ارسالها: 321
#101
Posted: 30 Sep 2026 01:40
tempted74 دمت گرم. بینهایت عالی و خواندنی..نوش جان هر چهار نفرتون..چقدر تجسم پوزیشن های لحظهای تون جالب و هوس انگیز بود.. مسلما هیجانی که تجربه کردید فقط برای خودتون ملموسه و شنونده شاید نیمی از احساسات لذتبخش شما رو نتونه تصور کنه.. همیشه شاد و سلامت باشید 🌹 🌹 🌹
f2
ویرایش شده توسط: farshadsafa
ارسالها: 47
#102
Posted: 30 Sep 2026 15:16
farshadsafa:
صادقانه بگم از خواندن خاطرات ضربدری تون بیش از سکس سه نفره تون با مهرداد لذت بردم
من که سکس سهنفرهمون رو هنوز نگفتمش
لطفاً به عنوان نفر سوم پیام ندید.
ارسالها: 47
#104
Posted: 6 Oct 2026 20:14
میخوام ماجرای تریساممون با دوستم فرهاد رو در چند قسمت اینجا بنویسم. بیان ماجرا میتونه برای دوستانی که سوال دارن از کجا شروع کنن، و با چه چالشهایی روبهرو میشن، آموزنده باشه. سعی میکنم جزئیات از احساساتی رو که درگیرش بودم، به ویژه احساسات و نکات مربوط به همسرم رو تو روند ماجرا بیارم. یادآوری میکنم که این یک داستانپردازی یا فانتزی نیست. خاطره است. این که تا آخر ادامه بدم یا نه، مطمئن نیستم. اگه حس کنم به زحمتش نمیارزه و اونقدری دیده نمیشه که ارزش وقتگذاشتن داشته باشه، ادامه نمیدم.
قسمت اول تریسام من و زنم و دوستم فرهاد:
با فرهاد از سال 79 وقتی همکار شدیم آشنا شدم. دو سال از من بزرگتره. وقتی صاحب فرزند شدیم رفت و آمد خانوادگیمون هم شروع شد. حدود ده سال بعد برای مدت طولانی جزو فانتزیهای جنسی ما شدن. دو سال پیش از همسرش جدا شد ولی این جدایی تأثیر چندانی تو روابط ما نداشت غیر از این که همسرش کلاً از زندگی ما حذف شد.
من و فرهاد هفتهای دو بار با هم حدود دو ساعت پیادهروی میکنیم. توی صحبتهای ضمن پیادهرویمون رفتهرفته گفتگوهای مربوط به سکس پررنگ شد و خیلی راحت با هم حرف میزدیم. معمولا نیم ساعت آخر پیادهرویمون رو اختصاص داده بودیم به حرف زدن در مورد کُس. برام عجیب بود که به گفته خودش تو عمرش خودارضایی نکرده بود و من تشویقش کردم برای کمکردن از فشار بیکُسی که داره بهش میاد، گاهی جق بزنه.
بدم نمیاومد حالا که مجرد شده، به چیزهایی که تا حالا صرفاً برام فانتزی بودن رنگ عمل بپوشونم. ولی از کجا باید شروع میکردم؟! ضمن پیادهرویهامون در مورد سکس حرف میزدیم. فرهاد رو نمیدونم ولی راستش یکی از انگیزههای من برای پیادهرویهای طولانی با فرهاد که نزدیک به 10 کیلومتر بود، همین صحبتهای سکسی بود. دیگه انقد با هم راحت بودیم که در مورد سکس با زنهامون و پوزیشنهای موردعلاقهمون هم حرف بزنیم. هرچند حرفهای فرهاد در این زمینه مربوط به گذشتهاش بود.
برای هم کلیپهای اروتیک یا پورن میفرستادیم و هردومون تفاهم داشتیم که عکس و کلیپهای سکس خونگی خیلی تحریککنندهتر هستند، اگرچه، معمولاً از لحاظ کیفیت اندام، ظرایف تصویربرداری، و ژستهای حرفهای شهوانی سطح پایینتری نسبت به عکس و فیلمهای تجاری دارن. برای همین بیشتر محتواهای سکسی که برای هم میفرستادیم، از نوع خونگی بودن. از واکنشی که به هر عکس و فیلم نشون میداد سعی میکردم سلیقه سکسیش بیشتر دستم بیاد. گاهی هم میگفت مثلاً فلان کلیپ خوراک جق بعدیمه و میخوام ضمن جقزدن تماشاش کنم. گاهی هم عکس کیرم رو که راست بود براش میفرستادم و ازش میخواستم که اون هم این کار رو بکنه. میل چندانی به این کار نداشت ولی بالاخره اون هم فرستاد. کیرش کمی درازتر از مال من بود و مال من کمی کلفتتر بود.
ضمن دیدارهامون بهش گفتم که من گاهی از فرشته (زنم) عکس سکسی میگیرم و یا از سکسمون فیلم میگیرم و خیلی باهاشون حال میکنم. فرهاد هم گفت خیلی دوست داشته اون هم این کار رو بکنه ولی زنش همکاری نمیکرده. عمداً این رو بهش گفتم که تو ذهنش این سوال ایجاد بشه که آیا قاطی عکسهایی که براش میفرستادم عکس فرشته هم بوده؟! خودم که خیلی دلم میخواست قاطی فیلم و عکسهای خونگی عکس کس و کون فرشته رو هم بدون این که بهش بگم عکس کیه بفرستم و تصور این که با عکس لخت زن من جق بزنه برام لذتبخش بود. اون هم اگه حدس میزد که عکس از بدن فرشته است فکر نمیکنم به خودش اجازه میداد درستی حدسش رو ازم جویا بشه. گاهی هم فرستادم و شده بود که خیلی خوشش اومده بود. برای این که بهش بگم عکسی که باهاش حال کردی زنم بود، بیتاب بودم، ولی خب نباید عجله میکردم. به فرشته هم موقع سکسمون میگفتم که با فرهاد چه حرفایی میزنم و فرشته هم مانعم نمیشد. ولی میگفت فقط ازم نخواه یه روز عملاً با فرهاد کاری کنم. یکی دو بار هم به فرشته گفتم که عکسش رو قاطی عکسا فرستادم. بهم آفرین نمیگفت ولی مخالفت جدی هم نمیکرد و فقط میگفت کاری نکن وقتی فرهاد رو میبینم ازش خجالت بکشم. گاهی هم موقع سکس حشری میشد، میپرسید که خب! نظر فرهاد در مورد عکسم چی بود؟! میدیدم خودش هم بدش نمیاد ولی با توجه به شاختی که از من داره میدونست نباید بهم زیادی هم رو بده.
دیگه فکر میکردم زمانش رسیده که قدم بعدی رو بردارم. به بهونه این که عکس کیرم رو نشونش بدم، وقتی تو تختخواب بودم یه عکس از کیرم از زاویهای گرفتم که قسمتی از کون فرشته هم که شورت تنش بود و کنارم دراز کشیده بود تو عکس باشه ولی جوری که عمدی به نظر نیاد. در واکنش به عکس کیرم اموجی 😍رو فرستاد که معمولاً نمیفرستاد. مثلاً که سوتی دادم نوشتم بیشرف! چشمت رو درویش کن. به چی نگاه میکنی؟! اون هم اموجی 🙈 رو فرستاد و نوشت البته با چشم پاک نگاه کردم. از نتیجه کارم راضی بودم. بعداً به فرشته هم ماجرا رو تعریف کردم. بدش نیومد. اولین قدم برداشته شد.
ادامه داره.
لطفاً به عنوان نفر سوم پیام ندید.
ویرایش شده توسط: tempted74
ارسالها: 47
#106
Posted: 7 Oct 2026 07:46
farshadsafa:
عکس العمل های خانمت وقتیکه باهاش خارج از زمان سکس در مورد سکس سه نفره صحبت می کردی که بود و چه حسی در وجودت ایجاد میکرد ؟؟ و زمانیکه خانمت توی سکس تون با عشوه از نفر سوم یاد میکرد چه احساسی داشتی؟؟
در ادامه بهش میپردازم.
لطفاً به عنوان نفر سوم پیام ندید.
ارسالها: 640
#107
Posted: 9 Oct 2026 00:49
بی صبرانه منتظر شنیدن ادامه خاطره شما هستیم
in search of way to escape
ارسالها: 47
#108
Posted: 9 Oct 2026 12:51
AmirSalman:
بی صبرانه منتظر شنیدن ادامه خاطره شما هستیم
قسمت دوم
دیگه لازم نبود ادا دربیارم و عکس فرستادن از فرشته برام راحت بود و فرهاد هم از حرف زدن و ابراز احساسات در مورد اندام فرشته خودداری نمیکرد. عکسها رفتهرفته لختیتر شد و شامل عکس کس و کون ولی بدون صورت شد. دلیل بدون صورت بودنش هم امنیت بود چون خیال هرسهمون اینطوری راحتتر بود. فرشته هم تو عکسگرفتن باهام همکاری میکرد. اوایل میگفت به فرهاد نگو که من میدونم عکسامو نشونش میدی. منم گفتم باشه ولی خودش هم میدونست که من الکی میگم. خودش هم با این موضوع مشکلی نداشت چون طولی نکشید که ضمن این که به فرشته میگفتم فرهاد در مورد فلان عکس چی گفت، بهش رسوندم که فرهاد میدونه که تو موافق ارسال عکساش هستی. ارسالیها طولی نکشید که شامل عکس و کلیپهای نوازشهای سکسی، ساکزدن فرشته و در نهایت سکسکردنمون شد. همگی بدون صورت. قسمت عمدهای از صحبتهای سکسی ضمن پیادهرویمون هم اختصاص پیدا کرده بود به این سوال همیشگی فرهاد که این بار فرشته رو کی و چهجوری کردی و من هم در مورد این که آخرین بار کی جق زدی ازش میپرسیدم و دوست داشتم خودش بگه که با کدوم عکس فرشته جقزده. مثلاً یک بار گفت تازه تو حموم جق زده بودم و اومدم بیرون که دیدم تو یه عکس از فرشته فرستادی (از کس و کون فرشته به حالت قمبل). با این که سابقه نداشت تو فاصله کمی از ارضاشدنم کیرم راست بشه، کیرم حسابی راست شد و هنوز تنم خیس بود که دوباره برگشتم حموم و زدم. منم این تعریفا رو میذاشتم کف دست فرشته و فرشته برای همکاری بیشتر ترغیب میشد. گاهی که من در غیاب فرشته و بچهها از فرهاد خواسته بودم بیاد خونه پیشم که با هم وقت بگذرونیم، پیش میاومد که با برگشتن فرشته به خونه قبل از این که فرهاد بره، همدیگه رو میدیدن. جالب بود که ملاقاتشون هیچ رنگ و بویی از این نداشت که مرزهایی بینشون شکسته شده. انگارنهانگار که من این وسط با دیوثبازی کیر و کسشون رو به همدیگه نشون داده بودم. موقع سکس با فرشته بهش میگفتم بیا یه بار بریم تریسام کنیم. فرشته هم موقع سکس انقد حشری بود که با این پیشنهاد همراهی میکرد ولی برای جامه عمل پوشوندن به این موضوع نه من روم میشد تو مواقع عادی پیشنهادم به فرشته رو تکرار کنم و نه اگه پیشنهاد میکردم با موافقت فرشته روبهرو میشدم. تجربه سکس ضربدریمون با یه زوج از دوستامون (رضا و الهام، که ماجراش رو تو همین تاپیک گذاشتم)، اگرچه در کل برامون خوشایند بود ولی نحوه نهچندان قشنگ بهپایانرسیدنش باعث میشد فرشته دیگه از عملیکردن سکس خارج از دایره من و خودش استقبال نکنه.
یه روز به فرشته پیشنهاد دادم سهتایی بریم خونهای که بیرون شهر داریم که هم ناهار بخوریم و هم اگه طلبید با هم شراب بخوریم. فرشته هم قبول کرد ولی هشدار داد که فقط همین. اونجا انتظار نداشته باش کار دیگهای بکنیم. اگرچه جوابش دلسردکننده بود اما همین موافقتش هم برای من غنیمت بود. یه پنجشنبه تو آبان رو قرار گذاشتیم برای ناهار و اگه حسش بود، شراب. به فرهاد هم تو تلگرام موضعگیری فرشته رو گفتم تا بدونه ممکنه به همون ناهار و یه دورهمی معمولی سپری بشه و رو این حساب نکرده باشه که فرشته برای سکس قبول کرده بریم. براش هم در خلال حرفامون چند تا عکس سکسی از فرشته فرستادم و گفتم بیا اینم خوراک جق بعدیت. گفت نه، نمیزنم شاید پنجشنبه اتفاقای خوبی افتاد. گفتم زیاد هم به خودت وعده وعید نده که ضدحال نخوری ولی با این حال با خودت کاندوم بیار. همین حرف آوردن کاندوم هم برای هردومون شهوتانگیز بود.
قرار شد با ماشین ما بریم دنبال فرهاد. یاد وقتی افتادم که من و رضا رفتیم الهام رو بردیم پارک و گذاشتیم جای فرشته، و فرشته رو برداشتیم ببریم خونه بکنیمش. حالا من و فرشته داریم میریم فرهاد رو سوار کنیم، و من به این امید بودم که با فرهاد فرشته رو بکنیم. وقتی فرهاد هم سوار شد من تمام اون چهل دقیقه مسیر رو داشتم به کاری که داریم میکنیم فکر میکردم؛ من و دوستم فرهاد داریم زنم رو میبریم یه جایی که با هم بکنیمش. همین الآن هم که دارم اینا رو مینویسم، از فکرش کیرم راست شده. وقتی برای ناهار رفته بودیم، بعد از صحبتهای معمولی دیگه شروع کردیم به آمادهسازی ناهار. جوجهکباب داشتیم. فرهاد تو برپا کردن منقل کنار من بود. اینجوی خیال منم راحت بود. یعنی اگه موقع درستکردن آتیش کنارم وانمیستاد، با این که خیلی بعید بود که در غیاب من حتی شوخی جنسی بکنن، خیالم راحتتر بود. دوست نداشتم بدون اطلاع من یا در غیاب من بینشون اتفاق سکسیای میافتاد. وقتی زغالها تقریباً آماده شدن رفتم سیخهای جوجه رو بیارم نگاهی به سر و وضع فرشته انداختم. تا اون لحظه دقت نکرده بودم؛ لباسی پوشیده بود که از لحاظ جذابنبودن حتی حاضر نبود در حضور نزدیکانمون تنش کنه. اسم انواع لباس رو خوب نمیدونم ولی انگار لباس کار واسه خونهتکونی یا شستن قالی پوشیده باشه. بهش با احتیاط گفتم، بهتر نبود یه لباس قشنگتری میپوشیدی؟ جملهام تموم نشده بود که جواب داد، نه! که چی بشه؟؟!!. با گاردی که گرفته بود خیلی دلسرد شدم و تقریباً به این نتیجه رسیدم که امروز ناهار رو که خوردیم، بهتره پا شیم بریم خونه سر زندگیمون. ناهار رو تو حیاط روی تخت خوردیم و بعدش هم شراب و عرق آوردم. فرشته خیلی کم خورد، میشه گفت اصلاً پایه نبود. شاید با این همراهینکردنش میخواست حالیمون کنه که فکر این که من میخورم و مست میشم و وا میدم رو از سرتون بیرون کنید. اما من زیاد خوردم. فرهاد هم متعادل. کلاً فرهاد تو نوشیدن متعادله و میگه معده خوبی ندارم.
لطفاً به عنوان نفر سوم پیام ندید.
ارسالها: 47
#109
Posted: 9 Oct 2026 12:52
قسمت سوم
شاید نیم ساعت بعد، رفتم چند تا متکا آوردم انداختم رو تخت و خودم سر رو یکیشون گذاشتم. بعد از چند دقیقه فرشته هم که انگار همون مقدار کمی که نوشیده بود روش تأثیر گذاشته بود اومد کنار من دراز کشید. فرهاد هم یه بالش زیر آرنجش گذاشت و نگاهش به سمت ما بود. من فرشته رو از پشت بغل کردم و آروم یه سینهش رو از روی پیرهن تو دست گرفتم. فرهاد با کنجکاوی نگاهمون میکرد. فرشته روش به فرهاد بود و حدس میزنم چشماشو بسته بود. حرکات خفیفی رو پشت فرشته شروع کردم و کیرم راست شده بود. دست تو لباس فرشته بردم. با گاردی که قبل از ناهار گرفته بود فکر کردم الان که در حضور فرهاد دارم میمالمش منعم کنه امّا اصلا مانعم نشد. آروم رفتم روش و فرشته رو به حالت خوابیدهبهشکم زیرم گرفتم و رسماً از روی شلوار زمختی که پوشیده بود رو باسنش تلمبه میزدم. فرشته کاملاً منفعل بود. وقتی دست تو لباسش بردم فرهاد هم اومد کنارمون. از این حرکت فرهاد کمی جا خوردم. نمیدونستم فرشته متوجه اومدن فرهاد شده یا نه. فرهاد از پشت دست توی یقه فرشته برد و من کمی نگران شدم. نگران این که فرشته تا الآن ندونه که این دست فرهاده که تو لباسشه و یهو متوجه بشه و رم کنه و حالگیری بشه. هم من کم میآوردم و هم فرهاد. من و فرهاد هردومون به آرومی داشتیم به هم، هرچند با صدای خفه و گنگ، یه چیزایی میگفتیم. مثلا من میگفتم نکن! فکر کنم زوده. ولی انگار فرهاد هم متوجه نشد چی میگم. یواش یواش برام معلوم شد که دیگه بعیده فرشته ندونه که فرهاد هم داره دستمالیش میکنه این شد که دیگه احتیاط رو کنار گذاشتم. فرشته رو غلتش دادم و به پهلو خوابوندم. فرهاد هم رفت روبهروش و لب و صورت فرشته رو بوسید. فرشته هم با بوسه تحویلش گرفت. خیالم کاملاً راحت شد که فرشته میدونه داریم دوتایی باهاش عشقبازی میکنیم.
شلوار و شورت فرشته رو از رو باسنش تا نزدیک زانوش پایین کشیدم. فرشته هم موقع پایین کشیدن شلوارش کونشو داد بالا که همراهی کنه و به شکم خوابید. حسابی راست کرده بودم. کیرمو درآوردم و گذاشتم لاپای فرشته که حسابی خیس بود و کردم تو کسش. این که فرهاد داشت از فاصله کمتر از یکمتری نگاهمون میکرد خیلی برام شهوتانگیز بود. واسه همین زیاد دووم نیاوردم و قبل از این که آبم بیاد از روش بلند شدم سرپا و آبمو از رو تخت ریختم تو باغچه. بعد از این که ارضا شدم دوباره خوابیدم پشت فرشته و از پشت بغلش کردم و فرهاد طرف دیگه فرشته خوابید و کیرش رو جلوی صورت فرشته از شلوارش درآرود و فرشته هم کیر رو به دهن گرفت و براش خورد. گفتم فرهاد پسر خوبیه براش خوب بخور. هرسهمون داشتیم لذت میبردیم. این اولین تجربه فرهاد تو تریسام بود، اون هم تو فضای نسبتاً باز (حیاط خونه) اون هم با دوستش و زن دوستش، که هرکدوم از این نکات به سهم خودش براش هیجانانگیز بود. من و فرشته حدود نُه سال قبلش ضربدری رو تجربه کرده بودیم (با زوج رضا و الهام)، امّا همین که این بار پای یک زن دیگه در میون نیست که ملاحظه اون رو بخواهیم بکنیم، برامون تازگی خودش را داشت. ضربدری هم خوبیای خودش رو داره. اما یه تفاوت سکس ضربدری با تریسام همینه. تو سکس ضربدری یه تعلّق عاطفی بین جفتها (زوجها) هست که حس مالکیّت رو همراه خودش میاره و موجب میشه ضمن این که داری زن طرف رو میکنی حتماً در همون لحظه حواست به حال روحی همسر (معشوقه، دوستدختر) خودت هم باشه که آیا بهش داره خوش میگذره؟! آیا از کاری که تو با اون زن میکنی (مثل حالات شهوانیت، کیفیت در آغوش گرفتن، بوسیدن، و ...) و شاهدشه راضی هست یا فقط الآن شکایت نمیکنه؟! آیا با حرفهایی که موقع عشقبازی یا سکس با اونیکی زن ردّ و بدل میکنید و اغلب بار عاطفی دارن، میتونه راحت کنار بیاد؟! آیا از نگاه زن خودت، به اونیکی زن از نظر جذابیّت جنسی برتری ندادی و ناراحتش نکردی؟! در تریسام MFM این مشکلات خیلی کمتره. ولی در FMF، تجربه نداشتم و مطمئن نیستم، ولی فکر میکنم مشکلاتی خواهد بود، بهویژه، اگه یکی از خانمها زنت باشه. یادمه رضا موقع سکس به فرشته گفته بود دوستت دارم و الهام بعداً بهش گلایه کرده بود که قرارمون این حرفا نبود. پس تا نتونستید این اطمینان رو به زن خودتون بدید که منطق در حرفایی که موقع سکس میزنید، مغلوب زور شهوته، و از لحاظ عاطفی کسی جایگزینش نمیشه، بهتره طرف این چیزا نرید و به خیالپردازی اکتفا کنید.
فرهاد واسه خودداری از این که تو دهن فرشته ارضا بشه و در نتیجه نتونه فرشته رو بکنه، از دهن فرشته کشید بیرون و من از کنار فرشته بلند شدم که اونا سکس کنن. فرشته ترجیح میداد کاملاً منفعل عمل کنه. فرهاد در حالی که فرشته به شکم خوابیده بود، پشت فرشته قرار گرفت و دستشو برد لای پای فرشته و شروع کرد به انگشتکردنش. آه و ناله آروم فرشته شنیده میشد. فرهاد یه کاندوم از کیف کوچکی که همراهش آورده بود درآورد و کشید رو کیرش و تو همون پوزیشنی که فرشته به شکم خوابیده بود، شروع کرد به گاییدن فرشته. اون هم مثل من طول زیادی نکشید که ارضا شد. دیگه بلند شدیم و پرداختیم به کارهای دیگه مثل جمع کردن حیاط و آبیاری باغچه و .... من هنوز از زور الکل گیج بودم واسه همین منو معاف کردن. منم رفتم داخل سر بذارم و چشمی گرم کنم. خوابم نبرد. حدود ده دقیقه بعد کنجکاو شدم ببینم اون دو تا تو حیاط دارن چیکار میکنن. رفتارشون معمولی بود. داشتن ظرفها و ریختو پاشها رو جمع میکردن. بعدش فرشته اومد تو که ظرفها رو بشوره فرهاد هم نشست رو تخت (تو حیاط) و با گوشیش مشغول شد.
منم برگشتم رو تخت تو اتاق خواب دراز کشیدم. فرشته اومد کنارم رو تخت. دلم خواست دوباره سکس کنیم. لخت شدم و تو بغل هم خوابیدیم. وقتی متوجه شدم فرهاد هم اومده داخل تو هال نشسته بهش گفتم بیاد پیشمون. اومد تو و با تردید طرف دیگه فرشته رو تخت نشست و بعد دراز کشید و اون هم مشغول نوازش فرشته شد و به فرشته گفت لباساتو دربیار. فرشته اول گفت نه و بلند شد و رفت بیرون، ولی یادم نمیاد چطور چند دقیقه بعد دوباره تو تخت بود و داشتیم لختش میکردیم. اینبار دیگه فرشته منفعل نبود و وقتی فرهاد میبوسیدش فرشته انگار دیگه اون خجالت اول کار رو نداشت و اون هم به بوسهها جواب میداد و زبون تو دهن هم میبردن. من کمی فرشته رو کردم و بلند شدم. فرهاد یه کاندوم دیگه کشید رو کیرش و فرشته رو که براش قمبل کرده بود، گایید. انقد یادم هست که من سر بردم زیرشون و هم کس فرشته رو اون زیر لیس میزدم وهم به فرورفتن کیر فرهاد تو کس زنم نگاه میکردم. بعداً فرهاد بهم گفت اون زیر که بودی دیگه هم فرشته رو لیس میزدی هم کیر و خایه منو و حس خوبی داشت. خودم اینجاش رو زیاد یادم نمیاد. ولی دوست داشتم بیشتر بهوش بودم. بعدش دیگه خواب رفتم و وقتی بیدار شدم اونها وسایل رو تو ماشین چیده بودن و برگشتیم خونه.
لطفاً به عنوان نفر سوم پیام ندید.
ویرایش شده توسط: tempted74
ارسالها: 640
#110
Posted: 9 Oct 2026 16:44
tempted74:
در تریسام MFM این مشکلات خیلی کمتره
با اینکه همه تریسام رو دوست دارن
ولی در کل فکرمیکنم یجورایی خودخواهی باشه
مخصوصا وقتی طرف مقابل خانمت باشه
و مطمئنا برای یک خانم خیلی سخته که از نظر روانی به اون نقطه برسه که دونفر بریزن سرش
گرچه شکی نیست که لذت و هیجان خاص خودشو داره و مخصوصا برای زن که دونفر با دمای بدنهای مختلف و روشهای متفاوت همزمان باهاش عشقبازی کنن و ازش کامجویی کنن
احتمالا تجربه ضربدریتون باعث شد که فرشته گارد منفی نگیره و مقاومت نکنه وگرنه حتی در عین انفعال هم باعث نمیشه اینقد راحت وا بده
درکل از خاطره تون لذت بردم و لازمه بگم که
بدجوری حسودیم شد بهتون!
حالا شما بگو نظر فرشته راجع به کیر فرهاد چی بود اون لحظه؟
یادت میاد اصلا یا مست و پاتیل بودی؟
بعدا فرشته راجع به این اتفاق چی گفت
و نظرش چی بود؟ بازهم تکرار شد؟
in search of way to escape
ویرایش شده توسط: AmirSalman