تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Homosexuals - همجنسگرایان

خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی

صفحه  صفحه 10 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین »  
#91 | Posted: 12 Aug 2016 07:56
عجب کیری داشت این پسر!(۴)
.........کیرشو که همچنان شق و رق بود با کرم چرب کرد یه کمیشم به سوراخ کونم مالید و خوابید روم
اول کیرشو خوابوند لای شکاف کونم و یه کم مالید درِ کونم بعد سرکیرشو دم سوراخ کونم گذاشت و کرد توکونم
همینطور که فرو میکرد درد زیادی تو کونم احساس کردم آخه تا اون وقت کیری به این کلفتی تو کونم نرفته بود
من برای اینکه درد کونم کمتر بشه سینه خیربه سمت جلوحرکت میکردم اونم همچنان به فروکردن کیرش ادامه میداد
یادم هست تمام طول اتاق را سینه خیز رفتم بلکه درد کمتری بکشم و ازش میخواستم یواش تر بکنه .
میگفتم کیرت مهربون باشه من کیر مهربون میخوام اونم که پسری حرف شنو بود کمی یواش ترش کرد
تا اینکه آبش اومد و ریخت تو کونم..............
     
#92 | Posted: 20 Oct 2016 12:17
یه هم اتاقی داشتم یه شب نصفه شب بود دیدم از پشت بغلم کرده و کیرشو چسبونده از رو‌شلوار به کونم من هم خوشم اومدو خودمو هل دادم عقب بعد یه مدت رومون به هم وا شد و لباسا رو درآوردیم و کیرشو تا ته میکرد توی کونم

کونی ام و زنونه پوش
     
#93 | Posted: 14 Dec 2016 13:40
.... رفتم سرِ قرار .پسری لاغر حدود27-28 ساله بود .سوار ماشین شد نشست کنارم راه افتادیم بطرف خونش
بین راه بادست کیرشو گرفتم خیلی کوچولو بود گفتم این چه کیریه؟! با این میخای کون منو بکنی؟!
گفت فعلا خوابه بذار برسیم بیدار که شد اونوقت میبینی چه کیری میشه
     
#94 | Posted: 14 Dec 2016 13:42
کاربر

 
 
عجب کیری داشت این پسر!(2)
.......شروع کردم به ساک زدن. کیرش هنوز کوچولو و شل و ول بود گفتم این کیر که هنوز خوابیده! گفت حالا صبرکن بیدار میشه.
ساک زدنو ادامه دادم .یه کم که گذشت یه مرتبه با یه کیر دراز و کلفت روبرو شدم واقعا تعجب کردم .اصلا نفهمیدم کی و چطوری این اتفاق افتاد
کیرش به قدری کلفت شد که تو دهنم جا نمیشد. گفت حالا دیدی چه کیریه! گفتم آره عجب کیری شد حالااین کیر چطوری بره تو کونم؟!!!
به هرحال یه کم دیگه ساک زدم و آماده شدیم برا مرحله بعد............
     
#95 | Posted: 23 Dec 2016 11:07
جاتون خالی چند وقته پیش یه هتل باکلاس رفته بودم که استخر و سالن ماساژ هم داشت.شب آخر باز کونی بازیم گل کرد و گفتم یه کم کرم کم کرم بریزم.یه شرت مایو مشکی تنگ دارم اونو پوشیدم و رفتم استخر.خیلی چشم دنبالم بود و منم لذت میبردم.بعدش درخواست ماساژ دادم که گفتن ماساژور چند دقیقه دیگه میاد و تو رخت کن کمی منتظر بمونید.رفتم دوش گرفتم و با یه حوله که دورم گرفته بومدم اومدم تو رخت کن.قصدم این بود مث فیلمل لخت کامل بشم جلو ماساژر.چند دقیقه موندم.مث این زنا یه رونمو مینداختم بیرون و مسیول استخر و نجات غریقا و سایرین هی نگاه می کردن.بعد امدن گفتن که ماساژر نمیاد.حالم گرفته شد.منم یه شورت تنگه زرد داشتم اونو پوشیدم و باز تو رخت کن جلو ملت کونو تاب میدادم.منتظر بودم.بعدش لباس پوشیدم و اومدم.واقعا حیف شد.فانتزیم نصفه کاره موند
     
#96 | Posted: 24 Jan 2017 03:25
خونه ی ما سه طبقس که طبقه اول خودمونیم دو تا بالایی ها رو اجاره میدیم.یه سری یه زوج جوون اومدن که خونه رو بهشون نشون بدم، خونه رو که دیدن رفتن نیم ساعت بعد شوهر تنها اومد گفت میشه یه بار دیگه خونه رو ببینم. من تعجب کردم ولی باز رفتم بهش نشون بدم. وسط دیدن خونه بدون اینکه چیزی بگه نشست جلوم کیرم در آورد منم خشکم زده بود ولی گذاشتم کارشو بکنه. یکم ساک زد بعد کشید پایین گفت بکن منم کردم آبمم اومد بعد خیلی شیک کشید بالا رفت. این عجیب ترین کون کردن من بود
     
#97 | Posted: 22 Jun 2017 14:41
شاید باورتون نشه اما اولین کونی کردم کلاس ۵ بودم و داییم اومد سراغم و ازم خواست بکنمش. ۶ سال از من بزرگتره. چند روز بعد دیدم با داداشم هم رابطه داره بعد از اون جفتشونو میکردم. خداروشکر با من کاری نداشتن.
     
#98 | Posted: 12 Jul 2017 01:11
اولین کون دادنم رو نمی گم اما بهترینشو می گم. تو یه عروسی دعوت بودیم از دوستای زنم.به خاطر جنده بازی های زنم حسابی حشری شده بودم. چون شورت زنونه پام بود کونم خیلی خوش فرم وایساده بود یه پسره اومد دستشو مالید به کونم منم نگاهش کردم و خندیدم یکم با هم رقصیدیم بعد رفتیم ته باغ اونجا کشیدم پایین فوری کرد تو کونم خیلی حال داد
     
#99 | Posted: 30 Jul 2017 20:24
یکی از بهترین خاطرهایی که برام اتفاق افتاد و هربار که یادش می کنم بدجوری هواییم میکنه رو براتون تعریف می کنم. خیلی خلاصش کردم تا بتونم حسم رو اونطور که تجربه کردم بهتون منتقل کنم.
یه روز برای انجام کاری رفتم گرگان، سمت ناهارخوران. بعد از انجام کارم برای عکاسی رفتم روستای زیارت. آبشارهای اونجا خیلی قشنگ هستن. بعد از عکاسی، حال و هوای عجیبی داشتم. به شدت هوس کیر کرده بودم. ولی هیچکس اونجا نبود. اونقد حشری شده بودم که باید یه چیزی توی کونم فرو می کردم. کمی اطراف رو گشتم در نهایت فقط یه شاخه خشک درخت پیدا کردم و یه بلال خورده شده. نه کرم همراهم بود و نه هیچ چیز چرب کننده ای، ولی عطش و خوارش سوراخ کونم عقلم رو برده بود. کمی توی آب خیسشون کردم و با هزار بدبختی و آه و ناله، با ضرب و زور تفم تونستم توی کونم فروش کنم. خشکی شاخه درخت اذیتم می کرد. ولی خشکی بلال خارش کونم رو تسکین می داد. بعد ۵ دقیقه در حالی که دعا دعا می کردم یکی برسه و با کیر منو بگاد، آبم اومد و با مصیبت بلال رو از کونم کشیدم بیرون. این آبشار اول روستا و قبل از ورود به اونجاست.
توی روستای زیارت یه حموم آب گرم درمانی داره که رفتم اونجا. کسی نبود و حموم بسته بود. از یکی پرسیدم گفت معمولا بستست. ولی الان بهش میگم بیاد برات بازش کنه. یه آقای ۵۰ ساله اومد و برام بازش کرد. گفت زود تمومش کنم چون نزدیک غروب بود و می خواست بره خونشون. اما بعد من دوتا پسره با هم اومدن داخل. همینطور که با هم صحبت می کردن از من پرسیدن بچه کجایی و وقتی گفتم از تهرون اومدم باهام صمیمی تر شدن. خلاصه تصمیم گرفته بودم شب رو بمونم. واسه همین پرسیدم جایی هست که شب رو بتونم بمونم. گفتن که منزل خودشون گرگانه ولی منزل پدربزرگشون اونجاست و خالیه. با هم اومدیم بیرون. مسئول حموم که دید باهم راه افتادیم منو کشید کنار و گفت باهاشون نرم. خیلی آدم های خوشنامی نیستن. مونده بودم سر دوراهی. اما دوباره کونم خارش گرفته بود. دل رو به دریا زدم و باهاشون رفتم خونه. معلوم بود مدتی میشه کسی اونجا زندگی نکرده. چون شب سرد بود موقع خوابیدن پیش هم خوابیدیم. من شلوارم رو دراوردم و پشتم رو بهشون کردم و خودم رو به خواب زدم. اونها هم داشتن از خاطرات دعواها و دوست دختراشون حرف می زدن. بحثشون رسید به اندازه کیراشون. دل توی دلم نبود. یه چرخ زدم و گفتم چرا نمی خوابید. بیدارم کردین. اما از من خواستن داوری کنم. اسم یکیشون علی بود و اون یکی هم خسرو. اول خسرو کیرش رو دراورد. یه کیر یلند ولی باریک. اما کبرش کاملا کج بود یعنی یه زاویه نزدیک به ۷۰ درجه داشت. قند تو دلم آب شد. بعد علی کیرش رو دراورد. وای چی میدیم. تقریبا به اندازه مچ دستم کلفتیش بود. منو خسرو جا خوردیم. ازش پرسیدم چطوری دوست دخترات رو می کنی و گفت معمولا وقتی کیرم رو می بینن نمی مونن. یه روز یکیشون رو بزور کردم که ازم شکایت کرد و چند روزی رو انداختنم زندان. به هیچ وجه نمی تونستم ازش دل بکنم. تا اون روز کیری به این کلفتی ندیده بودم. ترس و هیجان دست از سرم بر نمی داشت. گرفتمش تو دستم و باهاش بازی می کردم . کاملا راست کرده بود. یه کیر کلفت و راست، برخلاف کیر کج خسرو.خم شدم روش و سرش رو کردم تو دهنم. بلافاصله گفت کونی هستی؟ مونده بودم چه جوابی بدم. خسرو دستش رو بدون مقدمه کرد تو شرتم و کونم رو گرفت تو دستش. انگشتش رو خشک کرد تو سوراخم. از بعدظهر که با بلال کونم رو گاییده بودم، سوراخم کمی زخم شده بود و می سوخت. واسه همین پریدم بالا.خسرو گفت دوس داری بکنیمت. بازم جواب ندادم. یه بار دیگه انگشتش رو کرد تو کونم و فشار داد که بازم پریدم بالا. خسرو گفت بچه کونی طاقت انگشت منو نداری، چطوری می خوای بخوابی زیر کیر علی؟ من دیدمش وحشت کردم. علی گفت خوارت گایده میشه خوار کسه. همینطور که کیرش تو دهنم بود گفتم فحش نده. خسرو گفت تیکه کلامش خوار کسه هست. ولی واقعا خواهرت رو می گاد. برگرد کیر منو بخور. رفتم وسط جفتشون خوابیدم و تقریبا یه ربعی براشون ساک میزدم. انگار راست شدن کیر علی تمومی نداشت. واسه هرکدوم که ساک میزدم اون یکی انگشتش رو تو کونم فرو می کرد. علی کونم رو گرفت و چرخوند سمت خودش. یه وری خوابوندم و یه پامو بالا گرفت. از شدت هیجان هر سه دهنمون خشک شده بود و تف نداشتیم. علی کیرش رو انداخته بود لای پام و سرش رو به سوراخم فشار میداد. بی دروغ احساس می کردم یه لیوان داغ لای پامه. مثل لوله پولیکا بود. از سوراخ کونم تا زیر تخمام را با کیرش فشار می داد. علی کیرش رو فشار می داد و فحش خوار کسه از زبون نمی افتاد. هر چی می کوبید رو کونم فایده ای نداشت. امکان نداشت بره تو. از یه طرف کلفتی کیرش و از طرف دیگه فحشایی که می داد حشریم کرده بود. و دوس داشتم هرچه زودتر حسش کنم.
خسرو کیرش رو از دهنم دراورد و رفت از اتاق بیرون. علی منو به شکم خوابوند و اومد روم و کیرش رو به سوراخم فشار میداد و دست از سر کون خواهرم بر نمیداشت. انگار می خواست اونو بکنه. هر چی بهش میگفتم به خواهرم کار نداشته باش بیشتر حشری می شد و بیشتر می کشیدش وسط. خسرو با کیر کج و کاملا برافراشته وارد شد. یه نعلبکی دستش بود. به علی گفت اگه کیرت رو بکنی تو کون این بچه کونی، کونش مثله غار باز میشه و مثه کس گشاد زنای جنده دیگه بهمون حال نمی ده. اول بزار من بکنمش بعد تو. آبمون رو نمیاریم که تا صبح مثل زن جنده لنگاش رو بدیم هوا و خوار مارش رو بگاییم. علی قبول کرد. خسرو نعلبکی رو گذاشت زمین. روغن نباتی بود آورده بود. حسابی کیر باریک و کجش رو چرب کرد و بدون اینکه به سوراخ کون من بماله، علی منو قنبل کرد و با دستاش لای کونم رو باز کرد تا خسرو کیرش رو بچپونه. کیر خسرو کلفت نبود. اما بخاطر انحنای خیلی زیادش نمی رفت تو. خسرو زور میزد. من ناله می کردم و علی فحش میداد. فکرکن یه چیزی مثل داس رو می خواست تو کونم فرو کنه. چون حشری شده بود فقط به زوری فرو کردن فکر می کرد. اولین بار بود که یه همچین کیری رو تجربه می کرد. بالاخره با ضرب و زور فروش کرد. اما احساس می کردم تو کونم داره جر می خوره. هر چی می گفتم درش بیار تا عادت کنم انگار نه انگار. به علی گفت دهن این کونی خوار جنده رو پر کن. علی هم کیرش رو چپوند تو دهنم. اشکم درومده بود. وقتی تخمای خسرو خورد در کونم فهمیدم تا دسته، کیر کجش که حالا کجیش تو کونم فشار میاورد روفرو کرده بهم. از همون لحظه اول شروع کرد به تقه زدن. وقتی کیرش رو تا سرش می کشید بیرون و می خواست دوباره فرو کنه، سوراخم نزدیک به 4 تا 5 سانت از هم باز میمون بدون اینکه کیرش بیرون بیاد. اینجا بود که معنی این جمله که کیر رو از عرض تو کونت فرو می کنم رو فهمیدم. صدای قارت و قورت کونم بلند شده بود و علی و خسرو همچنان فحشم میدادن. علی که حسابی حشری شده بود و کیرش تو دهنم بود میگفت خسرو چه حالی میده؟ خسرو می گفت ایقدر کونش نرم و داغه که اینگار دارم کون آبجیش رو می گام. علی بلند شد. خسرو رو زد کنار. کیر خسرو با صدا از کونم دراومد بیرون. علی کیرش رو با روغن نباتی چرب کرد و قبل از اینکه سوراخم جمع بشه به حالت قنبل آنچنان تا دسته زد تو کونم که صدای باز شدنش رو خسرو هم شنید. گفت علی مادرش رو گائیدی. دیگه نمیشه کردش. درحالیکه نفسم بالا نمیومد با ضرب زیاد با سینه به زمین کوبیده شدم و چشام سیاهی رفت. دست خسرو رو فشار دادم که یعنی کمکم کن. خوشبختانه خسرو متوجه شد و نذاشت علی بیفته روم. فشارم افتاده بود. یه کم آب و قند بهم دادن تا حالم کمی جا اومد. نگاهم به کیر علی که افتاد تموم تنم می لرزید. هرچی التماسش کردم که از خیرش بگذره قبول نکرد. گفتم لااقل بزار خسرو بکنه تا جا باز کنه. واسه علی ساک میزدم تا شاید آبش بیاد و بیخیالم بشه. خسرو هم به انواع و اقسام روشها تو کونم تقه می زد. علی با شدت تمام فحش میداد. می گفت تق این کونی خوار کسه رو بزن. لاچ کونش رو جر بده. خلاصه بعد نیم ساعت که آب خسرو تو کونم خالی شد علی افتاد به جونم. ولی اینبار تونستم تحمل کنم تا علی کیرش رو فرو کنه. کلفترین کیری که دیده بودم توی کونم داشت تقه میزد. نیم ساعت بعد علی هم آبشو تو کونم خالی کرد و بی رمق افتاد کنارم. بعد نیم ساعت استراحت و مالوندن کونم، من که تازه حال اومده بوده دست از سر کیراشون برنداشتم و مدام می مالوندمشون تا دوباره بعد یک ساعت بلند شدن و ضربدری به قول خودشون خوار کونم رو گائیدن. کیر هر کدومشون یه حالی می داد. چیزی که تا به حال تجربه نکرده بودم. کیر کج اصلا ندیده بودم و نمیدونستم چطوری می شه کیر کج رو توی کون کرد. کلفت ترین کیری هم تو کونم تجربش کرده بودم قطری حدود 4 سانت داشت که وقتی دوم دبیرستان بودم تجربش کرده بودم. اما کیر علی واقعا وحشتناک بود. با این که بار دوم بود که به جون کونم افتاده بود اما نصف اتاق رو سینه خیز می رفتم تا جا باز کنه و کمتر جر بخورم. زانوهام از پوست رفته بود. یه بار علی مافتاد روم و یه بار خسرو می چپوند تو کونم. کون مفت و دل بی رحم. تو خواب هم نمی دیدن یه همچین کونی تو یه روستا به تورشون بیفته و تا صبح بهشون سرویس بده. بعد از ارضا شدن جفتشون، تو کونم پر آب بود. توالت که رفتم به اندازه یه استکان آب از کونم زد بیرون. با آب علی و خسرو واسه خودم جق زدم وحدود ساعت 7 از خونشون زدیم بیرون. اما اون موقع صبح هر کی دید از کجا و با کیا اومدم بیرون نگاهی بهم کردن که انگار میدونستن تا صبح به دست این دو کیر عجیب و غریب چه بلایی سرم اومده. تا گرگان رو با هم بودیم. ساعت 8:30 صبح شده بود. اول گرگان یکی از دوستاشون رو دیدن که خیلی قیافه خفن و گولاخی داشت. یه نگاهی به سرتاپای من انداخت و به علی اشاره کرد این کیه. منو خسرو ازشون فاصله گرفتیم. خسرو یواش گفت کونت رو بردار و فرار کن. گیر این یارو بیفتی دیگه رهایی نداری. الانم علی داره واسش ماجرای گاییده شدن دیشبت رو تعریف می کنه. اینا با هم هم بند بودن تو زندان. به هوای دستشویی ازشون جدا شدم و تا اونجایی که می تونستم ازشون دور شدم. یه دربست گرفتم واسه فرودگاه و تا ظهر که پروازم بود از فرودگاه بیرون نیومدم. شب خیلی خیلی سخت و از طرفی خیلی خیلی خاطره انگیزی رو گذروندم. همین الانم کونم هوای کیراشون رو کرده. کیرایی که تا به امروز دیگه نه دیدم و نه تجربه کردم.
ممنون که حوصله کردین و دوست دارم برام کامنت بزارین.
     
     
#100 | Posted: 23 Sep 2017 03:15
khoshgelee
slm
     
صفحه  صفحه 10 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین » 
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان / خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites