تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Homosexuals - همجنسگرایان

حیله های کودک آزاری، راهکارها و روش های مقابله با آن

صفحه  صفحه 8 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین »  
#71 | Posted: 26 Oct 2015 07:54
تاثیرات تجربه‌ آزار جنسی در کودکی بر زیستِ مردانه

براساس تخمین سازمان بهداشت جهانی، حداقل ۱۵۰ میلیون دختر و ۷۳ میلیون پسر در جهان پیش از ۱۸ سالگی، شکلی از دخول جنسی اجباری و یا سایر اشکال خشونت جنسی همراه با تماس فیزیکی را تجربه می‌کنند. (۱) البته این تخمین هنوز هم با آمار واقعی آزار جنسی کودک فاصله‌ی زیادی دارد و همچنین تجربه‌های آزارجنسی غیرفیزیکی را در نظر نگرفته است. بنابراین اگر شما هم چنین تجربه‌‌ای داشته‌اید یا نسبت به وقوع آن مشکوک هستید بدانید تنها نیستید. اگر فکر می‌کنید چنین تجربه‌ای ممکن است با بسیاری از مشکلات و چالش‌های زندگی‌ امروزتان مرتبط باشد، باز هم بدانید که تنها نیستید.

تجربه‌ی آزار جنسی در کودکی به زنان و مردان به یک اندازه آسیب می‌زند اما شکل آسیب و تاثیرش بر زندگی آن‌ها متفاوت است. برخی از متخصصان معتقدند ترمیم آسیب‌های به جا مانده از آزار جنسی کودکی در مردان دشوارتر است. به همین خاطر من در این یادداشت سعی دارم مشخصاً به تجربه‌ی آزارجنسی در پسربچه‌ها و برخی دلایل تفاوت آسیب‌های آن بپردازم.



مسئله‌ی مردانگی :

برساخت‌های جنسیتی یکی از مهم‌ترین عواملی است که تجربه‌ی آزارجنسی در کودکی را برای مردان پیچیده‌تر کرده‌ است. تجربه‌ی آزار جنسی یا تماس جنسی ناخواسته در کودکی و عواقب روحی آن پایه‌ی تمام تعاریف پذیرفته شده از مردانگی و ارزش‌های هترونورماتیو را متزلزل می‌کند. از کودکی به مردان می‌آموزند که باید قوی باشند و همه چیز را تحت کنترل داشته باشند و بتوانند از خودشان – و دیگران- مراقبت کنند. از آن‌ها انتظار می‌رود از لحاظ جنسی چیره و مقتدر باشند نه تحت تسلط. فاعل رفتار جنسی باشند نه مفعول آن. پسربچه‌ها یاد می‌گیرند برای مرد شدن باید عواطف‌ انسانی‌شان را سرکوب کنند و نگذارند احساساتی مانند ترس و شرم آن‌ها را به هم بریزد. در نتیجه کاملاً طبیعی است مردانی که چنین تجربه‌ای را از سرگذرانده‌اند نگران هویت مردانه‌شان باشند و یا بترسند با افشای آن دیگران آن‌ها به اندازه‌ی کافی مرد به حساب نیاورند.

به هرحال چه شما به این تعریف از مردانگی باور داشته باشید یا نه، باید بپذیرید پسربچه‌ها مرد نیستند، کودک‌اند. آن‌ها نسبت به آزارگران‌شان بسیار ضعیف‌تر و آسیب‌پذیرتر اند. بنابر این اتفاقی که در دوران کودکی برای پسری افتاده بزرگسالی و مرد بودن او را تعریف نمی‌‌کند. مردان بسیاری در سراسر دنیا تجربه‌ی آزار در کودکی را از سر گذرانده‌اند اما با مواجهه‌ی درست و عبور از آن امروز انسان‌های قوی و سالمی هستند که بار سنگین این تجربه‌ را به زمین گذاشته‌اند.

تحریک جنسی :

بسیاری از پسربچه‌ها و مردان فکر می‌کنند اگر طی آزار جنسی از لحاظ فیزیکی تحریک شده باشند یعنی خودشان هم مایل بوده‌اند و لذت برده‌اند یا اگر در بخشی از این رابطه رفتار جنسی فعالانه داشته‌اند خودشان مقصر اند و همین مسئله باعث می‌شود در مقایسه با دخترانی که چنین تجربه‌ای داشته‌اند احساس شرم و گناه بیشتری داشته باشند. این احساسات به خاطر عدم آگاهی از فیزیک مردانه به وجود می‌آید. واقعیت این است که اندام جنسی مردانه ممکن است به تحریک جنسی در شرایط تروماتیک یا دردناک هم با نعوظ یا حتا انزال واکنش نشان دهد و تمام کسانی که پسرهای نوجوان را مورد آزار جنسی قرار می‌دهند به این مسئله آگاهند. آن‌ها اغلب برای محرمانه نگه‌ داشتن و ادامه‌ی آزار به شخص القا می‌کنند که واکنش اندام جنسی‌اش به تحریک نشان می‌دهد او هم به این رابطه تمایل دارد و با آزارگر همدست است. «خودت هم دلت می‌خواد»،« تو هم خوشت میاد»و ... جملاتی هستند که آزارگران بارها درگوش پسربچه‌ها تکرار می‌کنند.

اما این حقیقت ندارد. پسرها هم مانند دخترها نمی‌خواهد مورد آزار جنسی قرار بگیرد و آزارگران با زور یا اغفال آن‌ها را وادار به تجربه‌ای می‌کنند که دوست ندارند یا اصلاً درکی از آن ندارند.

در بسیاری از موارد آزارجنسی با بذل توجه، حمایت، محبت اغراق‌آمیز و هدیه‌های متعدد همراه است که باعث می‌شود کودک احساس کند تماس جنسی را هم به همراه توجه و محبت می‌خواهد. مثلاً وقتی پسر نوجوانی از محبت و حمایت والدین‌اش حتا برای مدت کوتاهی محروم است توجه و محبت از سوی کسی که دوستش دارد و تحسین‌اش می‌کند –مثلاً معلم- حتا اگر با تماس جنسی همرا باشد، برای لحظاتی در او احساس خوش‌آیندی ایجاد می‌کند. اما واقعیت امر این است که در این صورت هم پسر بچه در موقعیتی آسیب‌‌پذیر قرار داشته و اغفال شده‌ است و باز هم در تجربه‌ی جنسی مقصر و همدست نیست و مقصر کسی است که از شرایط و اعتماد او سواستفاده کرده‌‌ است.

باورهای غلط :

مساله‌ی آزار جنسی پسربچه‌ها مانند هر تابوی اجتماعی دیگری با باورهای غلط و افسانه‌های بی‌اساس بسیاری درآمیخته‌ و مواجهه‌ی مردان را با چنین تجربه‌ای سخت‌تر کرده‌ است. این باورهای نادرست بزرگ‌ترین مانع درک تجربه‌ی آزارجنسی در مردان و ترمیم آسیب‌های به جا مانده‌است. در ادامه به برخی از این باورهای غلط و بررسی آن‌ها می‌پردازم.

  • مردانی که پسربچه‌ها را مورد آزار جنسی قرار می‌دهند همجنس‌گرا هستند :

آمار و تحقیقات نشان داده‌اند اغلب مردانی که پسربچه‌ها را مورد آزار جنسی قرار می‌دهند دگرجنس‌گرا هستند و حتا بیشترشان در زمان رابطه‌ی آزارگرانه‌شان با کودک با زن بزرگسالی در رابطه بوده‌اند. هیچ شواهدی مبنی بر این‌که مردان همجنس‌گرا تمایل بیشتری به برقراری تماس جنسی با پسربچه‌ها دارند وجود ندارد و برعکس مطالعات نشان‌داده‌اند آمار رفتار آزارگرانه با کودکان میان همجنس‌گرایان کمتر است. (۲)

جدا از آمار و شواهد، نباید این مساله را فراموش کنیم که آزار جنسی کودک «رابطه‌» جنسی نیست بلکه نوعی تجاوز است و گرایش جنسی شخص بزرگسال ربطی به رفتار متجاوزانه ندارد. مردی که پسربچه‌ها را مورد آزار جنسی قرار می‌دهد با آن‌ها رابطه‌ی همجنس‌گرایانه ندارد. همان‌طور که مردی که دختربچه‌ها را مورد آزار جنسی قرار می‌دهد با آن‌ها در رابطه‌‌- به معنیِ آنچه میان زن و مرد بالغ اتفاق می‌افتد- نیست. آزارگر جنسی کودک فقط شخصی است که به دلایلی متعدد و پیچیده تمایل دارد با کودکان تماس جنسی داشته باشد و در جهت ارضای میل‌اش عمل می‌کند.

  • پسربچه‌هایی که مورد آزارجنسی قرار می‌گیرند بعداً همجنس‌گرا می‌شوند :

نظریه‌های مختلفی درباره‌ی این‌که گرایش جنسی و هویت جنسیتی چگونه شکل می‌گیرند وجود دارد، اما متخصصان حوزه‌ی سکسوالیته معتقدند تجربه‌ی آزارجنسی در کودکی نقش تاثیرگذاری در این امر ایفا نمی‌کند. (۳) اصولاً هیچ شواهدی مبتنی بر این که می‌توان شخصی را «تبدیل» به همجنس‌گرا یا دگرجنس‌گرا کرد وجود ندارد. گرایش جنسی مساله‌ی بسیار پیچیده‌ای است و فقط یک جواب یا تئوری برای توضیح دلایل گرایش‌های جنسی افراد وجود ندارد. با این‌حال سرگشتگی درباره‌ی هویت جنسیتی و گرایش جنسی میان مردانی که تجربه‌ی آزار جنسی در کودکی داشته‌اند بسیار شایع است و فرقی نمی‌کند همجنس‌گرا باشند یا دگرجنس‌گرا یا دوجنس‌گرا. برخی از مردان دگرجنس‌گرا فکر می‌کنند تجربه‌ی آزار جنسی در کودکی به معنی همجنس‌گرا بودن آن‌ها است. آن‌ها باور دارند به خاطر این تجربه هرگز به عنوان «مرد واقعی» از سوی جامعه پذیرفته نخواهند شد. عده‌ای هم فکر می‌کنند چون در کودکی ظاهر و رفتار دخترانه داشته‌اند یا کودک زیبایی به حساب می‌آمده‌اند مردها را جذب خود کرده‌اند و برای همین هیچ‌وقت این راز را برکسی افشا نمی‌کنند. همین‌طور برخی از مردان همجنس‌گرا که در کودکی مورد آزار جنسی مردی قرار گرفته‌اند خیال می‌کنند هویت جنسیتی‌شان مردان را به سمت آن‌ها کشیده‌است. گرچه این ترس‌ها قابل درک است اما هیچ دلیل واقعی‌ای ندارند. یکی از تراژدی‌‌های تجربه‌ی آزار جنسی در کودکی این است که حق طبیعی فرد را برای کشف گرایش جنسی و هویت جنسیتی‌اش از او می‌دزدد.

  • مردی که در کودکی از سوی زنی مورد آزار جنسی قرار گرفته خوش‌ به حالش بوده‌ است :

این باور هم مانند بسیاری از موارد دیگر بر اساس تصوری است که کلیشه‌های جنسیتی از مردانگی برای ما ساخته‌ است و مردها هم از کودکی آن‌ها را می‌آموزند. این یعنی مردها نه تنها امکان ندارد مورد آزارجنسی قرار بگیرند، بلکه هرنوع تجربه‌ی جنسی با زنان به خصوص زنان بزرگ‌تر از خودشان نشانه‌ی مردانگی آن‌ها است. باز هم در چنین رابطه‌ای بر وجه جنسی این رابطه تمرکز می‌شود نه وجه آزارگرانه‌اش. درست است که جنسیت آزارگر اختلال‌های روانی و عاطفی مختلفی را ایجاد می‌کند اما تجربه‌ی آزار جنسی از سوی زنی بزرگسال همان‌قدر مخرب است که از سوی یک مرد. مساله تبدیل شدن کودک به ابژه‌ی جنسی از سوی هر کسی است که در موضع قدرت قرار دارد و کوچکترین آسیب‌ این تجربه از بین رفتن حس اعتماد و ایجاد ناامنی در تمام روابط کودک آزاردیده‌ در آینده است. باورهای غلطی از این دست به مردان اجازه نمی‌دهد ارتباط منطقی و معناداری میان مشکلات رابطه‌ای و اختلالات عاطفی‌شان با تجربه‌ی آزار جنسی در کودکی برقرار، و برای ترمیم این تجربه اقدام کنند.

  • پسربچه‌هایی که تجربه‌ی آزار جنسی داشته‌اند در بزرگسالی کودکان را مورد آزار جنسی قرار می‌دهند :

این مورد یکی از خطرناک‌ترین و آسیب زننده‌ترین باورهایی است که ترسی عظیم و پیچیده در مردانی با تجربه‌‌ی آزار جنسی در کودکی ایجاد می‌کند. این ترس فقط به این خاطر نیست که مرد خیال می‌کند خودش هم به آزارگر کودک تبدیل شده‌است، بلکه بیشتر ترس از این است که اگر دیگران رازش را بفهمند او را تهدیدی بالاقوه برای کودکان‌شان به حساب بیاورند. متاسفانه مردانی که به تجربه‌ی آزارجنسی اعتراف می‌کنند اغلب به چشم خطری برای کودکان دیده می‌شوند نه کسانی که به همدردی و کمک نیاز دارند.

این حقیقت دارد که بسیاری از -و نه همه‌ی- کسانی که کودکان را مورد آزار جنسی قرار می‌دهند شکلی از آزار جنسی را در کودکی تجربه کرده‌اند اما این بدین معنا نیست که تمامی کسانی که تجربه‌ی آزار جنسی داشته‌اند به آزارگر جنسی کودکان تبدیل می‌شوند. اغلب پسر بچه‌هایی که تجربه‌ی آزار جنسی داشته‌اند در نوجوانی و جوانی آزارگر کودک نشده‌اند. (۴) گاهی (و نه همیشه) کودکانی که همچنان در رابطه‌ی آزارگرانه قرار دارند تمایلاتی به برقراری رابطه‌ی جنسی با هم‌سن و سالا‌ن‌شان نشان می‌دهند (در واقع یکی از نشانه‌های تشخیص این‌که کودکی تحت آزار جنسی قرار دارد همین است) که اگر رابطه‌ی آزارگرانه قطع شود و آسیب‌های چنین تجربه‌ای ترمیم شود این تمایلات نیز از بین می‌روند.

همه‌ی ما این افسانه‌ها را از کودکی شنیده‌ایم و بی‌آن‌ که به آن‌ها بیاندیشیم باور کرده‌ایم. طبعاً مردها و پسربچه‌ها هم لااقل در مقطعی از زندگی به این افسانه‌ها باور داشته‌اند و از عواقب‌اش زجر کشیده‌اند. اعتقاد داشتن به چنین باورهایی قابل درک است اما مبنا قرار دادن آن‌ها در مواجهه با مساله آزارجنسی، خطرناک و آسیب‌زننده است و همه باید با آن‌ها مبارزه کنیم. تا زمانی که جامعه این باورها را بازتولید می‌کند مردان بسیاری که با آسیب‌های تجربه‌ی آزارجنسی در کودکی زندگی می‌کنند به رسمیت شناخته نمی‌شوند و کسی به مشکلات‌شان رسیدگی نمی‌کند. کسانی که با تجربه‌ی تماس جنسی ناخواسته‌ در کودکی داشته‌اند همه‌ی عمر با احساس شرم و گناه زندگی می‌کنند و تلاشی برای درک و غلبه‌ بر ترومای جنسی خود نمی‌کنند.

و مهم‌تر از همه، این اعتقادات بی‌اساس به باور ویران‌گر دیگری دامن می‌زند و آن این است که « کودک مقصر است». حقیقت این است که هیچ کودکی به خاطر تجربه‌ی آزار جنسی به هیچ‌عنوان مقصر نیست. مقصران واقعی بزرگ‌‌سالانی هستند که کودکان را مورد آزار قرار می‌دهند و سپس نهادهایی– مانند خانواده و نهادهای آموزشی و غیره- که با بی‌توجهی به این مساله و عدم مراقبت ازکودکان‌ آن‌ها را در موقعیت آزار قرار می‌دهند.

نویسنده : گلناز ملک


-------------------------------------

پانوشت : لینک منابع مقاله به زبان انگلیسی :


     
#72 | Posted: 1 Jan 2016 06:19
نکاتی برای محافظت از کودکان در برابر پدوفیل‌ها



می‌دانم که خواندن این مقاله راحت نیست و شاید ترجیح بدهید به جای آن هر وبلاگ با موضوع دیگری را بخوانید. اما دقیقاً همین مسئله برای مدت زمان زیادی مشکل اصلی این موضوع بوده است. ما نمی‌خواهیم در این مورد فکر کنیم، نمی‌خواهیم در این‌باره صحبت کنیم. و آیا می‌دانید نتیجه‌ی این رفتار ما چیست؟ راحت‌تر کردن کار ترسناک این افراد (پدوفیل‌ها).

پدوفیل‌ها پیش از آن که حتا یک کودک را لمس کنند سال‌ها برای ساختن وجهه‌شان در جامعه تلاش می‌کنند. آن‌ها با ساختن دوستی نزدیک با والدین یا از طریق مقام و جایگاه، اعتماد و تصدیق اجتماع را جلب می‌کنند و دسترسی خود را به کودکان امکان‌پذیر می‌سازند. طوری که اگر کودکی آن‌ها را به آزار یا تجاوز متهم کند مردم آن را باور نخواهند کرد و با خود خواهند گفت «هرگز امکان ندارد او چنین کاری کند». این فرآیند «ظاهر سازی» نام دارد.




این افراد چه کسانی هستند؟

اکثر مواقع کسی که کم‌ترین احتمال را می‌دهید؛ معلم نمونه، مربی پر افتخار، همسایه‌ی مورد اعتماد، دوست‌پسر یا کسی که بیشتر فعالیت‌های کودکان را سرپرستی می‌کند. اما نمی‌تواند کسی باشد که شما می‌شناسیدش، درست است؟ پلیس فقط ۲ تا ۳ درصد از آزارگران جنسی را دستگیر می‌کند. در بازجویی‌هایی که همراه با ماشین دروغ‌سنج انجام شده مشخص شده‌ است که پدوفیل‌های «پرخطر» تا پیش از به دام افتادن میانگین ۱۲۰ عمل جنسی را با کودکان داشته‌اند. پدوفیل‌های «کم‌خطر» که به زندان فرستاده نمی‌شوند و در عوض دوره‌های اجباری را می‌گذرانند، به‌طور میانگین به ۱۹۸ عمل جنسی با کودکان تا پیش از اولین دستگیری اعتراف می‌کنند. آن‌ها از نوجوانی آغاز به این کار می‌کنند و درنتیجه زمانی که نفوذ بیشتری در اجتماع پیدا می‌کنند (مثل من و شما) دروغ‌گوهایی ماهر و بسیار باتجربه شده‌اند.

هدف اصلی یک پدوفیل پیدا کردن امکان دسترسی به کودک، به دست آوردن مقبولیت از جانب کودک و حفظ پنهان‌کاری است. در تلویزیون می‌بینیم که پدوفیل‌ها از تهدید برای کنترل قربانیان استفاده می‌کنند، مثلا «اگر به کسی بگویی، مادرت را می‌کشم». روش کنترلی که پدوفیل‌ها برای قربانیان جوان استفاده می‌کنند بسیار منزجرکننده و به همین اندازه ترسناک است. پدوفیل تبدیل به بهترین دوست و راهنمای مورد اعتماد کودک می‌شود و حس دوست داشته شدن، مقبولیت و احترام را پیش از آزار در کودک برمی‌انگیزد. کودکانی که به دلیل طلاق، سوءمصرف مواد مخدر و یا خشونت خانگی در خانه احساس بی‌ثباتی دارند نسبت به این ترفندها آسیب‌پذیری بیشتری دارند. ممکن است به کودک هدیه یا امتیاز ویژه‌ای داده شود. پدوفیل رفتارش را با رفتار کودک هماهنگ می‌کند تا بتواند راهی برای تنها شدن با کودک بیابد.

تماس فیزیکی ناسالم تبدیل به قسمتی عادی از «دوستی» می‌شود و رفتارهای جنسی به آرامی و از راه بازی (مثلا «دوست داری کدام فرد مشهور را ببوسی؟») یا پند و نصیحتی در باره‌ی دوست‌دختر/دوست‌پسر همراه با پورنوگرافی و یا «فانتزی مشترک» وارد رابطه می‌شود. از بین بردن حساسیت کودک نسبت به لخت‌شدن و تماس ناسالم جنسی هم به همین ترتیب اتفاق می‌افتد. هرکدام از این تعاملات فعالیت جنسی را اندکی به پیش می‌راند. لمس جنسی طوری انجام می‌شود که برای کودک لذت جسمانی داشته باشد تا کودک را گیج کند، به او حس مسئولیت بدهد و با برانگیختن حس خجالت در کودک از گفتن موضوع به دیگران جلوگیری کند.

این فر‌ایند یک نقشه‌ی پیچیده است که با قصد قبلی برای قربانی کردن کودک انجام می‌شود و می‌تواند چند سال پیش از آغاز آزار شروع بشود. برای کنترل کردن کودک پس از انجام آزار جنسی و این که کودک چیزی به کسی نگوید از چنین جملاتی استفاده می‌کنند: «خانواده‌ی تو به دلیل طلاق فشار زیادی را تحمل می‌کند، آیا تو می‌خواهی با گفتن این موضوع به آن‌ها اوضاع را از این بدتر کنی؟ این کار خیلی خودخواهانه است. آیا خانواده‌ات را دوست نداری؟ من از تو مراقبت می‌کنم...». درنتیجه کودک احساس گناه می‌کند، احساس می‌کند به او خیانت شده و قلبش شکسته است. این بهترین دوستش در تمام دنیا بوده که او را آزار داده. عشق برای این کودکان تبدیل به مفهومی منحرف می‌شود و خجالت و ترسِ از دست دادن تا سال‌ها با آن‌ها می‌ماند.

گروهی از از پدوفیل‌ها که به جنایات‌شان اعتراف کرده بودند در پاسخ به پرسشِ «آیا گول زدن مردم سخت است؟» گفتند که این دروغ‌ها مثل طلسم عمل می‌کنند و بسیار فریبنده‌اند:

  • «فکر نمی‌کنی که اگر من می‌خواستم به کسی آسیب برسانم او را از جایی غیر از خانه/مدرسه‌ی خودم انتخاب می‌کردم؟»
  • «من ۱۵ سال است که اینجا کار می‌کنم و همه‌ی شما من را می‌شناسید. شما واقعا فکر می‌کنید که من بتوانم چنین کاری بکنم؟»
  • «می‌توانید سابقه‌ی من را چک کنید، هیچ چیز در آن نیست.»

این‌ها راهنمایی‌هایی هستند که به باورپذیرتر شدن دروغ کمک می‌کنند:‌ «مستقیم به چشم‌ها نگاه کنید، آرامش‌تان را حفظ کنید، از حرکات روان و نرمِ دست استفاده کنید، لباس خوب بپوشید، به داستان بچسبید، دایره لغات خوبی داشته باشید، آن‌ها حرف‌تان را قبول خواهند کرد. عناصری از واقعیت که قابل تایید باشند در دروغ‌تان بگنجانید». پدوفیل‌ها عمداً چشم‌درچشم می‌شوند و با ظرافت کودک را تهدید می‌کنند چون می‌دانند که اگر کودک عصبی به نظر بیاید، مردم فکر می‌کنند آن‌ها دروغ می‌گویند.

برای محافظت از این کودکان چه چیزهایی لازم است بدانیم :

  • وقتی کودکان آزار جنسی را برای شما فاش می‌کنند در ۹۵ تا ۹۸ درصد مواقع راست می‌گویند. نوجوانان هم در ۸۸ تا ۹۲ درصد مواقع راست می‌گویند. حرف آن‌ها را باور کنید.

  • آزار جنسی زمانی اتفاق می‌افتد که کودک در ماشین، کلاس یا راهروی خالی، دفتر خصوصی یا حتا محوطه‌ی مخفی در مکانی عمومی مثل کیسه‌خواب مشترک در کمپ یا سالن تاریک سینما با پدوفیل تنها می‌شود.

  • بزرگ‌سالان نباید با کودک شما ارتباط پیامکی، ایمیلی یا تلفنی داشته باشند و نباید با او تنها شوند. اطمینان حاصل کنید که در تیم ورزشی، مهد، باشگاه ورزشی و مدرسه قوانینی وجود داشته باشد که ارتباط خصوصی بین بزرگ‌سالان و کودکان را ممنوع کند. هیچ دفتر «خصوصی»ای با پنجره‌های پوشیده و در قفل‌دار نباید وجود داشته باشد.

  • اگر بزرگ‌سالی برای کودک جوک‌های بد می‌گوید، رفتار غیرقابل‌قبول آن‌ها مثل رانندگی با سرعت زیاد، سیگار کشیدن و نوشیدن را ندید می‌گیرد و واکنش نشان نمی‌دهد امکان آن وجود دارد که درحال آماده کردن کودک برای رازداری باشد.

  • مطمئن شوید که کودک شما از کلمات مناسب برای اعضای خصوصی بدن استفاده می‌کند: آلت، واژن، کیسه‌ی بیضه، بیضه‌ها، باسن، سوراخ مقعد، سینه، پستان، نوک پستان. در این‌صورت اگر از کلمه‌ی دیگری برای اشاره به این قسمت‌‌ها استفاده کند شما می‌فهمید که باید علت آن را بررسی کنید.

  • کودکی که والدین غایب یا حواس‌پرتی دارد بهترین قربانی برای پدوفیل‌هاست: کودکی که پدر مراقب ندارد، کودکی که سر والدین‌اش شلوغ است و اجازه می‌دهند تا او تنها به جاهای مختلف برود، خانواده‌ای که در آستانه‌ی طلاق است یا در آن یکی از والدین به شدت بیمارند.

  • معمولاً کودک گفتن موضوع به دیگران را عقب می‌اندازد و هرچه آزار شدیدتر باشد این عقب انداختن بیشتر می‌شود. کودکان داستان را ذره‌ذره و قسمت‌قسمت تعریف می‌کنند. با جزئیات کوچک شروع می‌کنند تا ببینند با واکنش منفی روبه‌رو می‌شوند یا نه. نشان دادن واکنش شدید و احساسی به آن‌ها باعث می‌شود که از صحبت کردن صرف‌نظر کنند و بقیه‌ی داستان را فاش نکنند. به حرف کودکان گوش کنید.

  • کودکانی که تنبیه بدنی می‌شوند یا سخت‌گیری‌های زیادی درمورد آن‌ها انجام می‌شود کم‌تر با والدین‌شان از آزار جنسی صحبت می‌کنند، چون می‌ترسند که با گفتن این موضوع باز هم تنبیه شوند.

  • اگر کودک در مورد آزار و اذیت به شما گفت، او را نزد متخصص کودک آزاری یا مراکز دفاع از حقوق کودک ببرید. این افراد آموزش دیده‌اند تا سوالاتی از کودک بپرسند و داستان را ثبت کنند. وقتی افراد زیادی از کودک سوال می‌کنند او از حرف زدن امتناع می‌کند. برای صحبت درباره‌ی این موضوع کودک را پیش مراجع دینی نبرید، مگر در صورتی که او برای مواجهه و بررسی این موضوع آموزش کامل دیده باشد. با این کار شرایط را برای کودک سخت‌تر می‌کنید.

درباره‌ی نویسنده :

دکتر دایان دلی Dyann Daley مدیر اجرایی مرکز پیش‌گیری از بدرفتاری با کودکانِ «سامانه‌ی کودکان کوک» و متخصص بی‌هوشی در مرکز پزشکی است. با تلاش‌هایی مثل فراهم کردن شرایط تحصیل و حمایت از خانواده‌ها (با پیشینه‌های مختلف اجتماعی-اقتصادی) و آموزش پزشکان و مددکاران برای تشخیص نشانه‌های احتمالی آزار و بی‌مسئولیتی، این مرکز سعی دارد آمار خطرناک و رو به افزایش پرونده‌های شناخته شده در تارانت کانتی Tarrant County را کاهش دهد.
     
#73 | Posted: 20 Jan 2016 22:08
علائم خشونت جنسی علیه کودکان



باید دانست که خشونت جنسی همیشه شامل تماس بدنی نیست. قرار دادن کودک در محیط ها، شرایط و چیزهایی که مربوط به مسائل جنسی هستند نیز نوعی خشونت جنسی محسوب می شوند حال آنکه تماس بدنی را شامل شود یا خیر.

با اینکه داستان های جنایات جنسی بسیار هولناک هستند اما آنچه که وحشتناک تر است این واقعیت است که اغلب این تجاوزات توسط نزدیکان کودک صورت می گیرند که به آنها اعتماد نیز دارند. بر خلاف آنچه که بسیاری به آن معتقدند، تنها دختران نیستند که مورد تجاوز قرار می گیرند. خطر تجاوز جنسی هم دختران و هم پسران را تهدید می کند. در واقع می توان گفت که خشونت جنسی به پسران به دلیل ننگ و شرم آن کمتر احتمال می رود که گزارش شوند.

جدای از اینکه خشونت های جنسی می توانند آسیب های فیزیکی بدنبال داشته باشند، آسیب های روحی آن بسیار بیشتر و بهبود و درمان آنها بسیار مشکل تر هستند. کودکانی که به آنها تجاوز شده است همواره از شرم و گناه آن رنج می برند. آنها یا تصور می کنند که در این تجاوز مقصر هستند و یا خودشان باعث و بانی آن بوده اند. این ممکن است که در بزرگسالی اثرات سوءی چون تنفر از خود و مشکلات جنسی برای آنها به بار آورد که اغلب یا باعث بیقیدی آنها نسبت به روابط جنسی و یا ناتوانی آنها در داشتن رابطه جنسی می شود.

شرم و ننگ حاصل از تجاوز و خشونت های جنسی مانع کودکان در افشای این مشکلات می شود. آنها می ترسند که شاید دیگران حرفشان را باور نکنند، آنها را عصبانی کنند و یا خانواده هایشان را از هم بپاشند. بدلیل این مشکلات، اتهامات این چنینی را جدی بگیرید زیرا خیلی شهامت لازم است تا این موضوعات بر ملا شوند و چنانچه کودکی به شما اطمینان کرد و داستان را به شما گفت، او را جدی بگیرید. از آن بی اعتنا نگذرید و چشم پوشی نکنید!

علائم هشدار دهنده خشونت علیه کودکان :

هر چه زودتر جلوی خشونت و تجاوز علیه کودک را بتوان گرفت، امکان درمان و بهبود او بیشتر خواهد بود. تجاوز و خشونت به کودکان همیشه قابل مشاهده نیست. با شناخت علائم متداول آن می توانید جلوی این مشکل را هر چه سریعتر بگیرید و به کودک و فرد خشونت گر و متجاوز، هر دو کمک کنید.اما باید این را بدانید که چنانچه علائمی دیدید لزوماً به این معنا نیست که کودک مورد آزار و اذیت جنسی واقع شده، بلکه باید بیشتر کند و کاو کنید و سعی کنید تا یک الگوی رفتاری و نشانه خطری پیدا کنید.

علائم احساسی، روحی- روانی خشونت و تجاوز علیه کودکان :

  • وحشت شدید و کناره گیری از انجام کاری بدلیل ترس از اشتباه انجام دادن آن
  • بروز رفتارهای افراطی (شدیداً مطیع و یا شدیداً پر توقع؛ شدیداً بی اراده و یا شدیداً ستیزه جو)
  • نداشتن رابطه خوب با والدین و یا پرستار
  • بی مورد احساس بزرگسالی (مراقبت از دیگر بچه ها) و یا احساس بچگی کردن (مک زدن انگشت شست، تاب خوردن گهواره ای، و قهر و غیظ کردن)

علائم آزار و اذیت های فیزیکی به کودکان :

  • متناوباً زخم، بریدگی و کبودی داشتن
  • داشتن این حس که همیشه در حال تعقیب است
  • صدمات جسمی با طرح و الگویی خاص، مانند جای دست و کمربند
  • ترسیدن و پریدن از جا با یک حرکت و صدای بلند، خجالت کشیدن از هر نوع تماس فیزیکی، و یا ترس از رفتن به خانه
  • پوشیدن لباس های نامناسب مانند پوشیدن بلوز آستین بلند در روزهای گرم

علائم غفلت از کودکان :

  • پوشیدن لباس های نا مرتب، گشاد و یا تنگ، اتو نشده و یا نا مناسب آب و هوا
  • داشتن بهداشت بد (حمام نرفتن و بوی بد دادن)
  • داشتن بیماری و زخم های درمان نشده
  • تنها و بی سرپرست بودن و در شرایط و محیط نا امن بازی کردن
  • دیر به مدرسه رفتن و غیبت کردن

علائم آزار و اذیت های جنسی در کودکان :

  • داشتن مشکل راه رفتن و نشستن
  • داشتن اطلاعات و تمایل به موضوعات و مسائل جنسی نا مناسب با سن و سال و یا داشتن رفتارهای اغواکننده
  • کناره گیری و فرار از دیدن شخصی بدون هیچ دلیل خاص
  • عوض نکردن لباس جلوی دیگران و شرکت نکردن در فعالیت های فیزیکی
  • داشتن بیماری های منتقل شده از رابطه جنسی و بارداری در سنین زیر ۱۴سال

     
#74 | Posted: 21 Jan 2016 19:59
خیلی مطالب خوبی گذاشتید . فقط یه نکته هست که بچه ها تو سن بلوغ و چند سال قبلش خیلی روی مسایل جنسی کنجکاو میشن. اگه پدر و مادر خودشون قضیه را برای بچه توضیح بدن مطمین باشید که خیلی کمتر گول خواهند خورد

آریایی
     
#75 | Posted: 24 Jan 2016 10:39 | Edited By: bamdad_2014
از هر چهار دختر یک نفر، و از هر شش پسر یک نفر قبل از ۱۸ سالگی مورد تعرض جنسی قرار می گیرد



تقریبا همه والدین، مراقبان کودکان یا معلمان به شما خواهند گفت که صحبت کردن راجع به روابط جنسی اگر نگوییم سخت ترین کار، یکی از سخت ترین مسائلی است که والدین و معلمان با آن روبرو هستند.ممکن است احساس کنند قادر نیستند پاسخگوی سؤالاتی باشند که بچه ها معمولاً می پرسند یا اگر این موضوع از لحاظ فرهنگی موضوع حساسی باشد، شاید از صحبت راجع به آن خودداری کنند.

«ارتباط لمسی خوب ، ارتباط لمسی بد» (یا ارتباط لمسی امن و ناامن) ربطی به رابطه جنسی ندارد بلکه به امنیت مربوط می شود.والدین و مراقبان خوب، به بچه ها نحوه عبوراز خیابان، استفاده از چاقو یا نحوه مواجهه ایمن با آتش سوزی را یاد می دهند. به همین ترتیب، بچه‌ها باید فرق بین ارتباط لمسی «خوب» و «بد» را نیز یاد بگیرند.

از هر چهار دختر یک نفر، و از هر شش پسر یک نفر قبل از ۱۸ سالگی مورد تعرض جنسی قرار می گیرد.

باورهای نادرست درباره تعرض جنسی به کودکان :

  • تعرض جنسی اتفاقی نادر است :

حقیقت: حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد بزرگسالان گزارش می دهند که وقتی بچه بودند، به نوعی در معرض لمس کردن نامناسب و مکرر یا رابطه جنسی کامل و آزارهای جنسی مختلف قرار گرفته اند. تعرض تقریباً همیشه قبل از پیشرفت بیشتر، با صحبت ها و لمس کردن نامناسب آغاز می شود.

  • تعرض جنسی تنها در برخی کشورها اتفاق می افتد :

حقیقت: مطالعات متعددی ثابت کرده اند که تعرض جنسی در همه کشورها صرف نظر از فرهنگ، زبان، سطح اجتماعی و اقتصادی، نژاد و دین رخ می دهد. سن قانونی برای رابطه جنسی با رضایت طرفین در کشورهای مختلف، متفاوت است اما تعرض جنسی بنا به تعریف قوانین محلی در تمامی کشورها رخ می دهد!

  • تعرض جنسی تنها در محلات فقیرنشین اتفاق می افتد :

حقیقت: این که کودکانی که در سطح اقتصادی و اجتماعی پایینی زندگی می کنند، بیشتر در معرض تعرض جنسی قرار دارند درست نیست، این مسئله به هیچ وجه به این گروه از کودکان محدود نمی شود. بچه ها در تمامی سطوح اجتماعی به این عارضه دچار می شوند.

  • تعرض جنسی تنها برای دخترها اتفاق می افتد :

حقیقت: تحقیقات نشان می‌دهند که تا سن ۱۲ سالگی، پسران و دختران به طور مساوی در معرض این تعرض قرار می گیرند. بعد از سن بلوغ، دختران بیشتر از پسران مورد تعرض قرار می گیرند.

  • تعرض جنسی تنها برای بچه هایی اتفاق می افتد که خانواده های مشکل دار و از هم پاشیده دارند :

حقیقت: احتمال تعرض به بچه هایی که از خانواده های مشکل دار می آیند، بیشتر است. با این حال، بچه هایی که در خانواده های باثبات زندگی می کنند نیز مورد تعرض قرار می گیرند. یک خانواده سالم و بدون مشکل به بچه ها در بهبودی هر چه سریعتر از یک تعرض جنسی کمک می کند، اما چنین خانواده ای نمی تواند از آنها در برابر این حادثه محافظت کند. در این باره، آگاهی از ارتباط لمسی خوب و بد و این که چه اقدامی باید صورت گیرد، کمک بزرگی تلقی می شود.

  • افراد متعرض، در اجتماع مشکل دارند و به راحتی قابل تشخیص هستند :

حقیقت: افراد متعرض معمولاً شبیه من و شما هستند. هیچ روش قطعی و نهایی برای تشخیص یک متعرض از روی ظاهرش وجود ندارد. بسیاری از آنها مردان خانواده دار و بچه دار با شغل های آبرومند مثل پزشکی، معلمی، روحانیت و غیره هستند.

  • افراد متعرض همیشه غریبه هستند :

حقیقت: این یکی از خطرناک ترین باورهای غلط است. ۷۰ درصد افراد متعرض رابطه فامیلی مستقیم با کودک دارند. ۲۰% دیگر چهره ای کاملاً آشنا برای خانواده هستند و به راحتی و آزادانه به بچه ها دسترسی دارند

درباره لمس کردن آموزش دهید :

آموزش مفاهیم زیر به کودکان می تواند آسیب پذیری آنها در برابر تعرض را کاهش دهد:

  • اسم درست تمامی اعضای بدن از جمله اندام های خصوصی یا جنسی را به کودکان یاد دهید.
  • در مورد کودکان خردسال، قانون «لباس زیر» را به کار ببرید: هر عضوی از بدن که با لباس زیر یا لباس شنا پوشانده می شود، عضو خصوصی بدن است.
  • فرق بین ارتباط لمسی (خوب/امن ) یا ( بد/ناامن ) را یاد دهید.

ارتباط لمسی خوب / امن : لمس کردن، در آغوش گرفتن و بوسیدن از سوی افرادی که کودک دوستشان دارد و حس خوبی به او می دهند که عبارتند از:

  • در آغوش گرفتن هنگام بیدار شدن و بوسه شب بخیر از سوی مامان و بابا
  • قلقلک دادن توسط پدربزرگ و مادربزرگ یا خواهر و برادر
  • در مورد کودک خردسال، کمک به پاک شدن بعد از دستشویی رفتن یا حمام گرفتن
  • معاینه پزشک در حضور یک بزرگسال مورد اعتماد

ارتباط لمسی بد / ناامن : لمس کردن هایی که باعث ناراحتی یا درد در کودک می شود. اینها، لمس کردن هایی هستند که:

  • درد دارند، مثل هل دادن، زدن، گاز گرفتن یا مشت زدن
  • برای اعضایی رخ می دهند که جزو مناطق خصوصی بدن هستند یا کودک نمی خواهد لمس شوند
  • به هر شکلی باعث ناراحتی و وحشت کودک می شود
  • به اجبار صورت می گیرند یا باید «مثل یک راز» بمانند

کودکان حق دارند بدن خود را کنترل کنند :

  • کودکان «رئیس» بدن خود هستند و کنترل می کنند که چه کسی و چگونه به آنها دست می زند، حتی با یک جمله ساده مثل «قلقلکم نده».
  • هیچ گاه کودک را مجبور به بغل کردن یا بوسیدن نکنید یا وادارش نکنید اجازه دهد کسی که نمی خواهد او را بغل کند یا ببوسد حتی اگر یکی از بستگان باشد. آنها باید یاد بگیرند که کار قابل قبولی است که مؤدبانه بگویند «نه».

به کودکان خردسال (زیر ۴ سال)، قانون «نه – دور شو – بگو» را یاد دهید تا اگر کسی با او ارتباط لمسی «بد» یا ناامن برقرار کرد، از این قانون استفاده کند:

  • تا جایی که می توانی با صدای بلند داد بزن نه!
  • هر چه سریعتر از آن شخص دور شو
  • ماجرای لمس بد را به یک بزرگسال مورد اعتماد بگو

در مورد کودکان بزرگ تر (۴ ساله یا بیشتر)، شاید بهتر باشد اطلاعات بیشتری به آنها بدهید و موقعیت را برای او شرح دهید:

بگو نه!

  • به آن شخص بگو که از این کار خوشت نمی آید و دوست نداری به تو دست بزند
  • کمک بگیر. تا جایی که می توانی با صدای بلند جیغ بکش

سریع دور شو! از آن شخصی که خوشت نیامد به تو دست بزند فرار کن

  • هر کاری می‌توانی بکن تا از کسی که دارد بدجوری به تو دست می‌زند و حس بدی به تو می‌دهد دور شوی
  • دیگر هیچ وقت با آن شخص تنها نمان

اگه کسی جور بدی به تو دست زد، به کسی که به او اعتماد داری بگو چه اتفاقی افتاد

  • نگذار تهدیدهای آن شخص تو را بترساند تا فرار نکنی یا سکوت کنی

اگر شخصی به تو دست زد یا از تو خواست این موضوع مثل یک راز بین خودتان بماند، از خودت بپرس «آیا این راز من را اذیت می کند؟»

  • رازهایی را که اذیتت می کند پیش خودت نگه ندار. برو پیش کسی که به او اعتماد داری مثلاً برو پیش پدر یا مادر، یکی از بستگان، معلم یا دکترت.
  • چیزهای غافلگیرکننده را مخفی نگه دار، نه رازها را. چیزهای غافلگیرکننده موضوعاتی هستند که برای یک مدت کوتاهی مخفی نگه می داری و با گفتن آنها یک نفر را خوشحال می کنی. ولی رازها چیزهایی هستند که به تو می گویند هیچ وقت به کسی نگویی و وقتی آنها را با – کسی در میان می گذاری، باعث ناراحتی دیگران می شود.

  • اگر کسی که پیش او می روی و این موضوع را برایش تعریف می کنی، حرف هایت را باور نکرد، پیش دیگری برو و این کار را آنقدر تکرار کن تا کسی حرفت را باورت کند و به تو کمک کند.به خودت باور داشته باش. تو هیچ کار اشتباهی نکردی.

     
#76 | Posted: 30 Jan 2016 21:57
من که تو دوران دبستان این اتفاق واسم افتاد
واقعا واسم سخت بود

just sex
     
#77 | Posted: 25 Feb 2016 21:01
هوشمندی در شبکه‌های مجازی

سازمان نجات کودکان-سوئد، ۲۰۱۵




اینترنت به یک بخش عادیِ زندگی روزمره‌ی کودکان تبدیل شده است. جایی که بازی می‌کنند، دوستان خود را ملاقات کرده و چیزهای جدیدی یاد می‌گیرند. از طریق اینترنت، دنیای بیرون برای کودکان بیشتر قابل دسترس شده است. اما در عین حال، آنها هم برای دنیای بیرون قابل دسترس‌تر شده‌اند. هرجا که کودکان حضور دارند، عده‌ای نیز هستند که می‌خواهند برای اهداف جنسی با آنها ارتباط برقرار کنند، افرادی که سادگی و صداقت کودکان را مورد خشونت قرار داده و مرتکب عمل خطرناک آزار و سوءاستفاده از آنها می‌شوند. چنین جرائمی روزبه‌روز بیشتر رواج یافته و به شدت رو به افزایش هستند.

برای والدین یا دیگر بزرگسالانی که با کودکان زندگی کرده یا در ارتباط نزدیک با آنها کار می‌کنند، پی‌گیری اینکه کودکان در فضای آنلاین چه می‌کنند به نظر دشوار و حتی امکان‌ناپذیر است و در نتیجه محفاظت از آنان نیز مشکل می‌شود. اما راه‌های بسیاری برای پشتیبانی و راهنمایی کودکان در اینترنت وجود دارند که مانع از صدمه دیدن آنها یا به دردسر افتادن‌شان می‌شوند.


اولین و مهمترین قدم، سهیم شدن با کودکان در تمام فعالیت‌های اینترنتی آنها است. به همان اندازه که پرسیدن «امروز تمرین فوتبال چطور بود؟» یا «مدرسه چه خبر؟» عادی‌ست، پرسیدن «امروز در اینترنت چه خبر بود؟» نیز باید طبیعی باشد.

کتاب راهنمای حاضر، گردآوری توصیه‌هایی از روان‌شناسان کودک، پلیس و روایت‌های شخصی کسانی‌ است که مورد آزار و سوءاستفاده قرار گرفته‌اند. ما امیدواریم که این کتاب، گفت‌وگوی بزرگسالان با کودکان، پیرامون خطرات اینترنت را آسان‌تر کند و در عین حال الهام‌بخش شما باشد و کمک کند که بخشی از فعالیت‌های روزانه‌ی اینترنتی کودکان باشید.

هرچه بیشتر بدانیم، بیشتر در جریان خواهیم بود، و هرچه بیشتر پیرامون سوءاستفاده‌های جنسی از کودکان که در اینترنت اتفاق می‌افتد حرف بزنیم، بیشتر خواهیم توانست از کودکان‌مان محفاظت کنیم.

الیزابت داهین،دبیر کل سازمان نجات کودکان

کودکان و اینترنت :

اینکه کودکان می‌خواهند با دیگران از طریق اینترنت ارتباط برقرار کنند اساسا طبیعی و مثبت است. آنلاین فضای خارق‌العاده‌ای برای یافتن دوست‌های جدید و ارتباطات تازه است.

اما لازم است که والدین و دیگر بزرگسالان – و خود کودکان- آگاه باشند که اینترنت خطرهایی نیز دارد. ما به خصوص باید بدانیم افرادی سعی دارند با اهداف جنسی با کودکان ارتباط برقرار کنند و دوست دارند در وب‌سایت‌هایی که در میان کودکان محبوب است مکرراً رفت و آمد کنند. کودکانی که ارزیابی ماهیت تماس‌ها برای‌شان مشکل است، یا از اختلالات ذهنی رنج می‌برند، یا از حمایت‌های کافی اجتماعی برخوردار نیستند، آسیب‌پذیرترهستند. با این حال، می‌دانیم که هر کودکی می‌تواند هدف سوءاستفاده در اینترنت قرار بگیرد.

ممکن است صحبت با کودکان پیرامون این که در اینترنت چه کار کرده‌اند و با چه کسی آشنا شده‌اند برای‌مان مشکل باشد. به خصوص که معمولا دانش کودکان در این زمینه بیشتر است و از اصطلاحات و کلمات اختصاری‌ای استفاده می‌کنند که ممکن است متوجه نشویم. اما مساله این نیست که ما تخصصش را داشته باشیم، مهم این است که بتوانیم رابطه‌ای برقرار کنیم که در آن حرف زدن درباره‌ی اینترنت مانند حرف زدن درباره‌ی هر اتفاق روزمره‌ی دیگر، طبیعی باشد.

ما هیچ‌وقت اجازه نمی‌دهیم کودکان‌مان در شهر گم شوند. در نتیجه، همین اصل در مورد اینترنت هم صادق است. گرچه اینترنت یک دنیای دیجیتالی است، اما ساکنان آن مردمان واقعی هستند.

عزت نفسِ "خود-عکس" محور :

همانطور که در دنیای معمولی، اتفاق‌ها، تماس‌ها و روابط، هویت کودکان را شکل می‌دهند، در دنیای مجازی هم همان تاثیر را دارند. در دنیای مجازی، شکل دیگری از عزت نفس ابداع شده است: عزت نفسِ "خود-عکس" محور! این اصطلاح، روش بالارفتن اعتماد به نفس و عزت نفس از طریق بازخوردهای عکس‌هایی که در اینترنت به اشتراک می‌گذاریم را توصیف می‌کند، بازخوردهای روشنی مانند تعداد پسندها (لایک‌ها) و پیروان و نظرها. کودکان از سنین خیلی پایین، تاییدها و تصدیق‌هایی دریافت می‌کنند که در دنیای واقعی مطابقت با آن بسیار مشکل است. همچنین آنها می‌پذیرند خود را با معیارهای متداولِ مربوط به عکس‌ها تطبیق دهند؛ به عنوان مثال، ارسال عکس به شکل معینی به منظور دریافت تأیید وحمایت بیشتر.

نیاز به تأیید شدن، نیازی انسانی است که در هر سن و سالی برای مغز مانند اکسیژن روانی کار می‌کند. کسانی که از اینترنت برای پیدا کردن کودکان و مقاصد جنسی استفاده می‌کنند، از این نیاز بهره‌برداری می‌کنند. آنها در مکان‌هایی که کودکان حضور دارند مکررا رفت و آمد کرده و می‌دانند که چگونه از میل به تایید شدن در نگاه دیگران که در همه‌ی انسان‌ها وجود دارد، بهره‌برداری کنند.

به جای تعیین قید و بند، صحبت با کودکان پیرامون عزت نفسِ "خود-عکس"‌محور از این منظر، راه را برای بحث درباره‌ی این موضوع آسان‌تر می‌کند. والدین و دیگر بزرگسالان همیشه الگوی کودکان خواهند بود و کودکان اغلب آنچه که شما انجام می‌دهید را کپی می‌کنند و نه آنچه را که می‌گویید.

با کودک صحبت کنید و از او سوال کنید: یک "لایک" واقعا چه معنایی دارد؟ چه حسی داری اگر هیچ "لایکی" دریافت نکنی؟ چه عکس‌هایی را پست کنیم و واقعا چه کسانی می‌توانند آن را ببینند؟ سعی کنید از خودتان هم این سوال‌ها را بپرسید! این می‌تواند راه خوبی برای درک بیشتر کودکان باشد.

سوءاستفاده‌ی جنسی در اینترنت :

سوءاستفاده‌ی جنسی در اینترنت چیست؟

خشونت و سوءاستفاده‌ی جنسی از کودکان یعنی هرگونه عمل جنسی که توسط شخص دیگری به یک کودک تحمیل شود. سوءاستفاده می‌تواند به عنوان فیزیکی و غیرفیزیکی دسته‌بندی شود. بیشترسوءاستفاده‌های اینترنتی با نوع غیرفیزیکی آن شروع شده و بعدها از طریق تهدید و حق‌السکوت به سوءاستفاده‌ی فیزیکی تبدیل می‌شوند. یک مثال برای سوءاستفاده‌ی غیرفیزیکی این است که از کودک خواسته شود در مقابل دوربین کامپیوتر ژست‌های مشخصی بگیرد. بعضی اوقات این درخواست می‌تواند تا جایی پیش برود که در حین آنکه فرد متخلف در حال تماشا است، کودکان مجبور به سوءاستفاده‌ی فیزیکی از خود شوند. این عمل را اغلب تجاوز مجازی می‌نامند تا بدین طریق با تجاوز فیزیکی فرق قائل شوند.

آماده‌سازی برای فریفتن کودک یعنی چه؟

اقدام برای دوست شدن با کودک، به خصوص در اینترنت، به منظور سعی در ترغیب وی به داشتن رابطه‌ی جنسی. این عمل در بسیاری از کشورها جرم محسوب می‌شود.

این عمل چقدر متداول است؟

آمار کشورهای مختلف نشان می‌دهد که گزارش‌های مربوط به بهره‌کشی از کودکان برای نمایش جنسی به طورچشمگیری افزایش داشته و جرائم گزارش شده به پلیس، تنها بخش کوچکی از آنچه که اتفاق می‌افتد، هستند. اگرچه تعداد دقیق آن نامعلوم است، اما تخمین زده می‌شود که میلیون‌ها تصویر مربوط به سوءاستفاده از کودکان، در اینترنت در حال پخش شدن هستند. این تصاویر، نمایش کودک در حال انجام اعمال واقعی یا شبیه‌سازی شده را شامل می‌شوند. وقتی به گزارش‌های ارائه شده به پلیس در رابطه با سوءاستفاده جنسی از کودکان دقت کنیم، تفاوت‌های عمده‌ی جنسیتی قابل مشاهده هستند. در اکثر موارد، قربانی، یک دختر است و آنکه سوءاستفاده می‌کند یک مرد. البته، نشانه‌های زیادی وجود دارند که تعداد کمی از خشونت‌های جنسی علیه کودکانِ پسر به پلیس گزارش داده می‌شوند و داده‌های قابل مقایسه در مورد مقاربت جنسی تحمیلی و دیگر اعمال جنسی تحمیلی در میان کودکان پسر، تنها در مورد تعداد بسیار کمی از کشورها دسترس است.

چگونه اتفاق می‌افتد؟

کسانی که برای فریفتن کودکان اقدام به "آماده‌سازی" می‌کنند، در اینترنت به دنبال مکان‌هایی می‌گردند که می‌دانند کودکان از آنجا استفاده می‌کنند. آنها معمولا وانمود می‌کنند که فرد دیگری هستند و از اسم و عکس پروفایل ساختگی استفاده می‌کنند. اولین تماس، معمولا در اتاق‌های گفت‌وگو یا گروه‌های معاشرتی مشابه اتفاق می‌افتد. سپس فرد متخلف، اغلب با دوربین کامپیوتری تلاش می‌کند مکالمه را به مکان خصوصی‌تری بکشاند، از این طریق می‌تواند آزادی عمل بیشتری داشته باشد و به اطلاعات بیشتری در مورد کودک از جمله آدرس، شماره تلفن، دوستان و خانواده‌ی او دسترسی پیدا کند. فرد فریبکار اغلب تلاش می‌کند با تظاهر به داشتن علاقه‌مندی‌های مشترک، رابطه‌ای را شکل دهد و اعتمادسازی کند. معمولا تماس اولیه، با استفاده از دستکاری‌های ظریف ذهنی و تهدیدهای در لفافه مثبت پیش می‌رود؛ سپس تغییر کرده و ماهیت جنسی پیدا می‌کند.

همچنین، اینترنت این امکان را برای فرد متخلف فراهم می‌کند که تصاویر کودکان را به اشتراک بگذارد.

کودکان چگونه گرفتار چنین تماسی می‌شوند؟

برای یک بزرگسال درک اینکه یک کودک چطور گرفتار چنین رابطه‌ی ویرانگری می‌شود می‌تواند مشکل باشد. فرد متخلف معمولا زیرک است و استراتژی‌های مختلفی را امتحان خواهد کرد. یک روش معمول، متقاعد کردن کودکان برای ارسال یک عکس یا فیلم از خود است که بعداً فرد متخلف از آن به عنوان حق‌السکوت استفاده کرده و کودک را به پخش آن در بین دوستان و خانواده‌اش تهدید می‌کند. حتی بعد از فرستادن یک عکس، بسیاری از کودکان احساس شرم و گناه می‌کنند و در نتیجه درباره‌ی آن حرف نمی‌زنند، این چیزی است که فرد مجرم از آن بسیار آگاه است. کودک در یک نوع «تله‌ی شرم» گرفتار می‌شود.

در عین حال ما باید به خاطر داشته باشیم که کودکان به طور طبیعی کنجکاو هستند و تمایل دارند روابط جنسی را کشف کنند. چیزی که خیلی زودتر از زمان مورد نظر بزرگترها اتفاق می‌افتد. کنجکاوی کودک که برای مثال باعث می‌شود خود شروع‌کننده‌ی تماس باشد، اغلب باعث افزایش احساس گناه و شرم می‌شود و این حس گناه، درخواست کمک را برای وی مشکل تر می‌کند.

آیا کودک علامت هشداردهنده‌ای بروز می‌دهد که شما باید به آن توجه کنید؟

مهم‌ترین مساله برای والدین و دیگر بزرگسالان این است که هوشیار باشند و متوجه هرگونه تغییر در سلامتی و رفتار کودک باشند. به عنوان مثال، عادت‌های غذایی و خواب متفاوت، نرفتن به مدرسه یا فعالیت‌های فوق برنامه و نوسانات خُلقی. اما در برخی موارد کودک هیچ نوع علامتی از خود بروز نمی‌دهد. مهم است که بدانیم برای کودکانی که مورد سوءاستفاده‌ی جنسی در اینترنت قرار گرفته‌اند، هیچ نشانه‌ی همگانی و مشترکی وجود ندارد. اگر نگران هستید، از کودک بپرسید و این پرسش را بیش از یک‌بار انجام دهید. صبور باشید، جا نزنید و دور نشوید، علاقه‌ نشان دهید، اما سعی کنید منطبق با شرایط کودک این کار را انجام دهید.

کودکان خردسال :

هرچه کودک کوچکتر باشد، تعیین پیش‌شرط‌ توسط بزرگترها برای استفاده‌ی امن و بهینه از اینترنت ساده‌تر است. به همین دلیل مهم است که کنار کودک بنشینید و به محض کشف بازی‌ها و فیلم‌ها و دیگر چیزهای جالب در تلفن‌های هوشمند، تبلت‌ و کامپیوتر توسط آنها، خود را وارد جریان کرده و درگیر موضوع شوید. برای بسیاری از کودکان این موضوع از سنین دو سالگی شروع می‌شود.

بیشتر والدین توافق دارند که تلویزیون نباید به عنوان پرستار بچه مورد استفاده قرار گیرد، ما باید همین رویکرد را نسبت به تلفن‌های همراه و تبلت‌ها داشته باشیم. به همان ترتیبی که نمی‌گذاریم کودکان‌مان تنها در شهر راه بروند، نباید بگذاریم در اینترنت تنها بمانند. با علاقه نشان دادن و درگیر شدن، می‌توانیم به کودکان‌مان آموزش دهیم که اینترنت چیزی است که ما با آنها سهیم هستیم. با پرسیدن سوال و نظر دادن، می‌توانیم نشان دهیم که صحبت درباره‌ی آنچه بر روی صفحه‌ی کامپیوتر می‌گذرد عادی است و این پایه‌ریزی یک گفت‌وگوی مثبت و صریح برای زمانی است که کودک بزرگتر می‌شود. اگر بزرگترها دنیای مجازی‌شان را با کودکان سهیم شوند، آنها راحت‌تر و طبیعی‌تر درباره‌ی تجربه‌های‌شان در اینترنت، چه مثبت و چه منفی، صحبت خواهند کرد.

یک راه خوب برای سهیم شدن در اینترنت، انتخاب بازی‌ها، نرم‌افزارها و فیلم‌ها به همان روشی است که قصه‌های شب را با آنها انتخاب می‌کنیم. دقیقا مانند زمانی‌که یک کتاب قصه با هم می‌خوانیم، می‌توانیم با هم مقابل صفحه‌ی کامپیوتر نشسته و یک زمان امن و دنج را سپری کنیم. اجازه بدهید کودکان آنچه را که در بازی یا فیلم می‌گذرد به شما نشان داده و یا درباره‌ی آن حرف بزنند، و به آنها نشان دهید که به آنچه می‌گویند علاقه‌مند هستید و می‌خواهید بیشتر یاد بگیرید. وقتی آنها برای خواندن یا جهت‌یابی بر روی صفحه‌ی کامپیوتر کمک خواستند، باید با گفتن «چه خوب که پرسیدی»، یا «خیلی خوشحالم که این رو بهم نشون دادی» تشویق‌شان کنیم. با چنین کاری رفتار مثبت اینترنتی را تقویت می‌کنیم، رفتاری که می‌خواهیم کودکان‌مان وقتی مدرسه را شروع کردند یا در سال‌های نوجوانی هم آن را ادامه ‌دهند. زمانی که کاری به روش درست انجام شود، کودکان یاد می‌گیرند.

وقتی کودکان به سن ۴ یا ۵ می‌رسند، می‌توانیم حرف زدن درباره‌ی خطرات اینترنت را شروع کنیم، برای مثال: بعضی‌ها هستند که راستگو نیستند و وانمود می‌کنند که فرد دیگری هستند، آنها می‌خواهند «کارهای بد» بکنند. اما مهم است که کودکان را به وحشت نیندازیم. چیزهایی که ترس را تحریک می‌کنند، باعث تحریک کنجکاوی نیز می‌شوند. بهترین راهِ گفت‌وگوی با کودکان درباره‌ی موضوعات دشوار و خطرناک، بی‌طرفانه و عینی صحبت کردن با آنها و خودداری از انتقال ترس‌های خودمان از طریق کلمات است. برای مثال شما می‌توانید بگویید:

"در اینترنت افرادی وجود دارند که وانمود می‌کنند آدمهای خوبی هستند ولی در واقع صادق نیستند و می‌خواهند به کودکان آسیب برسانند".

"من می‌خواهم با یکدیگر در اینترنت بگردیم، همان‌جوری که وقتی از خیابان رد می‌شویم، دستت را می‌گیرم. زیرا می‌خواهم از تو محافظت کنم و چیزهایی در مورد اینترنت به تو یاد بدهم تا وقتی بعدها بزرگتر شدی بتوانی خودت راهت را پیدا کنی و بدانی که با چه کسانی می‌توانی یا نمی‌توانی ارتباط برقرار کنی.»

اما حتی اگر شما اخطار بدهید و راجع به خطرات اینترنت صحبت کنید، بهترین راه برای کمک به کودکان پیش‌دبستانی استفاده از اینترنت در همراهی با یک فرد بزرگسال است. از این طریق می‌توانیم راهنمایی‌های لازم و مناسب را ارائه داده و از به دردسر افتادن آنها در آینده جلوگیری کنیم.

  • سعی کنید از تبلت به عنوان پرستار بچه استفاده نکنید. در عوض از آن به عنوان فرصتی استفاده کنید که همراه با کودک، دنیای آن را سیاحت و کشف می‌کنید.
  • وقتی کودک‌تان نرم‌افزار، بازی و فیلم انتخاب می‌کند نقش فعالی داشته باشید، بدین طریق، احساس با هم بودن در مقابل صفحه‌ی کامپیوتر را به وجود می‌آورید.
  • کودکان را ترغیب کنید که شما را وارد فعالیت‌های اینترنتی‌شان کنند.
  • بدون اینکه کودکان را به وحشت بیندازید، درباره‌ی خطرهای اینترنت صحبت کنید. وحشت می‌تواند کنجکاوی را تحریک کند.

کودکان در سنین مدرسه :

وقتی کودکان دوره‌ی پیش‌دبستانی را پشت‌سر گذاشتند، به جهانی گسترده‌تر همراه با عقاید و تماس‌های جدید وارد می‌شوند. این موضوع هم در مورد دنیای اینترنتی و هم دنیای واقعی صادق است. برای کودکانی که از پیش یاد گرفته‌اند فعالیت‌های‌ روزمره‌ی اینترنتی‌شان را با بزرگترها به اشتراک بگذارند، طبیعی است که در طول سال‌های تحصیل نیز این روش را ادامه دهند.

با وجود اینکه کودکان با گذر زمان مستقل‌تر می‌شوند، خودشان می‌توانند از روی صفحه‌ی نمایش‌ بخوانند و بعضی اوقات در استفاده از تکنولوژی از بزرگسالان بهتر عمل می‎کنند، باید دریابند که برای ما آنچه انجام می‌دهند و افرادی که با آنها در تماس هستند، اهمیت دارد. بسیاری از کودکان در رسانه‌های اجتماعی فعال هستند و از سنین پایین، مثلا هفت سالگی، در طول بازی‌ها با دیگران گفت‌وگو می‌کنند. این موضوع، از اهمیت حضور بزرگسالی که در این مواقع مراقب کودک باشد خبر می‌دهد.

همانطور که از کودکانمان می‌پرسیم که مدرسه یا تمرین فوتبال چطور بود، می‌توانیم راجع به فعالیت‌های روزمره‌شان در اینترنت هم بپرسیم. «امروز اینترنت چه خبر بود؟» یا « کدامیک از دوست‌هات رو امروز در اینترنت دیدی؟»

یک راه دیگر برای آغاز مکالمه با کودکان، درخواست کمک از آنهاست؛ بگذارید آنها کارشناس باشند: « فکر می‌کنی می‌تونم این عکس رو به اشتراک بگذارم؟» یا « می‌تونم این رو بنویسم؟» یا «وقتی یک نفر که نمی‌شناسم با من تماس برقرار کرد، چه کار باید بکنم؟» با پرسیدن این نوع سوال‌ها، به کودکان می‌آموزیم که در مورد چرخش اطلاعات،عکس‌ها و افراد در اینترنت بیاندیشند و متوجه شوند که این چرخش به طور «خودکار» اتفاق نمی‌افتد؛ چیزی است که خودمان تصمیم می‌گیریم و بر آن کنترل داریم. به کودکان نشان می‌دهیم که ما برای فضای مجازی حد و حدودی داریم و کمکشان می‌کنیم تا درک کنند که آنها نیز مرزهایی دارند.

وقتی با کودکان حرف می‌زنیم باید برای‌شان روشن کنیم که عده‌ای در اینترنت می‌خواهند به کودکان آسیب برسانند و همه‌ی افراد آنچه که خود را معرفی می‌کنند نیستند. به همان روش معمولی که به کودکان در مورد غریبه‌ها در خیابان هشدار می‌دهیم، باید در مورد کسانی که در اینترنت نمی‌شناسند هم هشدار دهیم.

توضیح دهید که در اینترنت دانستن اینکه چه کسی خوب است و چه کسی بد، سخت است؛ و فهمیدن اینکه واقعا چه کسی آن طرف دیگر نشسته غیرممکن است؛ یک عکس فقط یک عکس است. توضیح دهید هر کسی می‌تواند برای پنهان کردن هویت واقعی‌اش از عکس و اسم شخص دیگری استفاده کند. از فرصت استفاده کنید و بگویید که یک عکس می‌تواند به سرعت نور در اینترنت پخش شود و آنها نباید عکس خود یا شخص دیگری را جایی ارسال کنند، مگراینکه مطمئن شوند ایرادی ندارد و کار درستی است.

اما قدغن کردن چیزها به ندرت روش تاثیرگذاری است. بهتر است گفته شود: «اگر در اینترنت کسی را ملاقات کردی که نمی‌شناسی، قبل از اینکه رابطه‌ را با آن شخص ادامه دهی می‌خواهم که اول با من در میان بگذاری.» یک فرصت خوب برای طرح این قضیه زمانی است که گزارشی در یک رسانه درباره‌ی سوءاستفاده‌ی جنسی مطرح می‌شود، در این صورت گفت‌وگو طبیعی‌تر به نظر می‌رسد.

اینکه کودک آمادگی حرف زدن در مورد سوءاستفاده‌ی جنسی را با جزییات دقیق‌تری دارد یا نه بستگی به سن و بلوغ شخصیتی او دارد. برای کودکان خردسال درک آنچه می‌گویید می‌تواند مشکل باشد؛ در حالی‌که درک آن برای کودکان بزرگتر که پیرامون بدن انسان و رشد جنسی آموزش دیده‌اند آسان‌تر است. فارغ از موضوغ سن و بلوغ، مهم است که به کودکان چیزهایی از این دست بیاموزیم که « تو همیشه برای نه گفتن به دیگران در اینترنت حق داری» و «همیشه به چیزهایی که برخلاف میلت درحال اتفاق افتادن هستند، بگو نه!»

یک راه دیگر برای محافظت از کودکان در سنین مدرسه این است که به آنها بیاموزیم وقتی در سایت‌های گفت‌وگو هستند یا در یک شبکه اجتماعی عضو شده و حساب کاربری درست می‌کنند، هیچ‌وقت نام کامل، آدرس و شماره‌ی تلفن خود را فاش نکنند. چرا که کودکان، روی‌هم‌رفته صادق هستند و تمایل دارند تمام اطلاعات خواسته شده در فرم‌ها را پر کنند. این از آن مواردی است که والدین یا بزرگترها می‌توانند به کودکان کمک کنند تا طور دیگری فکر کنند. شما همچنین می‌توانید به کودکان یادآوری کنید که در اینترنت، یک عکس، تنها به واسطه‌ی آنکه آنها خودشان آن را پاک می‌کنند از بین نمی‌رود؛ ممکن است توسط دیگران جایی ذخیره شده باشد و برای همیشه در اینترنت بماند.

شاید ایده‌ی بدی نباشد که با مدرسه‌، انجمن بعد از مدرسه و باشگاه‌های ورزشی‌ای که کودک در آنها شرکت می‎کند، پیرامون رویکردشان در انتشار عکس‌ها و اسم‌ها در اینترنت صحبت کنید. هرچه اطلاعات بیشتری در اینترنت باشد، فریب و استثمار کودکان توسط مجرمان آسانتر می‌شود.

  • از کودکان بپرسید که در اینترنت چه اتفاقی افتاد یا چه اتفاقی می‌افتد، درست همانطور که در مورد دیگر جنبه‌های زندگی‌اش از او سوال می‌کنید.
  • از کودک راجع به اینکه چطور باید در اینترنت رفتار کنید بپرسید. این می‌تواند شروع یک مکالمه باشد و کودک را به فکر وا دارد.
  • به کودک توضیح دهید افرادی که می‌خواهند به کودکان آسیب برسانند اغلب با اسم و عکس قلابی وانمود می‌کنند شخص دیگری هستند..
  • به کودکان بگویید که اگر دوست ندارند و خوشحال و راضی نیستند نباید عکس خود را پست کرده و یا برای کسی بفرستند.
  • به کودکان بیاموزید که هیچ‌وقت اطلاعاتی مانند اسم و آدرس و شماره تلفن خود را در سایت‌های گفت‌وگو و شبکه‌های اجتماعی فاش نکنند.

نوجوانان :

درست مانند کودکان کوچک‌تر، لازم است به نوجوانان هم نشان دهیم که آنچه در اینترنت انجام می‌دهند و یا افرادی که در فضای مجازی ملاقات می‎کنند برای ما اهمیت دارد. همانطور که از کیفیت روزشان در مدرسه می‌پرسید، از آنها بپرسید «امروز اینترنت چه خبر بود؟». سعی کنید سوال‌هایی بکنید که راه را برای مکالمه با کودک باز کند. اما نمی‌توانیم انتظار پاسخ‌های طولانی و با جزئیات را از جانب آنان داشته باشیم و لازم است که این را بپذیریم. نوجوانان اغلب مشغول ساختن دنیای خودشان هستند و شاید مایل نباشند تجربه‌های‌شان را با بزرگترها سهیم شوند.

حتی اگر به عنوان والدین یا بزرگتر با مقاومت نوجوانان روبه‌رو شدید، مهم است که به پرسیدن سوال‌هایتان ادامه دهید و نشان دهید که برای‌تان جالب است. از مرتباً گوشزد کردن نترسید. نباید فراموش کنیم که دوران نوجوانی دورانی است که کودکان هنوز به حمایت و پشتیبانی و درگیر بودن ما در زندگی‌شان و در اینترنت نیاز دارند. در طول همین سال‌ها، زمانی که تمایلات جنسی‌شان شکل می‌گیرد و آنها نیاز شدیدی به توجه و مورد پسند قرار گرفتن دارند، کودکان به شدت در معرض این خطر هستند که در اینترنت مورد سوءاستفاده‌ قرار ‌گیرند. مجرمین از این نیاز نوجوانان به تایید شدن آگاه هستند و به هنگام برقراری تماس با آنها در اینترنت، از این نیاز بهره‌برداری می‌کنند: برای مثال از طریق تملق و تعریف و تمجید کردن از ظاهر کودک.

کنجکاو بودن و کشف فضاهای جدید، بخش طبیعیِ رشد کودکان است. ما باید بدانیم همیشه اینطور نیست که دیگران با کودکان تماس برقرار کنند، بعضی اوقات خود آنها به طور فعال به دنبال افراد جدید و «جذاب» در اینترنت می‌گردند. ما همچنین لازم است تصویر ذهنی متنوعی از قربانی‌ها و مجرمین داشته باشیم و پدیده‌ی «مرد پیر پلید» را فراموش کنیم. فرد متخلف به راحتی می‌تواند کسی به سن و سال خود کودک باشد.

خیلی از نوجوانان از این خطرها آگاه هستند، ولی هنوز برای‌شان مشکل است که آن را به خود و اطرافیان‌شان ربط بدهند. توضیح دهید که ممکن است در میان تماس‌هایی که برقرار می‌کنند، افرادی باشند که آنچه وانمود می‌کنند نیستند- پشت این عکس و این اسم هرکسی می‌تواند پنهان شده باشد. درباره‌ی حد و مرزها حرف بزنید. به آنها بگویید که نه یعنی نه، و اگر حس خوبی نسبت به کسی نداشته باشند، هر لحظه حق دارند که تماس را قطع کنند. به نوجوانان بگویید که لازم نیست اسم‌شان را بگویند یا عکس‌شان را بفرستند یا خودشان را با دوربین نشان دهند. یک توصیه‌ی خوب این است که تا زمانی‌که کسی دوربینش را برای شما روشن نکرده، هی‌چوقت دوربینتان را برایش روشن نکنید.

گفت‌وگو پیرامون سوءاستفاده‌ی جنسی در اینترنت با جرئیات دقیق ممکن است هم برای بزرگترها و هم برای نوجوانان مشکل باشد. اما قسمت دشوار یا شرم‌آور مکالمه ممکن است برای محافظت از کودک در مقابل سوءاستفاده و خشونت جنسی بیشترین اهمیت را داشته باشد. به همین دلیل است که ما بزرگترها باید چالش را بپذیریم، حاشیه‌ی امن خود را ترک کنیم و درباره‌ی این مباحث مشکل حرف بزنیم. یک زمان خوب برای صحبت در این مورد که در عین حال عادی نیز به نظر برسد، زمانی است که در رسانه‌ها از آن صحبت می‌شود. افکار و احساسات خود را در مورد اخباری که می‌شنوید با او در میان بگذارید، اما سعی کنید باعث حس گناه و عذاب وجدان کودک نشوید. با نوجوانان کم‌سن‌تر، درباره‌ی حق‌شان نسبت به بدن‌شان صحبت کنید: «می‌دونی که هرکسی اختیار بدن خودش را دارد و می‌تونی نه بگی؟ تویی که تصمیم می‌گیری چی اشکال نداره.» همچنین به آنها یادآور شوید که هیچ‌کس حق ندارد عکسی بگیرد و آن را بدون اجازه پخش کند. توضیح دهید که این کار جرم است و صحبت کردن درباره‌ی آن هیچ‌وقت دیر نیست، حتی اگر پیش از این کودک عکسی را فرستاده یا در حال حاضر اتفاقی افتاده باشد.»

احساساتی مانند شرم، گناه و عذاب ‌وجدان ممکن است کودک را از صحبت پیرامون اتفاقات ناخوشایندی که در اینترنت برایش پیش آمده باز دارد و این چیزی است که فرد متخلف از آن بهره می‌برد. به همین دلیل، خیلی خوب است که یک بزرگتر دیگر وجود داشته باشد که کودک بتواند به او مراجعه کند. اگر شما والدین کودک هستید، به فرد دیگری فکر کنید که بتواند حامی کودک شما در اینترنت باشد، خواهر یا برادر بزرگتر، خویشاوند یا بزرگتر دیگری که بتواند سوال‌های مناسبی بپرسد، طوری که نوجوان حس کند می‌تواند راحت حرف بزند. از طرفی به یاد داشته باشید که خود شما نیز می‌توانید همین بزرگترِ مورد نظر برای فرزند فرد دیگری باشید. هم برای آنکه به افکار خودتان کمک کنید و هم اینکه تمایلتان را برای حرف زدن با فرزندان افراد دیگر نشان دهید، با سایر بزرگترها در مورد اینترنت بحث کنید.

  • حتی اگر با مقاومت کودک روبه‌رو شدید، همچنان نشان دهید که در مورد فعالیت‌های وی در اینترنت کنجکاو هستید. از پیگیری و ممارست نترسید.
  • به کودک یادآوری کنید که وقتی حس خوبی ندارد همیشه حق دارد نه گفته و تماس را قطع کند.
  • به کودکان بیاموزید که لازم نیست هیچ اطلاعات شخصی‌ای را فاش کنند، عکسی بفرستند و یا دوربین‌شان را روشن کنند.
  • جرأت این را داشته باشید که حتی اگر برای‌تان سخت است و خجالت می‌کشید، در مورد سوءاستفاده و خشونت جنسی صحبت کنید.
  • اگر کودک شما نمی‌خواهد یا جرات نمی‌کند با شما حرف بزند، بزرگتر دیگری را پیدا کنید که بتواند حامی کودکتان باشد.

سارا مورد سوءاستفاده‌ی جنسی در اینترنت قرار گرفته است :

سارا می‌گوید :

« من فکر می‌کنم اینترنت برای خیلی‌ها به معنی مورد تایید قرار گرفتن است. مورد تایید و توجه کسی قرار گرفتن حس جالبی است، و به همین دلیل هم این اتفاق می‌افتد. او در وب‌سایتی که من و دوستانم می‌گشتیم با من تماس گرفت. ابتدا کلی از من تعریف و تمجید کرد، ولی خیلی زود شروع کرد به گفتن چیزهایی درباره‌ی من که درست نبودند، و خیلی زود شروع کرد به تهدید و گفتن اینکه « تو چاقی، تو زشتی، ثابت کن که نیستی». او گفت که اگر برایش یک عکس بفرستم راضی می‌شود و دیگر نق نمی‌زند. اما او به نق زدن پایان نداد و درعوض درخواست کرد که با اسکایپ حرف بزنیم و قول داد که از من فیلم نگیرد.

من تماس او را مسدود کردم، اما او راه‌های جدیدی برای تماس پیدا کرد، با حساب‌های دیگر. حالا دیگر، او نام کامل من، محل زندگی، و لیست تیم‌های ورزشی‌ام را می‌دانست و در نتیجه دوستانم را هم می‌شناخت. او می‌گفت برای دوست‌هایم در فیس‌بوک گفته که می‌خواهد فیلم‌های مرا برای‌شان بفرستد. من سعی کردم بعضی کارهایی که او می‌خواست را انجام دهم تا دیگر تهدیدم نکند. اما بعضی اوقات هم از انجام بعضی کارها سرباز زدم؛ کارهایی که او می‌خواست من با خودم بکنم احساس بدی به من می‌دادند، هم جسمی و هم روحی. خیلی خونسرد و بی‌احساس بود و اصلاً برایش مهم نبود که چه کاری با من می‌کند و مرا مجبور می‌کرد کارهایی با خودم بکنم. کم کم مشکل خواب پیدا کردم، مدرسه نمی‌رفتم و همیشه احساس مریضی می‌کردم. او تهدید را ادامه داد و می‌گفت اگر دوربین کامپیوتر را روشن نکنم چه کارهایی انجام می‌دهد. او می‌گفت بدنت را نشان بده. وقتی گفت این آخرین بار است، من اعتماد کردم. چون به عنوان یک کودک، تو معمولا به بزرگترها اعتماد می‌کنی. اما هیچ‌وقت آخرین بار نبود. من می‌خواستم در مورد او گزارش بدهم اما در صفحاتی که پیدا کردم، نوشته بود که این کار تنها در صورتی جرم است که زیر ۱۵ سال باشی. من تازه ۱۵ سالم شده بود. در نتیجه فکر کردم کاری که می‌کند جرم نیست و او را گزارش نکردم.

برای من بدترین اتفاقی که می‌توانست بیافتد این بود که خانواده‌ام بفهمند- گرچه الان که فکر می‌کنم، می‌بینم این می‌توانست بهترین اتفاق باشد. اما خیلی خجالت می‌کشیدم. نیاز داشتم بدانم که اتفاقِ پیش آمده، تقصیر من نبوده و کاری که او با من می‌کرد جرم بود. من می‌خواهم همه بدانند که باید به کسی بگویند و از مادر، پدر، پلیس یا هرکس دیگر درخواست کمک کنند. بالاخره، من با یک موسسه در اینترنت تماس گرفتم و گفتم که چه اتفاقی افتاده است. کاش خیلی زودتر این کار را انجام داده بودم. شما با خود فکر می‌کنید که این اتفاق هیچ‌وقت برای‌تان پیش نخواهد آمد. فکر می‌کنید ممکن است برای دیگران اتفاق بیافتد، ولی برای شما نه... تا زمانی که اتفاق می‌افتد.

پدر سارا می‌گوید :

کودکان نمی‌خواهند پدر و مادرهای خود را ناامید کنند. به نظر من اینکه والدین بگویند «این اتفاق نباید برای تو بیافتد» خطرناک است. اگر تا آن موقع اتفاق افتاده باشد و فرزندتان از ترس اینکه ناامیدتان کند نتواند به شما بگوید چه؟ در عوض باید با کودکتان حرف بزنید، در همان وب‌سایتی که آنها هستند باشید و غیره. از همان ابتدای کودکی از اینترنت با آنها صحبت کنید. اتفاقی که برای فرزند من افتاد مرا بسیار عصبانی کرد. اما از دخترم عصبانی نبودم، از خودم عصبانی و ناامید بودم و این خیلی مهم است که این را روشن کنیم. این در خانواده‌ی من اتفاق افتاد، هنگامی‌که ما در اتاق مجاور نشسته بودیم و این چیزی است که می‌تواند برای هرکسی اتفاق بیافتد. هوشیار بوده و مراقب هرگونه تغییر در رفتار و خلق و خوی کودکان‌تان باشید و نگرانی‌هایتان را جدی بگیرید. اصلا شرم‌آور نیست که با والدین دیگر صحبت کنید و بپرسید آنها چه می‌کنند. برعکس، همین است که از کودکان‌مان محافظت می‌کند.

اگر نگران هستید :

اگر شک دارید که چیزی اشتباه است و مشکلی وجود دارد چه می‌کنید؟ چطور بین محافظت از کودکان و شکستن احترام آنها تمایز قائل می‌شوید؟ والدین و بزرگترها به سادگی می‌توانند مغلوب اضطراب و نگرانی شوند. برای آنکه بتوانید مشوق یک گفت‌وگوی باز با کودک باشید، باید مراقب تله‌هایی که در پایین ذکر شده باشید و از آنها اجتناب کنید:

سعی نکنید اتفاقات را پیش‌بینی کنید. حتی اگر شک دارید که نوعی از سوءاستفاده اتفاق افتاده است، تا زمانی‌که نسبت به چیزی مطمئن نشدید، هم به خاطر خودتان و هم به خاطر کودک، از حدس زدن خودداری کنید. اگر از بدترین حالت ممکن بترسید و تردید شما بی‌اساس از کار درآید، مشکل اصلی ممکن است ناگهان بی‌اهمیت و جزئی به نظر برسد. اما شرایط برای کودک احتمالا همچنان خیلی جدی است و شما به عنوان بزرگتر باید گوش بدهید و به او پیشنهاد کمک دهید.

هرآنچه که باعث نگرانی شما شده است، باید آن را جدی بگیرید. به عنوان یک بزرگتر، این وظیفه‌ی شماست که بعضی اوقات برخلاف میل کودک‌تان عمل کنید و برای رویارویی آماده باشید. وسوسه‌انگیز است که برای تعدیل اضطراب خود مانند یک افسر پلیس عمل کرده و به بررسی و تحقیق در مورد موضوع بپردازید. اما به جای اینکه مستقیم به سراغ عمل بروید و قبل از اینکه واقعا کاری جدی‌ بکنید، بهتر است به کودک توضیح دهید که به چه فکر می‌کنید و چه کاری می‌خواهید بکنید؛ کارهایی مانند نصب کردن سیستم‌های امنیتی شبکه بر روی کامپیوتر، یا درست کردن پروفایل بر روی سایتی که کودک‌تان در آنجا عضو است.

درباره‌ی سوءاستفاده‌ی جنسی در اینترنت حرف بزنید، توصیح دهید که مجبور کردن کودک به انجام کاری جرم است و روشن کنید برای اتفاقی که افتاده یا در حال افتادن است کودک سرزنش نمی‌شود. نشان دهید که اهمیت می‌دهید و در کنار او حضور دارید. ممکن است اولین باری که سوال می‌کنید پاسخی نگیرید، یا حتی دومین بار. احساسات شرم و گناه کودکان، صحبت درباره‌ی آنچه برای‌شان اتفاق افتاده را بسیار سخت می‌کند. ممکن است حرف زدن با والدین یا دیگر بزرگترها برای‌شان سخت باشد، برای همین مهم است که به آنها نشان دهیم گزینه‌های دیگری هم وجود دارد.

به یاد داشته باشید که شما به عنوان بزرگتر،لازم نیست اضطراب و نگرانی را به تنهایی با خودتان حمل کنید. گفت‌وگو با دیگر بزرگترها می‌تواند کمک بزرگی باشد. گرچه، اگر به طور اتفاقی گفت‌وگوی مشکوکی شنیدید یا فرزندتان درباره‌ی یک اتفاق با شما صحبت کرد، مهم است که موضوع را گزارش کنید. سوءاستفاده‌ی جنسی از کودکان جرم است و اگر وضعیت مشکوک است، پلیس باید موضوع را بررسی کند.

نوشته‌ی ماریا شیلاسی – برگردان از ستاره نعمت‌اللهی
     
#78 | Posted: 9 May 2016 01:38
کُمِل (پیرامون آزار جنسی کودکان)


نسخه‌ی دوبله شده‌ی فیلمی به همین نام که به کودکان یاد می‌دهد چه‌طور خود را از آزار جنسی و کودک آزاری دور نگه دارند.

     
#79 | Posted: 10 May 2016 02:17
girl_moon1:
سلام داداش بامداد
واقعا عالی بود مطالب مخصوصا کلیپ کمل برای خواهر زاده هام پخش کردمش
ممنونم که اینقد به فکر اعضای جامعه هستی

درود آجی ماهدخت گلم
خواهش می کنم عزیزم و خوشحالم که مقالات تاپیک رو سودمند و مفید میدونید.
     
#80 | Posted: 12 May 2016 15:45
چطور کودک را از آزار جنسی محافظت کنید؟

>> در امان ماندن از آزار جنسی <<


تجربه‌های خشونت و آزارهای جنسی از سنین کم شروع می‌شوند. هر کسی ممکن است در معرض شکلی از خشونت جنسی قرار بگیرد. این اتفاق می‌تواند برای کودکان بیفتد؛ فارغ از جنسیت، نژاد، موقعیت مالی، سیاسی، فرهنگی یا مذهبی.

این حادثه تلخی است که بارها و بارها رخ داده است. تجربه خشونت جنسی در کودکی، ترومایی است که به سختی از یاد می‌رود و ترمیم می‌شود. هیچ راه مطلقی برای مراقبت از کودکان در برابر آزارهای جنسی وجود ندارد اما بدون شک راه‌هایی هست که احتمال وقوع آزار جنسی را کم می‌کند. برای مراقبت و محافظت از کودک، ابتدا باید بپذیرید که وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، تنها بی‌گناه این حادثه کودک است.




از زندگی کودک فاصله نگیرید :

متاسفانه، بیشتر کودکان آزارهای جنسی را از والدین و اطرافیان مخفی نگه می‌دارند چون این تجربه ترسناکی است که با سردرگمی و احساس گناه همراه است. فرد آزارگر قربانی را دچار شرم می‌کند. او کودک را تهدید می‌کند که بیان این راز به او آسیب می‌زند. به همین دلیل مهم است که به کودک یاد بدهید بدون ترس و شرم از بیان هر موقعیتی که او را دچار هراس و سردرگمی کرده است, نترسد. اما شما نمی‌توانید به سادگی یک کودک را به بیان احساسات وادار کنید، ان هم در شرایطی که نقش فعالی در زندگی کودک‌تان ندارید. مشارکت فعال در زندگی و روابط یک کودک او را از خیلی از خطرات در امان نگه می‌دارد، شما چیزهای بیشتری از زندگی، افکار و روحیات کودک‌تان می‌فهمید وارتباط موثری با او برقرار خواهید کرد. وقتی از مشارکت فعال در زندگی یک کودک حرف می‌زنیم, به مراقبت و نگهداری‌های معمول و روزمره مثل فراهم کردن غذا و لباس اشاره نمی‌کنیم. مشارکت فعال یعنی کودک را در دنیای خودش رها نکنید. وقتی در زندگی کودک‌تان حضور کافی داشته باشید نشانه‌های هر مشکل یا مساله‌ای (در این بحث نشانه‌های خشونت جنسی) را راحت‌تر تشخیص می‌دهید و احتمال این‌ که کودک از خطر به شما پناه بیاورد بیشتر است. زمانی که کودک نگرانی‌اش را مطرح کند شما می‌توانید بیشتر مراقب باشید.

برای مشارکت موثر این طور پیش بروید :

  • به زندگی و فعالیت‌های روزانه کودک علاقه نشان بدهید. از او بپرسید در طول روز در مدرسه یا خانه چه کرده است؟ با چه کسانی بوده؟ با چه کسی غذا خورده و چه بازی‌هایی کرده است؟ از او بپرسید روز خوبی داشته یا نه.

  • آدم‌های زندگی کودک‌تان را بشناسید. خوب است بدانید او چه دوستانی دارد و روابطش چطور پیش می رود. فقط به این اندازه اکتفا نکنید؛ نظر کودک را درباره افراد فامیل یا دوستان‌تان بپرسید. اینکه چه کسی را بیشتر دوست دارد، در کنار کدام خاله یا عمه احساس آرامش می‌کند و با چه کسانی نمی‌تواند ارتباط برقرار کند. دلیل اینکه او از فرد خاصی در میان دوست و فامیل خوشش نمی‌آید را هم بپرسید.

  • مراقب و پرستار خوبی انتخاب کنید. اگر لازم است کودک را در طول روز به دست کسی بسپارید باید به اندازه کافی به این فرد اعتماد داشته باشید، فرقی نمی‌کند مراقب پدر و مادر‌تان باشد یا دوست و یک پرستار موقت. آدم مطمئن را با آگاهی انتخاب کنید؛ یعنی به شکل ارتباط این فرد با کودکان، احساس خودتان و سلامت روانی فرد توجه کنید. علاوه بر این به رابطه کودک با معلم مدرسه هم توجه کنید.

  • از رسانه‌ها با کودک حرف بزنید. متاسفانه خبرهای خشونت در رسانه‌ها فراوان است. بعید نیست کودک ۱۰ساله‌تان هم خبر قتل یا تجاوزی را شنیده باشد. این فرصتی است که می‌توانید از آن برای گفت‌وگو درباره خشونت استفاده کنید. برای کودکان کوچک‌تر شروع یک مکالمه درباره تجاوز و قتل ممکن نیست. به طور کلی حرف زدن درباره خشونت جنسی با کودک خردسال آسان نیست. برای شروع با یک جست‌وجوی ساده اینترنتی می‌توانید انواع ویدئوهای اموزش مراقبت‌های جنسی و جسمی را پیدا کنید و به کودک نشان بدهید و نکته‌های لازم را توضیح بدهید.

نشانه‌های آزار جنسی کودکان را بشناسید :

کودکان بیشتر از این که درباره اندوه‌شان حرف بزنند، آن را نشان می‌دهند. برای تغییر رفتار کودک دلایل زیادی وجود دارد اما اگر شما ترکیبی از این نشانه‌های هشدار را می‌بینید، خطر را جدی بگیرید :

  • کودک با اسباب‌‌بازی و اشیا رفتار جنسی می‌کند.
  • کودک دچار کابوس‌های شبانه است.
  • بیش از حد مرموز است.
  • خلق‌وخویش به یک باره تغییر کرده است؛ احساس ناامنی می‌کند و از قرار گرفتن در محیط خاصی هراس دارد از فرد خاصی می‌ترسد و دچار شب‌ادراری است.
  • بیش از اندازه خشمگین است.
  • عادت‌های عجیب غذایی پیدا کرده است.
  • به خودش آسیب جسمی می‌زند.
  • در بدنش جای زخم، سوختگی و التهاب وجود دارد.
  • از خانواده فرار می‌کند.
  • از ماندن در جمع خاصی هراس دارد.

این نشانه‌ها به این معنی نیست که کودک حتما در معرض خشونت شدید جنسی قرار گرفته است؛ این تغییرات رفتاری و روحی می‌تواند در اثر جدایی والدین، مرگ اعضای خانواده، مشکلات تحصیلی و هر تجربه دردناک دیگری نیز ظاهر شوند. اما در هر صورت مهم و جدی هستند. در عین حال بسیاری از کودکانی که با خشونت‌ها و آزارهای جنسی رایج در جامعه مواجهه می‌شوند تغییرات جدی رفتاری ندارند. بسیاری از کودکان در برابر آزارهای جنسی مثل دست‌مالی شدن، متلک‌ها، نمایش آلت تناسلی و تهدیدهای جنسی دیگران سکوت می‌کنند و رفتارشان تغییر نمی‌کند. با این حال این وظیفه شما‌ست که رابطه‌ای با فرزندتان شکل بدهید که او بدون ترس تجربه‌اش را با شما درمیان بگذارد.

کودک را به گفت‌وگو تشویق کنید :

کودک مثل هر فرد بزرگسالی اگر شنونده خوبی پیدا کند، حتما حرف می‌زند. از همان زمانی که کودک مهارت حرف زدن درباره احساسات را پیدا کرد گفت‌وگو را شروع کنید.

درباره حریم خصوصی :

کودک را با حریم خصوصی و به ویژه حریم بدنش آشنا کنید. به او بگویید که در برابر هر بوسه و آغوشی که برایش ناخوشایند است حق اعتراض دارد. این می‌تواند حتی از احساس ناخوشایند بوسه‌های پدر به خاطر ریش صورتش باشد یا ناراحتی در فشار آغوش مادربزرگ. حق اعتراض کودک در برابر بوسه‌های پدر یا مادر به او این اقتدار را می‌دهد که به راحتی در موقعیت‌های نامطمئن و ناراحت کننده مطابق خواسته خودش عمل کند و مانع مزاحمت دیگران بشود.

حرف زدن درباره بدن :

خجالت نکشید و درباره اندام‌های بدن کودک با او حرف بزنید. آنها را معرفی‌ کنید و عملکردش را به کودک یاد بدهید. کودک فقط چشم و گوش و بینی ندارد، سکوت شما درباره اندام‌ جنسی کودک برای او مرزی ایجاد می‌کند که در صورت مواجهه با مشکل هرگز وارد آن نمی‌شود.

پناهگاه امن کودک باشید :

حتما به خودتان می‌گویید چه کسی امن‌تر از پدر یا مادر؟ اما آزارگران با تهدید قربانی او را مجبور به سکوت می‌کنند. فرد آزارگر ممکن است از شما مایه بگذارد و او را تهدید کند که افشای این راز حتما عواقب بدی برای کودک از سوی شما خواهد داشت. این فقط شما هستید که می‌توانید این تهدید را از پیش خنثی کنید. همیشه به کودک یادآوری کنید که هرگز او را به خاطر مشکلی که دارد مقصر نمی‌دانید و او از بیان مساله به دردسر نمی افتد.

نیلوفر جعفری
     
صفحه  صفحه 8 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین » 
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان / حیله های کودک آزاری، راهکارها و روش های مقابله با آن بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites