تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

شعرهای دوران کودکیتون چی بود؟

صفحه  صفحه 6 از 25:  « پیشین  1  ...  5  6  7  ...  24  25  پسین »  
#51 | Posted: 19 Feb 2012 17:36
من كودكي هوشيارم
آماده و بيدارم
از روي عشق و ايمان
از سرزمين ايران
مي كنم پاسداري
با جان و جان نثاري
با قلم و تفنگم
با دشمنان مي جنگم
     
#52 | Posted: 19 Feb 2012 17:37
يك و دو و سه
زنگ مدرسه
زود باش كه دير شد
هنگام درسه.

دو و سه و چهار
همه خبردار
بايد كه باشيم
دانا و هشيار.

سه و چار و پنج
دانش بود گنج
در راه دانش
بايد كه برد رنج.

چار و پنج و شش
شد فصل كوشش
بايد بكوشيم
در راه دانش.

پنج و شش و هفت
فصل تفريح رفت
شد فصل تحصيل
هنگام كار است.

شش و هفت و هشت
تابستان گذشت
دبستان شد باز
آموزش برگشت.

هفت و هشت و نه
دير شده بدو
كتاب را باز كن
حرفش را بشنو.

هشت و نه و ده
مي رويم همره
چه روز خوبي
مدرسه به به!
     
#53 | Posted: 19 Feb 2012 17:38
صبح كه از خواب پا ميشم

اول آفتاب پا ميشم

يه كمي ورزش ميكنم

تو باغچه نرمش ميكنم

صدا ميزنم مامان جون

چايي رو بريز تو فنجون

وقتي چايي رو نوشيدم

مامانو بابارو بوسيدم

خوشحال و شاد وخندان
     
#54 | Posted: 19 Feb 2012 17:42
چراغ راهنمايي ام
كنار اين خيابانم
پاي خيابان شما
سالهاي سال مهمانم
چشمهاي من سبز و زرد و قرمز
چشمهاي من پر از صداي هاي و هو
صداي بوق و ترمز
وقتي كه قرمزم به تو ميگويم ايست
كه حالا نوبتت نيست
سبز كه ميشم به رنگ سبز برگها
حالا ميگويم بفرما
موقع ايست ماشينهاست
يواش برو يواش بيا
     
#55 | Posted: 19 Feb 2012 17:42
کفشدوزک کوچولو

حسابی غصه داره

چون که برای دوختن

دیگه کفشی نداره

سوزنشو گذاشته

کنار گل تو باغچه

کاشکی براش بیارن

یه لنگه کفش کهنه

نخهاشو قیچی کرده

تا که باشه آماده

وقتی کفشی نداره

نخها چه سودی داره

از اون دورا میادش

انگار صدای خش خش

داره میاد هزارپا

با یه بخچه رو دوشش

تو بخچه اش گذاشته

هزار تا کفش پاره

حالا دیگه کفشدوزک

هیچ غصه ای نداره
     
#56 | Posted: 19 Feb 2012 17:43

متن شعر
بهارم و بهارم
شادي با خود ميارم

شكوفه هاي سفيد
گل هاي تازه دارم

سه ماه دارم هميشه
فروردين اوليشه

ارديبهشت و خرداد
ماههاي آخريشه
     
#57 | Posted: 19 Feb 2012 17:46
به دست خود درختی می‌نشانم

به پایش جوی آبی می‌كشانم

كمی تخم چمن بر روی خاكش

برای یادگاری می‌فشانم
     
#58 | Posted: 19 Feb 2012 17:53
جدا شد یکی چشمه از کوهسار
به ره گشت ناگه به سنگی دچار
به نرمی چنین گفت با سنگ سخت
کرم کرده راهی ده ای نیکبخت
گران سنگ تیره دل سخت سر
زدش سیلی و گفت : دور ای پسر !
نجنبیدم از سیل زورآزمای
که ای تو که پیش تو جنبم ز جای !
نشد چشمه از پاسخ سنگ ، سرد
به کندن در استاد و ابرام کرد
بسی کند و کاوید و کوشش نمود
کز آن سنگ خارا رهی بر گشود
ز کوشش به هر چیز خواهی رسید
به هر چیز خواهی کماهی رسید
برو کارگر باش و امیدوار
که از یاس جز مرگ ناید به بار
گرت پایداری است در کارها
شود سهل پیش تو دشوارها
     
#59 | Posted: 19 Feb 2012 17:54
یکی روبهی دید بی دست و پای فرو ماند در لطف و صنع خدای
بدین دست و پای از کجا می‌خورد؟ که چون زندگانی به سر می‌برد؟
که شیری برآمد شغالی به چنگ در این بود درویش شوریده رنگ
بماند آنچه روباه از آن سیر خورد شغال نگون بخت را شیر خورد
که روزی رسان قوت روزش بداد دگر روز باز اتفاقی فتاد
شد و تکیه بر آفریننده کرد یقین، مرد را دیده بیننده کرد
که روزی نخوردند پیلان به زور کز این پس به کنجی نشینم چو مور
که بخشنده روزی فرستد ز غیب زنخدان فرو برد چندی به جیب
چو چنگش رگ و استخوان ماند و پوست نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست
ز دیوار محرابش آمد به گوش چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش
مینداز خود را چو روباه شل برو شیر درنده باش، ای دغل
چه باشی چو روبه به وامانده سیر؟ چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر
گر افتد چو روبه، سگ از وی به است چو شیر آن که را گردنی فربه است
نه بر فضله‌ی دیگران گوش کن بچنگ آر و با دیگران نوش کن
که سعیت بود در ترازوی خویش بخور تا توانی به بازوی خویش
مخنث خورد دسترنج کسان چو مردان ببر رنج و راحت رسان
نه خود را بیگفن که دستم بگیر بگیر ای جوان دست درویش پیر
که خلق از وجودش در آسایش است خدا را بر آن بنده بخشایش است
که دون همتانند بی مغز و پوست کرم ورزد آن سر که مغزی در اوست
کسی نیک بیند به هر دو سرای که نیکی رساند به خلق خدای
     
#60 | Posted: 20 Feb 2012 14:03
با صورتي مهربون
نشسته روي ايوون

از گل ياس و پونه
پدر بزرگ ميخونه

مي گه براي زري
قصه ديو و پري

قصه سنجاب و ماه
قورباغه توي چاه

حرفاش هميشه حرفه
موهاش برنگ برفه

با اون لباي خندون
دوستش دارم فراوون
     
صفحه  صفحه 6 از 25:  « پیشین  1  ...  5  6  7  ...  24  25  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / شعرهای دوران کودکیتون چی بود؟ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites