تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک )

صفحه  صفحه 5 از 24:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  ...  24  پسین »  
#41 | Posted: 9 Nov 2014 22:09 | Edited By: andishmand




تا غنچه های پیرهنت باز می شوند
باغ و بهار می شکفند از میان هم

یک شب که سفره دلمان باز باز شد
آغوش های خالیمان میهمان هم....

شب ها درون بسترآتش گرفته ای
بیمار چشم های تماشایی ات شوم

برروی شانه با سر انگشت های شوق
مشکل گشای زلف معمایی ات شوم

یا روبروی پنجره ام ایستاده ای
پاشیده عطر پیرهنت روی بسترم





بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#42 | Posted: 15 Nov 2014 21:31 | Edited By: andishmand




در نوک انگشتانت تمام سِرهای عالم جاریست
لمسم میکنی و مستم میکنی
از خود بیخود
به جرم در آغوش کشاندنم به هر چه محکوم شوم
شیرین است
اولین و آخرین گناه خلقت است برایم
خدا هم به یکی شدنمان حسادت می کند
اما تلخی مجازات هم
در حلاوت گرمی آغوشت حل می شود





بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#43 | Posted: 26 Nov 2014 01:38




لب های تو مرا به طوفانی ترین دریاها می خواند
لب های تو شکوفه سرخیست
که با نفس هایت به جنبش درمی آید
به من بی پروائی می بخشد
لب های تو معجزه ایست که گناه را با یک بوسه
به مقدس ترین ترانه هستی مبدل می سازد


" سعید عرب طاهری "




بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#44 | Posted: 26 Nov 2014 01:51




چشم برهم گذاشتم و
لب بر لب داغت
دل به دریا زدم و
دست در دست مهربانت
گم شدم در پیچ و تاب تنت
غرق در آتش عشق بازیت
در آغوشت نفس نفس زدم و
رویای هر شبم با حقیقت هم خواب شد
محو تماشای خواستن هم شدیم و
فارغ از دردهای همیشگی
فقط یک شب یلدا می خواهد
این دل عاجر و تن بی تاب از آغوشت
زمان هم مشغول به تماشای من و تو





بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#45 | Posted: 26 Nov 2014 01:56




ردِ نفسهای داغت ...
لب های خیست را روی تنــم از بَرم
تــو که نمیدانی چقدر دلم تنگ است
برای بوی تنت که مرا به گرداب کشید
برای سکوت خوفناک اتاقت
و نفس های خدشه دار مردانه ات





بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#46 | Posted: 27 Nov 2014 22:38




عمری است شبانه روز لب هایت را ....
لب باز نکن ، هنوز لب هایت را ....

نه ، سیر نمی شوم به چندین بوسه
بر روی لبم بدوز لب هایت را








بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#47 | Posted: 5 Dec 2014 12:45




بوسه یعنی وصل شیرین دولب بوسه یعنی عشق دراعماق شب
بوسه یعنی مستی ازمشروب عشق بوسه یعنی آتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از شب ُ لذت از دیوانگی
بوسه یعنی حس خوب طعم عشق طعم شیرینی به رنگ سادگی

بوسه یعنی آغازی برای ما شدن لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه آتش می زند بر جسم و جان بوسه بر می دارد این شرم از میان

بوسه یعنی شادی و شور و نشاط
بوسه یعنی عشق خالی از گناه بوسه یعنی قلب تو از آن من




بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#48 | Posted: 5 Dec 2014 16:45




در شــهر من "بــکارت"
همان کاغــذ نقــره اي رنگ داخل پاکت ســيگار است !
پاره که شود ...
هر کسي هــوس ميکند به تو دســت درازي کند !
بايد براي ســوختن و تمام شــدن آماده باشي..
به زودي دور مــي اندازنت !
حتي همان کسي که بسته را خودش بــاز کرده ... !




بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#49 | Posted: 6 Dec 2014 18:57 | Edited By: andishmand




خسته شدم از بی خوابی .....
امشب بسترم در هیاهوی جنگی نابرابر درگیر است .....
یک طرف غریزه ای که تو را فریاد میزند .....و یک طرف تویی که نیستی .....
یک طرف نگاه شهوت آلودی که گرمی تنت را میخواهد و یک طرف تویی که نیستی ....
یک طرف قلبی که هیجان هم آغوشی با تو را طلب میکند و یک طرف تویی که .....







بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#50 | Posted: 12 Dec 2014 02:08




آتش، نکشد چون گل روی تو، زبانه‏
ای مرغ دل از عشق رخت، مست ترانه‏

بگذار که بوسم لب و در پای تو افتم‏
از شیب هوس‏ پرور آن مَرمَر شانه‏

چون غنچۀ سر برزده از سینۀ برف است‏
پستان تو بر سینه و، نافت به میانه

آن سیب خوش‏ چانه به من ده،که نگیرم‏
این‏گونه، ز آسیب غمت، دست به چانه‏!

صد بوسه به لب دارم و، صد بوسه به انگشت‏
خوش نیست،که بوسد سر گیسوی تو، شانه‏

هر خسته،که در گلشن آغوش تو خسبد
ز آن باغ مرادش، نتوان کرد روانه‏

ما کوردلان را، مگر آن گوی دو پستان‏
آگه کند، از صنع خداوند یگانه!

اندوه دلم بشکن و، بوسی دگرم بخش‏
ای نوش لبت، چارۀ اندوه زمانه‏

گر سودۀ الماس، بر اندام تو ریزند
چیند دل چون مرغ منش، دانه به دانه!

زین بزم خوش، ای فتنه که در کار گریزی‏
بگذار که یاری کنمت، تا در خانه‏

پیغام تو،بر بال کبوتر نتوان بست‏
ای بوسه به لب،خیز و هواگیر،ز لانه‏

ای کودک آغوش هوس‏ناک "فریدون‏"
شیرین‏ تر ازاینت ، نتوان گفت فسانه



" فریدون توللی"



بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
صفحه  صفحه 5 از 24:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  ...  24  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک ) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites