سلام
حدود ۱۰ سالی میشه که اینجام. آدم نسبتا احساساتی هستم. احساسات نه به معنای سوسول بودن؛ بلکه از این جنبه که فضای رومانتیک و کارای عشقولانه بیشتر برام مهم هست. لببازی و بوس و بغل و نوازش رو در تایم بالا بیشتر از اصل سکس دوست دارم. نه که سکس برام مهم نباشه چون همه کسانی که میاییم توی این سایت، هدفمون سکسه ولی من در کنارش هبجان عشق رو هم شدیدا دوست دارم و معتقدم سکس بدون عشق لذتی نداره و بهمون اندازه عشق بدون سکس هم هیچی نیست.
فکر میکنم آدم خوشسکس و حشری هستم و از سایز و زمان برنامه خودم راضیم!
یکی رو داشتم که همه زندگیم بود. هردو حشری بودیم ولی عشق واقعی رو باهم تجربه کردیم. چیزایی که من کنار زنم کمبود داشتم رو اون برام جبران میکرد و منم کارایی که اون شوهرش براش اتجام نمیداد رو پوشش میدادم. ولی فاصله و دوری راهمون و همینطور ترس از دیدهشدن توسط آشناها (بخاطر اینکه دوست خانوادگی بودیم و رفتوآمد داشتیم) باعث شد نتونیم باهم ادامه بدیم چون دیگه از دیوونهبازیهام فراری بود (چون توی رابطه خیلی اهل ریسک و هیجان هستم) و میترسید بگا بره
الانم دنبال یه خانم جذاب و محترم بین ۳۰ تا ۴۰ میگردم که مثل خودم باشه؛ حشری و دوستدار سکس و در کنارش عاشق کارای رمانتیک و دیوونهبازی برای خوبکردن حال دونفره که فارغ از زندگی اصلی خودمون، همدیگه رو پوشش بدیم و بدون ایجاد مزاحمت در زندگی خصوصی، از باهم بودن لذت ببریم 
۴۵ - ۱۸۰ - ۷۰
in search of way to escape
ویرایش شده توسط: AmirSalman
سپاس بی همتا از فرمایشات ونکات در خور تامل دوستان و بیان تجربیات شان در این خصوص و تنها مطلبی که از منظر تجربه شخصی میتوانم به بحث افزون نمایم .سیال بودن جهان مادی و کنش و برهم کنش های اجتماعی است .یعنی نمیتوان به ضرس قاطع و مطلق دوست خوب را تعریف ماهوی نمود.زیرا شخصیت سلایق علایق فرهنگ کانون تربیتی و مهم تر اهداف فرد از برقراری روابط اجتماعی متفاوت است .تضاد وتفاوت فرهنگی و کانون تربیتی اولین دلگیری ها وکدورت ها را پدید میاورد .لذا شایسته است برای ممانعت از شکست در این روابطی که احساسات شالوده و دخیل است مرزبندی و خطوط قرمزی را مدون ساخته و هرگز انهارا نغز ننماییم.بنظرم هررابطه ای که به شکست بیانجامد یک زخمی بر پیکره فرد و سالیان متمادی انرا به یادگار خواهد داشت .هیچ گاه شکست در این روابط پلی به سمت پیروزی نخواهد شد چون عملا در روابط اینچنینی اهداف و چشم انداز طرفین مهمترین فاکتور در اینده وتداوم ان رابطه خواهد بود. شخصا پس از ازمون وخطاهای دردناک اموختم که یک دوست جامع الشرایط نداریم یا از اقبال بد من چنین افرادی یا خودم محل اشکال بوده پس برای مثال کوهنوردی یک شخص مناسب دانسته و برای سایر امور اشنایی ها را طبقه بندی نمودم. واز روز در ناخوادگاه خویش این روابط را سطحی و فردا را پایان ان میدانستم ازین رو دلبستگی ووابستگی هایم به مخاطب کاهش یافت .و اموختم اولیت خطای راهبردی سوت پایان را با شهامت بصدا دراورم و قبل از اسیب های بیشتر این زمین بازی را ترک گویم .
صرفا دیدگاه بنده نسبت به مقوله دوست وروابط اجتماعی که منجربه دوستی میشود بود و نظرات هرفرد پارامترهای کانون تربیتی شخصیت سواد و جایگاه اجتماعی فرد را نمایندگی میکند و بدون شک نظرات بنده وحی منزل نبوده و خطا واشتباهات علی ماشالله در ان پدیداراست . با احترام
فارغ التحصیل استعدادهای درخشان،اواخردهه60. درغربت15سال.خوشتیپ،خوشسیما،خوشمشرب،انسانبیضرروزیان،متولدشبیلداواخلاقخاص،مسلط به چهارزبانی ژرمن،فرانسه،انگلیسی،چینی ..تنهابهزبانمادریافتخارمی