تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Homosexuals - همجنسگرایان

اولین بازیگر زن سینما و تلویزیون ایران که تغییر جنسیت داد و مرد شد!+عکس

صفحه  صفحه 2 از 3:  « پیشین  1  2  3  پسین »  
#11 | Posted: 6 Aug 2013 03:16
صدای شیوا؛ زن ترنس پناهنده در سوئد


شیوا ٣٠ سالش بود که در اسلوی نروژ متولد شد. در خیابان‌های غریب اسلو در برابر نگاه‌های عجیب ایرانی‌ها، افغان‌ها، و سایر مهاجرها، جان گرفت و به خود واقعیش پیوست. او که ٣٠ سال از عمرش را در هیبت یک مرد و در ایران گذرانده است حالا سه سالی می‌شود که قدم در مسیر زن شدن گذاشته است. او از یک خانواده‌ی متوسط تهرانی می‌آید و حالا در یکی از شهرهای آرام و کوچک نروژ زندگی می‌کند. از وقتی که شروع کرده به خود واقعیش برگردد، مجبور بوده روزهای سخت و دشواری را حتا در یکی از آزادترین کشورهای اروپا بگذراند. قضاوت‌ها و نگاه‌های تمسخرآمیز مهاجرها حتا در این کشور آزاد هم هیچ‌وقت دست از سرش بر نداشته است. شاید به همین دلیل است که عضویت در خانواده‌ی منسجم دگرباشان جنسی (ال‌جی‌بی‌تی‌) در نروژ توانسته او را سر پا نگه دارد.

«وقتی تازه به نروژ رسیده بودم، پول زیادی نداشتم و هزینه‌های پزشکی و روان‌کاوی را باید خودم پرداخت می‌کردم. به همین دلیل، دیگر پولی برای خرید غذا و لباس برایم نمی‌ماند. مجبور بودم سطل‌های زباله‌ی فروشگاه‌های مواد غذایی را زیر و رو کنم تا بتوانم شکمم را سیر کنم.» این‌ها را شیوا می‌گوید.

شیوا همچنین می‌گوید که وقتی که در ایران بوده هیچ‌وقت مأمن و پناهگاهی نداشته است. از طرف خانواده و جامعه طرد شده و مورد قضاوت و تمسخر قرار گرفته است و مجبور بوده خود را از گزند آزارهای کلامی و رفتاری اعضای خانواده و جامعه و همچنین گاهی آزارهای جنسی عده‌ای محافظت کند. به همین دلیل هم بارها تلاش کرده که به زندگی خود پایان دهد. شیوا حتا یک بار تصمیم گرفت که آن‌طور که خانواده و جامعه می‌گویند، مانند یک مرد، زندگی کند و به همین دلیل هم تن به ازدواج داد و بعد از مدتی هم آن زندگی مشترک به شکست منجر شد. شاید به دلیل همین رنج‌ها و آزارها است که می‌گوید به کلی از ایران و ایرانی بودن کنده است و نمی‌خواهد خود را یک ایرانی بنامد و برای همین هم وقتی قرار شد اسم و فامیل دیگری برای زندگی جدیدش در نروژ انتخاب کند، یک اسم و فامیل کاملاً متفاوت غیرایرانى انتخاب کرد تا بعد از این هیچ ردی از گذشته‌اش وجود نداشته باشد. به گفته‌ی خودش، بعد از ٣٠ سالگى تازه متولد شده است و آن‌قدر که نروژی ها به او مهربانی و کمک کرده‌اند هموطنانش نکرده‌اند.

و روزهای سخت این وطن جدید را دارد پشت سر می‌گذارد. دیگر در کمپ پناهجوها زندگی نمی‌کند و مجبور نیست از خود در برابر متلک‌ها و قضاوت‌های دیگران محافظت کند. او حالا دارای مدارک نروژی شده و کمی به آرامش رسیده است.

شیوا منتظر است که به زودی کلاس‌های زبان را شروع کند و زندگی جدیدش را سرو سامانی دهد.


گفتگوی تصویری شیوا





     
#12 | Posted: 22 Dec 2013 17:45
ترانه آرام، از تراجنسی بودن تا تی اس مگ (مصاحبه)



ترانه آرام را اکثر ما به خاطر بازی در مستند گاهی اتفاق می افتد می شناسیم. او در این مستند از زندگی قبل و بعد از عمل خودش می گوید. ترانه ارام بعد از بازی در این مستند سعی زیادی کرد تا در جامعه نیز یک فعال باشد و برای تراجنسی ها فعالیت کند. اکنون به مناسبت شب یلدا، خانم آرام در مصاحبه ای با محتا از زندگی و آرزو هایش برای ما می گوید.

با سلام. لطفا خودتان را معرفی کنید.
با سلام. ترانه آرام هستم ۳۱ ساله. ده سال هست که جراحی کردم. جشن تولد ده سالگی ام رو هم تیر ماه امسال گرفتم

خانم آرام شما چه سالی و پیش کدوم جراح عمل تغییر جنسیت خودتان را انجام دادید؟
من سال ۸۳ و نزد پروفسور میرجلالی جراحی کردم.

شما چقدر از جراحی و کیفیت عمل آقای میرجلالی راضی بودید؟
من تقریبا شصت درصد راضی بودم و خوشحالم

اگر بازهم به عقب برگردید دوباره جراحی میکنید یا راه دیگری رو انتخاب میکنید؟
من دوباره صد در صد جراحی رو انتخاب میکردم

آیا هیچوقت از عمل، از جراحی، از اتفاقات قبل یا بعد از عمل نترسیدید؟ شک نکردید؟
نه من با اعتماد به نفس بالا و با علم به اینکه یک ترنس هستم و میدونستم یک ترنس تنها راه نجاتش عمل تغییر جنسیت هست این کار رو انجام دادم و هیچ موقع پشیمان نشدم و تردید نکردم.

خانم آرام شما چند سال هست که برای ترنس ها فعالیت میکنید. چه قبل از عمل به وسیله بازی در مستند و چه بعد از عمل به وسیله مصاحبه با مجلات و روزنامه ها. یک مقدار ازاین اقداماتتان برای ما صحبت کنید.
من از زمانی که جراحی کردم یک سری کمبودها را در جامعه تراجنسی احساس کردم که بزرگترینش عدم اطلاع رسانی بود و از اونجایی که در سینما و تئاتر فعالیت داشتم سعی کردم کار فرهنگی کنم و نقش اطلاع رسانی داشته باشم. برای همین شروع کردم به بازی در مستند یا ساخت سایت. من وظیفه خودم میدونم که تراجنسی رو به وسیله فرهنگ سازی و شناخت در جامعه نهادینه کنم.

فکر کنم منظور شما از سایت، تی اس مگ باشه. درباره این سایت صحبت کنید. چه شد که قبل از افتتاح این سایت مجبور به بستنش شدید؟
من این سایت رو ساختم و یک بستری رو فراهم کردم تا خود تراجنسی ها، محققان و کسانی که علاقه مند هستند در این سایت فعالیت کنند. چون فضا و امکانات سایت بسیار زیاد بود و امکان فعالیت عمده درش بود. ولی متاسفانه دوستان و افراد کسی فعالیت نکرد و تنها از من توقع زیاد داشتند و متاسفانه کسی کمک نکرد و ازاین بستر استفاده نشد.
به نظر شما چرا کسی فعالیت نکرد و به قول شما توقعات بالا بود؟
یکی اینکه چون اسم ترانه آرام بود و من به عنوان یک فعال شناخته می شدم دوستان فکر میکردند من از این راه درآمدی دارم و پولی برای من دارد. دوم هم اینکه دوستان ترنس و جامعه تراجنسی باید با هم متحد باشند و همکاری کنند. اما اینکه بیرون گود باشند و تنها یک سری درخواست داشته باشند هیچ فایده ای ندارد. هر تراجنسی خودش باید یک نماینده و یک معلم باشد. ما زمانی مشکلاتمان حل میشه که سطح آگاهی جامعه را بالا ببریم.

اصلا چرا سایت و دنیای مجازی؟ چرا کار دیگری رو امتحان نکردید؟
سایت اینترنتی یکی از راه های تماس با جامعه هست و راهی هست که میشه به راحتی با جامعه در ارتباط بود و به صرفه هست.

ادامه در پست بعدی
     
#13 | Posted: 22 Dec 2013 17:47
ادامه پست قبلی

خانم آرام شما بعد از این سایت آیا راه یا ایده دیگری توی ذهنتون برای ادامه فعالیت دارید؟
اگر من قرار باشه توی این راه ادامه بدم تنها باید بستر سازی کنیم برای نهادینه کردن مسائل قانونی و حقوقی تراجنسی. ما باید مسائل قانونی را از طریق مجلس یا نهادهای دیگر پیگیری کنیم. به نظر من اول باید بستر قانونی را فراهم کنیم تا بتوانیم بودجه و اعتباری برای تراجنسی ها ایجاد کنیم.

جناب دکتر روحانی به تازگی در سایت خودشان منشوری رو به نام منشور حقوق شهروندی قرار دادند. در این منشور از حقوق شهروندان در ایران صحبت شده اما متاسفانه از حقوق جامعه تراجنسی که یک گروه قانونی و شرعی هست صحبتی به میان نیامده است. به نظر شما با توجه به اینکه این منشور هنوز به صورت پیش نویس هست آیا میشه امیدوار بود از حقوق تراجنسی ها هم صحبتی بشه؟

صد در صد شدنی هست و این اتفاق خواهد افتاد. الان که شما این مساله رو مطرح کردید من حتما این موضوع رو پیگیری و مطرح میکنم. اگر قرار باشه این منشور تکمیل بشه باید حتما حقوقی برای جامعه تراجنسی در نظر بگیرد.

چند روز پیش برنامه ای در شبکه فارسی زبان بی بی سی پخش شد و درباره مشکلات جامعه تراجنسی در ایران صحبت شد. در این برنامه گفته شد سایر گروه ها به خاطر محدودیت در جامعه ایران با تراجنسی ها مخلوط شده اند و خودشان را به عنوان تراجنسی معرفی میکنند، نظر شما چی هست؟
نه اینطور نیست. شاید درصد کمی از سایر گروه ها به دلیل اشتباه از فیلتر پزشکی قانونی رد شوند ولی جامعه چنین مشکلی ندارد و این یک موضوع حاشیه ای بوده که این شبکه به آن پرداخته است. مشکل امروز جامعه ما اطلاع رسانی است و آگاهی.

مساله دیگر در این برنامه این بود که ادعا شده بود همه تراجنسی ها نیازی به جراحی ندارند و خیلی از تراجنسی ها بدون جراحی هم می توانند ادامه دهند. نظر شما به عنوان یک تراجنسی چیست؟ آیا این ادعا را قبول دارید؟
اصلا. به نظر من تراجنسی منهای جراحی هیچ معنی ندارد. کسانی که ادعا میکنند ما میخواهیم به خارج از کشور برویم و بدون جراحی و تنها در پوشش مورد نظر زندگی کنیم به نظر من اصلا تراجنسی نیست. تراجنسی که نخواهد و علاقه نداشته باشد جراحی کند از نظر من تراجنسی نیست.

خانم آرام شما تا حالا به سایت محتا سر زدید، مطالب محتا رو مطالعه کردید؟
بله سایت بسیار زیبا و فعالی هست. من بارها گفتم که توی این جامعه به این بزرگی که ما هیچ تریبونی نداریم، من هروقت احساس تنهایی و فرسودگی میکنم، منی که از شوق و ذوق پر هستم، هرگاه احساس تنهایی میکنم، وقتی وارد فضای مجازی میشوم و محتا رو میبینیم باعث دلگرمی و التیام من میشود.

به نظر شما اصلا محتا توانسته کمکی به جامعه تراجنسی بکند؟
صد در صد. در هر جامعه ای بزرگترین وظیفه و بزرگترین کمکی که میشه به یک جامعه با هر ویژگی کرد، به نظر من اطلاع رسانی و بالا بردن فرهنگ اون جامعه هست و محتا هم شدیدا توی این مسیر موفق بوده است

امشب بلندترین شب سال یا همون شب یلدا هست. خاطره یا صحبتی دارید که توی این شب بیان کنید؟
من دست همه بچه ها رو به گرمی میفشارم و همه دوستان رو دعوت به حوصله و صبر میکنم و اینکه اعتماد به نفس شان را بالا ببرند و به خدا توکل کنند. من هم این روزهای سخت رو گذروندم و شرایط بچه ها رو درک میکنم. من قول میدم در سال ۹۳ هم بیمه بچه های تراجنسی تصویب بشه و قول میدم باز هم در زمینه اطلاع رسانی برای جامعه تراجنسی فعال باشم و البته قول میدم که تلاشم رو بکنم تا در منشور حقوق شهروندی آقای دکتر روحانی هم بخشی برای تراجنسی ها باشد.
میخوام امشب بخشی از شعر خودم رو برای بچه ها بخوانم و هدیه به دوستان کنم

من آن شمعم که میسوزم سحرگاه زعشقم عالمی را برفروزم / اگر دیوانه گردم چون ترانه به آرامی جهانی را بسوزم.
غروب نور امیدم من امروز ولی کوه صبورم رو به فردا / من آن موجم که حجم نور دارد.درون بستر آبی دریا

من همچنین تشکر میکنم از دوستان و کسانی که من رو در این ده سال حمایت کردند. از خانواده، دوستان، اطرافیان و هرکس دیگری که من را در این مدت حمایت کرد و دلگرمی دادند به من
من میخوام یک تشکر ویژه هم از یک هنرمند کنم و دوست دارم اسمشون در این مصاحبه باشد. من میخواهم از خانم بهاره رهنما تشکر کنم چون زمانی که من جراحی دومم را انجام دادم هیچ کس پیش من نبود اما وقتی چشمانم را باز کردم احساس کردم دست یک نفر مدتی در دست من بوده و وقتی کامل به هوش اومدم فهمیدم اون دست خانم بهاره رهنما بوده است

آیا حرف یا صحبتی مانده که من نپرسیده باشم و شما مایل باشید بیان کنید؟
نه من فقط از همه تشکر میکنم و امیدوارم در سال ۹۳ اتفاقات خوبی برای جامعه تراجنسی رخ بدهد.
     
#14 | Posted: 5 Jan 2014 05:49
نوبت شما: مشکلات و تجربه‌های ترنس‌جندرها در ایران





توضیحات برنامه : عمل تغییر جنسیت در ایران آزاد است اما اقلیت‌های جنسی می‌گویند مشکلاتشان زیاد است و گوش شنوا کم. در این برنامه نوبت شما، ترنس‌های ایرانی که برخی از آنها تجربه عمل تغییر جنسیت را داشته‌اند، از تجربه‌ها و مشکلات خودشان صحبت کردند. محبوبه کتیرایی، روان‌درمانگر، درباره هویت جنسی و جنسیتی صحبت کرد و شادی امین، فعال حقوق همجنسگرایان و ترنس‌ها درباره مشکلات عمل‌های تغییر جنسیت صحبت کرد.
     
#15 | Posted: 28 Feb 2014 16:09
تفاوت های افراد تراجنسی و تراجنسیتی

افراد تراجنسیتی (Transgender) و تراجنسی (Transsexual) اشخاصی هستند که با جنسی که با آن متولد شده اند، شناخته نمی شوند. افراد تراجنسیتی میان جنسیت درونی خود و نقش های جنسیتی که توسط که توسط جامعه ساخته شده است، احساس عدم تناسب دارند. احساس تفاوت در برخی از افراد تراجنسیتی، چنان قوی است که آنها را با عنوان "تراجنسی" می شناسند. تراجنسی فردی است که باور دارد جنسی که با آن متولد شده، اشتباه بوده و جنس صحیح برای او همان است که هم راستا با احساسات درونی اش می باشد.

تراجنسیتی :

تعریف : اصطلاحی کلی است که به افرادی اطلاق می شود که با مرز بندی های جنسیتی تعریف شده توسط جامعه با اشکالی از جمله تعویض و تغییر و حرکت بین ۲ جنس در چالش هستند. این چالش می تواند شامل تغییرات پزشکی باشد و یا نباشد.

جراحی : معمولا جراحی نمی کنند.

شرایط پزشکی : اگرچه برای افراد تراجنسیتی هیچ تشخیص پایه ای نمی توان در نظر گرفت، ولی در برخی موارد ممکن است شخص واجد شرایط تشخیص آشفتگی جنسی و یا تشخیص بیناجنس­[i] باشد.

شرایط دیگر : به دلیل فشارهای اجتماعی برای پیروی افراد، برخی از افراد تراجنسیتی، افسردگی، عصبانیت، وحشت، سوء مصرف مواد و افکار مرتبط با خودکشی را تجربه می کنند.

گرایش جنسی : بطور معمول مرتبط نیست. (بنا بر این افراد تراجنسیتی، می توانند دگرجنسگرا[iii]، هم جنسگرا[iv](گی و یا لزبین) دوجنس گرا[v]، بی جنس گرا[vi]، و یا پانسکسوال[vii] باشند.)

تراجنسی :

تعریف : اصطلاحی است که به اشخاصی اطلاق می شود که با جنسیت تعیین شده در زمان تولد شناخته نشده و چه موفق شوند یا خیر، تمایل دارند که جنس و جنسیت خود را از طریق مداخلات پزشکی تعویض نمایند.

جراحی : اغلب چنانچه برای شخص در دسترس باشد، جراحی می کنند. در هر صورت کاملا به خود شخص بستگی دارد.

شرایط پزشکی : DSM-5[ii] افراد تراجنسی را با عنوان "آشفته جنسی" می شناسند. عنوانی که مورد اعتراض بسیاری از افراد تراجنسی است که می گویند این یک مشکل جسمی است نه مشکل روانی. به طور معمول مداخلات پزشکی و جراحی برای هم راستا کردن جنس و جنسیت یک شخص به احساس آشفتگی وی کمک می کند.

شرایط دیگر : به دلیل فشارهای اجتماعی برای پیروی افراد، برخی از افراد تراجنسی، افسردگی، عصبانیت، وحشت، سوء مصرف مواد و افکار مرتبط با خودکشی را تجربه می کنند.

گرایش جنسی : بطور معمول مرتبط نیست. (بنا بر این افراد تراجنسی، می توانند دگرجنسگرا، هم جنسگرا(گی و یا لزبین) دوجنس گرا، بی جنس گرا، و یا پانسکسوال باشند.)

تفاوت در گرایش های جنسی :

همه انواع تراجنسیتی از جمله افراد تراجنسی، می توانند هم جنسگرا(گی و یا لزبین)، دگرجنسگرا، دوجنس گرا، بی جنسگرا، باشند. گرایش جنسی به هویت جنسیتی مربوط نیست، در یک شخص تراجنسی که تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرار گرفته، به دلیل تغییر جنسیت خود فرد ممکن است به تغییر گرایش خود از گرایش به همجنس به غیر همجنس و یا بالعکس تمایل داشته باشد.

دسته بندی ها:

تعریف افراد تراجنسیتی بسیار مبهم است و ممکن است دسته بندی ها با هم همپوشانی داشته باشند. مثل مبدل پوشی[viii] یا دوجنسه ها[ix](اصطلاحی خارج از رده که از دید برخی توهین آمیز تلقی می شود) و جنسیت عجیب[x] با زن مرد نما یا مرد زن نما [xi]

شرایط افراد تراجنسی به خوبی تعریف شده است و به طرق پزشکی می تواند قابل تشخیص باشد. اگر کسی مایل به تغییر ظاهر فیزیکی خود باشد، کمکهای پزشکی برایش در دسترس است.

جامعه یا نمادها:

جامعه تراجنسیتی با یک پرچم افتخار نماد گذاری می شود. این پرچم متشکل از نوارهای افقی صورتی و آبی در ۲ لبه است که در وسط به رنگ ختم می شود که نشان از تغییر و تحول دارد.

نماد دیگر افراد تراجنسیتی پروانه است که نشانه ای از دگردیسی است. با این حال هیچ نماد جداگانه ای برای افراد تراجنسی در نظر گرفته نشده است.

مداخلات پزشکی:

برخی از افراد تراجنسیتی برای تغییر ویژگی های ظاهری خود مداخلات پزشکی را انتخاب می کنند. آنان که در جامعه تراجنسیتی در دسته تراجنسی ها قرار می گیرند، بیشتر احتمال دارد که این گونه تغییرات را انتخاب کنند.

درمان جایگزینی هورمون[xii] برای مردان و زنان تراجنسی به منظور بهبود ویژگی های مردانه و زنانه در دسترس است. برای مردان تراجنسی، روشهای جراحی از جمله برداشتن تخمدانها، لوله های فالوپ، رحم و ایجاد تغییرات مناسب در سینه ها و دستگاه تناسلی در دسترس است. بطور مشابه روشهایی چون تغییرات مناسب در صورت، گلو، سینه، کمر ، کفل و اندام تناسلی به همراه حذف موهای زائد برای زنان تراجنسی نیز در دسترس می باشد.

جنبه های قانونی و حقوقی :

بسته به اینکه فرد در چه مکانی زندگی می کند، ممکن است مجوز تغییر قانونی نام و مشخصات و همچنین جنسیت فرد تنها در صورتی صادر شود که وی تحت عنوان "اختلال هویت جنسیتی" که نشان از آشفتگی جنسی دارد، تشخیص داده شود. قبل از صدور مجوز این تغییرات قانونی ممکن است نامه ای از پزشک برای تایید تشخیص لازم باشد. در برخی از حوزه های قضایی قبل از اینکه هر تغییر جنسیتی در مدارک قانونی ثبت گردد، لازم است جراحی کامل تغییر جنسیت انجام گیرد.

افراد تراجنسی که تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرار می گیرند، ممکن است پس از عمل با تبعیض هایی در محل کار، مشکلات بیمه اجتماعی و ... مواجه شوند.

دیدگاههای مذهبی :

ادیان مختلف دیدگاههای متفاوت خود را در خصوص افراد و جامعه تراجنسیتی و تراجنسی دارند و این جامعه برای همه ادیان قابل تحمل نیست. هیچ تمایز روشنی از این ۲ واژه در متون دینی دیده نمی شود. اگرچه بیشتر ادیان رفتار افراد تراجنسیتی را تحریم کرده اند، فرهنگ ها و سنت هایی در برخی نقاط از جهان هستند که با وجود دین در ترویج و ارتقاء پذیرش افراد تراجنسیتی موثر بوده اند.

مترجم: امید پارسا


پی نوشت:

[i] intersex __[ii] Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی __ [iii] Straight __[iv] homosexual __ [v] bisexual __[vi] asexual __ [vii] Pansexual __ [viii] cross-dressers __ [ix] transvestites __ [x] Gender queer __ [xi] androgynous __ [xii] HRT: Hormone Replacement Therapy .

:::::: >>>>> چترها را باید بست <<<<< ::::::
::::: <<<<<< زیر باران باید رفت >>>>>> :::::
     
#16 | Posted: 13 Mar 2014 12:19
گفتگو با سامان ارسطو، مشهورترین تراجنسی ایران

سامان ارسطو بازیگر، کارگردان، نمایشنامه نویس و مدرس تئاتر در ایران است. او سابقه فعالیت هنری اش به سال های ۶۴ و ۶۵ برمی گردد. سامان ارسطو یک تراجنسی بوده که عمل کرده است. او هیچگاه از گذشته خود فرار نکرده است و همیشه با اعتماد به نفس بالا از تراجنسی بودن خود صحبت کرد است. بودن در جایگاه او برای بسیاری از تراجنسی ها سخت است. اینکه تقریبا هر کسی از طریق رسانه ها متوجه شده باشد که او یک تراجنسی بوده برای بسیاری از ترنس ها یک کابوس است. اما سامان ارسطو این موضوع را مدیریت کرده و همیشه جایگاه اجتماعی خود را حفظ کرده است.
برای همین پای صحبت های او نشتسیم تا با روحیات او بیشتر آشنا بشویم.



لطفا خودتان را معرفی کنید؟

سامان ارسطو هستم متولد ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۶

شما در چه سالی و پیش چه کسی جراحی کردید؟

جراحی من از اسفند ۸۷ تا خرداد ۸۸ طول کشید و پیش دکتر مهدی زاده، دکتر حسینی و در نهایت نزد دکتر کهن زاد جراحی خودم را تکمیل کردم.

از جراحی خودتان راضی هستید؟

بله صد در صد راضی هستم.

اگه باز هم به عقب برگردید، دوباره جراحی میکنید؟

من اصلا این سوال را قبول ندارم! هیچوقت این سوال را نپرسید. این سوال وقتی کاربرد دارد که شما از من بپرسید آیا اگر به عقب برگردید باز هم بازیگری را انتخاب میکنید یا نه، چون این انتخاب از روی علاقه بوده ولی قضیه تراجنسی یک موضوع دوست داشتن یا علاقه نیست. اینطور نیست که من دوست داشته باشم عمل کنم یا نه، این نگرش غلط هست. من باید عمل میکردم. این که من دوست داشته باشم کاری را انجام بدهم یا اینکه باید کاری رو انجام بدهم دو موضوع متفاوت است. مثل اینکه یک نفر بیماری قلبی داشته باشد و از او بپرسیم آیا دوست داری قلب تو سالم باشد یا نه.

معمولا افراد بعد از تغییر جنسیت از گذشته خود فرار میکنند و دوست ندارند دیگر گذشته خودشان را به یاد بیاورند. شما چطور فکر می کنید؟

اتفاقا این مشکلی هست که من بارها درباره آن در تمام جلساتی که دعوت شدم بحث کردم. ما آدم خوب یا بد نداریم، کار خوب یا بد داریم ولی آدم خوب یا بد وجود ندارد. مهم این هست که تو انسان باشی، این که تو زن هستی یا مرد، ترنس هستی یا غیر ترنس مهم نیست. اگر پذیرش و باور این موضوع که به فرض ما در زمان جنینی و بارداری مادرمان دچار مشکلاتی شدیم اتفاق بیافتد، بچه های ما بعد از عمل دچار افسردگی نمی‌شوند، دچار فرار از گذشته نمی شوند.

چرا باید از گذشته فرار کرد؟ من تمام آلبوم های قدیمی خودم را نگه داشتم. همه ما گذشته ای داشتیم، ما نمی توانیم گذشته را پاک کنیم چون گذشته همیشه هست و ما اگر اصرار بیجا برای حذف گذشته کنیم بیشتر دچار انزوا و افسردگی خواهیم شد و برای همین عده ای از بچه ها به مسیرهایی میروند که مناسب نیست و بیراهه است

یعنی به نظر شما این مشکلات به خاطر فرار از گذشته هست؟

بچه ها بعد از عمل تلاش می کنند تا پذیرش جامعه را برای خود به عنوان مرد یا زن به دست آورند. پیش از عمل هم سعی میکنند تا به جامعه ثابت کنند زن یا مرد هستند.اما اگر جراحی کردی و اکنون به چیزی که میخواستی رسیدی از این به بعد تنها به زندگی خودت فکر کن و سعی نکن برای پذیرش جامعه تلاش کنی زیرا اگر تو در مسیر خودت قرار بگیری جامعه ناخودآگاه تو را می پذیرد.شما با جراحی نشان دادید که شهامت دارید و این شهامت شما را به جامعه اثبات کرده و ثابت کرده شما زن یا مردی که میخواستید هستید.

اگر قرار باشد قبل از عمل از مردم فرار کنیم و بعد از عمل هم از مردم فرار کنیم فقط زندگی خود ما هدر رفته است. قبل از عمل در فرار باشیم که من دختر/پسر نیستم و بعد از عمل هم فرار کنیم که من ترنس نبودم. این کار اشتباه هست و تنها عمر خودمان را هدر دادیم.

گاهی دوستانم به من ایراد میگیرند که چرا وقت میگذاری و به ترنس های دیگر کمک میکنی، در صورتی که قرار نیست زمانی که مشکل من حل شد دیگران را فراموش کنم. کسانی هستند که هنوز مشکل دارند و نیاز به کمک دارند. وقتی جوانی که با خانواده خودش مشکل دارد و طرد شده، چرا من که موقعیت و فرصت کمک به او را دارم نباید این کار را انجام دهم؟ در تمام سیستم ها زمانی به اقلیت ها کمک میکنن که افراد آن اقلیت به خودشان کمک کنند.

حالا که تقریبا همه مردم از طریق رسانه ها می دانند شما یک تراجنسی بودید و جراحی کردید، برخورد مردم با شما چطور است؟

من خدا را واقعا شکر میکنم چون هیچوقت دیدن و شنیدن و یاد گرفتن را ترک نمیکنم و دائم در حال پویایی و جلو رفتن هستم، حالا به جایی رسیدم که اگر کسی هم بداند به خودش این جسارت را نمیدهد که بخواهد چیزی درباره گذشته من بگوید. زمانی که طرف مقابلم می‌بیند که من اینقدر اعتماد به نفس دارم و اینقدر به خودم باور دارم، خودش متوجه می شود که اگر بخواهد چیزی بگوید حتما از من جوابی خواهد شنید البته نه با واکنش بد بلکه با واکنش خوب. اما وقتی می‌بینند من توجهی به نگاه ها و رفتار های آن ها ندارم دیگر جسارتی برای توهین نخواهند داشت.

از کی متوجه تراجنسی بودن خودتان شدید؟

من از پنج سالگی فهمیدم که با دیگران فرق دارم


ادامه در پست بعدی
     
#17 | Posted: 13 Mar 2014 12:20
ادامه پست قبلی

کی متوجه شدید که در ایران هم می توان چنین کاری را انجام داد؟

من تقریبا سال های ۶۷ و ۶۸ بود که متوجه شدم در ایران هم امکان چنین کاری هست. اما مساله این بود که من آمادگی برای انجام آن داشته باشم یا نه.

یکی از مشکلات بچه ها این است که هنوز به اطمینان نرسیده اند و برای جراحی عجله میکنند. هنوز اطمینانی ندارند که آیا تراجنسی هستند یا شاید فقط یک مشکل روحی و هورمونی داشته باشند. اگر پروسه خودشناسی کمی بیشتر طول بکشد و بچه ها به اطمینان بیشتری نسبت به خودشان برسند مطمئنا دیگر دچار مشکلات و درگیری های بعد از جراحی نمیشوند و بعد از جراحی اگر پویایی را ادامه بدهند مطمئنا خیلی بهتر از این زندگی خواهند کرد.

من سال ۶۷ پیش دکتر محرابی مراجعه کردم و دکتر در همان جلسه اول من را تایید کرد. من بین سال های ۶۷ تا ۷۲ به کارهای تدریسم رسیدگی میکردم، بازیگری میکردم، روانپزشکم را ادامه دادم و در عین حال به این فکر میکردم که اگر من هر حرکتی را انجام دهم ممکن هست در آینده باعث انزوا و تنهایی من بشود یا نه.

آقای ارسطو آیا خانواده از این مساله آگاه بودند و شما را حمایت کردند؟

من خوشبختانه در یک خانواده روشنفکر بودم و همه می دانستیم دموکراسی یعنی چه و به حریم خصوصی هم احترام میگذاشتیم. پدرم خودش یک جراح بود و همیشه به من میگفت تو باید پرویز (برادر آقای ارسطو) میشدی و پرویز تو! چون همیشه کارهای پسرانه خانه را انجام می دادم.

ولی هیچوقت به پدر و مادرم حرفی نزدم چون سن ایشان بالا بود ولی خواهرم در جریان بود. من سال ۷۵ به خانواده اعلام کردم. زمانی هست که شما درباره موضوعی مشورت می‌کنید اما من نیازی به مشورت نداشتم چون تصمیمم را گرفته بودم و تنها تصمیمم را اعلام کردم. خواهر زاده های من به راحتی قبول کردند چون از ابتدا هم من بیشتر برای آن ها دایی بودم و همیشه من را با نام واقعی ام صدا می کردند.

وقای می دیدند یک آدم مطمئن و با ثبات دارد با آن ها حرف می زند خیالشان راحت بود. من همیشه به بچه ها گفتم که به جای جنگ با خانواده ها به آن ها آگاهی بدیم. وقتی یک ترنس اغراق در پسر بودن یا دختر بودنش می کند حتی من هم او را نمی پذیرم. با آرایش های آنچنانی یا لباس های آنچنانی چیزی درست نمی شود. معمولی بودن بهترین چیز است مثل اکثر زنان یا مردانی که در جامعه هستند.

سعی کنند خوب بودنشان را کمی بیشتر در خانواده نمایش دهند. مهربانی شان را بیشتر در خانه تراوش کنند. خود من زمانی پرخاشگر بودم ولی حداقل ظاهری سعی می کردم مهربان باشم که همه بدانند من اگر عصبی هم می شوم چیزی در دلم نیست. اینکه خانواده یا اطرافیان را مقصر بدانیم و به دنبال مقصر باشیم بی فایده هست. به جای این کار باید به دنبال راه حل بود. نباید به خاطر مقصر جنگید بلکه باید برای راه حل تلاش کرد.

وقتی هنوز مشخص نیست که دلیل تراجنسی بودن یک فرد چیست، چه اتفاقی برای جنین رخ می دهد که یک فرد تراجنسی می شود نباید دنبال مقصر بود. این مساله من را یاد لورکا می اندازد که در نمایشنامه نابارور خود پیرزنی به یرما می گوید: «تو زمانی بارور میشوی که عشقت را محکم در آغوش بگیری ولی تو کس دیگری را دوست داری» من زمانی که درباره این موضوع فکر میکنم یاد این نمایشنامه و جمله زیبای لورکا می افتم :

وقتی قرار هست یک حرکت بزرگ کنیم باید راه خودمون را هم بزرگنر انتخاب کنیم

آیا تا به حال در حوزه خودتان فعالیت یا کمکی برای تراجنسی ها انجام دادید؟

من تا به حال یک فیلم کوتاه ساختم و در حال پیگیری برای ساخت یک فیلم بلند سینمایی نیز هستم که اگر فیلم نامه آن تصویب شود خود من در آن ایفای نقش میکنم. البته در این بین مشاوره هایی هم به برخی کارگردان ها مثل خانم طائر پور دادم

واکنش اهالی رسانه و سینما و تئاتر به موضوع تغییر جنسیت شما چطور بود؟

خوب بود. اتفاقا در زمان تغییر من بازرس انجمن سینما بودم و من اصلا یاد ندارم که کسی جز سامان به من گفته باشد

یعنی هیچ واکنش بد یا کنجکاوی نسبت به این موضوع نبود؟

نه کسی برخورد بدی نداشت اما کنجکاو بودند که البته طبیعی هست و من سعی کردم همه چیز را به صورت علمی برایشان توضیح بدهم و هیچ ابایی هم از توضیح نداشتم. این همان آگاه سازی هست . اشکالی ندارد.

در مصاحبه های قبلی تان گفته بودید که یکی از دلایل دیر جراحی کردنتان ترس از تنهایی بعد از عمل بود؟ حالا نظرتان چیست؟ آیا تنها شدید؟

من به شدت معاشرتی هستم. ولی بعد از عمل اصلا تنها نشدم. شاید در اوایل عده ای تنهام گذاشتند اما به مرور زمان پذیرفتند و دوباره در کنارم بودند.

یعنی ترس از تنهایی یک خیال کاذب یود؟

درسته. چون من باید جایگاهم رو محکم تر می کردم. من به عنوان یک فرد هنری و کسی که جایگاه اجتماعیم برایم مهم است باید موقعیت خودم را تثبیت می کردم

به نظر شما بزرگترین مشکل جامعه تراجنسی چی هست؟

به نظر من مشکل ما مردم نیستند. مشکل ما آگاهی سازی هست. اگر رسانه ها اطلاع رسانی کنند و آموزش دهند مردم یاد میگیرند و مثلا اگر بچه ای در مهد کودک مشکوک به تراجنسی بودن باشد خانواده به سرعت متوجه می شوند و کمک می کنند.
بچه های ما مثل کاسپیهازر می مانند. استعداد دارند اما آموزش ندیدند. مردم ما به تنهایی مقصر نیستند.

از نظر قانون و حمایت های دولتی چطور؟

اتفاقا روند اداری و سیستمی مشکل دارد.زمانی که وزارت بهداشت باید مسئول بچه های ترنس باشد اما این مساله به بهزیستی منتقل می شود خودش یک ایراد است. زمانی که تراجنسی به عنوان یک آسیب اجتماعی طبقه بندی می شود خودش اولین گام اشتباه است.

برای همین هم هست که خانوده به فرزندشان نیز به چشم آسیب نگاه می کنند و با او برخورد می کنند. خیلی از روانپزشک های ما این مساله را یک توهم زودگذر می دانند با اینکه درباره این موضوع مطالعه دارند اما نمی خواهند این مساله را قبول کنند. ما یک جراح تخصصی برای این کار نداریم و این کار را جراح های زیبایی انجام می دهند. جراحی ما ترنس ها پیکر تراشی هست و نیاز به ظرافت و تخصص دارد. هیچ آمار جامعی وجود ندارد.

فست فودی که من شش سال هست همیشه به آن سر می زنم شاید درباره گذشته من بداند اما من همیشه براش آقای ارسطویی هستم که بازیگر هست و قابل احترام و همیشه با هم دوست هستیم چون یاد گرفته. اگر رسانه ها هم درباره این مساله آگاهی بدهند دیگر این علامت سوال برای مردم حل می شود و زمانی که یک ترنس را ببینند تعجب نمی کنند.

شما خودتان اولین بار از کجا یاد گرفتید که تراجنسی یعنی چه؟

من از اینترنت و مطالعه یاد گرفتم.

و حرف آخر؟

حرف آخرم این هست که هرچه هستید شاد باشید برای اینکه همه چیز میگذرد و منتظر شما نمی ماند. دنیا جایی برای ایستادن ندارد و همه چیز در حال جلو رفتن هست
اینکه گذشته ما چی بوده هیچ مشکلی را حل نمی کند. نمی شود دنیا را نگه داشت تا شما پیشرفت کنید و به دنیا برسید. مهم این هست که الان چه داری.مهم این هست که چقر مطالعه داری، چقدر بلدی یاد بگیری و چقدر یاد بدی.مشکل ما این هست که ما برای هم وقت نمی گذاریم. من حاضرم از طریق شما یک جلسه گروهی برای بچه هایی که عمل نکردند بگذارم تا دور هم جمع بشیم و یاد بگیرند.
ما باید درباره این موضوع باید بارها صحبت کنیم تا قبح این مساله بریزد، برتول برشت نمایشنامه نویس آلمانی می گوید : انسان ها اگر در آب هم زندگی کنند مشکلی ندارند چون عادت می کنند این عادت کردن خصوصیت ذاتی انسان است.
     
#18 | Posted: 6 Apr 2014 17:09
هشت حرفی که نباید به یک فرد ترنس جندر بگویید

لاورن کاکس؛ بازیگر ترنس جندر که در نقش یک ترنس جندر در سریال پربیننده یآمریکایی به نام "نارنجی همان سیاه است" بازه کرده است.


فرض کنید اولین بار است با یک فرد ترنس جندر آشنا شده اید یا تازه متوجه شده اید که این شخص ترنس است. واقعاً موقعیت عجیب و خارق العاده ایست. مگر نه؟!! شما ممکن است سؤال هایی به ذهنتان خطور کند، ولی مهم است بدانید بعضی سؤال ها را نباید بپرسید. با اینکه می دانیم از این کنجکاوی منظور بدی ندارید ولی سعی می کنیم مواردی را که مهم است در طرز گفتار خود و آداب اجتماعی خود با افراد ترنس جندر رعایت کنید برایتان برشمریم :



آیا عمل تغییر جنسیت انجام داده ای؟

سؤالی که در واقع شما دارید می پرسید این است؛ "راجع به وضعیت اندام های تناسلیت و تمام امور شخصی مربوط به بدنت توضیح بده." کافیست تصور کنید، شخصی غیر از پزشک شما از شما چنین توضیحی را بخواهد. چه احساسی به شما دست خواهد داد؟

کی تصمیم گرفتی که مرد/ زن شوی؟

همانطور که یاد گرفته ایم از شخصی که گی یا لزبین است نپرسیم کی گی یا لزبین شدی از شخص ترنس هم نمی پرسیم؛ کی تصمیم گرفتی ترنس شوی. جواب ساده این است که؛ ترنس ها نیز اینگونه به دنیا آمده اند. آنها معمولاً خیلی زود به تفاوت خود با دیگر همسالانشان پی می برند ولی مسلماً از یک بچه ی سه یا چهار ساله که هنوز به درک کاملی از خود نرسیده نمی توانید توقع داشته باشید برای شما هویت جنسیش را توضیح دهد.

حالا تو زن هستی یا مرد هست؟

ما همیشه در درون هویت واقعی خود را داشته ایم ولی قدرت آشکارا زندگی کردن با هویت واقعی خود را همه از ابتدا نداریم. این مشکل نیز به فرهنگ جامعه و پذیرش اطرافیان باز می گردد. به همین خاطر بسیاری از ما فرصت کمتری برای زندگی کردن با هویت جنسی واقعی خود در اجتماع را به دست می آوریم.

تو شبیه یک مرد/ زن واقعی هستی. من اگر نمی دانستم نمی توانستم تشخیص دهم ترنس جندری!

ممکن است شما از این حرف منظور خوبی داشته باشید. شما می خواهید از دوستتان تعریف کنید چون به نظرتان زیباست. ولی وقتی به این شکل آن را عنوان می کنید، در واقع دارید می گویید فکر نمی کنید او یک مرد یا یک زن واقعیست. ما پینوکیو نیستیم، ما همیشه واقعی بوده ایم.

آیا شما به خاطر گرایش به همجنس بیولوژیکتان ترنس شده اید؟

هویت جنسی ربطی به گرایش جنسی ندارد. مثل هر فرد دیگری بین ترنس ها هم تنوع در گرایش جنسی وجود دارد؛ ترنس گی، ترنس لزبین، دگرجنس گرا و غیره.

شما در اتاق خواب چه کار می کنید؟

در اتاق خوابم با پارتنرم به نحوه های مختلف سرگرم می شویم ولی بیشتر مواقع می خوابم، بعضی شب ها هم کتاب می خوانم.
همانطور که شما از رئیس خود، برادر و مادر خود چنین سؤالی را نمی پرسید، چون مصداق فضولی است، محبت کنید و با دوست ترنس خود نیز وارد این مباحث نشوید.

خب، حالا نام واقعی تو چیست؟

این یکی دیگر از همان سؤال هاییست که نشان می دهد شما هویت این فرد را معتبر نمی دانید. اگر یک مرد ترنس خود را سامان معرفی می کند معنیش این است که نامش سامان است. خودش می تواند تصمیم بگیرد که درباره ی نامی که پدر و مادرش زمان تولد برایش انتخاب کرده اند حرف بزند یا نزند.

آیا هنوز به [....] علاقه داری؟

گاهی از ترنس جندرهای ورزشکار یا هنرمندی که پروسه ی تغییر جنسیت را طی کرده اند یا آشکارسازی کرده اند پرسیده می شود که آیا هنوز مثلاً به فوتبال علاقه دارند یا آیا هنوز به نقاشی علاقه دارند. حتی گاهی پرسیده می شود که؛ "تو هنوز آبجو دوست داری؟". راهنمای کلی درباره ی این سؤالات این است که؛ بدانید و آگاه باشید که رفتارها، فعالیت ها و اشیاء جنسیت ندارند. فکر نکنید بعضی کارها مردانه اند و بعضی زنانه. مردانی هستند که عاشق آشپزی هستند و زنانی هستند که عاشق فوتبال و ریاضی و برعکس.

با این چند نکته شما با مهم ترین سؤال هایی که باید از پرسیدنش از دوست و همکار ترنس جندر خود و هر شخص دیگری خودداری کنید آشنا شده اید.
     
#19 | Posted: 5 May 2014 11:35
ترانس سکشوال‌ یا تراجنسی‌؛ زیستن در کالبد جنس مخالف


در زندگی اجتماعی انسان عضویت در گروه و برخورداری از مزایای آن در رضایت فردی نقش مهمی به عهده دارد. در جریان پروسه‌ عضویت در یک گروه معمولا دو عامل نقش مهمی ایفا می‌کند: نخست پذیرفته شدن از سوی جمع و دوم احساس تعلق فرد به آن.
حال اگر ویژگی گروه‌های اجتماعی بنابر سنت‌های تاریخی و باورهای مذهبی و فرهنگی به شکلی تعریف شود که برخی را شامل نشود، مواجهه با واقعیت‌های زندگی برای آن دسته پیامدهای سخت‌تری به همراه خواهد داشت.
به عنوان مثال جامعه‌ای را در نظر بگیرید که تنها جنس مرد و زن را به رسمیت می‌شناسد و گرایش جنسی سالم از نظر آن دگرجنس‌خواهی یعنی کشش جنسی و عاطفی مرد به زن و بالعکس است.


در چنین جامعه‌ای مردان یا زنان همجنس‌گرا اغلب با پدیده‌ طرد از اجتماع مواجه می‌شوند. این موضوع علاوه بر هم‌جنس‌گرایان که با گرایش‌جنسیتی معمول (دگرجنس‌خواهی) مطابقت ندارند در مورد اقلیت‌های دیگر جنسی همچون ترانس‌ (تراجنسی‌)، دوجنس‌گرا و تراجنسیتی‌(ترانس‌جندر) نیز صادق است. هدف این نوشته توضیح پدیده‌ تراجنسی و تصحیح برخی تصورات نادرست نسبت به آن است.

گذار از مرز یک جنسT تراجنسی یا ترانس (Transsexual) به فردی گفته می‌شود که احساس ذهنی وی از جنسیت خود در تضاد با جنس فیزیکی که با آن به دنیا آمده باشد. در واقع تراجنسی بودن وضعیت متضاد بین جنس و جنسیت فرد است. وقتی که به عنوان نمونه فردی با جنس مرد به دنیا آمده و در از نظر ذهنی خود را زن می‌داند.(و همین طور بالعکس)

در توضیح تفاوت این دو اغلب تاکید می‌شود که جنس (Sex) مجموعه‌ای از مشخصات فیزیکی فرد است در حالی که جنسیت (Gender) به ویژگی‌های ذهنی و هویتی فرد بازمی‌گردد. جنس و جنسیت افراد به صورت یک طیف پیوسته در نظر گرفته می‌شود که در دو سوی آن مردانگی و زنانگی قرار دارند و افراد مختلف بنابر شاخصه‌های فیزیکی و اکتسابی در نقاط مختلفی از این طیف قرار می‌گیرند.


هویت جنسیتی (Gender Identity) افراد بنابر نظر اکثر روان‌پزشکان در سنین کودکی (حول و حوش سه‌سالگی) شکل می‌گیرد و پس از آن غیر قابل تغییر است. بنابر این تراجنسی‌ها به دو دسته‌ کلی تقسیم می‌شوند: کسانی که زن به دنیا آمده و اما احساسات درونی آن‌ها مردانه است (ترامرد) و در مقابل گروهی که مرد متولد شده‌اند و خود را زن می‌دانند (ترازن).

پیشوند ترا (یا ترانس) در واژه‌هایی مثل تراجنسی، ترامرد و ترازن معادلی است برای (Trans) در عبارت انگلیسی که خود مخفف (Transition) به معنای گذار و انتقال است. یعنی فرد تمایل دارد تا از جنسی که در آن متولد شده به جنس مخالف گذار کند. در نتیجه‌ هویت جنسیتی که در سنین کودکی شکل می‌گیرد، اغلب تراجنسی‌ها در سال‌های دبستان از ناراحتی خود آگاه هستند و مشکلات آن‌ها با خانواده، دوستان‌شان و جامعه از همین دوره آغاز می‌شود.

ترانس‌ها بخشی از گروه تراجنسیتی‌ یا ترانس‌جندر (Transgender) به شمار می‌روند. تراجنسیتی یک مفهوم کلی برای توصیف افرادی است که جنسیت ذهنی آن‌ها با جنسی که در آن متولد شده‌اند انطباق ندارد. تراجنسیتی خود شامل زیرگروه‌هایی نظیر تراجنسی، دگرجنس‌پوش (Transvestite) یا مبدل‌پوش‌ها (Crossdress)(افرادی که مایل هستند در پوشش و ظاهر به صورت جنس مخالف ظاهر شوند که می‌تواند شامل زنانه‌پوش و مردانه‌پوش شود)، کوئیرها و چندین گروه دیگر است.


دپارتمان جامعه‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا واقع در سانتاباربارا تراجنسیتی را این گونه تعریف می‌کند: «تمام افرادی که احساس می‌کنند آناتومی جنسی‌شان با هویت جنسیتی آن‌ها مطابقت ندارد و همچنین آن‌ها که ظاهر و رفتارشان با نقش‌های جنسی که جامعه از ‌آن‌ها انتظار دارد هماهنگی ندارد.»

تراجنسی‌ها و دیگر گروه‌های دگرباشدگرباش معادل فارسی است که برای معادل انگلیسیLGBT در نظر گرفته شده، LGBT خود مخفف حروف نخست واژه‌های Lesbian، Gay، Bisexual و Transgender است.
در حالی که سه گروه دیگر دگرباشان یعنی لزبین‌ها (همجنسگرایان زن)، گی‌ها (همجنس‌گرایان مرد) و دوجنس‌گرایان به گرایش جنسی افراد اطلاق می‌شوند، تراجنسیتی (و همین طور ترانس یا تراجنسی به عنوان یک زیر گروه آن) برای توصیف هویت جنسی بکار گرفته می‌شود.


در نتیجه نبایستی یک تراجنسی را با یک همجنسگرا یکی فرض کرد و اشتباه گرفت. در حالی که همجنس‌گرایان بین ۲ تا ۵ درصد افراد جامعه را تشکیل می‌دهند (این درصد در بررسی‌های مختلف تا ۸ هم ذکر شده) آمارها در مورد تراجنسی‌ها رقمی در حدود یک در ۳۰۰۰۰ هزار را نشان می‌دهد.
هم‌جنس‌گرایی از دو دهه‌ پیش توسط اغلب انجمن‌های معتبر روان‌شناسی و روان‌پزشکی در دنیا از فهرست بیماری‌های روانی خارج و به عنوان یکی از سه گرایش طبیعی جنسی شناخته شده است. در این بین تراجنسی به همراه دگرپوشی از سوی پزشکان به عنوان یک اختلال در هویت جنسی شناخته می‌شود.

تفاوت عمده‌ تراجنسی‌ها با گروه‌های دیگر در تعریف دستورالعمل تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM) ذکر شده: « یک ترانس کسی است که به علت تضاد میان هویت و اندام جنسی خود (و رنج ناشی از آن) درخواست درمان به منظور پیوستن به جنس مخالف را دارد.» تراجنسی که از آن با عنوان بی‌قراری جنسیتی (Gender Dysphoria ) هم یاد می‌شود نبایستی با هرمافرودیت یا دوجنسی به معنای فردی که دارای اندام تناسلی هر دو جنس مذکر و مونث اشتباه گرفته شود. (دوجنسی واقعی پدیده‌ای نسبتا نادر است)

تفاوت دیگر بین این دو گروه آن است که همجنس‌گراها با جنسیت خود مشکلی ندارند، آن‌ها از اندام فیزیکی و جنسی که دارند احساس رضایت می‌کنند، تنها برخلاف انتظار جامعه به جای جنس مخالف به همجنس‌ خود گرایش و کشش جنسی و عاطفی دارند. تراجنسی‌ها اما از جنسی که در آن قرار دارند رنج می‌برند و خواستار تغییر جنسیت به جنس دیگر هستند، در واقع درمان یک ترانس سکشوال همان چیزی است که وی خود طلب می‌کند: تغییر جنسیت که بطور معمول شامل دو مرحله‌ی کلی است، دوره هورمون درمانی و سپس جراحی‌های تغییر جنسیت.


تفاوت عمده تراجنسی‌ با دیگر گروه‌های تراجنسیتی مانند مبدل‌پوش‌ همین مساله است که گروه‌های دیگر نیازی به درمان ندارند (یا خواستشان این نیست) در حالی که یک ترانس سکشوال احساس می‌کند زندگی در جنسیت فیزیکی‌ که دارد قابل تحمل نیست و صرف پوشیدن لباس جنس مخالف یا ایجاد شباهت ظاهری برای رضایت او کافی نیست.

در مورد هم‌جنس‌گرایان در اکثریت قریب به اتفاق موارد چنین نیست و فرد اگر آگاهی کافی در مورد وضعیت و گرایش طبیعی جنسی خود داشته باشد به دنبال درمان نیست. (از آنجایی که همجنسگرایی یک گرایش طبیعی جنسی است درمان آن توسط نهادهای معتبری مثل انجمن روانشناسان امریکا (و بسیاری نهادهای مشابه دیگر) نهی شده و اصرار به اقدامات درمانی معطوف به تغییر گرایش جنسی افراد می‌تواند آسیب‌های روانی جدی و غیرقابل بازگشتی ایجاد کند).

نیز یک تراجنسی اگر چه معمولا به همجنس خود گرایش جنسی دارد ولی همجنسگرا نیست. به عنوان مثال یک ترامرد (ترانس سکشوالی که زن به دنیا آمده ولی خودش را مرد حس می کند) مادامی که تغییر جنسیت نداده و طبعا پس از آن می‌تواند به یک زن گرایش جنسی داشته باشد و از این نظر دگرجنس‌گرا محسوب می‌شود، چرا که ملاک گرایش جنسی نه لزوما اندام جنسی که جنسیت نشات گرفته از هویت افراد است.

ذکر این نکته مهم است که همان طور که به دلیل تابوهای وابسته به مردسالاری همجنس‌گرایی میان دو مرد به نسبت دو زن به مراتب سخت‌تر از سوی جوامع پذیرفته می‌شود، در مورد تراجنسی‌ها نیز عمدتا یک ترازن (مردی که تمایل به زن شدن دارد) از نظر پذیرفته شدن در میان خانواده و جامعه شرایط دشوارتری را نسبت به یک ترامرد تجربه می‌کند.

در واقع جامعه‌ مردسالار الگوی مطلوب خود را در قالب فاعل مسلط به مثابه یک نقش جنسیتی برای مردانش تعریف می‌کند، در نتیجه قرار گرفتن مرد را در جایگاه همجنس‌گرا یا تراجنسی و به دنبال آن سرپیچی از نقش‌های جنسیتی سنتی را تحمل نکرده و معمولا مجازاتی از نوع طرد در مورد آن نظر می‌گیرد.

این شکل از عدم توجه به نیازهای عاطفی تراجنسیتی‌ها عواقبی همچون فروپاشی شخصیتی و ناراحتی‌های روحی را به دنبال دارد. نتایج یک نظرسنجی آماری که در سال ۲۰۱۱ انجام شد نشان می‌داد ۴۱ درصد افراد تراجنسیتی در طول عمر خود دست کم یک بار اقدام به خودکشی کرده‌اند. در میان ترانس‌های طرد شده و بی‌خانمان ۶۹ درصد و آن‌ها که از سوی یک پزشک رد شده بودند،۶۰ درصد سعی کرده بودند خودشان را از بین ببرند.


دو سوم از تراجنسیتی‌هایی که در خانواده‌ مورد برخورد خشن واقع شده بودند هم اقدام به خودکشی کرده بودند. نتیجه‌ پژوهش نشان داد اغلب ترانس سکشوال‌هایی که خودکشی کرده بودند از تبعات تبعیض یا خشونت (نظیر تجاوز جنسی) رنج می‌بردند.
تبعیض یا برابر فرض نشدن در موقعیت‌های مختلف انسانی اشکال متعددی دارد. از تبعیض علیه شهروندان جامعه تا تبعیض جنسیتی علیه زنان، تبعیض علیه قومیت‌ها و مذاهب و همین طور نسبت به دگرباشان جنسی.

در این بین به عنوان بخشی از بدنه‌ اجتماعی که برای دست یافتن به دنیای بهتر تلاش می‌کند، کمترین مسئولیت ما در قبال این میزان محرومیت افراد از حقوق‌ انسانی‌شان (اگر دردی را چاره نمی‌کنیم) باید تمرین شکلی از «مدارای اجتماعی» باشد، در کنار آن بالا بردن آگاهی و درک عمومی نسبت به مسائل منجر به نقض حقوق اقلیت‌ها در میان جامعه‌ای که قرار است فردای بهتر را تجربه کند.
فردای بهتری که با ترویج نفرت، عدم تحمل و نادیده گرفتن یکدیگر دست نیافتنی‌ است.


کوهیار گودرزی
فعال حقوق بشر

به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
     
#20 | Posted: 24 Jan 2016 11:20 | Edited By: bamdad_2014
هزینه های تراجنسی بودن

این یک واقعیت است که با وجود این همه اطلاع رسانی اما باز هم تراجنسی در ایران ناشناخته است و یا بد فهمیده شده است.




اما به نظر شما برای تراجنسی بودن چقدر باید هزینه پرداخت کرد؟

چه مقدار لازم است تا بپردازیم تا خود واقعی مان باشیم،شاید وقتی صحبت از هزینه میکنیم واضح ترین و شاخص ترین آن هزینه مالی باشد، چیزی که خیلی ها درباره آن صحبت کرده اند و آن را بارها و بارها برررسی کرده اند.اما ما در این مطلب تنها هزینه ای که از آن صحبت نخواهیم کرد هزینه مالی است و ما قرار است عمیق تر به مساله بپردازیم و به هزینه هایی بپردازیم که دیده نمی شوند اما بسیار مهم تر و سخت تر از هزینه های مالی هستند.

قرار است به هزینه هایی برای رسیدن به خود واقعی مان بپردازیم.هزینه هایی که یک تراجنسی مجبور به پرداختن آن هستند.

هزینه خانواده و دوستان :

خانواده و دوستان یک تراجنسی اکثرا او را نمی پذیرند و فرد تراجنسی مجبور است بین خانواده و دوستانش و خود واقعی اش بودن یکی را انتخاب کند.شاید در صحبت راحت باشد اما تصور کنید از فردا دیگر باید قید خانواده و دوستان قدیمی تان را بزنید و مسیر زندگی را تنها طی کنید. حالا اگر این مسیر ناهموار باشد که کار سخت تر هم می شود.این هزینه سنگینی برای یک تراجنسی است و حتی ممکن است بسیاری از تراجنسی ها به دلیل وابستگی و تعلقات روحی و عاطفی نتوانند از پس این هزینه بر بیایند و عطای خودشان بودن را به لقای خانواده ببخشند و کیفیت زندگی شان به شدت پایین بیاید و دچار مشکلات روحی شدیدی شوند.

هزینه شغلی :

تصور کنید قرار است در محیطی کار کنید که تا دیروز شما را به جنس دیگری می شناختند و از امروز قرار است شما را با جنس دیگری ببینند.شاید پیش خود بگویید مهم نیست شغلم را تغییر می دهم، اما اگر سالها برای رسیدن به این شغل زحمت کشیده باشید چه؟

مبادله یک موقعیت شغلی که برایش سالیان سال زحمت کشیدید و یا شاید حتی آرزوی شما بوده با رسیدن به خود واقعی تان هزینه سنگینی است که اگر تراجنسی باشید باید پرداخت کنید.در ایران قانون حمایتی برای تراجنسی های شاغل وجود ندارد و رفتار مدیران مشاغل با این موضوع سلیقه ای است.

اقدام به تغییر جنس در محیط های کاری یک ریسک بزرگ است که یک سمت آن از دست رفتن شغل شما است و سمت دیگر باقی ماندن در شغل.ریسکی که احتمال باختن شما بیشتر از برد در آن است.

هزینه های اجتماعی :

چه بخواهید و چه نخواهید هر تراجنسی در حین طی کردن مراحل تغییرش و در برهه ای از زمان، رفتار و ظواهری دارد که از نگاه جامعه هنجار شکن است.تغییر در اندام، سبک پوشش و مانند این مسائل ناگزیر است و در برهه ای از زمان فرد تراجنسی در مرحله ای قرار میگیرد که مورد قضاوت های نا به جا از سمت جامعه به خاطر ظاهرش قرار میگیرد.

این فرد دو راه دارد، یا باید تمام این مدت در خانه حبس باشد و بیرون نرود و از خدمات اجتماعی و مراودات اجتماعی به دور باشد تا مورد قضاوت های غلط قرار نگیرد و یا در جامعه رفته و با تهدیدات و آزار های اجتماعی روبرو شود.هر دو راه سخت و نگران کننده است.فرد ترنس مجبور است بین این هزینه اجتماعی و خودش بودن یکی را انتخاب کند.

هزینه سلامت :

اگر شما تراجنسی باشید و به دنبال جراحی تغییر جنس باید حواستان جمع باشد که بعد از جراحی ممکن است کارکرد اندام جنسی تان کاملا سالم و عالی نباشد. هر جراحی عوارض جانبی و خطاهایی دارد که ممکن است اثراتی بر روی سلامت شما بگذارد.

از سمت دیگر غدد هورمون ساز شما از بدنتان خارج می شود و جایگزین نمی شود پس مجبور هستید برای سلامت خود هورمون های مصنوعی مصرف کنید. این هورمون ها نیز در صورتی که توسط پزشک متخصص بررسی نشود و آزمایش های دوره ای انجام نشود ممکن است به کبد شما آسیب بزند.در سمت دیگر اگر یک تراجنسی که نیاز به جراحی دارد به سمت جراحی نرود به دلیل نفرت از جسم و نبودن در جایگاه واقعی اش دچار انزوا و افسردگی می شود و نمی تواند حضور موفقی در جامعه داشته باشد.

یک تراجنسی جراحی را برای لذت جنسی و یا بی بند و باری های جنسی انجام نمی دهد کما اینکه اگر بنا بر این بود بدون جراحی بهتر و بیشتر می توانست به آن بپردازد. بلکه او با جراحی که از عوارض احتمالی آن آگاه است برای خودش بودن تلاش می کند،این ها مساله بزرگی برای یک تراجنسی است و ذهن بسیاری را درگیر خود می کند.انتخاب بین به خطر انداختن سلامت و بودن در جایگاه واقعی خود انتخاب سختی است که تنها باید تراجنسی باشید تا آن را درک کنید.

هزینه فرصت :

به زبان ساده هزینه فرصت یعنی وقتی شما درگیر یک مساله و موضوع می شوید باید زمان و فرصتی را برایش صرف کنید. اما اگر شما این فرصت و زمان را می توانستید در جای بهتری خرج کنید و بازدهی بیشتری بگیرید پس ضرر کرده اید.حال این هزینه فرصت می تواند مادی یا معنوی باشد.

اما یک تراجنسی مجبور است زمان و فرصتی را که می تواند به شکوفایی استعدادهایش و پیشرفت های زندگی بپردازد، باید به دست و پنجه نرم کردن با روند مجوز، اصطکاک با جامعه و ثابت کردن خودش اختصاص دهد.حتی او پس از جراحی نیز مجبور است بخشی از فرصت های شکوفایی و پیشرفت خود را برای یاد گرفتن ریزه کاری های جنس جدید و منطبق شدن با دنیای جدیدش بگذارد.

این مسائل باعث می شود تا یک تراجنسی چندین سال از زندگی اش را برای خودش بودن صرف کند و نتواند به راحتی از تمام سال های زندگی اش استفاده کند،هزینه فرصت، هزینه سنگینی برای تراجنسی بودن است. هزینه ای به ثیمت سال های عمر،هزینه ای که بر فرد تحمیل می شود و مجبور به پرداختن آن است.

بسیاری از این هزینه ها بر یک تراجنسی تحمیل نمی شود اگر جامعه به آگاهی و دانشی برسد که تراجنسی ها را منجرف، آخر الزمانی و یا خوشگذران نبیند و متوجه شود تراجنسی ها انتخاب نمی کنند که اگر قادر به انتخاب بودند نیازی به این پرداخت این هزینه ها نداشتند.
     
صفحه  صفحه 2 از 3:  « پیشین  1  2  3  پسین » 
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان / اولین بازیگر زن سینما و تلویزیون ایران که تغییر جنسیت داد و مرد شد!+عکس بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites