انجمن لوتی
صفحه  صفحه 13 از 14:  « پیشین  1  ...  11  12  13  14  پسین »
داستان سکسی ایرانی

بی آبروترین خانواده دنیا

 مرد
#121   Posted: 2 Aug 2022 20:55

 0 Star

ارسالها: 15
مثل همیشه خوب، حساب‌شده و با دقت به جزيیات داستانت داره جلو میره
اینکه شخصیت اصلی داستان اینبار قرار نیست شهوتش کامل به منطقش غلبه کنه نکته‌ی جالبیه
 
     
  
 
#122   Posted: 3 Aug 2022 06:45

 0 Star

ارسالها: 3
Cuckduck69
خیلی خوب بود، اینکه شخصیت نوید تونست برای مدتی مادرش رو کنترل بکنه نکته ی خیلی خوبی بود، همین موضوع میتونه جرقه ای برای رابطه ای تازه رو بین نوید و مادرش باشه.
از طرفی مشخص شدن توانایی و مهارت منحصر به فرد شخصیت نوید با شخصیت نازنین هنگام سکس هم میتونه نوعی کنترل روی نازنین به وجود بیاره و به تدریج موقع سکس سه نفره میتونه نازنین و مادرش رو به هر شکلی که میخاد تحت کنترل بگیره و ازشون نهایت استفاده رو ببره

در ضمن اینکه اشکان از داستان خارج میشه و با توجه به اینکه افسانه نمیتونه خودش رو کنترل بکنه؛ برای اینکه افسانه شرایطی رو بوجود نیاره که مثل قبل (ماجرای اشکان و تحقیر نوید) باشه، نوید میتونه کم کم نیاز های مادرش رو خودش برطرف کنه.

در نهایت اگه امکانش باشه که مواقع سکس افکار درونی طرفین سکس بیان بشه خیلی خوب میشه
 
     
  
 مرد
#123   Posted: 3 Aug 2022 06:58

 0 Star

ارسالها: 2
Cuckduck69

ممنون از داستان بسیار خوبت
به نظر من خط داستانی داره مسیر خوبی رو طی میکنه
به نظر من منظور نازی از اون کاری که قراره افسانه بکنه میتونه اعلام علنی شدن جندگی و بیزنسی شدن باشه و هدفش از تحقیر نوید و رابطه با همکلاسیش هم میتونه همین باشه که یجورایی نوید با این واقعیت کنار بیاد
به نظر من بعد از اینکه نوید با این اوضاع کنار اومد افسانه میتونه توی یک خلوت دونفره خیلی احساسی و رمانتیک از نوید پذیرایی کنه و ازش عذرخواهی کنه و دلایلش رو به پسرش بگه و بعد از اون بخاطر اینکه نوید رو خوشحال کنه به چندتا از بکنهای جدیدش زنگ بزنه و بگه که اشکان رو ادب کنن
single
 
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
 مرد
#124   Posted: 5 Aug 2022 12:25

 1 Star

ارسالها: 84
قسمت شانزدهم

وقتی اون شب هستی برگشت رفتم استقبالش و سلام کردم. بدون این که جواب سلاممو بده یه نگاه کرد و گفت "مامان رو مبل خوابش برده؟" اروم گفتم "اتفاقا راجب همین میخوام بات حرف بزنم. بیا تو اتاق بیدار نشه" اخماشو کرد تو هم و با قیافه گیج راه افتاد پشتم. رفتیم تو اتاق من درو بستیم. گفتم بشین، اونم نشست رو تخت. یهو پاشد گفت "اییی خیسه چرا؟" گفتم "کار مامان جونت و دوس پسرته" با تعجب گفت چی؟ گفتم "بله وقتی شما نبودی مامان داشت رو تخت من به اقا اشکان کس میداد... بیا اینو گوش کن" وویسو براش گذاشتم و ساکت نشست فقط گوش داد. یکم که گذشت گفت "اینو چه طور ضبط کردی؟" گفتم "اشکان زنگ زد به گوشیم تا بشنوم" گفت "جدی؟ تو هم نشستی گوش کردی؟" من که حس بدی پیدا کرده بودم گفتم "میخواستم برا تو ضبط کنم" یکم رفت تو فکر و یهو گفت "سلیطه... از اولشم میدونستم به این پسره چش داره" گفتم "حالا میخوای چه کار کنی؟" گفت "یعنی چی؟" گفتم "باش به هم میزنی؟" خواهرم گفت "نمیدونم... نامرد چرا منو پیچوند؟ من که همیشه پایه بودم" با تعجب گفتم "یعنی چی هستی؟ دوس پسرت با مامانت سکس کرده یعنی عصبانی نیستی؟" شونه هاشو انداخت بالا و گفت "چرا ولی منم با دوس پسر اون سکس کردم دیگه. نمیدونم بذا خوش باشن" با عصبانیت گفتم "یعنی هیچی نمیخوای بگی بش؟" خندید و گفت "چی بگم؟ منم امشب تو ماشین نشستم رو کیر دوستش... شوهرم که نیس" باور نمیکردم. حرفش منطقی بود ولی فک نمیکردم انقد هرزه بودن براش عادی شده باشه. وقتی پرسید "همین بود دیگه؟" تمام بدنم یخ کرده بود. فک میکردم میتونم رابطه هستی و مامانو به هم بزنم ولی جنده بودن و کیرپرستی خانوادمو در نظر نگرفته بودم. خیلی خورده بود تو پرم.

فرداش جفتشون جوری رفتار میکردن انگار هیچی نشده. مامانم لابد فک میکرد من نفهمیدم به اشکان داده یا میدونست فهمیدم ولی براش مهم نبود. خیلی اعصابم خورد بود که هیچ کاری نمیتونم بکنم. از اون به بعد شایعه هایی که از اون شب پخش شده بود به گوشم میرسید و داغونم میکرد ولی هر طور بود با فکر این که سال اخره و مدرسه قراره تموم شه تحمل میکردم. تا قبلش فقط باید با شوخیا و تیکه های بچه های مدرسه و این که مامانم سوژه جق دوستامه کنار میومدم ولی حالا باید هر روز میشنیدم چه طور مامانم به یه پسر هم سن خودم میده و اونام برنامه دارن مخشو بزنن. میفهمیدم مامانم با اشکان دوسته و بهش میده ولی نمیذاشت من چیزی بفهمم. وقتی میخواست بهش بده یه طوری غیر مستقیم بم میفهموند برم بیرون یا خونه نیام. منم حرفی نداشتم. حداقل از قبل بهتر بود. هستیم با دو تا از دوستاش خونه مجردی گرفته بود و به قول خودش دیگه برا خودش مستقل شده بود. فک کنم کلا بیخیال اشکان شده بود چون یه بار به شوخی بم گفت شوگر ددی داره. اشکانم دیگه با من کاری نداشت و فقط با کردن مامانم راضی شده بود. راستش منم فکرش برام سکسی بود و تو این مدت خیلی بیشتر باش بیشتر کنار اومده بودم. حتی بعضی وقتا موقع جق زدن دلم میخواست مامانم و اشکان جلوم سکس میکردن یا راجب سکسای سه تاییشون با هستی خیالپردازی میکردن ولی بعدش که ارضا میشدم دیگه از فکرم میرفت و از خودم خجالت میکشیدم. تنها باری که بازم با سکس مامانم جق زدم یه بار بود. البته نمیشه بش گفت سکس. جریان این بود که یه روز برگشتم خونه و مامانمو صدا زدم ولی جواب نداد. دیدم صدای حرف زدنش داره از تو اتاق میاد. با خودم گفتم حتما اشکانو اورده خونه داره بش میده و یادش رفته به من بگه ولی وقتی رفتم جلو و خیلی یواشکی تو اتاقو نگاه کردم دیدم نه. هنزفری تو گوشش بود و داشت با گوشی حرف میزد و همزمان از خودش با شرت و سوتین عکس میگرفت. داشت پای تلفن میگفت "ببین این بهتره یا اون؟ اذیت نکن دیگه یکی از همینا رو انتخاب کن... وای اشکان دیوونم کردی... اگه سه چار سال پیش یکی بهم میگفت قراره بشم مسخره دست یه پسر دبیرستانی که مجبورم کنه هی ستای مختلف بپوشم برم جلو اینه براش عکس بفرستم فقط بهش میخندیدم"

بعد گوشیو گذاشت بین شونه و گوشش و همون طور که شرتشو با دو تا دستاش میکشید پایین گفت "آخ نگو که دیوونه میشم... دلم براش یه ذره شده... نه امروز نمیشه عزیزم نوید خونس... خب همین طور ارضات میکنم... عزیزم قول دادی جلو بچه هام نه دیگه... باشه چشم بذار" و برگشت که بره رو تخت. من سریع رفتم پشت دیوار. گفتم حتما منو دید. یکم که قلبم با ضربان هزار زد و هیچی نشد دوباره جرات کردم نگاه کنم. دیدم رو تخت پشت به در خوابیده و داره با گوشیش از خودش سلفی میگیره. وقتی عکسو فرستاد گفت "وای اشکان دلم برا کیرت یه ذره شده. کیرت مث کیر اسب میمونه. نمیدونم دقیقا چه کار میکنی ولی میتونی با کیرت کاری کنی من حشری ترین و بی مغزترین جنده دنیا بشم... آخ معلومه که هاتی. تو یکی از هات ترین پسرایی هستی که تا حالا دیدم مرد من. هر بار عکساتو نگاه میکنم کسم پر آب میشه... هرچی تو بخوای عشقم. اگه تو بخوای تا شب کسمو میمالم و فیلم میگیرم... آخخخخ اشکان دوس دارم خودمو وقف کیرت کنم. هر روز ابشو بیارم... جون این کس خودته هر کاری دلت میخواد باهاش بکن. دوباره با کیرت منو مال خودت کن... اره هر چی دوس داری مسخرم کن. تف کن تو صورتم. کتکم بزن. تحقیرم کن... من فقط یه دستمال کاغذیم که ابتو توش خالی کنی... بیا خونم زندانیم کن و مجبورم کن بردت باشم... هرچی تو بگی همون میشه عشقم. اگه تو بخوای صبونه و نهار و شام فقط آبتو میخورم... معلومه که میکنم. اگه سینه ها و کونم اندازه کافی واست بزرگ نیست عمل میکنم... من جندتم" همین طور که اینا رو میگفت سینه ها و کسشو میمالید و فیلم میگرفت. منم وایساده بودم تو در داشتم نگاش میکردم و از رو شلوار کیرمو میمالیدم و بعدم رفتم تو اتاقم کارو تموم کردم.

خلاصه اوضاع همین طور میگذشت تا این که بالاخره یه روز که دیگه خیالم زیاد راحت شده بود بدون خبر دادن برگشتم. چون چن وقت بود چیزی ندیده بودم اصن حواسم نبود که ممکنه اشکان خونمون باشه. متاسفانه همینطورم بود. وقتی درو وا کردم اومدم تو دیدم اشکان رو مبل داره از پشت تو کس مامانم تلمبه میزنه. مامانم سریع متوجه اومدنم شد و تا دید من اومدم همون طور که اشکان از پشت محکم گرفته بودش و تو کسش تلمبه میزد سعی کرد بش بفهمونه "اشکا... اشکان... پسرم داره ن... پسرم داره نگاه... آخ وایسا... اشکان نوید" اخ خیلی حشری کننده بود. هنوزم وقتی یادم میاد چه طور مامانم از شدت تلمبه های اشکان حتی نمیتونست درست حرف بزنه کیرم منفجر میشه. اشکانم بعد چن ثانیه بالاخره سرشو چرخوند و منو دید ولی همون طور که داشت داگی از پشت تو کس مامی تلمبه میزد با دیدن من واینساد. مامانم داد زد "نوییید... درو ببند... برو بیرون...اشکان تو که گفتی درو قفل کردی؟" اشکان انگار تازه بیشترم حشری شده باشه محکمتر کونشو گرفت و همون طور که خیلی محکم و با ریتم کونشو جلو عقب میکرد و توش تلمبه میزد با نفس نفس گفت "عزیزم اشکال نداره خودش میدونه. همه میدونن من از وقتی با دخترت دوست شدم مرد این خونم. وقتش بود پسرتم از نزدیک ببینه" و بدن مامانمو بیشتر پرس کرد رو مبل. مامانم گفت "آخ اشکان پاشو از روم، پاشو زشته جلو نوید" اون با دستای قدرتمندش دور گردن مامیو گرفت و گفت "اگه ناراحته بره خب تخم سگ" و شروع کرد محکمتر تلمبه زدن. مامانم همون طور که زیرش خوابیده بود و داشت نفس نفس میزد بم گفت "ببخشید عزیزم... تو برو تو اتاقت... ما یه ساعت دیگه کارمون تموم میشه" باورم نمیشد. با صد طور احساسات مختلف ایستاده بودم اونجا و زل زده بودم به سکسشون.

اشکان یه نگاه کرد بهم و گفت "میبینم که نرفتی. دوس داری ببینی نه؟ بیا پسرم خجالت نکش" مامانم با التماس گفت "اشکان خواهش میکنم" اشکان گفت "نه خوبه باید ببینه. اگه بره تو اتاقش مامانش و خودشو تنبیه میکنم" بعد چونه مامانمو گرفت سرشو چرخوند سمت من و همون طور که سعی میکرد تلمبه زدنش متوقف نشه گفت "تو چشاش نگاه کن... تو چشای پسرت نگاه کن جنده خانوم... بش بگو یه احمق بی خایه بازندس... بش بگو اشی هرچی بخوادو به دست میاره حتی مامانشو... بش بگو جنده منی" مامانم همون طور که داشت کسش تلمبه میخورد با التماس گفت "عشقم خواهش میکنم" اشکان گفت "هرچی گفتمو تکرار کن وگرنه کیرمو میکشم بیرون دیگم منو نمیبینی" و کیرشو تا ته فشار داد. مامانم یه آخ گفت و زل زد تو چشای من. چند ثانیه فقط با خجالت بم نگاه کرد و هیچی نگفت. اشکان داد زد "دربیارم؟" مامانم با بغض حرفایی که گفته بودو تکرار کرد. اشکان انگار راضی نباشه یه بار دوباره بش گفت تا عین حرفای خودشو تکرار کنه و مامانم بازم همین کارو کرد. همون طور که اشک تو چشام حلقه زده بود گفتم "مامان" مامانم گفت "ببخشید عزیزم. دوستت دارم" اشکان خندید و گفت "ولی کیر کلفتو بیشتر دوست داره.. میبینی؟ مامی جونت هر وقت کیرم میره تو کسش مغزش تعطیل میشه. با همین کیر مغز مامانت و بدن سکسیشو تصاحب کردم... با همین کیر و پولایی که خرج شام و نهارتو میده، مگه نه افسانه؟" مامانم هیچی نگفت و فقط سرشو انداخت پایین که دیگه منو نبینه. اشکان دوباره اوردش بالا و بازوهاشو حلقه کرد دور گردنش و همون طور که از پشت کسشو میکرد محکم از پشت گرفتش تو بغلش خودش و بدنشو چسبوند به بدنش. یه دستشم گذاشت رو سینش و سر مامانم داد زد "وقتی میکنمت تو چشای پسرت نگاه کن" بعد به منم گفت "اگه بری تو اتاقت میام کس و کونتو یکی میکنم. همون جا میشینی نگاه میکنی"

منم که هم میترسیدم هم حشری بودم قشنگ نشستم و به گاییده شدن کس و کون مامانم به دست دوس پسرش که همسن من بود نگاه میکردم و حرفای تحقیرامیزشو گوش میدادم "دارم کس مامانتو پاره میکنم بیغیرت میبینی؟... اون موقعی که کراشتو کردم گفتی چون جنده بوده بم داده. ابجیتم حتما گفتی اولشه کیر کلفت دوس داره. نکنه مامانتم جندست که این جوری زیر کیرم له له میزنه؟" بعد کیرشو اورد بیرون و دست کشید لای شیار کس مامی و گفت "جوووننن... از کل دفعه هایی که کردمش از همیشه کسش خیس تره... جنده خانوم حال میکنی پسرتو کیر میکنم؟" مامانم هیچی نگفت. یکی محکم اسپنکش کرد و گفت "جواب بده" مامانم اروم گفت "بله" اشکان دوباره زد در کونش و گفت "بلند بگو نشنیدم" مامانم داد زد "بله" خدایا این چه مادری بود دیگه. میدونست اشکان داره فقط برای اذیت کردن من ازش استفاده میکنه ولی اهمیتی نمیداد. فقط دلش میخواست همچین پسر خوشتیپ و رئیسی با این هیکل ورزشکاری و کیر بزرگ بکنتش. بعدش بم گفت چون دیگه امید پول نمیده و اشکان خرجی خونه و اجارمونو میده مجبور بوده ولی من باورم نمیشد. مامانم سعی میکرد نشون نده ولی حق با اشکان بود و واقعا یه جورایی داشت از کس دادن جلو من و تحقیر شدنم به دست بکن کیر کلفت و بچه لاتش لذت میبرد. منم داشتم کم کم یاد میگرفتم لذت ببرم و قبول کرده بودم دیگه زندگیم اینه ولی دوس نداشتم یهو انقد بدبخت بشم. دوس داشتم کیرمو دربیارم و جق بزنم ولی جلو خودمو میگرفتم و سعی میکردم به خودم بقبولونم اگه وایسادم دارم مث بیغیرت ترین ادم دنیا گاییده شدن مامانمو میبینم و تحقیر میشم فقط به خاطر تهدیدای اشکانه. ولی دیگه نمیتونستم خودمم باور کنم. شاید وقتش شده بود قبول کنم که واقعا همینقد منحرفم و از دیدن سکس خانوادم و تحقیر شدن به دست دشمنم لذت میبرم.

صدای اشکان منو از فکرام کشید بیرون. با همون پوزخند مسخره همیشگیش ازم پرسید "دوس داری تو چه پوزیشنی مامانتو بگام؟ هرچی تو بگی همون میشه عزیزم... فک کردی منظورم چیه وقتی وقتی گفتم کاری میکنم مامانت اسباب بازیم بشه؟ منظورم همین بود دیگه. حالا داری از نزدیک میبینی و میتونی نظر بدی" من فقط نگاش کردم و هیچی نگفتم. وقتی سکوتمو دید فقط خندید و نشست رو مبل. همون طور که لم داده بود رو مبل و اون دستای قوی و ماهیچه ایشو وا کرده بود به مامانم دستور داد زانو بزنه جلوش. بعد اروم یه چک زد تو گوشش و بهش دستور داد "خایه هامو بذار تو دهنت نوید ببینه" مامانمم دستورشو اطاعت کرد و خم شد رفت زیر خایه هاش شروع کرد مک زدن. اشکان با یه دست کون گنده مامانمو از هم وا کرد و با دست دیگش کسشو جلوم مالید و گفت "این جاییه که ازش دراومدی. الان دیگه مال منه. خوب ببینش. کیر من از وقتی تو بیرون اومدی بیشتر داره گشادش میکنه... اشکال نداره اگه دوس داری باش جق بزن پسرم... مامانتم اول خودشو گول میزد که به خاطر تو داره بم میده. لابد خیال میکرد اگه کیر منو بخوره از کتک زدنت و کیر کردنت دست برمیدارم. نمیدونست اینجوری فقط پستونای گنده خودشم بش اضافه میشه.... حالا همینطور که پستونای مامانتو کتک میزنم و ادبش میکنم خوب نگاه کن. دوست دارم تایید و احترام پدر و پسریو تو چشات ببینم" و شروع کرد چک زدن به سینه های مامانم. مامانم انگار دیگه خجالتش ریخته بود و دقیقا مث همون باری که جلو ابی سکسشو دیدم شده بود. همون طور که سینه هاش زیر چک و لگد اشکان بود اروم با عشوه بش گفت "اخ نکن اشی دردم میاد" اشکان خندید و گفت "تا بابت این که همچین پسر کسخلی تربیت کردی ازم عذرخواهی نکنی میزنم جنده" مامانم همون طور که پاهاشو از هم وا میکرد و کسش بیشتر معلوم میشد کونشو داد عقب سمت من و گفت "ببخشید شرمندم... آخ...به باباش رفته این تخم سگ"

من دیگه بی اختیار دستم رفته بود سمت کیرم و قشنگ داشتم از رو شلوار جق میزدم. نمیشد تحمل کنم خیلی شهوتناک بود. اشکان نگام کرد و گفت "نگاش کن مادر جنده کسخلو. داره جق میزنه" مامانم سرشو چرخوند عقب و منو دید. یه خنده شیطون کرد و انگار حشری شده باشه برگشت کیر اشکانو کرد تو دهنش. اشکان گفت "دیگه جا این که انقد فیلم سوپر ببینی و جق بزنی که کور شی مامانتو از نزدیک زیر من ببین. هم هیکل مامانت شبیه پورن استاراست هم کیر من از اون مردا بهتره... نوید داری ساک زدن بهترین پورن استار ایرانو میبینیا. مامانت درجه یک ترین کسیه که تا حالا زیرم خوابیده" مامانم که زبون درورده بود پاشد بش گفت "عزیزم اجازه میدی رو کیرت بشینم؟" اشکان گفت "نمیدونم از گل پسرت بپرس" مامان جندم با اون چشای خمارش و صورت قرمزش برگشت سمت من و گفت "بشینم نوید؟" من همون طور که دستم رو کیرم بود سر تکون دادم. قشنگ اون لحظه حس کردم دیگه کامل جلو این بچه پررو شکست خوردم. اشکان منو کامل جلو مامانم داغون کرده بود و از همون لحظه دیگه صاحب کل خانوادمون شده بود. همه چی طبق خواسته هاش پیش رفته بود. همون طور که مامانمو نشونده بود رو کیرش و تو کسش تلمبه میزد، ازش لب میگرفت و سینه هاشو میخورد. یکی از لپای بزرگ کون مامیو با دست گرفت و گفت "نوید بیا دماغتو بچسبون به سوراخ کون عرق کرده مامانت. اگه همین الان این کارو کنی ده تومن بهت میدم" پرسیدم "ده میلیون؟" بلند بلند خندید طوری که کیرش از تو کس مامانم دراومد و گفت "اره کونی خان ده میلیون... میبینی افسانه؟ به خاطر ده تومن حاضره کون مامانشو بو بکشه" مامانم سرشو چرخونده بود و فقط با لبخند بم نگاه میکرد. چیزی که اشکان نمیدونست این بود که من تو اون لحظه تو حشری ترین حالتم بودم و از خدام بود حتی پول بدم که بتونم نزدیک کس و کون و بدن سکسی و لخت مامانم بشم. اشکان گفت "بیا دیگه منتظر چی ای؟"

همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد. برا چند لحظه دیگه هیچی فک نکردم. انگار مغزمو خاموش کردم و چشامو بستم و فقط رفتم جلو. اشکان بازم قهقهه زد و یه ضربه شلاقی زد رو کون مامانم و همون طور که پشت کیرشو میمالید لای چاک کون مامی گفت "افرین پسرم بیا جلو... دیدی بت گفتم پسرت دوس داره افسانه جون؟ بیا کون مامیو بو کن... ما به این کار میگیم احترام گذاشتن به ادمایی که ازت بهترن. دوس دارم بویی که از سکس من و مامانت ساخته شده تا اخر هفته تو دماغت باشه و باش جق بزنی" من خم شدم نزدیک کون مامانم و کیر اشکان و یه نفس عمیق کشیدم. وای خدا چه بوی تند و سکسی ای داشت. دوس داشتم کس و کون مامانمو عین کس و کون نازی لیس بزنم. کونش خیلی بزرگ تر و پهن تر و سفید تر بود. اشکان گفت "افرین پسر خوب. فقط به سرت نزنه به کون مامانت نزدیک شی یه وقت که پدرتو درمیارم. مامانت مال خودمه... میدونم خیلی دلت میخواد ساک بزنی ولی دور کیر منم خط بکش" من هیچی نگفتم و فقط همون جا وایسادم. اشکان دوباره دو دستی کون مامیو گرفت و کیرشو گذاشت تو کسش. به منم گفت "بسه دیگه برو اون طرف تو دست و پا نباش" و شروع کرد. مامانم یه آه بلند کشید و شروع کرد خودشو رو کیرش بالا پایین کردن. اشکان داشت جلو مامانم منو تحقیر میکرد و اون جندم دیگه خجالتش ریخته بود و حسابی حال میکرد. همون طور که کون گندش رو کیر اشکان لمبر میخورد داد میزد "اشکان موهامو از پشت بکش... چک بزن تو صورتم... داغونم کن" و مث یه جنده دوزاری رو کیر بزرگترین دشمنم آه میکشید و جیغ میزد. اشکانم چند تا تلمبه که زد با اون صدای مردونش اه کشید و همزمان با تلمبه زدن ابش اومد. اب سفیدش که زیادم بود همراه تلمبه زدن از گوشه کس مامانم و کنار کیر کلفتش میریخت بیرون. تازه فهمیدم قبلش کیرشو اورده بود بیرون که دیرتر ابش بیاد وگرنه خیلی وقت بود اماده اومدن بود.

وقتی کامل ابشو تو کس مامانم خالی کرد پا شد با دستای قدرتمندش کون مامانمو از رو کیرش بلند کرد گذاشتش رو مبل و پاشد. صورت مامانمو با دست کشید جلو و کیرشو مالید به لپاش و با صورتش ابشو پاک کرد. کسشو بم نشون داد و گفت "اینو میبینی نوید؟ کس مامانتو با کیرم اب دادم. ببین ابم داره از کسش میاد بیرون. باید از این به بعد منو بابا صدا بزنی" راست میگفت. کس مامانم شل و باز افتاده بود و اب اشکان داشت ازش میومد بیرون. خیلی منظره حشری کننده ای بود. بعد همون طور که داشت شرتشو از رو زمین برمیداشت بپوشه به مامانم گفت "نظرت چیه افسانه خانوم؟ الان که دیگه میدونه خرج این خونه و کیر مامانشو من میدم دیگه باید هر دفعه باشه. من هفته ای سه دفعه میام خونتون، مامانت رو کیرم بالا پایین بپره تو هم جق بزن. بعدشم این خانوم خانوما واسمون یه شام خوشمزه درست میکنه و ازم تشکر میکنه. خوبه نوید؟" واقعا نمیدونستم چی بگم. دوباره حسای گذشتم برگشتن سراغم. باورم نمیشد همینقد راحت مامانمو صاحب شده بود و منم کاری نکرده بودم. وقتی دید هیچی نمیگم گفت "ببین نوید من کارم گاییدن زنای کون گنده ای مث مامانته. اگه تا الان هر کاری میگفتم میکردی که مامی جونتو نکنم، الان دیگه باید بم باج بدی که بازم بکنمش. دوس نداری سرش هوو بیارم دلش بشکنه که؟ مامانت حسابی به کیرم وابسته شده" من که دیگه کامل خودمو شکست خورده میدیدم با صدای اروم گفتم "باشه قبوله" خندید و گفت "افرین پسر خوب... کیف من اون جا رو میزه. برو برش دار تا شام اماده میشه تکلیفای دیفرانسیل منو انجام بده" با خودم گفت بچه پررووو. هم مامانمو کرده بود هم میخواست تکلیفاشو من انجام بدم. تا جایی که من میدونستم همیشه هر کدوم از امتحانا و تکلیفاشو از یکی از بچه ها میگرفت ولی فک کنم من تنها کسی بودم که مامانشو میکرد. چه کار میشد کرد؟ فعلا که قدرت دست اون بود. مامانم رفت تو اشپزخونه شام درسته کنه و اشکانم نشست تلویزیون ببینه. منم هیچی نگفتم و فقط رفتم کیفشو برداشتم و رفتم تو اتاقم تا با فکرای خودم خلوت کنم. احتیاج داشتم این اتفاق عجیبو هضم کنم.
 
     
  
 مرد
#125   Posted: 5 Aug 2022 12:45

 1 Star

ارسالها: 392
اوف عالی بود
 
     
  
 مرد
#126   Posted: 5 Aug 2022 17:59

 0 Star

ارسالها: 13
 
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 مرد
#127   Posted: 5 Aug 2022 21:06

 0 Star

ارسالها: 12
وایی لعنتییی عالیهههه
امیدوارم یه روز عین همین داستانا برا منم پیش بیاد 😍😍
Koss
 
     
  
 مرد
#128   Posted: 6 Aug 2022 00:44

 0 Star

ارسالها: 12
لعنتییی عالیهههه داستاناتت
امیدوارم یه روز عین همین داستانا برا منم پیش بیاد
Koss
 
     
  
 مرد
#129   Posted: دیروز 11:38

 1 Star

ارسالها: 72
این قسمتم خوب بود آخ دوست دارم مامان منم اینجوری زیره یه کیر اسبی جر بخوره و پاره بشه دمت گرم فقط سریع تر بذار منتظریم
 
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 مرد
#130   Posted: دیروز 20:39

 0 Star

ارسالها: 12
کیا مثل من منتظر قسمت جدیدن
من که خودم روزی ۱۰۰ بار چک میکنم
تروخداا بذار
التماست میکنم
Koss
 
     
  
صفحه  صفحه 13 از 14:  « پیشین  1  ...  11  12  13  14  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

بی آبروترین خانواده دنیا

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2022 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA