تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

شعرهای کوتاه برای امضای شما

صفحه  صفحه 37 از 44:  « پیشین  1  ...  36  37  38  ...  43  44  پسین »  
#361 | Posted: 16 May 2013 23:42
چند شعر کوتاه و زیبا برای امضا

گاهی وقتا زندگی کردن پرنده ها توی قفس از هر کاری بهتره،به شرطی که اون پرنده تو باشی و اون قفس دل یارت
££££££
از فراق تو مرا هر نفسی صد آه است,از تو غافل نیستم ای دوست خدا آگاه است...
££££££
شب شکست؛پیمان شکشت؛عهدی شکست؛قلبی شکست
از شکست هر شکستی آهی بر دلم نشست...
££££££
سوزن عشقت خورد به تیوپ قلبم و گفت pissssssss ولی باز هم مهم نیسسسسسسسس!!!

Signature
     
#362 | Posted: 16 Jun 2013 02:04 | Edited By: andishmand




عشق را رنگ آبی زدم،
دوست داشتن را قرمز،
نامردی را سیاه،
دروغ را سفید،
ولی نمیدانم چرا به تو که میرسم نمیدانم مهربانی چه رنگی است؟

ناگهان رسیدی و خوشبختی شیشه عطری بود
که از دستم افتاد و در تمام زندگیم پخش شد
     
#363 | Posted: 18 Jun 2013 11:53
میان جنگل های کاج
هر نیمکت خالی
می تواند جای تو باشد
و اینجا
چقدر نیمکت خالی هست
==============================================
دل اگر بســــــتی ،
محـــــــکم نبند!
مراقب باش گره کور نزنی...!
او میـــــــــــــــــــــــرود!
آنوقت تو میمانی و یک گره کور...!!!
     
#364 | Posted: 18 Jun 2013 23:22 | Edited By: mereng
من چرک نويس احساسات تو نيستم !
"دوستت دارم" هايت را جاي ديگري تمرين کن ...!
==============================================
در زندگیم به هیچ کس خیانت نکردم ، جز خودم . . . !
پابندی به تو خیانت به خودم بود لعنتی. . . !
==============================================
به تو پرواز را اموختم و رهایت کردم تا ستاره ی دنباله دار باشی....

کاش با تو از عشق می کفتم تا بیاموزی کمی وفادار باشی! بادبادک
کوچک من!
==============================================
نمیدانم . . .
شب ها من شاعر می شوم . . .
و تورا غزل باران می کنم . . . !!
یا . . .
یا تو بهانه میشوی . . .
و من غزل غزل می بارم !?!
     
#365 | Posted: 19 Jun 2013 01:47




آفتاب را دوست دارم
به خاطر پیراهنت روی طناب رخت....
باران را..
اگر میبارد بر چتر آبی تو...
و چون تو نماز خوانده ای خدا پرست شده ام.
ما "ما ییم" و ما "ما میمانیم"

ناگهان رسیدی و خوشبختی شیشه عطری بود
که از دستم افتاد و در تمام زندگیم پخش شد
     
#366 | Posted: 19 Jun 2013 11:11
فکر کردم در قلب تو محکوم به حبس ابد هستم.....
به یکباره جا خوردم وشوکه شدم...
وقتی زندان بان برسرم فریاد زد::
هی تو آزادی

رفتي...
بعضيا بهش ميگن قسمت... اما من تازگيا بهش ميگم..."به درك"!!!
     
#367 | Posted: 19 Jun 2013 11:12
درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند...معنیه کور شدن را گره ها میفهمد... سخت بالا بروی ساده بیای پایین...قصه ی تلخ مرا سرسره ها میفهمند

رفتي...
بعضيا بهش ميگن قسمت... اما من تازگيا بهش ميگم..."به درك"!!!
     
#368 | Posted: 19 Jun 2013 11:12
رفتي...
بعضيا بهش ميگن قسمت... اما من تازگيا بهش ميگم..."به درك"!!!

رفتي...
بعضيا بهش ميگن قسمت... اما من تازگيا بهش ميگم..."به درك"!!!
     
#369 | Posted: 19 Jun 2013 12:13
در اين دنيا كه مردانش عصا از کور ميدزدند من از خوش باوري هايم محبت ارزو كردم

در اين دنيا که مردانش عصا از کور ميدزدند
من از خوش باوري هايم محبت ارزو کردم
     
#370 | Posted: 8 Jul 2013 17:40 | Edited By: the_last_of_us
داد درویشی از سر تمهید

سر قلیان خویش را به مرید

گفت از دوزخ ای نکو کردار

قدری آتش به روی آن بگذار

بگرفت و ببرد و باز آورد

عِِقد گوهر ز دُرج راز آورد

گفت در دوزخ آنچه گردیدم

درکات جحیم را دیدم

آتش هیزم و زغال نبود

اخگری بهر انتقال نبود

هیچکس آتشی نمی افروخت

زآتش خویش هر کسی می سوخت

L
     
صفحه  صفحه 37 از 44:  « پیشین  1  ...  36  37  38  ...  43  44  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / شعرهای کوتاه برای امضای شما بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites