تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Homosexuals - همجنسگرایان

سنگ صبور (پست اول خوانده شود)

صفحه  صفحه 3 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین »  
#21 | Posted: 18 Sep 2013 09:33
همه حرفاتو خوندم
نمیدونم چی بگم
چون منم دقیقا مثل تو هستم
نمیدونم چه خاکی تو سرم کنم
اصلا هم جرات گفتن ندارم
حتی بهش فکرم نمبکنم که این حرف و بخوام بزنم
چون مطمئنم با واکنش شدید اونا موجه میشم
اون وقت خر بیار و باقالی بار کن
شاید خانواده شما پذیرای شما باشن و خانواده من میدونم که شدیدا بهم میریزن
کم بدبختی داشتیم که خدا تنها دوستمم ازم گرفت و دیگه تنهاتر از قبل شدم
نمیدونم چی بگم
این خدا هم با ما سر شوخی رو باز کرده یکاریی میکنه که ....................
ولی به گفتن فکر نکن اگه اوضاع رو خراب کنی دیگه کاری نمیتونی بکنیا
باز اینجوری در خفاء میدونی که از طرف کسی سرزنش نمیشی
خودت خودت رو سرزنش میکنی نه کسی دیگه
اینجا ایرانه
شاید خانواده تو با تو کنار بیان و میتونی کسی دیگه رو پیدا کنی که هم خودش مثل خودت باشه هم خانوادش
اینا که میگم موج منفی نیست
یکسری واقعیت هاست که باید بهش فکر کنی بعد تصمیم بگیری
امیدوارم که هر چی خوبیبست برات پیش بیاد
     
#22 | Posted: 25 Sep 2013 22:50
ناراحتم از این دوره از این زمونه
به خودم میگم چیت بود خودتو وابسته کردی
چته
اخرش که چی

واقعا چی

آرمین:
نه عزیزم همه این طوری نیستن
همه کوچکترا این طوری نیستن
مثل بزرگترا
به نظر من بزرگتر بیشتر کوچکترو دوس داره
این نظر منه
خیلی وقتا یه حس زودگذره
خیلی وقتا تو رو برا چیز دیگه میخواد
خیلی وقتا برا تفریح
برا یه دوستی عادی
برا اینکه تنهاییش پربشه
برا اینکه یه لحظه شهوتش زده بالا بعدشم خوابیده
و هزارتا دلیل دیگه
اینم بگم به حرف نیس
به اس ام اس نیس
به عمله
عمللللللللل
تو چشاش بخونی دوست داره.

-----------

چرا من داداشیمو پیدا نمیکنم
کسیکه برا هم تب کنیم
خودشو بکشه برام
منم همین طور
چرا
اخه چرا
من که انقدر احساسیم
دوستایی گیرم میاد مثل خودم نیستن
چرا به حرفاشون پایبند نیستن
با اینکه همه چیو از اول گفتم
میدونم خیلی ادم کمه که حتی یکیو به اندازه خودش دوس داشته باشه
چه برسه یکیو بیشتر از خودش دوس داشته باشه
چرا قولمو پیدا نمیکنم
الان داغونم موقعیت تحصیلیم کارم همه چی رو هواس
من بدبخت این طوری پیش برم
هممه چیمو میبازم
اونم بخاطر کی
     
#23 | Posted: 5 Oct 2013 20:14
دوست و عزیز دگرباش جنسی


اگه احساس یاس و نا امیدی داری

اگه احساس تنهایی و بی کسی و نداشتن همدم داری

اگه تا به حال به خودکشی فکر کردی و یا این کار رو انجام دادی

اگه از شرایط جامعه حال حاضر سرزمینت گلایه داری

اگه با خودت در جنگ و جدل هستی

و...


بهت پیشنهاد میکنم این کلیپ رو از دست ندی و حتما ببینیش


این وضعیت عوض میشه
     
#24 | Posted: 7 Oct 2013 13:23
من یک همجنسگرا هستم
نه بیمارم
نه اختلالی در من وجود دارد
نه برخلاف طبیعت هستم
من هم یکی هستم مثل شما
من فرزند یکی از شما هستم
من خواهر,برادر ,عمه ,عموی شما هستم
من همکار تو هستم
من همکلاسی تو ام
من دوست تو ام
من کنار تو ام
اما تو نمی خواهی من را ببینی
اگر هم دیدی شروع می کنی به قضاوت کردن
شروع می کنی به همه جور انگ زدن
و من رو بیمار پنداشتن
اگر پدر و مادرم باشی من رو طرد می کنی
و می گی فرزندی به اسم من نداشتی
اگر دوستم باشی رهام می کنی
اگر همکارم باشی دیگه باهام حرف نمی زنی
شاید هم به رئیس بگی که منو اخراج کنه
اگر برسر قدرت باشی
دستور دستگیری من و بعد اعدامم رو می دی
برای من زندگی در حالت عادی اش سخت تر از اونی هست
که برای تو هست
من باید برای همه خودم رو اثبات کنم
باید بگم که بیمار نیستم
باید بگم که..
اما تو لازم نیست خودتو اثبات کنی
چون حق با اکثریته
پیدا کردن آدم های مثل خودم برام سخته
چون ما فقط 5-7 درصد جامعه هستیم
برای ما از آسمون دوست پسر/دختر نریخته
آدمهای همجنسگرا کم اند
اما با این حال
من در مورد شما قضاوت نمی کنم
قضاوت نمی کنم که چرا دل دوست دختر/پسرتونو می شکنید
قضاوت نمی کنم که چند چند تا رابطه دارید
با وجود زن داشتن رابطه دومی هم دارید
درکل
برایم اهمیت ندارد که شما در رختخواب خود چه می کنید
اما شما علاقه زیادی به این کار دارید
عاشق انگ زدن به من هستید
فکر می کنید چون بیشترید
حق بیشتری دارید
اما...
نمی دونم چی بهتون بگم
فقط همین جمله رو یادتون باشه

Some people are gay,Get over it


منبع : iranlgbta
     
#25 | Posted: 9 Oct 2013 20:14
-ينی انقد بهت برخورد؟ غلط کردم علی جون
اگه ميخاستم مخفی کنم ک اصن بت نميگفتم..

-ول کن ول کن جون خودت بسه..
اصن بحث الان نیس.. میخام از دنیای مجازی بکنم..زندگیم مختله..نمیخام اینجوری ادامه بدم..
جان مادرت بسه دیگه..

-چرا يهو اينطوری شدی؟
واقعا ول کنم؟همه چيو؟ميخای برم واسه هميشه؟

-خیلی ***..
الان ک خیلی دوس داری پس خدافظ..

-علی تو روخدا جون پرهام اينطوری نکن با من
من عاشقتم بخدا **** هرچی گفتم
من بدون تو می ميرم

-قرارمون این نبود.. به هم یه قول و قرارایی داده بودیم.. همه چیمو بهت گفتم.. گزارش روزانه کارامو بهت میگفتم.. همه همه چیزمو..شرمندتم پرهام جان.. نمیخام اصرار کنی عزیزم.. خدافظ..

-ولی من ک بهت گفتم..
باشه عزيزم تو هم برو
تو همه وجودم شدی همه دلخوشيم
بدون تو بهشت و جهنم واسم فرقی نداره خودمو ازين زندگی نکبت راحت ميکنم
خدا حافظت باشه عشقم نفسم علی جونم

-بسه پرهام.. بسه..
داری کارو بدتر میکنی
ی راه بازگشت برام بذار..بس کن..

[بعد از بیست دقیقه]

-قرصا دارن اثر ميکنن
شمارتو و تمام پياماتو حذف ميکنم تا تو دردسر نيفتی
دوست دارم

[تماس بلافاصله بعد از این پیام.. ساعت 12:44 بامداد روز شنبه نحس سیزدهم مهر 92.. تماس اول طبق معمول بی پاسخ.. تماس دوم بی پاسخ.. در تماس سوم گویی فکری به ذهنش رسیده.. غیرقابل باور بود.. برداشت.. برای اولین بار..

-الو..؟ الو..؟ الو..؟
پایان مکالمه.. همین..

یعنی چه شده بود؟ به چه خاطر جواب داد و چرا حرف نزد..؟ شاید صدای نازت از شدت درد بالا نمی آمد.. شاید نفست دیگر حتی برای نفست هم نمیتوانست بیرون بیاید..!
یا شاید هم خیر..
دلیل دیگری داشت.. شاید میخاستی صدای عشقت را برای اولین بار و آخرین بار بشنوی.. بشنوی و آرام بروی..
اما نههههههههه !!! مگر میگذارم بروی..؟ مگر خدای من مرا چنین شرمنده این زندگی نکبتبار خواهد کرد..؟ مگر میگذارم عشقم به همین سادگیها ترکم کند.. نه هرگز.. خیال باطل کرده ای.. نمیگذارم بروی.. میخاستم برای همیشه ترکت کنم و خودت هم این را به وضوح درک کردی ولی با این کارت عشق پاکت را به من ثابت کردی.. تازه دارم عاشقت میشوم.. دیگر فقط سنگ صبورت نیستم.. میخواهم همه بدانند که تو عشق منی و من هم شده ام عشق تو.. میخاهم معنای عشق را با زبان تو به تمام پروانه های عاشق ترجمه کنم.. میخاهم برای مدعیان دروغین ترجمه اش کنم.. میخاهم برای کسانی که به عشق اعتقاد ندارند ترجمه اش کنم.. میخاهم همه بدانند چه بین ما گذشته و تو چه کردی برای عشقت.. میخاهم بدانند تو مال که هستی.. میخاهم از همین جا در حضور تمام شاهدان لوتی تعهد بدهم که من مال تو هستم.. و مثله همیشه میگویم هر وخت تو بخاهی مال تو میمانم.. ولی این بار بعنوات عشقت.. تازه تعبیر آن عشق واقعی که همواره دنبالش میگشتم و پیدایش نمیکردم را دارم می یابم.. نمیگذارم بروی "عشقم.. نفسم.. پرپری جونم" ]

-پرهام نمیتونم صحبت کنم خاهش میکنم این کارو نکن.. برگردون کن.. خواهش میکنم.خودمومیکشم.بخصوص اگه حس کنم باعث مردن یکی بودم چه برسه به عشقم..

مثلا من بودم ک از دستت ناراحت بودم.. اینجوری چیزی حل میشه؟؟

-نفسم بالا نمياد علی


درد من تنهايي نيست!؟ بلكه مرگ ملتي است كه..
گدايي راقناعت /
بي عرضگي راصبر/
و با تبسمي برلب، اين حماقت را حكمت خداوند ميدانند..
{گاندي}

:::::: >>>>> چترها را باید بست <<<<< ::::::
::::: <<<<<< زیر باران باید رفت >>>>>> :::::
     
#26 | Posted: 11 Oct 2013 11:22
دعای یک همجنسگرا در روز اول هفته


خدایا ،یه مداد سیاه برام بفرست ،یه مداد سیاه پر رنگ که بتونم این صورتم رو درست و حسابی‌ خط خطی‌ ایش کنم تا دیگه مجبور نشم خودمو واسه اون جرمی‌ که بهش میگن *همجنسگرایی* ،توی یه قفس پنهون کاری ،زندونی کنم.

یه مداد پاک کن سفید رنگ هم بهم بده خدا واسه محو این صدام ،تا وقتی‌ توی محل کار یا تحصیل میخوام جلوی یه جمعی حرفی‌ بزنم ،به یه بهونهً‌ای منو دنبال نخود سیاه نفرستن و زیر زیرکی بهم نخندن.

خدایا ،اگه میتونی‌ یه بیلچه برام بفرست ،شاید که بتونم باهاش همه اون غرایزی رو که مادرزادی بهم به ارث رسیده ،از ریشه در بیارم تا بتونم به قول این آدما و هم وطنای متمدن دور و برم ،راحت و آسوده تر برم به بهشت.

یه قیچی تیز و گنده هم بی‌ زحمت کنارش بزار خدا تا بتونم تار و پود هر فکر و اندیشه ای که واسم درد سر پیش می‌آره ،هر روز و شب و مرتب و با خیال راحت ،قیچی و سانسور کنم.

آخ که نمی‌دونی خدایا ،چقدر دلم یه صابون و برس درست و حسابی‌ میخواد که بشه باهاشون ،همه قشر و لابلای شیارای مغزمو چند باری ،خوب و تر تمیز شسته شو بدم ،که دیگه هرچی‌ آرمان و ایده‌آل پرستی‌ از یادش بره و دو دستی‌ بچسبه به همین واقع بینی‌ که همه ازش توقع دارن.

خدایا ،ضربدر که میدونی‌ چیه؟ ،از همونایی که جلوی یه دونه از اون چهار تا جواب سوالای تستی می‌زنیم ،آره ،یه ضربدر پت و پهن هم میخوام تا روی دهنم بذارم و درست و حسابی‌ خناق بگیرم. چه میدونم ،شایدم اینجوری داد و فریادام بی‌ صداتر ،به نظر دیگرون بیاد.

راستی‌ ،یه صدا خفه کن هم میخوام خدایا که بشه اون وقتایی که واسه عشق و دوست داشتن یکی‌ از هم جنسای خودم ،بهم برچسب *همجنس باز و بچه ...ونی‌ * میزنن ،همه بغض آمو توی گلو ،یک دفعه و یک جا خفه خون کنم.

کاش خدایا میشد ازت بخوام که یه کم حق و حقوق هم از اون بالا واسم بفرستی‌ این پایین که بتونم آسیابش کنم و توی یه نمک دون بریزمش و موقع شام و نهار ،روی غذاهام بپاشم که بتونم اینجوری حداقل قبل از دیگرون حق و حقوقم رو با خیال راحت بخورم؟

اگه بنده نوازی کنی‌ و باهاش یه پلاکارد هم بفرستی‌ و روش با دست خط خودت نوشته باشی‌ ؛ *من یک انسانم* ،که بشه راحت به گردن آویزونش کنم و هروقت که این برادرای دینی ،واسه ارشاد و نهی از منکرات ،جلوم سبز میشن و فحش و تحقیر تحویلم میدم ،نشونشون بدم خیلی‌ ازت ممنون میشم.

آمین خدایی ،که واسه همه آدمهایی که خلق میکنی‌ ،ربّ العالمینی.



ابی آبی / برداشتی آزاد از نوشته یک ناشناس




منبع :ebi blue
     
#27 | Posted: 12 Oct 2013 23:40
ایدین منم حرف تو رو قبول دارم
عشقی که با چند کلمه و ندیده نشناخته باشه دووم نمیاره
معلومه که باید با دیدن هم آشنا شدن با اخلاقیات هم وجه اشتراکات و رفت و امدو حرف زدن به عشق رسید
نه با یه نگاه. عشق به مرور ایجاد میشه به نظر منم
این طوری پایدارترم هست

خیلی وقتا بخاطر تنهایی، مشکلات و افسردگی یا هوس فقط یکیو ادم می خواد تا تنها نباشه این اسمش عشق نیس!
عشق اونه که هر لحظه بهش فکرکنی ارزوی دیدنشو داشته باشی با یادش بخوابی و هزارتا چیز دیگه
که ما تو همون گام اولش موندیم
آره پسرایی مثل پرهام خیلی کمن کم
اما امیدوارم هیچ کس تو این شرایط نباشه شرایط سختتتتتتتتت و خودشو نابود نکنه
     
#28 | Posted: 14 Oct 2013 15:50
در وادي عشق تن فنا بايد کرد * اين ما و مني دلا رها بايد کرد * آنجاست سراي يک شدن يک ديدن * او گفت"انالحق " آن ندا بايد کرد

بیاید هیچوخ تو عالم برادری با چشم طمع خودمون به داداشمون خیانت نکنیم و درحقش فقط برادری کنیم نه اغراض دیگه.. چشم طمع به مال دیگران ندوزیم و اجازه بدیم همه چیز سر جای خودش بمونه و القابمون یادمون نره.. همکار.. دوست.. برادر.. سنگ صبور.. عشق..
برادر رو با عشق اشتباه نگیریم و به هرکسی که فقط دو روز تحویلمون گرفت دل نبندیم شاید فقط نمیخاد دلمونو بشکنه.. در ازای کمکمون هیچ درخاستی نداشته باشیم و در ازای همدریهامون هیچ درخاست و منتی نداشته باشیم.. این بار روحش را به اندازه اندوهمان شاد کنیم.. اگر کباده کشیم..

:::::: >>>>> چترها را باید بست <<<<< ::::::
::::: <<<<<< زیر باران باید رفت >>>>>> :::::
     
#29 | Posted: 14 Oct 2013 16:17 | Edited By: gayman1122
ای پسر چند به کام دگرانت بینم
سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم
مایه عیش مدام دگرانت بینم
ساقی مجلس عام دگرانت بینم
تو چه دانی که شدی یار چه بی باکی چند
چه هوسها که ندارند هوسناکی چند
یار این طایفه خانه برانداز مباش
از تو حیف است به این طایفه دمساز مباش
می‌شوی شهره به این فرقه هم‌آواز مباش
غافل از لعب حریفان دغا باز مباش
به که مشغول به این شغل نسازی خود را
این نه کاری‌ست مبادا که ببازی خود را
********
ای عقل بپرهیز و مگو عشق چنان است
ای عشق کجایی که ببیند چنینی
*******
زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکن تهمت بدنامی چند

کاش میفهمیدیم دوست داشتن و عشق با عقل نیست بلکه با دله ... با دلت باید دوست داشته باشی و اگه بگی کسی رو دوست داری عقل نیست بلکه حرف دلته ... جلوی دل رو هم نمیشه گرفت ...
کاش میتونستیم به حای اینکه خودمونو اثبات کنیم و همسایه رو دزد کنیم ... همه رو بیکلاس بدونیم و خودمونو اشرافی ... بتونیم خودمونو ثابت کنیم ... جای اینکه به دیگران بگیم همه خفه بشن تا به عشقمون اسیب نرسه تحمل کنیم ببینیم ...
کاش صبر نمیکردیم دیگران به خودشون اسیب برسونن تا بهمون ثابت بشه و دلمون بناشمن بسوزه بعد دوستشون داشته باشیب ... کاش میفهمیدیم عشقی که یه شبه و بر اثر یه اتفاق ایجاد بشه یه دفعه هم از بین میره ...
کاش یاد میگرفتیم که کسایی رو که دوست داریم ملک شخصی ما نیستن .. مثل موبایل و لپ تا و کتاب و ... مال خودمون نیستن.. بلکه ادمن...
کاش...

روحشان به اندازه اندوهت شاد باد

از دردهای کوچک است که آدم می‌نالد، وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می‌شود آدم.


خدا کند که نه...!!! نفرین نمی کنم که مباد
به او که عاشق او بودم زیان برسد
خدا کند که فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط
     
#30 | Posted: 16 Oct 2013 01:44
پرهام منم دعا میکنم ولی یه قولی بده
هیچ کسی هیچ هیچ کسی مادر پدر آدم نمیشه
قول بده دیگه اذیتشون نکنی و همیشه هواشونو داشته باشی
قول بده
امیدوارم حالشون خیلی خوب بشه و عمل خوبی داشته باشنن
من آخرش نفهمیدم شما دو نفر کجا هستین که تا حالا همدیگرو ندیدین!!!!
برام خیلی سوال شده بابا برین همدیکرو ببینین دیگه شیرینی مام یادتون نرهههههه ها

امشب منم با عشقم بودم خیلی خوب بود رفتیم شهربازی و حالا ولش کن

منم با اون چون جا نداریم همیشه مشکل داریم . خیلی ناراحتمممممم خیلی
منم دوس دارم شب باهاش در کنارش بخوابم یعنی میشه( کی میرسه اون روز. اونم دوس داره
امشب یه حرفی زد هیچ وقت فراموش نمیکنم. گفت دوس داشتی خارج بودیم با هم ازدواج میکردیمممممم!!!! با من ازدواج میکردی؟
بعدشم گفت بریم حلقه بخریم من راضیش کردم به دستبند
خیلی دوسش دارم
     
صفحه  صفحه 3 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین » 
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان / سنگ صبور (پست اول خوانده شود) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites