انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
سکس ضربدری و محارم
  
صفحه  صفحه 9 از 12:  « پیشین  1  ...  8  9  10  11  12  پسین »

کاکولدی در ایران


مرد

 
Toofun
آقا یعنی چی
یه داستان خوب هم که هست شما نمیزاری
همه این داستان رو دوست دارن شما اگه نمیخوای نخون
برو تاپیک جدا بزن ، بعد از این همه وقت یه تاپیک خوب پیدا شده و همه هم استقبال کردن
     
  
مرد

 
tempted74
خیلی عالی بود
تصویر سازی و همه حس ها فوق العاده بود
لطفا ادامه بدید
     
  
مرد

 
Toofun:
صفحه‌ی داستان و فانتزی شده

اول این که بارها گفتم دوست عزیز، چیزایی که عرض کردم، خاطره است نه داستان و فانتزی.
دوم این که من دیدم ایجادکننده تاپیک دیگه چیزی نمی‌نویسه و با اجازه دوستان خاطرات و تجربیاتم رو نوشتم و اگه همون ابتدا اعتراضی میشد من هم دیگه ادامه نمی‌دادم. ولی گفتم ضمن بیان خاطراتم نکاتی هم هست که ممکنه آموزنده باشه.
پس من هم دیگه منتظر می‌مونم تا مطالب آموزنده از دیگر دوستان در ادامه این تاپیک شاهد باشم. اگه هم امکان داشته باشه مطالبم رو پاک می‌کنم که اینجا خلوتتر بشه. کسی می‌دونه که آیا امکان پاک کردن پستهامون هست؟ من دیدم فقط گزینه ویرایش هست. اگه کسی بلده لطفا بهم بگه.

بابت نظراتتون سپاسگزارم.
لطفاً به عنوان نفر سوم پیام ندید.
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
مرد

 
tempted74
سلام دوست عزیز به نظر من این دوستمون هم نظر خودش رو بیان کرده و اگه اکثر دوستان از بیان خاطراتشون استقبال کردن شما میتونین کماکان خاطراتتون رو بقرستین
     
  ویرایش شده توسط: Cvbnm   
مرد

 
لطفاً و در صورت امکان ادامه بدید. پاک کردن مطالب هیچ مشکل را حل نمیکنه .. حیف نیست این همه زحمت کشیدید و وقت برای تحریر خاطرات تون گذاشتید آن وقت پاکش کنید..
f2
     
  
مرد

 
من طی اتفاقاتی در چت های لوتی با دوستی آشنا شدم که ۵۶ساله هستن و همسرشون هم ۵۴ ساله.. و بعد از تماس هایی که با من داشت و اعتماد کامل پیدا کردن از خاطرات چذاب کاکولدی شون میگفت.. جالب اینجاست که تازه از ۵۴ سالگی به حس کاکولدی علاقه پیدا کرده و در مسافرتی ب خارج از کشور، همسر سنتی ایشون هم کم کم با حس همسرش همکاری میکنه و در میهمانی های با خانواده ای تقریباً هم سن شروع به رفت و آمد و کم کم با پوشیدن لباس های مجلسی زنانه آزاد و تقریبا سکسی توسط خانوما و سپس سکس شروع سکس موازی و آرام آرام به خواسته مطلوب نهایی شون یعنی ضربدری حضوری میرسن و دو سه خاطره اجمالی جذاب دیگر هم گفت که برام بسیار جالب بود.. قصد داشتم که خاطرات شون رو همینجا بنویسم اما بعلت عمل جراحی دست توان نوشتن های داستان گونه طولانی مدت رو ندارم.. جالب اینجاست که خاطرات شون شباهت هایی هم به نوشتار قشنگ تون داشت. شاد و سلامت باشید 🌹🌹🌹
f2
     
  ویرایش شده توسط: farshadsafa   
مرد

 
farshadsafa:
علت عمل جراحی دست توان نوشتن های داستان گونه طولانی مدت رو ندارم..

امیدوارم زودتر سلامتیتون رو به دست بیارید. اتفاقاً داشتم فکر می‌کردم وضعیت اون دوست 56 ساله‌تون چقدر شباهت داره به ما.
خوشحال میشم خاطرات مربوط به ایشون رو بخونم. اگه امکان داشت دعوتشون کنید به عضویت در این سایت.
لطفاً به عنوان نفر سوم پیام ندید.
     
  
مرد

 
tempted74
اتفاقا ایشون عضویت دارن ولی خیلی کم وقت میکنن که به سایت سر بزنن. نوع شغل شون جوریه که ۱۴ روز در مناطقی دورافتاده و بدون آنتن سر کار هستن و ۱۴ رو در خدمت همسر جاافتاده و سکسی و بسیار زیبا و خوش اندامشون. در دوران فراغت هم گاهی سری به چت روم لوتی میزنن.. ولی حتما ماهی یکبار دور همی و ضرب با زوج مقابل شون دارن..
f2
     
  
مرد

 
tempted74
ما هممون از خاطرات شما استقبال کردیم
به خاطر یه نفر منصرف نشدید
این تاپیک فقط به خاطر مطالب شما بازدید داشته و ویو گرفته
لطفا ادامه بدید
     
  
مرد

 
ehsan_rh:
ما هممون از خاطرات شما استقبال کردیم

ممنون بابت لطف شما و دیگر دوستان
من قهر نکردما! خاطرات ضربدری ما یه اختتامیه داشت که گفتم بد نیست اون رو هم بگم. ولی قبلاً قصد داشتم خاطره تریساممون رو هم بگم که در مورد اون الان تردید دارم.

بعد از آخرین دفعه‌ای که فرشته و رضا به خواسته‌شون رسیدن و سکس بدون کاندوم رو تجربه کردن، دیگه برای یه سکس ضربدری جوندار فرصتی به دست نیاوردیم و این دلایل زیادی داشت اما به هر حال گاهی یه نوازش سکسی یا بوس و بغل مخفی از چشم بچه‌ها دست می‌داد. گاهی هم پیش می‌اومد که یکی از خانوم‌ها به دلیلی که چندان برای مردها موجه نبود، فاز نمی‌داد و خب اون‌یکی هم طبیعتاً در این موارد خودداری نشون میداد که هم شأنش حفظ بشه و هم یه‌جورایی همدلی بینشون جاری باشه، اگرچه به شدت ریز رفتار هم‌دیگه رو زیر نظر داشتن که مبادا یکی احساس برتری نسبت به دیگری بکنه. مثلاً رضا به الهام گفته بود تو خوب موقع سکس بهادر رو بغل می‌کنی و می‌بوسیش ولی فرشته خیلی منفعل عمل می‌کنه و کاش فرشته هم حضور بیشتری داشت. نتیجه‌ش این شد که الهام هم دیگه سعی می‌کرد از فعال‌بودنش تو سکس با من کم کنه که مبادا خودش رو بی‌ارزش کرده باشه ولی وقتی گرم میشد کار از دستش در می‌رفت و گاز میگرفت و بهم فحش رکیک می‌داد. در مقایسه با اونها، ما مردها خیلی سخت نمی‌گرفتیم. حتی من دلم می‌خواست فرشته هم حشری‌تر ظاهر بشه و به اصطلاح کمی جنده‌بازی دربیاره، ولی می‌ساختیم دیگه.
به همین منوال حدود پونزده ماه از اولین سکس ضربدری ما گذشت تا این که دو تا اتفاق هم‌زمان افتاد. الهام خواهر جوانش رو از دست داد و ما تصادف جاده‌ای کردیم. ما درگیر بیمارستان و بیمه و پلیس راهور و ... بودیم و اصلا از اتفاقی که برای خواهر الهام افتاده خبر نداشتیم و اونها هم از تصادف ما خبر نداشتن و ارتباطی با هم نداشتیم. حدود سه ماه بعد رضا با من تلفنی صحبت کرد که گلایه الهام رو به ما منتقل کنه. من هم توضیح دادم که هم خبر نداشتیم و هم خودمون هم درگیر تصادف و ... بودیم. رضا قانع شد ولی الهام عذر ما رو موجه ندونست و بهش گفته بود که بهادر با من مثل یه فاحشه رفتار کرد و اضافه کرده بود که وقتی یاد این میفته که زمانی که به من (بهادر) حال میداده چقد من ادعای رفاقت و مروّت می‌کردم ولی خود واقعیم رو حالا نشون دادم و دیگه نمی‌خواد منو ببینه. یک بار من به خود الهام تلفن زدم و همه‌چیز رو توضیح دادم ولی چیزی عوض نشد. فرشته هم دلیل الهام رو قانع‌کننده نمی‌دید و اون هم متقابلاً جبهه گرفت که منم تو تصادف آسبب دیدم ولی مگه طلبکارم که چرا حالم رو نپرسیدن و گفت اصلا از اولش هم نباید از این کارا می‌کردیم و عاقبت این چیزا همینه و ... . دیگه تا حدود چهار سال ارتباط خانوادگیمون قطع شد. ولی من و رضا چون شغلمون به هم بی‌ارتباط نبود با هم کمابیش در تماس بودیم ولی صمیمت گذشته رو نداشتیم. گذشت تا این که یه خواهر دیگه الهام که تو شهر ما زندگی می‌کرد زایید و اونها هم اومدن پیشش باشن. رضا بهمون گفت. ما هم دعوتشون کردیم بیان خونه ما و ... روابط خانوادگی از سر گرفته شد اما بدون مخلفات.
حالا من و رضا چند ماه یه بار که همدیگه رو می‌بینیم از اون موقع‌ها یه کوچولو یاد می‌کنیم و تو جمع چهارنفره‌مون هم شوخی کلامی دوپهلو با اندکی مایه جنسی می‌کنیم ولی از این بیشتر پیش نمی‌ریم. آخرین کنش سکسی من این بود که سه ماه پیش که خونه‌شون بودیم گردن الهام گرفته بود و فرشته گفت بهادر بلده با ماساژ خوبش کنه. من رفتم پشتش و گردنش رو ماساژ دادم. عمداً رضا رو متوجه کیرم کردم که نیم‌خیز شده بود و از زیر شلوارک معلوم بود و اون هم لبخندکی زد و گفت هر وقت گردن فرشته گرفت جبران می‌کنم و همه خندیدیم.
تمام
لطفاً به عنوان نفر سوم پیام ندید.
     
  
صفحه  صفحه 9 از 12:  « پیشین  1  ...  8  9  10  11  12  پسین » 
سکس ضربدری و محارم

کاکولدی در ایران

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA