تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک )

صفحه  صفحه 4 از 24:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  20  21  22  23  24  پسین »  
#31 | Posted: 22 Oct 2014 16:36 | Edited By: andishmand




در انزوایی که تو را عاشقانه در بر دارم ...
و حرارت وجودت را چون شیره ی گیاهی جادویی می مکم ...
و همه ی پیکر بی مثالت را درمی نوردم ...
از پیشانی تا لبانت و از سینه تا نوک انگشتانت ...
و رشته رشته ی گیسوانت را چون طنابی در دست می گیرم ...
تا از آن به قله ی وجودت فایق آیم ...
و تو را در آغوش کشم چون جلبکی که سنگ را ...
و رودخانه ای که دره را و آبشاری که آسمان را ...
تا از آنجا دری به سویم گشوده شود ...
دری به بهشت که با تو رنگ می گیرد ...
و بی تو به جهنمی سوزان بدل می شود ...
با من باش ...
چون خورشید در امتداد روز و مهتاب در دل شب ...
و داروک در میانه ی برکه و پرنده بر فراز ابر ...
با من باش تا فتح شعر که عاشقانه ترین غنایمم را نثار تو کنم ...
و زیباترین آوازهایم را برای تو سر دهم ...
و مدهوش کننده ترین سازهایم را برای تو به صدا درآورم ...





بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#32 | Posted: 24 Oct 2014 16:39 | Edited By: andishmand




تمام صدایت گمراهی ست
من به این گمراهی ایمان آورده ام
من این گمراهی را دوست دارم
من آغوش تو را می خواهم
آغوشی که حرام است
من لب هایی را می خواهم
که حدود شرعی بر آن جایز است
من اندامی را می خواهم
که خونم را حلال کند
هرچه تو بخواهی همان است
هرچه بگویی همان
بگو در آغوش شیطان بخوابم
بگو فرشتگان را قتل عام کنم
بگو...
این گمراهی را دوست دارم
من از صراط مستقیم به تو می ترسم
من به دست های تو ایمان دارم
به چشمهایت اعتقاد راسخ دارم
من به آغوش تو ایمان دارم
من به گناهی که با نام تو تعریف شود ایمان دارم




بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#33 | Posted: 26 Oct 2014 00:19




تمام شب در میخـانه را کمین زده ام
سیاه مست ترین تاک را زمین زده ام

برای اینـکه نیاید بــه چشمهایـم خواب
دلی به آب و به دل ، آب آتشین زده ام

تو را بـه تیشـه از اندام کـــوه دل کندم
حریردشت تنت را ، خودم نگین زده ام

به بوی عطر تو چسبیده حس لامسه ام
به دامنــی کــه نداری هزار چیــن زده ام

به بوسه ی لب و دندان سیاه کرده امَت
به سینه های تــو مهــر صدآفرین زده ام

سـری بریده و در دست سینه ریـــز غـــزل
سری به سینه ی عاشق ترین ترین زده ام




" بهمن صباغ زاده "



بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#34 | Posted: 26 Oct 2014 19:54




راه عبادت تو کم نیست
با لبهایم پرستش می کنم تو را
ذکر نامت می کنم
بر لبانت بوسه می زنم
با گیسوانم پرستش می کنم تو را
روی پاهایت می ریزم
آغوشت را پنهان می کنم
به عرش می برم
راه عبادت تو کم نیست برای من
با چشمانم
خیره درچشمانت ذکر می خوانم
روزی هزار بار پلکهایم را می بندم
دربیداری وخواب تورا می بینم
با هرتصویرت بپا می خیزم
این یک قیامت است
عبادت تو
من به تو ایمان دارم


"نعومی شهاب نای"






بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#35 | Posted: 27 Oct 2014 14:16




در می آمیزی

در متنِ یک هوس
که اولش نگاهِ من استُ
آخرش لغزشِ دستانت
بر همان نقطه که
ایمانم را سست می کند

من
به هبوطِ تـو در زنانگی ام
حسادت می کنم
و تــو خـود
کرور کرورِ مردی
نصیبِ -خواهش هایم می کنی !

این روزها
بستر هیچ شاعــری
تب تند ما را امان نمی دهد







بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#36 | Posted: 27 Oct 2014 14:29 | Edited By: andishmand




انگشتهایم
را روی دکمه هایش
سُر می دهم

و یادم می آید درست همینجا !
رو به مشرقِ همین تخت بود که
می نواختی
تاری از موهایم را
سرمست می شدیم
می رقصیدم
می خندیدیم
و آغوشت که عمیق تر می شد
برای من !

می نوازم بی هیچ کلامی
نغمه آغوشت را
تا ، تو باز پیــدا شوی
لابلای
نت های اینهمه دلتنگی



"مژگان دیبافر "





بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#37 | Posted: 29 Oct 2014 18:54 | Edited By: andishmand




یادش بخیر
بارانی از کلمات
شهوت پر حیای وجودت را
بر ساغر جانم می ریخت
مستم میکرد...
این روزها تلخی باقی مانده ی آن شراب
گس میکند خاطرات دهانم را
طلب میکند آغوش نابت را
پای بگشا و بازو حلقه کن
من در فشار تنگ و داغ آغوشت
دوباره انگور خواهم داد.....



بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#38 | Posted: 30 Oct 2014 21:15 | Edited By: andishmand




دلم لبانـــت را مي خواهد....
دلم آغوشت مي خواهد. .
شهوت داغت را مي خواهد..!
که از فشارش , چشمانم سياهی رود !
چـــــــــقدر دوســــــــــت دارم...
شــــــــهوتي را ..
كه از مستی عــــــــشق برمي خيزد....!!



بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#39 | Posted: 2 Nov 2014 20:59




اسمش را بگذار " بیکاری "
وقتی من
از فرط ندانم کاریهایم
می روم
رویِ خوابُ بیداری زمین می ایستم
دستانم را در جیبم می فشارم
مچاله می شوم
تا مبادا ، تو
ـهوس کنی محکم در آغوشم گیری
دلت ضعف برود !
و من
بازیچه یِ
تـو
و ملحفه هایِ سفیدِ تخت شوم
اسمش را می گذارم "دیوانگی "
وقتی
هنوز خیابان های زیادی هست
که قه قهه هایِ ما را
حتی به خواب ـهم ندیده !
به وقتِ پنهان کردن دست هانم
در جیبِ گشاد مردانه ات





بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#40 | Posted: 4 Nov 2014 23:56




گاهی
یادم می رود
ـهوسـ ِ به آغوش کشیدنـ ت را
در خود ـخفه کنـ م
و
این " من " را تنگ در بر نگیرم

بـِ ـهوایِ تـ ُ بودنـ ،
وقتی عطرت
ـهنوز ، بدنـ م را مسخ کرده !
و منـ فراموش می کنـَ م
تــُ ، دیگر ـسهمـِ دقایقـ م ، نیستی !





بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
صفحه  صفحه 4 از 24:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  20  21  22  23  24  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک ) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites