ایران معبد ماست...گفتم آقایون پرچم و نقشه ایران رو روی یقه کت و شلوارشون فراموش نکنن. اما ظاهرا،طبق معمول خانم ها پیش افتادند....
فارس: در مدارس آشپزخانه ساخته میشود.خراسان:نان رضوی با میوه خام.خوزستان :کره و پنیر، خرما.اصفهان :طاس کباب، کوکوسبزی، نیمرو.قم:کتلت و بيسکوئيت.کرمانشاه:نان برنجی، کیک و پیراشکی... از تغذیه رایگان در مدارس تا حمله شیمیایی به مدارس، یک خمینی و خامنه ای، یک نسل ۵٧ تی، کمی توده ای و مجاهد و فدایی چپول و چهل و چند سال زمان کافی بود....
shahraam: بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِشاشیدم تو اسلام دین صلح و مهربانیصدق الله العظيمشیرین عقل
هدف ادیان ، چه الهی بوده باشن یا منشا انسانی داشته باشن ، اشاعه ی اخلاقیات در جوامع هست. از نظر منطق بشردوستانه ی امروزی هم خیلی از آموزه های دینی با اصول پذیرفته شده ی اخلاق جامعه پرور منطبق هست. در دنیای امروز دیگه برای پذیرفتن اخلاقیات لازم نیست حتما متدین بود. خود سیستم تربیتی و آموزشی و هم سو شدن با عرف مورد قبول زندگی جمعی، اخلاقیات رو پرورش میدن. همه ی راهکارهای توصیه شده ی ادیان هم نمیتونه مناسب بشر امروزی باشه. فهم و شعور انسان نسبت به گذشته های با حکومت های ضدبشری کاملن متحول شده. نسخه ای که برای 1400 سال پیش پیچیده شد در خور همون دوران بود. حالا اگه همچنان اصرار به پیاده کردن همون نسخه ی کهنه با اعمال جبر و تهدید و مجازات کنیم ، جوری که متاسفانه مردم ایران درگیرش هستن ، نتیجه ش میشه نفرت اندوزی به ماهیت و قالب دین .. نه فقط دیگه گرامی داشته نمیشه بلکه مورد اهانت و تمسخر هم قرار میگیره. یک مثال ساده ش نجس خواندن سگ در اسلام هست. اگه بی طرفانه بهش نگاه کنیم دلیلش خطرات انتقال بیماری های اشتراکی بین انسان و سگ هست. اثبات این ادعا هم توجه به مرطوب بودن یا نبودن ترشحاتش هست. در مورد خون هم اشاره شده وقتی هنوز مرطوب باشه نجس در نظر گرفته میشه. واضحه که ویروس ها دور از رطوبت از بین میرن. خب امروز انسان ، هم برای مصون موندن خودش هم حیواناتی که باهاشون در ارتباط هست از واکسن استفاده میکنه و دیگه خطر ابتلا به بیماریهای اشتراکی از بین میره. اما برای حماقت و تعصبات کور متاسفانه هیچ واکسنی ساخته نشده و سگ ها مورد آزار قرار میگیرن .
یاد شعری از سعیدی سیرجانی افتادم که مظلومانه در زندان شکنجه شد و به قتل رسید. روحش شاد.خبر داری ای شیخ دانا که منخداناشناسم ، خدا ناشناسنه سربسته گویم درین ره سخننه از چوب تکفیر دارم هراسزدم چون قدم از عدم در وجودخدایت برم اعتباری نداشتخدای تو ننگین و آلوده بودپرستیدنش افتخاری نداشتخدائی بدینسان اسیر نیازکه بر طاعت چون توئی بسته چشمخدائی که بهر دو رکعت نمازگه آید به رحم و گه آید به خشمخدائی که جز در زبان عرببه دیگر زبانی نفهمد کلامخدائی که ناگه شود در غضببسوزد به کین خرمن خاص و عامخدائی چنان خودسر و بلهوسکه قهرش کند بی گناهان تباهبه پاداش خشنودی یک مگسز دوزخ رهاند تنی پرگناهخدائی که با شهپر جبرئیلکند شهر آباد را زیرو روخدائی که در کام دریای نیلبرد لشکر بیکرانی فروخدائی که بی مزد و مدح و ثنانگردد به کار کسی چاره سازخدا نیست بیچاره، ورنه چرابه مدح و ثنای تو دارد نیاز!خدای تو گه رام و گه سرکش استچو دیوی که اش باید افسون کننددل او به"دلال بازی" خوش استوگرنه "شفاعتگران" چون کنند؟خدای تو با وصف غلمان و حوردل بندگان را به دست آوردبه مکر و فریب و به تهدید و زوربه زیر نگین هرچه هست آوردخدای تو مانند خان مغول"به تهدید چون برکشد تیغ حکم"ز تهدید آن کارفرمای کل"بمانند کر و بیان صم و بکم"چو دریای قهرش در آید به موجنداند گنه کاره از بیگناهبه دوزخ فرو افکند فوج فوجمسلمان و کافر، سپید و سیاهخدای تو اندر حصار ریانهان گشته کز کس نبیند گزندکسی دم زند گر به چون و چرابه تکفیر گردد چماقش بلندخدای تو با خیل کروبیانبه عرش اندرون بزمکی ساختهچو شاهی که از کار خلق جهانبه کار حرمخانه پرداختهنهان گشته در خلوتی تو به توبه درگاه او جز ترا راه نیستتوئی محرم او که از کار اوکسی در جهان جز تو آگاه نیستتو زاهد بدینسان خدائی بنازکه مخلوق طبع کج اندیش توستاسیر نیاز است و پابند آزخدائی چنین لایق ریش توستنه پنهان نه سربسته گویم سخنخدا نیست این جانور، اژدهاستمرنج از من ای شیخ دانا که منخدا ناشناسم اگر"این" خداست"زنده یاد علی اکبر سعیدی سیرجانی"
چون بحث شیرین اسلام و مسلمین پیش آمد یادی کنیم از خواهران محجبه و با ایمان و آفتاب و مهتاب ندیده!اهلش میدونند که دست رو هر دختر و زن چادری بزاری اشتباه نکردیشخصا از چادری جماعت چیزهایی دیده ام که حتی در خارج از کشور هم قفله،مثل سکس با محارم و mfm دو مرد غریبه با خانم متاهل در منزل خانم....
چون صحبت از اسلام عزیز شد.... محمد و عایشه هستند، پدر و دختر هندوستانی. خجالت بکش! لابد فکر کردی.....