی جلوی دوربین شاید کار آسانی نباشد (من واقعا نمی دانم سخت است یا آسان)؛ ولی نقش آفرینی در خلوت و در مقابل آینه را مطمئن ام که کار آسانی است. تمرین های مکرر این چنینی، ناخودآگاه تان را به همان سمتی می برد که بیشتر تمرینش را می کنید و کم کم شما همانی خواهید شد که دل تان می خواهد.


۷) هیچ وقت هیچ کس را تحقیر نکنید و خصوصا در حضور جمع از چنین کارهایی پرهیز کنید. همه ما آدم ها به آرامش و کمک دیگران احتیاج داریم؛ نه به دشمنی و آزار و اذیت شان. مطمئنا وقتی شما کسی را تحقیر یا مسخره کنید، او هم به دنبال بهانه ای خواهد گشت تا این لطف شما را جبران کند! انرژی منفی برای این و آن نفرستید تا انرژی منفی برای تان نفرستند. موقع انتقاد کردن از این و آن هم، یادتان باشد که نباید از هیچ کس در حضور جمع با تندی و خشونت انتقاد کنید. وقتی ارتباط تان با دور و بری ها دوستانه و صمیمانه باشد، آن ها هم برای رفع این جور مشکلات و از جمله برای رفع این حس خجالت درونی به شما کمک خواهند کرد.


۸) خیلی هم ایده آل گرا نباشید! قرار نیست با هر جوکی که شما تعریف می کنید، همه غش و ریسه بروند. قرار نیست با هر حرفی که می زنید، همه به به و چه چه کنند. برای هیچ کس دیگری هم قرار نیست چنین اتفاقی بیفتد. مطمئن باشید که دیگران هم استانداردهایشان را این قدر دست بالا تعریف نمی کنند. وقتی در یک جمع حضور دارید، کسی از شما انتظار ندارد که فوق العاده باشید. برای جمع، این مهم است که شما با آن ها همراه باشید، فقط همین! این را هم یادتان باشد که خیلی از خانم ها و آقایان اصلا با آدم های پرحرف و شوخ و مجلس آرا میانه خوبی ندارند. و یک خبر خوب دیگر برای خجالتی های عزیز: سکوت و کم حرفی شما را معمولا به پای فروتنی، حجب و حیا و بزرگ منشی تان می گذارند و چه صفتی بهتر از این چند صفت؟ راستی یادتان باشد که، در ملاقات اول تان با هیچ کس زیاد حرف نزنید و اطلاعات شخصی تان را رو نکنید. چه لزومی دارد؟ این کار را متاسفانه بعضی ها برای پنهان کردن آن حس خجالت درونی شان انجام می دهند. غافل از این که دیگران، این کار را غالبا این طور تفسیر و تعبیر می کنند که فاعلان این فعل، آدم های کم ظرفیت و سرخورده یا آدم های گوشه گیر و تنهایی هستند.


۹) ارتباط چشمی در برقراری یک ارتباط موثر، خیلی مهم است. حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه کنید. چه وقتی دارید صحبت می کنید، چه وقتی که دارند با شما صحبت می کنند. این ارتباط چشمی را ترجیحا با یک لبخند ملایم و حالت دوستانه همراه کنید. اگر به هر دلیلی از برقراری یک ارتباط چشمی مناسب ناتوانید، سعی کنید به پیشانی طرف مقابل تان نگاه کنید. از معجزه نفس های عمیق هم غافل نشوید؛ چون به هنگام حملات استرس واقعا سودمند است. عادت کنید که با نفس های عمیق، آرامش را به وجودتان برگردانید. این تمرین را می توانید خیلی راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهید. مطمئن باشید که هیچ کس نمی فهمد این کار شما چه معنایی دارد. باور کنید که اصلا کسی حواس اش به شما نیست. راحت باشید.


۱۰) اگر خجالتی باشید، احتمالا تنهایی را به فعالیت های جمعی ترجیح می دهید. خب، می توانید، از این فرصت مغتنم استفاده کنید و چیزی یاد بگیرید. آدم هایی که تنهایی را دوست دارند، معمولا روحیه شان با هنرآموزی جور است. روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید. موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد. تا می توانید کتاب بخوانید و اطلاعات کسب کنید. روزنامه، مجله، برنامه های آموزشی، اینترنت و... به زودی، روزی می آید که باید حرفی برای گفتن داشته باشید. خودتان را برای آن روز آماده کنید.


۱۱) شکست هایتان را تدبیر کنید. وقتی دارید برای کسب مهارت های ضد خجالت تلاش می کنید، یادتان باشد که مثل هر تلاش دیگری، ممکن است شکست هایی هم در سر راه تان باشد. ولی قرار نیست شما از میدان فرار کنید. تا رسیدن به پیروزی نباید دست از تلاش بردارید. فراموش نکنید که نوابغ هم بارها و بارها در مسیر تلاش هایشان شکست خورده اند؛ اما دست از کار نکشیده اند. این را هم یادتان باشد که شکست شما ممکن است ناشی از شرایط باشد، نه ناشی از اشتباه شما. مثلا ممکن است شما نتوانید در میان بحث دو نفر دیگر وارد شوید و آن ها را همراهی کنید تنها به این علت که بحث آن ها خصوصی بوده و یا ممکن است سر صحبت را با کسی باز کرده باشید که او در آن لحظه به گرفتاری ها و مشکلات دیگر زندگی اش فکر می کرده و اصلا دل و دماغ صحبت کردن نداشته است و... به هر حال، سعی کنید از هر شکست تان، مثل نابغه ها، درس تازه ای بگیرید و آن درس تازه را در تمرین های بعدی به کار ببندید.


۱۲) همیشه آماده و به روز باشید. مطلع و گوش به زنگ. کتاب بخوانید، روزنامه، مجله، اینترنت و... اخبار روز دنیا را پیگیری کنید. اخبار هنری، فرهنگی، علمی، سیاسی و... داشتن این اطلاعات به شما کمک می کند که همیشه حرف های شنیدنی در آستین داشته باشید. سوال های حاضر و آماده هم غنیمت اند. از این قبیل سوال ها همیشه همراه داشته باشید. طرح یک سوال صمیمانه و مودبانه معمولا نقطه شروع مناسبی برای ورود به بحث دیگران است و هر قدمی هم که برای چنین هم کلامی هایی بردارید، مطمئنا قدم بعدی آسان تر و آسان تر می شود. از سلیقه ها و علاقه های دوروبری هایتان هم باید باخبر باشید. این طوری راحت تر می توانید هم صحبت شان شوید. وقتی می خواهید سر صحبت را با یک جماعتی باز کنید یا وقتی که می خواهید در یک بحث گروهی شرکت کنید، باید این را ارزیابی کنید که آیا آن ها هم مایل اند حرف های شما را بشنوند و اصلا آیا شما خوب به حرف های آن ها گوش داده اید یا نه. بی محابا حرف شان را قطع نکنید. بهتر است مودبانه و آرام آرام به هر بحثی وارد شوید.


۱۳) خودتان را درست کنید. با دیگران (لااقل فعلا) کاری نداشته باشید. نمی توانید همه را مجبور کنید همان طوری که شما دل تان می خواهد رفتار کنند. نمی توانید همه را وادار کنید نسبت به حرف ها و رفتارهای شما همان طوری واکنش بدهند که شما دوست دارید. چرا که اولا همه آدم ها مثل هم نیستند و مثل هم فکر نمی کنند و ثانیا آن چه مهم است، تلاش و تمرین شماست و توجه به این نکته که آیا شما دارید کارتان را درست انجام می دهید یا نه. انتظار نداشته باشید وقتی که در یک مهمانی، کنجی نشسته اید و با هیچ کس حرف نمی زنید، دیگران بیایند و شما را از پوسته تنهایی بیاورند بیرون. خودتان هم باید کمک کنید. انجام دادن تمرین هایی که از آن ها حرف می زنیم، به عهده خودتان است، نه دیگران. ضمنا حواس تان به این نکته هم باشد که سطح توقع تان را از دیگران تصحیح کنید. در هر مهمانی، ممکن است که بغل دستی شما هم خودش خجالتی باشد، مثلا از آن خجالتی های پنهان که هفته پیش حرفش را زدیم. لابد یادتان هست که گفتیم نزدیک به ۵۰ درصد آدم ها، کم و بیش، با درجات مختلف، خجالتی اند. پنجاه درصد یعنی نصف آدم های هر جمع. کم نیست! شما هیچ وقت در اقلیت نیستید.


قرار نیست که یک شبه متحول شوید و ناگهان تبدیل بشوید به آدم بذله گو و پرحرفی که مجلس آرایی می کند و... این حتی با تلاش شما هم به سرعت به دست نمی آید. آدم ها ذات شان با همدیگر فرق دارد. اما معاشرتی شدن، یک مهارت است که با تمرین به دست می آید. به مهارت های ضدخجالت هم باید یکی یکی تسلط پیدا کنید. وقتی انرژی تان را در هر مقطع زمانی روی یک یا دو مهارت بخصوص می گذارید خیلی زودتر به نتیجه می رسید. مثلا پیش دستی در سلام گفتن را باید تمرین کرد. وقتی به آن تسلط پیدا کردید، شروع به صحبت با لبخند ر ا تمرین کنید. ارتباط چشمی، دویدن به دنبال کمک به دیگران، کمک به سایر خجالتی های جمع، تعریف های به جا و ... هم همین طور. به دست آوردن یک مهارت ممکن است یک سال طول بکشد، در حالی که به دست آوردن یک مهارت دیگر، ممکن است فقط دو روز وقت تان را بگیرد. هر چه سخت تر به دست بیاورید، سخت تر از دست می دهید. این یادتان باشد!


محمد کیاسالار
با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است

ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است
     
  
مرد

 

چگونه بر خجالت خود غلبه کنيم؟



موضوعيه که من بهش ميگم "دختر نديده بودن" (در مورد دخترها ميشه "پسر نديده بودن" يكي از دلايل خجالته . يکي از مشکلات جامعه ما اينه که دخترها و پسرها, حتي قبل از سن بلوغ هم جدا از هم هستند؛ مدرسه هاي جدا ميرن و بعد هم که بزرگ تر ميشن روز بروز ارتباطشون کمتر ميشه و در يک دوره طولاني مثلاً از 12 سالگي تا 18 سالگي عملاً هيچ نوع ارتباطي با افراد جنس مخالف که همسن و سالشون باشن و البته جزو فاميل هم نباشن, ندارن. اين موضوع مشکلات بعدي زيادي رو به بار مياره. مثلاً اينکه خيلي از دخترها تو سن 16-17 با شنيدن اولين حرف محبت آميز از هر کسي عاشقش ميشن و يا اينکه خيلي از پسرها موقع حرف زدن با دخترها به تته پته مي افتند, دليل اصليش همين موضوعه : عدم آشنايي با جنس مخالف!


البته اگه اين موضوع بعد از دبيرستان تموم ميشد و مساله حل ميشد, مشکلي نبود. اما مساله اينجاست که عادتهاي دوران نوجواني به سختي آدم رو ول ميکنن. اين موضوع رو خيلي از پسرها و دخترهايي که به دانشگاه ميرن و براي اولين بار تو کلاسهاي مخلوط ميشينن خيلي زود متوجه ميشن. يکي دو ماه اول گروه دخترها و پسرها کاملاً واسه همديگه نامرئي هستند! پسرها فقط به همديگه نگاه ميکنن, به هم سلام ميکنن و با هم حرف ميزنن و دخترها هم همينطور. حتي جالب تر اينکه اگه مثلاً تعداد زيادي دختر تو يه کلاس باشن, واسه يه پسر خيلي سخته که تنهايي بره تو اون کلاس (در حالي که به صورت طبيعي, طرف بايد با کله بره تو...


خب, فعلاً که ما نميتونيم نظام تحصيلي رو تو ايران عوض کنيم و بگيم که از فردا مدارس و دبيرستانها مخلوط بشن؛ اما خب, ذهنيت خودمون رو ميتونيم عوض کنيم, يعني ياد بگيريم که چطوري به افراد جنس مخالف عادت کنيم. اين کار اولش خيلي سخته, اما به تدريج آنقدر آسون ميشه که خيلي وقتها ميشه بدون توجه به جنسيت يک فرد باهاش حرف زد, بيرون رفت و يا دوست شد. پس اسم اين قسمت رو ميزاريم "چگونه به افراد جنس مخالف عادت کنيم؟


الف - نامرئي نباشيد: خيلي ها هستن که سالها به يک محل رفت و آمد ميکنن و هيچ کس متوجه وجودشون نميشه! سرشون رو ميندازن پائين, آسه ميان و آسه ميرن و خيلي مواظبن که مورد اصابت شاخ گربه قرار نگيرن. هيچ وقت جرات نميکنن که به صورت يه نفر نگاه کنن چه برسه به اينکه بخوان باهاش حرف بزنن... نظر شما رو نميدونم, اما خودم حدس ميزنم که اينجور آدمها حتي از خودشون تو آينه هم خجالت بکشن که البته تعجبي هم نداره. اولين قدم براي اين افراد اينه که از حالت نامرئي بودن خارج بشن. آسونترين روشي که به ذهن من ميرسه سلام کردنه! من نميتونم قدرت و معجزه سلام رو براي شما توصيف کنم. خودتون رو مجبور کنيد که به ديگران (منظورم کسانيه که بيشتر از يک بار ميبينيد, مثل همکلاسيها يا همسايه ها و ...) سلام کنيد. اين کار نه جرمه, نه غير اخلاقي و نه خلاف عرف. البته لازم نيست که حتماً با گفتن کلمه "سلام" و با صداي بلند سلام کنيد, ميتونيد فقط با يک اشاره سر کوتاه به ديگران سلام کنيد. سلام کردن باعث ميشه که در خاطر افراد بمونيد و ديگران متوجه وجود شما بشن و زمينه براي آشنايي هاي بعدي فراهم بشه. لازم نيست که حتماً وايسين و چاق سلامتي هم بکنيد, يک سلام ساده با اشاره سر کافيه... و بعدش خيلي معمولي رد بشين. من 99% تضمين ميکنم که از دفعه دوم و سوم به بعد همه (چه دختر و چه پسر) به شما جواب ميدن و حتي تعجب ميکنيد که بعضي ها اسمتون رو هم ميدونن و ممکنه از خيلي ها يک لبخند هم دريافت کنيد! (البته نه اينجوري)


ب - شرايط رو براي خودتون آسون کنيد : يکي از بزرگترين اشتباهات تازه کارها اينه که هميشه به سراغ سخت ترين حالت ممکن ميرن! توي ارتباط هم اين موضوع صادقه... بزارين يه مثال براتون بزنم, پسري رو در نظر بگيرين که خيلي خوش سليقه تشريف دارن و اصولاً زير نيکول کيدمن رو قابل نگاه کردن نميدونن. طبيعتاً ايشون هيچ وقت به هيچ دختري که زير اين استاندارد باشن, توجهي ندارن. در اين شرايط فرض کنيد که يه روز شانس ميزنه و ايشون فتوکپي رنگي نيکول کيدمن رو تو يه مهموني مي بينند و تصميم ميگيرن که برن جلو و مثلاً يه جوري سر صحبت رو باز کنن. طبيعيه که اين آدم که سالها به دنبال اين مورد خاص بوده دست و پاش به رعشه ميفته, آب دهنش خشک ميشه و همه جاش عرق ميکنه و معمولاً يا وسط راه بيخيال ميشه, يا چنان گندي ميزنه که ميشه براش يه جوک ساخت! خوب آخه آدم حسابي! تو که تاحالا به جز با خواهرت و دخترخاله 12 سالت با هيچ دختر ديگه اي حرف نزدي, ديوونه اي ميري سراغ همچين آدمي که از شدت استرس خودتو خراب کني!؟ بهترين توصيه براي آدمهاي خجالتي اينه که تا زماني که اعتماد به نفس کافي پيدا نکردن, سراغ افرادي که نظرشون رو جلب ميکنن نرن! برين سراغ دختر يا پسري که دوست شدن با اون براتون اولويت زيادي نداشته باشه و فقط باهاش راجع به هر چيزي که ميخواين حرف بزنيد. اينجوري ذهنتون به حرف زدن با افراد جنس مخالف عادت ميکنه و اعتماد به نفس و خونسردي بيشتري به دست ميارين. (و حتي ممکنه يکي دوتا دوست-دختر يا دوست-پسر هم پيدا کنيد!)


ج - تنهايي نپرين: همه ميدونن که دخترها خيلي کم تنها هستن و معمولاً خيلي سريع يه دسته با هم تشکيل ميدن و با هم اينور اونور ميرن. اينو خيلي راحت ميشه تو محيط هاي عمومي مثل دانشگاه و همينطور تو مناسبتهاي خصوصي مثل مهموني ها ديد. من بعداً در مورد اين دسته ها بايد چيزهاي زيادي بنويسم, اما مهمترين خصوصيت اين دسته ها اينه که هر کس تنهايي بره طرفشون 100% کنف ميشه! حتي اگه تو اين دسته ها دختري باشه که از شما خوشش هم بياد, اما چون ميخواد جلو دوستاش حفظ ظاهر کنه برخورد متفاوتي با شما ميکنه و اين کاملاً طبيعيه. راه حل اين موضوع خيلي ساده, زيرکانه و فوتباليه : "يارگيري نفر به نفر" . ببينيد, موضوع اينه :اگه فرضاً دسته مورد نظر شما سه نفرست, شما بايد سه نفري برين طرفشون. اينجوري احتمال حال گيري به زير 10% کاهش پيدا ميکنه! وقتي که با يکي دو نفر از دوستاتون با افراد جنس مخالف روبرو ميشين, حمايت رواني اونها باعث ميشه که مقدار زيادي از فشار و استرس شما کم بشه. وقت بيشتري براي فکر کردن روي حرفاتون دارين و در صورتي که کار در حال خراب شدن باشه اونها به کمکتون ميان. با توجه به اين موضوع, مهمترين قدم براي هر آدم خجالتي, پيدا کردن يکي دو تا "کمک-خلبان قابل اعتماده"... چون خلبانهايي که تنها ميپرن زود سقوط ميکنن.


د - "دختر-پسر-بازي" رو فراموش کنيد: يکي از چيزهايي که فشار زيادي به افراد خجالتي مياره, عجله در پيدا کردن دوست دختر يا دوست پسره! البته من بهشون حق ميدم, چون يکي از خواص اصلي سيستم جداسازي پسر و دختر از هم در سنين بلوغ اينه که اين فکر در ذهن آدم جا ميفته که جنس مخالف فقط به درد دوست شدن و سکس ميخوره (بايد به نبوغ مسئولان تو اين قضيه تبريک و تسليت گفت! ). عزيزان من! اين موضوع اصلاً درست نيست... اين قضيه رو از کله هاتون بيرون کنيد که با هر دختري که آشنا شدين و مثلاً چند بار با هم حرف زدين, طرف ميشه دوست دختر شما. يا اينکه اگه پسري اومد و از شما جزوه خواست, پس حتماً عاشقتونه! اصولاً حلقه مفقوده رابطه دختر و پسر در جامعه ما "آشنا شدنه". براي اکثريت ما اين موضوع جا افتاده که دختر و پسر يا با هم دوستن يا دوست نيستن؛ حد وسطي هم وجود نداره! اين قضيه کاملاً غلطه. گاهي وقتها براي من Email ميرسه که مثلاً توش نوشتن که مثلاً يه دختري رو تو خيابون ديدن و بهش پيشنهاد دوستي دادن و طرف حالشون رو به سختي اخذ کرده و بعدش هم از من پرسيدن که چيکار بايد بکنن؟! اولين کاري که بايد بکنيد اينه که به هيچ وقت و به هيچ کس پيشنهاد دوستي ندين!!! دوستي معامله نيست؛ خريد و فروش نيست و مطمئناً خواستگاري هم نيست که احتياجي به پيشنهاد داشته باشه! يه چيزيه که اصولاً نميشه زماني رو براي شروعش مشخص کرد. اين فشار ذهني رو که حتماً بايد با يه دختر يا پسر دوست بشين رو بردارين! عوض اينکار تلاش خودتون رو روي آشنا شدن با ديگران متمرکز کنيد. بعد از يه مدت متوجه ميشين که مدتهاست که کلي دوست از جنس مخالف دارين و خودتون متوجه نشده بودين!


برين خوش باشيد.
با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است

ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است
     
  ویرایش شده توسط: Alihandicam   
مرد

 

چگونه گفتگويي موثر داشته باشيم؟


توانايي گفتگوي روان و مناسب ، يكي از عوامل كليدي موفقيت افراد در زندگي و شادماني شخصي است. اساسي‌ ترين و مهم‌ترين عاملي كه شما را به صورت شخصي درمي‌آورد كه همه مايل به صحبت با او هستند، اعتماد به نفس شماست.


در حقيقت مردم هميشه در گفتگو شما را همان طور كه خودتان را ارزيابي مي‌كنيد، مي‌پذيرند. اگر تصور كنيد هيچ گونه مهارت اجتماعي نداريد، ديگر مردم هم شما را همين گونه خواهند ديد. افراد هميشه وضعيت احساسي و عاطفي شما را مي‌گيرند و آن را به خودتان منعكس مي‌كنند.


اگر شما موضعي دفاعي يا نامطمئن داشته باشيد يا برعكس، اهل آرامش و گشاده‌رويي باشيد، طرف مقابل گفتگو آنها را مي‌گيرد و به شما برگشت مي‌دهد. پس هميشه به اين مهم توجه داشته باشيد كه احساس خوبي را در طرف مقابل خود به وجود آوريد؛ چراكه شما نمي‌توانيد كاري كنيد كه همه دوستتان بدارند؛ ولي مي‌توانيد نشان دهيد كه ديگران را دوست داريد.


به گفته ريموند مورتيمر انگليسي، گفتگو بازي تنيس نيست كه در آن سرويس طرف مقابل را با يك ضربه به او برمي‌گردانيد؛ بلكه بازي گلف است كه در آن هركس توپ خودش را پرتاب مي‌كند. هيچ چيز بيش از اين ضرب‌المثل به شما براي اين كه گفتگوكننده اي نمونه باشيد، كمك نمي‌كند. نگه داشتن توپ در هوا هنر است و هدف مورد نظر در بيشتر گفتگوها محسوب مي‌شود، پس بهتر است در گفتگو به اصول زير توجه كنيد:


- بيشتر از واژه شما استفاده كنيد تا واژه من. البته منظور اين نيست كه هرگز واژه من را به كار نبريد، ولي زماني كه تعداد من به كاربرده شده بر تعداد شما فزوني مي‌گيرد، نوعي كاهش علاقه در طرف مقابل ايجاد مي‌شود.


- هنگام گفتگو، زماني كه در گروه قرار داريد، به تك‌تك افراد نگاه كنيد و حالتي شاداب به چهره خود بدهيد. اگر دل‌شكسته و يا ناراحت هستيد، سعي كنيد اين احساسات خود را بسته‌بندي كنيد و براي زماني ديگر بگذاريد؛ چراكه بروز اين احساسات در واقع هيچ كمكي به شما نمي‌كند.


- سعي كنيد طوري عمل كنيد كه هم‌صحبت شما احساس كند با او همساز و هم‌موج هستيد؛ چراكه ما به طور طبيعي نسبت به كساني كه با ما موافقت مي‌كنند، احساس گرمي و صميميت مي‌كنيم.


- از واژه‌هاي ما، مال ما، خودمان و به ما به منظور برقراري نوعي نزديكي و پيوند، نوعي احساس سرنشين يك قايق بودن استفاده كنيد.


- حتما دليلي وجود دارد كه گفته‌اند كم‌ گوي و گزيده گوي. تصور نكنيد بايد با گفتن موضوعاتي هيجان‌انگيز و جسارت‌آميز در گفتگو شركت كنيد يا حتي سخناني اديبانه يا روشنفكرانه بگوييد. گفتگو درباره موضوعات جاري روزانه هميشه مناسب و قابل قبول است.


كنترل زبان


اصولا كنترل بعضي حالات زبان بدني دشوار است ازجمله خجالت كشيدن و سرخ شدن، انقباض عضلات صورت، ادا و اصول و شكلك‌هاي ناخواسته و پلك زدن سريع. تنها راه درمان اين گونه واكنش‌هاي غيرارادي، تقويت اعتماد به نفس و سطح آرامش خودتان است. زماني كه خود را به عنوان گفتگوكننده‌اي توانا و كاردان نگاه كنيد، اين واكنش‌ها محو مي‌شود. شكل‌هاي ديگر زبان بدني كه لازم است هنگام گفتگو كنترل شود عبارتند از:


- نگاه كردن مداوم به ساعت خودتان


- ور رفتن با مداد، قلم و ديگر اشياء


- بيقراري


- بازي با حلقه و انگشتر


- خنديدن مضطربانه يا خيلي بلند


- خاراندن سر و چانه


- پيچاندن سبيل


بيشتر اين رفتارها از سوي كساني انجام مي‌شود كه هرگز متوجه كارهاي خود نيستند و احساسي ناشي از اضطراب و ناامني دارند. حركات بدني در صورتي كه به گونه‌اي افراطي انجام شوند و معتدل باشند، ايرادي ندارد. ممكن است از خودتان بپرسيد چه حركت بدني را مي‌توانيم انجام دهيم؟ پاسخ اين است كه بهترني حركت بدني لبخندي خوب و حركت گاه به گاه و بامعناي سر است. اين حركت گاه به گاه سر به طرف مقابل مي‌فهماند كه شما به حرف‌هاي او توجه و دقت كامل داريد. ولي در خصوص خنده مي‌توان گفت خنده مهم‌ترين زبان بدني است كه به طرف مقابل مي‌فهماند شما مهربان، خوشخو، راحت و پذيراي طرف مقابل هستيد. كشش طبيعي نوع بشر اين است كه احساس ابراز شده از سوي طرف مقابل خود را منعكس كند. بنابراين اگر شما لبخند بزنيد، به احتمال قريب به يقين طرف مقابلتان هم به شما لبخند خواهد زد.


چگونه و چه وقت لطيفه بگوييم؟


چه چيزي بامزه و خنده‌دار است؟ پاسخ ساده به اين پرسش اين است: چه كسي مي‌داند؟ لطيفه‌اي كه يك نفر را از خنده روده‌بر مي‌كند، ممكن است با نگاه متحير ديگري روبه‌رو شود. به طور كلي، در هر جمع كاري يا اجتماعي كه بيش از 2 نفر در گروه همصحبت شما هستند، دور لطيفه‌ها را خط بكشيد. اگر تنها 2 نفر حضور دارند كه شامل بهترين دوستتان است، ادامه دهيد و لطيفه بگوييد. به طور قطع، تعداد اندكي از مردم از نظر موقع‌شناسي، تشخيص، مناسبت، اختصار كلام و ارائه لطيفه كامل و بي‌عيب و نقص هستند. براي لطيفه گفتن زمان مشخصي وجود دارد (در نيمه وقت بازي، بعد از شام با خانواده، موقع پياده‌روي با دوستان)‌.


در حقيقت لطيفه هرگز جزو گفتگو محسوب نمي‌شود و اگرچه لطيفه‌اي بموقع ممكن است بحث و گفتگويي به راه اندازد، ولي خجالت و شرمساري ناشي از لطيفه‌اي بي‌مزه، مساله مهم‌تري است. شما هم در صورتي در گفتن لطيفه موفق خواهيد بود كه:


- لطيفه‌تان را با توجه به موضوع گفته شده ميزان كنيد و اگر ربطي به موضوع مورد گفتگويتان نداشت، آن را نگوييد.


- از گفتن لطيفه‌هاي ناجور خودداري كنيد. صرف‌نظر از اين‌كه شنوندگان شما بسيار بخندند، چرا كه شما به عنوان شخصي نه چندان موقر در ذهن شنوندگان باقي خواهيد ماند.


- از گفتن لطيفه‌هاي نژادي، مذهبي و جنسي خودداري كنيد. اين كار در اصل ارزش ندارد.


- هرگز راجع به يكي از اعضاي گروه، در خصوص نام، عادت‌ها، محل تولد، شغل، ظاهر يا گذشته شخص لطيفه‌اي نگوييد چرا كه هيچ كس دوست ندارد به اين نحو انگشت‌نما شود.


در حقيقت جهان به خنده نياز دارد و خوش‌خلقي در همه جا موجب موفقيت مي‌شود. بنابراين مسائلي كه در بالا در مورد لطيفه گفته شد، به معناي خفه كردن روحيه شاد يا طرفداري از يك گفتگوي خشك و جدي نيست، بلكه منظور اين است كه به خاطر داشته باشيد گفتگو ارتباطي دوطرفه است كه بعضي افراد اين موضوع را فراموش مي‌كنند. پس گاهي بهتر است لطيفه‌هايمان را براي اعضاي خانواده و دوستان نزديك خود نگه‌داريم.


گفتگو در مكان‌هاي عمومي


زمان‌هايي مي‌رسد كه شما مجبوريد در جاهاي مختلفي و در فاصله بين خانه و محل كار خود چند كلمه‌اي با افراد مختلف صحبت كنيد. محل‌هايي مثل سوپرماركت، كتابفروشي، خشكشويي، اتاق انتظار پزشك، پارك و ده‌ها محل ديگر. افرادي كه در مكان‌هاي عمومي با آنها برخورد مي‌كنيد، دو دسته‌اند: كساني كه آنها را مي‌شناسيد و افرادي كه برايتان ناشناس هستند. گفتگو با آشنايان به مراتب راحت‌تر است و مي‌توانيد حرف‌هاي شخصي زيادتري بزنيد اما با غريبه‌ها بايد مودبانه‌تر و رسمي‌تر برخورد كنيد. در مكان‌هاي عمومي، در موقعيت‌هاي مناسب بهتر است:


- با لبخند و تكان دادن سر با ديگران خوش و بش كنيد. سلام طرف مقابل را در همان سطحي كه ابراز شده، پاسخ دهيد.


- به حريم شخصي ديگران احترام بگذاريد. زماني كه كسي لباس غيرعادي پوشيده است يا چيز غيرعادي را مطالعه مي‌كند، از او نخواهيد دليل آن را براي شما توضيح دهد.


- در مورد افراد غريبه اجباري نداريد كه سخن خود را با گفتن نام خود و دست دادن شروع كنيد.


-‌ چنانچه طرف مقابل به تمايل شما در صحبت كردن پاسخ نمي‌دهد، هرگز به گفتگو كردن اصرار نكنيد.


- از طرح پرسش‌هاي بسيار شخصي و خصوصي مانند «آيا شما ازدواج كرده‌ايد؟» و يا «چند سالتان است؟» بپرهيزيد.


اصولا موضوعات مطلوب در مكان‌هاي عمومي مي‌تواند شامل مواردي چون عقايد، مشاهدات شما، موضوعات مهم مطرح شده در روزنامه‌ها، آب و هوا و محل‌‌هاي موردنياز باشد و از پرداختن به موضوعاتي چون بيماري‌ها، ناراحتي‌ها، موضوعات جدال‌برانگيز، پرسش‌هاي شخصي (حقوق و دستمزد افراد)‌ و لطيفه‌هاي نامناسب بپرهيزيد.


گفتگو در محيط كار


گفتگوهاي محيط كاري ممكن است روحيه، كارآيي و كار گروهي را تقويت كند، يا هر سه آنها را تحليل ببرد. حرف‌هايي كه در محيط كار زده مي‌شود، به اجبار بايد كوتاه و سطحي باشد، زيرا در محيط‌هاي كاري هيچ‌كس را براي صحبت كردن استخدام نمي‌كنند. در محيط كار شما مي‌توانيد موضوعات مورد نظر را در صورتي كه نمي‌خواهيد مستقيم مطرح شوند، به صورت غيرمستقيم ارائه كنيد. اجازه تبادل نظر به كاركنان يا كارگران و تشويق آنان به اين كار، گاهي موجب خلق ايده‌هاي جديد و بهتر مي‌شود. همچنين گفتگوهاي مختصر در راهرو، قبل از جلسات و بعد از پايان ساعت كاري روش خوبي براي تبادل نظرات است.


مواردي كه بايد در گفتگوهاي محيط كار در نظر گرفت عبارتند از:


- گفتگوها را تا جايي كه مي‌توانيد مختصر، مفيد و سطحي انجام دهيد مگر اين كه محتواي كاري داشته باشد.


- در صورت امكان يك واژه قدرداني به هر گفتگوي خود اضافه كنيد چرا كه فرهنگ تعريف و تمجيد متقابل در محيط كار در افزايش بهره‌وري، وفاداري شركتي و نيروي سازنده اعجاز مي‌كند.


- توجه ويژه به تازه واردان داشته باشيد. آنها بيش از بقيه به نوعي احساس پذيرش و تعلق داشتن نياز دارند.


- موضوعات شخصي و خصوصي خود را مطرح نكنيد، مگر آن كه به طور واقعي به مساله كاري مورد گفتگو مربوط باشد.


- از گفتگو درباره موضوعات كاري حساس يا جدال‌آميز خودداري كنيد.


- از واژه‌ها و عبارات منفي استفاده نكنيد. مخالفت هميشگي با هر عقيده جديد كاري سازنده نيست.


گفتگو با خانواده و دوستان


به نظر مي‌رسد بيشتر مردم نحوه گفتگو با خانواده و دوستان را مي‌دانند، ولي در حقيقت روابطي خودماني گاه موجب بعضي گفتگوهاي نه چندان خوب بين خانواده و دوستان مي‌شود چرا كه مودب بودن با عزيزترين و نزديك‌ترين افراد دشوارتر است، زيرا آنها را متعلق به خود فرض مي‌كنيم. در گفتگو با خانواده و دوستان نزديك بايد همواره نكاتي را در نظر گرفت از جمله:


- خود را وادار كنيد با خانواده و دوستان هم مثل مديرعامل شركت يا يك مشتري ارزشمند رفتار كنيد، زيرا گاهي رفتار ما با همه كساني كه در طول روز ملاقاتشان مي‌كنيم، بهتر و مودبانه‌تر از رفتاري است كه بعد از رسيدن به خانه در شب با خانواده خود مي‌كنيم.


- به خلوت طرف مقابل احترام بگذاريد. صرف اين كه شما يكديگر را مي‌شناسيد، به معناي اين نيست كه اجازه داريد به همه افكار يكديگر وارد شويد.


- احساسات خود را در ميان بگذاريد، ولي نه همه احساساتتان را و نه هميشه.


- به دقت به حرف‌هاي طرف مقابل خود گوش دهيد چرا كه گوش دادن مهم‌ترين و موثرترين روش براي برقراري رابطه دوستانه و حفظ اين رابطه است.


- براي ايجاد گفتگو و ابراز تاييد و تمجيد خود به طرف مقابل، منتظر رويدادهاي بزرگ نباشيد. در ميان گذاشتن رويدادهاي روزانه موجب پيوند ميان افراد مي‌شود.


- مودب و با نزاكت باشيد. بسياري از مردم تصور مي‌كنند زماني كه در ميان خانواده و دوستان هستند مي‌توانند بسيار آزادانه و بي‌ملاحظه باشند.


- در زندگي هر كس بايد مقداري باران ببارد. ممكن است بين شما و افراد خانواده يا دوستانتان احساساتي ناخوشايند پيش آيد. عذرخواهي قلبي و صميمانه را ياد بگيريد.


- اجازه دهيد براي شما تعريف كنند در زندگي‌شان چه مي‌گذرد، سعي كنيد علت ناراحتي‌شان را درك كنيد. از سوي ديگر اگر شخص مورد نظر بابت خبرهاي خوش، شادمان و خوشحال است، سعي كنيد در شادي او شريك شويد.


در پايان


هيچ كس نمي‌تواند بگويد تبديل شدن به گفتگوكننده‌اي دوست‌داشتني و جذاب كاري ساده است. بيش از صد سال پيش، گاماليل بردفورد اعتراف كرد: «اغلب اوقات گفتگو كردن برايم ناراضي‌كننده است. هرگز آنچه را مي‌خواهم بگويم نمي‌گويم و بعد در مسائلي غرق مي‌شوم كه مي‌بايست مي‌گفتم و نتوانستم بگويم.» آيا شما هم همين طور هستيد؟


با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است

ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است
     
  
مرد

 

از ابراز علاقه به همسرتان خجالت نكشید


اوایل زندگی ، آنقدر به من علاقه داشت كه حتی حاضر نبود ، بدون من غذا بخورد ، علاقه همسرم به حدی بود كه روزی چند بار از محل كارش با من تماس می گرفت .
نكات فوق ، نمونه ای از جملاتی است كه بارها از مراجعان شنیده می شود . آیا شما هم فكر می كنید علاقه همسرتان كم شده است ؟ یكی از مواردی كه موجب بروز آسیب های جدی در ارتباط زوج ها می شود ، این است كه یكی از آنها ، یا حتی هر دو طرف ، احساس می كنند همسرشان به آنها بی توجه شده یا علاقه اش كاهش یافته است. فردی كه چنین تصوری دارد ، احساس بی ارزشی می كند

یا حتی احساس امنیت خود را نسبت به زندگی مشترك از دست می دهد . این احساس ، زمانی نقش تخریبی بیشتری پیدا می كند كه زن یا شوهری كه این نگرش را دارد ، سعی كند رفتار فرد مقابل را با بی توجهی جبران كند.


بسیاری از افرادی كه به همسر خود بی توجهی می كنند ، دلیل رفتاشان را گرفتاری های روزمره ذكر می كنند ، در حالی كه اگر ما بدانیم ایجاد ارتباط رضایت بخش با همسر ، موجب می شود در مقابله با مشكلات نیز قدرت بیشتری داشته باشیم ، هر گز محبت خود را از او دریغ نخواهیم كرد .


در ادامه ، ذكر این نكته بایسته است كه ابراز علاقه در هر دوره ، شكلی متفاوت می یابد . به زبان دیگر ، شاید همسرشما هنوز به شما ابراز علاقه می كند ، ولی شكل آن با گذشته متفاوت شده است . مثلاٌ شاید زمانی كه امكان آن فراهم بود ، هر هفته با یكدیگر به تئاتر می رفتید ، ولی شاید امروز دوست دارد با شما بیشتر صحبت كند از سوی دیگر ، یكی از اشتباهات رایج به ویژه در میان زوجهای جوان این است كه رفتارهایی را ابتدای ازدواج انجام می دهند كه امكان ادامه آن وجود ندارد ؛ مثلاً وقتی شما و همسرتان با هم در یك ظرف غذا می خورید و این را نشانه عشق به یكدیگر می دانید ، مطمئن باشید این رفتار را در آینده ای نه چندان دور باید ترك گویید ، یا اگر چند بار در روز با همسرتان تماس می گیرید ، ممكن است در وضعیتی قرار گیرید كه امكان ادامه این عمل وجود نداشته باشد.


در این حالات، مشكل از آنجا شروع می شود كه زن یا شوهر، ترك این رفتار را به حساب كم علاقه شدن همسر خود بگذارند.
بنابراین ، توصیه می شود حتماً رفتارهایی را انجام دهید كه امكان ادامه آن وجود داشته باشد . این وضعیت گاهی درباره خرید هدایا هم صادق است. به صورتی كه افراد معمولا اوایل ازدواج هدایای گران قمیتی به همسر خود می دهند ، در حالی كه سالهای بعد ، امكان خرید چنین هدایایی را از دست می دهند ، این نیز یكی از مواردی است كه موجب می شود برخی همسران احساس كنند علاقه طرف مقابل به آنها كم شده است . اگر می خواهید لذت بیشتری از زندگی مشترك ببرید ، حتماً به نكات زیر عمل كنید:


1 - از ابراز علاقه به همسرتان خجالت نكشید . ابراز علاقه نشانگر میزان دوست داشتن شماست.
2 – نگویید علاقه ام را با رفتارم نشان می دهم . برای ابراز علاقه باید از كلمات استفاده كرد.
3 – هیچگاه اجازه ندهید مشكلات زندگی ، شما را از همسرتان دور كند.
4 – همیشه ابراز علاقه به همسر ، بهترین هدیه به اوست . این هدیه مجانی را از او دریغ نكنید.
5 – اگر در ابراز علاقه به همسرتان ناتوان هستید ، یا روش آن را نمی دانید ، حتماً به یك مشاوره امور خانواده مراجعه كنید.


با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است

ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است
     
  
مرد

 

پسراي كمرو و خجالتي، پسراي كمرو كه از دخترا مي ترسند بيان تو



شماره 1

از خانه خارج شده و معاشرت كنيد
به فعاليتهايي ملحق گرديد كـه هـمواره در ارتـبـاط بـا ديـگـران بـاشـيـد. مانـنـد بـاشگاه، كلاسهاي ورزشي، كليسا، انجمنهاي دانشجويي و كلوب هاي تفريحي. دراين محيطها همواره بايد اجتماعي بـوده و با مردم معاشرت كنيد. پس از مـدتي خـواهـيد ديد برايتان عادي و راحت مي گردد. از آن گذشته مـلاقات شما با افراد دلخواه و جذاب عملا تضمين خواهد شد. و ميتوانيد مطمئن باشيد با همسر مورد علاقه خود ديدار خواهيد كرد.


از شما شروع ميشود
هنگامي كه كمرويي خـود را كـه مـستلزم پايـداري و گـذشـت زمـان اسـت پـشـت سـر گذاشـتيد خواهيد ديد به چه اندازه زندگي شما دچار تحول ميشود. در اين زمان با ترس كمتري به سراغ چيزهايي كه مي خواهيد خــواهيد رفت. در اينجا رازي نهفته اسـت: تا بحال اتفاق افتاده كه داخل اطاقي شويد و آن احساس دستپاچگي و اضطراب به شـمـا دسـت بـدهد. به خاطر داشـتـه باشـيـد كـه اغلب افرادي كه ملاقات مي كنيد خود آنقدر سرگرم و دل واپس اين ميباشند كه ديگران در موردشان چگونه مي انـديـشـند كـه ديگر متوجه شما نخواهند شد تا بتوانند درمورد شما قضاوت كنند.


شماره 2

از طرد شدن نهراسيد
قهرمانان برجسته مشت زني درحالي پا بميدان ميگذارند كه احتمال شكست برايشان وجود دارد. به همين ترتيب شما نبايد انتظار داشته باشيد هميشه موفق باشيـد. هيچ چيز 100% نيست. بنابراين رويـارويي با يك فرد را بعنوان يك تجربه آموزنده درنظر بگيريد. ترفند كار در اين است كه خودآگاه (تمركز حواس بخود) نباشيد. كمرويي، تـرديد و دودلي هنگامي رخ ميدهد كه شما به عيوب و نقايص خود فكر مي كنيد. در عوض افـكـارتـان را سراسر به شخصي كه در حال گفتگو هستيد متمركز گردانيد. هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهيدبرد و هم اينكه طرف مقابل از توجه شما خرسند و مشعوف خواهد شد.


شماره 3

با افراد بسياري صحبت كنيد
از گپ زدن با هرشخصي كه ملاقات مي كنيد ابا نداشته باشيد. از پير زن سالخورده اي كه براي خريد به بقالي آمده تا تحويلدار بانك. بقول معروف كار نيكوكردن ازپركردن است. اغلب مردم از عدم وجود ارتباط بين افراد ابراز تاسف ميكنند. بـنـابراين صميميت شما با اسقبال مواجه خواهد شد و اگر هـم چنـين نشد به آن اعتنا نكنيد. افرادي كه با شما با تكبر رفتار مي كـنـند احـتـمالا انـسـانـهاي كـمـرويـي هسـتـند كه هيچگاه جسارت غلبه بر كمروييشان را نداشته اند.


شماره 4

گوش دادن را بياموزيد
همواره شما صحبت نكنيد اجازه دهيد ديگران هم در مـورد خـودشـان مـدتـي پـرحــرفي كنند. چيزي بخصوص خانم ها بسيار دوست دارند. سـوالات سـرگشـاده اي بـپرسيد كه احتياج به پاسخ طولاني دارند و خودتان بنشينيد و تنها گوش دهيد. هـرگـاه گـفـتـگو در حال از آب و تاب افتادن بود موضوع جديدي را آماده داشته باشيد.و براي كاهش سختي باز كردن سرصحبت همواره موضوعات آغاز گر در اختـيـار داشـتـه باشـيـد تا گفتگو از آب تاب نيافتد.


شماره 5

همه چيز را بخود نگيريد
اگر مي خواهيد در گزينش همسر كامياب شويد، لزومي ندارد شما هر اظهار عقيده اي مانند شوخي و طعنه هايي كه طرف مقابل احتمال دارد بسوي شما روانه كند را بعنوان يك توهين بخود تلقي كنيد. مردم اغلب چيزهايي را ميگويند كه هيچ مقصود و منظوري از آن ندارند. وقـتـي كـه آنها آزاري به شما نمي رسانند، برخـوردن لـزومي ندارد. هرچند گاهي اوقات مردم نـظـرات نـابـجا و بي موردي مي دهند كه در اين حالت شما مي بايد قاطعانه از خودتان دفاع كنيد.


توقعات خود را كاهش دهيد
هنگاميكه با فردي صحبت ميكنيد انتظار هدف غـايي خود را در سر نداشته باشيد. تنها با جريان كار همسو گرديد. شـگفت زده خواهيد شد كه به چه سادگي همه چيز هموار مي شود. اگر شما در اين انديشه نباشيد كه حتما" بايد در انتها به چـيـزي دسـت پيدا كنيد و خونسردي خود را حفظ كنيـد، در پـايـان به نـتـيجه دلخواهتان خواهيد رسيد.


با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است

ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است
     
  
میهمان
 
من خودم خجالتی هستم البته اعتماد به نفس پایینی داشتم و اینکه خود کم بینی دارم سعی کردم رو خودم کار کردم ولی هنوز هم مشکل دارم نمیتونم حتی تو خیابون با یه دختر دوست بشم. یعنی الان دیه با اولش مشکل دارم وگرنه کسی رو معرفی کنن یا صحبت کنم یا تو چت مشکلی ندارم و جوری حرف میزنم دختره میگه تو فقط حرف بزن ولی بعد که داخل کلاسهای خودشناسی رفتم دلیلش رو فهمیدم که این ترس همه از نداشتن اعتماد به نفس هست که دلیلشم بیماری اعتیاد کسی بوده که اطراف ما بوده و منتقل کرده به من و باعث میشه اجتماعی نباشی و غیره. من همیشه قبل از اینکه دختر قضاوت کنه خودم قضاوت میکنم سریع میگم مگه میشه این دختره از من خوشش بیاد در صورتی که هر کی میبینه میگه خوبی خوش قیافه ای و غیره که اینا البته تو ایران مهمه تو کشورهای دیگه اهمیتی نداره به راحتی با هم ارتباط بر قرار میکنن. ولی من این مشکل رو دارم حتی میبینم پسرهایی که از نظر یه دختر خیلی زشت و فلانه چه دوست دختری داره بعد فهمیدم به قیافه و پول و غیرهه نیستش ولی نمیتونم با یکی دفعه اول ارتباط برقرار کنم حتی چی بگم اهل تیکه هم نیستم یه ترس هستش این ولی تو چت خیلی سریع و راحت مخ میزنم شماره میگیرم و دوست شدم و خیلی دخترهای خوشگل و خوبی هم بودن یعنی قضاوت الکی میکنم که تو همین کلاسها فهمیدم نباید قضاوت کنم در مورد خودم و دیگران و باید خودم باشم ولی کامل ادامه ندادم سرم شلوغه نتونستم این بیماری رو خوب کنم. حالا کتابی راهی هست که باعث بشه من بتونم خودم رو کاملا قبول داشته باشم حتی دخترهایی که با من بودن من احساس کمی میکردم اون طرف با اون قیافه و پول و ثروت و به قول معروف دک و پز جلوی من احساس کمبود میکرد و مثلا میگفت تو واقعا منو دوست داری و این حرفها.
دوستان راهنمایی کنن ممنون میشم.
     
  
میهمان
 
من یکی از دوستام قیافه اش خیلی مذهبی مانند هست هر دختری ببینه شاید فرار کنه ولی میگفت داف ترین دختر رو هم دیدی نترس بدون این یه دختر ساده هستش و اینکه باید غرورش رو بشکنی.
در کل من حتی برای سکس هم خجالت میکشم فقط دختری که دوست دخترم باشه با من راحت باشه مشکلی ندارم. من چون ناخواسته دچار خودارضایی شدم باعث شده الان با دوست دخترم هم که میخوابم همینطوری با هم ور بریم سریع ارضاء میشم و این باعث میشد هیچ وقت رابطه نداشته باشم خجالت بکشم در صورتی که دختره هم سریع ارضاء میشد چون با کسی نبوده عادی باشه براش حتی دکتر هم رفتم گفت این مشکل تو نیست تو ایران اکثریت این مشکل رو دارن و چیز خاصی نیست گفت یه عضله هست که باید هی خودت رو سفت کنی تا اون قوی بشه ولی خوب میگفت یکی رو پیدا کن برای خودت ماهی 1 بار در مالی کن میگفت خودارضایی هم مشکلی نداره ولی نه تند تند.
در کل دخترها دیرتر ارضاء میشن هرچی هم خجالتی و اینا باشن ولی کاش جوری وبد سیستم بدن که هر دو طرف از هم که سیر میشدن ارضاء میشدن یا دست خود آدم بودش باعث خیلی مشکلات هم نمیشد. من بار اول دوستام یه خانمی آوردن منو هل دادن تو دست و پام میلرزید دلهره و خجالت بعد خوابیدم روش سریع اه اه کردم ارضاء شدم در اصل با فکرم حال کردم بماند که استرس خودش چیز بدیه ولی تسلط پیدا کردن روی فکر خیلی سخته همیشه هم پیش آدم نیست کسی تا بتونه امتحان کنه. برای همین حتی از ازدواج هم میترسم فردا به مشکل نخورم ولی دکتر میگه هیچی نیست عادیه.
     
  
صفحه  صفحه 1 از 9:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین » 
خانه و خانواده

خجالت نکشیم --- رابطه با جنس مخالف بدون شرم و خجالت

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2024 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA