خاطرات و داستان های ادبی

اندر پیچ و خم بد شانسی های من


صفحه  صفحه 11 از 14:  « پیشین  1  ...  10  11  12  13  14  پسین »
 مرد
#101   Posted: 28 Oct 2012 13:56
دوست دختر قبليم با دوست پسر جديدش عكس انداخته واسم فرستاده منم فرستادم واسه باباش
همه لات بازیات واسه مامانه بوده خون ریزیاتم که عادت ماهانه بوده
...
 
     
  
 
#102   Posted: 29 Oct 2012 16:30
مهمونی بودیم، سر میز شام مرغ آوردن یهو پسر خالم داد زد:"جونم!!! چه رون های تپلی!!! دختر داییم گفت اه من سینه دوست ندارم تو بیا سینه منو بخور من رون تو رو میخورم
 
     
  
 مرد
#103   Posted: 29 Oct 2012 17:49
بچه همسایمون داره از مهد با دختر همبازیش میاد
بعد من با خنده بهش میگم: وقتى با یارى، پس چى كمدارى؟!
کره خر اومده در گوشم میگه: خونه ى خالى
خونه:
من:
خودش:
ارمان هاي امام راحل رو كه ديگه نگو...
همه لات بازیات واسه مامانه بوده خون ریزیاتم که عادت ماهانه بوده
...
 
     
  
 
#104   Posted: 29 Oct 2012 19:59
یه دخترخاله دارم امسال تازه ٩ سالش میشه!
اومده بودن خونمون، اومدم برم تو اتاقم دیدم داره موهاشو میبنده! آقا تا منو دید؛
»»»جیـــــــــــــغ بــــنـــفـش«««
میگه؛ محمدرضاااااااا چرا اینجوری میای تو؟؟ قایم شد پشتِ تخت!
من؛ چته؟؟ مگه دراکولا دیدی؟؟ اومدی تو اتاقم شاکیــم میشی؟؟؟
آقا زد زیـــرِ گـــریه میگه؛ من به سنِ تکـلیـف رسـیدم!
من؛ یه نیگا اشکال نداره، بیا من رفتم!!
ناجور گریه میکرد!!
خالم اومده میگه؛چی شده؟؟
دخترخالم؛ محمدرضا موهامو دید!!
خالم؛ اشکال نداره عــزیـــزم ، محمدرضا مثِ داداشته!!
دخترخالم؛نخیــــرم من میخام خانومش شم!!
من؛ خو خانومم شی محرمتم، موهاتم دیدم که دیدم!
دختــرخالم؛ نخیــــرم من میخام سوپـــرایزت کنم!
من)
خاله ی طفلکم
عروس خانوم
حالا بماند چه دلبـــــری میکنه جلو من
 
     
  
 
#105   Posted: 29 Oct 2012 21:46
یک طلبه ای تازه لیسانس آخوندی گرفته بود و برای اولین بار بایستی توی مسجدی روضه می خواند. ولی از آنجایی که خیلی ترسیده بود و عصبی شده بود، زبانش بند آمد و نتوانست حتی یک کلمه بیان کند یک آخوند کهنه کار که آن صحنه را دید، سعی کرد که همکار جدیدش را راهنمایی کند. به او گفت : بار بعد، قبل از روضه خوانی، چند قطره ویسکی توی یک لیوان آب بریز و بنوش تا ترست از بین برود ..
طلبه هم جمعه بعدی همین کار را کرد
و روضه خیلی گرم شد.
روز بعد نامه ای از طرف همان آخوندی که نصیحت کرده بود به دست طلبه رسید. توی آن نوشته شده بود :
برادر جمعه بعدی چند قطره ویسکی توی یک لیوان آب بریز، نه چند قطره آب توی یک بطری ویسکی.
ضمناً مایلم بهت بگویم که
ـ لازم نیست عمامه ات را دور کمرت ببندی
اینجوری عکس امام را جلوی مردم ماچ نکن، برات حرف در می آرند-
ـ ده فرمان موسی واقعاً 10 تا بودند، نه 12 تا. 12 تعداد امامان است، نه 11 تا. 11 نفرتعداد بازیکنان تیم فوتبال است و نفر دوازدهم داور نامیده می شود، نه امام زمان
وقتی راجع به پیغمبر صحبت می کنی، بگو محمد (ص) و دوازده امام، نگو محمد وتیمش
ـ اسم یزید، واقعاً یزید بوده است، نگو «اون مادر قحبه» جلوی خواهران
ـوقتی راجع به نایب امام زمان صحبت می کنی، بگو امام، نگو پدر خوانده ، پدر خوانده مافیایی بوده است
ـ بن لادن اصلاً ربطی به ضربت خوردن حضرت علی نداشت و جورج بوش اصلاً در جنگ کربلا شرکت نکرده بود
عیسی تیرباران نشد، به صلیب کشیده شد-
پایتخت عراق، بغداد است، نه نیویورک-
گلاب برای خوش بو کردن است، نه برای خنک کردن عرقهای گردنت-
خرماهایی که آنجا بود مزۀ ویسکی نبود -
گناهکاران به جهنم می روند، نه به قزوین
ـامام علی در هیچ مسابقات جهانی شمشیربازی شرکت نکرد و هیچوقت قهرمان المپیک نبود برای مردم خالی نبند
عایشه زن پیغمبر بود، نه نوه اش-
حضرت محمد بیسواد بود. نه شطرنج بازی می کرد و نه اینترنت داشت. آیه های قرآن توسط یاهو مسنجر به او وحی نمی شد
ـروضه خوانی بصورت نشسته اجرا می شود چرا روی قالی دراز کشیده بودی؟
ـ اون پیرمردی که با انگشت بهش اشاره کردی و گفتی اون بچه باز است، من بودم
ـ درپایان روضه خوانی، مردم را وادار کن که صلوات بفرستند. به آنها نگو گور پدرهمتون
خلاصه برادر خیلی خراب کردی. والسلام
**************
روح سرکش تقب الله !!!
 
     
  
 
#106   Posted: 31 Oct 2012 19:09
چند روز پیش خواستم کنفرانس بدم این سالنش هم بزرگه باس با میکروفون حرف زد من شروع کردم وسط کار میکروفون قطع شد کسی هم حرف نزد نامردا
حالا من حرفمو زدم تموم شد یکی از این استادای مسخره پا شد به مازندرانی میگه:
إما که نفهمستمی ته چه چی باوتی ولی حرکات دستت قشنگ بیه
ترجمه: ما که نفهمیدیم چی گفتی ولی حرکتای دستت قشنگ بودن
 
     
  
 مرد
#107   Posted: 1 Nov 2012 04:13
مادربزرگم دو سال پیش میخواست ختم انعام بگیره و تمام خانومای فامیلو یه خانوم مداح هم دعوت کرده بود.
از صبح همه داشتیم کمکشون میکردیم که یهو ، یک ساعت مونده به مراسم برق رفت .
مادر بزرگم به پدرم گفت:
سریع زنگ بزن اداره برق بگو برقمون رفته!
بابای ما هم زنگ زدو گفت:برق ما رفته!
یهو مادر بزرگم از اونور گفت:
بگو خانوم آوردیم، کلی پول دادیم، حالا برق رفته شما خسارت مارو میدی...؟؟؟
بابای ما هم هول شد و با عصبانیت به طرف گفت:
کلی پول دادم خانم آوردم ، حالا که برق نیست چه خاکی تو سرم بکنم؟ شما خسارت میدی....؟!؟!
طرف هم نه گذاشت نه برداشت با خنده گفت:
دوست عزیز 2 تا شمع روشن کن شاعرانه تره...!! :
لوتی هم نسلش عوض شده :-D
یه مدت نبودیم هم نسلای ما رفتن ی سری جدید اومدن :-D
 
     
  
 مرد
#108   Posted: 1 Nov 2012 04:19
دختره نشسته بود توی کتابخونه که یه پسری وارد شد و رفت کنار دختره آروم بهش گفت :
ببخشید میتونم اینجا بشینم ؟؟؟
دختره بلند داد زد :
نه تو نمیتونی دوست پسر من بشی...
همه برگشتن و پسره رو نگاه کردن....

پسره هم حالش گرفته شد رفت نشست سر یه میز دیگه ...
چند دقیقه بعد دختره اومد کنار پسره آروم بهش گفت : من روانشناسی خوندم ....
خوب میدونم منظور پسرا چیه ....
پسره بلند داد زد : نه ماشین BMW ندارم ولم کن ...
همه برگشتن دختره رو نگاه کردن دختره کلی خجالت زده شد ...
پسره آروم به دختره گفت : منم حقوق خوندم ... خوب بلدم کسی رو توی جمع شرمنده کنم ...)))))))))
لوتی هم نسلش عوض شده :-D
یه مدت نبودیم هم نسلای ما رفتن ی سری جدید اومدن :-D
 
     
  
 مرد
#109   Posted: 1 Nov 2012 14:59
رفتم هندونه بخرم هندونه فروشه میگه خیالت راحت مثل قنده اگه غیر این بود بیا برات عوضش میکنم
تو خونه بعد از کل خرج برق برا خنک کردنش شکوندیم دیدیم سفیده
بردم بهش میگم اخه این کجاش مثل قنده تو جوابم میگه من سفیدیشو گفتم نه شیرینیشو
از امروز این آیدی رو به بکی از دوستان واگذار کردم ...درپناه دوست
فرشاد
 
     
  
 مرد
#110   Posted: 4 Nov 2012 12:14
دختره بهم زنگ زده جای اینکه من بگم شما اون میگه شما! منم در عین ناباوری گفتم ببخشید اشتباه برداشتم.خداحافظ
از امروز این آیدی رو به بکی از دوستان واگذار کردم ...درپناه دوست
فرشاد
 
     
  
صفحه  صفحه 11 از 14:  « پیشین  1  ...  10  11  12  13  14  پسین » 
خاطرات و داستان های ادبی

اندر پیچ و خم بد شانسی های من

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites