تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شوخی و سرگرمی سکسی

شعر سکسی

صفحه  صفحه 2 از 13:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  9  10  11  12  13  پسین »  
#11 | Posted: 21 May 2010 15:46
آنچنان مستم كه از چشمم شراب آید برون
از كس عمت مغنی با طناب آید برون

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

ازاون بالا میاد یه دسته حوری
همه كس كش پدر خار كوسه كونی

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

یک نظر در خود نگر تا کیستی
هر چه هستی کیر ما هم نیستی

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

نمی دانی كه طعم كس چون است
وگرنه تف كنی بر هرچه كونست

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

کیرم دهنت خایم تو ابروت
اگه من نبودم کی میپرید روت

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

حافظ به زنش گفت:
دلربا دل به تو دادم كه به من كس بدهی
نه كه شب تا به سحر پشت كنی چس بدهی

زنش به حافظ میگه:
دلربا دل به تو دادم كه سخن گوش كنی
نه كه شب تا به سحر راست كنی توش كنی

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

من وقتی دلم میگیره میرم به ده
تو هم وقتی دلت میگیره برو بده

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

سلام گوگوری مگوری
سلام نون تنوری
سلام كتری قوری
سلام كرست توری
توكه سنگ صبوری
هستی سفید بلوری
كونت بذارم چجوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

ای پسر چشمت گواهی می كند
حوض كونت میل ماهی میكند
خایه ام كشكول و كیرم چون عصا
بر در كونت گدایی میكند

این بار تو بگو "دوستت دارم "
نترس........من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید
     
#12 | Posted: 24 May 2010 05:07
مادري سالخورده بادل شاد
دخترش را به يك نظامي داد
بعد يك هفته گفت با دختر
كه به شبها چگونه آري سر؟
دخترك خنده كرد و داد جواب
كه به شبها مرا نباشد خواب
نيمه شب اين جوان پيل افكن
رزم سرنيزه مي كند با من
با من خسته مشق جنگ كند
واي از آن دم كه پيش فنگ كند
چون مرتب نمود جاي مرا
ميكند دست فنگ پاي مرا
مي كند بركنار پيرهنم
ميكند ضد استتار تنم
نپذيرد طبيعتش پيري
از قراول رود هدفگيري
نكند فرق دوست با دشمن
مي گذارد گلوله در مخزن

با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است

ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است
     
#13 | Posted: 30 May 2010 03:21
گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود که یکی از شعرای درباری(عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول می‌گذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند و همینطور در ادامه ...شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت. شاعرسرود :


سال ها بود تو را می کردم
همه شب تا به سحرگاه دعا

یاد داری که به من می دادی
درس آزادگی و مهر و وفا


همه کردند چرا ما نکنیم
وصف روی گل زیبای تو را

تا ته دسته فرو خواهم کرد
خنجر خود به گلوگاه نگاه


تو اگر خم نشوی تو نرود
قد رعنای تو از این درگاه

مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش
به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش


یاد داری که تو را شب به سحر می‌کردم
صد دعا از دل مجروح پریشان احوال

وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست
کاکل مشک فشان با وزش باد شمال


عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن
نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال

با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است

ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است
     
#14 | Posted: 17 Jun 2010 17:35
انرژی:
هوس کردم تو را از کون بگایم ... دَرَت را با دلی پر خون بگایم
اگر مانند لیلی ناز کردی ... تو را از جانب مجنون بگایم
کنون برخیز و بر لب آر لبخند ... نشاید تا تو را محزون بگایم
کلید خانه ی خالی به دست است ... ولی خواهم تو را بیرون بگایم
بترکد چشم همسایه زحسرت ... اگر در سایه ایوون بگایم
نخواهی گر مرا بر تو هرج نیست ... روم حمام با صابون بگایم
منم در انتظار پاسخ تو ... اجازه گر دهی اکنون بگایم

لیلی:
ز گاييدن روا گردد مرادت؟
نكردي تو به سختي هيچ عادت؟
اگر روزي نكردي يك كوس تنگ
دگر چيزي نسازد هيچ شادت؟
تمام زندگي " كردن " نباشد
كمي تنگ كي شود كون گشادت؟
انرژي جان مشو دلتنگ از من
فقط شعر ي است از بهر جوابت

انرژی:
تو را در شعر بالا، جان لیلی ... نباشد هیچ منظوری و میلی
مراد ما بود لیلی دیگر ... که مجنون را اذیت کرد خیلی
تو لیلی جان مترس از شعرهایم ... نساز از اشک چشم خویش سیلی
اگر منظور بر کون تو باشد ... زند بر کیر من نیش رتیلی
مرا خوشتر بود از قنبل تو ... چپانم کیر در پشت تریلی

لیلی:
نگفتم تو مرا گفتي ليلا........................ولي ليلا نباشد بهتر از ما
لوند وعشوه گر،ناز وملوسم...................كه د ردنيا نباشد بهر من تا
هميشه بر لبم خنده نشستس...............ولي چشمم پر از راز است و رمز است
لبم را لب نگو ياقوت لعل است.................درون ديده ام دريا نهان است
جنيفر لوپزش را هيچ دانم......................رتيلت گر زند آن هم به كانم
كني كير خودت را در تريلي ....................ازيرا قنبل من را نديدي

انرژی:
يار گر مثل تو باشد به دو پیرزن نخرم ... ناز گر ناز تو باشد سر سوزن نخرم
چشم لوچت دلم از دیدن دنیا بزند ... دهن گند تو را بهر چریدن نخرم
کس کیریت گشاد است چو دروازه ی غار ... کل دروازه به یک ثانیه کردن نخرم
لب تو گر لب لعل است، چٌسم بر لب لعل ... کون اگر کون تو حتی واسه ریدن نخرم
مختصر گر بشود جمع همه هیکل تو ... من تمامیش به یک دانه ی ارزن نخرم

لیلی:
موي مرا نديده اي، طعنه زني به روي من
لعل مرا چشيده اي؟ گنده دهي جواب من
ناز مرا كشيده اند گل پسران خوبروي
تا كه نصيبشان شود از تن من عطر و بوي
من كه خودم نگفته ام ....جار زنند كو به كوي
به بود از براي زن هيكلي همچو هيكلم
گر زني اندر سر مال جان پسر نيست خيال
قصه گوشت و گربه است نمي شوم از تو ملال

انرژی:
لعل تو را چشیده ام، بوی پیاز میدهد ... شعر تو بیت بیت آن، درس نیاز میدهد
هیکل چاق و فربه ات، گوشت اگر چه باشدی ... گربه وحشی مرا، حس گراز میدهد
گل پسران خوبرو، کس خل و کف نموده اند ... ور نه تو را چه عاقلی، مهلت ناز میدهد؟!
جار زنند کو به کو! وه چه خراب گشته ای ... غره مشو! که این نشان از ته باز میدهد
کل کل ما چو سر رسد، لیلی بیست را نگر... بر سر کیر گنده ام، نشسته گاز میدهد

لیلی:
دگر من خود نگويم هيچ پاسخ
ولي هستم به حرف خويش راسخ
اگر با ما نبودت هيچ ميلي
چرا كردي خطابم تو كه: ليلي
كوس كيريه تو از بس گشاد است
درون آن رود بار تريلي
به روي من چسيدي و تو ريدي
ولي حسن خوش من را نديدي
به از ليلي فراوان بود در شهر
ولي ليلاي بيست هستم فقط من
نه تنها بيست بلكه صد هزارم
كه د ردوستي دمادم پايدارم
رضا را چون پسنديدم در اين سايت
بدادم من به او pm به كرات
دگر ندهم جواب هيچكس را
وليكن دوست مي دارم شما را
كني گر تو برايم قيل و فرياد
اگر فهمد رضايم مي زند داد
كه: تو اي nuclear از بس پليدي
ز ليلاي گلم زين سان رميدي
نگو زين پس چنين شعر درشتي
اگر نبود به قلب تو پلشتي
بود ليلاي من چون ماه تابان
صدايش جان دهد بر هر چه بي جان
نمي داني لبش آن لعل ياقوت
بود در طعم و مزه همچو شاتوت
Lili را گردني همچون بلور است
و درياي نگاهش پر غرور است
دو پستانش چه گويم من كه چون است
دلم همچو انار بهرش به خون است
ميان باريك و همچو سرو بالا
زدم ليسي ميان هر دو پا را
كوسش شيرين و پر آب و لعاب است
وليكن تنگي آن بي حساب است
به جاي راه رفتن مي خرامد
نگاهم را به جايي مي كشاند
همانجايي كه من حسرت به جانم
كه تا اين كير در كونش چپانم
چنان گرم و صميمي، مهربان است
كه روح من بدنبالش روان است
منم در شهر ديگر، او به تهران
در اندوه فراغش مي كنم جان
چه سازم چونكه خرما بر نخيل است
ز دوري قلب او چون من غمين است
كنون اي nuclear بشنو ز ليلي
كه جنبه دارد او بسيار و خيلي
بيا تا دست دوستي بر فشاريم
به جاي آن كه كون هم گذاريم
در دوستي هميشه باز باز است
كسشعر است كه كير تو دراز است
تريلي را ولش كن جان خواهر
بكن فكري براي كسب همسر
اگر شيرين، ترش يا كه ملس هست
خيالت راحت است هر شب يه كوس هست
دهانش را به گاييدن كشاني
و كونش را به فيضي مي رساني
دگر بر مي كشي دست از سر من
چو در خانه زند فرياد يك زن

انرژی:
ناز کمتر کن که می ترسم کست پاره شود ... شوهر نادیده ات آنگاه بیچاره شود
با رضا خوش باش، در هر ثانیه پی ام بده ... گر رضا باشی، به او هر روز و شب دائم بده
ما حسادت در مرام خویش دور انداختیم ... هر که حسی از حسادت داشت بر او تاختیم
گر تو خوش داری چنان ما شکر صد باره کنیم ... نیک میدانیم چون بر کیر خود چاره کنیم
کیر ما گر سیخ شد بهر تو دیگر کیر نیست ... لایق آن کیر چیزی غیر یک شمشیر نیست
ننگ بر کیرم اگر یک لحظه بر تو بنگرد ... مرگ بر دولم اگر دل بر لوایت بسپرد
آن که من هرگز نمی خواهم بگایم لیلی است ... بهر او یک پشم از تخم چپم هم خیلی است

لیلی:
تر شعر مرا چو بشنوي حرف بس است
حرفت چو حساب نيست پس حرف بس است
ياسين خواندن به گوش خر را ماند
در خانه اگر كس است يك حرف بس است

انرژی:
توانا بود هر که دانا بود ... هر آنچه که گفتیم بیجا بود
نه من آن چنانم که تو گفته ای ... پسر مثل من شوخ، یکتا بود
نه تو آن چنانی که من گفتمی ... پری دختری کم چو لیلا بود
الا شاعر ساکت آویزون ... تو را کِیف بیش از تماشا بود...
اگر چهره خلق خندان کنی ... ثواب از بر دین و دنیا بود

لیلی:
به هر زيبا رخي از جنس ليلي
كه مي سازد دلم آشفته خيلي
ولي يك پند را از من تو بشنو
مگوييد در مضامين نام ليلي
كه همچون جن و بسم اله به ناگه
نصيبتان شود يك شعر ليلي
چنان توفنده و توپنده آيد
تو گويي آمده يك گله فيلي
بكرده تجربه اين را انزژي
كه در شعرش نگويد نام ليلي

انرژی:
دوباره قصد کل کل داری امشب
دلی تنگ مسلسل داری امشب
سر تسلیم آوردی فرو دوش
تو گویا لیلی انگل داری امشب

لیلی:
بكن اي نكته را شاعر فراموش
"سر تسليم آرم من فرو دوش"
ترا رو كم كنم با شعرهايم
خفه سازم ترا من زير يك دوش
اگر اينها نسازد چاره كار
چپانم من ترا در حلق يك موش
اگر باشد به كون ليلي انگل
چرا تو مي كني انگشت هي توش
به جاي كل كل و زنگ مسلسل
بكن شورت و بيا بپر تو هم روش

انرژی:
در خواب ببینی که مرا یک روزی
رو کم کنی از آتش شعر افروزی
گر شعر همان است که تو میگویی
حقا که به شعر و شاعری میگوزی

لیلی:
آنكه ميگوزد به شعر و شاعري nuclear است
آنكه فكر كرده كه گشته شاعري nuclear است
آنكه مي گويد صدها هزل در يك قطعه شعر
شعرهايش را دهم با شعر جواب nuclear است

انرژی:
لیلی اگر تو شاعری، من میروم تا گردنه
یک چند چوپانی کنم، ما را به اینجا سننه
تِر میزنی با مِعر خود، بر فرق شعر و شاعری
باید تو را نامیم با این طبع "گوز السلطنه"

لیلی:
گويي كه رَوي تو تا سر گردنه ها
تا اينكه رها سازي بادي آنجا
آندم آيد ترا به سر يك شعري
زين رو گويند ترا "گوز الشعرا"

انرژی:
کس به سگ اندر فکن که کیر انرژی
دوست ندارد کس زنان بلا را
شعر سرودن نه کار همچو تو باشد
تو بهتر است لیس زنی کیر رضا را

لیلی:
با شعر خودت مرا تو سخت آزردي
قلبم بشكستي، مرا اشك به چشم آوردي
گر شعر تو پاسخي است بر شعر ليلي
اي دوست به حرف بد چرا رنجاندي؟

این بار تو بگو "دوستت دارم "
نترس........من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید
     
#15 | Posted: 17 Jun 2010 18:07
بسي كس بگفتم در اين سال سي
يه تركي لري كردي و پارسي
نميرم از اين پس كه من زنده ام
كه كس شعر خود را پراكنده ام
و در برخي نسخه ها امده است:
بسي كس بكردم در اين سال سي
ز تركي لري كردي و پارسي
نميرم از اين پس كه من زنده ام
كه اسپرم خود را پراكنده ام

اميدوارم از كس اشعار و كس ابيات فوق به فيض رسيده باشيد
منتظر كس شعر هاي بعدي ما باشيد

این بار تو بگو "دوستت دارم "
نترس........من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید
     
#16 | Posted: 30 Jul 2010 06:38
مثنوی سکسی


نیستم ملا ولی بی دین نیم .... صدهزاران شکر آن و این نیم
من نه دانشمندم ونه احمقم .... نه خر وگاوم نه اسب ابلقم
گر نیم از بهر کسها چون هویج .... نیستم از خایه مالان بسیج
رندم وشوخ و نظرباز جوان .... بی سبب نامم نگشته شارلاتان
25 سال است سن من تمام .... فاش گویم عمر خود کردم حرام
از همان آغاز دوران بلوغ .... کرده ام من کارهای بی فروغ
الکل وویسکی و ودکا خورده ام .... جنده درماشین بابا برده ام
کرده ام انگشت در کون رفیق .... می کنم این کار راخوب ودقیق
دختر همسایه را دادم به گا .... وای برمن بود امانت پیش ما
دخترک را دور از چشم پدر .... با دو بوسه کردم از راهش به در
جنده بود وجنده ترشد بعد ازآن .... روزوشب دراین مکان وآن مکان
گفتمش بس کن که ما اندر غمیم .... تو بیا اندر صراط مستقیم
گفت این وضعی که اکنون حاصل است.... باعثش آن بوسه ناقابل است
بعدازآن گلبوسه ها ای گل پسر .... من نمی خواهم بکارت را دگر
من زتو یک چیز می خواهم کنون .... راه اندازی زپایم جوی خون
سکس بعد از بوسه می گردد مباح .... راه این کس را بکن تو افتتاح
گفتمش این کار را ازمن نخواه .... زان دوبوسه روسیاهم روسیاه
گفت تخمش را نداری ضدحال ؟ .... گفتمش شو تخم ما را بی خیال
گفت باشد آرزوی هر پسر .... گفتمش نه هر پسر هر کله خر
گفت با من ناز کمتر کن عزیز .... گفتم اورا خاک بر فرقم مریز
گفت می ترسی که از کس کردنت .... من شوم روزی وبال گردنت ؟
گفتمش تو فکر کردی بازی است ؟ .... کار ساده مثل دکتر بازی است ؟
گیرم اصلا کله خر داشتم .... پرده را ازراه کس برداشتم
گر شود فردا یهو کیر تو راست .... بچه ای زایی و گویی مال ماست
گر کنم من کون خود را منفجر .... آنزمان گویی مکن تو زروزر
تو به من دادی دو بوسه رایگان .... من به گه خوردن فتادم بعد از آن
اینزمان گویی بکارت را بگیر.... کن رها کس را بیا جانم بگیر
گفت دختر حرف من را گوش کن .... بی تعارف کیر خودرا توش کن
بعد چند تا سکس شیرین چون عسل .... من دوباره می کنم کس را عمل
دکتری دیدم رویم اندر برش .... می کند از روز اول بهترش
گفتم از روی غضب آن لوس را .... می کنم آن دکتر دیوس را
گو به دکتر کیر درآن مردی ات .... ریدم اندر مدرک پی اچ دی ات
دکتری و پرده دوزی می کنی ؟.... از ره کس کسب روزی می کنی؟
کیر یک دنیا به هر چه بدترت .... پرده دوز از بهر کس دخترت
گفت تو کافور حتما خورده ای .... آبروی مردها را برده ای
هر چه رشتم پنبه کردی ای پسر .... من نمی باشم برایت دردسر
می کنم حرف ترا گوش ای بلا .... لیک باید کام من سازی روا
ناگهان او تاپ خودرا پاره کرد .... خویش را همچون زن بدکاره کرد
دکمه شلوار او چون باز شد .... شرت او تنها کلید راز شد
می کنم از تو سوال ساده ای .... ماه را در شرت و کرست دیده ای ؟
دختر آرام بر پایم نشست .... حلقه زد بر گردن من هردودست
گفت از تن دربیاور پیرهن .... گفتمش داری هوای کیر من ؟
گفت می خواهم کنم یک سکس خوب .... از عقب این بارمیخت را بخوب
گفتم این را زودتر می خواستی .... از زمان سکس کم می کاستی
کون تو عشق است و چون زنجیر پاست .... اینچنین کون باب میل کیر ماست
من زشوقش فارغ از عالم شدم .... لخت همچون حضرت آدم شدم
سوتین را چونکه یارم باز کرد .... مثنوی سکس را آغاز کرد
سینه های قوس داروتاب دار .... چون دو لیموی بهشتی آب دار
وصف نوک سینه اش ناید به حرف .... چون دوخال قهوه ای بر سطح برف
شرت را با دست از پایش کشید ... پرده حجب و حیای من درید
شهوت خوابیده ام آمد به ذوق .... حلقه زد بر چشم کیرم اشک شوق
کون او همرنگ مرجان وصدف .... کیر من بگرفته کون او هدف
کس میان پای او چون قلب من .... قلب من در شرت افتاده چو ان
می کنم من شعر خودرا مختصر .... چون رسیدیم هردو بر اوج حشر
کردمش دولا و قنبل کرد او .... گفتم اورا شل بکن شل کرد او
با کمی تف کون او آماده شد .... سختیش با اندکی تف ساده شد
همچو افعی در پی تعقیب موش .... کیر با زور زیادی رفت توش
جیغ ودادش رفت بالا ناگهان .... زود بگرفتم به دست خود دهان
کیر در کونش فرو شد بی حساب .... همچو در سوراخ سوزن یک طناب
چنگ می زد بر زمین و برهوا .... گفتمش ای شوخ چشم خوش ادا
گو به من حال تو در این زیر چیست ؟ .... باز هم گویی که کیرت کیر نیست ؟
رو به آن دکتر ز قول من بگو .... تا کند سوراخ کونت را رفو
گفت حرفی بس عجیب آن دخترک .... از کلامش خورد مغز من ترک
گردرآوردی تو فریاد مرا .... پیش چشم آوردی اجداد مرا
کون تنگم را اگر کردی گشاد .... رحم و شفقت را اگر بردی ز یاد ( شفقت = مهربانی )
آب دیگر از سرما در شده .... لیک وضع حال تو بدتر شده
پیشتر بودی به دو بوسه اسیر .... اینزمان هستی اسیر کون و کیر
باز هم وجدان تو درگیر ماست .... آری آری تلخ باشد حرف راست
این حقیقت سوت می زد در سرم .... راست شد مو بر تمام پیکرم
رفته بودم ابرویش سازم درست .... چشم او را کور کردم من نخست
رفته بودم تا نصیحت سازمش .... کیر خود مالیده بودم بر درش
او گذشت و قصه اوهم گذشت .... رید باید بر سر این سرگذشت

     
#17 | Posted: 19 Feb 2011 13:59
1

سکس، یک دنیای بهتر را نشانم داده است
جنده ای هستم که دستش، کیر خر افتاده است
سکس یعنی ضرب کیر و خایه ات،در کون من
کوون کردن کار سختی،با فشاری ساده است
باز خواهم داد،هرقدر به زّورم کنی
جنده مو کیری اگر باشد،کسم آماده است
فکر مقعد نیستم،چون جندگی در یک سفر
لذتش تنها به کس دادن،میان جاده است

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

2

کیر تو شبیه دسته ی بیل،کج است
با کون،طواف کیر من کن،که حج است
رمز شب کردن تو میدانم چیست
یک یاعلی و اجی مجی لا ترج است

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

3

کجا دنبال مفهومی برای کیر میگردی؟
که من این واژه را در کون تو،جا میکنک هر شب

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

4

یاد کونت دائمن جق داشت،حیف...
جق برای جق زدن،حق داشت...حیف...
حال کونت شد در دروازه قار
یک زمان کون تو رونق داشت.. .حیف...

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

كیر من اسب است و پشمش یال او
چون رود در كون تو تخمش رود دنبال او

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

مجنون که به بقچه داشت میلی کردش هوس سوراخه لیلی
از خانه برون شد‌و دوان شد از شدت عشق کون دوان شد
در دست گرفته بود کیرش گویی که زمین شده اسیرش
میزد به سر کلاهک کیر که‌ای کیر تو را زچه کون کنم سیر
من مرد راه کونمو ایننم تا کون نکنم رام نشینم

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

بهرام كه كون میكردی همه عمر
دیدی كه چگونه كیر بهرام گرفت

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

چنان شعر گویم كه بسوزت جیگرت
شاخ بزغاله برود تو كون پدرت
ای كه از جام شراب می میخوری كله ی كیر مرا كی میخوری؟
ان قدر شعر بگویم كه بسوزد پدرت كیر اسب عربی صاف به كون پدرت
زمستان امدو فكر نمد كن ..........نمد را لوله كن كس ننت كن

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

امشب آن مستم كه از چشمم شراب آید برون
وز كس عمت مغنی با طناب آید برون

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

بزن تف بزن تف
بزن تف لیز بشه تا دسته جاشه
تالاپ تولوپ بكن تا خون به پا شه
بگیر دستت چو قلاب بر كس من
تا كونم مثله یك صندوقچه واشه
یه دم از كس بكن از كون بمالم
یه دم از كون بكن از كس بمالم

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

خوشا آنان كه دنيا ك ي رشان بيد
ك س ي مثل هلو تقديرشان بيد
خوشا آنان كه دايم بيخيالند
"به ت خ م م" يا "به ك ي رم" ذكرشان بيد

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

روزگارا مگذار لوطیان خوار شوند، کونیان لوطی بازار شوند
کونیان کفش مرا دزدیدند، زین به پس کیر به پا خواهم کرد

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

آنکه عمامه سر است از علماست
آنکه پشمینه تن است از فقهاست
ک..ر ما هر ۲ صفت را داراست
به گمانم که "فقیه الفقهاست
     
#18 | Posted: 10 Apr 2011 13:08
معنی خلق در ایران این است
بد بود هركه به ما بدبین است
ساعتی چند چو از شب بگذشت
خوای بر چشم همه غالی گشت
دیدم آن نره خره
رفته در زیر لحاف پسره!
گوید آهسته به گوشش كه امیر
مرگ من لفت مده تخت بگیر!
.
ای خایه به دست تو اسیرم
بنمودهیی از جماع سیرم
دستم نشود به تخم كس بند
تا باد تو كرده دستگیرم
چندان نشوی خوب تا من
از حسرت كون و كس بمبرم
زین پس ز جماع رخ نتابم
حوب ار نشدی مشئ به كیرم

پایان رنگ آبی شب سیاه و تار است عشق به رنگ قرمز همیشه افتخار است
6 تا یادت نره!!!
     
#19 | Posted: 21 Apr 2011 16:21
سوسن خانم ابرو كیری چشم كاندومی
میخوام بیام بذارمتون دست بكنم توو سوارختون
میخوام بگم شدم عاشق كستون جق میرنم با یادتون
نگو نمیدم نگو نخوردم

ↂ ↂ ↂ ↂ ↂ

زنی دیدم که در فکر دودول است
زکوتاه بودن طولش ملول است
بگفتم زن چرا؟قطرش که خوب است
بگفتا بیخیال،کیفش به طول است

یکی بهش زنگ بزنه....بگه هنوز عاشقشم!
     
#20 | Posted: 23 Apr 2011 16:17
همي يادم آيدزعهدشباب
كه همبسترم شدشبي دختري
به بازي گرفتم دوپستان او
چوبازيچه دردست بازيگري
چوديدم نكرداعتراضي به من
نمودم تقاضاي افزونتري
شيرين بخنديدونرمك بگفت
مزن دست بيهوده برهردري
خدابسته اين در،توبازش مكن
به يك شب كه بامن به يك بستري
كسي بايدگشايداين دربه فن
كه باشدبه قانون مراهمسري
به كونش زدم دست وگفتم خدا
زپشتت گشوده درديگري
خداگربه حكمت ببندد دري
به رحمت گشايد درديگري
     
صفحه  صفحه 2 از 13:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  9  10  11  12  13  پسین » 
شوخی و سرگرمی سکسی انجمن لوتی / شوخی و سرگرمی سکسی / شعر سکسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites