تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

هجویات و هزلیات شاعران ایرانی +۱۸

صفحه  صفحه 1 از 6:  1  2  3  4  5  6  پسین »  
#1 | Posted: 8 May 2013 20:55 | Edited By: paaaaaarmida
درود بر کاربران شعردوست انجمن لوتی
هدف از ایجاد این تاپیک جمع آوری هزلیات و هجویات شاعان ایرانی هستش.با توجه به اینکه بسیاری از این شعر ها در دیوان شاعرای ایرانی قرار ندارن و معمولا در هیچ سایتی نمیشه همشونو پیدا کرد به همین دلیل کادر مدیریت ادبیات انجمن لوتی مصمم شد تا این تاپیک رو ایجاد کنه.ابتدا از همه یه تعریف مختصر و مفید از هجو و هزل داشته باشیم:
هجو
  • هجوو هجاو تهجا، هر سه مصدر از هجا یهجو است، به معنی عیب کردن و ستم کردن و در اصطلاح ادبیات عبارت است از نوعی شعر غنایی که بر پایه نقد گزنده و دردانگیز است و گاهی به دشنام‌گویی یا ریشخند مسخره‌آمیز و دردآور نیز می‌انجامد و آن مقابل مدح است.(به زبون خودمون شعر مسخره آمیز)


هزل
  • هزل، به مزاح کردن بیهوده، لاف و سخن بیهوده معنی شده است و در اصطلاح اهل ادب، شعری است که در آن کسی را ذم گویند و بدو نسبت‌های ناروا دهند، یا سخنی که در آن مضامین خلاف اخلاق و ادب آید. اما در این تعریف مرزی میان هزل و هجو لحاظ نشده است. در تعریف دقیق تر هجو به معنای سخن بیهوده و هزل به معنای سخن بیهوده ناروا می باشد.(به قول خودمون شعر +۱۸ و بی تربیتی)


و اما نکاتی در مورد این تاپیک :
  • مطالب این تاپیک +۱۸ می باشند.لذا از افرادی که با مطالب این تاپیک مخالفند تقاضا داریم وارد این تاپیک نشوند و از بحث بی مورد خودداری شود .
  • کاربران دقت داشته باشند قبل از هرگونه فعالیتی به عنوان تاپیک دقت کنند و از گذاشتن اسپم در تاپیک خودداری نمایند .
  • لطفا برای شعر هایی که در این تاپیک قرار می دهید اسم شاعر را هم ذکر کنید و در حد امکان در مورد شعر توضیحاتی بدهید که در باب چه کسی یا چه چیزی سروده شده است .
  • کلمات سکسی در شعرها بدون هیچ برجستگی خواهد بود .
  • به هیچ شاعری توهین نمی شود.دقت داشته باشین هجو شاخه ای از ادبیاته ایران است .
  • در پی نوشت(توضیحات) هیچ شعری اون شعر نباید مسخره گرفته بشود .


__________________________________________________

هجو+هجویات+هزل+هزلیات+هجویات و هزلیات+هجویات و هزلیات شاعران+هجویات و هزلیات شاعران ایرانی+معنی هجو+معنی هزل+بیوگرافی شاعران+بیوگرافی شاعران ایرانی+بیوگرافی هجوسرایان+بیوگرافی هجوسرایان ایرانی+بیوگرافی ایرج میرزا+اشعار ایرج میرزا+هجویات ایرج میرزا+هزلیات ایرج میرزا+شعر حجاب ایرج میرزا+جهاد اکبر از دیدگاه ایرج میرزا+شوخی به شیوه ایرج میرزا+شعر ای خایه ایرج میرزا+سعدی شیرازی+جنده بازی+دوزخ در منش ایرج میرزا+شوخی ایرج میرزا با عرفا+شعر بچه بازی+انتقاد از قمه زنی+حیله+آب حیات+شهرِ كثيف+هجو شیخ فضل الله نوری+جواب به خرده گیر+مزاح با یکی از وزیران+خـر عیسی+خر و عزب+قصه بامزه+رَم+انتقاد از حجاب+اشک شیخ+درویش+فقیه+بیوگرافی عبید زاکانی+حکایت های عبید زاکانی+بیوگرافی سوزنی سمرقندی+هجویات سوزنی

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#2 | Posted: 8 May 2013 23:13 | Edited By: paaaaaarmida
سعدی شیرازی

تا چه آید بر من از حمدان من
وز بلای کیر من بر جان من

چند سرگردانی مردم دهد
این کـَل ِ یک‌چشم سرگردان من

گه گریبان‌ام بدرد قحبه‌ای
گاه کـَنگی بشکند دندان من

درد بی‌درمان‌ام از حد درگذشت
غافل‌ است از درد بی درمان من

گویی آن گل‌برگ خندان آورد
رحمتی بر دیده‌ی گریان من

گه ببینم این ِ خود در آن ِ او
دولت این باشد که گردد آن ِ من

روز حسرت می‌گذارم تا شبی
گنبدش را تر کند باران من

دو عنابی در میان پای او
سهمگن باشد به بادنجان من

روز و شب دستان عشق‌اش می‌زنم
وان دو دستی فارغ از دستان من

هر چه خواهد هر چه گوید، گو: بگو
از بدی و نیکویی در شان من

جز متاع خویش‌تن نتوان فروخت
این بضاعت بود در انبان من

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#3 | Posted: 2 Jun 2013 12:17
بچه بازی


خدایا بچه بازی این چه کار است
که بر وی عارف و عامی دچار است

چرا این کار جز در ملک ما نیست
وگر هست تا بدین حد برملا نیست

اروپایی بدان گردن فرازی
نداند راه و رسم بچه بازی

چو باشد ملک ایران محشر خر
خر نر میسپوزد بر خر نر

حجاب دختران ماه غبغب
پسرها را کند همخوابه شب

که تا این قوم در بند حجابند
گرفتار همین شی عجابند

==================
بچه بازی تو ایران قدمتی کهن داره ها

هی زمان داره میره
منم یه پسر جوون که حسابی پیره
یه عاشق که از عشقش سیره
__________________
alinumber7
     
#4 | Posted: 3 Jun 2013 22:36
حکایاتی که در این تاپیک میزارم از کتاب موش و گربه عبید زاکانی است
عبید زاکانی با زبانی طنز و تند که از الفاظ رکیک در آثار خود بسیار استفاده کرده است
از حکمای(مغولان) زمان خود به خاطر ایجاد خانه های فحشا و رواج فساد اخلاقی به خصوص لواط که در جامعه گسترش یافته بود بسیار انتقاد میکند وآنها را مورد نکوهش قرار میدهد
او و دیگر شاعران و نویسندگان این زمان به خاطر اینکه جانشان در امان باشد و آثارشان برای آیندگان حفظ شود نوشته های خود را با زبان طنز و در لفافه بیان میکنند


این هم چند نمونه:
۱.زنی نزد قاضی رفت و گفت این شوی من حق مرا ضایع میسازد و حال آنکه من زنی جوانم
مرد گفت من آنچه توانم کوتاهی نکنم زن گفت من به کم از پنج مرتبه کس دادن راضی نباشم
مرد گفت لاف نزنم که مرا بیش از سه مرتبه کس و کون کردن یارا نباشد
قاضی گفت مرا حالی عجیب افتاده است هیچ دعوی بر من عرض نکنند مگر آنکه از کیسه من چیزی برود،باشد آن دو مرتبه دیگر(کردن) را من به گردن میگیرم


۲.مردی در خانه پیرزنی با او گرد آمده بود پیرزن در آن میان پرسیدش تازه چی خبر
گفت خلیفه را فرمان است که یکسال تمام پیرزنان را بگایید
زن گفت به جان و دل فرمانبردارم
او را دختری بود به گریه اند رشد و گفت ما را چی گناه باشد که خلیفه اندیشه ما نکند
پیرزن گفت اگر اشک و خون بباری ما را یارای مخالفت با فرمان خلیفه نباشد


۳.زنی گفت فلان کس در کوس و کون من چنان میکند،که گویی گنجی از گنجهای باستانی را میکاود
     
#5 | Posted: 3 Jun 2013 22:48
۴.مردی در راه به زنی زیبا مینگریست زن گفتش چندین مرا منگر که کیر تو برخیزد
و دیگری از من کام بگیرد


۵.غلام باره ای را گفتند چون است که کار راز دزد و زنا کار نهان ماند و تو رسوا گردی
گفت کسی را که راز با بچه افتد چون رسوا نگردد


۶.زنی و پسرش در صحرا به دست ترکی افتادند هر دو را بکرد و برفت
مادر از پسر پرسید که اگر ترک را ببینی بشناسی
گفت در زمان کردن رویش از طرف تو بود تو او را زودتر بشناسی


۷.شخصی روز تابستان زن را میگایید زنک هر زمان بادی جدا میساخت
گفت چه میکنی ،گفت از بهر کیر تو باد میزنم تا گرمی نکند
     
#6 | Posted: 3 Jun 2013 22:54
۸. ترک پسری در راهی میرفت و این میخواند مست شبانه بودم و افتاده بی خبر
غلامباره ای بشنید و گفت آه آن زمان من بدبخت گردن شکسته کجا بودم


۹. مزبد زن را گفت رخصت فرمای که درکونت نهم
گفت خوش ندارم که با این نزد یکی و الفت که این دو را است آن را وسنی این سازم


۱۰.شیخی را گفتند خرقه خویش را بفروش گفت اگر صیاد دام خود را فروشد به چه چیز شکار کند

۱۱.شخصی با پسرکی قول کرد که یک دینار بدو بدهد و یک نیمه در کون کند
چون بخفت مردک تمام کیر در کون انداخت
پسر گفت نه یک نیمه قول کرده بودیم گفت من نیمه آخر قول کرده بودم
     
#7 | Posted: 3 Jun 2013 23:13
۱۲.معلمی زنی بخواست که پسرش در مکتب او بود،زن انکار کرد
معلم طفل را سخت بزد که چرا به مادر خود گفتی که کیر معلم بزرگ است
پسر شکایت به مادر برد، مادر به سبب همان شکایت به زناشویی راضی شد


۱۳.زنی از طلحک پرسید:که دروازه شیرینی فروشی کجاست؟
گفت در میان تنبان خاتون.


۱۴.زنی نزد قاضی رفت و گفت شوهرم مرا در جایگاه تنگ نهاده است و من از آن دلتنگم
قاضی گفت سخت نیکو کرده است،جایگاه زنان هرچه تنگتر بهتر.


۱۵.شخصی مردی به خانه برد و درهمی به دستش نهاد و گفت بخواب تا بر کونت نهم
مرد گفت :من شنیده ام که تو مردان را میاوری تا بر کون تو نهند
گفت :آری عمل با من است و دعوا با ایشان،تو نیز بخواب و برو آنچه میخواهی بگوی
     
#8 | Posted: 6 Jun 2013 21:24
16. حکایت:حس همجواری
زنی شوی را بوینا کیر خواند شوی گفت:چگونه چنین نباشد،و حال آنکه آنان چهل سال است ساکنان دروازه فرج تواند!!

عبید زاکانی در این حکایت علاوه بر زیبایی در فرم و ساختار لطیفه و جمله اخر که تشبیه و کنایه ای زیبا را آفریده است
لطایف بقول امروزی ها سکسی عبید به چند دسته تقسیم میشوند که به مرور توضیح خواهیم داد. این نکته بس که همین لطیفه تنها جهت خنداندن و انبساط خاطر مطرح میشوند و شاید تحریک آن قسمت شیطانی از آدمها که همیشه در طمع ممنوعیت ها و پا فرا گذاشتن از حدوده هاست
به نحوی که لذت آن هقهقه ی اولین را که از شادی خوردن سیب یا گندم یا هرچیز دیگر به وجود آمد زیر دندان و دیگر اعضا حس کن


17.حکایت: قاتل مقتول
زنی مزبد را پرسید از پیش و پس کدام نیکوتر؟
مزبد کیر برافراخت و گفت از این زشت روی بپرس که سی سال است که در کار پیمودن آن دو راه است!

هر سطر این حکایت خود دیوانی ست اولین اینکه زنی یعنی یک زن ناشناس از مزبد که حالا مشهور هم بوده است می پرسد
چه میپرسد مهم است!
پس نتیجه ی اول اینکه صحبت مرد با زن غریبه یا با لعکس در دوره ی عبید نیاز به محدوده ی و این حرفها نداشته است
و آزادی زن بیشتر از حال بوده !
دوم نوع سوال است آیا عادی بودن مسئله را باید در نظر بگیریم که چنین پرسشی به زبان زن میاید یا فلان کاره بودنش را که آنوقت با مزبد مشهور چه کارش؟در دیوان عبید از این حرفها بسیار است.ازاین به بعد همان شوخی های معمولی است
بااین نکته که مزبدی که سی سال طی طریق کرده است پس لااقل 50سالی راداشته است .
این نیز از نکته های دیوان اوست که اصلا با جوانان کاری ندارد مشکل اصلی را در رفع امور پیر و پاتال ها می داند نه مشکل جوانان !!!
     
#9 | Posted: 8 Jun 2013 23:02
18.حکایت:تقاطع!
زرتشتی اسلام آورد.گفتندش اسلام را چگونه دیدی؟
گفت:هرکه بدان در آید آلتش را می برند و هرکس از آن رود گردنش را می زنند!!!


در این لطیفه ها فصل مهمی از کار عبید رقم میخورد کار طنز در دنیای معاصر بسیار سخت شده است.
و مسائل مربوط به حقوق قانونی در احکام مذهبی بسیار سخت است.گویا در آن زمان تیغ تیز طنز امثال عبید تیزتر از حکم شرع بوده است که گاه و بی گاه چنین مواردی بر میخوریم
در بیشتر اینگونه لطایف شکستن تابوها و ایجاد پرسشی در ذهن خواننده است بطوریکه فکر کند چطور میشود که آمدن هم بریدن است و رفتن هم!!!


19.حکایت:شفیع
زنی بر شوی خشم گرفت.مرد کیر افروخته به قصد کردن بدو بنمود.زن گفت خدا بدور! هروقت کدورتی میان من وتو پدید میاید شفیعی میاوری که مرا توان رد کردن او نیست!

تنها مخلص کلام را خود عبید گفته است:فقط به این نکته توجه کنید که امثال عبید زیاد نبودند و همه حاذق در نوشتار و جامع علوم به نحوی که همه علوم طبیعی و همه علوم آیینی را کاملا میدانستند. حالا حساب کنید دانشمندی آگاه در زمینه ی علوم چنین موقعیتی به استخدام در میاورد!


20.حکایت: دیوانه
دیوانه ای را می گفتند زنی را دوست تر داری یا کودکی را؟گفت هر دو و خواجه ای را!!

فقط به این نکته بسنده میکنم که خواجه در دوره ی عبید به دو معنی آغا(مفعول)و لقبی برای سیاستمداران و بزرگان آن دوره بوده است
ایهامی که در خواجه است کل قضیه است!
     
#10 | Posted: 8 Jun 2013 23:03
21.
دی خواجه حسن گفت به من کای سره مرد(از امرای زمان عبید)
در پیری ام از خارش کیر با غم و درد

گفتم که تو زن جلب نمی دانستی!؟
کاندیشه ی کیر به کودکی باید کرد!!



22.حکایت:مجلس
سلطان محمود در مجلس وعظی حاضر بود.طلخک از عقب او آنجا رفت.چون برسید
واعظ میگفت:که هرکس پسرکی را گاییده باشد روز قیامت پسرک را برگردن غلام باره نشانند تا از صراطش بگذرانند
و سلطان می گریست طلخک گفت:ای سلطان مگری و دل خوش دار که تو نیز در آن روز پیاده نمانی!


عبید در شعر و حکایت بالا رابطه ی تلخک ها با شاهان در طی تاریخ بسیار مشهور بوده را بازگو میکند. اما چند تن از اینان به واسطه ی قلم تیز نویسندگان و استفاده آنها از این موضوع جهت هرگونه تخریب عاملان قدرت مشهورتر گشته اند. و ریا کاری و دو رویی پادشاهان و امرا را مورد انتقاد قرار میدهد
اینکه اینگونه خطاب قرار دادن پادشاهان و امرای کشور در تمام دوره ها رواج داشته و به ادبیات شفاهی مخفی مشهور بوده است.در این حکایت نیز تقدم شاه در حضور در مجلس وعظ و گریستن مومنانه وی در نهایت تظاهر ودو رویی وی مورد حمله عبید بوده است.
     
صفحه  صفحه 1 از 6:  1  2  3  4  5  6  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / هجویات و هزلیات شاعران ایرانی +۱۸ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites