مذهب

Aisha | عایشه (ام المومنین) و پیامبر (توسط مدیر بسته شد)


صفحه  صفحه 1 از 47:  1  2  3  4  5  ...  44  45  46  47  پسین »
 مرد
#1   Posted: 13 Jun 2011 05:53




درود بر دوستان عزیزم

در این تاپیک میخوام عایشه کوچکترین زن پیامبر رو برای شما معرفی کنم و داستان هایی که ایشون در دوره ی اسلام و بعد از پیامبر درگیرشون بودن.

در اساس در تاریخ اسلام همه متوجه هستید که پیامبر دارای زنان بسیاری بود مثل خدیجه ، ام الحبیبه، ام السلمه ، و ...

پیامبر در میان این زن ها عایشه رو بیشتر از همه دوست داشت که هم تاریخ سنت و هم تاریخ تشییع به این قضیه معترف هستند .

من در آینده از تواریخ معروف براش ما میارم که عایشه که بود و چرا این شیعیان رافضی از عایشه متنفر هستن
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  ویرایش شده توسط: bilbilak  
 مرد
#2   Posted: 13 Jun 2011 11:41
قرآن کتابی است که محمد ابن عبدالله آن را به خدائی به نام الله نسبت داده است؛ پس قرآن نمود افکار اوست، او در این کتاب مجوز ازدواج دخترانی را صادر کرده است که هنوز پریود نشده‌اند، اگر مغالطه‌ی رشد دختران در سرزمین عربستان را بپذیریم، پس باید قبول کنیم که دختران در این مناطق زودتر از جاهای سردسیرتر پریود می‌شدند، لذا سن قبل از پریود آنها هم باید از سن سایر دختران و آنچه که در این زمینه متعارف است، کوچکتر باشد؛ اگر هم کوچکتر نباشد، باز دختر قبل از پریود کودک محسوب خواهد شد، قرآن بیان می‌نماید که اگر شما دختری که هنوز پریود نشده است را طلاق دادید، باید آنان مانند سایر زنان {کسانیکه از پریود ناامید شدند( زنان یائسه) و همچنین زنان حامله} از ازدواج خودداری نمایند. در مورد زنان یائسه و دخترانی که هنوز پریود نشده‌اند، باید سه ماه برای اطمینان از عدم حاملگی صبر نمایند:
وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِن نِّسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ وَأُوْلَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا (طلاق/4) و (اگر طلاق دادید) آن زنانتان كه از پریود نوميد شدند اگر (در پریود شدنشان)شك داريد، عده‌ی آنان سه ماه است و (دخترانى) كه (هنوز) پریود نشده‌اند. و زنان آبستن مدتشان اين است كه وضع حمل كنند و هر كس از الله بترسد، براى او در كارش آسانی می‌گرداند.( این آیه مدنی است)

آیا محمد با دختری ازدواج نموده است که هنوز پریود نشده بود؟
یکی از همسران محمد عایشه است؛ سن او در هنگان ازدواج با محمد 9 سال بود، اما منابع تناریخی در این زمینه:
در این حدیث‌ بیان شده که عمر عایشه 9 سال بود است:
حدثنا معلى بن أسد: حدثنا وهيب، عن هشام بن عروة، عن عائشة: أن النبي صلى الله عليه وسلم تزوجها وهي بنت ست سنين، وبنى بها وهي بنت تسع سنين.وقال هشام: وأنبئت أنها كانت عنده تسع سنين.( صحیح بخاری/کتاب نکاح/باب تزویج الاب ابنته من الامام)

در اینجا نیز عمر او بین 7 و 9 سالگی بیان شده که گفته شده 9 سال درست‌تر است:
حدثنا قبيصة بن عقبة: حدثنا سفيان، عن هشام بن عروة، عن عروة قال:تزوج النبي صلى الله عليه وسلم عائشة وهي ابنة ست سنين، وبنى بها وهي ابنة تسع، ومكثت عنده تسعا. (صحیح بخاری/ کتاب نکاح/ باب بنی بامرأه و هی بنت تسع سنین)

در این حدیث او با کودکان هم‌سن و سالی که برای بازی نزد او می‌آمدند، در حضور محمد بازی کرده است:
حدثنا يحيى بن يحيى. أخبرنا عبدالعزيز بن محمد عن هشام بن عروة، عن أبيه، عن عائشة: أنها كانت تلعب بالبنات عند رسول الله صلى الله عليه وسلم. قالت: وكانت تأتيني صواحبي. فكن ينقمعن من رسول الله صلى الله عليه وسلم. قالت: فكان رسول الله صلى الله عليه وسلم يسربهن إلي. (صحیح مسلم/ کتاب نکاح/بابا تزویج الاب، البکر الصغیره)

و خلاصه بیان شده که محمد با عایشه در سن در سن 7 سالگی او ازدواج نمود و در سن 9 سالگی اولین سکس با وی را تجربه کرده است(زفاف)، عایشه در هنگام مرگ محمد در حدود 18 ساله بوده است:
وحدثنا عبد بن حميد. أخبرنا عبدالرزاق. أخبرنا معمر عن الزهري، عن عروة، عن عائشة ؛ أن النبي صلى الله عليه وسلم تزوجها وهي بنت سبع سنين. وزفت إليه وهي بنت تسع سنين. ولعبها معها. ومات عنها وهي بنت ثمان عشرة. (صحیح مسلم/ کتاب نکاح/بابا تزویج الاب، البکر الصغیره)


عروه بن زبیر به مالک بن مروان چنین نوشت: درباره‌ی خدیجه دختر خویلد (نخستین همسر محمد) از من پرسید بودی که چه وقت درگذشت؟ وفات وی سه ( 3 ) سال یا نزدیک به سه سال پیش از هجرت پیغمبر بود و پس از وفات خدیجه، عایشه را عقد کرد، پیغمبر دوبار عایشه را دیده بود و به او می‌گفتند: "این زن تو است" عایشه ان وقت شش ( 6 ) سال داشت. هنگامی که پیغمبر به مدینه هجرت کرد با عایشه زفاف کرد و هنگام زفاف عایشه نه ( 9 ) سال داشت.

هشام بن محمد گوید: پیغمبر عایشه دختر ابوبکر را به زنی گرفت، نام ابوبکر عتیق بود و او پسر ابی قحافه بود و نام ابی‌قحافه عثمان بود، پیغمبر سه ( 3 ) سال پیش از هجرت مدینه عایشه را عقد کرد. آن وقت هفت ( 7 ) ساله بود، و پس از هجرت مدینه در ماه شوال با وی زفاف کرد، آن وقت عایشه ( 9 ) ساله بود و چون پیغمبر درگذشت، هیجده ( 18 ) ساله بود. پیغمبر زن دوشیزه‌ای جز عایشه نگرفت.
تاریخ طبری/ صفحه 1292/ ترجمه ابوالقاسم پاینده
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
 مرد
#3   Posted: 15 Jun 2011 19:51
دوستان توجه کند بویژه جناب کاوه اهنگر.

هر کسی میخواد در این تاپیک شرکت کنه هم باید قوانین مذهب رو رعایت کنه هم اینکه باید اجازه بده حرف های من که پیوسته به هم هستند تموم بشه بعد شروع کنه منابع بیاره واستدلال کنه.
بنده زیاد طول نمیکشه تا فردا تاپیک رو کامل میکنم در لابه لای پست های من پست ندید که پاک میکنم وقتی تموم شد دیگه مختارید هر کاری کنید.

قبلش اتمام حجت کردم که مشکلی پیش نیاد
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  ویرایش شده توسط: bilbilak  
 مرد
#4   Posted: 15 Jun 2011 21:05
خب کتابی رو که پایین براتون میزارم کتابی است از کورت فریشلر ترجمه ذبیح الله منصوری.
دوستان لطفا حتما کتاب رو بخونن و به واقع نویسنده بدون تعصب و بی طرف حرف زده


دانلود کتاب

اسم كتاب : عایشه بعد از پیامبر
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  ویرایش شده توسط: bilbilak  
 مرد
#5   Posted: 15 Jun 2011 21:23
نوشته‌های پست 2 برگرفته از معتبرترین منابع حدیث اسلامی است، بنابراین بر طبق آنچه که مشاهده می‌گردد و با توجه به معیار پذیرفته شده‌ی امروزی، کل دوران هم‌خوابگی محمد با عایشه در سنین کودکی او بوده است. محمد همواره به عایشه علاقه‌ی زیادی داشت و حتی نمی‌توانست در هنگام جنگ هم از او دست بکشد، در جنگ با قبیله‌ی بنی مصطلق نیز که آن واقعه‌ی معروف گم شدن عایشه رخ داد، محمد تمام شواهد را نادیده گرفت و او را نزد خویش نگه داشت(شرح مفصل در اینجا).
اما آیا محمد از قدرت جنسی زیادی بهره می‌برد، او او انسان غیر عادی در این زمینه بود؟
چرا این همه به سکس اهمیت می‌داد؟
آیا انسانی که پدوفیلیا باشد، در سکس تنوع طلب است؟
چرا او با مشاهده‌ی بدن لخت عروسش(زن پسرخوانده‌اش که در آن زمان مانند پسر وی بود) عاشق او شد؟
چرا او علاقه داشت که با زنان معروف و همچنین زنان به غنیمت گرفته شده‌ی رؤسای قبایل ازدواج نماید؟
به این حدیث توجه نماید که مسلمانان زمان محمد چه تصوری از قدرت جنسی غیر عادی او داشتند:
أنس بن مالك قال كان النبي صلى الله عليه وسلم يدور على نسائه في الساعة الواحدة من الليل والنهار وهن إحدى عشرة قال قلت لأنس أوكان يطيقه قال كنا نتحدث أنه أعطي قوة ثلاثين (صحیح بخاری/باب غسل(
این حدیث بدان معناست که در آن زمان تصور می‌کردند او قدرت جنسی سی مرد را دارد.
محمد با توجه به علاقه‌ای که به دختران کم سن و سال داشته است است؛ حتی در بهشت هم برای خود و سایر مؤمنان سکس با چنین دخترانی را نوید داده است، او از بچه‌بازان هم غافل نبوده و برای آنان غلمان در نظر گرفته است.
قطع به یقین پاسخ به این پرسش‎ها می‌تواند راهی برای بهتر شناخته شدن این شخصیت باشد؛ ولی آنچه که مسلم است، او به عایشه بیشتر از سایر زنان علاقه داشت و در هنگام مرگش نیز سرش بر روی شانه‌ی عایشه بود و در اتاق وی همراه ابوبکر و عمر دفن گردید.
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
 مرد
#6   Posted: 15 Jun 2011 21:25
توهین به عایشه و اهل سنت در كتب شیعیان

همانا عمر ابن خطاب دچار بیماری در پشتش بود که آرام نمی‌گرفت مگر با آب مرد.(انوار النعمانیه جلد یک صفحه‌ی 63، نوشته‌ی نعمت الله جزایری از علماء بزرگ شیعه)
عثمان کسی بود که با او بازی می‌شد و او ک‌و‌ن‌ی بود (نقل از صراط المستقیم جلد جلد 2 صفحه‌ی 30، نوشته‌ی علی ابن یونس البیاضی از علماء شیعه)
عایشه بخاطر روسبیگری 40 سکه‌ی طلا برای خود جمع‌آوری نموده بود (نقل از مشارف انوار الیقین صفحه‌ی 86، نوشته‌ی رجب البرسی از علماء شیعه)
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
 مرد
#7   Posted: 15 Jun 2011 21:28
خواستگاری از عایشه، دلیل دیگری بر تنوع طلبی در سکس از سوی محمد می‎باشد:

موضوع سومی که دال بر این است، محمد در شهوت تنوع طلب بود، ازدواجش با عایشه می‎باشد، او ظاهرا عایشه را بیشتر از همه‌ی زنان دوست می‌داشت، تا جائیکه در ماجرای غزوه‌ی بنی مصطلق(جنگی که زنان زیادی به اسارت مسلمانان در آمدند و محمد یکی از اینها را برای خودش برگزید)، علی‌رغم اینکه بسیار به عایشه مشکوک شد، حاضر نبود از او دست بکشد، محمد در این ماجرا که به ماجرای افک معروف شده است، دارای حالی کاملا پریشان بود و در حدود یکماه وحی را قطع کرده بود، پس از گذشت مدت زیاد(بیش از یکماه)، موفق شده بود، خود را قانع گرداند که در مورد عایشه اشتباه کرده است و برای اینکه ذهن دیگران را پاک نماید باز الله را به کمک طلبید و به بیان کنندگان این ماجرا که از مؤمنان مسلمان بودند، تازیانه زد.

-باز هم الله به کمکش می آید. (شرح مفصل در اینجا) او در همین راستا بود که رسم فرزندخواندگی را از میان اعراب برداشت.
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
 مرد
#8   Posted: 15 Jun 2011 21:31
ماجرای افک؛ چرا رسول الله به ام المومنین، عایشه، مشکوک بود؟ آیا ام المؤمنین با صفوان رابطه داشته بود؟

ماجرائی که از آن بعنوان ماجرای افک یاد می‌‎نمایند، واقعه‌ای است مسلم. هم شیعه و هم اهل سنت این واقعه را تأیید می‌نمایند، شاید بدلیل اینکه عایشه دختر ابوبکر و از مخالفان علی در جنگ جمل بود، شیعیان کمی مغرضانه این واقعه را بیان نمایند و منابع آنان زیاد معتبر نباشد، به همین دلیل من نوشته‌های زیر را از منابع اهل سنت ذکر می‌نمایم:

محمد ابن عبدالله، در جنگ‌ها معمولا یکی از همسران خویش را با خود به همراه می‌بردند، در جنگ بنی مصطلق، او عایشه را همراه خود برده بود. محمد عایشه را در کجاوه‌ای(اتاقی کوچک بالای شتر) گذاشت (البته او چند نفر از یارانش را مسئول اینکار کرده بود)و او را به همراه خود به جنگ برد، هنگام برگشت، همه به تصور اینکه عایشه در کجاوه است به مدینه برگشتند، اما پس از اینکه محمد درون کجاوه را نگاه نمود، عایشه را در آنجا ندید.

عایشه این ماجرا را اینگونه بیان می‌نماید(نقل از امام بخاری و مسلم):

هرگاه محمد(ص) انگیزه‌ی سفر را می‌نمود، در میان زنان خود قرعه کشی می‌کرد، این‌بار(در غزوه‌ی بنی مصطلق) قرعه به نام من بیرون آمد، در این هنگام، الله حکم حجاب را نازل کرده بود؛ بنابراین پیامبر، من را در کجاوه قرار داد. پس از اینکه غزوه تمام شد و ما آهنگ برگشتن را نمودیم، نزدیک مدینه اردو زدیم؛ هنوز شب بود که اعلام حرکت نمودند، من برای قضای حاجت(دستشوئی) به گوشه‌ای رفتم، هنگامیکه می‌خواستم به کجاوه داخل شوم، متوجه شدم که گردن بند من پاره و مهره‌هایش ریخته است؛ من مشغول جمع آوری آنها شدم. در این حال کسانیکه مشغول حمل کجاوه‌ من بودند، گمان کردند که من در درون آن هستم، بنابراین آنرا بالای شترم قرار دادند، من هنوز جوان بودم و زنان در آن هنگام بخاطر نداشتن غذای کافی لاغر بودند، لذا آنان (حمالان کجاوه) متوجه خالی بودن کجاوه نشدند و شتر را همراه کاروانیان به حرکت در آوردند. من پس از اینکه گردنبد خویش را یافتم، به محل کاروان آمدم و در انجا بود که متوجه شدم کاروان رفته است و اثری از آن نیست؛ چون می‌دانستم که اگر آنها متوجه شوند بر خواهند گشت، همانجا منتظر ماندم و سپس به خواب رفتم. صفوان بن معطل که پشت لشکر مانده بود، هنگام صبح که هوا روشن نشده بود، به محل کاروان رسیده بود، مرا که قبل از حکم حجاب دیده بود، می‌شناخت. من با شنیدن "انا لله و انا الیه راجعون" از زبان ایشان، بیدار گشتم و خودم را پوشانیدم.

عایشه همچنین می گوید: به الله سوگند! او حتی یک کلمه با من سخن نگفت و فقط دائما "انا لله" بیان می‌نمود؛ شترش را خوابانید و من بر آن سوار شدم. او پیاده جلو شد تا اینکه در گرمای ظهر به لشکر که در جائی اردو زده بود، رسیدیم.

عایشه می‌گوید هنگامیکه به مدینه رسیدم، بیمار شدم و این در حالی بود که مردم پشت سر من داستان افک را می‌ساختند. در این مدت پیامبر هم با من مهربان نبود و من از ماجرا (سخنان مردم) خبر نداشتم.

تا اینکه حال من بهتر شد، شبی با "ام مسطح"(خاله‌ی ابوبکر) برای قضای حاجت بیرون شدیم، در آن هنگام ما فقط شب‌ها برای این منظور بیرون می‌رفتیم و هنور به ساخت دستشوئی کنار خانه عادت نکرده بودند و اعراب آنرا زشت می‌دانستند. در بازگشت، پای ام مسطح به دامنش گیر کرد و افتاد، در این هنگام مسطح (پسرش)را نفرین نمود و من اعتراض کردم. او هم ماجرای افک را تعریف نمود(مسطح پسر خاله‌ی ابوبکر بود و گفته بود که قبلا از رابطه ی صفوان را با عایشه خبر داشتم، او از کسانی بود که در جنگ بدر در صف اسلام جنگیده بود)؛ من پس از شنیدن این ماجرا، بیمار شدم.

محمد ابن عبدالله هم پس از این ماجرا، با چند تن از یارانش درباره‌ی عایشه مشورت نمود(کنیز عایشه، زید ابن حارثه و علی ابن ابیطالب که هر سه در خانه‌ی او بزرگ شده بودند)، یکی از این مشورت دهندگان علی بود که پیشنهاد طلاق دادن او را به محمد داد، اما محمد این پیشنهاد را نپذیرفت(عایشه دختر زیبای سرخ چهره‌ای بود تا جائیکه محمد به او لقب حمیرا(سرخ روی کوچک) داده بود.

تا اینکه روزی در خانه‌ی ابوبکر:

عایشه بیان می‌نماید: یک ماه بود که وحی قطع شده بود، پیامبر به من گفت: ای عایشه! در مورد تو، به من خبرهائی رسید، اگر تو واقعاً بی‌گناهی، پس به زودی الله با وحی بی‌گناهی تو را به من خبر خواهد داد، اما اگر مرتکب فحشا شده‌ای توبه کن! من به پدر و مادرم گفتم که پاسخ فرستاده‌ی الله(رسول الله) را بدهید، آنها گفتند که ما نمی‌دانیم چگونه پاسخ او را بدهیم. آنگاه خودم که زن کم سن و سالی بدوم، گفتم: به الله سوگند! اکنون که شما این جریان را شنیده‌اید، آنرا باور کرده‌اید؛ اگر من خود را از آن بری بدانم، در حالیکه الله می‌داند که من بری هستم، شما از من نخواهی پذیرفت و اگر اعتراف کنم که الله می‌داند چنین نبوده است، سپس سخن یعقوب را در سوره‌ی یوسف خواندم:

وَجَآؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ (یوسف/18) و پيراهنش را [آغشته] به خونى دروغين آوردند [يعقوب] گفت [نه] بلكه نفس شما كارى [بد] را براى شما آراسته است اينك صبرى نيكو [براى من بهتر است] و بر آنچه توصيف مى‏كنيد خدا يارى‏ده است.

عایشه می‌گوید: به الله سوگند! هنوز رسول الله از جایش تکان نخورده بود و هیچکس از کسانیکه درون خانه بودند، خارج نشده بودند که وحی بر آن حضرت نازل شد و آثار وحی بر چهره‌ی پیامبر با عرق کردن و سرخ شدن چهره اش آشکار گردید، رسول الله خندید و اولین سخنی که گفت این بود: ای عایشه! الله تو را تبرئه نمود و این جملات را از قول الله بیان نمود:


إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ (نور/11) در حقيقت كسانى كه آن بهتان [داستان افك] را [در ميان] آوردند دسته‏اى از شما بودند آن [تهمت] را شرى براى خود تصور مكنيد بلكه براى شما در آن مصلحتى [بوده] است براى هر مردى از آنان [كه در اين كار دست داشته] همان گناهى است كه مرتكب شده است و آن كس از ايشان كه قسمت عمده آن را به گردن گرفته است عذابى سخت‏خواهد داشت.

لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ (نور/12) چرا هنگامى كه آن [بهتان] را شنيديد مردان و زنان مؤمن گمان نيك به خود نبردند و نگفتند اين بهتانى آشكار است.

لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ (نور/13) چرا چهار گواه بر [صحت] آن [بهتان] نياوردند پس چون گواهان [لازم] را نياورده‏اند اينانند كه نزد خدا دروغگويانند.

وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (نور/14) و اگر فضل خدا و رحمتش در دنيا و آخرت بر شما نبود قطعا به [سزاى] آنچه در آن به دخالت پرداختيد به شما عذابى بزرگ مى‏رسيد.

إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ (نور/15) آنگاه كه آن [بهتان] را از زبان يكديگر مى‏گرفتيد و با زبانهاى خود چيزى را كه بدان علم نداشتيد مى‏گفتيد و مى‏پنداشتيد كه كارى سهل و ساده است با اينكه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود.

وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ (نور/16) و [گر نه] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع] سخن گوييم [خداوندا] تو منزهى اين بهتانى بزرگ است.

يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ(نور/16) خدا اندرزتان مى‏دهد كه هيچ گاه ديگر مثل آن را اگر مؤمنيد تكرار نكنيد.

وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (نور/17) و خدا براى شما آيات [خود] را بيان مى‏كند و خدا داناى سنجيده‏كار است.

إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (نور/19) كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در ميان آنان كه ايمان آورده‏اند شيوع پيدا كند براى آنان در دنيا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود و خدا[ست كه] مى‏داند و شما نمى‏دانيد.

(ترجمه ی آیات بالا از فولادوند)

عایشه می‌گوید: مادرم گفت: برو دست رسول الله را ببوس، گفتم نه! من از الله تشکر می‌نمایم.
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
 مرد
#9   Posted: 15 Jun 2011 21:34
فضایل ام المومنین عایشه

۱-نزول آیه تیمم:

عايشه رضي‏ الله‏ عنها مي‏فرمايد: در يكي از سفرها، همراه نبي اكرم بوديم. هنگامي كه به ذات الجيش يا به بيداء رسيديم، گلوبندم افتاد و گم شد. رسول الله براي پيدا كردن آن، توقف كرد. مردم نيز توقف كردند. آنجا نه آبي بود و نه كاروان، آب همراه داشت. عده‏اي نزد ابوبكر آمدند و گفتند: نمي بيني كه عايشه چه كار كرده است؟ موجب شده كه رسول الله و كاروان توقف كنند در حاليكه نه آب همراه دارند و نه در محل توقف آنان، آب وجود دارد. عايشه رضي‏ الله‏ عنها مي گويد: در حالي كه رسول اكرم خوابيده و سر مباركش را بر زانويم گذاشته بود، پدرم؛ ابوبكر؛ نزد من آمد و مرا سرزنش نمود و در حالي كه با دست‏ به پهلويم مي زد، آنچه خدا مي خواست نثار من كرد و گفت: رسول خدا و مردم را در جايي كه آبي وجود ندارد و كاروان هم آبي همراه ندارد، متوقف نمودي.

اما چون سر (مبارك) رسول الله روي زانويم قرار داشت ، نمي توانستم حركت كنم. سرانجام، زماني رسول خدا برخاست كه صبح شده بود و در محل توقف ما، آبي وجود نداشت. در نتيجه، خداوند آية تيمم را نازل فرمود و مردم تيمم كردند. اينجا بود كه اسيد بن حضيرگفت: اي آل ابوبكر! نزول اين آيه، نخستين بركت شما نيست. (بلكه قبلا نيز مردم به وسيلة شما به چنين خير و بركاتي نايل آمده اند).

عايشه رضي ‏الله‏ عنها در پايان اين حديث، مي فرمايد: آنگاه، هنگامي كه شترم را حركت داديم، گلوبند را زير آن، پيدا كرديم.(صحیح بخاری-باب تیمم)

۲-ازدواج با رسول الله(ص):در حدیثی که بخاری و مسلم در صحیح خود از عایشه ـ رضی الله عنها ـ روایت نموده‌اند ایشان فرمودند: «سه شب در خواب، تو را دیدم که فرشته‌ای تو را در تکه‌ای از حریر آورد و گفت: این همسر توست، پس پارچه را از چهره‌ات کنار زدم و ناگهان دیدم که تو هستی و با خود گفتم: اگر این رویا از خداوند باشد آن را عملی خواهد ساخت» و بی‌شک رویای پیامبران نوعی وحی است

۳-همسر رسول الله دردنیا وآخرت:ایشان همسر رسول خدا در دنیا و آخرتند چنانکه در حدیثی که ترمذی آن را در جامع خود با سند “جید” از عایشه ـ رضی الله عنها ـ روایت نموده است آمده که جبرئیل تصویر وی ـ یعنی ام المومنین عایشه ـ را در خرقه‌ای از حریر سبز به نزد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آورد و گفت: این همسر تو در دنیا و آخرت است.

۴-احسان:بانو عایشه ـ رضی الله عنها ـ در احسان به خلق و نیکی به آنان نمونه و والا بود. عروة بن زبیر روایت می‌کند که معاویه یک بار به سوی ام المومنین ـ رضی الله عنها ـ صد هزار درهم فرستاد، پس به خدا سوگند که آن پول را دست نزد تا آنکه همه‌ی آن را به این سو و آن سو بخشش نمود، پس خدمتکار وی گفت: کاش با این برای ما یک درهم گوشت می‌خریدی، عابشه رضی الله عنها ـ در پاسخ وی گفت: نمی‌شد پیش از این به من بگویی؟

همچنین از عطاء بن رباح ـ رحمه الله ـ رویت است که معاویه برای وی گردن بندی به قیمت صد هزار [درهم] فرستاد پس وی آن را میان همسران پیامبر تقسیم کرد.

۵-عیادت ابن عباس از ام المومنین:ابن عباس رضی الله عنهما ـ در بیماری وفات ام المومنین عایشه ـ رضی الله عنها ـ خطاب به وی گفت:

“تو محبوب‌ترین همسران رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بودی و او جز پاکان کسی را دوست نمی‌داشت؛ گردن‌بندت در شب ابواء گم شد و رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ برای پیدا شدن آن، شب را در آنجا ماند و مردم بدون آب شب را به صبح رساندند پس خداوند آیه‌ی تیمم را نازل نمود و این‌ها و رخصتی که خداوند نازل نمود همه به سبب تو بود و سپس خداوند برائت تو را از بالای هفت آسمان نازل نمود تا جایی که هیچ مسجدی از مساجد خداوند که یاد الله در آن می‌شود نیست مگر آنکه برائت تو شب‌ها و روزها در آن تلاوت می‌شود.”

پس عایشه ـ رضی الله عنها ـ گفت: “مرا رها کن ای ابن عباس که به خدا سوگند دوست داشتم که به فراموشی سپرده می‌شدم”. [به روایت بخاری در صحیح]

--------------------------------------------------------------------------------------------

دراینجا به مناظره ابن عباس با خوارج میپردازم.ابن عباس با خوارج مناظره ای طولانی داشتند ومن فقط به قسمتی که مربوط به ام المومنین عایشه میشود اشاره میکنم.

خوارج در مورد جنگ جمل اعتراض کردند وگفتند:علی با عایشه جنگید درصورتی که نه اسیر گرفت ونه غنیمت!

عبدالله بن عباس گفت:گفتید علی با عایشه جنگیدولی مانند رسول الله(ص)اسیر نگرفت.آیا شما میخواهید مادر خودتان عایشه را به اسارت بگیرید ومانند اسیران با او رفتار کنید؟

اگر بگویید بله:کافر میشوید. واگر بگویید که عایشه مادر ما نیست باز هم کافر میشوید چرا که خداوند درسوره احزاب آیه۶ میفرمایند:پیامبر به مومنان از خودشان اولی تر وزنانش مادران آنها (مومنان) هستند.(بلاذري، همان، ص 360-361.)
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
 مرد
#10   Posted: 15 Jun 2011 21:36
ام المومنین عایشه وجبران اشتباهات برخی راویان حدیث

ام المومنین عایشه سلام الله علیها همواره دردنیای اسلام نقش اساسی داشتند مخصوصا"بعدازوفات پیامبر(ص)ایشان همواره سعی درصحیح سازی احادیثی داشتند که به مرور زمان راویان حدیث به اشتباه روایت میکردند که درزیر به پاره ای ازآنها اشاره میکنم:

.............................................................................................................

۱-اصلاح اشتباه ابودرداء:وی درسخنانش به مردم گفت کسیکه واردصبح شود{نماز وتر}رااز دست داده است.

برخی ازمردم که این سخ را شنیدند نزد ام المومنین رفتند واورا ازآنچه شنیده بودند آگاه کردند.ام المومنین عایشه گفتند:رسول خدا(ص)واردصبح میشد ونماز وتر میگزارد

(مسنداحمد-ج۶-ص۲۴۲-۲۴۳)

۲-اصلاح اشتباه ابوهریره:

درصحیح بخاری-صحیح مسلم-مسنداحمد وسنن اب داودازابوهریره روایت کنندکه گفته :رسول خدا(ص)فرمودنداگر اندرون شما انباشته ازچرک و خون باشد بهتر از آن است که انباشته از شعر باشد.

دراصلاح آن ام المومنین به مردم گفت:این حدیث خوب حفظ نشده است زیرا رسول خدا فرموده انباشته از شعری باشد که من درآن هجو ومذمت شده ام.

(فتح الباری-کتاب الادب-ج۱۳-ص۱۶۷)

۳-اصلاح اشتباه عروه بن زبیر:از وی روایت شده که گفته است اگر سگ والاغ وزن فراروی نمازگزارباشند باعث قطع نماز میشوند.

ام المومنین عایشه گفت:به راستی که زنان رابه الاغها وسگها تشبیه کردید!به خداسوگندخودم دیدم که رسول خدا(ص)نماز میگذارد ومن بربستر میان او وقبله خوابیده بودم ونیازمند خروج شدم وچون خوش نداشتم بنشینم و رسول خدارابیازارم،از پیش پاهای او آرام بیرون رفتم.

(صحیح مسلم-کتاب الصلاه -باب قدرما یسترالمصلی-ج۱-ص۳۶۵-۳۶۷)

۴-جبران اشتباه عبدالله بن عمر(رض):به ام المومنین عایشه خبردادند که عبدالله بن عمر(رض)میگوید:ماه بیست ونه روز است.

ام المومنین عایشه گفت خدا اورا ببخشاید رسول خدا (ص)اینچنین نفرموده بلکه گفته است ماه بیست ونه روز هم میشود.

(مسند احمد-ج ۶-ص۲۴۳)

۵-جبران اشتباه کعب الاحبار:ترمذی درسنن روایتی آورده است که فشرده آن چنین است:کعب الاحبارمیگفت:خداوند دیدارومکالمه بین محمد (ص)وموسی تقسیم نمود،موسی دوبار با اوسخن گفت ومحمد(ص)دوباراو رادید.

مسروق گوید:نزد ام المومنین عایشه رفتم واز اودر این موردپرسیدم.ام المومنین گفت سخی گفتی که موی تنم را سیخ کرد!وگفت آهسته تر! وسپس این آیه را قرائت کرد.{براستی که اوبرخی ازآیات بزرگ پروردگارش رادید}نجم۱۸.

سنن ترمذی-ج۱۲-ص۱۶۸و۱۷۰-ج۱۱-ص۱۸۸-۱۸۹

۶-جبران اشتباه مروان بن حکم:مروان ازسوی معاویه والی وفرماندار حجاز بود.روزی درسخنرانی خود ازیزید بن معاویه نام برد تابعد ازپدرش با او بیعت شود.عبدالرحمان بن ابی بکر(رض)به او سخنی گفت که مروان دستور بازداشتش راداد واو به خانه ام المومنین پناه برد که به او دست نیافتند.مروان که چنین دید گفت این همان است که درباره او چنین نازل شده است.{وآن که به پدر ومادرش گفت:اف برشما!آیا به من وعده میدهد که ازگورم بیرون آورده شوم و..(آیه ۱۷ احقاف)}

ام المومنین عایشه از پس برده سخن اوراشنید وبرخاست وگفت:مروان!مروان!.مردم سراپا گوش شدند ومروان بدان سو متوجه شد وام المومنین گفت:تو به عبدالرحمان میگویی این آیه درباره او نازل شده؟به خدا سوگند دروغ گفتی!او آن نیست بلکه او فلان بن فلان است.ولی تو آمیزه ای ازلعنت خداوندی!

صحیح بخاری-کتاب التفسیر-ج۳-ص۱۲۶

تاریخ ابن اثیر-ج۳-ص۱۹۹درباره حوادث سال۵۶هجری

۷-جبران اشتباه برخی ازمردم:هنگامی که سعدبن ابی وقاص وفات کرد،زنان یامبر(ص)فرستادند تاجنازه اش را درمسجد بگردانند وزنان پیامبر(ص)برآن نمازگزارند.

پس از گزاردن نماز ،مردم ایراد گرفتند که چرا جنازه درمسجدگردانیده شد ونماز گزارده شد؟این خبر به ام المومنین عایشه رسید و گفت :مردم چه زودچیزی را که بدان علم ندارندمورد عیب وایراد قرار میدهند.

من خود دیدم که رسول خدا (ص)جز دراندرون مسجد بر سهیل بن بیضاءنماز نگزارد.

صحیح مسلم-کتاب الجنائز-ج۲-ص۶۶۸
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
صفحه  صفحه 1 از 47:  1  2  3  4  5  ...  44  45  46  47  پسین » 
مذهب
مذهب

Aisha | عایشه (ام المومنین) و پیامبر (توسط مدیر بسته شد)


این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.

 

 
Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites