تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Shafiey Kad Kani | شفیعی کدکنی

صفحه  صفحه 22 از 23:  « پیشین  1  ...  20  21  22  23  پسین »  
#211 | Posted: 7 Aug 2012 05:00


چند رباعی

باد آمد و بوی نوبهاران با او
ابر آمد و نرم باران با او
خاموشی باغ را شکستند که صبح
گل سر زد و گلبانگ هزاران با او


*****

شب بود و نسیم بود و باغ و مهتاب
من بودم و جویبار و بیداری آب
وین جمله مرا به خامشی می گفتند
کاین لحظه ی ناب زندگی را دریاب



*****

لبخند سپیده در بهاران داری
پویایی جویبار و باران داری
نرمای نسیم و بوی گل خنده ی باغ
داری همه را و بی شماران داری


*****

رفتی تو و بی تو ذوق می نوشی نیست
کاریم به جز سکوت و خاموشی نیست
دانی تو و عالمی سراسر دانند
گر از تو خموشم از فراموشی نیست


*****

پر سوخته ی شرار پرهیز توام
دیوانه ی چشم فتنه انگیز توام
گنجایش دیگری ندارد دل من
همچون قدح شراب لبریز توام


*****

با من سخن تو در میان آوردند
گلبرگ بهار در خزان آوردند
خاموش ترین سکوت صحراها را
با نام تو باز در فغان آوردند

     
#212 | Posted: 4 Sep 2012 09:18 | Edited By: sinarv1
★★★★★پايان کليه اشعار★★★★★


     
#213 | Posted: 16 Dec 2016 10:47 | Edited By: nazi220




جهان ، در مقدمِ صبحِ بهاران
یکصد و یک شعر منتشر نشده

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#214 | Posted: 16 Dec 2016 11:00 | Edited By: nazi220






صبوحی

برآور نغمه ای از چنگ دیگر
به راه دیگر و و آهنگ دیگر
نمی بینی زمستان رفت و آمد
بهارِ دیگری با رنگ ِ دیگر

بهارِ دیگری از بیشه ای سبز
جنونی سرخ در اندیشه ای سبز
نگه کن کیمیای صبح را بین
هزاران رنگ گل ، از ریشه ای سبز

هزاران رنگ گل ، جوشید از خاک
شراب ِ زندگی نوشید از خاک
جهان ، در مقدم ِ صبحِ بهاران
درخشان خلعتی پوشید از خاک

خوشا این صبح و و فریاد خموشش
خوشا غوغای ِ بی خشم و خروشش
خوشـــــــــــــــا آن قله ی تنهای البرز
ردای سایه ی ابری به دوشش


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#215 | Posted: 16 Dec 2016 11:46 | Edited By: nazi220






دسته کلید ِ دریا

انگشتری که شعر در انگشت ِ خویش داشت
زانگشت ِ او برون شد و فرمانروایش
بر وحش و طیر و انسی جنی، زهم گسیخت

مرغی از آن جزیره ی سبز آمد
مانند صخر جنی
و انگشتر تمام نگینی را
در ورطه ی سیاهی افکند و خود گریخت

این لحظه در تلاطم طوفان ، بران سرم
که خویش را به موج سپارم
و انگشتر تمام نگین را
زان ژرف و ژرفنا به در آرم

ای عشق ! ای یگانه آفاق !
با من مگوی هرگز
کاین کار در توان ِ کسی نیست
تنها به من بگو
دسته کلید دریا ، اکنون به دست کیست ؟




آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#216 | Posted: 16 Dec 2016 12:06






آن لحظه

خورشید روی ِ طاق ِ ایوان ِ شمالی بود
و پاره ای از پرتوِ نارنجی اش
مبهوت
در تار و پود رنگ های نقش قالی بود
می تافت روی وا پسین آیات رستاخیز
می ریخت زیبایی و حیرت از شکاف کوه
و مادرم در بُهت ِبی سوالی بود
آن لحظه از آن لحظه های لایزالی بود




یک نبض حیات

تو در پی شهرتی و سربر کردن
نو پیشگی و قیافه دیگر کردن
من در پی ِ اینکه چون توان در این مُلک ،
یک نبض حیات را فزون تر کردن

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#217 | Posted: 17 Dec 2016 17:48






در آینه

در آینه موی خویشتن را
دیدی و و شدی به بیم تسلیم
وان دل که هنوز عاشق توست
بیزار ز ساعت است و تقویم





زلزله و عشق

بیهوده مگو که دوش حیران شده ای
سر حلقه عاشقان ِ دوران شده ای
از زلزله وعشق خبر کس ندهد
آن لحظه خبر شوی که ویران شده ای

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#218 | Posted: 17 Dec 2016 18:09






قصر

آغاز منی و حرف ِپایان منی
آیینه ی آشکار و و پنهانی من
هر چند غرور خویش را چون قصری
افراشته ای به روی ویرانی من





از شکاف خارا

بذری که زیر سنگ و سیمان سفری است
وان چشمه که که از شکاف خارا جاری ست
آن نیرویی که می کشاند همه را
جز دغدغه میل به آزادی چیست ؟

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#219 | Posted: 22 Dec 2016 15:30






ویرانی ِ آسمان

راستی دورِ آخر زمان است
دور ِ پایان کار ِ جهان است
در تبی از تباهی زمین سوخت
عصرِ ویرانی ِ آسمان است




آمیزه ی چار عنصر

اندیشه ای آتشین و روحی چون نسیم
چون آب روان و همچو خاک ار تسلیم
آمیزه چار عنصر آمد عاشق
تصوبرِ بهشت و و دوزخی زیرِ گلیم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#220 | Posted: 22 Dec 2016 15:41






ای کاش بر ستاک ِ صنوبر

تقویم برگ های درختان سبزِ باغ
از مقدم بهار خبر می دهد ولـــــــــــــــی
در من ، تــــــــــــــــرانه ها ، همه خشکیده اند
آه !
این خشکسال روح چه سان شد بلای جان من

ای کـــــــــــــاش
ای کاش بر ستاک صنوبر، درین سحر
- اکنون که بسته اند ره نغمه و نگاه -
آن مرغـــــــــــک ترانه بخواند به جای من !


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 22 از 23:  « پیشین  1  ...  20  21  22  23  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Shafiey Kad Kani | شفیعی کدکنی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites