خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات /

Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک )


صفحه  صفحه 24 از 25:  « پیشین  1  ...  22  23  24  25  پسین »
andishmand زن #231 | Posted: 8 Nov 2018 13:36


می خواهمت !
در یک شب رویایی
آن هنگام که نفسهایمان
با هم در آمیخته شد !
و نبضِ تند دوست داشتن
در عمقِ جانم جاری شد !
و عشق را
که تنها می توانستم در آغوش تو بیابم !

شبیه یک قدیسه
که به رسالت دین اش دعوت شده باشد !
من مؤمنم، به لبانت
به شریعتِ تنت
و غمگین از این همه زیبایی !


"محدثه بلوکی"



      
nazi220 زن #232 | Posted: 11 Dec 2018 17:51 | Edited By: nazi220



مرا مصلوب کن
درشایعه ترین مرز تنت
من از حبس نمی حراسم
با بزرگترین خطاها...!
بگذار
این بوسه..
این نگاه
واین هم خوابگی چرک آلود...
شیطآن را به سجده بیاورد...!


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
      
nazi220 زن #233 | Posted: 27 Dec 2018 18:27 | Edited By: nazi220



در میان بازوان گرم من
فارغ از تمامی هراس ها
لابلای پرنیان خواب ِ ناز
مثل قصه های عاشقانه، پرنیاز
چشمهای تو بخواب می روند
.
در غبار سرزمین خوابها
فارغ از نبایدِ حصارها
بی بهانه از وجود عیبها و رنگ ها
آن طرف تر از تمام دورها ، عبور ها
قایقی به موج آب میشوی
کاشف خیال خواب میشوی
شاعری برای خاطر ِ دلم
یک قصیده پیچ و تاب میشوی
واژه ی گناه ناب میشوی


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
      
andishmand زن #234 | Posted: 27 Dec 2018 23:12


شب‌ها می شود ازکناررودخانه به آغوش توآمد
می شود کناررودخانه را بوسید
آغوش تو را جاری کرد
می شود حتی آنقدر درون آغوش تو ماند
تا رودخانه ای جاری شود
شب‌ها می شود یک گره کور روی گردن خود زد
ودرون رودخانه افتاد
اما وقتی که افتادی تازه خواهی فهمید که آغوش توبوده
شب‌ها می شود ازکافه تا خانه را سوارقایقی شد
که روی آغوش تو روان است
وآنقدر خیس شوی که رودخانه را هم حتی خیس کنی
شب‌ها می شود
درون جریان تو پنهان شد
حتی اگر رودخانه ای خشک باشی


" مارک استرند "



      
AHORA1980 مرد #235 | Posted: 16 Jan 2019 23:15
کاربر
 
‍ قدﯾﺲ ﻣﻦ ! ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﺒﻨﺪ ﺣﺘﯽ ﭘﻠﮏ ﻫﻢ ﻧﺰﻥ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺷﻬﻮﺕ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ، ﺳﻨﮓ ﻣﺤﮏ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺭﻭﻏﯿﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﺪ
ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻟﺒﻬﺎﯾﻢ ، ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﺭﻗﺺ ﺍﻧﺪﺍﻣﯽ ، ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺗﻨﺖ ﺭﺍ ﺁﻏﺸﺘﻪ ﺑﻪ
ﮔﻨﺎﻫﯽ ﻟﺬﺕ ﺑﺎﺭ ﮐﻨﺪ
ﻭ ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻭﻡ ﺣﺘﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ
ﻭ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺣﺴﺮﺗﯽ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ
ﻭ ﺧﺎﻃﺮﻩﯼ ﺟﺴﻢ ﺷﻼﻕ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ
ﮔﻨﺠﯿﺪ
ﺣﺎﻻ ﺑﺮﻭ ﺩﺭﺑﻪ ﺩﺭ ﺑﺪﻧﺒﺎﻟﻢ ﺑﮕﺮﺩ ﻗﺪﯾﺲ ﻣﻦ....M
من نه عاشق بودم.و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من نه عاشق بودم.و نه دلداده به گیسوی بلند.و نه الوده به افکار پلید
من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس دیوانگی م می‌فهمید
      
andishmand زن #236 | Posted: 11 Feb 2019 21:57


چگونه نخواهمت؟
تو آن نیمه سیلی نخورده منی
آن نیمه آفتابی
که می شود برکت را
از کشتزارهای زیر پیراهنت به زکات گرفت
مرا چنان در آغوشت بگیر
که در جنگل های بی تفنگ دراز بکشم
زیر درخت های بی دار
آسمان های بی شلیک
مرا که از انفجار توده های گوشت به خود می لرزم
در خودت بپیچ
و نترس
اگر جز زایش عجیب الخلقه این عشق
چیزی از من نمی دانی
تو هر چه را که با لحن متین اندوه صدا بزنی
من همان هستم.




      
andishmand زن #237 | Posted: 21 Apr 2019 13:33 | Edited By: andishmand


زمستان بود
من قالبی ازیخ
تنم راکه به تن ات سایدم
آن قالب یخ آب شد

آن روز کشف کردم
که خودبودگی چه زیباست.
ـ نه
تا آن لحظه اینگونه نبود؛
تو آنرا به من آموختی ـ

اما هنگامی که من از طریق تو یک زن شدم،
هنگامی که تو گفتی انسانها آزاد زاده شده اند
دانستم،
که ما می توانیم
دستهای همدیگر را بگیریم و یکی شویم،
بی آنکه یکدیگر را نفی کنیم.

اینگونه تو مرا،
پس از اتحادی کامل،
پیوستگی بدون زنجیر
و تفویضی بدون ترس
با اسپرم ها و بوسه هایت
به ارگانیسمی زنده،

به موجودی کامل بدل کردی.

آنا ماریا روداس


      
andishmand زن #238 | Posted: 22 May 2019 23:14


عشقبازی ِ چنان
آنگونه که زمان بازایستد
و در عمق زمستان
گشودن رگهای شگوفه ها را بشنوی

عشقبازی ِ چنان
که تو را به 17 سالگی برگرداند
و سیاهی را به تارهای کنار ِ شقیقه ات


عشقبازی ِ چنان
که ذائقه ات را سرشار کند
و به یادت بیاورد
کیفیت ِ آفتاب و
خاک و
سیب را.


" الیاس علوی "





      
Arman06 مرد #239 | Posted: 22 May 2019 23:22
کاربر

 
آسمان سينه ام را چون شمايي مشتري است

باز كن دكان كه وقت عاشقي است
      
andishmand زن #240 | Posted: 15 Mar 2020 21:13


مرا ببوس
با تنی برهنه
و شهوتی سوزناک
زیر تگرگ هایی که
سوژه ای برای شاعران شده
مرا ببوس
با عشق شعر تازه ای شود
برای دوست داشتن
برای فرار از نقاش‌ها
نقاشی هایی که
بوی جنون را به تصویر می‌کشند
و یا از کتاب های ممنوعه‌ ای
که هرگز کلمات عشق را ننوشتند
مرا ببوس
با این که می دانم
پشت هر بوسه ایِ یک جای کار می لنگد...!


"هدا خاموش"


      
صفحه  صفحه 24 از 25:  « پیشین  1  ...  22  23  24  25  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک )

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا