انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
شعر و ادبیات
  
صفحه  صفحه 270 از 718:  « پیشین  1  ...  269  270  271  ...  717  718  پسین »

Saib Tabrizi | صائب تبریزی


زن

andishmand
 
غزل شماره ۲۶۹۷

سبزه زنگار در تیغ تو جوهر می شود
کف درین دریای گوهرخیز عنبر می شود

در دیار اهل غیرت قاصد و پیغام نیست
نامه مقراض پر و بال کبوتر می شود

غیر بیرنگی که حسنش رنگ بست افتاده است
دل به هر رنگی که بستم رنگ دیگر می شود

هر که دل بر رنگ و بوی باغ چون شبنم نبست
تکمه پیراهن خورشید انور می شود

گرمی رفتار اگر این است مجنون مرا
خار صحرای جنون کبریت احمر می شود

صحبت روشن جبینان آفتاب رحمت است
سنگ در میزان ماه مصر گوهر می شود

گنج خرسندی نهان در زیر پای عزلت است
در صدف چون قطره لنگر کرد گوهر می شود

سعی در تسخیر دلها کن که چون این دست داد
ملک آب و گل به آسانی مسخر می شود

طالع شهرت متاع کاروان دیگرست
ورنه در هر گوشه صد منصور بی سر می شود

گر به خاطر آورد فرهاد صد نقش غریب
تیشه چون بر سنگ زد شیرین مصور می شود

پنجه تدبیر را بشکن که چون برگشت نقش
موج دریا بند بازوی شناور می شود

عود بی پروای ما تا آید از خامی برون
آتش سوزنده خون در چشم مجمر می شود

نقش پای خامه من سوخت صائب نامه را
گرم تازان را چراغ از نقش پا برمی شود
بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
  
زن

andishmand
 
غزل شماره ۲۶۹۸

گر شکر در جام ریزم زهر قاتل می شود
چون صدف گر آب نوشم عقده دل می شود

چون سکندر می خورد آیینه عمرش به سنگ
از خضر یک آب خوردن هر که غافل می شود

جامه برتن کعبه را مجنون ما خواهد درید
کی ز سنگ کودکان دیوانه عاقل می شود؟

زیر هر برگ گلی صد نیش خار آماده است
با تن آسانی مکن عادت که مشکل می شود

قطره اشکم اگر از دل چنین چیند غبار
تا سر مژگان رسیدن مهره گل می شود

جان نخواهد برد صائب آفتاب از آه ما
وای بر شمعی که با صرصر مقابل می شود

بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
  ویرایش شده توسط: andishmand   
زن

andishmand
 
غزل شماره ۲۶۹۹

جان بی مغزان به خاک تیره واصل می شود
کاروان کف بیابان مرگ ساحل می شود

می شودتن، روح تن پرور به اندک فرصتی
قطره ناصاف آ خر مهره گل می شود

جسم هر کس را فلک چون رشته پیچ و تاب داد
عاقبت شیرازه جمعیت دل می شود

جامه فتح است آگاهی درین وحشت سرا
غوطه در خون می زند صیدی که غافل می شود

زیر با منت از بدخویی خلقم که موج
واصل دریا ز دست رد ساحل می شود

دوستی با ناتوانان مایه روشندلی است
موم چون با رشته سازد شمع محفل می شود

شبنم از روشن روانی محو شد در آفتاب
هر که صائب صاف گردد زود واصل می شود

بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
  ویرایش شده توسط: andishmand   
زن

andishmand
 
غزل شماره ۲۷۰۰

دل به تن یکرنگ چون گردید باطل می شود
گوهر از گرد کسادی مهره گل می شود

از خودی تا ذره ای باقی است سالک در ره است
هر کجا افتد ز دوش این بار، منزل می شود

خرج خاک تیره می گردد دل دنیاپرست
می فتد دیوار بر هر سو که مایل می شود

از طواف کعبه کی ماند خداجو از طلب؟
قانع از لیلی کجا مجنون به محمل می شود؟

سر به صحرا می دهد غمهای عالم را جنون
می کشد ناموس عالم هر که عاقل می شود

خار و حس می آید ازدریا سلامت بر کنار
بر سکباران کف بی مغز ساحل می شود

نقد جانش خرج ره می گردد از بی توشگی
از سرانجام سفر هرکس که غافل می شود

آنچنان کز کاوش آب چشمه می گردد زیاد
دخل ارباب کرم افزون ز سایل می شود

فیض حق در قطع امید از خلایق بسته است
پرده این ماه دامان وسایل می شود

می شود سیلاب چون پیوست با هم چشمه ها
شورش مجنون یکی صد از سلاسل می شود

هر چه را برداشت حق، بازش حق اندازد به خاک
کی به سعی بندگان تسعیر نازل می شود؟

دست نه بر روی هم صائب که هر جا عقده ای است
بیشتر از ناخن تدبیر مشکل می شود
بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
  ویرایش شده توسط: andishmand   
زن

andishmand
 
غزل شماره ۲۷۰۱

دل خراب از خنده پنهان آن گل می شود
سنگ این مینای خالی پرتو مل می شود

ساحل دریای آشوب است ترک اختیار
موج بر خاشاک از افتادگی پل می شود

در طریق ما که نعل واژگون خضر ره است
بیشتر خون بر سر تیغ تغافل می شود

سیل را کوتاهی دیوار عاجز می کند
سد راه دشمن غالب تحمل می شود

پاک گردد هر که صائب دامن پاکان گرفت
اشک شبنم سرخ رو از دامن گل می شود


بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
  
زن

andishmand
 
غزل شماره ۲۷۰۳

گلشن حسن از بهار عشق خرم می شود
اشک بلبل رنگ چون گرداند شبنم می شود

پیش پا دیدن بلا گردان سنگ تفرقه است
ایمن است از سنگ طفلان شاخ چون خم می شود

دشمن خود را به کام خویش دیدن مشکل است
می شوم من منفعل چون خصم ملزم می شود

سینه ای چون صبح می خواهد قبول داغ عشق
دیو پندارد سلیمانی به خاتم می شود

بس که پیکان ترا در جان و دل دزدیده ایم
در رگ ما سخت جانان نیشتر خم می شود

سازگار طبع انسان نیست عیش و بیغمی
می رود بیرون ز جنت هر که آدم می شود

نیست صائب آفت باران بیجا کم ز برق
مزرع ما خشک ازین اشک دمادم می شود

بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
  
زن

andishmand
 
غزل شماره ۲۷۰۴

هر چه در دل نقش بندد آدمی آن می شود
خاک مجنون زود بازیگاه طفلان می شود

لاله و ریحان نگیرد جای درد و داغ عشق
ورنه بر پروانه هم آتش گلستان می شود

از مروت نیست ما لب تشنگان را سوختن
آخر آن چاه زنخدان چاه نسیان می شود

ریزش افزون می کند جمعیت روشندلان
خرمن مه را پریشانی نگهبان می شود

می کند اشک ندامت نامه دل را سفید
صبح از اخترفشانی پاکدامان می شود

یک دل بیدار می آرد جهانی را به وجد
شور مجنون باعث شور بیابان می شود

دولت بیدار با این تار و پود انتظام
چشم تا برهم زنی خواب پریشان می شود

من چه دارم درنظر تا دل به آن خرم کنم؟
پسته از یاد شکر در پوست خندان می شود

تشنه چشمان را ز پیری نیست سیری از جهان
قطره در کام صدف از حرص دندان می شود

آب حیوان جای آب تلخ نتواند گرفت
تشنه دریا کجا قانع به باران می شود

در دل اهل جهان دارد شکوه کوه قاف
هر که چون عنقا ز چشم خلق پنهان می شود

در شبستانی که گردد کلک صائب شعله ریز
شمع در زیر پر پروانه پنهان می شود
بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
  
زن

andishmand
 
غزل شماره ۲۷۰۵

از گلستانی که بلبل روی گردان می شود
شبنم رخسار گل اشک یتیمان می شود

نیست جان کاملان را در تن خاکی قرار
می رود آسایش ازگوهر چو غلطان می شود

نیست ممکن آب با آیینه گردد سینه صاف
تیرگی رزق سکندر زآب حیوان می شود

مهر خاموشی کند بی پرده راز عشق را
زخم صبح از بخیه انجم نمایان می شود

حجت قاطع کند کوته زبان لاف را
شمع می لرزد به جان چون صبح خندان می شود

حرص در تنگ شکر بر خاک می مالد زبان
خاک بر موران قانع شکرستان می شود

مست گشتم تا زمینا پنبه ساقی برگرفت
از گل ابری زمین من گلستان می شود

عیب خود را می کند پوشیده نادان در لباس
پرده دار پای خواب آلود دامان می شود

تن به تسلیم و رضا دادن بود بر دل گران
طفل در گهواره بستن بیش گریان می شود

قطره چون گوهر شود، ایمن شود از انقلاب
می برم غیرت به هر چشمی که حیران می شود

سنگ طفلان است کوه قاف در میزان عقل
کوه غم صائب به مجنون سنگ طفلان می شود
بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
  
زن

andishmand
 
غزل شماره ۲۷۰۶

هستی ظاهر حجاب قرب یزدان می شود
ذره اینجا پرده خورشید تابان می شود

در دل ما خاکساران عشق می گردد هوس
در سفال ما خس و خاشاک ریحان می شود

عشق را گر اختیاری هست در واقع، چرا
چون زلیخا بد کند یوسف به زندان می شود؟

کوه و صحرا آمد از شور جنون ما به تنگ
تنگ جا بر سفره اینجا از نمکدان می شود

در دیار ما که خودبینی حجاب مطلب است
چون شکست آیینه را طوطی سخندان می شود

هر که معراج فنا را صائب آرد در نظر
چون شرر از صحبت آتش گریزان می شود


بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
  
زن

andishmand
 
غزل شماره ۲۷۰۷

جان زترک جسم چون گوهر فروزان می شود
چون بخار از گل برآید ابر نیسان می شود

ترک خواهش را حیات جاودانی لازم است
آبرو چون جمع گردد آب حیوان می شود

در هوای دانه نعلش همچنان در آتش است
پایتخت مور اگر دست سلیمان می شود

بیگناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق
یوسف از دامان پاک خود به زندان می شود

محو روی دوست ازخواب پریشان ایمن است
خانه در بسته گردد هر که حیران می شود

ازنشاط اهل دل ظاهرپرستان غافلند
پسته دایم در میان پوست خندان می شود

اهل غفلت را رهایی نیست از زندان خاک
پای خواب آلود آخر گرد دامان می شود

عشق دارد در لباس شرم پنهان حسن را
شمع در فانوس از پروانه پنهان می شود

نور چشم من چو شمع از گریه گرم من است
خانه اهل کرم روشن ز مهمان می شود

هر که را از دست می گیرد هوای دل عنان
گردباد دامن صحرای امکان می شود


بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
  
صفحه  صفحه 270 از 718:  « پیشین  1  ...  269  270  271  ...  717  718  پسین » 
شعر و ادبیات

Saib Tabrizi | صائب تبریزی


این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA