انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
خاطرات و داستان های ادبی
  
صفحه  صفحه 80 از 80:  « پیشین  1  2  3  ...  78  79  80

دل نوشته ها ( نوشته ایرانی )


مرد

 
نـــــه دیــــــــــروز, نـــــه فــــــــــردا 4


حتی در این روزهای سرنوشت ساز تاریخی که اینترنت در سراسرایران قطعه بازم ازدست توی وروجک وقت نوشتن زیاد پیدانمی کنم .یک لحظه غفلت از تو موجب پشیمانیست .الان که دارم این جملات رو می نویسم شنبه بیستم دی ماه 1404 خورشیدیه ..دوهفته هست که مردم مبارز ایران قیام دیگری رو علیه رژیم خونخوار و دزد اشغالگر کشورمان ایران شروع کرده اند که درروزپنجشنبه هیجدهم اوج گرفت .شاهزاده رضا شاه دوم برای پنجشنبه و جمعه درساعت 8 شب فراخوان عمومی داده بود و اتفاقا ازهمان دقایق اینترنت درکل ایران قطع شده بود ..با این حال خیلی ها از طریق ماهواره استرلینک به اینترنت دسترسی داشته و از صحنه های مبارزه فیلمهای بسیاری برای کانالهای ماهواره ای می فرستادند .پنجشنبه صدای تیراندازیهای شدیدی که یک لحظه قطع نمی شد خیلی نگرانم کرده بود برای دقایقی رفتم بیرون و با گروهی از جوانتر از خودم همصدا شدم و برگشتم خونه ..بازهم صدای تیر, اون هم به صورت رگبار استرس عجیبی رو ایجاد کرده بود صدای شعارهای این آخرین نبرده پهلوی بر می گرده و مرگ بر خامنه ای و مرگ بر دیکتاتور و جاوید شاه گوش فلک را کر کرده بود ..سراسر ایران پر شور و هیاهو بود .می دونستم این شبی خواهد بود که خیلی ها جونشونو برای آزادی و برای میهنشون فدا خواهند کرد ..و تو کوچولوی من بی خبر از همه جا پا به دنیای دیگری خواهی گذاشت ..برای من رژیم ایرانساز پهلوی در نخستین سالهای زندگیم دوام چندانی نداشت اما بی تردید بیش از نیمی از زندگیم را در این رژیم نکبت بار جمهوری اشغالگر شیطانی ظاهرا اسلامی گذراندم حال هیجان شدیدی بر من چیره شده بود آیا واقعا این آخرین نبرده ؟آیا باید به خودم انرژی مثبت بدم که دیکتاتورسقوط خواهدکرد ؟چاره ای نداشتیم جز این که این فیلمها رو از تلویزیون هایی مثل ایران اینترنشنال و من تو ببینیم ..از صدای امریکا چندشم می شد از این که ریخت تجزیه طلبی مثل علی جوانمردی رو ببینم حالم بهم می خورد .تهران و مشهد و شیراز و اصفهان و بسیاری از شهر های ایران غوغا کرده بودند ..ملت ایران یکپارچه و متحد شده بودند ..دیگه ظلم و جنایت و تورم و گرونی و دزدی و دورنگی از حد گذشته ..دیگه بسه دیگه .تا به کی باید شاهد این همه ستم باشیم و از حق خودمون دفاع نکنیم ؟مگه اینا که دارن سرمایه های ما رو غارت می کنند کی هستند ؟چی هستند ؟این خود ما هستیم که داریم به اونا قدرت میدیم .این ما هستیم که اونا رو پرروکردیم ؟مگه اونا تافته جدا بافته هستند ؟من الان که ساعت 9 شبه درخونه هستم .صدای مبارزین از کوچه های اطراف به گوش می رسه ..فراخوانی که رضا شاه دوم داد نشون داد که مردم ایران واقعا نیاز به رهبری داشتند که به او متکی باشند رهبری که اونا رو هدایت کنه و به فعالیتهای مبارزاتی اوجهت بده این چند روز اخیر هم به رضا شاه دوم و هم به مردم اعتماد به نفس و امید خاصی بخشید ..پس از فراخوان تعداد جمعیتی که درتظاهرات ضد رژیم اشغالگر ایران شرکت کردند دهها برابر شد .خیلی ها جونشونو از دست دادند ..بسیاری از نیروهای انتظامی انتظار دارند که مردم به شکل مسالمت آمیز تظاهرات کنند اما اونا اومدن تا این بار کار رژیم فاشیستی رو یکسره کنند نظام از اعراب بیگانه و افغانیهای رم کرده از دست طالبان نیروهای سرکوبگر استخدام کرده ..آخه کی به اینا گفته که سرنوشت و ریش و قیچی ما دستشون باشه که هم دین ما رو گرفتن هم دنیای ما رو..یه کمی از تو بنویسم برای مدت دو سه ماه عادت داشتی که موقع آب خوردن از شیشه پستونک ما باید کنارت دراز می کشیدیم و آستین دستمونو بالا می زدیم و تو با یه دست شیشه پستونک رو نگه می داشتی و با دست دیگه ات بازوی ما رو نوازش می دادی ..حالا این عادت رو تغییر دادی و لباستو می زنی بالا و روشکمت دست می کشی..امیدوارم وقتی که این رژیم عوض شد و همه چی به شرایط عادی و خوب برگشت این وضع دوام داشته باشه و سران عقده ای و تجزیه طلب احزاب وگروههای مختلف سنگ اندازی نکنند که بیشتر از همه سازمان مجاهدین خلق بزرگترین ضربه را به ایران و ایرانی زده با این که میان کشته شدگان این سازمان ازنظرانفرادی جوانان پاک و خیرخواهی هم بوده اند ولی این دلیل برآن نمیشه که راه درستی رفته باشند و رهبرانی درست و حسابی داشته باشند فعلا که مردم ایران آدم حسابشون نمی کنند
ولی اونا مدام برای خودشون نوشابه بازمی کنن ..ادامه دارد

نویسنده : ایرانی
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
  
مرد

 
نـــــه دیــــــــــروز, نـــــه فــــــــــردا 5


انگار تنها کلمه ای رو که با ششدانگ حواست بر زبان میاری واژه باباست وقتی بهم نگاه می کنی و پی درپی بابابابامیگی یه حس خوبی بهم دست میدی مظلوم میشی .راستش بیشتر وقتا که شیطونی می کنی و دعوات می کنم یه نگاهی بهم میندازی و با لحن خاصی میگی بابا ..می دونم که می خوای دلمو به دست بیاری ولی دلم مدتهاست که باتوست و تصور این که روزی درزندگی من نباشی برایم کشنده است .امروز یکشنبه بیست و یکم دی ماه 1404 خورشیدی و بهتره بگم 2584 شاهنشاهیه دومین روز از دومین فراخوان شاهزاده رضا شاه دومه ..امروز برای خرید بردمت به سوپرمارکت و از اون جا هم به میوه فروشی ..البته قبلش رفتیم به پارک و تاب بازی و سرسره بازی کردی ..اما در این پارک دیدن یکی ازدوستان متاثرم کرد و کمی خجالت کشیدم که چرا مثل اون جنگنده و مبارز نیستم با توجه به شرایطی که اون داشت بعید می دونستم که بتونه درمبارزات شرکت کنه ..اون سکته
مغزی کرده بود و پس از چند جراحی و ماهها درکما بودن و شرایط بسیار سخت به زندگی برگشته بود منتها اون تعادل گذشته رو نداشت و نداره و به زحمت راه میره و کارهاشو انجام میده ..همچین شخصی خودشو وارد مبارزان راه آزادی کرده بود با این که می دونستم دروغ نمیگه ولی در برابر این گفته او که در تظاهرات شرکت داشته و پنجشنبه 18 دی ماه چند تیر ساچمه ای خورده به پاهاش و پشت کف دستش , شک کردم ..البته جای زخم دستشو دیدم به روح پدر و مادرش سوگند خورد که راستشو میگه و منم حرفاشو باورکردم ..اون شجاع تر از من بود که با شهامت و شجاعت بیشتری مبارزه می کرد من شاید بیشتر از یک ساعت با همرزمان و بچه های بیست سی و حتی چهل سال جوون تر از خودم نبودم وقتی خطر زیاد می شد و امکان دستگیری و تیر خوردن بیشتر می شد به تو فکر می کردم و فرار می کردم .خب بقیه هم جونشون واسه عزیزانشون عزیزه ولی نمی دونم من به این فکر می کردم که اگه طوری بشم تو اون وقت یتیم میشی و تصویری از من در ذهنت نداری ..تازه مبارزات به این شکل نباید فرسایشی بشه ..ما تا حالا تونستیم قدرت خودمونو به دنیا نشون بدیم و نشون بدیم که از یک رهبر دانا و توانا به نام شاهزاده رضا شاه دوم بر خورداریم و حالا دیگه وقت بر خوردی قاطعانه هست .به نظر من دیگه وقتشه که نمک و پیازداغ مبارزات رو زیاد کنیم تا این انقلاب مثل جنبش سالهای گذشته نشه .و تو پسرم ازاین روزها می گذری وامیدوارم مثل ما زجر رژیمی را احساس نکنی که نه دینی برای ملت گذاشته نه دنیایی .مشتی شیطان و شیطان صفت خود را همه کاره این ملت می دانند و از غارت و جنایت خسته نمی شوند ..
الان که دارم این مطالبومی نویسم ساعت حدود هشت شب بیست و دوم دی ماهه امروزازمبارزه و به پا خاستن دلاوران خبری نبود روزغم انگیزی بود انگار روحیه طرفداران پادشاهی کمی ضعیف شده و کمی نا امید شده بودند .اون همه تلاش و جانفشانی نیاز به حمایت جهانی داره .شاهزاده رضا شاه دوم هروز پیام میده ولی حس می کنم اون جوری که باید صادقانه از طرف دولتهای دیگه و سیاستمدارانی که کاری از دستشون بر میاد حمایت نمیشه .مجاهدین و چپی ها هم نه از روی دلسوزی به حال ملت بلکه برای به قدرت رسیدن با جمهوری اسلامی مخالفت می کنند همون کاری که درسال 57 کردند و جمهوری اسلامی گذاشت توی کاسه شون و سنگ روی یخشون کرد ..اما شاهزاده رضا شاه دوم فرموذده که این صندوق رای خواهد بود که حکومت ایران را مشخص کرد و این پدرسوخته های بدتر از حکومت آخوندی از اون جایی که از محبوبیت شاهزاده رضا شاه دوم با خبرند و می دونن شانسی برای انتخاب شدن ندارند به شدت سنگ اندازی می کنند حتی اون قدر ذاتشون کثیفه که حس می کنم حاضرن خامنه ای بشه مرجع تقلیدشون ولی شاهزاده نشه پادشاه .کشورشون البته اگه اونا رو ایرانی حساب کنیم ..ادامه دارد

نویسنده : ایرانی
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
  
مرد

 
نـــــه دیــــــــــروز , نـــــه فــــــــــردا 6

وقتی صبح 22 دی ماه ترامپ از این گفت که جمهوری اسلامی می خواد با امریکا مذاکره کنه و این پیشنهاد رو داده بازم به این فکرکردم که رژیم تا کجا می خواد حقه بازی کنه و زمان بخره ؟آیا پرزیدنت ترامپ فریب این حقه بازیها رو می خوره ؟آیا این باعث نمیشه که روند رو به رشد اتقلاب ملت ایران کند بشه ؟ یا مسیرش منحرف بشه ..خیلی ناراحت شدم و به این فکر می کردم که چرا امریکا نباید زودتر اقدام کنه .سرنگونی جمهوری اسلامی می تونه به نفع امریکا هم باشه و اصولا رابطه با کشورهایی مثل ژاپن و امریکا خیلی به نفع ایران خواهد بود و به نفع آن کشورها ..سیستم روابط با این دو دولت فرق می کنه ..الان پنحشنبه 24 دی ماهه و کنارلپ تاب نشسته و داری به ترانه هایی که آدم بزرگا واسه بچه ها خوندن گوش میدی ..این چند روز امید و ناامیدی من فراز و نشیبهای زیادی داشته ترامپ هنوز به قولش در مورد کمک به مردم ایران عمل نکرده ..هزاران نفر از مردم مبارز و شجاع و جان برکف وطن پرست توسط جمهوری اسلامی اشغالی آشغالی کشته شدند اینترنت هم که هنوز قطعه ..خیلی ها امید وارن و خیلی ها نا امید از این که فکر می کنن این رژیم موندگاره ..صحنه های دلخراشی رو از ماهواره دیدم ..جنازه هایی که روی زمین ولو بودند شاید کشتار مغولان و هیتلر خیلی بیشتر از کشتار رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی بود ولی این رژیم ناجوانمردانه همین جور داره می کشه و با تزویر و ریا میان جلوی دوربین و میلیونها نفر برانداز رو میگن عوامل موساد و امریکا ..خب باشن موساد که خیلی بهتر از شماست ..روی دم اسرائیل پا نذار اونا هم کاری به کارتون ندارند ..جنایتکاران اعم از بسیج و سپاه و عراقیهای کثیف حشد الشعبی عاملین این جنایت هستند ..کشور قطر و مجاهدین خلق و جی دی ونس اینا چوب لای چرخ گذار هستند و نمی ذارن که ترامپ کارشو درست انجام بده ..از دیروز کمی امیدم زیاد تر شد ..شاهزاده رضا شاه دوم با لیندسی گراهام صحبت کرد و با زرنگی خاص از ایران فردا گفت ایرانی که اسرائیل را به رسمیت می شناسه و حرفای دیگه ای هم زد که این امید واری در من به وجود اومد که یه جورایی می خوان باهاش همراهی کنند که امید وارم این طور باشه ..هنوزم دارم به این فکر می کنم که یک طناب کشی خاصی بین موافقان و مخالفین موندن جمهوری اسلامی درحال انجام شدنه فعلا کمی امید وار تر شدم که زور مخالفین جمهوری اسلامی بیشتر شده و با این سخنرانی و حرفایی که رضا شاه دوم زده بیشتر امید وار شدم که این حمله نجات بخش امریکا نزدیکه خیلی دوست دارم که وقتی متوجه این مسائل میشی اثری از جمهوری اسلامی نباشه ..دیروز یک و نیم میلیارد دلار به شکل ارز دیجیتال از ایران خارج کردند که بیش از بیست درصد برای مجتبی خامنه ای این توله سگ حرامزاده بود ..اصلا قصدم بی احترامی به توله سگ نیست که این انگلهای کثیف عمرشونو ابدی می دونن .حالا اعتقاد به بهشت و جهنم هیچی اینا اصلا مرگ رو قبول ندارن که دارن این جور رفتار می کنن ..بس کنید دیگه ..رسیدیم به 26 دی ماه .روزخروج شاهنشاه اریامهر از کشور .چهل و هفت سال گذشت .از روزی که رفت نکبت و بدبختی و مصیبت همه جا رو گرفت .مقاله ای نوشته بودم به نام اشکهای یک فداکار که درجی میل و ذخیره تلگرام من هست ولی اینترنت قطعه و بهش دسترسی ندارم ولی حالا حالم واسه چیزای دیگه ای گرفته ..این همه از ملت کشتن و دنیا همراهی نمی کنه ..ترامپ هم هی امروز و فردا می کنه و میگه ناو هواپیما بر در راهه .انگار این ناو داره دور دنیا می گرده و هیچ وقت به خلیج فارس نمی رسه .خسته و افسرده ام .میگن به ترامپ امیدوارباشید ..شاهزاده رضا شاه دوم کنفرانس مطبوعاتی داشت و یک بار دیگه از برنامه هاش گفت از ایران فردا و از تعامل با کشورهای دنیا و از همراهی با ملت خودش ..حرفای بسیارقشنگ و امیدوار کننده ای بود ..من به صداقت او ایمان دارم ولی میشه گفت او تنهاست ..نمی دونم شایدهم شرایط طوریه که نبایدعجله کرد وهی گفت حمله ..حمله ..حمله ..ولی ازکشته پشته ساختند اونایی که درراه وطن جان دادند مثل من و تویی بودند که داریم نفس می کشیم ما می تونستیم جای اونا باشیم یاشهامت مردن رو نداشتیم یا این که زنده موندیم تا کار اونا رو ادامه بدیم ..رضاشاه دوم پیام داد که از شنبه 27 تا دوشنبه 29 دی ساعت 8 شب فقط شعار بدیم ..اونم حتما شرمنده از اینه که هزاران نفر با فراخوان جان سپردند ولی تقصیر اون چیه ؟ترامپ طوری گفت که اگه شلیک کنید شلیک می کنیم که خود من فکرمی کردم حتما مثل سایه همه جا دنبال مان ..هزاران نفر مردند و ترامپ هنوزکاری نکرده اون وقت میاد میگه جمهوری اسلامی هشتصدنفر رو اعدام نکرده چون بهشون اخطاردادم ..شاید این از سیاست ترامپه که این جوری میگه شاید فردایی بیاد که سورپرایزمون کنه و فرشته نجات و کوروش زمان بشه ولی اگه حالا توروی من وایسه این حرفو بهم بزنه بهش میگم مرد حسابی جمهوری اسلامی اگه می خواست واسه حرف تو ارزش قائل شه دیگه هزاران نفررو نمی کشت حالا این چند صدنفررو به خاطر تونکشت برو ببین این ناوهواپیمابرت کجاست که ندزدنش ..ادامه دارد

نویسنده :ایرانی
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
  
مرد

 
انـــــقلابــــــــــی بـــــی همتــــــــــا


وقتی که تاریکی می رود نورمی آید وقتی که نادانی می میرد دانایی زنده می گردد وقتی میهن پرستی پرچمدارنجات ملتی می گردد که سالهاست راهش را گم کرده است یعنی همای سعادت وخورشید خوشبختی برقله های پرافتخارآن سرزمین نشسته است و ورضا شاه بزرگ آمده بود تا چهره تاریخ ایران زمین رادگرگون سازد .ملتی پیشروکه سالها بود که خود را اسیر خرافات و جانمازآب کشیدنهای بی فایده و جن گیری و رمل و اسطرلاب و افیون ساخته, انگشت شما رروشنفکر این سرزمین را کافر و ضد دین می دانست .دین زده هایی که زنان و دختران را دربندکرده بودند تا چشم نامحرم به آنان نیفتد وجادوگرانی که از حماقت و نادانی اقشارعقب مانده سودهای کلانی به جیب می زدند ..افیون و اعتیاد بیدادمی کرد تریاک و منقل و وافوررا هرجایی می شد دید و دربسیاری موارد این آلات با عروس و داماد به خانه بخت می رفت .و رضا شاه آمد تااین باور را در ایرانی زنده گرداند که هنوزهم می تواند بر قله افتخار و سربلندی تاریخ بنشیند و فرهنگ والاو اندیشه پرگهر خود را به جهانیان نشان دهد .اوآمد تا با اعجاز خود نشان دهد که این خواست بیگانگان است که ایرانی درخماری و نادانی بماند تا سرمایه های ملی ما به یغما برده شود .و او اندیشه ای برترو روحی والاتر از انسانهای روزگارخود داشت .اوبرای ایران درهمه زمینه ها پیشرفت و ترقی می خواست رضا شاه دلیرمردی که می دانست چه می خواهد و چه باید بکند .سخت است شکستن سنتهایی که چون تارهای عنکبوت به دست و پا و افکارپوسیده و متحجری تنیده باشند که سالهاست کشورمان را ازکاروان ترقی بازداشته اند .سخت است درافتادن با پوسیده مغزهایی که جز افکار وعقاید خود هیچ اندیشه ای را نمی پذیرند و باورهای غلط و خرافی خود را راهی برای رسیدن به بهشت می دانند و تازه برای گسترش آن هم تلاش می کنند و رضا شاه با چنین دشمنانی جنگید .سالهاست که درباره اوگفته ام و نوشته ام ازفرهنگ سازیها , ازساختن راهها و پلهای ارتباطی ., ازپل ورسک و از دانشگاه تهران , ازکشف حجاب ...که به راستی هریک فلسفه و اثر خاصی داشته و هنوزهم آثار و فواید آن را پس ازگذشت یک قرن می بینیم .رضا شاه , مردی که ایران را برای ایرانی می خواست و اگرروابطی با دیگر کشورها داشت منافع سرزمین و ملت ایران برایش اولویت داشت و این حس وطن پرستی و استقلال خواهی اوبه جایی رسید که خشم دین زدگان امت پرست را برانگیخت بی سوادان اوراچون خود بی سواد می دانستند درحالی که هم سواد داشت و هم دردانایی بی همتا بود که اگرچنین نمی بود ایران ویران راآبادنمی کرد .اگرشرایط اجتماعی , فرهنگی , اقتصادی و صنعتی آن روزگاررا بررسی کنیم به خوبی درمی یابیم که که معجزه او درسازندگی و آبادانی ایران و انقلابی که به وجود آورد بی نظیربود .هر اقدام اصلاحی او انقلابی بود درراستای پیشرفت کشور و آماده سازی نسل جدید که درسازندگی میهن خود سهیم باشند .درمورد کشف حجاب هم هرچه بگوئیم کم گفته ایم .خلاف آن چه که ملاها و ملا زده ها می گویند کشف حجاب به معنای بی بند و باری و بی قیدی بانوان نبوده است که درواقع این نوعی به خود باوری رسیدن دختران و زنان مملکت بوده که می توانند پا به پای مردان و با تحصیل علم و دانش برای خود و وطن خود تلاش کنند .قدرت وسیاست و مدیریت او زبانزد خاص و عام بود و او این را به خوبی درعمل نشان داد .این انقلابی بی همتا , انقلابی بی همتا آفرید و نشان داد که عشق به میهن معجزه می آفریند .شجاعت بسیارمی خواهد دریدن پرده جهل و نادانی ومبارزه با تحجر قومی که صد ها سال با افکاری پوسیده تارهای عنکبوتی دورخود تنیده اند و مذهب خود را راهی برای رسیدن به قله خوشبختی می دانند .قومی که تاریکی و تحمل نکبت و بدبختی را نعمت می دانند و راهی برای رسیدن به بهشت .رضا شاه آمد تا به ایرانی بگوید که برای رسیدن به بهشت نیازی نیست که جهنم بسازی بلکه باید از جهنم بگذری و این آن چیزی نبود که آخوندهای کثیف و پشمالو و شکمباره و هوسباز می خواستند .می گویند رضا شاه را انگلیسیها سرکارآوردند ..اما آن چه که برهمگان آشکار شده این است که انگلیسیها نتوانستند تحملش کنند واوهم با درایت و هوشمندی , تبعید و واگذاری پادشاهی به فرزند دلیرش محمد رضا شاه را پذیرفت تا آبی باشد برآتش کینه انگلیسیها که با او درافتاده بودند .انگلیسیها درشکل گیری آخوند به شکل کنونی و برگزاری مراسم عزاداری ونذری دادن وپختن آش درسفارت هم نقش اساسی داشتند و این یک واقعیت تاریخیست که طرفداران حکومت دینی نمی خواهند بپذیرند .نمی دانم او را پیامبر زمان بگویم یا کوروش دوران بخوانم ولی می دانم به هرگونه ستایشش بکنم کم کرده حق مطلب را کم اداکرده ام ..امروزایران رضا شاه دیگری می خواهد و او به زودی خواهد آمد ..رضا شاه !روحت شاد !رضا شاه !روحت شاد

نویسنده : ایرانی
به مناسبت هشتاد و دومین سالروزدرگذشت پدرایران نوین
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
  
مرد

 
هنــــــــــــوزهـــــم در انتظــــــــــــارم

هنوزهم درانتظارم هنوزهم لحظه ها را می شمارم تاخشکیده های گل پرپرشده ای را ببینم که جهان راگلستان کرده است .هنوزهم درانتظارتاج سر سرزمینی هستم که اهورامزدایش هزاران سال است که ازگزند اشغالگران مصونش داشته است .هنوزدرانتظارم که صدای دلنشین و دلنواز استاد تاریخ نه تنها به قلب پراحساس و سراسر از عشق وطن برسد که رسیده است بلکه بی مهابانه درجای جای این سرزمین طنین اندازگردد تا جهانیان بدانند که شرافت درایران پاینده , جاودانه است .چه دلسوزانه کاشته ای ودرپی آن بوده ای که کاشته ها را ازگزند روزگاردرامان بداری .تونماینده اهورامزدای این سرزمین بوده ای .ناگهان طوفان جهالت از راه رسیدآن لحظه تنها نابودی تورامی خواست و تو رفتی تا آبی باشی برآتشی که می خواست سرتاسرایرانمان را بسوزاند و تو سوختی تا سوختگان در نادانی احساس پیروزی کنند و آرام گیرند غافل ازآن که خودگرفتارنقشه های شوم اهریمنانی گشته اند که هنوزهم آشوبگرند و این دروجود شیاطین عجین گشته است . شاهنشاها !سالهاست که اشکهای حسرتمان را نثار خاک مقدس سرزمینی کرده ایم که تو را درخود پرورانده بود وحال درانتظارجسم پاکت هستیم تا درخاک پاک وطن جای گیرد , خاکی که نباید و نمی تواند جایگاه لاشه های آلوده و کثیف و متعفنی چون لاشه های خمینی و خامنه ای باشد .آنان که عشق به وطن وملت نداشته اند جایی درقلب ما و جایی درسرزمین ما ندارند .و ایران و ایرانی تورامی خواهد تورا می خواند می دانم که اندک بازماندگان آن روزگارشوم را که به تو بدکرده اند بخشیده ای می دانم که آیندگانی را که توراندیده اند و ندیده ای ولی شیفته تو و مرامت گشته اند دوست می داری سرزمین من , سرزمین تو, سرزمین ما درانتظارتوست تاجای آن اشکهای به وقت رفتنت با سیلاب اشکهای خویش نشان دهیم آن یگانه ای که جهان را آفریده است ازیادت نبرده است .تاریخ بهترین و روشن ترین آموزگاراست چهره خیانتکاران ودستشان رارومی کند گاه کینه ها را عشق می سازد وگاه عشق رابه نفرت تبدیل می کند کاش اندیشه ها و دانشمان چنان باشد که حقایق رابدانیم و واقعیات را با تمام وجوداحساس کنیم که این چنین جای حسرت وپشیمانی نباشد و توای پادشاه وفادار به ملت و میهن !نه تنها سازش و خیانت نکرده ای بلکه خود را فدای ملتی کرده ای که قدرت را ندانستند وما هنوزهم درانتظاریم تا بوی خاک پاکت رابا تمام وجوداحساس کنیم..می بینم که میلیونها عاشق وطن ودوستدار پادشاه جاویدخود بازگشت تورا به وطن خوش آمدمی گویند وایران ما سراسراشک شوق و حسرت خواهدشد ..لحظه ای باشکوه که شاید تسکینی باشد بر دردهای نیم قرن ملتی که نادانسته گمراه شده اندودانسته سمت درست تاریخ بازگشته اند .آن روزکه بیایی جهان را برایت بهشت خواهیم ساخت ومی دانم که می دانی خداوند ازگناه آنان که درحق تو بدی کرده اند نخواهد گذشت و آنان را نخواهد بخشید مگرآن که توآنان را ببخشی و ازگناهشان درگذری و ایمان دارم که توچنین خواهی کرد چون که پادشاه قهرمان ما یک پهلوان جوانمرد و شرافتمند بوده است .آری توهرگزنمی میری تو نرفته ای تودرذره ذره وجود و اندیشه و احساس و قلبمان جای داری .و روح بزرگوارتوخواهد دید که چگونه برای تواشک می ریزیم برای تو که باقلبی شکسته , ناباورانه میهنت را ترک کردی تا جان نمک ناشناسان را به خطر نیندازی .آری وقتی تاریکی همه جا را فراگرفت دانستیم و دانستند که نورچگونه براین سرزمین حکم می رانده است و نورهمچنان پیروزاست چون همه باهم یکدل و یکصدا تو را فریاد می زنیم و تورامی خواهیم .وحالا بوی تومی آید تو به وطن بازخواهی گشت ..تو و آن که از سلاله توست به وطن بازخواهید گشت .شاهزاده رضا شاه دوم خواهد آمد .قلب تاریخ ازتومی خواند شاهنشاه شریف ما !قلب تاریخ از شرافت تومی گوید به زودی برکاغذتاریخ و درس مدارس هم ثبت خواهد شد آن چه تو کرده ای و آن چه برجای نهاده ای . تو پهلوان پهلوانان و قهرمان قهرمانانی .نیک مردی که بدنامان و بدکردان پلشت ازتوبدگفته اند وتاریخ رسوایشان کرد .هنوزهم درانتظارم .درانتظاریم تا بزرگترین جشن تاریخ را با اشک شوق و حسرت برگزارکنیم ..به امید آن روز
نویسنده : ایرانی
پنجم امردادماه 2585 شاهنشاهی چهل و ششمین سالروزآسمانی شدن قهرمان و پهلوان تاریخ شاهنشاه آریامهر
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
  
مرد

 
نـــــه دیــــــــــروز, نــــه فــــــــــردا 7


دوشنبه بیست و نهم دی ماه :ایرانیان درشهرهای مختلف جهان تظاهرات بسیاری درپشتیبانی از قیام ملت ایران و اعتراض به سرکوب آنان به راه انداختند ..تظاهراتی بسیارپرشورکه حیرت جهانیان را برانگیخت ..ولی این روزها بیشتر ایرانیان درنگرانی عجیبی به سرمی برند ..ترامپ اشغالگران بیگانه رو درایران می زنه یا باهاشون مدارا می کنه ؟پس کی میاد چقدرطول می کشه آماده بشه ؟آیا همه اینا سرکاریه یا این که مثل یک پوکربازنمی خواد دستشو روکنه ؟
شنبه چهارم بهمن 1404 ..9 سال پیش چهارم بهمن دوشنبه بود ..پدرسکته یا خونریزی مغزی کرد یعنی پدربزرگت و3 ماه بعدش دیگه دراین دنیا نبود ..چه روزتلخیه ..یه سری رمال و فالگیر ادعا کردند که چهارم بهمن امسال از شر ملاها خلاصیم ولی ظاهرا این پیشگویی ها دراین مرحله مزخرفات و چرندیاتی پیش نبود هرروزکه می گذرد فیلمهای بیشتری از جنایات جمهوری اسلامی پخش میشه نفرت و کینه عجیبی درسراسر ایران وجود داره
کجائیدای آنان که درراه وطن جان داده اید وخون داده اید ..چگونه می توانم وصفتان کنم وقتی که احساس شرمساری می کنم مگراشکهای بی ثمرمن می تواند نفسهای شما را برگرداند ؟هرچند شما همیشه زنده اید و درقلب ما درقلب این سرزمین و درقلب خداوندی که به شما هستی بخشید جای دارید .اشکهای من نمی تواند خونهای ثبت شده شما بر صفحه تاریخ را بشوید...
الان بیست و هشتم بهمن ماهه ..راستش حال و حوصله نوشتن رو ندارم عصبی هستم دراین مدت دو متن کوتاه رو نوشتم یکی به عنوان خداوندا !سکوت را بشکن که در اون از این که چرا خداوند درمورد این همه ستم رژیم و تلاش و جانفشانی مردم برای پیروزی کمکی نمی کنه ..و متن بعدی هم درمورد روز عشق والنتاین بود ..وعنوانش بود عشق و اشک و خون و خشم که بیشتر به شرایط امروزکشور اشاره داشت ..شنبه 25 بهمن روزوالنتاین بود ..ابتدای روزیا همون نیمه شب زادروزمن بودحال وحوصله مهمونی دادن و کیک بازی و این جوربرنامه ها رو نداشتم دل و دماغی واسه این کارا نیست اونم درشرایطی که همه عزادارند .واسه این که یه خاطره ای واست بشه و یادم نره که درهمچه روزی به دنیا اومدم من وتو و مادرت و داداش اولی تو چند تا عکس با هم انداختیم ..بیست و پنجم بهمن ماه به فرمان شاهزاه رضا شاه دوم درلس آنجلس و تورنتوو برلین و به پشتیبانی از مبارزات داخل کشور انقلاب شیروخورشید راهپیمایی بزرگی برگزارشد که البته به نظرمن پلیس آمار روخیلی کم اعلام کرد ..250هزارنفر درمونخ و در لس آنجلس و تورنتو 350000 ..البته هزاران نفر در شهر های دیگر راهپیمایی کردند . خسته شدیم از بس منتظر شدیم که حمله ای از طرف امریکا و اسرائیل یا حمله ای از سوی یکی از این دو صورت بگیره ..هرکسی یه چیزی میگه ..و بیشترین حرفا هم اینه که میگن جمهوری اسلامی برای دولتهای غربی سود داره و اون مثل یک گاو شیرده عمل می کنه کسی دلش به حال ما نمی سوزه و همه اینها هیاهوست فقط ..ایرانیان مقیم خارج گل کاشتند اونا صدای ملت داخل کشور و صدای ایران شدند ..یعنی واقعا کسی هست که قدرتشو داشته باشه و ازمون پشتیبانی کنه ؟من که ذهنم اجازه نمیده تفسیر کنم خسته شدم ..درواقع دراین نوشته ها باید از تو بگم پسرم ..خیلی زور می زنی که حرف بزنی و بعضی کلمات رو هم بر زبون میاری ولی تقریبا جمله سازی نداری ..فقط تنها جمله ای رو که این روز ها بر زبون میاری اینه که میگی آب بده .اونم خیلی بامزه میگی ..یعنی حرف دال رو جای کسره با فتحه تلفظ می کنی ..چند روز قبل هم پیله کرده بودی به سه کلمه که پی درپی تکرارمی کردی .جیش ..پی پی ..بابا
دیدن فیلم جنازه ها و صحنه دلتنگی واسه عزیزان دیوونم کرده ..خیلی ها جای عزاداری واسه جاوید نامانشون عروسی می گیرند ..این ترکیبی از خشم نفرت و عشق می تونه باشه ..عروسی می گیرن با رقص اما با درد ..با آهنگ عروسی ..اما نه از عروس خبری هست نه از داماد ..چطور عده ای وحشی و پست فطرت و حرامزاده خودخواه دلشون اومد که اسلحه رو بگیرن سمت اونایی که برای دفاع از حقشون اومده بودن و اونا رو ببندن به رگبار ..این بی شرفها به چه چیزی باورداشتند ؟..به زندگی خوک صفتانه خود و این که اجیر شده بودند تا بکشند ؟خداوندا سکوت رابشکن .. ادامه دارد

نویسنده : ایرانی
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
  
مرد

 
نـــــه دیــــــــــروز, نـــــه فــــــــــردا 8


نهم اسفندماه 1404 خورشیدی : بالاخره پس از کش و قوسهای زیاد و این که انتقاد زیادی هم از ترامپ داشتم که چرا حمله نمی کنه این حمله انجام شد ..هیجان و استرس زیادی داشتم وقتی که از اخبار اینترنشنال شنیدم که بیت رهبری رو بمباران کردند به این فکر می کردم که رهبر که در یک سوراخ دیگه هست و نمی تونه این جا باشه ..البته شاید سیاست و واقعیت اون چیزی نباشه که ما می بینیم شاید پشت پرده اتفاق دیگه ای میفته که ما خبر نداریم ما واقعیات رو اون چیزی که می بینیم و می شنویم می پنداریم اما واقعیت چیز دیگه ایه و بهتره بگم که در حقیقت واقعیت چیز دیگه ایه ..می گفتن خامنه ای چند سال پیش مرده چند بدل دیگه داره ..اون مافیایی که بر کشور حاکمه اون نظام سرمایه داری خیلی روباهانه عمل می کنه ..مردم به مغازه ها هجوم آوردن تا کالای مورد نیاز خودشونو بخرن از ترس این که قحطی نیاد درصف نانوایی هم چند تهرانی رو دیدم .. دلم می خواست هرچه زودتر با ضربات کاری شدیدتری از شر این رژیم خلاص شیم ...سرگرم دیدن برنامه ملی گرایان از شبکه یورتایم بودم که آقای مهدی میر قادری به نقل از بنیامین نتان یاهو اعلام کرد که علی خامنه ای کشته شده است ..باورم نمی شد .. حس می کردم که درآسمانها سیرمی کنم ..حالا چه قبلا مرده چه حالا مرده بالاخره مردنش اعلام شد ..لحظاتی قبل از مرگش خبر عروس و دامادش اعلام شده بود ..علی شمخانی هم که برای بار دوم مرد ولی این دفعه رو فکر نکنم که زنده بشه . ما نباید از مرگ انسانها خوشحال بشیم مرگ سراغ همه ما میاد ولی این عفریته ای بود که دستور قتل و کشتار هزاران بیگناه رو داد .جنایتهایی که او کرده یکی یکی و پس از مرگ او مشخص خواهد شد جنایتها و توهمات او بلایی سر ملت آورد که تا قرنها خوراک تاریخ خواهد بود ..بی اختیار سوت می زدم ..سرمو از پنجره می آوردم بیرون و فریاد می زدم خامنه ای ضحاک ..کشیدیمت زیر خاک ..ولی یک بار مردن برای چنین جنایتکارانی کافی نیست اون باید هزاران بار بمیره و زنده بشه ..این همه جوان پرانرژی و وطن پرست و آزادیخواه که برای عدالت و حق طلبی به پا خواسته بودند چرا نباید امروز در میان ما باشند ؟.خامنه ای به درک واصل شد ..باید مراقب بود که این نوچه موچه هاش کلک نزنند و به نحوی حکومت را در دست نگیرند و این وظیفه مردمه که به قیام ادامه بدن ..نیمه شب شعار می دادم این آخرین نبرده پهلوی بر می گرده و تو با همون حالت بچه گانه خود مشتاتو گره می کردی و دستاتو تکون می دادی و با من همراهی می کردی ..می دونم بعد ها از این لحظات چیزی به یادت نمیاد ولی این نوشته ها برات خاطره ای میشه ..دیگه متوجه خیلی چیزا میشی ولی به نسبت پیشرفتی که درهوشیاری و درک مسائل داری درحرف زدن کمی کند و تنبلی .مادرت امروز خونه بود ..
الان یکشنبه دهم اسفندماهه ..یه حسی بهم میگه آدمایی مثل قالیباف و لاریجانی از مرگ خامنه ای خوشحالن ..یک هفته تعطیل عمومی اعلام شده ...فقط خداکنه امریکا با جمهوری اسلامی سازش نکنه ..
هنوز دو سال و نیمت نشده ولی خیلی هوشمندانه عمل می کنی ..دوست داری هرچیزی رو سر جای خودش بذاری و برای اولین بار هر کاری رو یاد می گیری و تکرارش می کنی شاید خیلی از بچه ها همین کارو انجام بدن ولی تو چندکار رو با هم و در یک سیستم هماهنگ شده انجام میدی که این خیلی شگفت انگیزه ..ولی هنوزم که هنوزه به این فکر می کنم که چرا درحرف زدن ضعیفی و جالب این جاست که قبل از یک سالگی چهارده پونزده کلمه ای رو یادگرفتی ..من نمی دونم باید چه کار می کردیم و چه روندی پیش می گرفتیم که با همون سرعت پیش می رفتی ..یکی دونفری بهمون گفتن موز باعث میشه که بچه دیر حرف بیاد ولی ما هرروز بهت موز می دادیم چون این موضوع ریشه علمی نداره ..درست مثل این که بگیم تخم کبوتر باعث میشه که بچه زود تر حرف بیاد ..
سه شنبه دوازدهم اسفند : درحال نوشتن بودم که از کانال ملی گرایان خبری اومد که رضا شاه دوم برای گروههای مختلف درچند استان پیام داده ..رضا شاه دوم آنها را به اتحاد دعوت کرد و این که در ایران فردا با جدایی دین از سیاست عدالت بین اقوام مختلف رعایت می شود ..درهرحال این روزها تجزیه طلبان دست به کار شده اند و درحال از آب گل آلود ماهی گرفتنند..ادامه دارد

نویسنده : ایرانی
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
  
مرد

 
نـــــه دیــــــــــروز, نـــــه فــــــــــردا 9


پنجشنبه 28 اسفند :سی و چند ساعت به تحویل سال و عید نوروزمونده عیدی که نمی تونم به این و اون تبریک بگم چون واقعا شرمنده ام که زنده ام و خیلی ها راحت جونشونو ازدست دادند .دزد و قاتلی به نام مجتبی خامنه ای از سوی مافیای سپاه و درظاهر از سوی بنگی ها و افیونی های مجلس خبرگان به عنوان رهبر تعیین شده ..خیلی ها میگن اون مرده و عده ای هم میگن که اون زخمی و درکماست درهرحال حس می کنم که به عذاب الهی دچارشده ..دراین تقریبا بیست روزی که از سقط شدن خامنه ای گذشته خیلی های دیگه هم کشته شدند چقدردلم می خواست لاریجانی هم کشته شه که همین طورهم شد وزیر اطلاعات روهم به درک واصل کردند جناب اسماعیل خطیب رو ..چه لذت بخشه دیدن صحنه هایی که لشگریان حضرت موسی از همون آسمون سرکوبگران اشغالگر ایران رو هدف گرفته به درک واصلشون می کنن .دوسه روزپیش رفتم ملاقات برادر یکی از جاویدنامان ..برای برادر زاده اش که درواقع پسر ده ساله اون جاوید نامه دوتانامه نوشتم و مقداری هم پول گذاشتم ولی خودمو معرفی نکردم و این نامه ها رو هم به این عنوان که راوی خودم باشم ننوشتم بلکه یک نامه رو از زبان خودپسرنوشتم و نامه دیگر رو از زبان پدر ..هدفم روحیه دادن به این پسربودواین که فضایی روحس کنه که پدرش زنده هست و این امید رو داشته باشه که یه روزی همدیگه رو می بینن و با این امید و دلگرمی به زندگی و تلاش برای آینده ای روشن ادامه بده ..الان هم رسیدم به آخرین روزسال 1404 خورشیدی یعنی جمعه یا آدینه 29 اسفند و درایران آخرین روزماه رمضان هم هست درسته نوروز جشن باستانی ماست ولی نمی دونم چرا امسال حال درستی ندارم که بخوام برای این روزها شاد و شنگول باشم سنتهای پسندیده خودمونو باید گرامی بداریم کاش این همه دلاوروطن مفت مفت از دست نمی رفتند خجالت می کشم از این که دربرابر شهامت و جانفشانی اونا هیچم .جمهوری اسلامی هم این روزها سرش با دمش بازی می کنه و هرطرف که بتونه جفتک میندازه ولی دیگه روزای آخر عمرشه این جبر تاریخه که وقتی ستم و ستمگران به این شکل اوج می گیرند و جتایت را به حد اعلاءمی رسونن دیگه باید برن .وضعیت کشورباعث شده که کمتر ازت بنویسم ولی خب روزبه روز هوشیارترمیشی و زبل تر ..انگاروقتی می خوای از جایی بری بالا خطر رو حس می کنی و می دونی چه جوری خودت رو کنار بکشی یا از کدوم مسیر بری که راحت تر و بی دردسرباشه ..اما هنوز هم حرف زدنهات محدوده و جمله بندی هم نداری ..کلمه بابا روهوشمندانه میگی و تنها جمله ای که آگاهانه بر زبون میاری آب بده هست که اونم همیشه نمیگی و بیشتر با اشاره ازآدم چیزی می خوای ..یه عادت عجیبی هم داری که بیشتراوقات موقع آب خوردن با شیشه پستونک, باید کنارت باشیم و آستین بالا بزنیم و تو با بازوی ما وربری و آب بخوری گاه که حوصله نداریم و قبول نمی کنیم بیائیم خودت رضایت میدی که کاری به کارمون نداشته باشی..این آخر سالی هم دولت یه جورایی سر همه روگرم کرده که افکار براندازی کمتر به سرشون بیفته ..پول نقد هم که در بازارکم شده کلی از سیستم های بانکی به خصوص اون اپلیکیشنهایی رو که در خونه ازش استفاده می شد از کار انداختند و به نظر من به دروغ گفتن هک شده خلاصه از این افعی های روباه هرچیزی بر میاد ..البته چند ساعت پیش بعد از چند روز سیستم بام بانک ملی درنرم افزارهای خونگی راه افتاده بود .الان چندمین سالیه که به وقت عید به بقیه میگم به امید خدا این آخرین سالیه که این رژیم منحوسو می بینیم ولی بازم میفته به سال بعد یاسالهای بعد ..اما دیگه این بار باید زیادی مثبت اندیش باشیم ...ادامه دارد

نویسنده : ایرانی
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
  
صفحه  صفحه 80 از 80:  « پیشین  1  2  3  ...  78  79  80 
خاطرات و داستان های ادبی

دل نوشته ها ( نوشته ایرانی )

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA