انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
سکس ضربدری و محارم
  
صفحه  صفحه 13 از 13:  « پیشین  1  2  3  ...  11  12  13

کاکولدی در ایران


مرد

 
قسمت چهارم تریسام من، زنم، و دوستم فرهاد:
بیست روز بعد از اولین تریسام من و فرشته و فرهاد، قرار دفعه دوم رو گذاشتیم. این بار فقط برای سکس می‌رفتیم و نیازی به مقدمه‌چینی‌های قبلی نداشتیم. شاید قبلاً فکر می‌کردم که همین که یک دفعه این کار رو انجام بدیم و از نتیجه راضی باشیم برای دفعه دوم کار از همه لحاظ رو رواله و خبری از هیچ نگرانی‌ای نیست، اما این‌طور نبود. این بار ذهن من درگیر دغدغه‌های تازه‌ای بود که به هیچ وجه پیش‌بینیشون نمی‌کردم. بهتره همین‌جا توضیحشون بدم.
دفعه اول فرشته به قصد تریسام نمی‌اومد. درسته که من و فرهاد قصد داشتیم فرشته رو راضی کنیم که باهامون سکس کنه ولی هر نتیجه‌ای که حاصل می‌شد به حساب شیطنت و اصرار من و فرهاد نوشته می‌شد، به این معنی که فرشته به صورت معصومانه در تله نیّت ما افتاده بود، هرچند خودش هم از انجام سکس لذت برده باشه. امّا دفعه دوم این خبرا نبود. من و فرهاد می‌دونستیم فرشته با آگاهی قبلی از این که قراره سکس کنیم داره همراهمون میاد و این‌بار من باید نگران این بودم که ارزش فرشته حفظ بشه. در یک دوگانگی متناقض بودم. یکی این که دوست داشتم لذّت‌بردن واقعی زنم از سکس با دوستم رو ببینم و این برام هیجان زیادی داشت. از سوی دیگه نگرانی قضاوت‌شدنش از سوی همون مرد رو داشتم. این نگرانی من رو وادار می‌کرد که برای جلوگیری از پایمال‌شدن شأن فرشته بهش توصیه‌های پیشگیرانه‌ای بکنم که مثلاً مبادا رفتار و گفتار فرشته این برداشت رو در فرهاد ایجاد کنه که انقدر تشنه سکس با فرهاد هست که به راحتی با یک اشاره فرهاد دفعه‌های بعد هم در دسترسش هستیم. اما از طرفی، همین توصیه پیشگیرانه که جز از روی خیرخواهی برای فرشته نیست، براش می‌تونه قیدوبندهایی رو ایجاد کنه که در نتیجه، هر کاری می‌خواد اونجا بکنه، اول باید با خودش سبک‌سنگین کنه که بکنم یا نکنم و این از آزادی عملش کم می‌کنه و نگرانی از این موضوع باعث لذت کمتر در فرشته می‌شه که این با هدف اول من سازگار نبود. این افکار متناقض تو ذهن من با هم کشتی می‌گرفتن و هنوز هم که هنوزه برنده مشخص نشده. حالا من چه‌طوری باید بتونم به فرشته حالی کنم که چه کاری بکنه، و در چه حدی بکنه. سعی کردم که بپذیرم از یه جایی به بعد باید دست از باید و نبایدهای "ریز" بکشیم و بسپریم به خود همسرمون و از هرچه پیش اومد استقبال کنیم.
باز هم ما باید با ماشینمون می‌رفتیم سراغ فرهاد، دم خونه‌شون سوارش کنیم، ببریمش به خونه دوممون و سکس کنیم. یعنی وسیله حمل و نقل از ما، مکان از ما، زن هم زن من، تنها کاری که فرهاد باید می‌کرد این بود که با خودش کاندوم بیاره و تقریباً هیچ هزینه مادی و معنوی براش نداشت. برای من و فرشته امّا، حداقل این ریسک رو داشت که تضمینی نبود که از اتفاقاتی که این بار پیش رومون قرار می‌گیره، از کارایی که همسرمون اونجا می‌کنه و یا حرفی که می‌زنه، مثل دفعه قبل راضی باشیم. نزدیک خونه فرهاد راه رو کج کردم و یه جایی پارک کردم. فرشته نپرسید چرا وایسادی. من به فرشته گفتم می‌دونی که آدم وقت‌شناسی هستم و سابقه نداشته که جایی دیر برسم و از وقت‌ناشناسی و بدقولی و دیررسیدن دیگران همیشه آزرده میشم. ولی این بار فرق می‌کنه و اصلاً دوست ندارم، به اصطلاح، آن‌تایم باشم به ویژه این که صلاح نمی‌بینم حتی یک ثانیه زودتر از فرهاد هم دم خونه‌شون حاضر بشم. ادامه دادم، نباید مشتاق‌تر از فرهاد به نظر بیاییم و می‌خوام کمی معطل کنم تا این که زنگ بزنه و من بگم نزدیکیم و الآن می‌رسیم. به جاش می‌خوام چند کلمه صحبت کنم. دغدغه‌هام رو بهش گفتم و اون هم با حرفام موافق بود. گفت تو خیلی به این موضوعات و چاه و چاله‌های سر راه فکر کردی و منم دوست ندارم اون‌جا اتفاقی بیفته که باعث پشیمونیمون بشه. هرچی تو بگی همون کار رو می‌کنیم. حالا توصیه‌ای، سفارشی داری همین جا بگی بهتره. شاید هضمش براتون آسون نباشه ولی با این حرفش یه احساس تنهایی کردم. چون بین ما سه تا، فرهاد که دغدغه خاصی نباید می‌داشت؛ شاید تنها دغدغه‌اش این بود که تو سکس با زن دوستش، از لحاظ دوام رابطه جنسی و نر بودن کافی، می‌تونه خوب ظاهر بشه یا نه. فرشته هم که همه نگرانی‌ها رو انگار حواله کرده بود به من، چون برخلاف تجربه نُه سال قبل (که سکس ضربدری انجام دادیم) من در فرشته استرس و نگرانی نمی‌دیدم. اما من، با کلاه دیوثی روی سر، باید نگران قضاوت ناگفته فرهاد نسبت به خودم و زنم باشم، که ببینی اون ته ته ته ذهنش رو ما چه قضاوتی داره. به فرشته گفتم من فقط خواستم بگم چه فکرایی به ذهنم می‌رسه و توصیه‌ای ندارم. اونجا سعی کن از وضعیت لذت ببری. با اعتماد به نفس ظاهر شو. اگه خواستی کاری بکنی یا فرهاد ازت چیزی خواست، خودت تصمیم بگیر و اونجا از من نپرس بکنم یا نکنم. چون نمی‌خوام نقش کنترلگر داشته باشم. ضمن حرفامون فرهاد زنگ زده بود و عمداً کمی دیر برش داشتیم و رفتیم به مکان مورد نظر.
وقتی وارد خونه شدیم، حرف خاصی نمی‌زدیم و وارد ساختمون شدیم و صاف رفتیم به اتاق خواب. من لباسام رو درآوردم و تنها با یک شورت خوابیدم رو تخت. فرهاد تنها با شلوارک و فرشته با شورت و یه پیرهن نازک، اومدن رو تخت. فرشته که وسطمون خوابیده بود به خنده گفت خب! چیکار کنیم؟! من و فرهاد بی هیچ حرفی از دو طرف بغلش کردیم و شروع به بوسیدن و مالیدنش کردیم. خیلی طول نکشید که دیدم فرهاد و فرشته دارن زبون تو دهن هم می‌کنن و دیدن این صحنه برام خیلی لذتبخش بود. فرشته اومده بود برای لذت بردن و از ناز و غمزه‌هایی که به نظر من فقط مزاحم کار بود خبری نبود. من پیرهن فرشته رو از روی سینه راستش دادم بالا و شروع به بوسیدن و مکیدن سینه کردم و فرشته هم با ناله‌های خفیف دست لای موهای فرهاد برده بود و بینشون بوسه‌های فرانسوی جاری بود. فرشته معمولاً تو سکسش با من اون‌قدر هات نبود و این جلوه کمیاب از فرشته برام خیلی جذاب بود. پیرهنش رو درآوردیم و هرکدوممون یکی از سینه‌هاش رو به دهن گرفتیم و دستمون هم برای نوازش شکم و ناف و رفتن لای پای فرشته با هم رقابت داشتن. من دست توی شورتش بردم. شاید فقط دو دقیقه بود که شروع کرده بودیم. کس فرشته خیس خیس شده بود.
لطفاً به عنوان نفر سوم پیام ندید.
     
  
مرد

 
tempted74
هیجان تریسام و ضربدری اینقدر زیاد هست که زنهایی که درگیرش میشن با اولین لمس از سوی نفر سوم، شهوت سراسر وجودشون رو میگیره و خیس میشن
     
  ویرایش شده توسط: jahanpasha   
مرد

 
tempted74:
در یک دوگانگی متناقض بودم. یکی این که دوست داشتم لذّت‌بردن واقعی زنم از سکس با دوستم رو ببینم و این برام هیجان زیادی داشت. از سوی دیگه نگرانی قضاوت‌شدنش از سوی همون مرد رو داشتم...

دوراهی سختی بود
مرز بین لذت بردن و قضاوت نشدن
دوگانگی که نمونه‌های زیادی ازش توی جریان زندگی هم وجود داره و مرزی به باریکی تار مو دارن و انتخاب یکی از اونها با اما و اگرهای زیادی همراه هست و درصورت بروز هر نتیجه‌ای با خودت فکر میکنی شاید بهتر بود یه طور دیگه رفتار میکردی و...
ولی به هرحال تا اینجای خاطره که معلومه بهترین اقدام ممکن رو انجام دادی

منتظر خوندن ادامه خاطره هستیم🥳
in search of way to escape
     
  ویرایش شده توسط: AmirSalman   
↓ Advertisement ↓
TakPorn

 
jahanpasha
دقیقا همینطوره، تجربه که با چندین زوج داشتم حتی اونا که باراولشون را با من انجام میدادن، به محض دست بردن توی شورت خیس میشدن ،یکیشون میگفت دستت جلو شوهرم توی شورتمه خیلی عجیبه و خیسم کرده و حال میکرد
     
  

 
jahanpasha
دقیقا همینطوره، تجربه که با چندین زوج داشتم حتی اونا که باراولشون را با من انجام میدادن، به محض دست بردن توی شورت خیس میشدن ،یکیشون میگفت دستت جلو شوهرم توی شورتمه خیلی عجیبه و خیسم کرده و حال میکرد
     
  
صفحه  صفحه 13 از 13:  « پیشین  1  2  3  ...  11  12  13 
سکس ضربدری و محارم

کاکولدی در ایران

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA