انجمن لوتی
صفحه  صفحه 158 از 163:  « پیشین  1  ...  157  158  159  ...  163  پسین »
داستان سکسی ایرانی

Incest Sexy Story - داستان های سکسی با محارم

 مرد
#1,571   Posted: 14 Jan 2022 13:11

 1 Star

ارسالها: 123
Yakamoz2020
خواهشا تشویقش نکنید.
عاشق سکس با مامان
 
     
  
 مرد
#1,572   Posted: 14 Jan 2022 13:57

 1 Star

ارسالها: 123
تجاوزی تلخ با سرانجام شیرین(قسمت هفدهم)_تخیلی

دوستان در این قسمت یک سکس معمولی بین مامان شیلا و شاهین اتفاق می‌افته اما رمانتیک به شدت. ولی در سه قسمت آینده فیتیش موجوده. البته نه مثل داستان قبلیم فانتیزی. فیتیش‌های که برای یک سکس ملایم و اصطلاحا وانیلی مناسبه.
همچنین تاکید میکنم که این فقط یه داستانه و این کارا رو خواهشا مثل اون دوستمون با اقوام خودتون انجام ندید. خواهشا
*********************************************

چشمام رو باز کردم و صبح زیبایی رو با چشمام دیدم. انگار برام دنیا زیباتر شده بود. صدای جاروبرقی میومد. زود پاشدم رفتم دست و صورتی به آب زدم و تشکارا و جمع کردم و بلند کردم تا ببرمشون توی خونه. مامان داشت خورده شیشه‌ها رو جمع میکرد. روم نمیشد توی صورتش نگاه کنم. هنوزم برام مثل یک رویا بود. سعی کردم نگامو توی نگاهش نندازم.
من: سلام مامان. صبح بخیر.
مامان: سلام پسرم ظهر بخیر خوشخواب. هیچ میدونی ساعت 11 هست. چقدر میخوابی؟

مامان چقدر عادی خودش رو نشون میداد. انگار هیچ اتفاقی بینمون نیوفتاده. انگار کیرم اون کس داغ و خیسش رو حس نکرده و توی بغل هم ارضا نشدیم. تشکارو گذاشتم سر جاشون و برگشتم پیشش.

من: ببخشید خوابم برد.
مامان: نه پسرم خسته بودیم جفتمون اشکالی نداره. بیا بشین باهات حرف دارم.
نشستم روی مبل جلوش.
مامان: به جون من قسم بخور دیگه سمت کثافتای سیگار و سیگاری نمیری. وگرنه نفرینت میکنم.

من: به جون خودت که میدونی برام چقدر عزیزه اون سومین نخ توی کل زندگیم بود. دیگه نمیکنم این کارو. قسم میخورم.
مامان اومد جلوم و دستش رو دراز کرد. بهش دست دادم و گفتم قول قول.
مامان: روی قولات دارم حساب میکنما.
من: مطمئن باش مامان. سرم بره قولم نمیره.
مامان: آفرین پسرم. وقتی خواب بودی به دکتر محمدی(دوست پدرم) زنگ زدم و جریان رفتنمون به شیراز و رو گفتم. درجا گفت من خونه رو میخرم و 750 تا هم میده.
من: بکنتش 800 تا رندش کنه دیگه(اصلا توی روی مامان نگامو خیره نمیکردم. یه جور شرمم میشد)
مامان: حالا زشته بهش دوباره واسه پول زنگ بزنم. سر قرار تو بهش بگو. ناسلامتی مرد خونه‌ای ها.
من: مرسی مامان جان.(دیگه روم نمیشد بهش بگم مامان خوشگلم) حالا واسه چیش میخواد خونه رو؟
مامان: مثل اینکه میخواد بزنه زمین آپارتمان کنه با دوتا باغچه هم حول آپارتمان. راستی مامان جان. تا قبل 2 برو مدرست و پروندت و اینا رو بگیر. من خیلی دلم میخواست بیام مدرست ولی وقت نمیکنم. میخوام به کشاورزا زنگ بزنم تا فردا بیان اینجا و باهاشون حرف بزنیم.

من توی کونم که هیچ توی تخمامم عروسی شد وقتی گفت نمیام. و الا دروغای دیگمم مشخص میشد.
سریع لباس عوض کردم تا برم‌ که یه دفه
مامان: تو رو خدا شاهین مامان بهم راستشو بگو وضع درسات عالیه؟
من: مامان چرا باید دروغ بگم آخه. اصلا مگه تاحالا گفتم. من که هر چی پرسیدی راستشو بهت گفتم.
مامان لبخند رضایتی زد و گفت برو پسرم تا دیر نشده.

در راه با خودم میگفتم خاک توی سرت. میگی عشقمه ولی راحت به جونش قسم دروغ میخوری؟ خیلی عوضی هستی تو پسر. کل راه با خودم کلنجار میرفتم. آخرش به خودم اینبار قول دادم دست بردار دیگه از این کثافت بازیات. حالا که همه چی داره برات خوب میشه و تخماتیکی داری از این شهر میری تا گندکاریات در نیاد ، دیگه دور جنده بازی رو خط بکش. تو عاشق شدی و به عشقت تا حدودی رسیدی. دیدی دیشب خودش دیگه خوابید توی بغلت و کسش رو به کیرت مالید. بازم پا میده. بالاخره به زودی میکنیش. به زودی راحت میتونی تنش رو بو کنی و با خیال راحت توی بغلت بمالونیش. بعدم بچسب به درست که سال دیگه کنکور داری بدبخت.

خلاصه در عرض یک هفته همه کارای ما انجام شد. دکتر محمدی هم قبول کرد 800 بده.
هر شب پیش هم توی ایوون می‌خوابیدیم اما از بس جفتمون از صبحش خر خمالی میکردیم و اساس می‌پیچیدیم و آتاشغالا رو میزاشتیم واسه فروش ، نایی دیگه نداشتیم. مامان حتی نای کابوس دیدن و تشنج کردن و حالش توی خواب بد بشه هم نداشت. منم که توی عمرم اولین بار بود انقدر مثل تراکتور کار میکردم حتی لختم می‌دیدمش کیرم داشت خستگونی در میکرد و نای شق شدن نداشت.
دیگه شنبه صبح قرار شد با آقا مجید(همون که با کامیونش قرار بود ما رو تا شیراز ببره) راهی این سفر بشیم.
مامان اولش روش نمیشد بیاد جلوی کامیون و می‌خواست بره توی بار بین اساسا باشه همش. اما به اصرار من و خصوصا آقا مجید اومد جلو. آقا مجیدم نمیزاشت روی گاز پیک نیکی عقب بره غذا درست کنه. همش مهمونش بودیم توی بهترین رستورانای بین جاده که خودش میشناخت.
عوضش مامانم نزاشت شبا توی ماشین بخوابیم. هر شب به خرج مامان توی یه هتل یا مسافرخونه سپری میشد.
دو شب اول که یکیش مسافر خونه بین راهی بود و یکی هتل توی تهران ، هیچ اتفاقی نیوفتاد. نامردا جفتشون اتاق دو تخته هاش ، دوتا تختشون جدا از هم بود. یکیش این ور اتاق و یکیش اون ور اتاق. من این دو شب تا کلی فقط خیره به بدن و خصوصا کون خوشگل مامان میشدم تا خوابم ببره.
مامانم این دوشب اصلا حالش بد نشد توی خواب که به بهانه آروم کردنش برم توی بغلم بگیرمش.
جاده تهران اصفهان آدم روی آدم بود و تصادف بدیم شده بود و کلی توی جاده بودیم. طرفای 10 شب بود که رسیدیم به خود اصفهان. هر جا رفتیم میگفت اتاق خالی نداریم. هفته اول شهریور بود و بهترین زمان برای سفر. فقط دوتا هتل خیلی خوب بود که اتاق داشت اما به شدت گرون بودن و بنده خدا آقا مجید نزاشت و نزاشتم دیگه دنبال هتل و مسافرخونه بگردیم.
مجید: شیلا خانوم. یه شبم حس راننده جماعت رو به خودت بگیر و توی ماشین بخواب. بد میگذره میدونم. اما خاطره میشه.
مامان با اکراه قبول کرد و کلی شرمنده بود که نشده حالا که مجید همش ما رو مهمون غذا کرده امشب اینجوری بشه و نریم هتلی چیزی.
آقا مجید کامیون رو کنار یه ایستگاه کلانتری نگه داشت تا امن باشه. من و مامان دوتا تشک بدرد نخور که کثیفم میشد مهم نبود رو پهن کردیم کف بار بین اساسا و رفتیم توی تشکا. مجیدم که جلوی ماشین ، من که صدای خرناساشو هم میشنیدم. خیلی بد بود. من و مامان جا نداشتیم درست پاهامون رو صاف کنیم و میخورد به وسایلا.
من: مامان مگه قرصای قبل خوابت رو نمیخوری؟
مامان: هنوز زوده پسرم بخوابیم. تازه ساعت 11 هست. من خوابم نمیاد اصلا. تو چی؟
من: منم اصلا نمیاد.
مامان: میگم روی قول اولت که می‌بینم خوب هستی. قول دومت چی؟
من: من که همش جلوی چشمات بودم مامانی.
مامان: آفرین پسرم. به جون خودت واسه خودت میگم. چیه یه چیز تلخ رو میکنی توی حلقت؟ بوش حال آدم رو بهم میزنه واقعا.
من: بله قبول دارم. خودمم حالم بد شد اون سه بار.
مامان: آفرین خودت فهمیدی چه چیز گندیه. میگم راستی اونشب خیلی آتیش داشتی؟ دیگه فروکش کرد؟

من خودم رو زدم حسابی به اون ور.
من: آتیش چی؟
مامان: دست زدن و خوردنه ..... به سینه‌هاش اشاره کرد.
من: من تا زمانی که زنده هستم روز به روز این آتیش عشقم بهت سو سوش بیشتر میشه. و من به عشقم ، زندگیم قول دادم همون یه بار. نمیزنم زیرش. با اینکه هر بار می‌بینمت عذاب میکشم که از لمست محرومم.

مامان: یادته گفتم تا بهم دست بزنی خودت میفهمی این عشق نمیشه؟ ولی انگار خودم نتونستم جلوی خودم رو بگیرم. خودم رو انداختم توی بغلت. شاهین خیلی بهم لذت دادی اونشب. ممنونم ازت. بعد این همه سال نیاز داشتم.

من: من ممنونم ازت که اجازه این کارو دادی. میدونم اولش خیلی اذیت شدی. ببخشید.

مامان: نه تو ببخشید واسه حرفای چرتی که زدم و دستم روی یادگار علی بلند شد. واسه جبران کارم و هدیه‌ای که انقدر روی قولت وایسادی بیا ببینم پسر کوچولوی من.

مامان یه بلوز آستین دار مشکی و یه شلوار مشکی اما تنگ پاش بود که اینا زیر مانتوش برش بود و وقتی مجید در رو بست مانتوش رو در اورد با شالش.

مامان صاف به کمر خوابید و بلوزش رو داد بالا و سوتیتشم از روی ممیش برد بالا و زیر گردنش جمعشون کرد.
قسمت بار ماشین یه چراغ زرد داشت که مجید واسمون روشن گذاشت و گفت دیگه خودتون خاموشش کنید و کلیدشم بقل دست من بود. وای شیکم چسبیده به کمرش و پستوناش چه برقی میزدن.
من: مامان مطمئنی؟
مامان: آره پسرم. بیا دیگه. چرا معطلی؟

سرم رو رسوندم به پستونش و اول دور تا دور سینه راستش رو بوسه بارون کردم.
مامان : یه لحظه پسرم وایسا.
ازش جدا شدم. بلند شد نشست کف تشک بلوزش رو در اورد. کمرش رو کرد به سمتم و گفت سوتینم رو برام باز کن.
وای چه حرکت خفنی برام کرد. براش بازش کردم و یه بوسه زدم به کمرش. برگشت به روم و دست انداخت تیشرت منم در آورد و گفت هوا این عقب خیلی گرمه. خیس عرق میشی.

وای یعنی امشب میزاره آخر بکنمش؟
مامان به پهلو خوابید و گفت حالا بیا توی بغل مامان و فکر کن مثل یه کوچولویی و قشنگ سینم رو بخور. بهتر اون شب. قشنگ بچسب به مامانت.
وای به پهلو چسبیدم بهش و مثل گرگ حمله کردم به سینش. محکم نصفش رو کردم توی دهنم و مکش میزدم. مامان سرش رو کرد توی گوشم و یه آه خوشگل برام کشید و همون لحظه دست گذاشت پشت کمرم و منو به خودش فشار داد. منم دستم رو گذاشتم روی کونش و به خودم فشارش دادم تا کیر شقم بچسبه به رونش. پشمای کیرم رو شب آخری که فرداش می‌خواستیم راه بیوفتیم زدم. مامانم همون شب مطمئنم سفید کرده بود باز تا توی راه جاده عرق سوز نشه با اینکه یه هفته قبلش زده بود.

مامان لای پاش رو برام باز کرد تا پام رو ببرم لای پاش. منم پام رو گذاشتم لای پاش و کونش رو بیشتر فشار دادم به خودم. هیچی نمیگفت که بچه قولت پس کجاست. انقدر به کونم دست نزن.
مامان: بیا روم شاهین کوچولو. بیا خجالت نکش دیگه. قشنگ بخواب روم و سینه‌های مامانت رو بخور کوچولوی من.
روش خوابیدم و کیرم رفت لای رونای داغش. از بغلش دوتا سینش رو بهم فشار دادم. اوووف چه صحنه‌ای خلق شد. دوتا سینه گرد و سفت بدون هیچ افتادگی با نوک شق شده. سرم رو کردم بینشون. میخواستم خودم رو خفه کنم. مامان آروم آه میکشید تا صداش رو مجید یه موقع نشنوه. سرم رو به خودش فشار میاد و دستش رو کرده بود توی موهام و نوازشم میکردم.
مامان: بخور کوچولوی مامان. راحت باش. هر کاری دوست داری بکن.
تا اینو شنیدم گفتم بزار یه تیری بزنم ببینم میگیره یا نه. سرم رو آوردم بالا
من: مامان؟
مامان: جان مامان؟
میشه کامل لخت بشیم؟ خواهش میکنم؟ البته اگه نخوای نه ها.
مامان: باشه عمر من. ولی اول بیا بالا ببینم.
من: الان. یکم دیگه فقط.
یکم دیگه دوتا نوک پستونش رو خوردم و روش خودم رو کشیدم بالا.
توی صورت و اون چشمای خمار از حشرش خیره شدم.
مامان: منم عاشقتم. منم همه هستیمی تو. آره عشق مادر و پسر میشه. غلط کنه هر کی من بعد بگه نشه. یه دفه حمله کرد به لبم. دستام رو گذاشتم بغل صورت نازش و نازش میکردم و لباش رو مک میزدم. اوووف چه لبای داغی داشت. چقدر خوشمزه بود. چه عطر و طعم خوبی داشت رژلبش. مامان زبونش رو کرد توی دهنم. منم انگار برای زبونش ساک میزدم. محکم بغلم کرده بود و به خودش فشارم میداد. بعدش من زبونم رو فرستادم و اون انگار برام ساک میزد. چقدر لباش داغ بود. کیرم کامل روی کسش بود.
دستم رو بردم زیر سرش و بغلش کردم و خودم خوابیدم زیر تا بیاد روم. یکم دیگه لب گرفتیم از هم. بعد مامان روی کیرم نشست.کیرم درست روی کس داغش بود. مامان از عمد هی خودش رو روی کیرم تکون میداد. من دستام رو بردم گذاشتم روی پستوناش و محکم گرفتمشون و فشارشون دادم. خیریه توی چشمام بود. چشماش چه خمار شدهدبود. مامان زیپ شلوارش رو کشید پایین. من شلوارم بندی بود. بندش رو برام باز کرد گرش رو. دوباره روم خم شد و یه بوس از گردنم گرفت و کنارم خوابید و دو پاش رو کرد بالا تا شلوارش رو در بیاره. منم شلوارم رو در آوردم. داشتم شرتمم می‌کشیدم پایین که دست گذاشت روی دستم و گفت

مامان: شاهین مامان. شرت فعلا نه. هنوز برام سخته. میشه ازت خواهش کنم امشب به همین شلوار بسنده کنی؟

کیر خورد توی بخت و اقبالم. ولی چاره چی بود.

من: باشه خوشگل من. هر جور تو بخوای.
مامان: مرسی پسر گلم. اینجور هیجانشم بیشتره واسمون. پله به پله. دوباره اومد روم و لبش رو گذاشت روی لبم. سفت همو بغل کردیم. مثل دوتا مار عاشق توی تن هم می‌پیچیدیم. مامان لبش رو جدا کرد و خودش رو روم کشید بالا. عشق‌های من یعنی پستوناش اومدن جلوی صورتم. خودش ممه چپش رو با دستش گرفت فشارش داد و گذاشتش توی دهنم و میگفت بخور کوچولوی مامانی. قربونت برم.
من مکش میزدم و با دو دستم محکم روی کمرش میکشیدم. میخاستم دوباره روش بخوابم و کیرم رو بزارم روی کسش که یه دفه از روم رفت کنار و گفت

مامان: شاهین پاشو بشین و کمرت رو بزن به کمد(کمد لباسیم که گوشه ماشین بود.)

نشستم.
مامان: یکم باسنت رو بده جلو.(هنوز روش نمیشد بگه کون. یادش رفته حالش بد بود توی آسایشگاه چیا برام میگفت)

این کار رو کردم. کیرم توی شرتم سیخ رفته بود هوا. مامان نگاش کرد و بلند گفت جووون که واسه مامان شق میکنی. اومد یه پاش رو گذاشت یه برم و یه پای دیگش رو اون طرف و کس داغش رو چسبوند به کیرم. پستوناش درست جلوی صورتم بود.

مامان: شاهین محکم سینه‌های مامانی رو بخور عزیزم.

سینه راستش رو کردم توی دهنم و اون یکی رو با دستم شدید می‌مالیدم. با دست دیگمم به خودم فشارش میدادم. مامان کسش رو خیلی قشنگ روی کیرم تکون میداد. هر لحظه کسش داغتر و خیس‌تر میشد. چه کس آبداری داشت.
به خودم میگفتم مامان تو رو خدا بزار آبت رو بخورم. خب یعنی چی این کارات. الآن که کیرم روی کسته. خب بزار بکنم توش. بزار بکنم توی وجودت. بزار همو قشنگ حس کنیم.
دستم که روی کمرش بود آروم آروم بردم سمت کونش. دستم رو کردم توی شرتش که خیلیم نازک و صورتی خوشرنگی بود. سوراخ کونش رو می‌مالیدم. مامان کسش رو بیشتر فشار داد به کیرم. مست عطر تنش بودم. خدایا چقدر تنش داغ و خوشبو بود. انگشتم رو اصلا توی سوراخش نکردم. چون انگشتم خشک بود و ترسیدم دردش بیاد.
رفتم سر سینه چپش. دست دیگمم بردم و باهاش کپلای سفت کونش رو فشار میدادم. مامان خودش دو دستی سینه چپش که توی دهنم بود رو فشار میداد توی دهنم. آهاش داشت بلند میشد اما کنترل شده که صداش رو مجید نفهمه. منم حالم داشت خراب میشد. چه جالب بود مثل اون شب تقریبا داشتیم باهم ارضا میشدیم.
اوووف چه کسش داشت هر لحظه خیس تر میشد. تنش تو بغلم شروع کرد به لرزیدن خفیف. کسش رو بیشتر به کیرم فشار داد. منم داشتم میومدم و پستونش رو محکمتر مک میزدم تا اینکه هر دو ارضا شدیم. حسابی خیس کردیم خودمون رو. من چون یک هفته و سه روز بود آبم نیومده بود و تنها دو بار توی خواب از دیدن رویای کردن مامان آبم اومده بود ، اون شب حسابی خودم رو خیس کردم. مامان که چون شرتش نازکم بود دیگه داشت از شرتش می‌چکید روی پام. پستونش رو ول نکردم ولی دستام رو از شرتش در اوردم و کمرش رو نوازش میکردم.
مامان با صدای بریده : خوب بود مامان جون؟

پستونش رو ول کردم و یه بوس از بین دو سینش کردم و گفتم
من: عالی‌تر از عالی. فقط کاش....
مامان: حتما. فقط یکم بهم فدصت بده. ببین من اصلا اعتقاد و اینا رو هیچ. ولی با ذهنیت خودم جور در نمیومد. یکم بهم فرصت بده تا واسه خودم هضمش کنم.

من سرم رو آوردم بالا و نگاش کردم و گفتم چشم مامان خوشگلم.
مامان سرش رو خم کرد و یه لب توپی بهم داد. کیرم هنوز شق شق بود.
مامان لبش رو جدا کرد و گفت انگار هنوز بیداره؟
من: خیلی زود تموم شد.
مامان: بازم میخوای؟
من: هر چی تو بگی مامان جون.
مامان از بغلم رفت کنار و رفت توی تشکش خوابید به پهلو و پشت به من.
مامان: بیا بخواب پشتم و بزار لای پام و بچسبونش به.....
من: به چی؟
مامان: پسره هیز بیا دیگه.
رفتم و مامان لای پاش رو برام باز کرد و من گذاشتم لای پاش و آوردم خودم رو بالا تا چسبید به کسش. مامان پاش رو چسبوند به هم و محکم فشارش داد به هم. خودش رو بهم چسبوند و منم موهاش رو جمع کردم تا گردنش رو بوس کنم. یه دستمم گذاشتم روی پستونش و محکم فشارش دادم و عقب و جلو میکردم. اما درست نمیشد. لعنت به این شرتا. اصلا حالم نمیداد. خود مامانم اصلا حال نمیکرد.
یه دفه خودش گفت حال نمیده. خب بیا شرتا رو در بیاریم. ولی خواهشا نه به خواه من به مال تو دست بزنم نه تو به مال من. و نخواهم ببینی.
من ازش جدا شدم و در آوردم و اونم در اورد. دوباره گذاشتم لای پاش. اوووف کسش خیس و لزج بود. قشنگ عقب و جلو میشد کرد. محکم گردنش رو مک میزدم که قرمز کرد پوست ناز و لطیفش. بعد یکم ، دیدم دستش رو برد گذاشت بالای کسش تا چولوش رو بماله. پستونش رو داشتم میکندم از جا از بس فشار میدادم. مامان این بار زودتر ارضا شد. کیرم خیس کرد از آب داغش.
مامان با صدای بریده: دستت رو از زیر گردنم رد کن و دو دستی بغلم کن.
اوووف قربونت برم که انقدر حشری هستی عزیزم. همین کار رو کردم و دوتا پستونش رو گرفتم توی دستام و فشار میدادم. محکم چسبوندمش به خودم تا آبم اومد لای پاش و کس کولوچه‌ای داغ و خیسش. وقتی داشت آبم میومد اروم انگار صدای گرگ می‌دادم.
مامانم میگفت جوووون پسر گلم. چیزی نیست. توی آغوش امن مامانتی. تا آبم اومد ازش جدا نشدم و شروع کردم به گردنش رو بوسه زدن و نوازش ممیاش.
مامان: دیگه بست بود؟
من: هیچوقت بس نیست.
مامان: نه دیگه بسه. من که فرار نمیکنم.. حالاحالاها باهم کار داریم.
محکم بغلش گرفتم و گفتم همیشه پیشم بمون. هرگز نرو. 12 سال جهنم بود بدونت برام.
مامان دستم رو از روی پستونش برداشت و بوسید و گفت ببخش مامانت رو.
ازش جدا شدم و خم شدم روش و لبش رو بوسیدم و گفتم من کی باشم بخوام عشقم رو ببخشم یا نه.
مامانم یه بوس زد روی لبم و گفت عزیزم میشه شرتامون رو بپوشیم؟
من: آره هر جور راحتی.
مامان: اینا کثیفه. یه لحظه روت رو کن او ور برم از توی ساکم یه شرت بردارم.
منم گوش کردم و رفت دوتا یکی واسه من و یکیم واسه خودش اورد. پا کردیم و برگشت سمتم خوابید.
من: ولی میشه اینجوری فقط با شرت توی بغل هم بخوابیم؟
مامان: آره عزیزم. فقط توی خواب نزاری توما؟
من: من قول دادم تا هر وقت خودت اجازه ندی کاری نکنم.
لبم رو بوسید و گفت عاشقتم. وای چه سخت بود این یه هفته. روم نمیشد انگار بیام سمتت.
من: منم. ولی مامان چی شد که راضی شدی ؟ جبهه بدی گرفتی اونشب؟
مامان: همین الآنم دو دلم. نمیدونم درسته کارمون یا نه. ولی اونشب بهترین شب زندگیم بود در کنار اولین شبی که پدرت بهم دست زد. همون حس رو داشت. از بابات خواهش کردم اونشب بیاد به خوابم. اومد و فقط می‌خندید و هیچی نمیگفت. همون خنده‌هاش که نشونه رضایتش بود سبب شد راضی بشم که پیش خودم گفتم حالا که خودتم خوشت اومده پس ادامه بده. ولی واقعا هنوز دو دلم. اما من پدرت رو در تو می‌بینم. انگار دست اون به تنم میخوره. اون تنها میتونست منو از خاطرات تلخم دور کنه. اما می‌بینم تو هم میتونی. ولی خب تو پسرمی. آدم یکم....
من: دو دل نباش مامان گلم. عشق منطق نداره. دنبال درست و غلط منطقی نباش.
مامان: سعی میکنم. عه شاهین قرصام.
قرصاش رو دادم خورد و توی بغل هم و رو به هم خوابیدیم. نفسامون توی نفسای هم بود. پامون لای پای هم. داشتم از داغی تنش آتیش می‌گرفتم. اما آتشی لذت بخش. چقدر بازی تقدیر جالب و خنده دار بود. نه به عصبانیت اونشبش نه به حشر امشبش. تقدیر چقدر زود میتونه یکی رو عوض کنه. کاش این دو دلیش تمام بشه. کاش بفهمه بهترین نوع رابطه ، رابطه مادر و پسره.

(پایان قسمت هفدهم)
عاشق سکس با مامان
 
     
  ویرایش شده توسط: Shayanfury  
 مرد
#1,573   Posted: 14 Jan 2022 16:45

 0 Star

ارسالها: 9
منتظر ادامه اش هستم
سعي كن هروز دوقسمت پست کنی
Trt
 
     
  
↓ Advertisement ↓
 
#1,574   Posted: 14 Jan 2022 22:01

 0 Star

ارسالها: 3
داستان خواهرم و دوستش کنسل شد؟!
hello world
 
     
  
 مرد
#1,575   Posted: 14 Jan 2022 22:37

 1 Star

ارسالها: 123
Ehsan__1111
ممنون از توجهت
واقعا خیلی سخته و اصلا وقت نمیکنم
عاشق سکس با مامان
 
     
  
 مرد
#1,576   Posted: 14 Jan 2022 23:14

 0 Star

ارسالها: 40
Shayanfury
اووووف
انقدر تحریک کننده مینویسی بعد به اون بنده خدا میگی تحریک نشو این کار رو کن؟
خدا بگم چی کارت کنه. من خودم یه ساعت طول کشید این قسمت رو خوندم.
خیلی خوب بود. خارق‌العاده بود.
من قبلا عاشق زنا و دخترای گوشتی با سایز 85 به بالا بودم. ولی تو کاری کردی عاشق کمر باریکا و پستونای گرد و کوچیک شدم. واقعا می‌بینم برای حال کردن و بازی کردن باهاشون بهتره.
دمت گرم. تو رو خدا زودتر قسمت 18 رو بزار
تقدیر بی تقصیر نیست
 
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 مرد
#1,577   Posted: 15 Jan 2022 08:15

 0 Star

ارسالها: 29
دمت گرم رفیق خیلی حال کردم❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️😘
Love
 
     
  
 مرد
#1,578   Posted: 15 Jan 2022 10:00

 1 Star

ارسالها: 123
Hiss
عاشق سکس با مامان
 
     
  
 مرد
#1,579   Posted: 15 Jan 2022 10:00

 1 Star

ارسالها: 123
Yakamoz2020
منون از توجهت
عاشق سکس با مامان
 
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 مرد
#1,580   Posted: 15 Jan 2022 22:10

 0 Star

ارسالها: 36
Shayanfury

کاملا داری اصولی پیش میری
 
     
  
صفحه  صفحه 158 از 163:  « پیشین  1  ...  157  158  159  ...  163  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

Incest Sexy Story - داستان های سکسی با محارم

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2022 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA