تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Homosexuals - همجنسگرایان

خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی

صفحه  صفحه 4 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین »  
#31 | Posted: 2 Feb 2013 15:42
یه روز که با فرشاد تو خونه تنها شدیم و موقعیت جور بود جلو هم لخت شدیم. کیر فرشاد هم نسبت به بچگی هاش بزرگ شده بود ولی کیر من بزرگ تر از اون بود. من به فرشاد گفتم من اول می کنمت . فرشاد هم قبول کرد. حالت سگی نشست و من هم اول خوب اطراف سوراخ کونش را چرب کردم. از شکل سوراخش پیدا بود که کون تنگی داره . با انگشت خوب اطراف کونش را ماساژ دادم ولی تا می خواستم انگشتم را بکنم تو بهم گفت خیلی درد داره. من هم دوباره مشغول ماساژ دادن ماهیچه کونش شدم . از تجربیات قبلی خودم می دونستم که اینطوری باز تر میشه و سری دومی که تلاش کنم دردش کمتر میشه. دوباه انگشتم را توی کونش فشار دادم. اینبار انگشتم رفت توی کونش و شروع کردم به مالش سوراخ کونش از تو. بعد با هزار زحمت انگشت دوم را آروم آروم کردم تو کونش . فرشاد درد داشت ولی بهش گفت آروم باش و خودت را شل کن . بعد یه مدت بلاخره حس کردم که کونش کمی باز شده. ولی هر کاری کردم نتونستم کیرم را توی کونش بفرستم. خیلی درد داشت و من هم از این که ببینم درد داره حسم میشکست.

بلاخره بی خیال کون فرشاد شدم . فرشاد گفت حالا نوبت توه . من بهش گفتم خوب نشد که تو را بکنم پس من هم بهت نمیدم. فرشاد دوباره حاظر شد که بهم بده ولی باز هم نشد. ولی اون اسرار داشت که من باید بهش بدم،دلم یه جورایی براش سوخت و گفت بزار اونم لذت ببره. ولی می ترسیدم که بفمه که من کون میدم،رای همین خودم حالت چمباتمه نشستم که زیاد لای کونم باز نشه و بهش گفتم بیا تو هم تست کن،فرشاد که ۱۴ ۱۵ سالش بود و هنوز کیرش کالملا بزرگ نشده بود کیرش را گذاشت بین لبه های کونم و فشار داد اول کیرش نرفت تو ولی کمی که هدایت کردمش رفت توی کونم. ولی به خاطر حالت جمع و جور نشستن من درست و حسابی نرفت توم. فرشاد گفت نرفته تو . من گفتم چرا رفته تو . فرزاد که اینطوری دوست نداشت بهم گفت که طور دیگه بشینم ولی من قبول نگردم و بلاخره کمی تو همون حالت منو کرد ولی خوشش نیومده بود،فرشاد خونه ما موند . شب کنار هم خوابیدیم و با هم صحبت می کردیم. فرشاد به من گفت من دوست دارم طوری سکس کنم که خودم هم ببینم . اونطوری که تو نشسته بودی هیچی نمیشد و تازه توی کونت هم نمیرفت،من توی دلم گفتم آره خوب فقط سرش میرفت تو . بلاخره اون شب دلم را زدم به دریا و قرار شد که بزارم درست باهام سکس کنه.

فرداش که شد پسر داییم موند خونه ما تا همه رفتن. بعد بهم گفت خوب حالا بزار من بکنمت،گفتم باشه ولی بزار یه بار دیگه من هم تو را امتحان کنم،قبول کرد و دوباره لخت شدیم. من باز هم اون را به حالت سجده نشوندم و رفتم پشتش و حسابی با کونش بازی کردم تا باز بشه ولی هر کاری کردم بازم کیرم نرفت توی کونش. من هم خوابوندمش و لاپایی کردم تا آبم امد،حالا من حالت سجده نشستم ولی پسر داییم گفت دوست دارم طوری بخوابی که من هم ببینمت. بعد هم بهم گفت به پشت بخوابم رو زمین. من هم همین کارو کردم . داشتم فکر می کردم که چیکار می خواد بکنه که بهم گفت پاهات را بده بالا. من هم پاهام را بالا اوردم و با دست پشت زانوهام را گرفتم و کشیدمشون بالا تر،حالا کونم کمی از رو زمین بلند شده بود. فرشاد امد پشتم و با انگشت کونم را نوازش کرد. بعد هم با روغن وازلینی که بهش داده بودم خوب سوراخم را چرب کرد. خیلی لذت داشت که کسی داشت کونم را چرب می کرد،چون تا اون موقع کسی این کار را نکرده بود . چین های اطراف کونم داشت زیر انگشتت لیز می خورد. بعد کمی مالیدن کونم کیرش را دم سوراخم گذاشت و فشار داد که بره توم. کیرش کوچیک تر از کیر فرزاد بود . برای همین راحت رفت توی کونم. فرشاد گفت آهان این شد. حالا هم تا ته میره تو و هم من هم کیرت را میبینم،من هم خیلی بهم لذت داده بود و داشتم با خودم می گفتم کاش فرزاد هم اینطوری باهام سکس می کرد،فرشاد هم شروع کرد به جلو عقب کردن توی کونم . من داشتم به این فکر می کردم که یه موقع نفهمه که من زیاد کون دادم . بعد از این که آبش امد بهم گفت چیکار کنم آبم داره میاد. من بهش لبخند زدم و گفتم اشکال نداره بزار بریزه تو کونم،فرشاد هم همه آبش را توی کونم خالی کرد و بعد کنارم دراز کشید. بهش گفتم چه راحت رفت تو کون من . چرا تو کون تو نرفت. بهم گفت خوب هر کسی یه طوریه بعدم کیر تو خیلی کلفت تر از منه،من که با حرف زدن مطمئن شدم که شک نکرده خیالم راحت شد.

سری بعدی که با فرشاد تنها شدم بازم لخت شدیم و این بار من به فرشاد گفتم میخوای بشینم روی کیرت؟ فرشاد گفت اخه اونطوری تا ته نمیره تو . من بهش گفتم میره بیا امتحان کنیم. فرشاد رو زمین دراز کشید و من طبق عادتم با فرزاد طوری روی فرزاد ایستادم که پشتم بهش باشه ولی فرشاد گفت از این طرف بشین که من هم کیرت را ببینم. دیگه می دونستم که فرشاد برعکس فرزاد که فقط برای تخلیه خودش با من سکس می کرد و دوست نداشت حتی حس کنه که داره با هم جنسش سکس می کنه دوست داره ببینه که کیرش داره میره تو کون یه پسر و از این موضوع لذت میبره،من چرخیدم و روی کیر فرشاد نشستم. کیرش راحت روی لبه های چرب شده کون من لیز خورد و داخل کونم رفت. وقتی تا ته کردمش توی کونم به فرشاد گفتم دیدی اینطوری هم کامل میره تو . فرشاد هم گفت آره اینطوری هم با حاله. حالا من شروع کردم به بالا و پایین کردن بدنم طوری که کیر فرشاد تا نزدیک های سرش می امد بیرون و دوباره تا ته میرفت توی کونم. کلا سکس با فرشاد با این که کیر کوچیکی داشت برام لذت دار تر بود. بعد از چند دقیقه خسته شدم و از روی کیرش بلند شدم . بعد فرشاد منو به پشت خوابوند و باز کرد تو کونم و شروع کرد به عقب و جلو کردن تا بلاخره آبش امد و تمامش را توی کونم خالی کرد.

آریا
چو ایران نباشد تن من مباد
     
#32 | Posted: 11 Feb 2013 11:51
حالا دیگه دو نفر بودن که هر موقع با هم تنها بودیم من بهشون کون میدادم. و هر دو هم پسر داییام و داداش بودن. ولی هیچ کدومشون از این که اون یکی هم منو می کنه خبر نداشتن،من به سکس با فرزاد به چشم یه عادت نگاه می کردم و حسی که به فرزاد داشتم مثل حس اسلیو به مسترش بود. اکثرا تو سکسا هم فرزاد بود که معین می کرد چیکار کنیم و چجوری بهش کون بدم یا براش ساک بزنم و کمتر میشد که من حرفی بزنم. و قضیه بستن چشمام موقع سکس هم این حسم را بیشتر میکرد،ولی سکس با فرشاد برام کاملا دوستانه و مثل دوتا دوست کاملا صمیمی بود . خیلی بیشتر لذت می برم ازش چون هم چشمام باز بود و هم هرطوری که دوست داشتم با هم حال می کردیم،یادم نمیاد که تو اون مدت چند بار دیگه با فرزاد سکس داشتم ولی سری بعدی که فرشاد امد خونمون بهم گفت بیا برای هم ۶۹ بشیم. من هم که تا اون موقع تجربه نکرده بودم گفتم باشه و لخت شدیم و من رو زمین خوابیدم فرشاد هم کیرش را توی دهنم فرو کرد و خودش خوابید روم و مشغول خوردن کیر من شد. فرشاد هی کیرش را بیشتر به دهن من فشار میداد و من که نمی تونستم سرم را عقب و جلو کنم دیگه بی حرکت شده بودم . فرشاد بازم بیشتر کیرش را توی دهن من فشار داد . میخواست بگه تو هم ساک بزن ولی من نه می تونستم چیزی بگم نه تکون بخورم . حتی دیگه نفس هم نمی تونستم بکشم. با کمی زور زدن فرزاد را کنار زدم و بهش گفتم اینطوری من نمیتونم نفس بکشم و ساک بزنم. فرشاد هم گفت آره زیاد خوب نبود . بعد فرشاد گفت: میشه دوباره بهم بدی؟ من که سری قبلی خیلی حال کرده بودم گفتم باشه .

باز هم مثل سری قبلش بعد از این که رفتم دستشویی و سوراخ کونم را چرب کردم امدم و به پشت وسط اتاق خوابیدم و پاهام را دادم بالا فشاد هم کیرش را کرد توی کون من و چند دقیقه تلمبه زد . همینطور که تلمبه میزد با هم صحبت می کردیم . فرشاد میگفت اینطوری چون میتونه کیرش را تا ته بکنه توی کونم براش لذت بیشتری داره . مه هم بهش گفتم دوست دارم سوراخ کونم را ببینم. فرشاد گفت برای چی . گفتم چون دیدن کونم که کیرت رفته توش و داره عقب و جلو میره برام تحریک کننده است . قرار شد سری بعدی یه آینه دست بگیرم تا بتونم سوراخ کونم را ببینم. فرشاد بعد چند دقیقه آبش امد و اونا تو کون من خالی کرد . به دستشویی رفتم و آبش را از کونم خالی کردم و خودم را شستم و بیرون امدیم. فرشاد دوست داشت بدونه چه حسی دارم وقتی کون میدم بهش و من بهش گفتم یه جو حس لذت داره . پیدا بود دوست داره تجربه کنه ولی لا اقل با کیر کلفت من که نشده بود،حالا چند تا چیز جدید بود که فکرم را گاهی مشغول می کرد. اول اینکه هنوز نتونسته بودم کون کردن را تجربه کنم و بعد هم به این که اگه فرزاد و فرشاد با هم بیان خونه ما چی میشه؟ دوست داشتم که هر دوتاشون با هم با من سکس کنن ولی مطمئن بودم که فرزاد اصلا دوست نداره . گاهی هم فکر می کردم حالا فرزاد بلاخره میفهمه که من به کس دیگه هم میدم . ولی خوب اینا زیاد مهم نبود،فرشاد سری بعدی که امد خونمون طبق قرار بعد از این که دوتایی برای هم ساک زدیم و من کونم را آماده کردم یه آینه دستی هم اوردم و کنار خودم گذاشتم. بعد هم پاهام را دادم بالا ، فرشاد با کمی جابجا کردن باسن من بلاخره ارتفاع سوراخ کون من را با کیرش تنظیم کرد و کیرش را توی سوراخ کون من فرو کرد .

کمی که عقب و جلو کرد من آینه را برداشتم و به منظره نگاه کردم. کیر فرزاد تا ته توی کون من فرو می رفت و با فرو رفتنش پوس اطراف سوراخ کون من کمی کشیده می شد و به داخل هل داده میشد و بعد دوباره از کونم بیرون می امد و پوست اطراف سوراخ کون من را هم همراه خودش به عقب می کشید. پوست نازک سوراخ کونم کمی همراه با کیر فرشاد بیرون می امد و سوراخ کونم حالت لبی را پیدا می کرد که دور کیر فرشاد جمع شده و بهش بوسه میزنه . برام خیلی شهوت انگیز بود که این سحنه را از زاویه کسی که داره منو می کنه می دیدم. اولین باری بود که داشتم اینو به صورت کامل میدیم. مدتی نگاه کردم . فرشاد که می خواست استراحت کنه کیرش را کامل از کونم در اورد و این باعث شد کمی از آبی که برای شستن توی کونم کرده بودم و کامل خالی نشده بود بیرون بپره . من خنده ام گرفت و به فرشاد توضیح دادم که این آب چیه،بعد چند دقیقه دوباره فرشاد منو به پشخ خوابوند و پاهام را سر شونش گذاشت و کیرش را توی کونم کرد و شروع به کردن کرد. کیرش را که عقب کشید کیرش از کونم کامل خارج شد و اون همونطور با حرکت رو به جلو اونو تو کونم کرد . از این اتفاق خوشش امده بود و برای همین دوباره به همون شکل مشغول شد . برای من هم لذت بیشتری داشت که کیر کاملا از کونم در بیاد و بعد دوباره توی کونم بره و با هر بار عقب و جلو کردن این اتفاق بیفته،خیلی هر دومون لذت می بردیم و چون هم را میدیدیم و رو در رو بودیم با هم صحبت می کردیم،بلاخره آب فرشاد امد و کیرش را تا ته توی کونم کرد و آبش را تو خالی کرد.

من دانشگاه قبول شدم و باید میرفتم شهر دیگه ای برای تحصیل. تو دانشگاه و خوابگاه به هیچ کس نخواستم رابطه داشته باشم. اخه می ترسیدم که مثل یکی از بچه ها که توی یه خوابگاه دیگه شده بود کون خوابگاه و هرکی راست می کرد میرفت اتاقشون و می کردش بشم. در ضمن شخصیت اجتماعی من طوری نبود که بخوام خرابش کنم. فقط یه بار که خیلی حشرم زده بود بالا سر صحبت گی را با یکی از هم اتاقیام باز کردم ولی اون گفت که دوست نداره که گی کنه و من هم بی خیالش شدم،ولی هر موقع که می امدم خونه فرزاد و فرشاد اگه تنها گیرم می اوردن با کونم حال می کردن و منو می کردن،یک روز صبح که تو خونه بودم فرزاد امد دم خونه و طبق معمول امد تو و یه دور براش ساک زدم و آبش را خوردم و بعد هم یه دور از کون منو کرد و رفت. چند ساعت بعد سر کله فرشاد پیدا شد.

خودم گاهی تو فانتزی هام فکر می کردم که تو یه روز به هردوی اینا کون بدم ولی بیشتر دوست داشتم که اول با فرشاد باشم ولی اون روز برعکس شد. فرشاد هم بعد از کمی صحبت کردن بهم گفت خوب بریم سکس کنیم. من هم لخت شدم و کمی برای هم ساک زدیم. بعد فرشاد خوابید رو زمین و من نشستم روی کیرش. چون کونم هنوز کامل جمع نشده بود کیرش خیلی راحت رفت توی کونم و یه جورایی کونم براش گشاد بود. وقتی روی کیرش خودم را بالا و پایین می کردم کمی هوا همراه کیرش میرفت توی کونم و یه صدای گوز مانندی با هر بالا و پایین کردنی می داد. من خندم گرفته بود . فرشاد گفت چرا اینطوریه ؟ من هم خودم را زدم به اون راه و گفتم نمی دونم والا و به سکسمون ادامه دادیم. فرشاد هم همونطور که روی کیرش بالا و پایین می کردم برام جلق می زد. همونطوری هم آب من امد و ریخت روی شکم فرشاد . من معذرت خواهی کردم و فرشاد گفت اشکالی نداره . بلاخره آب فرشاد هم امد و توی کونم خالیش کرد.

آریا
چو ایران نباشد تن من مباد
     
#33 | Posted: 25 Mar 2013 18:37 | Edited By: مدیر
خاطره مربوط به یکی از کاربران هست.


سلام،من ۲۱ سالمه ۱۷۸قدم و ۶۵ وزنم .قبل از اینکه کون بدم با خودم بازی میکردم اما اولین باری که کون دادم،یکی از دوستام ازم خواست بریم انبارشوت بهش تو جمع کردن وسایل کمک کنم درست یادم نمیاد که چطوری به سکس رسید اما کیرش اینقدر کوچیک بود که با یه توف رفت تو کونم حس خوبی بود اما خیلی کوچیک بود کیرش سرپای هم کرد و بعد از کلی تلمبه زدن آبش اومد اما بعد از اون یه بار دیگه باهاش سکس نداشتم. سکس بعدیم با یه مرد ۴۰ ساله بود که تو نت باهاش آشنا شدم و یه جا باهم قرار گذاشتیم و اومد دنبالم حدودا ۲ سال پیش بود تو ماشین بهم گفت واسش ساک بزنم منم شروع کردم به ساک زدن کلی تو شهر چرخیدم و من تا وقتی آبش اومد واسش ساک زدم آبشو یه خورده ریخت تو دهنم اما زودی توفش کردم و بهم گفت اصلا کار خوبی نکردی یه خورده دیگه با هم چرخیدیم و کلی صحبت کردیم و قرار شد یه روز که خونش خالی میشه بریم اونجا...

چند روز بعد از اون جریان باهم تماس گرفت و منم رفتم خونشون .

اولش یه خورده پذیرای کرد و گفت کونت رو آماده کردی گفتم آره بعدش یه چندتا لباس زیر زنونه واسم آوردکه تازه خریده بود یه شرط با یه جوراب زنونه و یه سوتین عکس هاش رو هم دارم اما نمیدونم چطوری تو سایت قرار بدم اگه راهنمای کنید میزارمشون،خلاصه با هم رفتیم تو حموم و واسش ساک زدم بعد توی حموم یه خورده انگشتم کرد و جل مالید و کیرشو یه خورده توکرد که یه درد وحشتناکی داشت و من پریدم جلو بعد اومدیم بیرون بهم گفت که باید تحمل کنم چون امروز حتما باید کون بدم رو یه مبل نشست و بهم سرم و بزارم بین دوتا پاش(مچ پاش) کیرم نزدیک کیرش بود و کونم وشکمم رو زانوش دوباره با ژل و انگشت شروع به باز کردن کنم کرد بعدشم یه خیار آورد که بعد از کلی ور رفتن با کونم کردش تو و خیلی تند تند پاین و بالاش میکرد بعدش مدل سگی نشستم و کیرش رو یه خورده تو کرد و همون یه خورده تلمبه میزد اما خیلی درد داشت خلاصه اینقدر ادامه پیدا کرد که کیرش تا آخر تو کونم کرد دردش خیلی زیاد بود اما بعد از چند دقیقه درد جاشو به لذت داد کلی تو همون حالت کرد بعضی وقتا میکشید بیرون دوباره میکرد تا جای که آب من برای بار دوم اومد بار اول با همون خیار اومد که یادم رفت بگم دیگه نمیتونستم کون بدم اما مجبورم کرد که یا باید ساک بزنم و آبشو بخورم یا اینکه همینطوری بدم تا آبش بیاد منم ترجیح دادم بکنه . من نشستم رو مبل پاهام و گذاشت رو شونش و کیرشو کرد تو انگار دوباره تنگ تنگ شده بدمم خیلی درد داشت اما این بار زودی درد بر طرف شد و کیرش تا آخر تو میرفت به آخر که میرسید سرم گیج میخورد بعد از یه چند دقیقه گفتم باشه باشه من ساک میزنم آبتو هم میخورم.

اونم قبول کرد منم شروع کردم به ساک زدن اما هرچی میکردم آبش نیومد کلی ساک زدم بعد شروع کرد تو دهنم جق زدن و آبش و ریخت تو دهنم اما من ناخود آکاه آبشو تف کردم اما یه خوردش رفت پایین،چشمتون روز بعد نیاره بهم گفت بهت یاد میدم سکس یعنی چی بعد رفت چند جفت از کفشای رو جا کفشی رو درآورد و گفت بنداشو در بیار من بنداشو درآوردم بد رفتیم رو تخت پاهام و بست به میله های بالای تخت دستامم بهم دیگه بست بعدش منم همینطوری نگاش میکردم و یه زره ترسیده بودم یه سیگار کشید .

گفت ساک بزن بعد ساک زدم کیرش که راست شد شروع کرد به کردن تو اون حالت درد داشت اما بعدش خیلی حال کردم بیشتر از ۳۰ دقیقه تو همون حالت کرد و مدام میکشید بیرون و دوباره میکرد تا آبش اومد که دیگه من حتی نمیتونستم کنم رو ببندم بعد اونطرف ولو شد و انگشت شصت پاشو کرد تو کونم و تکون میداد منم همش سعی میکردم انگشت شصتشو در بیارم و کونم و تکون میدادم اما نمیشد .

حالا دوسالی گذشته و شاید بیشتر از ۵۰ بار باهاش سکس کردم و واقعا لذت میبرم ،تا اینکه چند روز پیش برای اولین بار به خودش و یکی از دوستاش دادم که اساسی جر خوردم.
     
#34 | Posted: 29 Mar 2013 23:37 | Edited By: مدیر
این خاطره هم مربوط به یکی دیگه از کاربران هست.


خاطره از "شبهای سکس" براتون می خوام تعریف کنم خوشحال میشم تا نظرتون رو بگید، باور کنید واقعیه.
من هر هفته شبها و بیشتر تابستونا حول و حوش ساعت 3 صبح لباسهای سکسم رو میپوشم و خودمو به شکل یه دختر در میارم و از خونه میزنم بیرون، میرم همه جا رو پیاده میگردم و دو ساعته دیگه بر میگردم خونه. خیلی حال میده. البته اینم بگم که خودمو واقعا به شکل یه دختر درمیارم، مثلا خودمو آرایش میکنم و سفید کننده و رمیل و رژ و ماتیک هم میزنم و خودمو کلی خوشگل میکنم. یه سوتین قرمز دارم اونو تنم میکنم و توشو پر میکنم از اسفنج و سینه هامو برجسته میکنم و شورت سکسی میپوشم و یه تاب سفید آستین کوتاه هم دارم که اونو از رو میپوشم. شلوار لی دخترانه هم دارم که تنم می کنم و از خونه میزنم بیرون. در ضمن یه کاپشن تابستونی هم دارم که اونو برمیدارم تا اگه یهو یه کسی جلوم ظاهر شد زود اونو بپوشم تا متوجه من نشه.

یادمه پارسال همین کارو کردم و تصمیم گرفتم تا به پارکی که تقریبا 2 کیلومتر با خونمون فاصله داره برم و همون جا خودمو ارگاسم کنم و آب کیرمو در بیارم. ساعت 3 شد و خودمو آرایش کردم و لباسهای سکسمو پوشیدم و آروم زدم از خونه بیرون. همش اطرافمو نگاه میکردم تا اگه کسی منو دید زود کاپشن تابستونی رو بپوشم. سه چهار تا کوچه رو رد کرده بودم که دیدم سر کوچه آخری منتهی به خیابان یه پسری نشسته. خواستم برگردم چون سینه هام خیلی برجسته نشون میدادن ولی همینطور که داشتم راه میرفتم دیدم پسره ناراحته و دستشو گذاشته رو صورتش و سرشم پایینه از کنارش رد شدم منو ندید البته فهمید کسی داره از جلوش رد میشه ولی اصلا به خودش نیاورد. رفتم به طرف خیابان، همه جا ساکت و خلوت بود. از پیاده رو قدم زنان داشتم میرفتم به طرف همون پارکی که گفتم. اون پارک داخل یه محله قرار داره و پس از رد کردن چند خیابان وارد اون محله شدم. داشتم به یه کوچه نزدیک میشدم که ناغافل یه کسی از کوچه اومد بیرون و از کنارم رد شد، موقع رفتن برگشتم تا نگاش کنم دیدم یه پسر جوان برگشته رو من زوم کرده. کاری نکردم و همینطوری به طرف پارک ادامه دادم. به یه نانوایی رسیدم سه نفر داخل نانوایی بودن و من از کنارشون رد شدم و منو اصلا ندیدند. دیگه رسیده بودم پارک، یه قسمت از پارک تاریک بود و قسمت دیگرش هم روشن بود و چراغ داشت. برگشتم و پشت سرم رو نگاه کردم تا ببینم کسی منو تعقیب نکرده باشه. رفتم به قسمت تاریکش و اونجا پشت یه صندلی تموم لباسهای سکسمو در آوردم و لخت مادرزاد رو چمن دراز کشیدم و پاهامو گذاشتم رو صندلی و باسنمو تا جایی که میتونستم دادم بالا. یه خیار داخل کونم کردم و با خیار پروستاتم رو اونقدر ماساژدادم تا آب کیرم بزنه بیرون. هر چند وقت یکبار اطرافمو نگاه میکردم و دوباره کونمو تلمبه میزدم فکر کنم 15 دقیقه یا شایدم 30 دقیقه طول کشید تا آبم بیاد چون زمانو حس نمیکردم و تو حال خودم بودم. هر چی آب کیر داشتم با مخلفاتش همش ریخت رو سر و صورتم، منم برای تمییز کردنش مجبور شدم اطراف لبامو لیس بزنم و سرمو و صورتمو با دستمال تمییز کردم.

سوتین و لباسهای سکسمو تنم کردم و از یه طرف دیگه محله راهی خونه شدم. وارد یه خیابان فرعی شدم. از اون طرف خیابون یه مرد داشت میرفت، منو که دید وایستاد و بهم زل زد. فکر کنم سینه هام اونو به شک انداخته بود مانده بود ببینه من دخترم یا پسر. حتما تو ذهنش میگفت: "اگه دختره پس روسری و شال و مانتوش کو و اگه پسره پس این پستون و سینه ها دیگه چیه". منم بهش یه نگاهی کردم و با دستام سینه هامو تکان دادم و به قصد باسنمو قر دادم و پیچیدم به یه کوچه. یه زن داشت از کوچه میومد ولی به من اعتنایی نکرد و از جلوی من رد شد. از خیابون رد شدم و داشتم وارد محله خودمون میشدم که یکی منو صدا کرد و گفت: "هی آقا پسر دندونت خوب شد" منم برگشتم گفتم: "من دندونم درد نمیکنه اشتباه گرفتی" بعدش تند تند حرکت کردم تا رسیدم سرکوچه ای که اون پسره اونجا نشسته بود، از حرف اون مرده فهمیدم که دندون اون پسره درد میکنه. دیدم پسره هنوز اونجاست خواستم کاپشنمو بپوشم ولی دیدم جای تاریکی نشسته، تصمیم گرفتم اینکارو نکنم و تازشم برم با اون پسره حرف بزنم. رفتم جلو از اندامش و قیافش فهمیدم که 15 یا 17 سال بیشتر نداره. منو نگاه کرد بهش گفتم: "سلام چی شده؟" گفت: "سلام هیچی دندونم درد میکنه" اون نزدیکیا یه درمانگاه بود گفتم: " خب رفتی اون درمانگاه" اون گفت که رفته ولی دارویی که دادن اثر نکرده. آروم کنارش نشستم. نشستنم کمی سخت بود چون شلوار لی دخترانم خیلی تنگ بود و داشت باسنمو اذیت میکرد. پسره به من نگاه کرد و با تعجب به صورتم و سینه هام زل زده بود خواست یه چیزی بگه که من نزاشتم و گفتم اگه بخواد میرم از خونمون یه داروی دیگه میارم ولی قبول نکرد و ازم تشکر کرد. نمیدونم چطوری تو تاریکی متوجه سینه هام شده بود ولی من به روم نیاوردم و موقع خداحافظی دستمو به سرش کشیدم و یه بوس کوچولو از صورتش برداشتم و یه حرفی بهش زدم که الانم نمیدونم چرا بهش گفتم شایدم از دهنم پرید. بهش گفتم: "برو خونه و فکرتو با یه چیزه دیگه مشغول کن تا درد دندونت خوب بشه مثلا با خودت سکس کن سعی کن آب کیرتو خارج کنی اینطوری راحت میشی" اونم منو همینطوری نگاه کرد و من آروم آروم داشتم ازش دور میشدم که برگشتم دیدم هنوز داره منو تماشا میکنه. وقتی خونه رسیدم آروم رفتم اتاقم و لباسامو در آوردم و رو تخت دراز کشیدم.


همش فکرم با اون پسره بود، با خودم گفتم که ای کاش اونو میاوردم اتاقم و با هم سکس میکردیم هم پسره چند سالی، شایدم بیشتر ازم کوچیک بود و هم اینه اون شب حسابی حال میکردم. از همون موقع هر شب به امید اینکه با اون سکس داشته باشم به خواب میرم.

مرسی از اینکه خاطره منو خوندید.
     
#35 | Posted: 8 Apr 2013 07:16
دو تا خاطره جالب


خاطره اول :

اینم یه خاطره کوچک و حالا جالب شاید باشه. یکی بود که خیلی پشم و پیله داشت. گفتم وقتی قرار میذاریم و میخوایم سکس کنیم خب این موهاتو بزنشون. اونم دیگه همه موهای جلو و عقب و همه رو میزد. بمن گفت خوشبحالت مو نداری. خیلی دردسره.وقتی میخوام موهای پشتمو با تیغ بزنم میبرمش . گفتم فرق پسرای که مو ندارن با اونای که مو دارن چیه. چطوری میشه فهمیدش؟ گفت کاری نداره یه دستمال کاغذی مچاله کن بذارش وسط رونات یکی هم مچاله کن بذارش پشتت.با یه چسب نواری میشه بچسبونیش که زودی درنیاد بیفته. همون روزی که رفته بودم پیشش و سکس کردیم گفت برات اینکارو کنم. یه دستمالو مچاله کرد چپوندش توی کون .چند تای دیگه رو گذاشت وسط رونام یکی هم گذاشت جلوم.گفت سعی کن اینا رو تا میشه درشون نیاری.یه چند ساعتی باشن. شب دیگه درشون اوردم.واقعا احساس خوبی داشتم. اون قسمت وسط رون که مو نداره بهم مالیده میشه خیلی لذت داره.توی کون و کپل و جلو همه جا .تا مو نیست چونکه عادیه چیزی نمیشه فهمید.وقتی با دستمال کاغذی مچاله شده این کارو کرد تازه فهمیدم اینطوریش چقدر راحتم و اصلا یه مزه ای میده بهم. از هرکس پرسیدمم میگن چون عادی شده لذتشو نمیدونی باید مو باشه و بزنیش تا بعد بفهمی چقدر دوست داشتنیه.شما هم این چیزا رو تجربه کردید؟ چجوری بوده واستون؟

خاطره دوم :

توی همون ماشین که نشسته بودیم و توی خیابونا دور میزدیم بیشترین نگرانیم این بود که از خونه نگرانم نشن بگن من کجا رفتم .که تلفن هم زدن و گفتم پیش دوستامم سر کوچمون. من خیلی تاکید میکردم از کجا منو پیدا کردید و شمارمو از کجا بدست اوردید. من دوتا شماره دارم ولی این یکی اصل کاری رو بلد بودن. اونکه پشت فرمون بود کمتر حرف میزد این که صندلی عقب پیش من نشسته بود گفت خودت خیلی چیزا رو بدون اینکه بدونی نوشتی. پیدا کردن تو کار اسونیه.ما تنها کاری که کردیم مطالب سکسی تورو میخوندیم.تا بعدا تونستیم یکی که تورو میشناسه پیدا کنیم. اسم کریم پور یادته؟ گفتم نه.گفتش میخوای بریم پیشش ببینیش؟ گفتم یعنی منو ببرید خونتون جایی که این اقا اونجاست که چی . منو لطفا برسونید خونمون فردا سر کوچمون بیایید باهم حرف میزنیم .همون که با من حرف میزد گفت نترس بیا بریم اذیتت نمیکنیم.

اینهمه رفتی جاهای مختلف و کردنت که مینویسیشون. حالا بیا اینجا ببین میشناسین .و اخرش رفتیم. نزدیکیای تخت طاووس یک جایی وایسادن و گفتن پیاده شو بریم خونه. گفتم شما میخوایید بکنید .الان دیر وقته میشه بذاریمش برای فردا.نشد و از پله ها رفتیم بالا. وقتی وارد اتاق شدم دیدم بجز این دوتا دونفر دیگه هم هستن که یکیشون علیرضا بود که قبلا دوبار با دوستاش توی سکسای گروهی سه چهار نفره با من سکس داشته. علیرضا گفتش که من عکستو دیدم نمیدونم کی ازت اون عکسو گرفته ولی حدس زدم این بدن تو باید باشه. وقتی توی سایت لوتی چیزای که مینوشتی رو اینا خونده بودنش و بمن نشونش دادن بازم حدس زدم اینطور حرف زدن و اینطوری سکس کردن فقط از تو میاد. شاید کسای دیگه هم باشن ولی من تورو میشناسم با این خصوصیات. بهمین خاطر گفتم کسی که اینا رو مینویسه از همه بیشتر فقط از ارنولد میاد . اگه تونستید راضیش کنید همگی میکنیمش خیلی حال میده. شمارتو هم از یک نفر از اونای که قبلا باهاشون سکس کرده بودیم باهات پیدا کردم و دادمش به اینا . و اینا هم توی مدتی کمتر از یک هفته پیدات کردن. و خوشحالم که درست به هدف زدیم. گفتم یعنی حالا میخواید بکنید الان دیر وقته میشه بذاریمش فردا. میام تا همتون سر فرصت سکس کنید. یکیشون گفت وقتی مطالب سکسی مینویس فکرشو نمیکنی چقدر کرمونو راست میکنی .قسمتای دختر بازی اثری ندارن .

این شلوار گرمکنی که پام بود رو راحت کشیدنش پایین و دستشونو میزدن به پاهام. این کارشون تحریکم میکرد. منم شلوارو کامل درش اوردم و به شکم دراز کشیدم گفتم خب میخوایید فقط نگاه کنید اینه دیگه. این باسنمه. اینم رونامه. به شکم خوابیدن اینه.بالش زیر شکم گذاشتن هم اینه. حالت سگی نشستن اینطوریه. علیرضا دو سه بار چند نفری سکس کردن با من میدونه دیگه . میتونید ازش سوال کنید. بلند شدم و شلوارمو خواستم بپوشم که برم. چونکه گفتن فقط نگاهی کنیم و ببینیم اون چیزای که میگی ببینیم چطوریه. یکیشون گفت نه دیگه .اومدی حشریمون کردی و میخوای بری. حالا بذار یه دستی بهت بزنیم. خودت نوشته بودی زودی تحریک میشم و لذت بخشه. همینطوری دمر بخواب مگه توی سایت ننوشتید خیلی مزه میده. دمر بخوابید و با باسنتون ور برن. منم دیدم هنوز مجبور نشدم ولی مقاومت کنم به اونجاها کشیده میشه. بهونه گرفته ژل ندارید کاندوم نیست .دیر وقته. ولی همه چیز داشتن کاندوم کشیدن روی التشون و ژل زدن و یکی یکی کردن و تموم شد. و با ماشینشون خیلی زود رسوندن منو به خونه.
اگر علیرضا نبود اونا نمیتونستن منو به این راحتیا پیدام کنن. ولی با وجود اون بازم نوشتن چند تا از سکسهایی که علیرضا ازشون خبر داشت باعث شد بتونن پیدام کنن. و هر چهار نفرشون توی روزهای دیگه هر چند روزیکبار سکس میکردن.پنج شش بار شد.

اینو برای این نوشتمش که بدونیم نوشتن سکس اخر یا روابط سکسی که داشتیم نوشتنشون میتونه برامون خطرناک هم باشه.

خدایا گناهان منو تو ببخش
همه آدمها گناه کردند
خدایا گناه همه را ببخش
     
#36 | Posted: 11 May 2013 00:01 | Edited By: مدیر
مربوط به یکی از کاربران هست


من تقریبا تا به حال به کسی کون ندادم،خیلی زیاد منو به دلیل خوشگلی و صفیدی زیاد تو بچگی تا پایان دوره راهنمایی لاپایی کردن و من هم لذت میبردم.. ولی خودمو میزدم به کوچه علی چپ.. دوست داشتم نازمو بکشن.. تو کوه دستشویی حموم اتاقم.. مثلا همسایمون منو صدا میزد برم باهاش پلی استیشن بازی کنم.. میدونستم قضیه چیه.. وسط بازی شروع میکرد باهام ور رفتن.. کم کم لختم میکرد و تف میزد لا پام و لاپایی میکرد.. کسرش خیلی کلف و خوش فرم بود آخرا یادمه براش کیرو تخمشو با ولع میخوردم..

یه بار خونه خالم موقع خواب کنار پسر خالم بودم(اونی که خونشون بودم نه.. یه پسر خاله دیگم که اونم اونجا بود..)جسه درشتی داشت و بانمک بود باهاش راحت بودم.. زیر پتو ول میخوردم که پام بخوره به پاش اونم الکی پاشو میچسبوند بهم ولی آخرش باهم کاری نکرد..

یه بار تو روستا بودیم خونه مادر بزرگم.. نصفه شب بیدار شدم دیدم دست لا پامه فهمیدم پسر عمه امه.. ازش بدم میومد یکم خودمو تکون دادم و ررفت...

یه پسر خاله ناز داشتم دوست دخترشو آورد کردیم از کون.. بعد رومون به هم باز شد کیرشو براش میخوردم.. لاپایی میکرد.. آبشو که میریخت رو کاغذ و میرفت خودشو میشت آبشو میخوردم و کاغذو مینداختم دور.. که نبینه خوردم.. خیلی باحال بود..یه بار گفتم منو بکن ولی تا اومد جا زدم :پی


(ببخشید خیلی خلاصه میگم..)


خلاصه این جور مورد ها زیادب وده بعضی هاش هم زوری بوده..

مثلا یه بار یکی دید دارم با یکی شیطونی میکنم.. بچه بودم تو کوه.. اونم یه روز منو دید گفت آره دیدمتو اگه میخوای به کسی نگم به منم لاپایی بده.. من اصلا حالیم نبود اینا باهام چیگار میکردن!! در این حد بچه بودم ولی برام جالب بود..


ولی در کل من تاحالا کون ندادم.. یه بار فقط دوستم کیرشو مالید به سوراخخم خیلی حال کردم اونم فهمید نزدیک بود بدم که ندادم.. فقط با خودم ور میرم..
     
#37 | Posted: 27 May 2013 02:11 | Edited By: مدیر
خاطرات کوتاه ارسال توسط کاربران (بخش اول)


اولین خاطره :

اولین سکس منم با یکی از بچه های محل بود , یه موتور سنگین داشت یه روز اومد گفت سوار شو بریم یه دوری بزنیم,منم اون موعق بچه بودم,سوار شدم رفتیم یه جا بیایون مانند بعد واستاد زنگ زد با یکی حرف زدن,بعد همینطوری اونو مسخره میکرد من میخندیدم,یهو دیدم اومد جلو باهام واستاد حرف زدن,اولش بدم اومد,اما یه کم حرفیدیم گفتم باشه,سوار شدیم رفتیم خونشون خالی بود اونجا یه سکس توپ کردیم,آبشم ریخت داخل.

دومین خاطره :

سلام. من امروز تازه با این انجمن اشنا شدم. من الان ۲۵ سالمه. حدود ۷سال پیش با پسرخالم این کار رو شروع کردم. شروع کارمون از شوخی کردن با هم شروع شد. اون روز تو خونه تنها بودیم و پسرخالم تازه از حموم اومده بود و تو اتاق میخواست لباساشو بپوشه. منم فقط از روی شوخی اذیتش میکردم و نمیذاشتم لباس بپوشه. این شوخی ما ادامه پیدا کرد تا یه دفعه به خودمون اومدیم و دیدیم که دارم با کونش بازی میکنم. یه دفعه فکر سکس به ذهن هردومون اومد و بدون اینکه به هم چیزی بگیم شروع کردیم برای هم ساک زدن و بعدش به نوبت همدیگه رو کردن. البته چون بار اولمون بود خیلی ناشیانه این کارو کردیم. اما بعدها به مرور حرفه ای تر شدیم. این کار یه یه سالی طول کشید تا اینکه خالم اینا رفتن خارج. از اون موقع تا حالا یعنی ۴ ساله که دیگه با پسری سکس نداشتم. اما الان خیلی دوست دارم دوباره با یکی سکس کنم. هم کون کنم هم کون بدم. اما نتونستم تا حالا به کسی اعتماد کنم.

سومین خاطره :

منم دیرووز اولین گی رو با یه پسر ۲۸ ساله کردم البته دو طرفه بوده اولین بارم بود که ساک زدم و دادم خیلی خوش گذشت وای اون صحنه که ابش رو ریخت رو کمرم خیلی حال داد داغ شده بودم

چهارمین خاطره :

اولین خاطره من مربوط میشه به دوره راهنمایی، یک همکلاسی داشتم که ارمنی هم بود بنام سوئیت، که از بچه تنبلها بود و چهار سال از ما بزرگتر بود. ولی خیلی سکسی بود و منم که تنم میخوارید باهاش رفیق بودم. معمولا سرکلاس دست منو میگرفت میذاشت رو کیرش که براش بمالم. حالا بسته به معلم و موقعیت کلاس گاهی از رو، بعضی وقتها هم از زیر شلوار! برای منم جالب بود چون کیرش گنده بود و منم خوشم میومد. یکبار منو برد تو دستشویی معلمها و براش یه ساک اساسی زدم، البته قبلش گفتم که آبشو باید بریزه بیرون. چندین باری این داستان تکرار شد تا اینکه یک بار ازم خواست برم خونشون و من هم خر شدم و رفتم و چشمتون روز بد نبینه، با کونم کاری کرد که خدا بیامرز هم نکرده بود. ولی خوب وارد بود و صفرمو باز کرد و دیگه هم بسته نشد.
البته الان خیلی وقته که سکس گی نداشتم ولی خوب خاطرات خوبی دارم...

پنجمین خاطره :

دیشب جاتون خالی حسابی حال كردم با دو تا كیر حشری،رفتم جایی كه دو تا از بچه ها بودند كه قبلا با هاشون سكس داشتم اما با دو تاشون همزمان نه،بعد از تعارفات معمول لخت شدیم قبلش من رفتم و حسابی توی سوراخو تمیز كردم و اومدم بیرون،اول یه كمی براشون ساك زدم و تو لب و لوچه هم وول خوردیم بعد،یكیشون منو جسبوند به تخت كله مو بین پاهاش داد و طوری كله مو فشار داد پائین كه كونم قلمبه زده بود بیرون اون یكی با كمربند افتاد به جون سوراخم يه 10 - 12 ضربه جانانه نثار سوراخم كرد كه حال اومد و يكيشون افتاد به خوردن كونم همزمان منم داشتم برا يكيشون ساك ميزدم،عملياتمون شروع شد كونم رنگ كير و به خودش ديد و داشت كلي بهش خوش ميگذشت،انواع و اقسام روشها رو روم پياده كردند اما بهترينش اين بود كه خوابيدم و يه بالش زير گردنم گذاشتم يكيشون كيرشو كرد تو دهنم و خودشو كشوند رو كيرم و برام ساك هم ميزد هر چند در حيني كه داشت تو دهنم تلمبه ميزد چند بار دندونش به كيرم خورد اما از بند افتادن نفسم زير كير گندش كلي حال كردم،يكيشون زودتر ارضا شد و تو دهنم خالي كرد اما آبشو نخوردم همونطور تو دهنم نگه داشتم و ازش خواستم تو دهنم تلمبه بزنه تا قطره قطره آبش بره تو حلقم اون يكي هم آبشو تو كونم خالي كرد سر آخر با ساك زدن اولي منم تخليه كردم و شب زيبامون با دوش گرفتن 3 تايي تموم شد.

ششمین خاطره :

اولين بار تو بارك يه كلوب داشت من هميشه بعد مدرسه اونجا براي بازي ميرفتم يه بار ظهر كه خيلي خلوت شده بود توي كلوب هم كسي نبود در كلوب رو بست اومد كنار من نشست و كفت بيا فوتبال بزنيم در حين بازي سر صحبتهاي سكسي رو باز كرد تا جايي كه رسيد به كردن پسر و يه دستي زد به كونم من حرفي نزدم دستش ديگه رو كونم بود و ميماليد از پشت منو بغل كرد و برد پشت پرده شلوارم كشيد پايين نميدونستم بايد چيكار كنم خواستم برم ولي نزاشت يكم كونم رو انگشت كرد كه حس بدي بهم دست داد گفتم آقا حميد ول كن ميخام برم خونه اون ديگه لختم كرده بود و همش ميگفت الان تموم ميشه،كونم و تف مالي كرد و كيرش و گذاشت در كونم يكم كه فشار داد يه داد بلند كشيدم كه سريع كشيد بيرون گفتم دردم مياد ولم كن ميخوام برم گفت يه دقيقه صبر كن تموم ميشه،دوباره كيرش و گذاشت و يكم ماليد دوباره فشار داد سرش رفت تو دردم گرفته بود من محكم گرفته بود يه مقدار همون جوري بوديم كه لاي كونم داغ شد كه فهميدم آبش اومد و منو ول كرد كيرشو با يه پارچه اي پاك كرد بعد با اون پارچه كونم و پاك كرد و رفتم خونه.

هفتمین خاطره :

سلام
این اولین باری که مینویسم
من تا حالا چنبار سکس کردم اما نمیدونم چرا بیشتر دوس دارم یکی منو بکنه نمیدونم اولین بار که کیرو پشتم حس کردم اول راهنمایی بودم تو بازی فوتبال ابعد از گل زدن یکی از دوستام با شادی از پشت بغلم کرد من اون روز بود حس کردم که خوشم میاد چندبار هم خواستم بگم اما روم نشد تا چند سال بعد با یکی اشنا شدم که اونم مثل من بود با اون فقط لاپایی بود یبار هم تو خونه مجردیم یکی از دوستام اومده بود این اولین سکس کامل بود خیلی شهوتی بودم داشتم فیلم میدیدم صبح بود ازش خواستم تا دودول بازی کنیم بعدش واسش ساک زدم هیچی به اون خوش مزگی نبود سر کیرش خیلی کلفت بود وقطی کرد تو خیلی درد گرفت چند دقیقه تلمبه زد نتونستم دردشو تحمل کنم نزاشتم بیشتر بکه اونم دیگه نکرد اما من همیشه واسش ساک میزدم الان هم بیشتر با میوه خودمو خالی میکنم شرمنده.
     
#38 | Posted: 30 May 2013 02:00 | Edited By: مدیر
خاطرات کوتاه ارسال توسط کاربران (بخش دوم)


هشتمین خاطره :

دقیق یادم نیست ولی فکر کنم ۹ یا ۱۰ ساله بودم که به پسر همسایمون دادم چون توی این سن کیر که نیست بیشتر چوله ، خیلی ازش خاطره ندارم بعدا به پسر عمه ام وپسرخاله ام دادم . البته خودم هم میکردم . یکبار یادمه پسرخالم اومد خونه ما که من داشتم میرفتم حموم خالم بهم گفت رضا رو هم باخودت ببر حموم من هم که از خدا خواسته بودم رفتم حوله و لباس تمیز براش آوردم . توی حموم که حشری شدییم به حالت رکوع خمش کردم و کیر نوجونی هامو تو سن ۱۵ سالگی کردم تو کونش خیلی زود آبم اومد ولی اون از بس دردش گرفته بود دیگه منو نکرد . یاد اون روزها بخیر الان در به در دنبال یک آدم مطمئن میگردم که اول بهش بدم اگه اونهم داد من بکنمش.

نهمین خاطره :

منم وقتي نوجوون بودم..يك پسر كه از كون دادن حال ميكرد مثله اينكه راست كرده بود من بكنمش..اون وقتها من زياد از سكس نميدونستم.منو به بهانه درس رفتيم بيرون ..همونجا اولين آبمو با مالوندن كيرم آورد..يواش يواش باعث شد چند بار بكنمش..بعد از اون ديگه با پسر سكس نداشتم.البته تا حالا هم كسي افتخار ندادم بكنن منو..هرچند طالبم كم نبود.

دهمین خاطره :

این خاطره مال اسفند ۹۰ هست :

من احسان هستم و ۲۶ سالمه. من از بچگی که با پسر عمه ام بازی می کردم کم کم با لذت کون دادن آشنا شدم. اما از ۱۴ سالگی تا همین پارسال دیگه ندادم. تا اینکه در یکی از سایت های اینترنتی با علی آشنا شدم. ۶ ماه از دوستی من و علی تو اینترنت می گذشت و هیچ وقت جرات نمی کردن باهاش برنامه بذارم،تا اینکه یک روز که خونمون خالی بود ساعت ۱۲ شب دیدم آنلاین شد،گفت جوووون بازم که تو آنلاین شدی. سلام کردم بهش و شروع کرد تعریف کردین آخرین سکسش با یک پسر ۲۰ ساله توی حموم عمومی محلشون ساعت ۸ شب. بدنم داغ شده بود و هوس کردم که بعد از سالها مزه کون دادنو دوباره بچشم. شمارمو بهش دادم و گفتم ساعت ۱ شب بیاد در خونمون. خیلی خوشحال بود و راس ۱ اومد و من هم در رو باز کردم. یادم رفت بگم که قبلش خوب سوراخ کونمو شیو کردم و روغنکاریشم کردم که انگشتش از همون اول راحت بره تو کونم،اومد و روی مبل کنار من نشست و شروع به صحبت کردیم. حرف زیادی نداشتیم چون جفتمون واقعا می خواستیم زودتر شروع کنیم. دستمو روی کیرش کشیدم. خوب سفت شده بود.
دستمو از زیر شرط بردم داخل و کیرش و دستم گرفتم. کیرش حسابی راست کرده بود. ۱۶ سانت کیر با قطر متوسط. باورم نمی شد که خم شدم و تا تخماشو تو دهنم کردم. باز هم مزه کیر بعد از سالها زیر زبونم بود.

یازدهمین خاطره :

این پسره یه پسر عمو داشت نگو نپرس البته مثل خودش بدن خوش استیل نداشت یه نموره چاق بود ولی اینقدر پرو بود که نگو من پسر عموش آمارش در رفته بود تو محله که میده من به خاطر دوستی که با ابراهیم داشتم اونو همیشه میدیدم ولی خوشبختانه با ابراهیم رابطه خیلی خوبی نداشت.چی دارم میگم چه فایده ابراهیم به خاطر پسر عمو بودن باهاش شاید ضربه خورد چون همه فکر میکردند که اونم باید مثل اون عوضی به همه بده ولی درهر حال درست فکر میکردند اما دادن ابراهیم کجا اون کجا،بگذریم پسرعموی ابراهیم امکان نداشت بهش بگی میخام بکنمت و بگه نه نمیخام تازه اگه اینو میگفتی خودش دست به کون مونت میزد و انگشتت میکرد وهر کجا که بود خیلی روش باز شده بود شنیده بودم شش هفت نفری اونم به سن بالاها حال میده پول میگیره البته پول خیلی ناچیز،اینارو گفتم که بگم ابراهیم رو به خاطر پسرعموش بهش نظر بد داشتند که همینم شد و تو بچگی به گا رفت،به گا رفتنش منظورم این نیست بچه ها که کونش گذاشتند بلکه منظورم اینه که از درس و مشق و زندگی افتاد،چون درسش که بد شد کم کم آبروش رفت و به یه چشم دیگه نگاش میکردند الانم که میگه زن میخام چکار خودم زنم.

دوازدهمین خاطره :

سکس من و ح :

سلام میخوام داستان یکی از سکسهای خودم را براتون تعریف کنم که 100% واقعی و هیچی اضافه نکردم،تقریبا 12 سالم بود که تو یکی از محلهای نزدیک زمینهای کشاورزی زندگی میکردیم ، محله ما پر بود از بچه های هم سن و سال من که با هم دوست بودیم و هر چند وقت یکبار یه بچه خوشکل گیر می آوردیم و ترتیبش را میدادیم و داستان از همینجا شروع می شود که یه خانواده جدید آمدند تو محل ما یه پسر خیلی خوشکل و خوش تیپ و استیل داشتند با بچه های محل موضوع را درمیان گذاشتم و همون روز اول رفتم و بقول قدیمیا مخ طرفا گذاشتیم تو گاری و قرار گذاشتیم که فردا ببرمش و با محله و دشتهای منطقه آشناشش کنم.اون روز مخم خیلی مشغول شده بود که چطوری بتونم مخشا بزنم و یه حال اساسی باهاش بکنم .طبق قرارمون فرداش باهم رفتیم تا محله را بهش نشون بدم و تو راه باهاش در رابطه باسکس صحبت کردم اولش یکم جاخورد ولی بعد شروع کرد به حرف زدن و گفت تاحال با پسر خاله هاش یکبار سکس داشته البته کفت دو طرفه بوده هم کون داده و هم کون کرده ، بعد از اینکه با محله آشنا شد بهش گفتم بریم تا مناظر طبیعی محله را بهش نشون بدم اول کمی مقاومت نشون داد ولی با زبون چرب و نرمم رامش ردم و رفتیم تو دشت تقریبا تمام جاهای دشت را که نشونش دادم رفتیم بهش گفتم بریم تا اون خرابه را هم ببینیم اونم بدون هیچ مقاومتی باهام آمد توی خرابه که رفتیم بهم گفت بیا تا بریم.

یه وقت یکی میاد و کونمون میذاره گتم نترس کسی نمیاد من خودم مخوام بکنمد همین حرف را که زدم گریش گرفت و گفت تو خیلی نامردی و از این حرفا منم یکم دلداریش دادم و گفتم این جریان بین خودمون میمونه و مخشا گذاشتم تو گاری و راضیش کردم و همین که شلوار و شرتش را از پاش درآورد چشام چهارتا شود عجب کونی بود (یه کون بدون مو و گرد و قلبه با یه سوراخ تنگ)جای شما خالی یکم به کونش ور رفتم و آب دهنم را انداختم روی سوراخ کونش و یکم سر کرم را مالیدم در سوراخش و بعد سر کیرم را کردم تو سوراخش که یه داد بلند کشید و گریش گرفت دوباره با یکم خایه مالی آرومش کردم و بهش گفتم برای اینکه به بچه های محل داستان امروز را نگم باید تحمل کنی و دیگه ازش صدای در نیامد و من خوشحال کیرم را با هزار زحمت کردم تو سوراخ تنگش و شروع کردم به تلمبه زدن و بعد از 10 دقیقه تلمبه زدن ارضا شدم و از اون روز به بعد هفته ای دو ، سه بار باهم سکس داشتیم تا تقریبا سن 19-18 سالگی که از محله ما رفتند.
     
#39 | Posted: 1 Jun 2013 00:57
منو دوستم که چند سالیه با هم دوستیم حدود ۱ سال میشه که واسه هم میزنیم،یه بار یادمه انقد مست بودم که تو ماشین براش ساک زدم در حین رانندگی بود،یه بارم صبح پاشدم با کیرش ور رفتم تا سیخ شد گفت بریم تو اتاق بزنیم منم هوس کیر کرده بودم ساک زدم که یهو صدای پا شنیدیم و منم سریع ساک زدم آبشو تو دهنم خالی کرد. و بعد یارو اومد تو اتاق مجبور شدم قورت بدم...
     
     
#40 | Posted: 7 Jun 2013 00:47 | Edited By: مدیر
اینم یه خاطره ی دیگه مربوط به کاربران انجمن هست.


اولین بار 15 ساله بودم با بچه ها زده بودیم سر یه پسره رو شكسته بودیم و مامانش شكایت كرده بود،از كلانتری اومدند و 4 نفر رو بردند كه منم جزوشون بودم یه گروهبان چاقی بود كه وساطت كرد و منو آورد بیرون،خیلی ازش خوشم اومد خودش باهام اومد و سر صحبتو باز كرد رفتیم یه آبمیوه خوردیم و خلاصه منو برد یه اطاق مجردی كه یه دوستی هم داشت تو حین صحبت لباساشو عوض كرد و یه شلوار راحتی پاش كرد و بهم گفت راستی دوستت گفته تو كون میدی درسته،منو میگی شوكه گفتم نه آقا این حرفها چیه و این قدر بحثو كش داد كه تا بحال كسی نخواسته بكنه یا تو كسی رو نكردی از رفیقات كدومشون این كارها رو میكنند تا رسوند به جایی كه میدونی چرا آوردمت بیرون گفتم نه گفت برای این كه یه حالی به ما بدی و شروع كرد دستمالی كردن كونم از رو شلوار گفتم این كاره نیستم و گفت چرا میدونم هستی از من نترس بهت كاری ندارم و هواتو داره و در این حین داشت كمرم و باز میكرد كه من نمیذاشتم كه یكدفعه داغ كرد و با اخم گفت مثل این كه هوس زندان بسرت زده گفتم من بهت كاری ندارم و... خلاصه ترسیده بودم هم از این كه میخواند كونم بذارند و هم از ماموره خلاصه با هر بدبختی بود گفتم بگذار از شرشون خلاص بشم و هر طوری بود شلوار و شرتمو كشید پائین و منو دمر خوابوند كمی با لمبرام بازی كرد و یه كم سوراخمو دستمالی كرد و خودشو لخت كرد یه نمه تف انداخت دم سوراخ و كیر خودش خیس كرد و خوابید روم،بی شرف پست فطرت یه كم كه بازی بازی كرد یه دفعه با فشار تموم كیرش و كرد تو كونم،دنیا دور سرم چرخید.

درد و سوزشی رو احساس كردم كه تو تمام عمرم تجربش نكرده بودم دادم در اومد كه با دست جلوی دهنمو گرفت و نگذاشت صدام در بیاد من داشتم می مردم و اون داشت تلمبه میزد،به هر بدبختی بود از زیرش در رفتم و كیرش در اومد هنوز تو حال خودم بودم كه سوزش سیلی محكمی كه زد زیر گوشم جای درد كونو گرفت بازم منو خوابوند و باز كیرشو كرد تو كونم،طاقت دردش و نداشتم انقدر گریه كردم تا كارش تموم شد،از روم كه بلند شد رفیقش سریع پرید روم و اونم كرد شاید هزار سال برام طول كشید تا كار اون هم تموم شد،دیگه نای بلند شدن نداشتم به هر بدبختی بود خودمو به دستشویی رسوندم و یه 10 دقیقه ای تو دستشویی نشستم آب كیرشون كف آلود و خونی از كونم بیرون می یومد.

به هر بدبختی بود از دستشویی بیرون اومدم كه از اونجا بزنم بیرون،با مصیبت اومدم بیرون و گروهبانه هم تحدید كرد اگه به كسی حرفی بزنم به جرم كون دادن خودمو هم زندان میكنه خلاصه اون روز همش تو پارك رو چمنا خوابیدم اصلا نمیتونستم با پشت بخوابم سوزش شدیدی داشتم دلم درد میكرد و با تكون دادن بیشتر میشد شب هم گشاد گشاد رفتم و خونه و به بهونه دل درد خودم به رختخواب رسوندم و خوابیدم حالا مادرم ول نمیكرد نبات داغ می یاورد و ....

با هر بدبختی بود گذشت ولی گروهبانه ول كن نبود در عرض 2 ما چندین دفعه دیگه هم خودش و رفیقش ترتیبمو داده بودند گروهبانه خیلی باهام رفیق شده بود و خیلی باهام گرم میگرفت حال میكردم وقتی با ماشینم رد میشد نگه میداشت و باهام خوش و بش میكرد و میرفت بعد از 2 ماه گروهبانه رفت اما رفیقش ولم نكرد و ماجرای كون دادنم ادامه پیدا كرد و تا امروز ادامه میدم و الان ازش لذت هم میبرم،اما اون طور نیست كه همیشه باشه از هر كی خوشم بیاد و طلبش بشم بهش حال میدم كونم هم تو آواتارم گذاشتم سوراخش مشخصه كه زیاد دنبالش نبودم شاید بقیه خاطراتمو یه زمانی گفتم،اولین باری كه ساك زدم،اولین باری كه آب كیر خوردم و ...
     
صفحه  صفحه 4 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین » 
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان / خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites