انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
شعر و ادبیات
  
صفحه  صفحه 85 از 193:  « پیشین  1  ...  84  85  86  ...  192  193  پسین »

Shah Nemat Allah Vali | کلیات شاه نعمت الله ولی



 
»غزل شماره 803«
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
خوش در میخانه را بگشاده اند
باده نوشان را صلائی داده اند
در خرابات مغان رندان ما
بر در میخانه مست افتاده اند
جام می بر دست و مستانه مدام
سر به پای خم می بنهاده اند
خرقهٔ خود را به می شستند پاک
فارغ از تسبیح و از سجاده اند
بندگان سیدند از جان و دل
از همه ملک و ملک آزاده اند
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
  

 
»غزل شماره 804«
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
خاک پاک ما به می بسرشته اند
عنبر ما با گلاب آغشته اند
باز یاران بازیاری می کنند
بی تکلف تخم نیکی کشته اند
خلعت هر کس بود نوعی دگر
جامه ای پوشند کایشان رشته اند
آفرین بر همت صاحبدلان
زانکه جان و دل بجانان هشته اند
حکم سید مهر آلش کرده اند
از ولایت این نشان بنوشته اند
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
  

 
»غزل شماره 805«
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
بیا ای جان و ای جانان سید
بیا ای شاه و ای سلطان سید
بیا و جام می پر کن به ماده
که تا نوشیم با یاران سید
خراباتست و ما مست و خرابیم
حریف جملهٔ رندان سید
سر ما بعد از این و خاک پایت
به خاک پای سرمستان سید
ز کفر زلف او بستیم زُنار
از آن محکم بود ایمان سید
کتاب ذوق اگر خوانی سراسر
بود آن آیتی در شأن سید
همه کس نعمت الله دوست دارد
بود آن نعمت الله آن سید
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
  

 
»غزل شماره 806«
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
گر یار غار خواهی مائیم یار سید
ور ذوق دوست جوئی ما دوستدار سید
هر آینه که بینی جام جهان نمائیست
چون نور می نماید روی نگار سید
سید در انتظار است تا کی رسد اشارت
گر چه بود جهانی در انتظار سید
صیاد عقل اول عالم بود شکارش
سیمرغ قاف وحدت باشد شکار سید
صاحبدلان کامل در عشق جان سپردند
بر خاک ره فتاده در رهگذار سید
هرجا که رند مستی است در گوشهٔ خرابات
باشد چو دردمندان او درد خوار سید
گفتم که می رساند ما را به حضرت او
حق گفت نعمت الله این است کار سید
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
  

 
»غزل شماره 807«
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
بشنو ای عاشق سرمست هوا را بگذار
رو به درگاه خدا آر و ریا را بگذار
دردمندانه بیا دُردی دردش در کش
ور تو را درد دلی نیست دوا را بگذار
گوشهٔ خلوت میخانه اگر می‌جوئی
عاشقانه به طلب هر دو سرا را بگذار
بر سر دار فنا نه قدمی مردانه
بلکه از من شنو و دار بقا را بگذار
فازغ از هر دو سرائیم خدا می‌داند
گر تو اینها طلبی صحبت ما را بگذار
کشتهٔ عشق حیات ابدی می‌یابد
گر مرا می‌کشد آن یار خدا را بگذار
بندهٔ سید ما از دو جهان آزاد است
چه کنی فقر و غنا فقر و غنا را بگذار
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
  

 
»غزل شماره 808«
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اگر سودای ما داری ز سودای جهان بگذر
و گر از سر همی ترسی ز سودای چنان بگذر
در این دریای بی‌پایان در آ با ما خوشی بنشین
نشان بی‌نشان پرسی ز نام و از نشان بگذر
هوای عشق او داری هوای خویشتن بگذار
خیالش نقش می‌بندی رها کن دل زجان بگذر
خرابات است و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
بهشت جاودان جویی به بزم عاشقان بگذر
اگر مست خوشی بینی به چشم خویش بنشانش
و گر مخمور پیش آید مبین او را روان بگذر
در آ در کنج دل بنشین که دل گنجینهٔ شاه است
بجو آن گنج سلطانی ز گنج شایگان بگذر
چو سید طالب او شو که مطلوبی شوی چون او
طلب کن آنکه می‌دانی بیا از این وآن بگذر
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
  

 
»غزل شماره 809«
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
عشق جان عاشقان است ای پسر
عشق جانان ، جان جان است ای پسر
چشم عالم روشن است از نور او
گر چه از مردم نهان است ای پسر
ما نشان در بی‌نشانی یافتیم
این نشان بی‌نشان است ای پسر
هر که بینی دامن او را بگیر
حضرت او جو که آن است ای پسر
بر در میخانه مست افتاده‌ایم
جای ما کوی مغان است ای پسر
او یکی و آینه دارد هزار
در همه بر ما عیان است ای پسر
نعمت الله دُرّ دریای دل است
در سخن گوهرفشان است ای پسر
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
  

 
»غزل شماره 810«
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نور چشم ما به چشم ما نگر
آن یکی در هر یکی پیدا نگر
قطرهٔ آبی که آید در نظر
عین ما را جود در دریا نگر
ذات او با هر صفت اسمی بود
یک حقیقت در همه اسما نگر
وحدت و کثرت به همدیگر ببین
مظهری در مظهر اشیا نگر
ساغر می نوش کن شادی نما
ذوق سرمستی و حال ما نگر
عشق را جائی معین هست نیست
جای آن بی جای ما هر جا نگر
نعمت الله در نظر آئینه ایست
گر نظر داری بیا ما را نگر
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
  

 
»غزل شماره 811«
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
قطره و دریا به عین ما نگر
همچو ما در بحر ما ، ذما را نگر
یک زمان با ما در این دریا در آ
آبرو می جو و در دریا نگر
خط محور از میانه طرح کن
بگذر از قوسین و ادنی را نگر
ترک سرمستی اگر خواهی بیا
لحظه ای در چشم مست ما نگر
آینه بردار و روی خود ببین
آنچه پنهان دیده ای پیدا نگر
در سرم سودای زلفت اوفتاد
حال این سودائی شیدا نگر
هیچ شی بی نعمت الله هست نیست
نعمت الله با همه اشیا نگر
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
  

 
»غزل شماره 812«
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نور چشم با به چشم ما نگر
عین ما در جو و در دریا نگر
در همه پیدا و پنهان از همه
نور آن پنهان و این پیدا نگر
یک وجود است و هزارش اعتبار
آن یکی در هر یکی یکتا نگر
ذات او چون با صفت اسمی بود
یک حقیقت در بسی اسما نگر
وحدت و کثرت به همدیگر ببین
مظهری در مظهر اسما نگر
ساغر می نوش کن شادی ما
حل سرمستان و ذوق ما نگر
نعمت الله در نظر آئینه ایست
گر نظر داری بیا ما را نگر
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
  
صفحه  صفحه 85 از 193:  « پیشین  1  ...  84  85  86  ...  192  193  پسین » 
شعر و ادبیات

Shah Nemat Allah Vali | کلیات شاه نعمت الله ولی


این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA