تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Homosexuals - همجنسگرایان

خبرنامه رنگین کمان

صفحه  صفحه 2 از 40:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  36  37  38  39  40  پسین »  
#11 | Posted: 16 Dec 2013 08:02
ادامه پست قبل

متهم به زن ستیزی نمی‌شدی؟

بله. می‌گفتند شماها هستید که باعث می‌شوید به زن‌ها احترام نگذارند. بعضی‌ها می‌گفتند وقتی تو که یک دختر هستی، این‌طوری رفتار می‌کنی، حال بقیه معلوم است. این واقعیت نداشت. در خانواده ما هم مردسالاری نبود که من یاد گرفته باشم و خودم هم علاقه‌ای به این مباحث نداشتم. کلا این دوران، خیلی بد بود. از سال ۸۴ تا ۹۰ تلاش کردم که خانواده را راضی کنم.

کنش تو چگونه بود؟ یعنی خانواده تلاش می‌کردند که هویت دخترانه‌ات دست نخورده باقی بماند ولی تو برای پسر بودن می‌جنگیدی...


فرار می‌کردم. منزوی شده بودم. شده بودم نخاله خانواده. در میهمانی‌ها شرکت نمی‌کردم. زیر مسوولیت‌ها نمی‌رفتم. به عروسی‌ها نمی‌رفتم. خودم را به مریضی می‌زدم. البته این را بگویم که خانواده‌ام خیلی من را در منگنه نمی‌گذاشتند؛ مثلا نمی‌گفتند بیا ازدواج کن، ولی فشار می‌آوردند. برخورد خانواده من بهتر بود. من دوستانی دارم که هنوز خانواده‌هایشان نپذیرفته‌اند. من دوستی دارم که تغییر جنسیت داده، الان آمده این‌جا، حتی ازدواج کرده ولی خانواده‌اش قبول ندارند.

بعد از عمل جراحی، وضعیتت تغییر کرد؟

سال ۹۰ عمل کردم و حدود ۶میلیون و۵۰۰ هزار تومان هزینه کردم. خیلی راضی بودم. دوستانم هم راضی شده بودند و می‌گفتند خوشحالیم که تکلیفت روشن شد. خانواده هم می‌گفتند که ای کاش زودتر این کار را کرده بودیم. ولی مشکلات اجتماعی باقی مانده بود. وضعیت پزشکی در ایران خیلی خوب نیست. دولت حمایت اولیه می‌کند ولی در حد یک برگه مجوز. کیفیت جراحی‌ها به شدت پایین است. از نظر زیبایی هم کارشان خوب نیست. به نظرم اگر در ایران وارد پروسه درمانی نشوی، بهتر است. من وقتی پروسه درمان را شروع کردم، وضعیت بدتری پیدا کردم. می‌خواستم تغییر جنسیت بدهم ولی نوع عمل جراحی و نبود حمایت‌ها سبب شده بود که یک جنسیت معلق پیدا کنم. البته من پیش از عمل هم قصد پناهندگی داشتم ولی ترجیح دادم که در همان ایران عمل کنم.

یعنی دولت مجوز تغییر جنسیت را می‌دهد ولی هیچ‌گونه خدمات بهداشتی یا درمانی نمی‌دهد؟

ببینید خود دولت تشویق می‌کند که بروید عمل کنید. در ظاهر راه را باز کرده است. می‌گوید شما برو پیش روان‌شناس، اگر ترنس بودی، عمل کن. این مرحله که رد می‌شود و مجوز را می‌دهد، تو را رها می‌کند؛ نه حمایتی و نه خدماتی. هیچ برایشان مهم نیستی. برخوردهای انسانی که افتضاح است؛ من از روزی که رفتم دنبال تغییر مدارکم، مثلا می‌خواستم شناسنامه و گواهینامه‌ام را تغییر بدهم یا معافیت سربازی بگیرم، با حجم عظمیی از توهین‌ها روبه‌رو شدم.

منظورت توهین‌های کلامی است؟

بدتر. این‌قدر فشار می‌آوردند که من تشنج می‌کردم. برای گرفتن معافیت معاینه پزشکی داشتم. دکتر در حین معاینه حرکت‌های زشتی انجام می‌داد که تو را به نوعی تحقیر کند. بعد جاهای دیگر که می‌رفتم، معاینه پزشکی را قبول نمی‌کردند و می‌گفتند باید خودمان ببینیم. افسر وظیفه جلوی همه داد می‌‌ زد که من باید خودم ببینم و گرنه باید بروی سربازی. بعد هم که دید، گفت تو که کار خاصی نکردی. برای گرفتن هر مدرکی که می‌رفتم باید شلوارم را پایین می‌کشیدم. حالا این به کنار، شما دقت کنید برای چه به ما معافیت سربازی می‌دهند؛ در ماده قانونی مربوطه نوشته شده که این‌ها چون منحرف جنسی هستند، معاف می‌شوند!

همین مشکلات را در مورد پیدا کردن کار هم داشتی؟

اگر جایی برای کار می‌رفتم، برگه معافیت را می‌خواستند. وقتی علت معافیت انحراف جنسی ذکر شده، معلوم است که به امثال من کار نمی‌دهند. دوستم برای کار به جایی رفته بود- قرار بود با هم برویم ولی من گفتم به ما کار نمی‌دهند و او خودش رفت- بعد از مدتی دقیقا به همین خاطر او را اخراج کردند. خیلی بدجور هم اخراجش کردند، گفتند برو بچه ... . نمی‌گفتند تو ترنس هستی، می‌گفتند تو منحرف جنسی هستی و نباید این‌جا کار کنی.

به مشکلات اجتماعی اشاره کردی. خانواده که حامی‌‌ات بودند و دوستانت هم که استقبال کردند، پس مشکل چه بود؟

من که نمی‌توانستم از همه دوری کنم. نمی‌توانستم ارتباط‌ها را قطع کنم ولی در برخوردها حس می‌کردم که همه درباره گذشته من صحبت می‌کنند. پچ پچ می‌کردند که طرف دختر بوده و هنوز عمل جراحی‌اش کامل نشده. همه‌اش در مورد من بحث می‌کنند. این‌ها خیلی رنج‌ آور است.

در واقع بخش عمده دلیل خروج تو از ایران و پناهنده شدنت، همین وضعیت اجتماعی بود؟

بله. در ترکیه هم که آمدیم رفتارهای آزاردهنده ادامه داشت. ایرانی‌هایی که مهاجر هم هستند، گاهی آزار و اذیت کرده‌اند ولی من شخصا برخوردی نداشته‌ام. تعداد ترنس‌ها هم کم هستند.

این‌جا خدمات پزشکی هم دریافت کردید؟

من در مورد خدمات پزشکی پرسیدم، گفتند ما مسوولیتی نداریم. حتی هزینه آمپول تستترون را هم نمی‌دهند. من ماهانه با این مشکل روبه‌رو هستم ولی نه حمایت مالی می‌دهند و نه خدمات پزشکی. گاهی اگر مشکلی پیدا کنم، خوددرمانی می‌کنم که خطرناک است ولی چاره‌ای نیست.

از سوی موسسه‌های ایرانی که در زمینه کمک به پناهندگان فعال هستند چطور؟ آن‌ها حمایتی نکردند؟

موسسه‌های ایرانی هم هیچ خدماتی به ما ندادند. درخواست هم دادم، شماره من را گرفتند که تماس بگیرند ولی خبری نشد. یک مورد کمک مالی خیلی محدودی شد. دوست نداشتم که از کسی کمک مالی بگیرم ولی از آن طرف هم کسی به ما خدمات مشاوره، حقوقی یا مالی نداد. من از خانواده‌ام هم کمک نگرفتم و ترجیح دادم خودم کار کنم. الان هم مهم‌ترین چیزی که دوست دارم برایم حل شود، کار است.

وضعیت کار چگونه است؟

من سر کار می‌روم؛ کارخانه پلاستیک‌سازی. ظاهرم پسرانه است،برای همین کارهای سخت به من می‌دهند. باید ضایعات سنگین جابه‌جا کنم برای ۷۰۰ لیر. بعضی روزها نمی‌توانم کار کنم چون تنم نمی‌کشد. بدنم قوی است، تربیت بدنی هم خوانده‌ام ولی واقعا برخی کارها خیلی سنگین هستند.

با همه این‌هایی که گفتی، مشکلاتی که هست، نبود حمایت‌ها و مسایل اجتماعی، سبب نشده که تصمیم بگیری برگردی و بخواهی دوباره در ایران زندگی کنی؟

نه. البته وطن است ولی قصدی برای این که برگردم و در ایران زندگی کنم، ندارم. حتی در آینده هم در فکر این نیستم که مثلا از کشور ثالث به ایران برگردم. بگذارید این‌طوری بگویم، مادرم دوست داشت برادرم ازدواج کند ولی فکر نمی‌کرد که من یک روزی بتوانم ازدواج کنم. نمی‌خواهم برای زندگی به ایران برگردم ولی دوست دارم با زنم برگردم ایران.ایران وایر- رضا حقیقت نژاد


منبع : ۶ رنگ
     
#12 | Posted: 16 Dec 2013 08:19
تحقیر جنسی همجنسگرایان توسط ماموران در ایران


چند نفر از پناه جویانی که در ترکیه ساکن هستند، از دستگیر شدگان فرودگاه شیراز در سال گذشته اند. حکایت چگونگی دستگیری و بازجویی شان در سپاه شیراز آن قدر سنگین و ظالمانه است که یارای سؤال کردن از چند و چونش را نداشتم، فقط صحبت که گل می انداخت و یکی شان نیاز به بازگو کردن احوال آن روزها را در خود می دید، با دقت گوش می دادم؛ در آخر هم از بغض و فشار روحی ای که یاد آوری آن خاطرات به وجود می آورد، مسیر گفت و گو را عوض می کردیم و ذهنمان را به فضایی دیگر فراری می دادیم.

همشهری هایی در آن خفقانِ اجباری که هویت جنسی‌شان ایجاد می‌کند، با گذشت چندین سال، مرهمِ دردها و محرمِ شادی‌هایِ همدیگر شده بودند، برای بدرقه‌ی دوست‌شان به فرودگاهِ شیراز رفته بودند و مسافرشان خواسته و ناخواسته، طعمه‌ی سپاه شیراز و تحتِ نظر بوده و همگی را بدون آن‌که در حینِ انجامِ جرمی باشند، دستگیر می‌کنند و چشم بسته به جایی نامعلوم می‌برند، تخصصِ حقوقیِ خاصی لازم نیست تا بدانیم این شکل از دستگیری‌هایِ گسترده که در آن سرزمین مرتکب می‌شوند، وجاهتِ قانونی ندارد و از آن می‌گذرم.

تحقیرها و ویران‌گریِ شخصیتی که بر افرادِ دستگیر شده در ایران وارد می‌کنند هم برکسی پوشیده نیست. اما تا به حال شنیده بودید با کسی که به دلیلِ هم‌جنس‌گرا بودنش و کُنش‌های اجتماعی که از گرایشِ جنسی‌اش نشات می‌گیرد، در بازجویی‌های سپاهِ پاسداران‌شان چگونه رفتار می‌کنند؟

به متهمان سیاسی و فعالان اجتماعی و مدنی هم ناسزاهایِ جنسیتی روا می‌دارند، آن‌ها از حربه‌های جنسیتی وسکسیستی علیه همه استفاده می کنند، اما وای به زمانی که به جرمی جنسیتی، تو را زیر باران رکاکت های جنسیتی، تحقیر کنند!

وای از آن لحظات که در جلسه‌ی بازجویی که هفت/هشت نفر در آن حضور دارند، تو را برهنه‌ی برهنه کنند و مجبورت کنند آلت تناسلی‌ات را بین پاهایت پنهان کنی و خنده‌کنان بگویند: «مثه مادر و خواهرِ فاحشه‌ات ماده‌ی خوبی شدی!» مجبورت کنند در آن حالت در لا‌به‌لایِ نفیرِ قهقه‌هایشان بچرخی که همه جایت را ببینند و محک بزنند چقدر می‌توانی کاسب باشی!

وای از آن لحظاتی که سرانجام جلسه‌ی دادگاه تمام می‌شود و شما را از بازداشتگاهِ سپاه به عادل آباد شیراز تحویل می دهند و وارد بندی می شوید که بیشتر ساکنانش مجرمانی قاتل و متجاوز هستند و اغلب حکم اعدام دارند؛ از قبل تاکید می‌کنند که به کسی نگویید جرم‌تان چیست، اما سربازِ خرده‌پایِ همان ورودیِ زندان تا جواب‌تان را می شنود که به خاطر جرایم اینترنتی منتظرِ حکم دادگاهید، می‌گوید «از کی تا حالا «کونی» بودن جرم اینترنتی شده؟!» آسودگی‌تان را می‌بلعد و می‌دانید همه‌ی اهل زندان از زندان‌بان و زندانی، متفق‌القول‌اند که شما پشیزی ارزش ندارید!

دو نفر از این دستگیرشدگان، سه سال از زندگیِ مشترک و پنهانی‌شان گذشته بود که با هم گرفتار این رفتارهای حیوانی، حبس می شوند؛ در همان بند زندان عادل آباد، محکومانِ به اعدامی که با آن‌ها هم‌بند بودند به یکی‌شان تجاوز می‌کند، آنقدر وضعیت بُغرنج بوده که تا چند ماه بعد، آن اتفاق را به کسی نمی‌گوید که فشارِ روانیِ آن مدت را بیشتر نکرده باشد.

در این مدتی که ترکیه هستم، گاهی با خودم و پناهجوهای سیاسی و مذهبی دچار چالش می‌شوم، بعضی از آن‌ها از این‌که سِیرِ بررسیِ پرونده‌ی پناه‌جوییِ هم‌جنس‌خواهان در کمیساریای پناهندگی سازمان ملل سریع‌تر انجام می‌شود، عمیقا دل خوشی ندارند، بارها از آن‌ها شنیدم که ما حبس کشیدیم، برای چیزهای مهم‌تر دچار آزار شدیم و آوارگی را به جان خریدیم و شما به خاطر ادا و اطوارهاتان بیرون می‌آیید و دایم هم مظلوم‌نمایی می‌کنید که بر شما ظلم و خشونت رفته!

گاهی سرِ تعظیمم در برابرِ ناملایمت‌هایی که بعضی‌هایشان چشیده‌اند، فرود می‌آید و گاهی در سکوتی مستاصل به آن لحظاتی فکر می‌کنم که در بالا نوشتم و نمی‌توانم از حقِ به تاراج رفته‌ی امثال خودم و گروهی که ما را مظلوم‌نماهایی نُنُر و منحرف می‌دانند بگذرم. برای یک هم‌جنس‌خواه بیرون و درونِ زندان چه تفاوتی می‌کند؟!

گزارش از هومن خانی پور – ایران در جهان، با تیتر " دنیای وارونه: رفتار ماموران با همجنس خواهان در بازجویی"


منبع : ۶ رنگ
     
#13 | Posted: 17 Dec 2013 16:27
احمدی‌نژاد در میان بزرگ‌ترین همجنس‌گراستیزان ۴۵ سال اخیر

وب‌سایت وکیل‌مدافع وابسته به hier media فهرستی از بزرگترین همجنس‌گراستیزان و تراجنسی‌ستیزان مطرح دنیا در ۴۵ سال اخیر را منتشر کرده است.

در فهرست این افراد٬ می‌توان بسیاری از افراد سرشناس دنیا را مشاهده کرد که هر کدام قدم‌های بزرگی در جهت تبعیض برای اقلیت‌های جنسی برداشته‌اند.


در میان این فهرست٬ نام احمدی‌نژاد رییس‌جمهور پیشین ایران نیز به چشم می‌خورد. این سایت با اشاره به سخنرانی سال ۲۰۰۷ احمدی‌نژاد در ایالات متحده که ایران را خالی از همجنس‌گرایانی مانند آمریکا دانست٬ او را از همجنس‌گرایان مشهور دنیا دانسته است.

در میان اسامی منتشر شده٬ می‌توان نام پاپ بندیکت شازدهم٬ رابرت موگابه رییس جمهور زیمباوه٬ رونالد ریگان رییس جمهور پیشین آمریکا از حزب جمهوری‌خواه٬ دان وایت قاتل هاروی میلک (اولین سناتور همجنس‌گرای ایالات متحده) و پلیس ایالات متحده را مشاهده کرد.

این وب‌سایت اشاره کوتاهی نیز به اعدام دو نوجوان در مشهد می‌کند که به جرم تجاوز اعدام شدند. بسیاری بر این باورند که این دو نوجوان همجنس‌گرا بوده‌اند.


منبع : کارگاه خبر ژوپی‌آ
     
#14 | Posted: 17 Dec 2013 16:48
مشاهیر دگرجنس گرا برای مبارزه با تنفر از همجنس گرایان (مبارزه با هموفوبیا) در روسیه یکدیگر را می بوسند

ماهنامه ی جی کیو آلمان (مجله ی درباره مد و پوشاک و کالاهای لوکس) کمپین 'جنتلمن بر ضد همجنس گراهراسی' را به منظور گسترش عشق و پایان دادن به تعصب و تبعیض در سراسر اروپا و جهان آغاز کرده است.

مردان دگرجنس گرای مشهور یکدیگر را بوسیدند تا به این ترتیب با همجنس گراهراسی/ستیزی در روسیه، آلمان و سراسر جهان مبارزه کنند.
مشاهیر دگرجنس گرا برای مبارزه با تنفر از همجنس گرایان در روسیه یکدیگر را می بوسند

ماهنامه ی جی کیو آلمان (مجله ی درباره مد و پوشاک و کالاهای لوکس) کمپین 'جنتلمن بر ضد همجنس گراهراسی' را به منظور گسترش عشق و پایان دادن به تعصب و تبعیض در سراسر اروپا و جهان آغاز کرده است.

مردان دگرجنس گرای مشهور یکدیگر را بوسیدند تا به این ترتیب با همجنس گراهراسی/ستیزی در روسیه، آلمان و سراسر جهان مبارزه کنند.

ویدئو پشت صحنه



منبع : همجنسگرا و حقوق
     
#15 | Posted: 18 Dec 2013 19:35
جرم‌انگاری و اقلیت‌های جنسی؛ در گفت‌وگو با مهری جعفری



در فهرست مجازات‌های منجر به مجازات تا حد مرگ در قانون ایران و شریعت، به تکرار به مساحقه، تفخیذ و لواط به عنوان اعمال مجرمانه اشاره شده است . [۱] طبق اصل ۱۶۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به حاکم شرع (قاضی) نیز این اختیار داده شده است تا بر اساس علم خویش که از طرق متفاوت کسب می‌کند حکم خود را صادر کند. علم قاضی در واقع هم‌مرتبه با شهود چهار مرد عادل و اقرار متهم علیه خویش در چهار مرتبه است. بر اساس این اصل اگر قاضی‏ حکم‏ را در قوانین‏ نیابد، باید با استناد به‏ منابع معتبر اسلامی‏ یا فتاوای‏ معتبر، حکم‏ قضیه‏ را صادر کند (برای اطلاعات بیشتر نگاه کنید به آرشیو مجلس).

در سال‌های پس از انقلاب اسلامی، نیروی انتظامی، بسیج و سپاه پاسداران حتی پا را از اختیارات حاکم شرع هم فراتر نهاده‌اند و به تکرار و گاه بدون حکم دادگاه و خارج از محدوده قانونی و وظایف خود وارد حریم خصوصی افراد شده‌اند و به شکل‌های مختلف آنها را تحت فشار قرار داده‌اند و بدین شکل نقض فاحش حقوق بشر و حقوق شهروندی به‌کرات در مورد اقلیت‌های جنسی اتفاق افتاده است.

این شکل از نقض حقوق بشر و زیر پا گذاشتن حقوق شهروندی، تنها شکل رایج نقض حقوق اقلیت‌های جنسی در ایران نبوده است و نیست. این شیوه‌ عمل از مواردی محسوب می‌شود که به دلیل قابلیت رسانه‌ای آن بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد یا روی خروجی خبرگزاری‌ها دیده می‌شود.

نگرانی پیرامون نقض حقوق اقلیت‌های جنسی در جمهوری‌ اسلامی آنجا بیشتر می‌شود که این نقض در وجوه پنهان‌تری اتفاق می‌افتد و به دلایل متعدد رسانه‌ای نمی‌شود و از دید فعالان حقوق بشر، رسانه‌ها و ناظران بین‌المللی پنهان می‌ماند. از همه مهم‌تر اینکه راه‌های دادرسی از سوی وکلا و خود فرد بسته می‌شوند یا روند رسیدگی به این پرونده‌ها با دیگر موارد قضائی همراه می‌شود. از سوی دیگر به دلیل عدم مشروعیت حضور اقلیت‌های جنسی در بدنه‌ اجتماع، گناه‌پنداری هم‌زمان با جرم‌انگاری و از دست دادن حمایت‌های خانوادگی و اجتماعی بحران مضاعفی را برای آنان ایجاد می‌کند.



گرایش جنسی یک حس درونی است و تا زمانی که عنصر مادی یک جرم به وقوع نپیوسته کسی نمی‌تواند پیگیر حس و گرایش شهروندان و ساکنان ایران باشد.


بررسی و پیگیری جرم‌هایی که در چارچوب اقلیت‌های جنسی تعریف می‌شوند از آن‌جهت دشوارتر می‌نماید که حتی پیش از اثبات و روند استدلالی، با پیشفرض های عرف، شرع و فرهنگ در هم آمیخته‌اند و پیش از صدور هر حکمی گناه خوانده می‌شوند. در این صورت فرد مورد محاکمه حتی اگر مجرم نباشد، گناهکار است و مستوجب عقوبتی بیش از آن‌چیز که قانون جزای جمهوری‌ اسلامی برای او در نظر گرفته است.

حال پرسش کلیدی اینجاست که چه راهکارهایی را برای حل این بحران می‌توان به کار گرفت؟ دشواری‌های خاص پرونده‌های حقوقی مربوط به اقلیت های جنسی در ایران کدامند؟ چگونه می‌توان بر اساس قانون اساسی و قانون جزای جمهوری اسلامی وجود، به متهمان این پرونده‌ها یاری رساند؟ در این زمینه پرسش‌هایی را با مهری جعفری، وکیل و فعال حقوق زنان، کودکان و همجنسگرایان درمیان گذاشته‌ایم.


در نوشتاری در نشریه­ چراغ به دو شیوه­ رسیدگی به پرونده­های اقلیت‌های جنسی در ایران شامل رسیدگی قضائی و رسیدگی غیر قضائی اشاره شده است. در گونه‌ نخست، فرد مرتکب اعمالی شده است که بر اساس قوانین ایران جرم محسوب می‌شود و در صورت اثبات در دادکاه صالح، درباره‌ آن تصمیم گرفته می‌شود. در گونه­ دوم که رسیدگی به شیوه‌ غیر قضائی است، پیگیری از طریق نهادهای امنیتی و اطلاعاتی انحام می‌شود و اکثر فعالان سیاسی و اقلیت‌های جنسی به این شیوه مورد پیگیری قضائی قرار می‌گیرند. در این نوع رسیدگی شما بدون گذراندن مرحله‌ تفهیم متهم، مجرم می‌شوید و گاه مجازات آن را هم پیشاپیش می‌چشید.

ادامه در پست بعدی
     
#16 | Posted: 18 Dec 2013 19:36
ادامه پست قبلی

چگونه می‌توان رسیدگی به جرایم مربوط به همجنسگرایی را که در رده‌بندی رسیدگی غیر قضائی و امنیتی قرار دارند، دست‌ کم به حوزه‌ رسیدگی قضائی انتقال داد؟

مهری جعفری – چیزی به نام جرم همجنسگرایی نداریم و نمی‌توانیم داشته باشیم چون گرایش جنسی یک حس درونی است و تا زمانی که عنصر مادی یک جرم به وقوع نپیوسته کسی نمی‌تواند پیگیر حس و گرایش شهروندان و ساکنان ایران باشد. این اساساً ترویج تفتیش و تفحص در درون انسان‌ها و تمایلات آن‌هاست که می‌توان گفت از بالاترین موارد نقض حقوق بشر در طول تاریخ بوده است.

مهری جعفری: حکومت‌های مذهبی و استبدادی سعی می‌کنند مسئله­ همجنسگرایان را مغلق،
غیر قابل فهم برای عموم و در نتیجه هراسناک نشان دهند تا مردم عادی از درک آن‌ها عاجز بمانند و از آن‌ها بهراسند.


اگر قانونگذار در جایی متاسفانه برای همجنسگرایان جرم تعیین کرده است، عملی را هم که جرم تلقی می‌شود تعریف می‌کند. مثلاً در ﻣﺎﺩﻩ‌ ٢٣٧ قانون مجازات اسلامی جدید (۱۳۹۲) می‌گوید ﻫﻤﺠﻨسگرایی ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺬﮐﺮ ﺩﺭ ﻏﻴـﺮ ﺍﺯ ﻟـﻮﺍﻁ ﻭ ﺗﻔﺨﻴـﺬ، ﺍﺯ ﻗﺒﻴـﻞ ﺗﻘﺒﻴـﻞ ﻭ ﻣﻼﻣﺴـﻪ ﺍﺯ ﺭﻭی ﺷﻬﻮﺕ، ﻣﻮﺟﺐ سی ﻭ ﻳﮏ ﺗﺎ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﺿﺮﺑﻪ ﺷﻼﻕ ﺗﻌﺰﻳﺮی ﺩﺭﺟﻪ ﺷﺶ ﺍﺳﺖ. هرچند می‌بینیم دوست داشتن و عشق ورزیدن دو انسان در حریم خصوصی آن‌ها بدون اینکه آسیبی به کسی رسانده باشند، جرم تلقی شده و این ناقض حقوق انسانی آن‌ها در داشتن حریم خصوصی و عشق‌ورزی است، اما در اصل اطلاق به جرم بودن خود گرایش نمی‌شود که در این صورت این قانون به‌دلیل مغایرت با قواعد حقوقی و فقهی قابل تصویب نبود. چرا که هیچ عملی قبل از وقوع آن قابل کیفر نیست.

در مورد دسته‌بندی جرایم مربوط به همجنسگرایان هم باید گفت که اصولاً تنها نهاد قانونی برای رسیدگی به هر جرمی قوه‌ قضائیه است. اگر نهادهایی که زیر نظر این قوه نیستند در امر قضا دخالت کنند، تخطی کرده‌اند و عملکرد آن‌ها قابل پیگیری است. مانند سازمان‌های اطلاعاتی که شاید به خود اجازه دهند خارج از قانون عمل کنند و بدون نظارت و حکم قاضی افراد را زندانی کنند. این در اصل سوء‌استفاده از قدرت است و موجب هرج و مرج و گسترش خشونت در تمام سطوح جامعه و ایجاد ناامنی در بین همه‌ اقشار جامعه می‌شود و فقط شامل اقلیت‌های جنسی نخواهد بود.

اما اینکه چرا باید به چنین امر بسیار فردی و اجتماعی به‌صورت امنیتی برخورد شود، برمی‌گردد به مقاومت اقلیت‌های جنسی در مقابل قوانینی که به آن‌ها می‌گوید: باید مانند ما لذت ببرید، مانند ما احساس جنسی داشته باشید و مانند ما همدیگر را دوست بدارید در غیر این صورت کشته خواهید شد. یعنی بی‌منطق‌ترین برخورد با گرایش‌های بسیار شخصی انسان‌هایی که با اکثریت جامعه متفاوت هستند. این افراد چاره‌ای جز گونه‌ای دیگر بودن یا زندگی زیر تهدید مرگ را ندارند و می‌بینیم که حالا بسیاری به این نتیجه رسیده‌اند که باید مقاومت کنند و چاره‌ای جز مقاومت در مقابل این شرایط ستم‌بار باقی نمانده است.

هر مقاومتی هم در جایی که اصل بر رعایت حقوق اولیه‌ همه‌ افراد جامعه نیست بلکه براساس اجبار و تحمیل خشونت‌آمیز قوانینی است که اهالی قدرت آن را درست تشخیص داده‌اند، می‌تواند تبدیل به یک امر امنیتی شود. یعنی مخالفت با قانونی که یک فرد را صرف متفاوت بودن تهدید به مرگ می‌کند، فضایی امنیتی را تولید خواهد کرد.

نهایت اینکه دستگاه‌های امنیتی در دست‌های افرادی اداره می‌شود که متاسفانه در فضای خشونت‌آمیزی زندگی می‌کنند و نگاهی بسیار همجنسگراستیز و هموفوبیک دارند. آن‌ها خود تبدیل به آلت‌های شکنجه می‌شوند که در دستگاه نظامی و سیاسی موجود می‌تواند برای همجنسگرایان خطرات مضاعفی را ایجاد کند که نقض قوانین حاکم را نیز در پی خواهد داشت.

فکر می‌کنید وکلای دادگستری برای قبول پرونده‌های مربوط به اقلیت‌های جنسی چه مشکلاتی دارند؟

من در این رابطه همکاران خود را به دو دسته طبقه‌بندی می‌کنم. وکلایی که به اتهام موکل خود فقط به‌عنوان یک جرم نگاه می‌کنند و با هدف دفاع از حقوق آن‌ها در چهارچوب‌هایی که قانون برای دفاع از متهمان تعیین کرده است به پیگیری پرونده می‌پردازند. این گروه کمتر قادر به درک شرایط روحی و بی‌گناهی موکل خود خواهند بود و چه بسا همانند برخورد با قاتلی که به اعدام محکوم شده و درنتیجه دفاع از او سخت است، مبالغ بسیار بالایی را هم برای کار خود مطالبه کنند.

گروه دیگر گروهی هستند که به‌خوبی آگاه هستند که این قانون که رفتار جنسی افراد را برابر با جرمی مانند قتل قرار می‌دهد ناعادلانه و ظالمانه است و آگاه هستند که خود آن‌ها می‌توانستند در زمره‌ یکی از همین متهمان قرار بگیرند یا فرزند آن‌ها می‌تواند در چنین موقعیتی قرار بگیرد و بدون آن‌که قصد آزاررسانی به کسی را داشته باشد به پای چوبه‌ دار هدایت شود. این گروه اگر به چنین درکی از شرایط متهمان یادشده برسند به نوع خاصی از دفاع متوسل می‌شوند که شاید بتوان گفت فقط دفاع کیفری نیست، بلکه دفاع حقوق بشری هم هست.

متاسفانه چنین وکلایی که به کار خود ایمان پیدا می‌کنند، در مقابل خطر برخوردهای امنیتی قرار می‌گیرند و گاهی مجبور به ترک کار و زندگی خود می‌شوند و در نهایت کشور را ترک می‌کنند یا در شرایط خوف و هراس به سر می‌برند در مقایسه با هجم نقض حقوق بشر در ایران اندک شمارند.

فکر می‌کنید نهادهای حقوق بشری تحت چه شرایطی می‌توانند موثرتر عمل کنند؟

این نهادها در همه‌ شرایط می‌توانند مفید باشند. چون در زمینه‌ حفظ حقوق همجنسگرایان ما هنوز به یک هم‌حسی مردمی همه‌گیر نرسیده‌ایم. یعنی مردم ما هنوز به درجه‌ای از آگاهی نسبت به شرایط همجنسگراها نرسیده‌اند که خود بتوانند حافظ جان و حیثیت اجتماعی این اقلیت‌ها باشند و گاهی خود به نقض حقوق آن‌ها نیز کمک می‌کنند. در نتیجه‌ ما به فعالیت‌های همه‌جانبه نیاز داریم.

آگاه‌سازی مردم و ایجاد حساسیت‌های انسانی نسبت به وجوه مختلف نقض حقوق بشر در درون یک‌یک شهروندان ما زمانی طولانی لازم دارد. در شرایط حاضر سازمان‌های بین‌المللی هستند که می‌توانند در مقابل احکام وحشتناک اعدام و شکنجه‌ روحی و جسمی همجنسگراها بایستند.

آیا تفتیش زندگی خصوصی افراد و ورود بی‌اجازه به حریم خصوصی، مصداق نقض حقوق بشر و نقض قوانین جزای اسلامی نیست؟

این از موارد نقض آشکار حقوق شهروندان ما است و پایه‌گذاری نوعی از تفتیش درونی افراد که نمونه‌های آن فقط می‌تواند در قرون وسطا ردیابی شود.

در خود فقه اسلام، حتی با نظر فقهی آیت‌الله خمینی نیز تفتیش در امور خصوصی افراد ممنوع است. در مورد جرایم لواط و زنا هرگونه تفتیشی ممنوع است و وقتی شخص خود به اصرار بخواهد چهاربار اقرار کند، قاضی برای بار چهارم راضی می‌شود که اقرار فرد را بپذیرد. یعنی اصل بر غیرعلنی کردن و پوشیده و خصوصی ماندن روابط خصوصی و جنسی افراد جامعه است. حالا سپاه که یک نهاد نظامی هم هست و به‌طور قانونی نمی‌تواند در امور شهروندی و اجتماعی هیچ‌گونه دخالتی داشته باشد، چگونه به خود اجازه می‌دهد دست به چنین اعمالی بزند و وارد حریم خصوصی افراد شود. سوء‌استفاده از قدرت خود را هم بی‌باکانه به رخ بکشد. این ترویج بی‌بند و باری و هرج و مرج است و دولت باید نسبت به چنین هرج و مرجی پاسخگو باشد.

چرا جمهوری‌اسلامی سعی دارد همجنسگرایی را در کنار شیطان‌پرستی بیاورد؟ این مسئله چه پیامدهایی به‌لحاظ حقوقی برای همجنسگرایان خواهد داشت؟

راستش فکر می‌کنم باید این سئوال را از خود آن‌ها پرسید و به‌ویژه این‌که به نظر می‌رسد استفاده از عبارت شیطان‌پرستان در کنار همجنسگرایان مدتی است که در رسانه‌های وابسته به حکومت مشاهده می‌شود و تعجب‌برانگیز است. به احتمال زیاد حکومت‌های مذهبی و استبدادی سعی می‌کنند مسئله­ همجنسگرایان را مغلق، غیر قابل فهم برای عموم و در نتیجه هراسناک نشان دهند تا مردم عادی از درک آن‌ها عاجز بمانند و از آن‌ها بهراسند. مثلاً در زمان‌های قدیم به‌ویژه در قرون وسطا زنان را در بسیاری از حوزه‌ها راه نمی‌دادند و وقتی آن‌ها در جایی شجاعانه ظاهر می‌شدند می‌توانستند به‌سرعت اتهام ساحره‌گی و جادوگری به آن‌ها بچسبانند و به‌سرعت آن‌ها را سرکوب کنند.

————-

[۱] – در قانون مجازات اسلامی جمهوری اسلامی ایران، لواط دخول مقعدی بین دو مرد (ماده ۲۳۲)، مساحقه مالش آلت‌های جنسی دو زن بر هم (ماده ۲۳۸) و تفخیذ قرار دادن اندام تناسلی مرد بین ران‌ها یا نشیمنگاه انسان مذکر دیگر تعریف شده است (۲۳۴).

الهام ملک‌پور


منبع : رادیو زمانه
     
#17 | Posted: 19 Dec 2013 09:17
مسئله ی طرح مسئله: حقوق فرانرم گرایان (تحلیل خبر)/مهرنوش احمدی


چندی پیش یک مصاحبه از یک زوج لزبین که به ترکیه پناهنده شده بودند در صفحه ی فیس بوک بی بی سی منتشر شد. طبق معمول بعد از خواندن خود متن، به سراغ کامنت ها رفتم تا ببینم فرهنگ هوموفیل جامعه تا چه حد رشد داشته؟ مثل همیشه عده ای این مسئله را غیر طبیعی و غیر نرمال و مخالف با سنت ها و اخلاقیات "اصیل" ایرانی دانستند و عده ای نوشتند که این پدیده بیماریست و باید درمان شود. بعضی ها ابراز انزجار می کردند و عده ای بعد از گفتن این که قصد ندارند توهین کنند مخالفت خود را با این "کار" "گرایش" و غیره ابراز می کردند. یکی از کامنت ها که توجه من را جلب کرد این بود:

"درسته من و خیلی های دیگه شاید ادعا داشته باشیم فکرمون بازه و همجنسگرایی می تونه طبیعی باشه، ولی من حتی جرأت فکر کردن به این که یک زمان پسرم برگرده و به من بگه: بابا من به همجنس خودم تمایل دارم رو ندارم. مغز ما کشش تحمل این قضیه رو نداره. خلاصه بسیاری عنوان می کنند که این مسئله برایشان قابل هضم نیست!"

با خودم فکر کردم چه چیزی قابل هضم نیست؟ چرا باید اصلا برای یک دگرجنسگرا گرایش یک گی یا لزبین قابل هضم باشد؟ و یا چرا برخی با وجود داشتن اطلاعات علمی درباره ی این قضیه همچنان مغزشان کشش و تحمل روبه رو شدن با آن را ندارد؟

مطلب را در فیسبوک خودم منتشر کردم. یکی از دوستان فیسبوکی کامنت گذاشت با این محتوا:

"تو این زمینه ما راه و کار بسیار داریم. از نحوه ی پرسشگری، اعتماد به علم، فاصله گرفتن از دین تا پذیرش دگراندیش و خیلی چیزهای اساسی دیگه. جامعه ی ایران بر اساس آمار رسمی دولت (اگر تازه درست گفته باشند) دچار نه میلیون بیسواد هست. یعنی یک دوازدهم جامعه (البته به تعریف بیسواد هم که اصلا با استانداردها مطابقت نداره توجه باید کرد). پس این کامنت ها اصلن چیز بعیدی نیست. به نظرم جامعه کوییر باید بسیار علمی تر و تخصصی تر و با سطح گسترده تری به سمت روشنگری برای جامعه بره. اونچه ما بیشتر از جامعه ی کوییر می بینیم، یک سری گزارشات یا مصاحبه ها در مورد افراد کوییر هست و بیان مشکلات، که البته لازمه، اما اونچه می تونه مؤثرتر باشه، ارایه ی تحقیقات علمی، بیان مسایل تخصصی ژنتیک و مصاحبه با افراد متخصص در زمینه ی این گرایشات هست، تا شاید کم کم بشه سطحی از آگاهی در زندگی جمعی جامعه ی ایرانی برای ایجاد جایگاه انسانی در مورد جامعه ی کوییر به وجود بیاید. سپاس."

محتوای پیام مشخص است؛ باید با افراد متخصص صحبت شود و مردم از زبان سکسولوژیست ها، روانشناسان و عالمان بشنوند که همجنسگرایی غلط نیست و نگرانی شان بی مورد است ولی تا این اتفاق نیفتد نگرانی شان بی مورد نیست زیرا تا زمانی که پدیده ای ناشناخته باقی بماند عکس العملی جز فوبیا نمی توان به آن داشت.

یاد یکی از مصاحبه های خودم با یک سکسولوژیست در تلویزیون تن تی وی افتادم که از من می پرسید: "از کی به خود برچسب همجنسگرا بودن زدی؟"، "چه رؤیاهایی در سر می پروراندی؟"، "آیا به مشاور مراجعه کردی؟" آیا....

من نیز چون اطلاعات اجتماعی تاریخی و دید امروزم را نسبت به مسئله نداشتم، و احتمالا به حقوقم کاملا واقف نبودم، سعی می کردم جواب هایی را هماهنگ با سئوالات در اختیار بینندگان بگذارم. به سئوال برنامه ی پرگار می اندیشم که از دو فعال حقوق اقلیت های جنسی پرسیده بود: "آیا همجنسگرایی ژنتیکی ست یا اکتسابی؟"

از میان همه ی فعالیت هایی که در زمینه ی برابری حقوق همجنسگرایان و فرانرم گرایان صورت گرفته و رجوع به تاریخ چند ده ساله ی آن، می توان دو رویکرد را استخراج کرد.

رویکرد اول می گوید ما را بپذیرید چون ما مثل شما گرایش جنسیمان را انتخاب نکردیم، بنا بر این اگر بخواهیم هم نمی توانیم تغییرش دهیم. گرایش ما طبیعی ست و ژنتیکی ست و هورمونی ست و وابسته به سلول های خاکستری ست و غیره.

گروه دوم می گوید حتی اگر رابطه ی جنسی و کلا طرز رفتار من با نُرم جامعه همخوان نباشد، و گرایشم انتخابی باشد، یا در تعریف های علمی رایج نگنجد این باعث نمی شود که حقوق انسانی من را نادیده بگیرید. در واقع حقوق انسانی من مشروط به این قید نیست که شما همه ی جنبه های من را درک کنید.

رویکرد اول پوزیتیویستی ست. به دنبال این می گردد که ببیند "همجنسگرایی طبیعی ست یا خیر؟" چون نگاهی همه جانبه و تاریخی ندارد از خودش نمی پرسد "طبیعی یعنی چه؟" "نرمال یعنی چه؟"، "بیماری یعنی چه؟" و اساسا این مفاهیم از چه زمانی و به چه منظوری و توسط چه کسانی طرح شدند؟

رویکرد دوم همه ی این پرسش ها را زیر سئوال می برد؛ از پرسش کننده می پرسد، "چطور است که گرایش و هویت جنسی همجنسگرایان و ترنس ها مورد سئوال قرار می گیرد، ولی دگرجنسگرایان نه؟"، "چرا از دگرجنسگرایان پرسیده نمی شود که از چه سنی احساس کردی دگرجنس گرا هستی؟"، "از کجا مطمئنی که دگرجنسگرا هستی؟"، "آیا دگرجنسگرایی ات ژنتیکی ست یا اکتسابی؟"، "به روانشناس هم مراجعه کرده ای؟"

رویکرد دوم از خودش می پرسد؛ چه مکانیزمی همجنسگرایان را در جایگاهی قرار می دهد که باید خود را اثبات کنند و افراد دیگر را در جایگاه بازپرس بپذیرند؟ آیا توضیح علمی همجنسگرایی همان پدیده ای نیست که در اوایل قرن بیستم در بستر هوموفوبیک شکل گرفت، هوموفوبیایی که به زبان دانش و ابزار پژوهش دست به اختراع برچسب ها با بار منفی بیماری زد؟ و سپس انسان ها را بر اساس آنها مورد سنجش، پژوهش و ارزیابی قرار داد تا آنها را به موجوداتی تبدیل کند که خود، زحمت بازپرسی و کنترل و "نرمال" کردن امیال و اعمالشان را به عهده بگیرند، با باور به این که چیزی و جایی در نهادشان نقص دارد و سئوال برانگیز است. مسئله ای که باید حل و قابل درک برای نگاه هترونرماتیو کنند. خود را با زبان هموفوبیک و بسته ی دگرجنسگرایی توضیح و در دسترس قضاوت فرهنگ هترونرماتیو قرار دهند! این دیالوگ طراحی شده توسط سکسولوژیست ها و روانشناسان تا چندی پیش چیزی جز تحقیر را نصیب فرانرم گرایان نکرده است.


ادامه در پست بعدی
     
#18 | Posted: 19 Dec 2013 09:18
ادامه پست قبلی

با توضیحات بالا می توان گفت که این سئوال که آیا همجنسگرایی اکتسابی ست یا طبیعی؟ در واقع یک سئوال هوموفوبیک است.

هوموفوبیا هم یک بیماری اجتماعی است که از جهل و ترس از ناشناخته ناشی می شود. این جهل تاریخی به خاطر حذف سیستماتیک همجنسگرایان از جامعه، از بین بردن آثارشان و حذف فیزیکی آنها به وجود آمده است. فاشیزم هترونورماتیو، جوامع را به گونه ای در بر گرفته که حالا باید همجنسگرایان هر روز و در هر موقعیتی به توضیح دادن و اثبات کردن خودشان بپردازند، اشتراکاتشان را با دگرجنسگرایان برشمرند و حتماً عنوان کنند که در گرایش غیر عادیشان انتخابی نداشته اند ـ این گرایش ژنتیکی، هورمونی، مغزی و ... است ـ همه چیز هست غیر از اکتسابی و انتخابی و نشان دهند چه شهروندان "عادی"، "بهنجار" و مسئول و چه بچه های حرف گوش کن و با ادبی هستند تا بتوانند امیدوار باشند که ابتدایی ترین حقوق انسانی خود را بازپس گیرند.

از سوی دیگر با رجوع به تاریخ به راحتی می توان هویت های جنسی برساخته از علم سکسولوژی را زیر سئوال برد. به عنوان مثال در جوامعی مثل یونان قدیم، هویتی به عنوان "هوموسکسوال" و "هتروسکسوال" وجود نداشت. تنها عاملی که سکس را محدود می کرد این بود که رابطه ی جنسی تنها باید بین شهروند و غیر شهروند برقرار شود. در آن زمان و مکان، گرایش جنسی هنوز به یک مسئله ی ذاتی تبدیل نشده بود. ترجیح بین زن یا مرد شبیه ترجیح یک شخص به قرمه سبزی یا چلوکباب بود. بنا بر این سکس یک "عمل" بود، نه یک هویت. رابطه ی جنسی بین یک مرد با مرد دیگر او را گی نمی کرد و متعاقباً نه برای خودش نه دیگران این سئوال به وجود نمی آمد که آیا این فرد همجنسگراست؟ چرا همجنسگراست؟ آیا گرایشش اکتسابی ست؟ . . اگر با زن رابطه داشت به دگرجنسگرا تبدیل نمی شد. اصلاً این سئوال مطرح نبود. تنها مسئله ای که مطرح بود قدرت و طبقه ی اجتماعی بود، یک شهروند اکیداً از سکس داشتن با شهروند دیگر (مرد آزاد آتنی با مرد آزاد آتنی دیگر) نهی نشده بود.

رویکرد دوم میان فعالان حقوق همجنسگرایان نظر به تاریخ و فرهنگ دارد، به تبارشناسی حقیقت، علم، اخلاق می پردازد در شرایط اجتماعی که به شکل گیری شان کمک کرده است عمیق می شود. در این نگاه هیچ چیز در وهله ی اول ذاتی تلقی نمی شود، همه ی مفاهیم بنیادی و به اصطلاح "حقیقی" به پرسش گذاشته می شوند، حتی و بخصوص سئوال های هر برهه تاریخی نیز مورد پرسش قرار می گیرند. البته طرح چنین سئوال هایی نیاز به تیزبینی و جرئت دارند.

بنا بر این سئوال اصلی می تواند چیزی شبیه به اینها باشد؛ چه کسی جز من حق دارد که بر بدن من کنترل داشته باشد و چگونه این حق را به دست آورده؟

این حق با چه مکانیزم هایی تولید و به افراد و گروه ها تنفیذ می شود؟

ماهیت اخلاق/ بی اخلاقی، ارزش و خوبی/ بدی، طبیعی/ غیر طبیعی، نرمال/غیر نرمال چیست؟

اگر به این سئوال ها به درستی بپردازیم نوبت به سئوال های بعدی از این قبیل نمی رسد که "آیا گرایش تو طبیعی است/ ژنتیکی است/ از نظر اخلاقی درست است؟

اگر طبق رویکرد ذات گرایانه، یک فرد همجنس خواه بگوید بر اساس پژوهش های جدید روانشناسان ـ همان هایی که در وهله ی اول این پدیده را بیماری معرفی کردند ـ همجنسگرایی را از لیست بیماری ها خارج کردند، در واقع از همان ابزاری که با آن سرکوب شده برای توجیه خود استفاده کرده است تا خود را از شر هوموفوبیا خلاص کند ولی در عین حال جایگاه خود را به عنوان محکوم پذیرفته است.

همجنس خواهان امروزه به جایی رسیده اند که ناگزیرند خود را ابتدا در چهارچوب هایی (علمی، اخلاقی، اجتماعی) تعریف و به اصطلاح قابل فهم ذهن و فرهنگ تنگ نظرانه ی هترونرماتیو کنند، تا مستحق حقوق برابر با انسان های "نرمال" شوند.

در نگاه دوم همجنس خواهان قصد ندارند به حق بودن خود را ثابت کنند، بلکه می خواهند نفس "به حق بودن" را به چالش بکشند. با نشان دادن این که حق در هر مکان و زمانی معنی متفاوتی دارد. حق گره ای است که قدرت در آن تجمع یافته، قدرتی که از طریق آن منتقل می شود؛ به کسی داده و یا از کسی ستانده می شود. حق از ابزار بازی قدرت و کنترل است، به همین خاطر است که در زمانه های مختلف در مکان های متفاوتی قرار می گیرد.

بنابر این سئوال اساسی به نظر من می تواند این باشد که آیا به تفاوت های یکدیگر می توانیم احترام بگذاریم بدون این که لزوماً موفق به درک کامل آنها شویم؟

آیا می توانیم دیگری را علیرغم این که با تعاریف ذهنی ما، اخلاق و ارزش های ما همخوانی ندارد به عنوان انسان بپذیریم یا باید پیچ گوشتی به دست سراغ همه برویم و همه را شبیه و اندازه ی ذهن و دریافت های ذهنی و تجربی خودمان کنیم؟

آیا می توانیم برای یکدیگر حقوق برابر متصور باشیم؟ آیا با تنوع مأنوس هستیم، یا دوست داریم همه دید ما و تعریف ما از حقیقت، اخلاق و غیره را داشته باشند؟

چقدر با رو به رو شدن با ناشناخته راحتیم؟ آیا می توانیم بدون شناخت، تعریف و طبقه بندی پدیده ها ـ بخصوص انسان هایی که اطرافمان می بینیم ـ با آنها رابطه ی انسانی برقرار کنیم؟

آیا می توانیم چهارچوب هایی را که با آنها رشد کرده ایم و شکل گرفتیم به واقع و بدون ترس مورد پرسش قرار دهیم؟

آیا می توانیم نگاهی نقادانه به مسائل بنیادی داشته باشیم و تقدس، تعصب و ترس را کنار بگذاریم؟

آیا می توانیم تابوهای ذهنی مان را که توانایی مشاهده ی واقعیات را از ما گرفته پشت سر بگذاریم؟

آیا اگر گرایش جنسی فردی انتخابی باشد و شریک جنسی اش را خودش انتخاب کند، از حق کمتری نسبت به فردی که "آن را انتخاب نکرده" برخوردار است؟ چرا؟


مطلب از شهروند

منبع : ۶ رنگ
     
#19 | Posted: 21 Dec 2013 10:25 | Edited By: bamdad_2014
دولت هند خواستار تجدید نظر در قانون جرم بودن همجنسگرایی شد

دولت هند دیروز جمعه ۲۹ آذرماه (۲۰ دسامبر) خواهان تجدید نظر در تصمیم دیوان عالی هند مبنی بر جرم بودن همجنسگرایی در این کشور شد.


به‌گزارش خبرگزاری فرانسه، دولت هند گفته است تصمیم اخیر دیوان عالی کشور خلاف قانون اساسی، ادامه قوانین استعماری بریتانیا در سال ۱۸۶۰ و "نقض اصل برابری" در میان شهروندان است.

دیوان عالی کشور هند ۲۰ آذرماه (۱۱ دسامبر) تصمیم پیشگامانه دادگاه دیگری که در سال ۲۰۰۹ توافق دو طرف بالغ و همجنس را برای رابطه جنسی عملی غیرمجرمانه دانسته بود، لغو کرد.

بر اساس قانونی که از ۱۰۰ سال پیش تاکنون بر هند حاکم است، عشق میان دو مرد یا دو زن "رابطه جنسی بر خلاف نظم طبیعی" شناخته شده و حکم قضائی آن می‌تواند تا ۱۰ سال زندان باشد.


منبع : رادیو زمانه
     
#20 | Posted: 21 Dec 2013 10:38
پارلمان اوگاندا برای همجنسگرایی مجازات حبس ابد تعیین کرد


نمایندگان پارلمان اوگاندا مجازات های سنگین تری را برای همجنسگرایی تصویب کرده‌اند.

براساس طرحی که در پارلمان اوگاندا به تصویب رسیده، برای ارتباط جنسی بین افراد همجنس، مجازات زندان پیش بینی شده که در برخی موارد شامل حبس ابد است.



طرح نمایندگان پارلمان اوگاندا برای همجسنگرایی مجازات سنگین‌تری پیش‌بینی کرده است


در این طرح، کسانی هم که اطلاعات خود از وجود چنین رابطه‌ای را به مقامات گزارش نکنند به اقدام مجرمانه محکوم می‌شوند و با مجازات زندان مواجه‌اند.

آماما مبابازی، نخست وزیر کنیا، تصویب این طرح را مردود دانسته و گفته است که هنگام رای‌گیری در باره آن، تعداد نمایندگان حاضر در جلسه به حد نصاب نرسیده بود. این امکان وجود داردکه یوروی موسوونی، رئیس جمهوری نیز با استناد به همین موضوع، از امضای این مصوبه و تبدیل آن به قانون خودداری کند.

بحث درباره این طرح در سال ۲۰۰۹ آغاز شد و از همان زمان نیز این طرح مورد انتقاد شدید بوده است؛ از جمله باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، آن را "چندش آور" خوانده بود.

دولت کنیا می‌داند که چنین قانونی واکنش تند بین‌المللی را در پی می‌آورد و حتی ممکن است به تعلیق کمک‌های خارجی برخی کشورها منجر شود.

امضاکنندگان این طرح در نظر داشتند برای برخی موارد، مانند ارتباط با کودکان یا در مواردی که فرد همجنسگرا مبتلا به اچ‌آی‌وی باشد، مجازات اعدام را در نظر بگیرند اما این بخش بعدا تعدیل شد.

دامن کوتاه ممنوع است

دیوید باهاتی، مبتکر این طرح، در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه، رای نمایندگان به این طرح را یک پیروزی برای اوگاندا خوانده و گفته است "ما مردمی خداترس هستیم و حیات را به عنوان یک کلیت مقدس می‌دانیم و به خاطر همین ارزش‌هاست که نمایندگان پارلمان به این طرح رای دادند و به واکنش جهان خارج هم اهمیتی نمی‌دهند."



مبابازی مصوبه پارلمان را به دلیل اشکال آئین نامه ای مردود دانسته است


دیوید باهاتی، مبتکر این طرح، در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه، رای نمایندگان به این طرح را یک پیروزی برای اوگاندا خوانده و گفته است "ما مردمی خداترس هستیم و حیات را به عنوان یک کلیت مقدس می‌دانیم و به خاطر همین ارزش‌هاست که نمایندگان پارلمان به این طرح رای دادند و به واکنش جهان خارج هم اهمیتی نمی‌دهند."

طرح مصوب پارلمان اوگاندا تبلیغ همجنسگرایی را نیز ممنوع کرده است.

حامیان این طرح، تصویب آن را اقدامی مهم برای حفظ ارزش‌های سنتی خانواده خوانده‌اند که به گفته آنان، در معرض تهاجم ارزش‌های غربی قرار دارد.

در مقابل، مخالفان این طرح، تدوین آن را به فعالیت و اعمال نفوذ بعضی مسیحیان تبشیری آمریکایی نسبت داده‌اند.

جامعه اوگاندا یک جامعه محافظه کار است و پارلمان آن کشور در روز پنجشنبه، لایحه منع پورنوگرافی را تصویب کرد که براساس آن، پوشیدن دامن کوتاه و استفاده از موسیقی و فیلم مرتبط با مسایل جنسی هم ممنوع شده است.

مدافعان حقوق بشر در اوگاندا مصوبه‌های جدید پارلمان را به عنوان نشانه‌هایی از ترویج تعصب و تبعیض محکوم کرده‌اند.

اخیرا یک روزنامه محلی اسامی و نشانی افرادی را منتشر کرد و گفت که آنان همجنسگرا هستند. این اقدام از سوی مدافعان حقوق مدنی به شدت تقبیح شده است.


منبع : بی بی سی
     
صفحه  صفحه 2 از 40:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  36  37  38  39  40  پسین » 
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان / خبرنامه رنگین کمان بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites