انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 23 از 23:  « پیشین  1  2  3  ...  21  22  23

ضربدری یک طرفه


مرد

 
sooskmar48
داداش دمت گرم. عالی داری پیش میبری داستان رو....
ولی کاش حالا که قرار شده هفتگی منتشرش کنی، تعداد قسمتها رو بیشتر کنی
     
  
زن

 
Mr_White
نظر لطف شماست.
داداش؟ یه نگاه به پروفایلم بنداز
خودم تو این فکر هستم ولی خب یکم مشغله دارم نمیرسم به این سرعت ویرایش رو انجام بدم. ولی اگر تونستم چشم حتما
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت هشتاد و دو
همونجور که از درد با ترس و اروم داشتم دسشویی میکردم دیدم فرزانه اومد تو و ازدیدنش تو اون حال بر عکس همیشه خیلی خجالت کشیدم تو اون حالت داره منو میبینه خب میدونست با درد دارم کارمو میکنم خودش هم جلوم رو فرنگی نشست و نگاهمون تو چشم هم بود ولی من بیشتر به بین پاهاش میخواستم نگاه کنم ولی پاهاشو جفت کرده بود. تا نشست یه هن گفت و گوزید و یه نفس گرفت و یه اوووم و دوباره و دوباره و روون شروع کرد به دسشویی کردن
من: تو درد نداری؟
فرزانه خندید گفت : درد داری نه؟
من: اره دیوونه خیلی
فرزانه:من دیگه عادت کردم تو هم عادت میکنی
من:خیلی خری
فرزانه: خب دیگه منو میخوای باید همه چیز رو بخوای
من: پاهاتو باز کن ببینمت
فرزانه خندید گفت: میبینی تو هم مثل خودمی فقط یه خر پشمالویی میخوای چی ببینی اقا خره
خیلی راحت پاهاشو کامل از هم باز کرد و یکم خودشو جابجا کرد رو به بالا و داشتم از روبرو میدیدمش که چند تا کلفت و کشیده میفتاد و همزمان هم داشت جیش میکرد و یه نگاه به زیر من انداخت گفت: جرات نمیکنی زور بزنی نه؟
من: هیچی نگو خیلی درد داره
فرزانه: خوبه درد خوبه کم کم درست میشه عادت میکنی
من: اگه به تو باشه عادتم میدی
فرزانه: خب منم میخوام عادتت بدم که دفعه بعد اذیت نشی
کارشو تموم کرد و اب گرفت رو کسش و بلند شد گفت : خیلی چیزای دیگه هم هست که باید بهش عادت کنی .
اومد جلوم ایستاد پاهاشو از هم باز کرد کسشو اورد جلوی دهنم و گفت: مثل این حالا تمیزش کن.
وایییییییییییییییییییی اون صحنه رو ظهر هم تجربه کرده بودم فقط جای منو ثمین برعکس بود به خودم گفتم تو ظهر کیرتو دادی دهن دخترش الان مامانش کسشو با جیش داره میده دهنت بخوری براش ااااااخخخخخ دوگانگی عجیبی تو مغزم ایجاد شده بود ظهر من هرکاری خواسته بودم کرده بودم ولی الان مامانش داشت هر کاری میخواست باهام میکرد انگار میدونست من با دخترش چکار کردم و داشت جبران میکرد.
منم تو همون حال نشسته رو سنگ دستمو بردم پشت کون فرزانه و یکم کشیدم سمت دهنم و کس فرزانه رو گرفتم تو دهن و براش لیس میزدم و با دست لب های کسش رو از هم باز کرد و سوراخ جیشش رو اورد جلوی زبونم و گفت اره جیشمو بخور هنوز یکمی مونده ترسیدی برات نذاشته باشم نه به فکرت هستم بخور نوش جونت. واییییییییییییییییی دیوونه بازی های فرزانه شروع شد.
منم با زبون لیس میزدم و تمیز میکردم و طعم ترشی جیش فرزانه تو دهنم میومد که با یه فشار و اوممم گفتن یه فوران دو سه ثانیه ای و..... جیششو تو حلقم خالی کرد گفت اوفیششششش حالا خالی شدم خالی خالی الان بخور مرد من بخور که خوب داری منو میخوری اره من همون خانم مدیرم خودتو ببین کجا داری برام میخوری اوفففف چه کونی داری زور بزن اره میخوام صدای تو رو بشنوم ارهههههه .
چقدر با مهارت منو تو یه هیجانی برده بود که درد کونم فراموش شده بود و داشتم با زور و سر و صدا خالی میشدم و با همون هیجان هم کس فرزانه رو میخوردم که برگشت و کونشو داد سمتم و با دست لای کونشو باز کرد و سوراخ کون باز شده فرزانه جلوی دهنم بود وایییییییییییییییییییییییییییییییی ازم میخواست کونشو هم تمیز کنم اخ نههههههههه
اومد عقب و کونشو چسبوند به صورتم منم با اون هوسی که داشتم بوی کونش اصلا برام اهمیت نداشت بدتر از کون فاطمه یا زهره که نبود سرمو بردم لای کونش و نوک زبونم و گذاشتم رو سوراخش که تا اومدم بفهمم فرزانه خودشو داد عقب و زبونم کامل رفت توکونش و همونجور که تا چند دقیقه قبل با سر کیرم داشتم داخل بدن فرزانه رو میچشیدم الانم داشتم طعم داخل بدن فرزانه با نوک زبونم حس میکردم و اونم با دست پشت سرمو گرفت و خودش زبونمو تو کونش تلمبه میزد و منم دوباره مثل همون بچه حرف گوش کن خیلی قشنگ و با مهارت تمام کون و سوراخ کونشو تمیز کردم درسته داشتم کاری میکردم که در حالت عادی چندش اوره ولی تو اون حال منو فرزانه حال بدی نداشتم اخراش خودمم خوشم اومده بود و دو طرف کونشو گرفته بودم و خودم داشتم تند تند سوراخ کونشو زبون میزدم و فرو میکردم تو. اونقدر هوسی شده بودم که درد کونم یادم رفته بود و داشتم راحت دسشویی میکردم ولی تو حواس پرتی خوردن کون فرزانه و انگشتمم از زیر فرو کردم تو کسش و تو اون حالت داشتم واسه فرزانه کون لیسی میکردم فرزانه هم کامل خم شده بود و دستاشو گذاشته بود رو در فرنگی و کس و کونشو گذاشته بود در اختیارم که من کارم تموم شد و خودمو شستم و بلند شدم و میخواستم کیرمو فرو کنم تو کون فرزانه که رفت بیرون و منو تو خماری گذاشت .
منم سر و صورتمو پایین تنه ام روکامل شستم و یکم موندم تا از این حس بیام بیرون خب بیشتر از حدم شهوت داشتم و اگه میرفتم با همین حس میدیدمش مطمین بودم میکردمش و کمتر از دو سه دقیقه نمیتونستم تحمل کنم و ابم میومد و منم اینو نمیخواستم البته نه من میخواستم نه فرزانه هردو میدونستیم که اگه من ابم اومد دیگه بار دومی در کار نیست واسه همینم بود که اونجا نذاشت فرو کنم قرار بود تا صبح فقط بکنمش. اروم شدم و اومدم بیرون دیدم فرزانه صدای اسپیکر رو برده بالا با یه ست شورت و سوتین لامبادا مشکی تو اشپزخونه داره تدارک شام میبینه و اواز میخونه و میرقصه و کونشو تکون میده و منم از دیدن اندام ترکه ای فرزانه کیف میکردم لامصب یه گرم چربی تو بدن نداشت هیچ گوشت هم کم داشت چه برسه به چربی.
ولی ازاون زنا بود که ذاتا تو سکس واقعا پر انرژی بود و بدون اینکه خودش بخواد فقط با رفتاراش مرد رو به هیجان میاورد و برعکس جایگاه اجتماعی که داشت تو حالت شخصی عاشق رقص بود و الانم داشت با تمام وجود واسه خودش میرقصید. منم شورتمو پوشیدم رو مبل نشستم وخب منم سیگار مارلبرو قرمز بلند سفارش امارات میکشیدم با بوی سنگین و نیکوتین عالی و با لذت فرزانه رو لابلای دود غلیظ و تند سیگار تماشا میکردم با هر پک به سیگار انگار داشتم سیگار رو هم میخوردم و فرزانه هم که حواسش به من نبود با پک های سنگین دود رو بیرون میدادم و فرزانه هم با هر حرکتش منو به یه چالش درونی میکشوند و هر بار میگفتم پاشو برو جوری بکنش که استخوناش درد بگیره ولی باز همون ارامش به دادم میرسید و میگفت بشین و چند دقیقه از دیدن این همه زیبایی که الان در اختیارته لذت ببر تمامش مال خودته خودتم میدونی پس جایی نمیره تهش کیرت تو کس و کونش میره ولی الان فقط بشین و لذت ببر.
که گفت: چرا نمیایی اینجا دلت میاد من تنها باشم
رفتم تو اشپزخونه و نشستم رو صندلی و فرزانه هم بیشتر از یک ساعت تمام تو اشپزخونه بود و شام و یه کیک درست کرد و کلی از سر ذوق زنانه همراه با شیرین زبونی و تن صدای نازک جذابش برام حرف زد و از همه چی زندگی کار روزمره سکس و با هر بار لبخند و خنده فقط میخواستم سیر اون دندون های مرواریدی سفیدش رو ببینم و گاهی هم مثل یه زن که با عشق شوهرشو میبوسه میومد و دوطرف صورتمو میگرفت و دستشو لای ریشم میبرد و لباشو محکم رو لبام میذاشت و فشار میداد و میگفت تو عشقییییییی میدونی چقدردوست دارم نه .
منم با لذت داشتم اون حس رو ازش میگرفتم که اخه تو چی هستی فرزانه داری منو به چالش عاطفی هم میکشی نکن اینکار رو دیوونه من ظهر کس وکون دخترتو میخوردم الان داری میگی من عشقتممممم . دوگانگی ایجاد نکننننن لامصب . بذار رابطمون فقط سکس باشه. تو مغزم این حرفا دایما تکرار میشد ولی باز با یه حرف فرزانه مغزم همشو پاک میکرد و فرزانه میشد ملکه ذهنم.
شام رو کاملا غرق در حرف زدن پر شور فرزانه خوردم و با هم جمع کردیم و بعدشم اومد تو بغلم و خودشو جاداد تو اغوشم و دوباره برام حرف میزد و منم جوری با لذت داشتم به حرفاش گوش میکردم و اونم با حرارت و هیجان صحبت میکرد که اصلا دلم نمیخواست به چیز دیگه ای فکر کنم فقط میخواستم برام حرف بزنه و منم نگاش کنم حتی دستامم رو بدنش نمیچرخید و سیگارمو روشن کرده بودم و فرزانه هم یه پک زد ولی اونقدر سنگین بود کلی سرفه کرد و منم فقط بازوهاش تو دستم بود و بازوهای ظریف و نازکش رو اروم لای دست زمختم نوازش میکردم وبا هر حرفی که خیلی به وجد میومد یه لب محکم ازم میگرفت و دوباره شروع میکرد به حرف زدن.
ساعت از یک گذشته بود ولی منو فرزانه نه میخواستیم بخوابیم نه میخواستیم سکس کنیم فقط تو بغل هم باشیم ولی خب تماس حسی بینمون نمیذاشت و کم کم هردومون رو به چالش کشیده بود و حسمون از لمس بدن هامون بهم منتقل میشد شهوت هم کم کم از تماس حسی بدن هامون به درون صدامون نفوذ کرده لحن صدامون اروم و ارومتر شده بود و هردو منتظر یه شروع طوفانی دیگه بودیم مثل دو تا سوار قایقی که از دور طوفان رو میبینن ولی همچنان منتظرن تا بهش برسن ولی انگار هرکدوم منتظر بود اون یکی شروع کنه که فرزانه نیم خیز شد دو تا پاشو دو طرفم گذاشت و نشست رو رونم و کیرم زیر کسش رفته بود و اروم و بی صدا نگاهمون دنبال یه جرقه بود که گرفتمش تو بغل و سرشو گذاشت رو سینه ام و دستام کمرشو نوازش میکرد و تا پایین کمرش پیشروی میکردم و برمیگشتم و گردن ظریف و باریک فرزانه رو تو دستام نوازش میدادم و اونم مثل یه بچه تو بغل مادر اروم بود و فقط داشت از این حس و حالم لذت میبرد.
فرزانه: نمیدونی بودن تو بغلت چقدر حالمو خوب میکنه تو مردی هستی که میشه بهش تکیه کرد بدون ترس از رها شدن میدونی چیه؟
من: چی؟
فرزانه: خیلییی بهت هوس دارم وعاشق وقتایی هستم که منو محکم میگیری توم تلمبه میزنی اونم محکم بدون توقف با اینکه دردم میاد الانم همون حس رو میخوام ولی وقتی اینجوری بغلم میکنی نمیخوام از بغلت بیام بیرون حتی واسه اون لذت میدونی چرا؟
من: چرا دیوونه
فرزانه: چون اون موقع یه جوری میشی که حس ترس دارم و نمیدونم به کی پناه ببرم ولی الان تو بغل همون ادم هستم و حس میکنم تو هم پناه منی هم همون ادمی که قراره منو بترسونه واسه همین الان میخوام اونقدر تو بغلت بمونم که بتونم اون ترس رو تحمل کنم
من: چرا میترسی من که اذیتت نمیکنم
فرزانه: اذیت تو خودخواسته نیست ارش سایزت بزرگه خودت هم میدونی چه بخوام چه نخوام واسم بزرگه و درد داره و نمیتونمم نخوامش کارایی که تو سکس میکنی خیلی هاش طبیعی و نرمال نیست ولی نمیتونم نخوامشون هم ترس میندازه تو جونم هم نمیتونم نخوام
من: قربونت برم من این که دست خودم نیست
فرزانه : گفتم که خودخواسته نیست تو کاری رو میکنی که همه مردا میکنن فقط یه جور متفاوت
من: واسه شوهرت نمیخوری؟
فرزانه که به شنیدن این عنوان از من عادت نداشت با این حرف من همه بدنش به هیجان اومد و بدون اینکه چیزی بگه همونجور که تو بغلم بود همراه با نوازش اروم رفت پایین و بین پاهام نشست و شورتمو کشید پایین و کیرمو تو شق کامل گرفت تو دست و باهاش بازی میکرد و یه دستش هم اورد بالا تو موهای پرپشت سینه ام پیچ و تاب میداد و اروم سر کیرمو با زبون لمس کرد اخ چه حس زیبایی داشت این لحظات شروع اروم کم کم سر کیرم با زبون گرم فرزانه اشنا تر میشد و انگار داشتن با هم حرف میزدن با هر بار لیس زدن یه مکث میکرد و دوباره زیر تنه کیرمو با زبون گرمش نوازش میداد و با سوراخ کیرم نرم نرم بازی میکرد و موهای بلند و خرمایی فرزانه هم کامل دورش ریخته بود که تا نصف کمر صاف و باریک فرزانه کشیده شده بود و صحنه نقاشی زیبایی خلق کرده بود و جوری اروم و با لذت داشت کیر شوهرش رو میخورد و نوازش میداد و موهای سینه ام رو لابلای انگشتای ظریفش تاب میداد اخخخخخ چه لذتی داشت .
فرزانه تو هیجان سکس عالی عمل میکرد واقعا حرفه بود واسه اینکه یه مرد رو تشنه نگه داره اون موقع بود که داشتم میفهمیدم چرا احمد بدبخت نمیتونه جلوی فرزانه طاقت بیاره عملا هیچ مردی نمیتونست جلوی خودش رو بگیره تو سکس با فرزانه رفتارش که تو سکس همراه با یه غرور زنانه بسیار زیبا و شیک بود و اندامش هم که واقعا ایده ال هر مردی بود منم به خاطرعصبی شدنم بود که میتونستم خودمو نگه دارم وگرنه تو همون یه ربع بیست دقیقه اول ابمو اورده بود
قشنگ ده دقیقه جوری با خوردن کیرم منو به وجد اورده بود که مطمین بودم اگه چند دقیقه دیگه ادامه بده نمیتونم خودمو نگه دارم واییییی کیرم عین یه بستنی قیفی بزرگی که رو به تمام شدن بود و داشت خامه کف نون بستنی رو لیس میزنه تو دستای فرزانه پیچ و تاب میخورد و با زبونش کیرمو چنان غلیظ همراه با تف و اب دهنش لیس میزد که همه کیرم از اب دهن فرزانه خیس و لزج شده بود و هربار که کیرمو تا اونجایی که میتونست تو دهنش فرو میکرد با چشمای خمارش بهم خیره میشد و تو چشمام زل میزد و تمام شهوت درونش رو بهم انتقال میداد .
به موقع دست از خوردن کشید من که از لذت و شهوت چشام داشت میرفت که بلند شد و پشت به من با خرامیدن رفت موبایلش رو اورد و یه لب طولانی ازم گرفت و بدون یه کلمه حرف برگشت و پشت بهم شورت بندی رو انداخت زمین و دستاشو اورد پشت سرش و نیم خیز مثل صندلی اومد پایین و پاهامو از هم باز کرد اروم کیرمو گرفت تو دست و تنه کیرمو صاف نگه داشت و با کسش میزون کرد و خیلی نرم و اروم نشست رو کیرم و وایییی سر کیرم داشت مثل گمشده ای راهشو تو تونل تنگ و داغ و بدون نور تو بدن فرزانه کورمال کورمال پیدا میکرد و جلو میرفت و راهنمای کیرم صدای اه اه ظریف فرزانه بود که از انتهای تونل میومد و کیرم میخواست خودشو به سمت صدا برسونه صدایی از دهن زیبای فرزانه خارج میشد ولی حیف که نرسید و وسط راه به بن بست دهانه رحم فرزانه خورد و متوقف شد و صدا هم به ناله عمیقی تبدیل شد و با یه وایییییی ساکت شد و فرزانه بدون هیچ تکونی کامل رو کیرم نشسته بود و تو عمق وجودش داشت حسش میکرد خواستم تلمبه بزنم که فرزانه گفت نکن بذار بمونه میخوام فقط همونجا باشه تازه رسیده تو خونش .
دو سه دقیقه فرزانه فقط کیرمو منتظر نگه داشته بود و محکم نشسته بود رو پام ساعت هم از دو نیم گذشته بود و فرزانه دیدم داره با موبایل کار میکنه و منم نمیدونستم چکار میکنه که همونجور گفت: میخوای بدونی سورپرایزت چیه؟
منم که داشتم تو هوس دست و پا میزدم و میخواستم تو این راند ابم بیاد تنم به رعشه افتاده بود وصدام از حرف فرزانه لرز گرفته بود فقط گفتم اره
فرزانه: دوست داری چقدر غافلگیر بشی؟
من: فرزانه تمومش کن طاقت ندارم لامصب داری چکار میکنی
فرزانه: عجله نکن میخوام چیزی رو ببینی که تو اوج لذت ابتو بهم بدی
من: نمیدونم چی تو سرته فقط زود باش
فرزانه: باشه بیا فقط صدات در نیاد
از رو کیرم بلند شد و پشت تکیه گاه مبل کامل خم شد تو نود درجه و پاهاشو از هم باز کرد و منم پشتش ایستادم و خودش اومد عقب و کیرمو فرو کرد تو که دیدم فرزانه گوشی رو به تی وی که روبروم بود وصل کرد و گوشی موبایلشو گذاشت رو زمین زیرش و یه تماس تصویری بود که داشت زنگ میخورد و منم کمر فرزانه تو دستم و اروم اروم و سرشار از انتظار که قراره چی ببینم داشتم تلمبه میزدم و چشمای از حدقه دراومده ام هم به صفحه تی وی و شماره ای که نمیشناختم که یهو جواب داده شد .
ادامه دارد....
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت هشتاد و سه
وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی چی داشتم میدیدمممممممممم حتی باور کردنش هم سخت بود چه برسه به اینکه لایو داشتم نگاه میکردم اخ با دیدنش چنان شهوتی هم وجودمو پر کرد از شانس بد فرزانه همون لحظه که تصویر وصل شد با تی وی چشم تو چشم شدم. سر کیرم در سوراخ کس فرزانه بود که با تمام قدرت کیرمو ته کس فرزانه کوبیدم که صدای فرزانه کل خونه رو پر کرد و منم رگبار تلمبه هامو بی امان تو کسش بستم عین تیربارچی که منتظر دستور حمله بوده با تمام قدرت کس فرزانه رو زیر هدف گرفته بود و فرزانه دیگه حتی فرصت نفس گرفتن هم نداشت چه برسه به ناله کردن چنان محکم داشتم فرزانه رو میکردم که با هر بار فرو کردن نفسش حبس میشد و از کون نفس میزد و بیست سانت کیر عین ستونی سیمانی سفت و سخت تا ته رحم فرزانه ضربه میزد و منم با چشمای از کاسه دراومده داشتم که رو صفحه تی وی قفل شده بود صحنه ای پر از شهوت رو روی پنجاه اینچ صفحه تی وی تماشا میکردم واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی داشتم خواهر ارزو رو لخت رو تخت با پاهای از هم باز شده و خیار تو دست فرو رفته تو کس تمیز و خوشکلش نگاه میکردم که گوشی رو جلوی خودش گذاشته بود بین پاهاش و از کس و کون و پستون و صورتش کاملا تو تصویر بود و هندز فری هم تو گوشش صدامونو واضح بشنوه البته فقط صدای شالاپ شلوپ محکم من تو کس فرزانه و صدای ناله فرزانه رو از نمای زیر داشت رگبار تلمبه های منو تو کس فرزانه نگاه میکرد و اروم اه اه میکرد و خیار رو تو کسش فرو کرده بود و تلمبه میزد واییییییی خواهرم ارزو چه کس تمیز و صافی داشت با یکم شکم و پستونای خوشکل که رو سینه اش پهن شده بود اخخخخخخخ داشتم از شدت هوس میمردم از چهره و چشمای زیبای ارزو شهوت شعله گرفته بود و با دیدن این صحنه داشت خودارضایی میکرد اونم جلوی داداشش که یهو گفت: منو میبینه؟
فرزانه هم با همون ناله کردناش گفت: ارهههههه داره تو رومیبینهههه مگه خودت نمیخواستی ؟نمیبینی از هوس تو داره منو جر میدهههههههههه
ارزو: بکن تو کونششششش میخوام کون دادن فرزانه رو ببینم جووووووون اره محکم بکنش
فرزانه: وایییی فقط یواش تلمبه بزن کونم پاره میشههههههه
ارزو: نهههه محکم بکنشششش میخوام ببینم چطوری میکنیش
منم با این حرف ارزو تو اوج شهوت کیرمو کشیدم بیرون و گذاشتم دم کون فرزانه و اروم سرشو فرو کردم تو و همراه با اخ اخ فرزانه تا ته فرو کردم تو
فرزانه: وایییییییییییییییییییییی تا ته نکنننننن نامردددددد روده هستااااا اخ اخخخخخ
ارزو: جووووون فرزانههههه چقدر رفته توووووو واییییییییی چه حسی داری فرزانههههه خوبههه نهههه تلمبه بزن میخوام ببینمممم
منم اصلا تو حال و حواسی نبودم که به چیزی فکر کنم تلمبه زدن و تو کون فرزانه شروع کردم و تا اونجایی که میشد کیرمو میکشیدم بیرون و میخواستم ارزو بهترین کون دادن رو ببینه و دوباره فرو میکردم تو و کم کم هم سرعت تلمبه هام بیشتر و به همون اندازه صدای فرزانه هم بلند تر میشد و تا جایی که فرزانه به داد زدن رسید و منم داشتم محکم کون فرزانه رو زیر کیرم طی میکردم و با چشمام ارزو رو از پشت تی وی میخوردم و ارزو هم کامل دراز کشید و پاهاشو داد بالا و سوراخ کونشو اورد جلوی دوربین و لای کونشو با دست کشید گفت ببین من چه تنگم میتونی منو هم اینجوری بکنی؟
اخ داشتم سوراخ کون صورتی و کوچیک خواهرمو نگاه میکردم و کون فرزانه رو میکردم
فرزانه: ارهههه خودم میارمت تا مثل خودم بکنتت دوست داری نه
ارزو: اخ فرزانهههههه نگوووووو
فرزانه: وایییی ارزو نمیدونی چه درد لذت بخشی داره کون دادن اونم به این کیرررر اخخخخ خیلی بزرگه نه از کیر هادی خیلی بزرگتره اون که نمیتونه اینجوری بکنتت دفعه بعدی میارمت
منم داشتم انگشتای خوشکل و ظریف خواهرمو که داشت خیار رو تو کسش تلمبه میزد نگاه میکردم و سوراخ کون کوچیکش واییییییییی
ارزو: فرزانههههه میخوامممممم لامصب منم کیر میخواممممممم الان میخوامممممممشششش
فرزانه: جووووووون کاش میومدی بهت گفتم بیا خودت ترسیدی وگرنه الان به جای پشت دوربین داشتی تو خودت حسش میکردی
از کس فرزانه به کونش دایما دایورت بودم و فرزانه هم از لذت اینکه همزمان هم داره میده و هم داره با ارزو حرف میزنه کم کم داشت به ارضا میرسید که گفت خیار رو بکن تو کونت تا ببینه دلم میخواد ببینه چقدر درد داری با همین خیار قلمی کوچولو
ارزو: فرزانه میخوام بشممممممممممم میخوام سه تایی با هم بشیمممممممم
واییییی منم تو اوج لذت بودم و هر سه تامون ربع ساعتی تو اون حال بودیم ولی فرزانه علاوه بر لذت بردن درد کون دادن هم داشت و منم داشتم بی وقفه با تمام هوس فقط تلمبه میزدم
فرزانه: ارهههههه منم میخوام دارم میشمممم زوددددد خیار رو فرو کن تو کونت و انگشتتم فرو کن توکس خوشکلتتتت تا اونم ببینهههههه
ارزو: درد دارهههههه
فرزانه: خفه شووووو فرو کن تو تا همون موقع بشیییییی
واییی چه لحظه ای شده بود بیشترین ادرنالین تو خون هر سه تامون ترشح شده بود و تو اوج هیجان و شهوت بودیم و من و فرزانه داشتیم هردو ارزو رو نگاه میکردم که ارزو سریع پاهاشو کامل باز کرد و کونشو داد جلوی دوربین و خودش هم نیم خیز نگاه میکرد و یه تف زد در کونش و سر خیار رو گذاشت در سوراخ کونش و یهو فرو کرد تو که از درد یه اخ بلند گفت و انگشتش هم فرو کرد توکسش و تند تند تلمبه میزد و منو فرزانه هم از دیدن و شنیدن صدای ارزو داشتیم میشدیم که ارزوزود تر ارضا شد و فرزانه هم چند ثانیه بعد از ارزو با تمام وجود ارضا شد و جیش میکرد زیرش و منم که کیرم تو کون فرزانه بود با لذت تمام ارضا شدم و تمام ابمو تو کون فرزانه خالی کردم و سخت ترین قسمتش هم این بود که باید در سکوت کامل ابمو خالی میکردم تو کون فرزانه واییییی نصف خیاره هم تو کون ارزو فرو رفته بود و همونجور مونده بود تو کونش و بی حال فقط داشت منو فرزانه رو تماشا میکرد عملا هر سه تامون داشتیم همدیگه رو نگاه میکردیم اخ که چه لحظاتی شده بود دقیقا واسه من حس اینو داشت که ارزو رو کردم
ارزو: کیرتو بکش بیرون سوراخ کون فرزانه رو ببینم
که فرزانه گوشی رو از رو زمین برداشت و داد به من البته جوری که صورت من دیده نشه و منم دوربین رو گرفتم رو کیرم و اروم کیرمو کشیدم بیرون.
ارزو گفت: وایییی فرزانه زور بزن ببینم چقدر باز شدی؟
همزمان با بیرون اومد کیرم و افتادن زیر کون فرزانه فرزانه بی اختیار دو تا گوز داد و زور زد و منم دقیقا دوربین رو رو سوراخ فرزانه گرفته بودم و داشت داخل کون فرزانه رو که مثل یه غار شده بود و با هر بار زور زدن باز و بسته میشد رو بدون حرف و ساکت فقط نگاه میکرد و منم تو تی وی ارزو رو نگاه میکردم که اروم خیار رو از کونش کشید بیرون و اونم دوربین رو برد جلوی سوراخ کونش و مثل فرزانه اونم زور میزد تا سوراخ کونش باز و بسته بشه ولی این کجا و اون کجا چند ثانیه طول کشید که ارزو گفت من برم دسشویی و قطع کرد.
فرزانه هم که از بویی که دایما داشت از کونش میومد معلوم بود حسابی دسشویی داره و خودشو نگه داشته بود رفت سمت دسشویی و تو راه گفت اخ ارش جوری کردی که شامم هنوز هضم نشده داره تخلیه میشه
منم خندم گرفته بود از این حرفش و نشستم رو مبل و سیگار کشیدن ولی کل خونه هم بو گند برداشته بود و فرزانه هم که در دسشویی رو نبسته بود و ربروم رو سنگ نشسته بود و پر سر و صدا کارشو میکرد.
تموم شد اومد بیرون و منم رفتم خودمو شستم و برگشتم که دیدم داره چت میکنه ده دقیقه ای مشغول بود منم حوصلم رفته بود
من: با ارزو چت میکنی؟
فرزانه: اره دلت میخواد ببینی خواهرت چی میگه؟
من: اره چه جورم
فرزانه: خوشم میاد به هیچ کسی هم نه نمیگی خواهرته ها
من: هر کی بخواد بکنمش معلومه نه نمیارم به من نده به یکی دیگه میده
رفتم کنار فرزانه نشستم و مشغول خوندن چت .
اخ خوندن چت هم کیرو دوباره شق کرد ده دقیقه فقط در مورد کیر من و سکس با من چت کرده بودن و تو چتشون ارزو از فرزانه خواسته بود یه بار میخواد از کس بهم بده تا اونم کلفتی کیرمو تو خودش حس کنه . و فرزانه هم بهش گفته بود تو که نمیدونی اون کیه شاید اشنا باشه
ارزو: چه فرقی میکنه کیه اون امشب منو با چهره لخت دیده اشنا هم باشه تو بهش اعتماد داری منم داشتم که خواستم منو لخت ببینه و بخوادم
فرزانه: حتی اگه خیلی بهمون نزدیک باشه هم میخوای؟
ارزو: نزدیک؟ چقدر نزدیک؟
فرزانه: تو فکر کن خیلی
ارزو: فرزانههههههه خیلی خری یعنی اون کاملا منو میشناسه؟
فرزانه: تو فکر کن اره
ارزو: واییییییی چقدر تو خریییی یعنی چی منو میشناسه منو لخت با خیار تو کونم دیده الان بهم میگی اشنا
فرزانه: واسه تو چه فرقی میکنه مگه خودت بهم نگفتی من اونقدر تو رابطه از هادی ناامید شدم که حاضرم به هرکی که بتونم بهش اعتماد کنم میدم خب من بهش اعتماد دارم ادم مطمینی هم هست به کسی حرفی نمیزنه خب اشنا باشه بهتر از غریبه است که نمیدونم چیه و کیه
ارزو: فرزانه خیلی خریییی
فرزانه: حالا میخوای یا نه؟
ارزو: حالا که منو لخت دیده و همه جامو دیده میگی
فرزانه: یه بار تجربه خوبه
ارزو: منو تو کار انجام شده میذاری
فرزانه: خب میدونستم اگه بدونی اشناست نمیخوای منم نمیخواستم اینهمه خماری بکشی و خودارضایی کنی منو میکنه خوب هم میکنه بهش هم اعتماد دارم تو هم بیا بدت نمیاد
ارزو: کیه؟
فرزانه:مطمینی میخوای الان بدونی کیه؟
ارزو: از فامیل منه یا تو؟
فرزانه: تو
ارزو: واییییی نه پس الان من جلوی کی لخت بودم فرزانه؟ ابروم رفت خیلی بیشعوری اگه به هادی بگه
فرزانه: نترس دیوونه اگه قرار بود ابرویی بره قبل از تو مال من رفته بود تو شوهر داری منم دارم
ارزو: نمیدونم چکار کنم
فرزانه: تو نمیخواد کاری کنی فقط خم شو لذت ببر دفعه اول هم نمیخواد با هم چشم تو چشم بشین
ارزو: وای نه یعنی منو بکنه؟
فرزانه: همین الانش هم به یاد تو منو جر داده
ارزو: خیلی بیشعوری منو به چه کاری انداختی
فرزانه: اینو وقتی بگو که کیرشو تو کست حس کردی ببینم بازم میگی یا از لذت میگی محکم بکن
ارزو: هیچی نگو بای.
اینجا چتشون تموم شد و من تو یه دنیا شهوت و انتظار فرو رفتم که یعنی ممکنه یه روز کیرم تو کس تنگ ارزو فرو بره با اینکه خواهرم بود ولی حس شهوت بهم غلبه داشت و نمیتونستم ازش بگذرم.
بعد از اون حدود نیم ساعتی هم با فرزانه حرف زدیم و هردو حسابی خسته بودیم و خوابیدیم.

ادامه دارد....
     
  
مرد

 
sooskmar48:
آرزو...

دقیقا همین انتظار رو داشتم
هیجان این قسمت عالی و بینظیر بود

به نظرم تجربه دیدن سکس لایو از پشت گوشی، حتی از حضور توی صحنه هم جذابتره
in search of way to escape
     
  
زن

 
AmirSalman
واقعا؟
ممنونم نظر لطف شماست
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت هشتاد و چهار
ده روزی از شبی که با فرزانه بودم گذشت و اون روز حسابی حشری بودم
تو خونه تنها افتاده بودم و فرشته هم با فرزاد رفته بودن باغ و قرار بود شب رو بمونن و زهرا هم درگیر بچه خواهرش بود که تازه بدنیا اومده بود و کسی نبود و طبق معمول تنها ادم بیکار واسه چت کردن اطرافم اذر بود که بهش پیام دادم و چت کردیم اخه معمولا وقتای بیکاریم رو با چت با اذر و ثمین درحد چت روزانه حرف میگذروندم البته با ثمین بیشتر شبی حداقل نیم ساعت چت داشتم و اونم به خاطر امتحاناتش نمیتونست بیاد پیشم
همون شب اذر تو گروه پیام داد ارش فردا عصر نوبت دکتر گرفتم و میام و تا سه شنبه(که میشد سه روز) اونجا هستم سه روزش میخوامتتتتتتت باید برام وقت خالی کنی.
چند دقیقه بعد فرشته پیام داده بود سه روزش مال خودتههه عزیزم بهش برس که از شق درد دهن منو سرویس کرده.
منم با گرمی از اومدنش استقبال کردم و فردا حدودای چهار رسید و رفتم دنبالش و بردمش دکتر و تا حدود هفت گیر بودیم و بعدشم اذر خیلی گرسنه بود شام هم رفتیم رستوران و حدودای هشت و نیم با هم رفتیم خونشون که خالی بود . خونه دو خوابه بود و یکی از اتاق خواب ها رو کرده بودن انباری واسه وسایلی که با خودشون نبرده بودن و حموم و دسشویی خونه هم لوازم کار امیر گذاشته بودن . کفشا گذاشتیم تو کفش کن بیرون نمونه و به محض رسیدن رفتیم تو اتاق خوابشون هردومون هم حسابی حشری یکم ایستاده لب گرفتیم و اذر و خوابوندم رو تخت و در کسری از ثانیه اذر لخت رو تخت واسم اماده خوابیده بود اونقدر هم هوسی بودم افتادم به خوردن پستون و کس و کون تمام بدن اذر وایییی چه لذتی داشتتتت جوری میخوردم و بدنش رو مک میزدم که جاش میموند. اخخخخ اذر هم از هوس زیر هیکل درشتم تند تند تکون میخورد و نفس میزد و التماس که بکن توووووو که نمیدونی چقدر دلم تنگ شده برات بیست دقیقه ای فقط همو میخوردیم و طاقباز پاهاشو حلقه کرد دور کمرم و لخت شدم و کیرمو یه ضرب فرو کردم تو کس اذر با اه بلند و کش دار از کیرم تو بدنش پذیرایی کرد و منم از هوس تن خوشکل اذر از همون ابتدا محکم تلمبه میزدم و هردو تو اوج لذت بودیم . پاهای اذر رو شونه ام و حسابی از کس کردمش و رفت تو سجده گفتم: پشتت ازاده؟ امادست؟دسشویی نداری؟
اذر: اخ ارش نمیدونمممم نپرس دسشویی که نرفتم ولی نمیخوامم برم الان فقط تورو میخوامممممم امتحان کن دردم اومد درش بیار
منم کیرمو گذاشتم دم سوراخ کون تنگ اذر که با زبون و انگشتام نرم شده بود و اروم فشار دادم و سر کیرم نرم نرم همراه با اخ اخ لطیف و مخملی اذر از ورودی سوراخ کونش رد شد و سر کیرم خیلی مودبانه وارد خونه روده اذر شده بود که اذرهم که دستاشو هم از درد ملایمی که داشت تحمل میکرد تشک رو سفت گرفته بود و کیرم سانت به سانت تو روده اذر که خیلی هم خالی نبود و غیر از کیرم مهمونای ریز و درشت دیگه ای هم از قبل از مسیر بالایی به اونجا رسیده بودن مثل مهمون ناخونده اروم و با ببخشید و معذرت میخوام داشت راهشو باز میکرد و جلوتر میرفت و اذر هم با اخ اخ و ارششش ارشششش دوست دارممم یواش ارش واییییییی ارهههههه گفتناش که بعد از دو ماه داشت کونشو برام باز میکرد اخخخخخخخ که چه لذتی داشت.
من:درد داری خوشکلم
اذر: اخ ارش ارههههه درد داره دسشویی هم دارمممممم
من: دسشویی رو که خودم میدونم ولی تو دردش رو میخواییییی
اذر: اخ الان که رفته تو میگی وایییی تمومش کن من که واست دادم بالا تو هم فرو کردی پس کاری که شروع کردی رو تموم کن اخ کونیم کردی لامصب خودمم نخوام سوراخم میخواد دو ماهه نکردی تنگ شدم و دوباره یبوست دارممم معتادم کردییی اااییییی
نصف کیرم تو کون اذر فرو رفته بود و یکم نگه داشتم تا جاباز کنه و اروم تلمبه میزدم که گفت درش بیار دوباره فرو کن اروم کشیدم بیرون کیرم کثیف شده بود و اذر هم بلند گوزید و سوراخ کونش جمع شد و منم اروم دوباره کیرمو فشار میدادم تو کونش ولی خیلی تو نمیکردم تا دیوونه بشه از انتظار
من: درمونت کیر منهههه که رودتو باز میکنههه خوشکلمممم
اذر: اااااایییییییییییییییییییییی بکن ارششش میخوامششش میخوام کیر شوهرمو توم حس کنم بکن دیگه در مالی نکنننننن لامصب
سر کیرمو فرو کردم تو و اذر یه اخخخخخ بلند گفت و گفت وایییی چه تنگ شدممممم ارومممم یواششششش درد داره اخخخخخ
رو سر کیرم حس کردم دیگه خیلی دسشویی داره گفتم: از صبح دسشویی نرفتی؟
اذر: نهههههههههههههههههههههههههه بکنننننننن بکنننن هر چی هم هست مهم نیست بعدش میرمممممم
اروم اروم کیرمو فرو میکردم تو کون اذر اخ چه لذتی داشت تقریبا نصف تو کونش بود دوباره کشیدم بیرون که گوزید و بو همه اتاقو گرفت گفت وایییییییی چکار میکنی دیگه درش نیاررررر اتاقو به گند کشیدم
من: کونت بو گرفته تازه داره راش باز میشه
اذر:اینقدر نگوووووووو تقصیر توههه تنگم کردی بهم نمیرسییی قبلا که هفته ای یه بار میکردی به دسشویی نمیرسیدم الان میرم التماس میکنم فقط بیاد
دوباره فرو کردم تو کونش و اروم اروم تلمبه میزدم و اذر هم از هوس و درد و لذت تو اوج بود و داشت تو شهوت خودش دست و پا میزد و چند دقیقه ادامه دادم و کم کم میخواستم کیرمو بزنم دنده سبک و با سرعت ادامه بدم که یهو صدای باز شدن در خونه اومد واییییییییییییییییییییییی.
هردو تا مرز سکته رفتیم و تو شوک مثل برق گرفته ها بلند شدیم . کی بود اخههههه .
کیرم با یه گوز بلند اذر از کونش اومد بیرون و اطراف سوراخ کون اذر هم زرد شده بود ولی جای هیچ درنگی نبود و هردو مثل فنر بلند شدم و شلوار و شورتمو گرفتم دست و اذر هم زود شلوار و بلوزشو پوشید و اروم لای در اتاقو باز کرد و با دستاش از پشت بهم اشاره کرد که یه جا قایم شم و خودش هم مرتب کرد و رفت تو حال که دیدم با صدای بلند داره احوال پرسی میکنه من بفهمم .
واییی صدای مامانش و (انیتا) خواهرش بود. تو شوک و استرس بودم و تنها کاری که میشد کرد مخفی شدن بود و اخه تو اتاق خواب کجا قایم میشدم اتاق خوابشون بزرگ بود ولی جایی نبود. مستر داشت ولی امیر همین اواخر واسه لذت بیشتر تو رابطهمون که میرفتم خونشون در حموم و دسشویی رو عوض کرده بود و شیشه شفاف گذاشته بود کمد لباسی هم که جام نمیشد دیدم تراس تنها جایی هست که میشه رفت خواستم برم دیدم شورت و سوتین اذر هم کف اتاق افتاده و برش داشتم و با عجله از پنجره رفتم تو تراس و پنجره رو بستم با کون لخت و کیر اویزون نشستم و از اونجایی که از بس عجله داشتم یادم رفته بود پرده رو بکشم و نشستم زیر پنجره چند دقیقه گذشت و منم یکم ارومتر شدم اروم زیر لبه پنجره تو اتاقو نگاه میکردم که اذر اومد تو اتاق و حموم و کمد دیواری رو چک کرد ببینه من کجام که تا به پنجره نگاه کرد دید پنجره بازه فهمید کجام اومد پنجره رو بست و منو دید نشستم پشت پنجره یکم خیالش راحت شد که پشت سرش مامانش اومد تو اتاق و حرف میزدن منم که از استرس لرز کرده بودم یکم اروم شده بودم یواش یواش لباسمو پوشیدم و نشستم و از گوشه پنجره تو تاریکی تراس نگاه میکردم .
که دیدم مامانش همونجور ایستاده رو به پنجره و اذر پشتش به پنجره در حال حرف زدن با اذر مانتوش رو دراورد اخ استرس و شهوت و دیدن اون منظره واییییییی مامان اذر با یه سوتین کرمی رو به پنجره ایستاده بود تو اتاق و با اذر حرف میزد عجب صحنه ای بود سینه های مامان اذر همونجور که تعریفشو کرده بود کوچولو مثل سینه خودش اخخخخ شکم ناز و خوشکل و یکم افتاده و پوست سفید و مخملی مثل پوست اذر ولی شل تر و بازوهای خوشتراش که باوجود سنش خیلی خوشکل بود برگشت و مانتوش رو رو چوبلباسی اویزون کرد و شلوارشم کشید پایین جوووووون چه کونی داشت تو شورت تنگ کرمی گلدار اخخخخ برجسته و گرد با چین زیر کون خوشکل ولی یکم افتاده و یکمم بزرگتر از کون اذر وایییی چه بدنی داشت ورژن سن بالاتر اذر بود با همون اندام متناسب شکم خیلی کوچیک ولی چین دار و پاهای گوشتی مثل خود اذر و پستوناش هم سایز کوچیک مثل اذر ولی از رو سوتین یکمی مشخص بود رو به پایین افتاده هست . حرف میزدن که دیدم اومد کنار تخت نزدیک پنجره ساک لباسی شو باز کرد . فهمیدم قبل از ما اومدن خونه ما نمیدونستیم که اذر برگشت سمت مامانش حرف میزدن منو پشت پنجره دید که دارم مامانشو دید میزنم حس کردم ناراحت شد و خواست با چشم و ابرو بهم اشاره کنه ولی نکرد و مامانش خم شده بود لباس در بیاره اخخخخ پشتش به من بود و فاصله اش تا پنجره زیر ده پونزده سانت بود کونش تو اون تو نزدیک ترین فاصله به پنجره بود که میشد از لابلای گلهای رو شورت شکاف کونش رو هم دید البته شورتش موقع پایین کشیدن شلوار یکمی پایین اومده بود و ابتدای شکاف کونشو میتونستم ببینم خیلی خوش فرم بود که از تو ساکش شلوار نخی دراورد و اذر هم همونجور که با چشمایی که نمیتونستم بفهمم تو عمق چشماش چه حسی الان داره که دارم کون مامانشو میبینم منو نگاه میکرد از اتاق رفت بیرون من داشتم مامانشو دید میزدم و همونجور که پشتش به سمت پنجره خم شده بود شورتشو کشید پایین کونش از تو شورت رها شد اخخخخ کون درشت و برجسته سفیدش انگار از قفس بیرون اومده لای کونش باز شد وایییییی فکرش هم داغم میکرد ولی تو واقعیت داشتم سوراخ کون درشت مامان اذر رو میدیدم اخخخخخ وسط یه شکاف سفید مخملی یهو یه سوراخ قهوه ای پر رنگ واییییییییی سوراخ کون تمیز بدون یه نخ مو و پایین ترش شکاف کس تمیز با لبهای مثلثی بیرون زده خوشکل جوووووووون اخ چه سوراخایی داشت همونجور که خم بود شورتشو گذاشت تو ساک و یه بلوز هم دراورد و رفت سمت تخت و شلوارشو گذاشت رو تخت و رو به ساک و پنجره نشست رو تخت و سوتینش هم باز کرد واییییی پستوناش دیدنی بود کوچولو باریک و اویزون با نوک قهوه ای تو دل برو که طبق عادت همه خانما چند باری پستوناشو داد بالا تا زیرش هوا بخوره و منم ازدیدن اون پستونای باریک و نرم که تو دستاش تکون میخورد فقط لذت میبردم و کیرمم که از خیسی کس و کون اذر هنوز رطوبت داشت تو دستم میمالیدم. بلوزشو پوشید و پایین تنه لخت رفت تو دسشویی و نشست رو فرنگی منم دستم رو کیرم داشت هم مالش میدادم و اون همه زیبایی از یه میلف خوش اندام رو نگاه میکردم زنی که حتی دامادش هم مدتها تو خماری دیدن بدنش بود ولی الان داماد غیر رسمیش داشت بدنش رو تماشا میکرد که انیتا اومد در اتاق گفت مامان کجایی؟ بیام تو؟
مامان اذر: اشکال نداره بیا من دسشویی هستم
انی اومد تو و رفت سر ساک و همونجا پشت به من شلوارشو کشید پایین واییی انی هم تو شورت قرمز کون خوبی داشت یه دختر 15 ساله نسبتا لاغر اندام ولی پایین تنه درشت مثل اذر. کون برجسته و گوشتی و پاهای قلمی شلوارشو از ساک دراورد و با مامانش هم که تو دسشویی بود هم حرف میزد که شلوارشو گرفت جلوش و پشت شلوار شورتشو کشید پایین و خم شده بود جووووون سوراخ کون انیتا هم مثل اذر بود ولی یکم درشت تر بود با چینهای زیاد و مودار و صورتی کمرنگ و شکاف کس باریک کوچولو با موهای پر و بور اخخخخخخخ اخه انی موهای سرش بیشتر به رنگ قرمز بود مثل ان شرلی داشتم دیوونه میشدم شلوارشو پا کرد و بلوزشو دراورد ولی من از بغل میدیدم ولی سینه های کوچولو اناری تو سوتین کرمی خیلی تمیز بود سوتینشو که باز کرد پشتش به من بود و پستوناشو درست ندیدم و مامانش هم از دسشویی اومد بیرون و داشت با دستمال لای پاشو کسشو خشک میکرد رو تخت جلوی انی نشست و شلوارشو پوشید و حرف میزدن که مامان اذر و رفت بیرون و انی رفت تو دسشویی و کشید پایین و نشست رو فرنگی و تموم شد اونم رفت بیرون که چند دقیقه بعد اذر اومد تو اتاق به بهونه دسشویی رفتن که در اتاق رو بست اومد سمت پنجره و باز کرد .
اذر: دیدی چی شد؟ شانس اوردیم
من: تو نمیدونستی؟
اذر : قرار نبود بیان دیشب باهاشون حرف زدم هیچی نگفتن
من: میدونستن تو میایی؟
اذر: اره
من: چه میدونم ولی از کون شانس اوردم
اذر: حالا چه غلطی بکنیم؟
من: یجوری باید برم دیگه
اذر: چجوری اخههههه
من: نمیشه به بهونه ای ببریشون بیرونی جایی؟ چون مطمینا واسه خواب یا تو حال میخوابن یا تو اتاق که هردو جاش من نمیتونم برم بیرون
اذر: کجا ببرمشون اخه؟
من: به بهونه پیدا کردن یه وسیله چند دقیقه در حد سه چهار دقیقه ببرشون تو اتاق خواب اونوری و لای در خونه رو باز بذار من برم
اذر: نمیشهههه
من: راهی نداریم تو میگی چکار کنیم
اذر: ابرومون رفت بذار بهت پیام میدم
من: باشه
رفت و منم منتظر پیام بودم که ربع ساعتی گذشت یه پیام اومد در تراس تو پذیرایی رو باز گذاشتم بهت گفتم برو فقط برووو
منم لباس پوشیده اماده که چند دقیقه گذشت پیام داد بروووووووووو
منم فورا اومدم تو و دیدم تو حال کسی نیست و هر سه تاشون تو اتاقن سریع رفتم بیرون و به اذر پیام دادم من رفتم و اذر هم که از این اتفاق هم خیلییی ترسیده بود و هم خیلی هم عصبی شده بود که همه برنامه هاش بهم ریخت.
اذر: اوکی
من: تا کی هستن؟
اذر: تا سه شنبه که با هم برگردیم و ایموجی ضد حال
من: اینم شانس ما
اذر: ضد حال بدی خوردم چقدر برنامه ریخته بودما
من: چه میشه کرد بد شانسی اوردیم.
یکم حرف زدیم و اومدم خونه و به فرشته گفتم و اونم خیلی ترسید که اگه لو میرفتیم چی میشد.
مامان و خواهر اذر هم تا سه شنبه پیشش بودن و بعد با هم رفتن و من و اذر انگار هردو تو همون حس فریز شده بودیم.

ادامه دارد...
     
  
مرد

 
sooskmar48:
آخه تو اتاق خواب کجا قایم میشدم... کمد لباسی هم که جام نمیشد دیدم تراس تنها جایی هست که میشه رفت. با عجله از پنجره رفتم تو تراس و پنجره رو بستم با کون لخت و کیر اویزون نشستم

منم یه همچین صحنه ای برام اتفاق افتاد
خونه دوست دخترم بودم که یکی اومد و مجبور شدم توی کمد لباسها قایم بشم و یکساعتی در حالی که اون تا پشت در کمد هم اومده بود بی‌صدا و بدون حرکت بمونم و آخرش با هزار مکافات و دوز و کلک از خونه زدم بیرون
خیلی صحنه وحشتناکی بود
ولی مثل آرش لاشی، از داخل کمد هیچ صحنه‌ نابی ندیدم
in search of way to escape
     
  
صفحه  صفحه 23 از 23:  « پیشین  1  2  3  ...  21  22  23 
داستان سکسی ایرانی

ضربدری یک طرفه

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA