↓ Advertisement ↓
انجمن لوتی
صفحه  صفحه 17 از 17:  « پیشین  1  2  3  ...  15  16  17
Homosexuals - همجنسگرایان

خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی

 
#161   Posted: 23 Aug 2021 15:31

 0 Star

ارسالها: 47
سیزده سالگی من با کلی ماجرا تموم شد. با ورود به 14 سالگی احساس و تجربه من نسبت به سکس تغییر کرده بود. منی که از یازده سالگی با به به و تعریف از خوشگلی و سفیدی و نرمی کونم، ترتیبم رو دادن و بعدش ظرف دو هفته تبدیل شدم به یه پسر بچه یازده ساله کونی که همه فقط می خواستند با توهین بکننم و البته تقریبا همیشه بدون رضایت خودم و زوری انجام می شد. انگار داشت باورم می شد که زوری کون دادن جزئی از زندگیم شده. کون دادن تنها زمانی برام لذت بخش بود که طرف با ضربه های محکم کیرش، همه آبش رو تو کونم خالی می کرد و بعد رهام می کرد به حال خودم. انگار به این حالت اعتیاد پیدا کرده بودم و بعد از اون زود خودم رو به خونه می رسوندم و با آبی که توی کونم بود با بادمجون و یا چیزای مشابه که در دسترس بود حسابی از خجالت سوراخم در میومدم.
نجیب افغانی اولین مردی بود که منو توی سن یازده سالگی کرد و سوراخ کوچولوی کونم رو پر از آب منی کرد. پسرای محل که می کردند یا هنوز آب نداشتند و یا به اندازه یکی دو قطره بیشتر نبود. دومین نفری که حسابی آبیاریم کرده بود، آقا امرالله چوپان دهی بود که قبلا براتون تعریف کرده بودم که خودش، الاغش و گوسفندش آبم داده بودند. اعتیاد به آب کیر و لذت فرو کردن توی سوراخم باعث شده بود هر روز دنبال یه چیز تازه باشم که بتونم وارد سوراخم کنمش و از ورودش به کونم حالی به حالی بشم.
توی یکسال تنها کسایی که منو می کردن، ملا و دوستای افغانیش بودند که همگی کارگر ساختمونی بودند و عملیات گائیدنم رو با تموم وجود و بدون رحم انجام می دادند. انگار هممون به روزای جمعه عادت کرده بودیم. اولش با درد و فشار شروع می شد، اما یواش یواش لذت دادن برام بیشتر می شد و از کون دادن بیشتر حال می کردم. حتی جمعه هم که کونی ملا بود با اومدن من تبدیل به یکی از بکن های من شده بود و من عملا به یک کونی دیگه هم کون می دادم.
یه روز جمعه طبق عادت همیشگی رفتم تا به ملا کون بدم. آخه کیر ملا خیلی خوب بود. هم کلفت بود. هم وحشی بود. هم خیلی آب داشت به طوری که از لحظه شروع گائیدن کونم مدام از کیرش پیش آب و منی خارج می شد تا زمانی که کیرش به ته کونم می چسبید و با دل دل های خاص خودش شروع به تخلیه آب منی تو سوراخم می کرد. هم سر کیرش خیلی بزرگ بود. ملا عادت داشت همیشه کیرش رو کامل از توی سوراخم بیرون بکشه و دوباره واردش کنه. هیچ وقت پشت سر هم عقب جلو نمی کرد. حتما باید کامل در می آوردش و دوباره فروش می کرد. چون سر کیرش بزرگ بود موقع ورود دوبارش باعث می شد از درد ناله کنم و یا آخ و اوخ بگم و این ملا رو وحشی تر می کرد. اون روز هم به هوای دادن به ملا رفتم سر ساختون. یه افغانی جدید اونجا بود. سراغ ملا رو گرفتم گفت نیستش. پرسیدم کجاست؟ گفت بیرونه. بعدش پرسید تو همونی هستی که ملا سفارشش رو به من کرده؟ پرسیدم ملا چه سفارشی کرده؟ گفت هیچی. گفته مواظبت باشم. شک کردم. ازش پرسیدم از کجا میدونی من همونی هستم که ملا گفته؟ گفت آخر ملا از خوشگلی تو خیلی بر ما تعریف کرده است. می خواستم برگردم که اومد جلو و گفت برو داخل تا بیادش. این رو با یه خنده مرموز و معنی دار بهم گفت. نمی دونم چرا اصلا خوشم نیومد ازش. خودشم انگار متوجه شد. راه افتادم سمت در خروج کارگاه. دنبالم اومد و گفت کجا می خواهی بروی؟ ملا الان برمی گردد. گفتم باشه می رم و دوباره بر می گردم. اما تو همین فاصله اومد و مچم رو گرفت. جثه لاغری و ریز نقشی داشت. به نظر بین 35 تا 40 سالش بود. اما دستش خیلی قوی بود. مچم توی دستش بود و محکم فشار می داد. می خواست زورش رو به رخ یه پسر بچه خوشگل بکشونه. پسر بچه ای که از یازده سالگی گائیده شدن و زوری دادن رو خوب تجربه کرده بود. دیگه شک نداشتم که کیرش واسه گائیدنم راست شده. توی همین فاصله یک خاور اومد جلوی در. آجر آورده بود براشون. مرد افغان گفت جایی نرو تا این خاور بارش رو خالی کند و برود. من تلاش می کردم مچم رو از دستش بیرون بکشم. راننده پیاده شد. یه مرد جا افتاده بود که با لهجه لری حرف می زد. گفت: موسی مچگیری کردی؟ چیکار کرده؟ مرد افغان که اسمش موسی بود گفت: چیزی نیست. بر تو می گویم بعدا. انگار دوباره توی دردسر افتاده بودم. با اشاره موسی به سمت اتاقشون راه افتادم. دلم گواهی می داد امروز کونم به طرز فجیعی گائیده می شه. ترسیدم. واسه همین دور از چشمشون راهم رو به سمت ساختمون های نیمه کاره کج کردم و به سرعت وارد یکیشون شدم. خودم رو به زیر زمین رسوندم و زیر راه پله نشستم تا در فرصت مناسب فرار کنم. من برای کون دادن اومده بودم. اما در چنین شرایطی که حس خوبی نداشتم تموم حسم رفته بود و اصلا دوست نداشتم بدم. صداشون رو می شنیدم. راننده به موسی گفت باید آجرها رو با دست خالی کنین که نشکنه. موسی گفت الان کسی نیست کمک کنه. طول می کشه. راننده گفت: موسی این پسر خوشگله کی بود؟ بگو بیاد کمکت. کجا رفت؟ موسی گفت اون بچه برای کار دیگری اینجا آمده است و بعد خندید. راننده گفت: پس اینجا بچه بازی هم می کنید. به ما هم می ماسه؟ موسی گفت: شما که زن و بچه دارید. مشکلی بر شما نیست. اما کی از شما بهتر. ما باید به فکر خود باشیم که کسی را ایران نداریم. راننده گفت دو هفتست خونه نرفتم. دیگه لبریز شده. این بچه خوشگل از هیچی بهتره. دل توی دلم نبود. خیلی ترسیده بودم. موسی گفت رفته داخل اون ساختمون. نوش جانتون. من فکر می کردم که یواشکی در رفتم. موسی دیده بود کدوم طرفی رفتم. صدای پای راننده که نزدیک ساختمون می شد رو می شنیدم. صدای قلبم هم می شنیدم. اصلا هیجان دادن نداشتم. فقط دوس داشتم فرار کنم. راننده وارد شد صدای پاش رو روی وسایل طبقه بالایی می شنیدم. بعد شنیدم که داره می ره سمت طبقه بالاتر. تصمیم گرفتم وقتی رفت طبقه بالا منم فرار کنم از زیرزمین و به سمت در خروج کارگاه ساختمانی بدوم. دیگه صدای پاش نمیومد. واسه همین یواش از زیر راه پله ها بیرون اومدم و به سمت بالا حرکت کردم. توی پاگردی که به سمت در ساختمون بود یواش حرکت می کردم. نزدیک در بودم که یک دفعه یکی از پشت بغلم کرد و دهنم رو گرفت. مثه پر کاه از زمین بلندم کرد و محکم تو بغلش نگهم داشته بود. هیچ حرکتی نمی تونستم بکنم و فقط از ترس گریه می کردم. همونطوری رو هوا رو کیرش بالا و پایینم می کرد و می گفت نترس روله (به زبان لری معنی پسر و فرزند رو می ده). اگه تقلا نکنی زودی تموم می شه. من با سر می گفتم نه ولی اون محکم تر کیرش رو به کونم فشار می داد و از نرمی کونم می گفت. تقلا فایده ای نداشت. انگار باید یبار دیگه طعم کون دادن زوری رو می چشیدم. به سینه چسبونده بودم به دیوار و کونم رو با کیرش از رو شلوار می مالید. در حالیکه دهنم رو گرفته بود منو زمین گذاشت و با یه دست دیگش دستش رو وحشیانه کرد تو شلوارم. همه چیز داشت به سرعت اتفاق می افتاد. انگشتش رو به سوراخم رسوند و گفت دیگه تموم شد. دیگه سوراخت مال خودمه. بریم توی زیرزمین بکنمت یا توی اتاق کارگرها کونت بزارم؟ با نگاه اشکی بهش التماس می کردم بزاره برم. گفت می برمت زیرزمین. دوباره رو کیرش بلندم کرد و در حالیکه انگشتش رو به سوراخم فشار می داد به سمت زیر زمین راه افتاد. از ترس سوراخم جمع شده بود. محکم لپای کونم رو به هم فشار می دادم. همین باعث شد که راننده بگه با این کون تنگت چطوری کون می دی به این افغان ها؟ تو که اینقدر خوشگلی چرا به ایرانی ها کون نمی دی؟ اصلا بیا بشو شاگرد خودم. بهت حقوق هم می دم. من فقط با حسرت به بلاهایی که سر خودم آورده بودم و امیر که منو کونی کرده بود فکر می کردم و اشک می ریختم. توی زیر زمین یه پتو بود که کارگرها واسه ناهار و چایی ازش استفاده می کردن. گفت اینو بردار بریم اونطرف. دولا شدم برش دارم انگشتش رو خشک فشار داد به سوراخم. از جا پریدم. گفت جفتک ننداز. پتو رو بردیم گوشه تاریکتر زیرزمین. انگشتش هنوز تو کونم بود که رو زمین خوابوندم. دوباره خاطره زیرزمین هایی که کرده بودنم برام زنده شده بود. اما اینا باعث نمی شد کونم باز بشه. با تموم قدرت به هم فشارش می دادم و این بدجوری راننده خاور رو عصبی کرده بود. رو شکم خوابونده بودم و خودش روی رونهام نشست. با همون دستش که تو کونم بود، شلوار و شورتم رو پایین کشید و از سفیدی کونم مبهوت مونده بود. یه پسر 14 ساله خوشگل با یه کون گلابی زیرش خوابیده بود. مثه وحشی ها به کونم چنگ می زد و اوف اوف می کرد. می گفت اگه دو هفتست که حال نکرده اما حالا یه هلو زیر کیرش خوابیده. توی همون حالت زیپش رو پایین کشیده و کیرش رو از شورت دراورد و گذاشت لای لپای به هم چسبیده کونم. اون فشار می داد که از هم بازشون کنه و من فشار می دادم که نتونه. نمی تونستم بفهمم کیرش چقدره. ولی اونقدر داغ بود که فقط فشار می داد تا به سوراخم برسونتش. وقتی دید موفق نمیشه روی کونم نشست و یه دونه زد تو سرم و گفت فکر کنم باید اول بزنمت تا کونت وا بشه. بعد یکی دیگه محکم زد تو سرم و گفت شل کن کس کش. بعد با دستای مردونش انداخت چاک کونم و لپاش رو از هر طرف می کشید. سوراخم که نمایان شد وسط کونم رو تف انداخت و لپای کونم رو محکم به هم می مالوند تا تفش لای پام و سوراخم رو لیز کنه.
من در زیرش هیچ شانسی نداشتم. چون اصلا حس کون دادن از سرم رفته بود. ولی اون فقط فکر کردن من بود. شلوارش رو یه کم کشید پائین و کیرش رو فرستاد لای کونم. کیرش به سوراخم رسیده بود اما من محکم سفت کرده بودم و نمی ذاشتم بفرستش داخل. دوباره دهنم رو گرفت و درحالی که زور می زد گفت مادر جنده شلش می کنی یا جرت بدم؟ نمی خواستم تسلیمش بشم. اما نفسم بند رفته بود. تو یه لحظه که می خواستم جابجا بشم تا کمی نفس بگیرم زیپ شلوارش توی لپ کونم فرو رفت و همزمان با پریدن من، یک دفعه کیرش با یه صدای قااااااارت تو کونم فرو رفت. اونم از فرصت استفاده کرد و تا تهش رو به سوراخم فرو کرد. تخماش رو کونم بود. از درد داد می زدم اما دهنم بسته بود و صدام در نمیومد. زیرش دست و پا می زدم. گفت می دونم دردت اومده و داری جررررررر می خوری اما درش نمیارم تا دفعه بعد مثه بچه آدم کونتو بدی. واقعا از درد به خودم می پیچیدم. اونایی که کون می دن می دونم چی می گم. مهم نیست کونت چقدر باز یا گشاد باشه. اولش که می خوای بدی وقتی سر کیر وارد سوراخت می شه یه دردی تو ناحیه سوراخ و وسط کونت می پیچه. این حالت هم خیلی درد آور و هم خیلی لذت بخشه. به شرط اینکه وقتی یبار کیر رفت توووووش، درش بیاری و بمالییییییش تا دردش آروم بشه و آماده بشه واسه ادامه گائیده شدن. اما راننده اصلا به این موضوع توجه نداشت و دهنمم ول نمی کرد. از دست و پایی که زیر کیرش می زدم لذت می برد و کیرش رو تو کونم نگه داشته بود و فشار می داد. حدود چهار یا پنج دقیقه توی همین حالت فشار می داد و من از درد زیادش دست و پا می زدم که یک دفعه انگار مواد مذاب تو کونم فوران کرد. کیرش به شدت ته کونم دل دل می کرد و هر بار موجی از آب منی رو ته سوراخم خالی می کرد. با تخلیه آبش از روم بلند شد و گفت کس کش هم کون خوبی داری هم تنگی و هم خوشگل. اولین باره یه پسر مثه تو رو می کنم. انگار دختر زیر کیرم بود. من نای بلند شدن نداشتم. از بس دست و پا زده بودم سر زانو و آرنجم از پوست رفته بود. از بس داد زده بودم و دهنم بسته بود گلوم درد گرفته بود. با صدای موسی که بالا سرم ایستاده بود و داشت با راننده صحبت می کرد به خودم اومدم.
موسی بدون هیچ مقدمه ای و با همون دستای خاکیش اومد و روم خوابید. با التماس بهش می گفتم الان نه. الان نمی تونم بهت بدم. اما انگار هیچی نمی شنید. راننده هم داشت تماشا می کرد. موسی کیرش رو فرستاد لای کونم. انگار آتیش لای لپای کونم فرو کرد. دوبار از ترس کونم رو جمع کردم. حس کردم سر کیرش خیلی بزرگه. حتی شاید از کیر ملا هم بزرگ تر. به اون جثه کوچیک نمی خورد همچین کیری داشته باشه. وقتی مقاومت منو دید از روم بلند شد و شروع کرد به کونم کشیده زدن. لپای کونم در اثر فشارای پنجه های راننده و سیلی های موسی سرخ سرخ شده بود. دوباره روم خوابید. اما قرار نبود کونم از هم وابشه. موسی فحش می داد که چرا کونت رو سفت کردی. راننده گفت دهنشو بگیر بکنش مادر جنده کونی رو. موسی دهنم رو که گرفت دوباره نفسم بند اومد. سرم رو محکم به عقب می کشید و در حالیکه روی رونهام نشسته بود سعی می کرد کیرش رو تو کونم فرو کنه. راننده با دیدن کیر موسی گفت: چیکار می کنی؟ اگه کیرت بره بهش جر می خوره بچه. این سر کیر آدمه یا سر کیر خر؟ چرا اینقدر پهن و بزرگه؟ اینارو که می گفت بیشتر دل من خالی می شد و می ترسیدم. موسی گفت نترس من جایش می دهم. این کونی ماست. باید بتواند کیر ماها را برخود فرو کند. راننده گفت آخه این فقط چهارده سالشه. کیرت چقدره اندازش؟ گفت 20 سانت. راننده گفت بیست سانت فرو بره به این بچه روده هاش می ترکه. بیست سانت طولشه. یه 5 شش سانتی کلفتیشه. سرش هم که اندازه مشت دست خوشه. جر می خوره موسی. لاپایی بکنش. موسی که از نرفتن کیرش تو کون من و حرفای راننده عصبانی شده بود با داد به راننده گفت چه می گویی تو. می میرد که می میرد. می خواست کون ندهد و در یک لحظه که سرم رو با شدت به عقب می کشید سر کیرش رو به سوراخم وارد کرد. از سر و کلش عرق می ریخت. منم خیس عرق شده بودم. تموم زیر زمین رو بوی کیر و آب منی و هوس و کون دادن زوری پر کرده بود. گردنم داشت می شکست دهنمم بسته بود که بتونم حرف بزنم. واسه همین شل کردم که تموم بشه. با شل کردن من یک دفعه کیر موسی با قدرتی که داشت وارد می کرد و مقاومت من شکسته شد تا ته بهم فرو رفت و مثه دفعه قبل قااااارت صدا داد. وقتی موسی این صحنه رو دید بر شدت ضرباتش اضافه کرد و از روی حرص تو کونم تلمبه می زد. صدای قارت و قورت کونم که با هر ضربه موسی به هوا می رفت تبدیل شده بود به صدای شالاپ شولوپ که نتیجه آب راننده بود که تو کونم ریخته شده بود. با دیدن و شنیدن این صحنه ها راننده کیرش رو بیرون کشید و داشت بالا سرم می مالییییدش. انگار قرار نبود اون روز تموم بشه. موسی روم خوابید و با هر ضربه که می زد چند سانت به جلو پرت می شدم. دیگه کامل رو خاک ها رفته بودم که موسی لای کونم رو با دستاش باز کرد و کیرش رو به ته کونم رسوند و شروع به تخلیه آبش تو کونم شد. یک بار دیگه بوی آب منی توی فضای زیرزمین پیچید. موسی کیرش رو بیرون کشید. سر کیرش با صدا از کونم خارج شد. راننده گفت پاشو من یبار دیگه بکنمش. سریع نشست رو کونم و با شورتم کونم و خشک کرد و کیرش رو فرستاد تو کونم. اونقدر حشری شده بود که با چند تا ضربه پشت سر هم، دوباره آبش تو کونم جاری شد و روم ولو شد. با هزار زحمت از زیرش خودم رو بیرون کشیدم. شلوار و شورتم رو بالا کشیدم و با چشمی اشکی و کونی پاره راهی خونه شدم. جلوب در خروج موسی دوباره مچم رو گرفت منتظرتم بر گردی و بعد رهام کرد.
خونه که رسیدم یه راست رفتم توی حموم. آینه رو گذاشتم زیر کونم و داشتم سوراخم رو نگاه می کردم. احساس کردم از همه دفعه های قبل کونم داغون تر شده. سوراخم کاملا باز بود. با خروج اولین قطره های آب از سوراخم بوی کون دادن و آب منی فضای حموم رو پر کرد. تازه داشتم مزه دو تا کیری که اون روز کونم و پاره کرده بودن رو حس می کردم. دستم رو زیر سوراخم گرفته بودم و آب ها رو خالی می کردم توی مشتم. منی ها رو روی باسنم و تخم هام و کیرم می مالوندم. پشمای نرم و کمی که بالای کیرم درومده بود از آب منی دو تا مرد غریبه پر شده بود و کیرم هم لیز لیز شده بود و با مالیدن آب به همه جاش، داشت کف می کرد. همون طور که خودم رو انگشت می کردم و ازم آب بیرون میومد، یک دفعه احساس کردم کیرم یه طوری داره میشه. رو زمین نشستم. دست و پاهام سفت و کشیده شدن و حالم یه طوری بود. خیلی حس خوبی بود که بعد از دادن زوری تجربه می کردم. یه کم بعد بی حال کف حموم دراز کشیدم. دوس داشتم همونجا بخوابم. دیگه نا نداشتم. سوراخمم جمع شده بود. به شدت احساس ادرار داشتم. توی همون حالت که خوابیده بودم و هنوز کیرم راست بود شروع به شاشیدن کردم. شاشم اوج می گرفت و روی بدنم بر می گشت و پاشیده شدنش، یه حس خیلی خوب در پایان سکس هام بهم می داد.
اون روز برای اولین بار من ارضا شدم. تجربه ای که هیچ وقت قبلا به دست نیاورده بودم. بعدها فهمیدم که این کار من جق بوده و در حین جق زدن ارضا شدم و فهمیدم وقتی آبشون رو می ریزن تو کونم و از روم بلند می شن و می گن تمومه، یعنی ارضا شدن که آبشون اومده.
اتفاقایی که تعریف می کنم تماما واقعی هستن و من تجربشون کردم. اگه کسی دوست داشت می تونم توی خصوصی هم براش توضیح بدم. اما دوست دارم توی جمع هم نظرتون رو بهم بگین. منتظر نقطه نظراتتون هستم و خوشحال می شم برام بفرستین.
 
     
  
↓ Advertisement ↓
 
#162   Posted: 29 Oct 2021 08:10

 0 Star

ارسالها: 47
بعد از گائیده شدن کونم توسط موسی و راننده خاور، تجربه جدید من ارضا شدن بود. در حالیکه آب منی اون دو نفر رو از کونم خالی می کردم و روی کونم و کیرم و تخمام می مالیدم، برای اولین بار ارضا شدم. این اتفاق بعد از سه سال از شروع کون دادنم می افتاد. تا قبل از اون فقط می دیدم که هر کی منو می کنه آبشو تو کونم خالی می کنه و می گه تموم شد. اما اونروز که راننده خاور دوبار بهم تجاوز کرد و موسی هم یبار و با آب منی های اون دو نفر برای اولین بار جق زدم، سکس های من یه رنگ دیگه به خودش گرفت.
واسه همین تصمیم گرفتم بازم برم پیش موسی و یبار دیگه کیرش رو امتحان کنم. شاید ملا هم باشه و دو تا کیر کلفت افغان با هم جرم بدن. پنجشنبه عصر بود که راه افتادم به طرف کارگاه ساختمونی که بارها توش کونم به گا رفته بود. ساختمون خلوت به نظر می رسید. وارد کارگاه شدم. دو تا کارگر افغان که تقریبا هم سن خودم بودن توی محوطه داشتن ماسه جابجا می کردن. یکیشون گفت دنبال کیستی؟ گفتم موسی. اشاره کرد به اتاقک کارگرا و گفت اونجاست. در اتاق باز بود. موسی دراز کشیده بود و داشت استراحت می کرد. تا چشمش به من خورد برقی تو چشاش زد و گفت بیا تو ببینمت. وقتی می خواستم بشینم یه انگشت بهم کرد و گفت ملا درست گفته بود. گفتم چیرو؟ گفت ملا می گفت این بچه کونی کفتر همین ساختمونه. یبار که بکنیش دیگه زیر خواب خودت میشه. گفتم ملا کجاست. گفت رفت افغانستان. از حالا به بعد تو کونی خودمی. اینارو که می گفت مدام کیرش رو از رو شلوار خاکیش می مالوند. همه هواسم پیش کیر موسی بود. آخه دفعه قبل نتونسته بودم کیرش رو ببینم. فقط وقتی راننده خاور داشت اندازش رو می گفت فهمیدم که موسی هم کیر کلفته. البته از ملا لاغرتر و نحیف تر بود. موسی گفت اونروز خوب حال کردی؟ گفتم نه دو نفری بهم تجاوز کردین. موسی دستش رو از رو شلوار رسوند به چاک کونم و با قدرت به سوراخم فشار می داد. از چنگ زدنش به لپای کونم و انگشت کردنش معلوم بود خیلی حشریه. واسه همین صداش کمی میلرزید و با حالتی خاص گفت: مادر کونی کس کش، توقع داشتی نازت کنیم و در همون حال دستش رو کرد تو شلوارم و سعی کرد بکشتش پایین. گفتم در بازه کسی می بینه. گفت فقط اون دو تا بچه هستن. بزار ببینن که موسی چطور کون یه پسر بچه ایرانی میزاره و پارش می کنه. بلند شدم که خودم در رو ببندم که یه انگشت محکمم کرد و شلوار و شورتم رو با هم کشید پایین. انگار خون جلوی چشمش رو گرفته بود. بعدشم مثه پر کاه از زمین بلندم کرد و گذاشتم رو کیرش. حجم چیزی که لای کونم قرار گرفته بود خیلی زیاد بود. برعکس دفعه قبل که سعی می کردم فرار کنم، اینبار شهوت همه وجودم رو گرفته بود. دوست داشتم هرچه زودتر کیر موسی رو ببینم. اما موسی انگار خیال نداشت کیرش رو در بیاره. توی همون حالت ایستاده، منو سمت خودش چرخوند و با یه حرکت دستاش رو انداخت زیر رونم و از زمین بلندم کرد. از پشت چسبوندم به دیوار و کیرش رو از رو شلوار محکم به سوراخم فشار می داد. بعد از این همه کون دادن این اولین باری بود که یه نفر اینطوری رو کیرش بلندم کرده بود. انگار دیگه طاقت نداشتم. دستم رو بردم زیر کونم و کیر موسی رو گرفتم تو دستم. موسی لبخند زشتی زد و به نشانه پیروزی گفت کیر می خواهی کس کش؟ با سر بهش فهموندم آره کیر می خوام. واسه اینکه منو دیوونه کنه گفت امروز فقط از رو شلوار گایشت می کنم. گفتم چرا؟ گفت چون از کونت خوشم نمیاد. داشتم می مردم واسه کیرش و آبش. دستم رو بردم توی شلوارش و کیرش رو از رو شورت گرفتم. عجب کیری بود. به جرات می تونم بگم سرش از کیر ملا بزرگتر بود. موسی که دید دارم از حال می رم گفت باید بر من خواهش کنی تا کونت را باز کنم. کیر من حیف سوراخ گشاد تو بچه کونی است. گفتم موسی اگه نمی خوای برم. منو زمین گذاشت و گفت گمشو. نمی کنمت. جا خوردم. دستم رو از تو شورتش درآوردم و نگاهش می کردم. موسی گفت چرا نمیری؟ به سمت در راه افتادم و شلوار و شورتم رو می کشیدم بالا. جلوی در اتاق یک دفعه دیدم پرید روم. کمرم رو محکم گرفت. دستام رو زد به دیوار. توی یه چشم به هم زدن شلوارم رو کشید پایین. خودش رو که چسبوند بهم داغی و کلفتی کیرش رو لای کونم حس کردم. یه کم با کیر خشکش به سوراخم فشار آورد. بعد دولا شد و دو سه بار وسط لاچ کونم تف انداخت و قبل از این که بفهمم چی شده و یا خودم رو آماده کنم، کیرش رو تا دسته تو سوراخم فرو کرد و نگه داشت. همه این ها مثل برق اتفاق می افتاد. آنچنان بهم فرو کرد که با تمام وجودم آخ گفتم و صدام از اتاق رفت بیرون. موسی کمرم رو محکم گرفته بود و با تمام قدرتش کیرش رو تو کونم فشار می داد. فکر می کردم تا کمر تو کونم فرو رفته. از شدت درد چشمام رو بسته بودم و فقط داد می زدم آخ بکش بیرون. دیگه توان نداشتم خودمو نگه دارم. با فشار موسی خوردم به دیوار روبرو و موسی هم که میدید دیگه راه فراری ندارم فشارش رو بیشتر کرد. با همین فشار بود که توی سوراخم آتیش گرفت. انگار مواد مذاب توش فوران می کرد. در همین حال هم اون دوتا پسری که توی محوطه بودن، خودشون رو به اتاق رسوندن و با صحنه گائیده شدن من مواجه شدن. موسی هم انگار خیال نداشت کیرش رو بکشه بیرون. من فقط داد می زدم تورو خدا بکش بیرون دارم میمیرم. موسی کمرم رو محکم گرفته بود و حدود یک دقیقه کیرش تو کونم منقبض می شد و احساس می کردم همه روده ام رو آب گرفته. از شدت درد و ضعف رونم و زانوهام داشت می لرزید. موسی که کیرش رو کشید بیرون بی اختیار رو زمین ولو شدم. از یه طرف کونم جر خورده بود و ناگهانی گائیده شده بود و از یه طرف دلم درد گرفته بود. موسی کنارم ایستاده بود و داشت کیرش رو روی کونم تکون می داد تا آخرین قطره های آبشم روم بریزه. اون دوتا پسر هم در حالیکه داشتن به سوراخ باز منو اندازه کیر موسی نگاه می کردن، دستشون رو کیراشون بود و داشتن می مالوند. موسی از اتاق رفت بیرون. یکیشون که کوچیکتر به نظر می رسید اومد کنارم نشست. یه کم به سوراخم نگاه کرد بعد آهسته انگشتم کرد. توان نداشتم بهش بگم نکنه. سوراخم می سوخت و اون پسر که جسورتر هم شده بود تند تند انگشتم می کرد و کیرش رو می مالید. یواش یواش درد کونم کمتر شد و دوباره حس شهوت داشت میومد سراغم. بعد از مدتها دوباره یه هم سن و سال خودم گیر داده بود بهم. واسه همین دستم رو بردم و کیرش رو گرفتم تو دستم. اصلا قابل مقایسه با کیر موسی نبود. پسره کیرش رو درآورد که راحت تر باهاش بازی کنم. اون یکی هم اومد و کنار اولی نشست. کیرش اندازه کیر امیر بود. دوباره منو برد تو دورانی که امیر روزی دو سه بار میبرد و تقم رو میزد. واسه همین با اشتیاق کیرش رو براش می مالوندم. دیدم اون یکی هم کیرش رو درآورد. به هم یه چیزایی می گفتن که من متوجه نمی شدم. بعد هم هر دو می خندیدن. کیر دومی هم مثل اولی کوچیک بود. اولی بلند شد و اومد روم. بدون این که حرفی بزنه کیرش رو کرد تو و شروع کرد عقب جلو کردن. فقط صدای نفس نفس زدانش رو دم گوشم می شنیدم. بعدشم سرعت تقه زدنش رو زیاد کرد و کیر کوچولوش تو کونم به دل دل افتاد. وقتی از روم بلند شد دیدم یه قطره آب از سر کیرش آویزونه. داشتم آب اون رو میدیدم که دیدم دومی هم کیرش رو از دستم جدا کرد و افتاد روم و کیرش رو فرو کرد تو سوراخم. یه دقیقه بعد اونم حشری شد و یکی دو قطره آب تو کونم خالی کرد و از روم بلند شد و از اتاق رفتن بیرون. من تازه داشتم حشری می شدم. واسه همین بدون اینکه شلوار و شورتم رو بالا بکشم پاهام رو از هم باز کردم تا هم سواخم خنک بشه و هم موسی که برگشت دوباره حشریش کنم. آخه بار اول هر سه نفرشون کلا پنج دقیقه هم نشد که کردنم. تو همین افکار بودم که موسی وارد اتاق شد. منو که تو اون حالت دید گفت کس کش هنوز سیر نشدی؟ گفتم نه. گفت کیر می خوای؟ با سر گفتم آره. کیرش رو کشید بیرون و اومد جلوم نشست. سرم رو بلند کرد و گذاشت رو پاش. با کیرش می زد تو صورتم. گفت باید بلندش کنی. دستم رو بردم زیر تخمای آویزونش. هنوز داغ بود. اولین باری بود که یه نفر کیرش رو میداد دستم تا خودم بلندش کنم واسه کونم. کیرش اصلا بوی خوبی نمی داد. واسه همین نشستم تا کمتر بوش رو حس کنم. یواش یواش کیرش تو دستای سفید و کوچولوم قد می کشی. اصلا قابل مقایسه با حالت خوابش نبود. فک کنم چهار پنج برابر شد. مثل کنترل تلویزیون کلفت و دراز بود. اگه دستم رو مشت می کردم، اندازه سر کیر موسی می شد. چطوری این کیرو یه ضرب زد تو سوراخم نمی دونم. کیرش که کامل راست شد منو خوابوند و نشست روی رونم. به کیرش تف زد و یه تفم انداخت وسط سوراخ من. یه کم به لپای کونم چنگ زد و گفت: مادر کونی لاچ کونت رو با دستات باز کن می خوام وقتی میره توش ببینم. با دستام لای کونم رو از هم باز کردم و موسی کیرش رو گذاشت دم سوراخم. داشتم بهش می گفتم یواش بکن تو که یکدفعه همه کیرش رو تا ته زد تو سوراخم. ناخودآگاه کونم رو ول کردم و به جلو پریدم. اما موسی فوری روم دراز کشید و نذاشت در برم. و بی وقفه شروع کرد به تلنبه زدن. حالا دیگه کمرش هم سفت بود و با تموم قدرت تو کونم تقه می زد. دوباره نشست و گفت لاچ کونت رو باز کن. کیرش دیگه به راحتی تا ته میرفت و تو و در میومد. فقط وقتی سرش رو می کشید بیرون صدای نالم بلند می شد. بعد بلند شد و دوباره مثل دفعه قبل از جلو بغلم کرد و از پشت چسبوندم به دیوار. کیرش رو می خواست برسونه به سوراخم. خودم کیرش رو گرفتم و روی سوراخم تنظیم کردم. پاهام رو یه طوری بالا گرفته بود که انگار انداخته روی شونه هاش. وقتی دید کیرش رو خودم واسه گائیدن کونم تنظیم کردم، حشریتش زد بالا. واسه همین با قدرت کیرش رو تو سوراخم کوبید و تا ته فرو کرد. من که از درد و لذت رو ابرا بودم با ناله ها و آخ و اوخهای خودم هم به اون حال می دادم و هم خودم بیشتر کیف می کردم. همزمان اون دوتا پسر هم وارد اتاق شدن و مشغول تماشای پسر بچه ای شدن که هم سن خودشون بود و داشت رو کیر هموطنشون آخ و اوخ می کرد و کون می داد. موسی همونطوری که کیرش توم بود، منو به پشت رو زمین خوابوند و پاهامو انداخت رو شونه هاش و به شدت ضربه ها و تقه هاش اضافه کرد. طوری که صداش تو اتاق می پیچید. سرعت و شدت ضربه ها که بیشتر شد فهمیدم که قراره واسه بار دوم کونم آبیاری بشه. به شدت منتظر این لحظه بودم که دیدم موسی روم خم شد. کتفام رو محکم گرفت و کمرش رو با همه توانش تو کونم فشار داد. احساس می کردم کیرش داره از گلوم می زنه بیرون. وقتی آبش اومد تا تو دهنم بوی آب منی پیچید. من زیر کیرش بالا و پایین می کردم تا همه آبشو توم خالی کنه و از این لحظاتی که کیر کلفتش تو کونمه بهترین لذت رو ببرم. یه دقیقه بعد همه چیز تموم شد. موسی بلند شد و کیرش رو تمیز کرد. منم شلوارم و کشیدم بالا و با عجله به طرف خونه راه افتادم. نمی خواستم حتی یه قطره آب هم از دست بدم. بنابراین تا رسیدم خونه پریدم تو حموم و شروع کردم به تخلیه آب منی اون سه نفر. توی مشتم خالی می کردم و به سوراخم و کونم و کیرم می مالیدم. دلم واسه کیر خودم می سوخت. تا چند دقیقه قبل کیر سه تا آدم که دو تاشون هم سن خودم بودن و اندازه کیرشونم با کیر خودم برابر بود، تو کونم تقه زده بودن و آب به کونم داده بودن، اما کیر من به جای تجربه چنین حسی، باید با همون آب مالیده می شد و از لیزی آب منی غربیه ها به وجد میومد. این حالت واسه تخمام هم بود. چرا که اونا هم با آب کیر دیگران مالش داده می شدن. با یاد کیر موسی و لحظه های گائیدنم و آبی که به بدنم مالیده بودم و بوش تو حموم پیچیده بود شروع کردم به جق زدن و با لذت هرچه تمام تر ارضا شدم و بعدش چند دقیقه ای کف حموم دراز کشیدم و از اینکه هم کون خوبی دادم و هم با آب منی صفر زنام برای دومین بار جق زده بودم احساس رضایت می کردم.
 
     
  
 مرد
#163   Posted: 5 Nov 2021 22:38

 1 Star

ارسالها: 175
اسمم مازیاره ( مستعار ) و گی سن بالا هستم . اینم داستان خیالی نیست بلکه یکی از خاطراتم هست
از روی بیکاری و جهت سرگرمی داشتم توی گروههای تلگرام چرخ میزدم تا هم وقت برام زود بگذره هم با پیامها و افرادش بیشتر اشنابشم
در یکی از گروهها یه پست کوتاهی نظرمو جلب کرد که نوشته بود "ماساژور جوانم . ماساژ به دلخواه شما " رفتم پیویش و یه سلام گذاشتم . خوشبختانه آنلاین بود و زود هم جواب داد
* سلام خوب هستید
: ممنونم شما چطوری ؟ منظورت از ماساژ دلخواه شما چیه
*خب منظورم انواع ماساژها و حتی ماساژ ترکیبی
:اها / خب هزینه اش ؟
* زیاد نیست ... با هم کنار میاییم / شما چند سالته ؟
: من سن بالام عزیز 56 سالمه
* واااااااای چه خوب . اصلا مهمون من ... در خدمتتون هستم
خلاصه یکم با هم چت کردیم و بیشتر اشناشدیم تا اینکه گفت من عاشق سن بالاهام گفتم چطور گفت حتی لمس کردن بدنشون برام لذت بخشه منتها چون من جایی ندارم فقط میتونم منزل خودتون در خدمت باشم گفتم مشکلی ازین لحاظ ندارم
همه چی به وفق مراد بود و خب پیش میرفت تا اینکه پرسیدم خب شما کجا هستی ؟ گفت من شهر ....... هستم . همه رشته های ذهنم به یکباره پنبه شد چون اصلا دوست نداشتم با کسیکه توی شهر خودم هست رابطه داشته باشم ولی از طرفی هم همه خصوصیات یه کیس خیلی خوب و مناسبی که میخواستم رو داشت خصوصا وقتی قرار شد عکس بدیم و همو ببینیم نتونستم خط قرمز خودمو که همون همشهری بودن بود رعایت کنم و نهایتا خودمو متقاعد کردم و قرار شد فردا که اخر هفته هست همو ببینیم
طبق قراری که داشتیم ساعت 5 سر چهار راه ملت مقابل فروشگاه رفاه حاضر شدم و یه تک زنگ زدم و بلادرنگ اومد و سوار ماشین شد
* سلام رامین هستم ( مستعار )
: سلام عزیز خوش اومدی
همونطور که حدس میزدم با یه جوون مودب و خوش چهره با تیپ معمولی روبرو شدم
راه افتادم و تا برسیم خونه سر صحبت باز شد و کم کم یخمون هم همزمان باز میشد از حرفاش فهمیدم خیلی به سن بالا علاقه داره ماساژ بیشتر دریچه ای برای پیدا کردن یه دوست دلخواه براش هست . وقتی رسیدیم خونه با یه شیرقهوه و چند بیسکوییت یه پذیرایی مختصری ازش کردم و گفت خب اماده بشید ماساژتون بدم
لباسامو دراوردم و با یه شورت به پشت خوابیدم و اونم کنارم نشست و یکم روغن بچه رو سینه و بدنم ریخت و مشغول ماساژ دادن شد بعد چند دقیقه که رسید به قسمت پایین تنه دستشو برذ تو شورتم و کشاله های رانمو ماساژ میداد و همزمان کیرشو که توی شورتش حسابی سفت شده بود و خودنمایی میکرد به بغل رانم فشار میداد و منو بیشتر حشری میکرد خیلی دوست داشتم منم دستمو ببرم تو شورتش و کیرشو بگیرم تو مشتم و باهاش ور برم ولی خوداری کردم بعد چند دقیقه دیگه گفت خب لطفا برگردید منم برگشتم و دمر خوابیدم و اینبار رامین اومد روی باسنم نشست طوریکه کیرش درست وسط قاچ کونم بود و باریختن روغن رو پشتم و شروع ماساژ کیر سیخ شده اش لای کونم بالا پایین میشد چقدر دلم میخواست هیچکدوم شورت نداشتیم و گرمای کیرشو لای کونم حس میکردم و بیشتر با هم راحت بودیم . توی همین افکار بودم که بعد چند لحظه گفت میشه شورتتون رو دربیارم ؟ سریع گفتم ارررررررره راحت باش عزیز ولی انگار اره من اینقدر محکم بود که مجوز دراوردن شورت خودش رو هم صادر کرده بودم 😂 😂 😂 چون همزمان شورت خودش رو هم دراورد و نشست رو باسنم ولی اینبار دیگه کیر 12-13 سانتیش که نسبتا کلفت هم بود لای کونم بود و با هر بار بالا پایین بردن دستش برا ماساژ کیرش هم لای کونم بالا پایین میشد و مالیده میشد به سوراخم
وقتیکه خواست از بالای بازو تا انگشتای دستمو ماساژ بده دیگه کاملا خوابیده بود روم و کیرشو لای کونم فشار میداد و هی میگفت جوووون جوووووووووون منم یکم کونمو دادم بالا که کیرش با سوراخم بیشتر تماس داشته باشه
سرشو اورد زیر گوشم و گفت اجازه میدید بکنم توش ؟ منم که خیلی منتظر این لجظه بودم با سر علامت دادم اره چون اگه دهنمو باز میکردم از شدت خنده نمیتونستم جلو خودمو نیگر دارم . واقعا راست میگما . اخه رامین دیگه خیلی رعایت ادب رو میکرد
یکم ژل و تف بک کیرش زد و یکمی هم ژل به سوراخم و کیرشو گذاشت جلو سوراخم فشار داد . سر کیرش نسبتا کلفت و قارچی بود یکم فشار داد و با اخ گفتن من بلاخره سر کیرش تو کونم جا شد یکم همونطور ماند و بعد چند لحظه با یه فشار دیگه همه کیرشو تا ته کرد تو کونم . اخ که وقتی که شروع کرد به تلمبه زدن چه حس خوبی داشتم زیر کیرش . یه بالش گذاشت زیر کونم خودمم سعی کردم کونمو بیشتر بدم بالا تا بیشتر بتونم کیرشو تو کونم حس کنم تند و محکم تلمبه میزد و هر دو لذت میبردیم تا اینکه گفت میشه برگردی ؟ برگشتم و پاهامو گذاشتم رو شونه اش و اونم سریع دوباره کیرشو تا دسته کرد تو کونم و شروع کرد به تلمبه زدن و همزمان هر چند لحظه صورتشو میرسوند به صورتم و لب همو میخوریم دلم میخواست این لحظات هیچوقت تموم نشه ولی بعد چند دقیقه گفت بریزم ؟ منم با چشم اوکی دادم و با فشار زیاد همه ابشو ته کونم خالی کرد و خوابید روم و لب همو میخوردیم یکی دو دقیقه همینطور روم خوابیده بو تا کیرش شل شد و از سوراخم اومد بیرون
بعدش با هم رفتیم حموم خودمونو تمیز کردیم و شروع کردیم به کفمالی و لیز بازی یهو رامین گفت راستی شما دوست ندارید بخورید ؟ گفتم چرا ولی تو مجال ندادی که بعد هر دو خندیدیم و منم کیرشو شستم و نشستم رو صندلی حموم کیر خوابیده اش دقیقا جلو صورتم بود همشو کردم تو دهنم و شروع کردم به ساک زدن و خوردن کیرش اونم خوشش میومد و اه و اوه میکرد تا اینکه دیدم کم کم کیرش داره تو دهنم سفت میشه طوریکه مثل قبل از سکس کاملا شق و سفت شده بود همینطور که داشتم براش ساک میزدم گفت شما نمیخوای ارضا بشی گفتم چرا ولی عجله ای هم ندارم گفت اخه راستش منم سیر نشدم و دوست دارم دوباره بکنمت گفتم خب بکن منکه بدم نمیاد دوباره بهت بدم
بلند شدم و دستامو گذاشتم رو صندلی حموم و پاهامو باز کردم رامینم با یه تف کیرشو کرد تو کونم و با فشار زیادی که میداد میخواست همه کیرشو تا ته تو کونم جا کنه منم از اینکه داشتم به کیس دلخواهم کون میدادم حسابی حال میکردم
رامین با هر تلمبه ای که میزد کیرشو درمیاورد و دوباره میکرد تو کونم این حرکت اینقدر لذت بخش و حشری کننده بود که بعد چند بار تکرار بدون دست زدن ابم پاشید بیرون و رامینم بعدش کیرمو گرفت تو دستش و تند تند شرع کرد تلمبه زدن تا اینکه نفسهاش تند شد و پرتاب ابشو توی کونم حس کردم و دوباره ابشو تا اخر ته کونم خالی کرد
خودمونو شستیم و از حموم اومدیم بیرون لباس پوشیدیم زدیم بیرون . بعد یکی دو هفته رامین پیام داد دوست دارید بازم ماساژتون بدم گفتم اره و رفتیم و الان هم هراز گاهی رامین میاد و ماساژم میده
binam
 
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
صفحه  صفحه 17 از 17:  « پیشین  1  2  3  ...  15  16  17 
Homosexuals - همجنسگرایان

خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2021 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA