انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 4 از 18:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  15  16  17  18  پسین »

ضربدری یک طرفه


مرد

 
sooskmar48
خیلی خوب مینویسی
ادامشو کی میذاری؟
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت نوزدهم
رو فرنگی چهار دست و پا شد و رفتم پشتش و سوراخ کونشو حسابی زبون زدم و خوردم و لیس زدم و کس کونشو اونقدر انگشت کردم و کونشو اروم دو انگشتی باز میکردم و کرم بیحسی هم زده بودم که نرم و اماده بهره برداری شده بود ایستادم پشتش و اروم سر کیرمو در کونش میمالیدم و زهرا هم میدونست دیگه وقتشه گفت خیلی درد داره یواش
گفتم درد که داره ولی من تمام تلاشمو میکنم کمترین درد رو داشته باشب و بیشترین لذت
تو هم یکم تحمل کنی جاباز کنه دیگه دردش قابل تحمله
که اروم فشار دادم تو سرش تو نرمی کرم و لیزی کونش رفت تو و یه اخ گفت و سر کیرم خیلی اروم و نرم نرم همراه با اخ اخ زهرا تو کونش فرو رفت واییییییییییییی چه کون تنگ و داغی داشت اخخخخ باورم نمیشد دارم کون زهرا رو میکردم زنی که یه عمر بود حتی احتمال اینکه بخواد باهام دست هم بده نداشتم الان داگی جلوم لخت داشت کیرمو تو کون تنگش تحمل میکرد یکم مکث کردم از چهره زهرا معلوم بود خیلی درد داره ولی خب کرم بیحسی هم کار خودشو کرده بود و تا حد زیادی دردشو کم کرده بود و خیلی نرم و اروم سر کیرمو تلمبه میزدم و همه جای کیرمو حسابی هم کرم مالیدم و بعد از کلی تلاش و حدودا یه ربع طول کشید تا نصف کیرم تونست بره تو و اروم تلمبه میزدم و زهرا هم اخ اخ میکرد و معلوم بود درد هم داره ولی تحمل میکنه تا کم کم و نرم نرم کونش جا باز میکرد کیرم تا ته رفت تو کونش که معلئم بود اونجاهای عمیق کونش دیگه بیحس نیست و اشکشو دراورده بود و مثل بچه ها داشت اروم اروم گریه میکرد واییییی چه تنگ و داغ بود چسبیدم بهش و خم شدم روش
گفتم درد داری؟
اروم با گریه گفت اره .
گفتم میخوای درش بیارم؟
زهرا: نههههههههه تکون نخوررررررررر درد دارهههه فقط بذار باشه فقط تکون نخور درد دارم.
گفتم بکنمت؟ صداش یجوری بود ناز و تمنا داشت
زهرا: اخ اخ اخ الان نهههه صبر کن
یکم صبر کردم جوری کونش تنگ بود که انگار کیرم تو کونش قفل شده بود و تحت فشار بود تکون نمیخورد خیلی اروم تلمبه میزدم ولی حسش عالییی بود باید با فشار کیرمو میکشیدم عقب که زهرا هم اخ اخ میکرد تا کم کم کونش عادت کرد و نرم نرم تلمبه میزدم که کم کم تلمبه هام تند تر شد و اه اه زهرا هم بلند شده بود حدود ربع ساعتی از زمانی که تمام کیرمو تو کون زهرا جا داده بودم میگذشت و کیرم تو کون زهرا مونده بود و اروم اروم تلمبه میزدم ولی هنوز درد داشت
زهرا: ارش
من: جون ارش
ز: داری چکار میکنی
من: دارم از کون میکنمت
ز: اخ خیلی وقته دلم میخواست کون بدم
من: واقعا؟
ز: اره
من: الان داری کون میدی
ز: اره خیلی درد داره همه پشتم داره تیر میکشه ولی بازم دوست دارم ولی فکرشم نمیکردم اولین کیری که میره تو کونم به این بزرگی و درازی باشه
من: زنمی دارم میکنمت
کم کم سرعت تلمبه هام بیشتر شده بود و کیرمو کشیدم بیرون که گوز بلند و بد بویی زد که خودش از خجالت سرخ شد و با هر بار تلمبه و بیرون کشیدن کیرم انگار همه گوزهای تو روده اش منتظرکیر بود و با هر بار تلمبه طولانی و مدت دار میگوزید که گفتم الانه که برینه بهم و سوراخ کون صورتی زهرا هم از اون سوراخ کونای شل بود نه گوشتی زود جمع نمیشد کیرمو که میکشیدم بیرون قشنگ باز میموند و بلند و مدت دار میگوزید و حباب هوا قلپ قلپ میزد بیرون منم فرصت میدادم گوزش تموم بشه و دوباره میکردمش نشوندمش لبه توالت فرنگی و کونش به سمت بیرون فرنگی بود و سرشو کامل خم کرده بود رو سیفون فرنگی و فرو کردم تو کونش ده دقیقه بیشتر از کون کردمش که دیدم سر کیرم کامل زرد شده و کم کم حس کردن اون شب کون اذر رو داشتم که کیرمو تو دسشوییش تلمبه میزدم که دیدم همه کیرم زرد شده بود
گفتم دسشویی داری؟
زهرا با خجالت و خیلی اروم : اره
کیرمو کشیدم بیرون که کار ازکار گذشته بود و بدون اینکه دست خودش باشه یکم رفت جلو که سوراخ کونش رفت رو فرنگی و شروع کرد به ریدن و شل شل میریخت بیرون که خیلی خجالت کشیده بود گفت وایییییییییی نهههههه بذار برعکس بشینم زشته خواست بلند بشه دستمو گذاشتم رو کمرش اروم تو گوشش گفتم بشین خودتو خالی کن مهم نیست بذار بیاد خجالتم نکش که نیم خیز شد رو فرنگی بشینه نتونست و دستاشو گذاشته بود بالای سیفون ودو تا پاشو گذاشت دو طرف فرنگی و میریخت تو فرنگی ولی تو همون حالت نیم خیز دسشویی میکرد و همه حموم بو گرفته بود و زهرا هم از خجالت ساکت ساکت بود و فقط زور میزد منم داشتم سعی میکردم ارومش کنم و زهرا هم اروم میگفت ببخشید دست خودم نبود نمیدونم چی شد گند زدم .
کامل دسشویی کرد تموم شد اب گرفتم رو کونش و شستمش و راه فاضلاب و باز کردم و کف حموم هم زدم رفت و یکم حرف زدیم اروم شد و تو همون حالت داگی شد دوباره اومدم پشتشو کیرمو فرو کردم تو کونش و محکم تلمبه میزدم تو روده اش که الان خالی بود ولی هنوز کیرم زرد میشد ولی دیگه درد اولو نداشت و لذت میبرد
زهرا:واییییی کونمممممممم
حشرش خیلی زده بود بالا با صدای بلند اه اه میکرد و میگفت اره دارم بهت کون میدم بکننننن تنگه نه منم محکم تو کونش تلمبه میزدم که کونش جوری گشاد شده بود که تو رودشو میشد قشنگ دید منم از هوس کیرمو تو کس و کونش تلمبه میزدم و از کس به کون و از کون به کس قشنگ فکر کنم بیش از چهل دقیقه از کس و کون داشتم میگاییدمش که فرزاد اومد پشت در گفت بالاخره کون دادییی ؟ بسه ارششش جرش دادی واسه منم بذار جوری که تو داری میکنی چیزی ازش نمیمونه گفتم هرچی تو نکردی من میکنمش
فرزاد: کونم دادیییییی وایییی زهرا چیزی ازت نمیذاره یه ساعته داری میدی
که فرشته هم اومد گفت جووووووون دوستمو پاره کردی .
گفتم تو هم برو فرشته رو همینجوری سیر بکن .
زهرا دیگه پاهاش جون نداشت و منم کم کم داشتم میشدم و زهرا هم تو اون مدت چهار پنج بار ارگاسم شده بود که کم کم داشتم میومدم زهرا رواوردم دو زانو نشوندم کف حموم و خودمم جلوش ایستادم و ابم داشت میومد که تا اومد زهرا اومد حرف بزنه با فشار تو دهنش و صورت و پستون زهرا خالی کردم و نصف ابمم تو دهنش ریخته بود که اومدم عقب و زهرا هق میزد و دهنشو حسابی شست و نشست کف حموم و اونقدر بی حال بود که نمیتونست سر پا بایسته . یکم اروم شد نشوندمش رو صندلی حموم و موهاشو شامپو زدم وهمه بدنشو لیف کشیدم و شستمش تمیز خودمم حموم کردم و اومدیم بیرون و زهرا بی رمق مستقیم رفت رو تخت و بیهوش شد و منم پیشش خوابیدم و گرفتمش تو بغل .
فرزاد و فرشته هم تو حال خوابیدن .
صبح حدودای هفت و نیم هشت دیگه خوابم نبرد و بیدار شدم زهرا با اون چهره خوشکل لخت کنارم رو به من به بغل خواب بود من به بغل دراز کشیدم و ملافه رو روش برداشتم و داشتم نگاش میکردم و فاصله صورتمون کمتر از یه کف دست بود و گرمای نفسشو رو صورتم حس میکردم بوی معطر نفسش برام شیرین بود موهاش ریخته بود رو صورتش با انگشت موهاشو زدم کنار و محو زیباییش شده بودم نمیدونم چقدر گذشت که چشمای خوشکلش باز شد و منو دید یکم منو نگاه کرد نمیدونم تو نگاهم چی دید که لبخند زد و منم صورتشو نوازش کردم و با لبخند گفتم صبح بخیر خوشکلم گفت صبح بخیر سرشو گذاشتم رو بازوم و گرفتمش تو بغل و بدن لختمون بهم چسبیده بود صورتش سمت خودم و دستام دور کمرش پاهامم رفت لای پاهاش و همونجور نگاش میکردم با یه لحن شیرین
گفت چیه
گفتم هیچی .
ز: بگو .
من: دلم میخواد نگات کنم
ز: یجوری نگاه میکنی خجالت میکشم .
من: چجوری؟
ز: نمیدونم از اون نگاه ها که ادم حسش میکنه .
من: خوبه یا بد؟
ز: خوبه ولی خجالت میکشم .
حرف میزدیم و خیلی از حرف زدنمون هم لذت میبردیم و بین حرفامون گاهی لب هم میگرفتیم که اخرش خودشو کامل جا کرد تو بغلم و
ز: ارش.
من: جون ارش .
ز: یه چیزی بگم
من: بگو عزیزم
ز: شاید درست نباشه ولی میگم خیلی وقته از حرف زدن باهات کیف میکردم حس میکردم تو منو خوب میفهمی و کلا ادم خوبی هستی نه فقط واسه من چون تعریفت رو از خیلی از زنا شنیدم البته نه واسه سکسا فکر بد نکنی کلا میگم درک خوبی از زنا داری فکر کنم نه من هر زنی واقعا تو رو بشناسه حس منو داشته باشه یجورایی ایده ال خیلی از زنا هستی هم تو اخلاقت هم کارات ادم رو درک میکنی خیلی وقتا دلم میخواست یه بار هم شده بغلم کنی ولی خب نمیشد .
از حرفاش حس خوبی میگرفتم چیزایی که جسته گریخته شنیده بودم و میدونستم ولی تا حالا زنی اینجور بهم نگفته بود
دستم رو کون زهرا بود و کم کم رفت بین شکاف کونش و اروم سوراخ کنشو مالش میدادمو داشتم نوازشش میکردم گفتم بعد از این مال خودتم نمیدونی منم چقدر دلم این لحظه ها رو میخواست .
زهرا یهو با ناز گفت دیشب خیلی دردم گرفت .
من: از پشت دادیا؟
ز: اره .
من: قربونت برم دفعه بعد یواشتر میکنمت .
ز: مگه بازم از پشت میخوای؟
من: ارههههه همیشه میخواممممم .
ز:نهههه خیلی درد داره .
دستشو گذاشت جلوی صورتش گفت هنوزم درد میکنه دسشویی دارم میترسم برم .
من: واقعاااا قربونت برم من؟
ز: خب درد میکنه حس میکنم هنوز بازه نفخ هم بدی هم دارم میدونی چیه
من:چیه؟
ز: قبل از اومدنتون با فرشته خیلی چت کردیم و در مورد نوع رابطه تو برام گفته بود و منم خب فکر میکردم قدت از فرزاد کوتاه تره چیزت هم باید کوتاه تر و باریک تر باشه اولش فکرش نمیکردم هم طولش هم کلفتیش و مخصوصا کلفتی سرش از فرزاد بیشتر باشه وقتی دیدمش تازه فهمیدم وایییی فرشته در مورد چی حرف میزد و اون موقع ترسم شروع شد و حتی فکرش میکردم که ازجلو هم بره تو لذت که نمیبرم هیچ باید فقط تحمل کنم .
من: اتفاقا سکس با من اصلا ترسناک نیست فرشته ترسوندت الان چطوری فکر میکنی؟
ز:میگم که حتی از جلو هم میترسیدم که میره تو پاره میشم چون فرزاد وقتی مثلا بعد از یه هفته ده روز میکنه تو درد دارم اولش واسه همین تو رو که دیدم فکر درد چند برابر بودم ولی یجوری باهام رفتار کردی و کارایی کردی که اصلا نفهمیدم کی رفت تو حتی اون موقعی که انگشتتو کردی تو پشتمم فقط دردش خیلی کم بود .
من: کیرم رفت تو پشتت چطور؟
ز: قرمز شد گفت موقع ورودش درد داشت ولی اونقدر نبود که فکرشو میکردم قبلش که سرشو گذاشتی پشتم از ترس نفسم بند اومده بود با خودم گفتم اصلا تو نمیره و اگه هم بره پاره میشم ولی یجوری نرم رفت تو که فکرشم نمیکردم
من: پس کی درد داشتی؟
ز: دردش بیشتر واسه این بود که طولش زیاد بود و میرفت تو روده ام حس میکردم از داخل شکمم دارم جا باز میکنم.
بلند شدم برش گردوندم به شکم .
ز: چکار میکنی ؟
من به تجربه من اعتماد کن برات با کرم چربش میکنم
نشستم رو رونش و لای کون سفید و تپل زهرا رو باز کردم جووووون سوراخ کون صورتی زهرا که از دادن دیشبش دورش حسابی قرمز شده بود و با کرم اروم چرب کردم و میمالیدم و حسابی مالیدم و اروم نوک انگشتمو کرم زدم و فرو کردم تو که گفت اخ اخ تو نکننننن
من: صبر کن دستشو گرفت جلوی صورتش
ز: جون من نکن نفخ دارم نمیتونم تحمل کنم .
من: اشکال نداره من ناراحت نمیشم اگه باد خارج شد . زیر لب اروم میگفت وووووییییی نهههه ووووویییی نمیتونممممم ارششششش دسشویی دارم ارش شکمم پره مثانمم پرههه دو بند انگشتم فرو کرده بودم تو کونش و اروم تو کونشو چرب میکردم و انگشتمو دراوردم که یهو گوزید و پشتش دومی و بوی گوز که حس کردم انگشتم اروم فرو کردم نوک انگشتم کثیف شد حس کردم تو دسشوییش فرو رفت . زهرا نیم خیز شد گفت بسههههه نمیتونم خودمو نگه دارم.
من: چرب و نرم و روون شده راحت برودسشویی بشین زور هم نزن بذار خودش بیاد و کامل خالی کن خودتو انگشتمو کشیدم بیرون گوزید و بلند شد شورت پوشید و رفت دسشویی مستر اتاق که شیشه مات بود و سایه اش دیده میشد اومد بیرون
من: اذیت شدی؟
ز: زیاد نه اونقدر چرب بودم و خودمو شستم تا چربیش رفت.
ساعت حدود نه بود از اتاق اومدم بیرون فرزاد با شورت داشت فیلم نگاه میکرد فرشته هم بیدار بود ولی هنوز تو تشک بود.
زهرا رفت صبحانه اماده کرد و خوردیم و واسه ناهار هم رفتیم رستوران و حدودای سه اومدیم خونه و خانما لباس عوض کردن و فرشته با تاپ زهرا بدون سوتین و دامن زهرا و زهرا هم با بلوز و دامن کوتاه نشسته بودیم
ادامه دارد...
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت بیستم
فرشته وسط بود و من و فرزاد دو طرفش نشسته بودیم وفرزاد یه فیلم گذاشت ببینیم که واسه من تو اون حس و حال اصلا جالب نبود . گفتم فرزاد یه چیزی بپرسم؟
فرزاد: بپرس
من:شما قبلا با هم چت میکردین؟
هردوشون جا خوردن
گفتم الان که دیگه مهم نیست جالبه برام بدونم
فرزاد: چیز خاصی نبود یه صحبت معمولی
برگشتم سمتشون نشستم و گفتم تو حموم خیلی بلند حرف میزدین
که باز جاخوردن و به تته پته افتادن گفتم ناراحت نیستم دوست دارم بدونم
فرزاد: راستشو بگم یه مدت اره .
گفتم: خب.
فرزاد: یه چت عادی بود ولی خب کم کم عوض شد و در مورد سکس حرف میزدیم و چند بار هم برام عکس فرستاد.
من: که توهم با عکساش جق میزدی فقط همین؟ .
زهرا از فهمیدنش خیلی جاخورده بود گفت: عجببب پس از قبل با هم بودین
فرشته: نه بابا چت بود سکس که نبوده
زهرا: تو عکس میفرستادی فرزاد جق بزنه
من: زهرای خوشکلم چه اهمیتی داره حالا دوباری هم کردن
که زهرا ناراحت شد ولی چیزی نگفت
من:فرزاد بعد ازاین جق نزن وگرنه کونت میذارم
و دستمو بردم تو یقه فرشته و پستونشو میمالیدم .
فرزاد : نه تو هم بکنی
من: اتفاقا خوب مرد میکنم
فرزاد: حالا بکنی چی میشه منم دارم کون زنتو میکنم توهم منو بکن چی میشه مگه.
من: بدت هم نمیادا؟ تا حالا دادی؟
فرزاد : همه تو بچگی دادن منم دادم کیه تو بچگی نداده باشه حالا منم بدم تو واقعا میکنی؟
من: اره هرکی زنمو بکنه دوست دارم کونشو بکنم
فرزاد: بکن ولی کیرت خیلی کلفته
من: معلومه تو بچگی زیاد دادیا
فرزاد: الان که میتونم بگم . تو دانشجویی هم دادم
هممون به هم نگاه کردیم
زهرا: فرزاددددددددددد
من: جوووون پس کونی بودی نمیدونستم. واقعا میگی؟
فرزاد: اره پیش اومد تو خوابگاه با یکی از دوستام تنها بودیم بچه خوشکلم که بودم سفید و تپلی و اونم هوسی بود و یه مدت تو نخ من بود که بهم پیشنهاد داد منم اولش من من کردم که فهمید ته دلم میخوام و منو خوابوند و شلوار و شورتمو کشید پایین و دیگه دادم
فرشته: عجببببب نمیدونم چرا همه مردای اطرافم کونی هستن من نمیدونستم
به شوخی گفتم پس بکش پایین که فرزاد هم خیلی ریلکس بلند شد پشتشو به من و فرشته کرد و شورتشو کشید پایین خم شد گفت بیا فرشته هاج و واج نگاه میکرد گفت :فرزادددددد؟
فرزاد: مگه چیه تو ندادی؟ دروغ نگم خودمم بدم نمیاد.
زهرا: خاک تو سرت بکش بالا کون پشمالوتو شوهر منو باش کونیه
به فرشته گفتم جوووون فرشته خانم براش نمیخوری؟
فرزاد همونجور که خم شده بود گفت: میکنی یا بشینم؟
فرشته هم برگشت سمت فرزاد و کیرشو گرفت تو دست کشید سمت خودش لبه مبل و میخورد کون فرشته هم سمت من بود دامن گل گلی زهرا پاش بود دادم بالا شورت هم پاش نبود لای کونشو باز کردم سوراخ کونشو لیس میزدم و اونم کیر فرزاد و میخورد منم سوراخ کون فرشته رو که حسابی م نرم و اماده بود یکم که خوردم فرشته حسابی تحریک شده بود و زهرا رو صدا زدم و اومد نشوندمش پایین مبل و کیرمو دادم دهنش و برام ساک میزد البته فقط سر کیرم تو دهنش جا میشدعجب صحنه ای شده بود جااااااااان بخور بخوری بود کس و کون فرشته حسابی اب انداخته بود و خیس بلند شدم کیرمواز دهن زهرا کشیدم بیرون و گذاشتم دم کون فرشته و فرو کردم تو که یه اخ اخ گفت و کیرمو فرو کردم تو کونش و تلمبه میزدم و اونم کیر فرزاد و میخورد چند دقیقه ای کون فرشته رو کردم و کشیدم بیرون رفتم رو مبل بالا سر فرزاد که نشسته بود رو مبل و کیرش دهن فرشته بود و کیرمو گذاشتم دم دهنش تعجب کرد ولی کیرمو گذاشتم دم دهنش که بو کون فرشته میداد و فرزاد هم بدون اینکه چیزی بگه تو عمل انجام شده اروم و معلومم بود یکم چندشش شده دهنشو باز کرد و اروم کردم تو دهنش کیرمو برام میخورد و منم تو دهنش تلمبه میزدم فرشته بلند شد و لباسش و دراورد منم فرزاد رو خوابوندم رو مبل و فرشته رو کیر فرزاد کاندوم کشید رفت رو مبل پشت به من نشست رو کیر فرزاد و رفت تو کسش یکم که تلمبه زد رفتم پشت فرشته و دست گذاشتم رو کمرش و کامل خوابوندمش تو بغل فرزاد و کیرمو گذاشتم دم کونش بلند گفت ارشششششش نههههه نه نمیتونم که دیر شده بود و سر کیرم رفت تو کونش اخ و اوخش بلند شد و بین منو فرزاد قفل بود و همزمان تو کس و کونش تلمبه میزدیم عجب صحنه ای شده بود زهرا هم با چشمای هاج و واج نگاه میکرد که بهش گفتم بعدش نوبت توهههه عشقممممممم که زهرا با استرس و ترس گفت اصلااااااا نمیتونمممممممممم و یکم گذشت دیدم زهرا با صدای تلمبه های محکم من تو کون فرشته که اه اهش به جیغ تبدیل شده بود و کل خونه رو پر کرده بود از ترس جیش کرد تو خودش و بلند شد رفت دسشویی. منو فرزاد هم دوتایی داشتیم فرشته رو میکردیم فرزاد تو اوج لذت بود و فرشته هم که کس و کونش باز شده بود از شهوت نه روزمین بود نه اسمون که کمتر ازدو سه دقیقه هردوتاشون همزمان با شدت ارضا شدن تو همون حالت که فرشته خوابیده بود رو شکم فرزاد و کیرش تو کس فرشته بود پاهای فرزاد و دادم بالا فرشته کامل خوابید تو بغل فرزاد .
گفت چکار میکنی منم یه تف انداختم رو سوراخ کون سفید و کم موی فرزاد اخخخخ جوووون قهوه ای و تنگ بود و انگشتمو فرو کردم تو اخ اخ فرزاد بلند شد منم با انگشت تو کونش تلمبه میزدم و کیر فرزاد هم که خوابیده بود از کس فرشته دراومد و منم حسابی کونشو انگشت کردم و فرزاد هم اه اه میکرد یه تف بزرگ زدم دم کونش که فرزاد گفت ارشششش نمیتونم خیلی کلفتههههه بذار بعددددد که سر کیرمو گذاشتم دم کونش و تا فرزاد اومد خودشو جمع کنه اروم گفتم شل کن و با فشار اروم و ممتد سرشو فرو میکردم تو کون فرزاد و اخ اخ فرزاد از درد کون بلند شد وگفت واییی ارششش جون من تا ته نکنننن نمیتونمممممم.
من: باشههه کونیییی تا هرجا جا شد.
فرزاد: وایییی همینم خیلی درد دارهههههههه و هی میگفت وایییی چه دردی داره گفتم کیرت تو کس زنمه نه جووووون سر کیرم تو کون فرزاد بود و زهرا چشماش داشت از کاسه میزد بیرون و کون دادن شوهرشو نگاه میکرد صحنه ای که فکرش هم نمیکرد تو عمرش ببینه شوهرش مثل زن طاقباز خوابیده باشه و یه مرد کیرشو تو کونش فرو کنه .
فرزاد گفت اخخخخخ خیلی درد دارههههه درش بیار واییییی گفتم فرشته تحمل کرده زهرا دیشب بعد از یه عمر کون ندادن تحمل کرده تو هم یکم تحمل کن جاباز میکنه خوبه و خیلی اروم و با ملایمت کم کم سرش تو کونش جا شد و مکث کردم و خیلی اروم اروم تلمبه میزدم فرزاد هم درد داشت و کم مونده بود اشکش بیاد ولی کیرش دوباره شق شده بود تو کس فرشته و که کاندومو دراوردم و کیرشو فرو کردم تو کون فرشته و خیلی تنگ بود فقط دو سه سانت بعد از سر کیرو فرو کردم تو کونش وهمزمان با تلمبه های من کیر اونم توکون فرشته تلمبه میخورد که تو چند دقیقه دوباره ابش اومد و فرشته خسته شده بود از رو فرزاد بلند شد اومد پایین منم رفتم لای پای فرزاد و کامل طاقباز کردم و پاهاشو دادم بالا و چهار پنج سانت کیرمو تو کونش تلمبه میزدم ولی اروم چشماش از شدت درد و هوس قرمز شده بود و اخ اخ میکرد زهرا و فرشته هم داشتن کون دادنشو تماشا میکردن که به زهرا گفتم بشین رو دهنش و رفت رو مبل و کامل نشست رو دهن شوهرش و کسشو گذاشت دهنش منم واسش جق میزدم و انگشتمم فرو کردم دو کس و کون زهرا و تلمبه میزدم هر سه تامون تو اوج لذت بودیم منم هیجان داشتم کون فرزاد و میکردم حدودا ربع ساعتی تو کونش تو هر پوزیشنی که میشد تلمبه زدم و دو بار بعدش ابش اومد و زهرا هم کنارم بود و انگشتام تو کس و کونش تلمبه میشد که فرزاد دیگه نتونست تحمل کنه و رفت عقب و مثل زن ناله میکرد و خودشو جمع کرده بود سوراخ کونش هم باز مونده بود و ریز ریز میگوزید منم زهرا رو کشیدم رو مبل و طاقباز رفتم روش و کیرمو فرو کردم تو کسش و محکم تلمبه میزدم و لباشو گذاشتم تو لبام و میخوردم چند دقیقه از کس کردمش کیرمو کشیدم بیرون و اروم فرو کردم تو کونش که زهرا که با نه و نمیخوام و واییییی اخخخخ کونممم واییییی درد دارهههه کیرم کم کم رفت تو و تلمبه میزدم و حسابی زهرا رو از کس و کون جوری کردم که کسش خشک شده بود و دیگه ابی براش نمونده بود ودو بار با شدت ارگاسم شد تا ابم اومد و همراه با گوز گوز زهرا تو کونش خالی کردم واییییی چه لذتی داشت غیر قابل توصیف.
زهرا کونش حسابی گشاد شده بود چند دقیقه خوابید و بلند شد رفت دسشویی و خودشو شست و تمیز کرد اونقدر خسته بودیم که هر چهار تامون فقط افتادیم رو مبل و رمق تکون خوردن نداشتیم. خوابمون برد حدودای شش بیدار شدیم .من رفتم حموم و اومدم زهرا هم بیدار شد و رفت حموم و اومد دید فرشته و فرزاد کنار هم نشستن و میخندن
زهرا: چتونه .
فرزاد :ارش کیرش شق شد زن و مرد نمیکنه هر سوراخی جلوش باشه میکنه .
زهرا: تو کونی بودی دادی اونم کرد .
فرزاد با ناز گفت چکار کنم عزیزم یه تعارف زدم دیدم کیرش تو کونمه
زهرا: خاک بر سرت ارش کون تو رو نکرده بود که کرد .
که یهو فرشته از زیر زبونش در رفت گفت عجیب نیست ارش زن و شوهرا رو با هم میکنه . واییییی با این حرفش سوتی بدی داد با هزار ترفند جمعش کردم ولی زهرا شک کرد .
به پیشنهاد فرزاد رفتیم بیرون تو راه به فرزاد گفتم الان که میریم بیرون فرشته زن تو و زهرا هم زن من و جوری هم با هم برخورد کنیم که واقعی باشه همه قبول کردیم یه دور زدیم و قدم زدیم و رفتیم یه کافه . رفتار من با زهرا و رفتار فرزاد با فرشته عین زن و شوهر بود که هردوشون حسابی لذت بردن و شام هم رفتیم فست فود باکلاس باغی زهرا کاملا تو حس این بود که شوهرش منم کنارم نشسته بود دیدم شام نمیخوره گفتم چرا نمیخوری؟
اروم در گوشم گفت ارش دلم درد میکنه و نفخ دارم شکمم باد کرده شام نخورم بهتره .
گفتم نه عزیزم چرا نخوری خوشکلم حالا یکم کنارم بخور و شام خوردیم و حدودای ده و نیم اومدیم خونه و لباس عوض کردیم فرشته شورت و سوتین ست فانتزی زهرا رو پوشید و اومد و زهرا هم با یه دامن تا زیر کونش و یه تاپ بندی نازک منو فرزاد هم با شورت .نشستیم و ورق بازی کردن و از هم لذت بردن
ساعت حدود دوازده بود که اون شب فرزاد و فرشته رفتن تو اتاق خواب بخوابن و منو زهرا هم تو حال تشک انداختیم .
زهرا خواست شورت بپوشه نذاشتم گفت راحت نیستم .
من: یه شبه لخت تو بغل هم بخوابیم و بدن سفید گوشتی و تپلشو گرفتم تو بغل و بدنشو نوازش میکردم. اروم حرف میزدیم
ز: باورت میشه تا حالا لخت نخوابیده بودم.
من:واقعا
ز: اره .
من: یه سوال بپرسم .
ز:بپرس .
من: یکم برام عجیبه زنی که تا حالا با هیچ مرد دیگه نبوده باشه بخواد ضربدری تجربه کنه با من راحت باش تا حالا غیر از فرزاد با کسی سکس داشتی؟
.یکم فکر کرد .
من: داشتی پس.
ز:بین خودمون میمونه.
من: حتمااااا .
ز: اینجوری نه ولی یکمی اره.
من: واقعا؟
ز: اره .
من تعریف کن .
یکم من من کرد که نگه ولی با اصرار من گفت دانشجو که بودم با یه پسری حرف میزدم منم از همه چی بیخبر و ساده یه روز گفت بیا خونه حرف بزنیم با هم بیشتر اشنا بشیم منم خر شدم فکر کردم حالا عاشقمه و میخواد منو بیشتر بشناسه بیاد خواستگاریم رفتم خونه دانشجوییشون تنها بود نیم ساعتی حرف زدیم که دیدم بهم نزدیک شد و کم کم دستشو برد پشت سرم و بغلم کرد و منم مقاومت کردم ولی خب با حرف خرم کرد . دیگه ادامه نداد.
من: خب.
ز: بقیشو ولش کن.
من: نه بگو من که قضاوتت نمیکنم .
ز: به فرزاد هیچی نمیگیا .
من: نه عزیزم خیالت راحت .
ز: با کلی اصرار و التماس راضیم کرد لباسمو دراوردم .
من: خب .
ز: همین دیگه .
من: لخت شدی کامل ؟
ز: اولش که نه با شورت و سوتین بودم اونقدر زبون ریخت و اصرار کرد و زورکی لختم کرد منم هر چی سعی کردم نتونستم مقاومت کنم .
من: خب .
ز: کاری نذاشتم بکنه فقط دستمالیم کرد . یکم مکث کرد که حس کردم یه چیزی هست و نمیخواد یا نمیتونه بگه.
من: بگو خوشکلم .
ز:خب اونقدر التماس کرد منو به شکم خوابوند و دستمالیم کرد دیگه گفتم انگشتت هم کرد . دستاشو گرفت جلو صورتش گفت وای ارش نمیذاری یه چیزی هم واسه خودم بمونه ها اولش یکم اره ولی یهو تف انداخت پشتم و زورکی سرشو کرد تو پشتم .
من: واقعا ؟ تو چکار کردی ؟
ز: همه تنم سوخت و تیر کشید و از درد بلند جیغ زدم و اونم خیلی ترسید فورا بلند شد منم لباسمو پوشیدم و فرار کردم تا خوابگاه گریه کردم از بس ترسیده بودم یادم رفته بود شورتمو بپوشم و بیارم .از یاداوریش خیلی بهم ریخت .
بوسش کردم و گرفتمش محکم تو بغل گفتم قربونت برم هیچ دختری حقش نیست به زور باهاش سکس کرد. کلی حرف زدیم و اخرش خودشو کامل از پشت چسبوند بهم کیرم شق لای کونش بود
ز: یکاری میکنی ؟
من: چکار؟
ز: بکن تو و درش نیار تا خوابم ببره . منم کیرمو از پشت کردم تو کس زهرا و یکم تلمبه زدم
که خیلی اروم انگار خجالت کشیده گفت: از جلو نه
کیرمو از کسش کشیدم بیرون و کونشو کامل داد سمتم و سر کیرمو فرو کردم تو کون زهرا که خودش اومد عقب و کیرو کامل فرو کرد تو کونش خواستم تلمبه بزنم
ز: تکونش نده بذار بمونه فردا شب دیگه ندارمت . دستمو دور پستون و شکمش گذاشتم و تو گوشش گفتم اتفاقا بعد از این هر وقت خواستی منو داری کلی چت میکنیم با هم تازه بچه ها صبحا مدرسه هستن خواستی میام پیشت
ز: میاییی؟؟؟
من: اره خوشکلمممم . کیف کرد و خوابید.
منم کیرم تو کونش واییی مگه خوابم میبرد که زهرا خوابش برد و منم اروم کیرمو تو کونش تلمبه میزدم که خستم شد و خوابم گرفت و خوابیدم.
فردا صبح بیدار شدیم و صبحانه خوردیم و تا حدودای ده حرف زدیم و خداحافظی و اومدیم خونه و ظهر هم بچه ها با بابا و مامان فرشته اومده بودن و ما هم رفتیم اونجا
ادامه دارد...
     
  
↓ Advertisement ↓
مرد

 
sooskmar48:
زهرا: یه کاری میکنی ؟
من: چکار؟
زهرا: بکن تو و درش نیار تا خوابم ببره. منم کیرمو از پشت کردم تو کس زهرا و یکم تلمبه زدم که خیلی آروم انگار خجالت کشیده گفت: از جلو نه...
خودش اومد عقب و کیرمو کامل فرو کرد تو کونش

تمام بخش های قصه یکطرف
این سکانس یکطرف...
جذاب لعنتی؛ با این قلمت نابودم کردی
in search of way to escape
     
  ویرایش شده توسط: AmirSalman   
مرد

 
sooskmar48
خیلی دیر به دیر می‌نویسی.لطفا زودتر ادامه شو بزار
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت بیست و یکم
عصر میخواستیم بریم بیرون تو اتاق در باز بود پشتم به در بود داشتم شلوارمو عوض میکردم که زهره اومد تو اتاق و خیلی ریلکس پشتش به من بود شلوارشو کشید پایین و دراورد و شلوار بیرون پوشید بلوزش هم دراورد و عوض کرد و مانتو پوشید و گفت ببخشیدا منم که از دیدن اون صحنه تو شوک بودم گفتم خواهش میکنم و رفت بیرون.
یک ماهی گذشت وتو اون مدت دو بار با زهرا بودم و فرشته هم دو سه باری با فرزاد بود و دیگه کاری بهم نداشتیم که کی؟ کی؟ چه کسی رو میکنه تنها اتفاق جالب تو این یک ماه یه بار فرزاد خودش بهم پیام داد پایه ای دو تایی بریم باغ و رفتیم و اولش برام حسابی ساک زد و کیرمو خورد و منم که خوشم اومده بود و جلوی فرزاد زانو زدم و یکم با کیر خوش تراش و قلمی فرزاد بازی کردم و مالیدمش و سر کیرشو گذاشتم تو دهنم و میخوردم و کم کم دیدم دارم با لذت کیرشو میخورم و خودم کیر فرزاد رو تو دهنم تلمبه میزدم که فرزاد تو اوج لذت بود و بعد از خوردن کیرش داگی شد و جوری که خودش دوست داشت بهم کون داد و حدود یک ساعت و نیم کونشو کردم و سه بار اب فرزاد اومد تا ابم اومد و تو کونش خالی کردم و رو تخت و کیرش نیمه شق یوری رو شکمش بود اخرش خودمم از دیدن کیر سفید و خوشتراش فرزاد که سه بار هم ابش اومده بود هوسی شده بودم و رفتم روش همونجور که سر کیرش از ابش خیس بود کردم تو دهن که فرزاد با هوس و تعجب نگام میکرد و منم اب فرزاد رو تو اون حال با لذت و هوس داشتم میخوردم و اب مونده تو کیرشو مک میزدم فرزاد از خود بیخود شده بود و دوباره شق کرد و کیرشو تو دهنم حسابی خوردم و بلند شدم و اومدم روش و کیرشو با سوراخ کونم که کرم زده بودم و نرم نرم بود تنظیم کردم و نشستم روش واییییی نرم و اروم اروم کیر فرزاد و فرو میکردم تو کونم فرزاد هم انتظار نداشت بهش کون بدم خیلی هوسی شده بود و با هوس نگام میکرد و اروم اروم تو کونم تلمبه میزد اخخخخ درد خیلی کمی داشتم ولی لذتش چند برابر کردن بود چند دقیقه رو کیر فرزاد خودم تلمبه زدم و رفتم جلوش تو سجده و اومد پشتم و کیرشو فرو کرد تو کونم اخخخخخخ چه لذتی داشت محکم تو کونم تلمبه میزد و ابش هم قبلا اومده بود الان دیر میومد که برگشتم و طاقباز خوابیدم و پاهامو داد بالا و مثل یه زن اومد روم و کیر15 16 سانتیشو فرو کرد تو کونم و پاهام رو شونش بود وایییی الان که دیگه به کون دادن عادت کرده بودم درد که نداشت لذتش خیلیییی زیاد بود اخخخخ و حدود ده دقیقه تو کونم تلمبه میزد و کیرمو تو دستاش گرفته بود و برام جق میزد که ابش اومد و داغی ابشو تو کونم حس کردم دیووونهه شده بودم از لذت وایییی خودمم کونی شده بودم . که خودمونو تمیز کردیم و اومدیم.
.گروه هم خبر خاصی نبود فاطی این مدت گیر بود و نتونست بیاد و اذر و امیر هم که رفته بودن مسافرت کاری امیر و درگیر ولی سکس چت تو گروه رو داشتیم و فاطمه و فرشته کلی عکس از خودشون میفرستادن
یه چیزی که تو این چند ماه چندان بهش توجه نداشتم تا اینکه یه رفتارش نظرمو جلب کرد رفتار زهره مادر زنم بود که حس میکردم خیلی باهام راحت تر شده چند بار اول که دیدم به هر بهونه تو اتاق جلوی من لباس عوض کرد البته فقط در حد شلوار و بلوز گفتم خب محرم منه و چندان هم عجیب نیست ولی تکرار این موضوع داشت عجیب میشد و چیزی هم نبود که بتونم به فرشته بگم تا اونروز که خونه بابای فرشته بودم ظهر ساعت دو زهره نوبت لیزر داشت و من تو اتاق دراز کشیده بودم و فرشته باباش هم تو پذیرایی داشتن سریال میدیدن و که زهره اومد تو همون اتاقی که من دراز کشیده بودم و در گذاشت رو هم و گفت ببخشید ارش و پشت به من بلوزشو دراورد و عوض کرد و خم شد و شلوار و شورتشو با هم کشید پایین و کون بزرگ و برجسته مادر زنم جلوم بود واییییی تو خم شدن قشنگ سوراخ درشت و قهوه ای کون و شکاف بزرگ و کشیده کسشو میدیدم و دامن پوشید و گفت واسه لیزر شورت اذیت کننده هست نپوشم راحت ترم
منم که دیدم خودش راحته گفتم اره بابا هی درش بیاری و بپوشی چه کاریه با دامن راحت لنگ و میدی بالا و تمام.
زهره: نه اتفاقا نمیگه درش بیار ولی خب خودم اینجوری راحت ترم
من: درش نیاری پس چجوری بزنه؟
زهره: لبه شورتو میزنه کنار ولی من دوست ندارم اونجوری
من : راحت بدون شورت بخواب کارشو بکنه روزی صد تا میبینه
زهره: اینقدر خوشکل تر از من میبینه
من: اینجوریا هم نیست
که دیگه چیزی نگفت و رفت بیرون منم نمیدونستم چه عکس العملی باید نشون بدم واسه همین به روی خودم نمیاوردم تا ببینم تهش چی میشه.
تو این دو روز اخیر تو گروه هم پیام خاصی نبود که پیام گذاشتم کسی چیزی نمیگه چرا؟
که فاطمه جواب داد هستی؟ یک شنبه میام تا سه شنبه هستم . نوشتم اره خوشکلم هستم بیا که یه حالی به کس و کون تنگت بدممممم .
پشتش اذر نوشت تنها خورا . نوشتم میدونم تو هم تنگ شدی ولی تو که نیستی چرا حسودی میکنی عزیزم اومدی بهت میرسم ؟
اونروز شنبه صبح بابای فرشته میخواست ماشین ببره تعمیرگاه زهره هم تو خونه تنها بود گفته بود منو ببر خونه فرشته بعد بیا دنبالم.
فرشته و بچه ها هم شیفت صبح مدرسه بودن حدودای هشت و نیم زهره اومد و نشستیم یکم گذشت و چایی اوردم و خوردیم
زهره: قهوه نداری؟
من: چرا هست خوبشم هست
زهره: اره خیلی قهوه لازمم دوبل بزن
من: نه بابا چیزی شده
زهره: نه ولی قهوه هایی که تو دم میکنی رو دوست دارم
من: ممنونم عزیزم
و درست کردم و اوردم و با هم خوردیم زهره که همیشه کم حرف بود شروع کرد حرف زدن و از همه جا گفتن ولی حرفای معمولی یجورایی انگار میخواست باهام حرف بزنه و منم دیدم دوست داره صحبت کنیم خیلی گرم و صمیمی باهاش حرف میزدم که ازش پرسیدم رفتی لیزر
زهره: اره همونروز نوبت داشتم
من: اذیت نمیشین؟
زهره: نه چرا؟
من: اخه فکر کنم درد داره
زهره: نه دیگه ما زنا عادت کردیم پوستمون کلفت شده
زهره یکم مکث کرد:یه سوال بپرسم ؟
من: بپرس
زهره: ناراحت نشیا
من: نه بابا این چه حرفیه راحت باش
زهره : چند وقته حس میکنم بین تو و اذر و فاطمه یه رابطه ای هست البته فرشته و مهران هم همینجور
من: چه رابطه ای؟
زهره: خودتو به ندونستن نزن خیلی چیزا میدونم
من که تعجب کرده بودم: چی میدونی؟
زهره: نمیدونم شاید اشتباه میکنم ولش کن .
من: رابطه فامیلی و صمیمی که اره طبیعیه
زهره: شاید من خیلی حساس شدم
من که نمیدونستم چی میدونه و میترسیدمم حرفی بزنم و یکم چرت و پرت گفتم که پرید وسط حرفم و گفت: اشتباه کردم جین پوشیدم تنگه و اذیت میکنه . راست میگفت شلوار جین جذب تنگی پاش بود .فرشته دامن اندازه من داره؟ رفت تو اتاق ما.
این حرفش برام تعجب اور بود اخه خودش امار همه لباسای فرشته رو داشت که صدام کرد و رفتم تو اتاق وایییی چی دیدم شلوارشو دراورده و با یه شورت کرمی رنگ و تاپ مشکی جلوی کمد لباسای فرشته پشت به من ایستاده بود و منم از پشت داشتم اندام تپل و رون گوشتی و کون خیلی برجسته و بزرگشو که داشت شورتش نارنجیشو جر میداد میدیدم . منم با دیدن زهره تو اون حال لحنم عوض شد و گفتم زهره جون کارم داشتی؟ دید من خیلی صمیمی جوابش دادم خوشش اومد همونجور که داشت الکی تو کشو کمد میگشت گفت دامن پیدا نکردم نمیدونی کجاست؟ منم دیدم موقعیت مناسبه و زهره هم بدش نمیاد ببینمش عمدا گفتم دامن میخوای چکار شلوارت اذیتت میکرد الان دیگه پات نیست جز من و تو هم کسی خونه نیست الان که راحتی .
زهره: نه تا این حد دیگه زشته تو خطرناکی منم خجالت میکشم نیمه برهنه جلوی تو بعدشم ممکنه یکی بیاد ابروریزیه گفتم کلید تو در نیست هرکی هم بیاد باید در بزنه نگران نباش .الکی خم شد در کمد پایینی رو باز کرد و میگشت اخخخ تو اون حالت شورتش جوری کش اومد که شکاف کون سفید و لای کونش هم دیده میشد کون درشت زهره تو اون حالت مثل کیر من تو شورت داشت منفجر میشد
من :دنبالش نگرد من نمیدونم کجاست تو هم که پیدا نکردی اگه معذب نیستی راحت باش زهره: بگردم اگه نبود بیخیال ولی یه وقت کسی نیاد ؟؟؟
من: از اون بابت خیالت راحت
همونجور خم داشت تو کشو میگشت و منم تیز داشتم دقیق کونشو دید میزدم که متوجه یه سوراخ زیر شورتش کنار شکاف کسش شدم و گفتم زهره جون بگمونم شورتت هم خیلی تنگه سوراخ شده اذیتی درش بیار
یهو ایستاد خندید گفت: دیگه زیادی راحت میشم و دوباره خم شد و کشو بالاییشو میگشت
حس کردم عمدا داره اینکارو میکنه که دل به دریا زدم و با خودم گفتم هرچه بادا باد رفتم سمتش پشتش ایستادم و اروم دستمو گذاشتم رو بالای کونش .
زهره: نکن ارش زشته یه بار با شورت جلوتم جنبه نداریا
من: کاری نمیکنم میخوام لبه شورتت تا خورده رو درست کنم
زهره بدون اینکه تکون بخوره گفت: یکی میبینه ابرومون میره
من که میدونستم میخواد ولی نمیتونه خودش بگه و داره خودشو قانع میکنه مثلا من رفتم سمتش .
همونجور اروم دستمو رو کونش میکشیدم و نوازشش میکردم و یه دستمم بردم زیر تاپش و کمرشو نوازش میکردم گفتم:نترس هیچ کس نمیاد و کسی هم بیاد اول باید در راه پله رو باز کنه که صداشو میشنویم.
زهره که خیالش از بابت اومدن کسی راحت شده بود گفت: چقدر سوراخه؟
من: چی؟خودت یا شورتت؟
زهرهکه از حرفم خندش گرفته بود گفت: شورتم
دستمو گذاشتم رو سوراخ شورتش و با یه انگشت فرو کردم تو سوراخ شورتش که انگشتم رفت لای کسش واییییی خیس خیس بود
زهره فقط یه اخ گفت
اروم دستمو رو کون بزرگ زهره میکشیدم چیزی که اصلا انتظارش رو هم نمیکشیدم و حتی به خواب هم نمیدیدم زهره با اون چهره خوشکل مال من بشه جلوم خم شده و دستام رو کونشه و انگشتمم که از تو شورتش در نیاورده بودم لای شکاف خیس کس مادر زنم بود فقط صدای نفسش میومد همونجور خم موند اروم دستمو از رو شورت رو کون بزرگ و پهن زهره میکشیدم و نوازشش میکردم مثل مجسمه تو همون حالت مونده بود منم که فهمیده بودم چی میخواد در واقع هردومون میدونستیم قراره چی بشه همه جای کونشو نوازش کردم و اروم مالش میدادم و دستمو از بالای شکاف کونش تا پایین زیر کسش میکشیدم که خیسی و ترشح کسش رو زیر انگشتام حس میکردم انگشتمو دراوردم و اروم سرمو بردم پایین و کونشو بوسیدم جووووون نرم و گوشتی و چه بوی ترشحات کسش هم غلیظ بود همونجور همه جای کونش رو میبوسیدم و خم شدم روش و از اونجایی که لبام میرسید رو کمرش بوسیدم و اومدم پایین تا وسط شکاف کونش و بازبون میومدم پایین زهره ساکت و بیحرکت بود ولی صدای نفسهاش تند شده بود و زبونم رو شکاف خیس و لزج کسش که رسید وایییییییی زهره بی اختیار اه کشید و منم تا زیر کسش زبونمو بردم و چند بار از زیر کسش تا بالا زبونمو کشیدم و کسشو از رو شورت میخوردم و و کسشو تو دهن میگرفتم واییی چه کس بزرگی داشت اولین باری بود کس به این بزرگی رو میخوردم اخخخخخخ دستمم بردم تو تاپ که تو اون حالت اومده بود پایین و زیر سینش و اروم پستونای بزرگ سایز هشتاد و پنج بالاترش و از رو سوتین گرفتم تو دست که یه اه دیگه گفت و منم اروم پستوناشو تو دستام میمالیدم و کسشو از رو شورت لیس میزدم و اب کسش از شورت رد شده بود و مزه اش رو حس میکردم که دستامو اوردم عقب و اروم شورتشو کشیدم پایین که یکم مقاومت کرد و گفت ارش نه ارش درش نیاررر ارشششش و با دستاش دو طرف شورتشو گرفته بود فکر نمیکرد تا اینجا برسه و خواست بلند بشه که نتونست شورتشو نگه داره و با کشیدن من ولش کرد و شورتشو تا زیر کونش کشیدم پایین و خواستم دوباره خمش کنم که حس کردم مادرزن خوشکلم از یه طرف دلش میخواد ادامه بده و از یه طرف هم از ترس ابرو و قبح ماجرا نمیخواد و گفت ارششش زشته نکننن جون من نکن تا همینجا بسهههههه یکی بیاد بفهمه ابرومون میره.
دیدم به دلش نیست که ادامه بدیم و منم دلم نمیخواست بعدش حس بدی نسبت بهم داشته باشه بیخیال شدم و گفتم باشه عزیزم هرجور خودت بخوای .
از اتاق رفتم بیرون زهره هم یه چند دقیقه بعد با همون شلوار جین اومد و نشست رو مبل و یه ربع ساعتی هردو خودمونو به گوشی مشغول کرده بودیم ولی میدونستیم تو دل هردومون طوفانی برپاست
که همونجور که سرش تو گوشی بود گفت: باهاشون سکس داری؟
من که امادگی این سوال بی پروا رو نداشتم یکم مکث کردم و موندم واقعا جواب بدم یا نه که دل و به دریا زدم ولی مثلا منظورشو نفهمیدم گفتم: با کی؟
زهره: خودت میدونی
من: از کجا فهمیدی؟
زهره: جوابمو ندادی؟
من: اگه منظورت اذر و فاطمه هست اره
زهره: چقدر وقته؟
من: بیشتر از چند ماهه
زهره: فرشته میدونه؟
من: اره تو که فکر کنم همه چیز رو میدونی ولی از کجاش رو نمیدونم
زهره: فرشته هم سکس داره؟
من: اونم اره
زهره که حسابی ذهنش درگیر شده بود گفت: اصلا نمیتونم هضم کنم
من: امروز من و تو هم کم پیش نرفتیم
زهره خجالت کشید و سرخ شده بود و ساکت شد بعد از یکم مکث گفت:نگوووووووووو نمیدونم چم شده بود دست خودم نبود لطفا به روم نیار
من: اشکال نداره خب نیازه دست خود ادم که نیست منم هستم که برطرفش کنم نه کسی قراره بفهمه و نه کسی بهت شک میکنه با من تنها باشی هر وقت خواستی من هستم
زهره دیگه چیزی نگفت و بلند شد رفت تو اشپزخونه و مشغول ناهار درست کردن شد که ساعت حدود یازده و نیم بود بابای فرشته به زهره زنگ زد تا یه نیم ساعت چهل دقیقه دیگه میام اماده باش بریم خونه که زهره گفت ناهار درست کردم بذار بچه ها بیان بخوریم بعدش میریم و بابای فرشته هم قبول کرد.
سه چهار دقیقه از تموم شدن مکالمه اش گذشته بود و منم تو گوشی که واتس اپ پیام داد بیا.
بلند شدم رفتم تو اشپزخونه وایییییییییییییی با دیدن اون صحنه داغ کردم زهره پشت به من رو کابینت خم شده بود و شلوار و شورتشو تا زیر کونش کشیده بود پایین و سرشو کامل گذاشته بود رو کابینت واییییی کون پهن و بزرگش جلوم بود اخخخخ . فهمیدم بدون هیچ کار اضافه ای فقط میخواد بکنمش منم شلوار و شورتمو کشیدم پایین رفتم پشتش ایستادم و اروم دستمو گذاشتم رو کمرش و خمش کردم کونشو یکم کشیدم عقب وایییییی چه کون بزرگی داشت لای کونشو باز کردم شکاف کشیده و بلند کسش از هم باز شد و هوای تو کسش با یه فیس خارج شد از خیسی هم ترشحات کسش سفید لای کسش پخش بود سوراخ کون قهوه ای و درشت با چینهای نا منظم اخخخخخخخ .
کیرمو اماده و تا اخرین حد شق و رق و کلفت گذاشتم لای شکاف کسش که زهره یه اوووووووممممممم گفت و فهمید وقتشه و یکم سر کیرمو مالیدم لای کسش و اروم فرو کردم تو وایییییی داغغغغ و پر اب که اوم اومم زهره میومد و هر سانت ورود کیرم زهره یه اوووم میگفت و معلوم بود با این سن که حدود پنجاه شش هفت داشت کسش هنوز کلفتی کیر تجربه نکرده دوسوم کیرم رفت تو کسش و دو طرف کونشو تو دستام گرفته بودم و اروم تلمبه میزدم و زهره هم اروم اروم ناله میکرد که کم کم همه کیرمو که فرو کردم یه واییییییی کشدار گفت و گفت اخ نه تا کجام کردیییییییییی ؟
من: تا رحمتتتت خوشکلممممم
زهره: وای نه
منم شروع کردم تلمبه زدن و کم کم سرعت تلمبه هام بیشتر میشد و ناله زهره هم بیشتر هر بار هم کیرمو میکشیدم بیرون و دوباره فرو میکردم تو کسش یه گوز میداد و میگفت اخخخخخ نههههه درش نیاررررررر که دیگه تلمبه هام شدت گرفته بود و محم میکوبیدم ته کس مادر زنم و لرزش کون بزرگ و پهنش زیر رگبار تلمبه های دامادش داشت دیوونم میکرد که نه زهره رو زمین بود نه من واقعا اون همه هوس از من بعید بود که تو تایم کمتر از شش هفت دقیقه با شدت ارضا شد و همه بدنش به رعشه افتاد و خودشو کشید جلو و پاهاشو تو هم گره داد ولی از فرط لذت و ارگاسم نتونست بایسته و پشت به من دوزانو نشست رو زمین و با دستاش محکم لبه کابینت رو گرفته بود و ناله هاش صداش گنگ و مبهم بود که دیدم جیش کرد و ریخت زمین و تا زیر پام اومد و زهره گفت وایییی وایییی اخخخخ نههههه نمیتونمممممممممممممممم منم دستمو گذاشتم رو دستاش و گفتم راحت باش طبیعیه ارگاسم شدی بذار بیاد جلوشو نگیر . زهره تو حالتی بود که اگه میخواست هم نمیتونست جلوی جیش کردنشو بگیره تا تموم شد و رفتم براش دستمال اوردم و خودشو تمیز کرد و منم تی پنبه اوردم و کف زمین رو تمیز کردم پاهاشو اب کشید و با بیحالی رفت رو مبل ولو شد
ادامه دارد...
     
  
زن

 
AmirSalman
عجببببب
اگه نتونتم تو این نوع داستان مخاطب رو چه اقا و چه خانم خیس کنم که فایده نداره نوشتنم
     
  
مرد

 
sooskmar48
این قسمت شو خیلی خوب نوشتی. دوست داشتم. همینطوری ادامه بده
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت بیست و دوم
نیم ساعتی بعدشم بابای فرشته اومد و بعدشم بچه اومدن و ناهار خوردیم ولی زهره که خیلی بیحال بود تمام تلاشش رو میکرد که نشون نده و بعد از ناهار هم سریع رفتن خونه .
اخر شب پیام داد: چکار میکنی با ادم اخه
من: کار خاصی نکردم امروز فقط کردم
منتظر جواب زهره بودم و تا یک ساعت بعدش دیدم خبری نشد و اولش خواستم به فرشته بگم ولی گفتم بذار ببینم عکس العمل زهره چیه و خوابیدم .
یکشنبه عصر فاطمه اومد و ما هم رفتیم خونه باباش نشسته بودیم حرف میزدیم ولی زهره برعکس همیشه که پر جنب و جوش و شیرین صحبت میکرد خیلی ساکت و اروم بود و کم حرف میزد .
که فاطمه تو گروه نوشت ارش من امشب میخواما .
فرشته جواب داد دیووووووونه اینجااااا .
فاطمه نوشت من نمیدونم یا جور کن بریم خونتون یا همینجا برنامه بچین از وقتی اومدم خیسم.
اذر نوشت خوبه دیگه همونجا تو خونه باباش بکنششششش
مهران هم نوشت: نههههههههههه دیووونه بازی در نیاری ابرومون بره فاطمه
اذر نوشت: جوووووون چه بکن بکنیهههههه امشب و ایموجی خنده
اول قرار شد من فاطمه رو به بهونه اینکه دارو واسه دخترش میخواد ببرم خونه و برگردیم که از شانس کج تا فاطمه گفت ارش منو میبری داروخونه باباش گفت من دارم میرم بیرون چی میخوای بگیرم که فاطمه هم الکی یه چیزی گفت و نشد بریم و برنامه عوض شد و شب اونجا موندیم و طیق نقشه فرشته بچه ها پیش زهره و حاجی خوابیدن و من و فرشته هم تو یه اتاق و فاطمه هم با بچه اش تو اون اتاق حدودای یک فاطمه دخترشو خوابونده بود اومد تو اتاق ما در و بست فرشته با فاصله کنارم خوابیده بود و فاطمه اومد زیر پتو کنارم دراز کشید و گرفتمش تو بغل و لب تو لب شدیم جووووون چه داغ بود که فرشته بیدار شد یکم فاصله گرفت جامون بشه و اروم گفت دیوونه این صداتون بلند نشه ابرومون بره ها فاطمه گفت نههههه.
من و فاطمه رفتیم تو بغل هم و هردومون سریع لخت شدیم و افتادم به جون خوردن فاطمه و پستونای بزرگ شیری فاطمه و تا تونستم شیر مکیدم ازش و خوردم که فاطمه از هوس داغ شده بود و سکس پر استرس هوسشو بیشتر کرده بود و از اینکه نمیتونست صدا بده هم حالش بدتر شده بود اروم گفت گفت بسسسسه اررررشششش و منم رفتم پایین لای پاهاش سراغ کسش اخخخخخ اونقدر خیس شده بود که انگار جیش کرده بود کس و کونشو سیر خوردم واسه بار اول با خوردنم ارضا شد و اومدم روش و طاقباز پاهاشو دور کمرم حلقه کرد و لبامون تو هم گره خورده بود و کیرمو هل دادم تو کسش اروم یه اه کشید و منم اروم اروم تلمبه میزدم چه کس داغی داشت جووووون فاطمه هم خیلی اروم اه اه میکرد و برخورد شکمم با شکم نرم و شل فاطمه خیلی لذت بخش بود گفتم یواشششش اگه مامانت بفهمه چی؟
یهو گفت بکنننننشششششش ارهههه اونم دوست داره زیر تو بخوابه جوووون بکنننن خوب میکنییییی
تو گوشش گفتم: زهره جونم کیر میخوادددد اونم میکنمممممم
گفت چه جورممممم خواستی کونش هم بکنننننن
گفتم تو راضیش کن سیرش میکنم
گفت ارهههه مامانمم بکنننن اونم کیر دوست دارههههه خیلی هوسیم کرده بود با حرفاش و خودشم حسابی حشری شده بود منم تو طاقباز تلمبه زدم که ارضا شد بعدش به پهلو خوابید و کردمش و اومد روم خودش تلمبه زد و اخرشم به شکم خوابوندمش و رفتم پشتش و بالش گذاشتم زیر کونش اومد بالاتر و کسشو میکردم خواستم بکنم تو کونش گفت الان نهههه اماده نیست دردم میاد ممکنه صدام بره بالا که بیخیال شدم و از کس حسابی کردمش که بار دوم شدید تر ارضا شد و پتو رو دندون گرفته بود صداش در نیاد و جوری از کسش اب اومده بود و ترشح لزج که بالش زیرش خیس شده بود بی حال شده بود و گفت ارش بسمه اینجوری نمیتونم ادامه بدی صدام میره بالا ولی من هنوز ابم نیومده بود که اجبارا بیخیال شدم
گفت تو که نشدی .
گفتم اشکال نداره فردا شب هم هست .
یکم تو بغلم خوابید و بلند شد رفت تو اتاقش چند دقیقه بعد دیدم تو گروه پیام اومد باز کردم دیدم اذر یه ساعت پیش پیام داده فاطییییییی دادییییییییییی و چند تا ایموجی چشمک که فاطمه الان یه عکس فرستاده بود بازش کردم وایییی فاطمه تو اتاقش طاقباز خوابیده از کسش که حسابی گشاد شده بود و خیس با ترشح سفیدش عکس گرفته بود گذاشته بود تو گروه و نوشته بود نتیجه پنجاه دقیقه کس دادن در سکوت و استرس به ارش .
اذر چند تا ایموجی تعجب فرستاد نوشت واقعاااااا؟ چطور؟ کجا؟ کسی نفهمید؟ واییییییی چه گشادت کرده فاطیییییی؟؟؟؟؟. فاطمه نوشت خونه بابام تو اتاق من عاشق کردنای اینجوریشم مردونه تلمبه میزنه که ته کسم حسش میکنم حس میکنم الانه که بره تو رحمم.
اذر: دیوونه ای تو خونه بابات؟
فاطمه: اره اتفاقاحس خیلی خوبی داشت با ترس و استرس
اذر: بدبخت مهران چیزی واسش نمونده گاهی بکنه توش .
فاطمه :اون که نمیکنه تو هم تنهایی بری زیرش همینجور گشادت میکنه بدبخت کاکام البته تو که تجربه داری ولی کس خوبی هم داری زود تنگ میشه و چند تا ایموجی خنده.
چند دقیقه گذشت یه عکس دیگه اومد بازش کردم اذر هم تو طاقباز یه عکس از کسش فرستاده بود جووووون با سوراخ کس تنگ و لبهای کوچولو مثلثی یکم بیرون زده و چوچوله برجسته و زیرش نوشت اتفاقا خیلی تنگ شدم دو ماهه
منم نوشتم: جوووووون اذر خوشکلم کس سفیدت از بی کیری خیلی تنگ شده بیا که کیرم از الان منتظرشه.
اذر جواب داد هیچی نگووووووو خمار بمون تا بیام و یه ایموجی چشمک فرستاد.
چند دقیقه بعد اذر: فاطمه کون هم دادی؟ .
فاطمه : خونه بابام هستیما اولا تنگ شدم میدادم صدام میرفت بالا زشته دوما فردا نوبت معاینه دارم دکتر میبینه نمیگه چرا اینقدر گشادی و ایموجی خنده.
اذرخنده فرستاد نوشت عجببببب . خب ببینه اتفاقا خوبه که میفهمه چی تو رودته و ایموجی خنده.
سه روز گذشت و یه بار دیگه تو این مدت با فاطمه بودم و جمعه عصرفاطمه پیام داد مامانم فردا صبح نوبت دکتر زنان داره خودمم بیرون کار دارم میتونی ببریمون؟
گفتم اره حتما
فردا صبح حدودای هشت رفتم دنبالشون
تو راه فاطمه از مامانش پرسید تست پاپ اسمیر هم داری؟
زهره: نه
فاطمه: اخرین بار کی دادی؟ بیشتر از یک ساله؟
زهره: یکسال بیشتره
فاطمه: به دکتر بگو هم معاینه بکنه و تست پاپ اسمیر بده بگو به دکتر یه مدته ترشح هم داری ؟
که زهره عقب نشسته بود و تو ایینه میدیدمش خجالت کشید که جلوی من گفت .
زهره: باشه حالا ببینم نظر خود دکتر چیه.
که فاطمه باز گفت صبح هم ترشح داشتی؟
که دیدم زهره کاملا سرخ شده فهمیدم فاطمه عمدا داره اینجور سوالاتی رو جلوی من میپرسه
که گفت خجالت نداره که ارش غریبه نیست که جلوش رو بگیری.
زهره گفت نه رو نمیگیرم ولی
که فاطمه حرفشو قطع کرد: خب محرمه بهت جلوش لباس هم عوض کنی لخت ببینتت مهم نیست .
زهره که از خجالت داشت قرمز میشد گفت: دیگه نه تا این حد
فاطمه: من که خیلی با ارش راحتم جلوش لخت لخت هم باشم خجالت نمیکشم .
زهره: تو دیگه خیلی پررویی جرات داری جلو مهران اینجوری بگو .منم خیلی پیش اومده جلو ارش لباس عوض کردم اشکالی نداره واسه همه عادیه ولی تو فرق میکنه.
فاطمه : منم جلوی ارش بارها لباس عوض کردم حتی چند باری منو با شورت هم دیده واسه مهران هم مهم نیست فرشته که خیلی جلوی مهران راحته حتی شورت هم عوض کرده مگه نه .
من که از حرفای فاطمه یجوریم شده بود گفتم: اره چه اهمیتی داره حالا من مثلا فاطمه یا شما رو لخت ببینم تهش چی میشه مگه.
فاطمه خندید گفت :دیگه به تهش نرسه که خطرناک میشه . رسیدیم مطب و زهره و فاطمه پیاده شدن و فاطمه رفت خرید و زهره هم مطب.
منم یه چرخی خیابونای اطراف زدم و کارشون تموم شد اومدن و یکم که رفتیم
فاطمه از مامانش در مورد دکتر و معاینه و این چیزا پرسید
که زهره گفت : به دکتر گفتم پشتم معاینه کنه .
فاطمه : واسه چی؟
زهره: واسه همون گوشت اضافه اگه بشه برش دارم .
فاطمه : اذیتت میکنه ؟
زهره: نه ولی خوشم نمیاد .
فاطمه: منم دارم مهم نیست که .
زهره: دوست ندارم .
من : بگمونم این گوشت اضافه رو همتون دارین فرشته هم داره فاطمه گفت اره من مامانم فرشته خاله طیبه بدترینش فرزانه بود اون که دیگه یه سانت بیشتر اویزون بود عمل کرد اونم برداشت .
زهره : مال منم زشته .
من: خودت که نمیبینیش کسی که میبینه باید نظر بده .
زهره یه حالی شد گفت: اونجا رو کسی نمیبینه که خودم دوست ندارم .
یهو فاطمه پوزخندی زد گفت : بابا که میبینه .
زهره که دیگه یخش اب شده بود : چه کسی هم .اون منو هم نمیبینه چه برسه اونجا.
من: وا یعنی چی نمیبینه زن و شوهرینا .
زهره: اره تو سند ازدواج . شوهری که ماه تا ماه نیاد سمت زنش چه فایده .
فاطمه: مگه میشه ؟
زهره که انگار سفره دلش وا شده بود: نه تو غریبه ای نه ارش اخرین بار بیشتر از سه ماه پیش بوده .
منو فاطمه بهم نگاه کردیم هردومون با هم گفتیم واقعا؟
زهره که سر زبونش شل شده بود گفت : چرا نشه شما جوونین هنوز عادی نشدین واسه هم ولی ما دیگه تموم بعدشم بابات از قیافه و مخصوصا شکمم اصلا خوشش نمیاد .
فاطمه: کدوم زن دیدی زاییده که شکم نداره ؟ من که یکی دارم شکمم دارم
من: اتفاقا شما نسبت به خیلییی از زنا هم خوشکل تری هم خوش اندام تر خب شما هم باید واسش دلبری کنین تحریکش کنی .
زهره که دیگه سیم اخر بود: چکار باید بکنم اون نمیخواد یه بار خیر سرم ست فانتزی خریدم براش پوشیدم تا منو دید گفت این چیه برو درش بیار اینا واسه کسیه که اندامم داشته باشه منم دیگه نه براش پوشیدم نه خواستم بیاد سمتم هر وقت خودش خواست بیاد.
من: عجبببب.
فاطمه : ارش من یه سر باید برم اداره منو پیاده کن خودم با اسنپ میام ممکنه طول بکشه. گفتم اسنپ نمیخواد من یه سر باید برم خونه واسه بچه ها لباس بردارم چقدر مگه طول میکشه؟
فاطمه: نمیدونم ولی حداقل تا دوازده یک طول میکشه دیگه
من: میام دنبالت که گفت باشه و پیاده شد.
منو زهره هم رفتیم سمت خونه .
گفتم خوشکل من تو با همین اندام و شکم ژله ایت واسه من جذابی .
خجالت کشید وچیزی نگفت . نزدیکای خونه که رسیدیم گفت چقدر کار داری ؟
من: هر چقدر تو بخوای .
دیگه چیزی نگفت و سرشو انداخت پایین و فهمید قراره چی بشه و رسیدیم در خونه پیاده شدم
زهره : منم بیام ؟
سرمو از پنجره بردم تو ماشین با لبخند اروم گفتم تنها دلیل اومدنم تویی لباس بهانه است دوست داری بیا.
منم که میخواستم اگه واقعا خودش هم میخواد بیاد. رفتم در خونه رو باز کردم و رفتم تو
که زهره خانم از خجالت لپاش گل انداخته بود پشت سرم اومد تو و در رو بست و رفتیم تو خونه که تا رسیدیم تو خونه
زهره گفت: بد نیست؟ اخه همون یه بار هم هنوزعذاب وجدان دارم
من: اولا مگه کسی قراره بفهمه جز من و خودت؟ دوما عذاب وجدان واسه چی؟ تو زنی بهش نیاز داری و اونی هم که باید. بهت توجهی نمیکنه
زهره مثل دختر چشم و گوش بسته و ساکت ایستاده بود و کیفش هم دستش بود رفتم پشتش و اروم از پشت بغلش کردم ساکت و اروم بود شالشو برداشتم و سرمو بردم زیر گردن و موهاش و اروم پشت گردنشو بوسیدم که انگار همه تنش سیخ شد و همونجور اروم بردمش سمت اتاق خواب و گرنشو میبوسیدم و اروم و ریز ریز میخوردم که برش گردوندم و گرفتمش تو بغل سرش هم پایین بود مثل عروسی که اولین بارش باشه سرشو اوردم بالا و لبامو گذاشتم رو لباش و از هم حسابی لب گرفتیم اولش یکم خجالت و استرس داشت ولی کم کم خودش هم داشت لذت میبرد ولی مثل زنای امروزی حرفه ای نبود حقم داشت از اون زنا که حتی با شوهر خودشونم خجالت میکشن سکس کنن یا جلوش لخت باشن.
زبوندمو تو دهنش میچرخوندم و اب دهنش و میخوردم و دستامم پشت کمرش بود و بدنشو نوازش میکرد و کونشو گرفتم تو دست و میمالیدم زهره عین زنی بود که داره اولین سکسشو تجربه میکنه پر تب و تاب دستمو از زیر مانتو بردم رو کونش که زهره حسابی حشری شده بود واداد و منو بغل کرد و مثل اینکه میخواست خودشو در اختیارم بذاره منم تا تونستم لباشو مکیدم و خوردم که از هم جدا شدیم چشماش حسابی خمار شده بود موهاشو مرتب کرد دگمه های مانتوشو اروم و یکی یکی باز میکردم جوووووون تاپ بندی مشکی و شلوار نخی
من: دکترت هم که مرد بود.
زهره که به هیجان اومده بود از این سوالم خجالت کشید و با لحن خاصی گفت : اره .
من که از این حس که نیم ساعت پیش یه مرد دیگه مادر زنمو لخت دیده خیلی هوسی شده بودم و بیشتر اینکه یاد حرفش افتادم که گفت به دکتر گفتم پشتمم معاینه کنه واییییییییی گفتم: جلوش چقدر لخت شدی .
زهره که حسابی از سوالم خجالت کشیده بود گفت: پایین تنه
منم در حال دراوردن مانتوش گفتم: روتخت معاینه هم طاقباز خوابیدی دو پاتو انداختی رو دسته نه.
زهره: اره .
من:جووووووون کس سفید و درشتتوهم گذاشتی جلوش که بهش دست زد .
حالت صورتش کلا عوض شد و تحریک شده بود گفت: اخ
من: جووووون کس سفید و تپلتو خوب نگاه کرد . دیگه چیزی نگفت .
من:امروز دو تا مرد کستو میبینن و اقای دکتره انگشت و اسپکولوم فرو کرد تو کس خوشکلت الان نوبته منه کس سفید و تپل خوشکل زهره جونمو سیر ببینم و کیرمو فرو کنم تو کس سفید و خوشکلتتت کدومش بیشتر بهت لذت میده
زهره که از خجالت لپاش قرمز شده بود تاپشو دراوردم سوتین قرمز تنش بود و بازش کردم و پستونای بزرگشو اوردم بیرون اخخخخ داشتم پستونای مادر زنمو تو دستام میمالیدم و با نوک درشت قهوه ایش بازی میکردم وایییییییی و تو دستام میمالیدم و نوکشو نگاه میکردم که زهره هم حسابی تحریک شده بود منم از هوس افتادم به جون خوردن و مالیدن پستوناش و همونجور شلوارشم دراوردم و خوابوندمش رو تخت.
لخت با شورت مشکی جلوم دراز کشیده بود و شکم بزرگش پهن شده بود پاهاشو از هم باز کردم و گفتم جوووون همونجور که جلوی دکترت خوابیده بودی هستی نه که چشماشو بست گفت: هیچی نگووووووو امروز بد بودددددد
من: چرااااااا؟
زهره: از حرفای فاطمه تو ماشین خیس شده بودم و دکتر هم فهمید تحریک شدم
من: جووووووونننن نگفت بکنمتتتتتت
زهره: ارشششششش
خودمم لخت شدم و کیرم دستم بود گفتم: چیههه نکنه بهت پیشنهاد داده؟ بهم بگوو
زهره: ارششششش هیچی نگووووووووو
من: چشمای خوشکلتو باز کن.
تا باز کرد چشمش به کیرم افتاد که شق تو دستمه یه وایییییی گفت و رفتم روش و از نوک سرش تا شکم و کسش رو جوری خوردم و بوسیدم و لیس میزدم که تو همون خوردنمم از خود بیخود شد و به ارضا رسید و همه کسش ترشح کرد و لزج بود پاهاشو دادم بالا شورتشو دراوردم جووووون ترشح سفید کسش اونقدر زیاد بود که نصفش چسبیده بود تو شورتش و بین کسش و اطراف کسش هم هنوز مونده بود پاهای گوشتی و تپلشو کامل از هم باز کردم و رفتم سراغ سوراخ کونش و چرب بود گفتم: دکتر انگشتت کرده نهههه جوووون انگشتش تو کونت بوده نهههههه؟
زهره: ارششششششششش
با دستمال دور سوراخ کونشو تمیز کردم و یه دل سیر زبون زدم و لیس زدم و خوردم و زبونمو فرو میکردم تو کونش که حسابی نرم بود و زهره هم از هوس ناله میکرد و اومدم سراغ کسش برعکس همه زنا که تا لای پاشونو باز کرده بودم کسشون باز میشد کس زهره هنوز بسته بود با دو تا انگشت چند تا رو کسش زدم و اخ اخ زهره بلند شد و لبهای کسشو از هم باز کردم چوچوله درشت و برجسته اشو گرفتم تو دهن و میخوردم و زبون میزدم و میمکیدم واییییی زهره داشت دیوونه میشد معلوم بود اولین تجربه اورال رو داره میگذرونه. همونجور که چوچولش تو دهنم بود انگشتمو فرو کردم تو کسش و اروم تلمبه میزدم زهره دیگه تو اوج لذت بود اروم انگشت دیگمو فرو کردم تو کونش که اونقدر نرم بود راحت رفت تو زهره یه اخخخخ گفت و از کس و کون با انگشت براش تلمبه میزدم و چوچولشو مک میزدم و میخوردم و انگشتم تا ته میرفت تو کون زهره خیلی لذت بخش بود و اصلا هم درد نداشت و با چند دقیقه خوردن و تلمبه زدن انگشتام ابش حسابی اومده بود که گفت ارش تمومش کن دیگه نمیتونممممم بیا روم و رفتم روش و زهره هم با چشمای خمار داشت نگام میکرد رفتم کنارش و کیرمو گذاشتم دم دهنش گفتم جووووون بخور و کیرمو کردم تو دهنش و اروم ساک میزد برام معلوم بود خیلی بلد نیست دندوناش میخورد به کیرم ولی حسابی کیرمو دادم برام خورد اومدم پایین و طاقبازش کردم و شکم بزرگ و شل شده اش رو تو دستام مثل انار میفشردم و تو چشماش نگاه میکردم گفتم مادر زن خوشکل خودم میخواد کیر دامادشو تست کنه اماده ای که با لحن خاصی گفت اخخخ اینجوریییی نگووووووو و منم قبل از تموم شدن حرفش کیرمو تا ته فرو کردم تو کس ابدار زهره و دستام زیر رون تپلش انداختمو محکم تلمبه میزدم ته کسش که زهره انگار دیوونه ها ناله میکرد و بلند بلند اه اه میکرد و منم محکم با قدرت تلمبه میزدم زهره تو حالت طاقباز خیلی با نمک و جذاب بود صورت گرد تپلی و شکم بزرگ و پستونای بزرگ که از بغل افتاده بودن و کس تپل و برجسته و پاهای گوشتی اخخخخ با تمام لذت داشتم کس زهره خوشکلمو میگاییدم و زهره هم تو اوج لذت بردن بود و دیدن حالت چشماش و چهرش تو اون حال واقعا جذاب بود ده دقیقه کمتر یا بیشتر تو طاقباز کردمش خسته شد گفتم داگی شو و خوابید جووووون سوراخ کون خوشکل زهره قهوه ای و درشت با همون گوشت اضافه جلوی روم بود و انگشتمو کردم تو کونش یه اخ گفت
من: دکتر هم انگشتشو کرد تو کونت ؟
جواب نداد همونجور که کونشو با انگشت تلمبه میزدم گفتم این گوشته اضافهه هم خوشکله ولی دوست داری برش دار .
زهره : ارههه تو دوست داری برش دارم ؟
من: ارههههه انگشتمو تو کونش اروم اروم تلمبه میزدم حسابی نرم شده بود و دو تایی فرو کردم و با یه اخ دو تا انگشتامو پذیرفت و گفتم نگفتی دکتر کردت یا نه؟
زهره: اخ ارشششش جون من چیزی نگوووووو
من :بعد باید برام بگی باشه؟
زهره: ارششششششش
کم کم کونش نرم و کاملا اماده پذیرایی از کیرم بود انگشتمو در اوردمو سر کیرمو اروم گذاشتم دم کونش گفت نههههه از پشت نه تا اومد حرفی بزنه سر کیرمو فرو کردم تو کون نرم زهره خیلی نرم و اروم سرش رفت تو که دردش گرفت و با حس گریه اخ اخ و نه نه میکرد که فکر نمیکردم اینقدر درد داشته باشه که با لحن گریه گفت:ارش ارششششش درد داره نمیتونممممممم وایییییی
که درش اوردم و فرو کردم تو کسش و محکم تلمبه میزدم و با هر دو سه تا تلمبه من از کس و کون میگوزید دوتا پامو دو طرفش گذاشته بودم و با تمام قدرت ته کسش میکوبیدم که زهره نه رو زمین بود نه هوا فقط اه اه میکرد که دوباره ارضا شد و خوابید و منم رفتم روش و لای کونشو باز کردم و از کس میکردمش که با هر تلمبه انگار میرفت تو تشک و میومد بالا خیلی خسته شده بود گفت بسمهه بسههه تمومش کن دیگه نا ندارم یکم دیگه کردمش و دیدم خیلی خسته شده و منم ابم هنوز نیومده بود ولی دیگه توان نداشت و بیخیال شدم و یکم روش خوابیدم و نوازشش کردم بلند شدم و یکی زدم رو کونش
گفتم پاشو خوشکلمممم .
زهره فکر کرد ابمو ریختم تو با هول گفت: اومد؟
من: نه .
زهره: چرا .
من: اب من به این زودی نمیاد دفعه بعد باید ابمو بیاری .
بلند شدیم زهره رفت دسشویی و لباس پوشیدیم و رفتیم دنبال فاطمه تو راه همش استرس داشت فاطمه شک کنه یا بفهمه
ادامه دارد...
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت بیست و سوم
زهره : کسی نفهمه .
من: کی بفهمه از کجا؟
نه من حرفی میزنم نه تو
من: یه سوال بپرسم؟
زهره: اره .
من: اون روز چی شد که خواستی ؟ .
زهره : نمیدونم .
من:راستشو بگو از کجا میدونستی که میام سمتت چون کاملا معلوم بود عمدا داری خوتو بهم نشون میدی خب اگه یه درصد شک داشتی من نمیام طرفت هیچ وقت شروع نمیکردی لطفا راستشو بهم بگو .
یکم من من کرد گفت: چند وقت قبل گوشی فاطمه دستم بود اتفاقی تو واتس اپ چت فرشته و فاطمه رو دیدم فهمیدم که با فاطمه و اذر رابطه داری فرشته هم میدونه اولش باورم نمیشد ولی خب داخل حرفاشون تو چت فاطمه و از سکس با تو خیلی تعریف کرده بود .
من: پس میدونی که من فاطمه رو میکنم .
خجالت کشید و گفت: اره گفتم اگه رازدار باشی و بین خودمون بمونه پس کامل بدون که مهران و امیرهم فرشته رو میکنن زهره دهنش وامونده بود نمیدونست چی بگه
زهره :جدی ؟
من: الان یکسال بیشتر هست که گروپ هستیم
زهره تو شوک بود گفت : یعنی چی امیر با دو تا خواهراش؟
من : اره یعنی اینکه همگی جلوی هم و هر کی با هرکی دوست داشت سکس میکنه مثلا من پریشب تو خونه خودتون فاطمه رو کنار فرشته کردم زهره مونده بود چی دارم میگم . زهره : پس اونموقعی که بچه ها رو میذاشتین پیش من .
من: اره یه شبش رفتم اذر رو جلوی امیر کردم یه شبش هم رفتم فاطمه رو جلوی مهران .
زهره مونده بود چی به چیه هنوز مغزش جواب نمیداد هضم کنه
یکم گذشت من: تونمیخوی بیایی تو گروه؟
یهو گفت : همینم مونده جلوی دخترام به پسر خودم بدم .
من: ولی فرشته باید بدونه .
هول کرد گفت: نهههههه .
من: اولا که اصلا ناراحت نمیشه چون بارها جلوی خودش و فاطمه حتی گفتم دلم میخواد مامانت هم بکنم و اونم خیلی لذت برده و بارها گفته اگه تونستی راضیش کنی بکنش دوما من چیزی رو ازش مخفی نمیکنم مخصوصا در این مورد
زهره رفت تو هول و ولا و نگو و زشته بهش بگی من خجالت میکشمو این حرفا .
من: اتفاقا گفتم بهش و جریان امروز هم خودش پیشنهاد داد بیارمت خونه خودمون راحت باشی .
زهره کلی قرمز شد گفتم بعد از اینم اصلا نگران نباش هر وقت خواستی هستم جز خودم و خودت و فرشته هم کسی قرار نیست بدونه یکم ساکت بود .
زهره: با اذر هم سکس داشتی ؟ گفتم اره بارها .
ادامه دادم شوهراشون مثل شوهر خودت بکن نیستن من میکنمشون الان فقط فرزانه رو نکردم که اونم بیارم تو راه حله .
زهره: جلوی امیر ؟
گفتم اره
زهره : امیر چیزی نمیگه؟
گفتم نه اتفاقا خیلی وقتا که دارم اذر و میکنم سرش تو بغل امیره البته بیشتر وقتایی که از کون میکنمش درد داره .
زهره : از پشت ؟؟؟؟؟واقعا؟
من: اره
زهره: فرزانه اونقدر منحرف هست که تا بگی میاد .
من: چطور؟
زهره: به کسی نگو ولی دو سه بار دیدم فرزانه عمدا جلوی حاجی لباس عوض میکرد حتی یه بار لخت لخت فقط حوله تنش بود از حموم اومد بیرون و رفت تو بغل حاجی .
من: جلوی تو؟
زهره:نه جلوی من شک کرده بودم یه مدته خیلی با هم صمیمی شدن همونروز من تو حیاط بودم از پنجره اشپزخونه دیدمشون .
من: عجبببب . کی؟
زهره: همون موقع که خونشون نزدیکمون بود و احمد کارش ماموریتی بود .
من: تو بغل هم چکار میکردن .
زهره: چیز زیادی ندیدم فقط دیدم رفتن تو بغل همو دست حمید (بابای فرشته). رفته بود زیر حوله و لخت گرفته بودش تو بغل یکم که فرزانه سریع رفت تو اتاق ولی همون شب حمید به بهونه اینکه اشغالا رو ببره بیرون نیم ساعت طول کشید رفت و اومد که تا من پرسیدم این همه وقت گفت اشغالا ریخته بودن تو کوچه جمع کردم طول کشید و بعدشم زود رفت حموم که بعد ازحمومش رفتم تو لباس چرکا دیدم شورتش تو سبده که بوی ابش میداد که حدس زدم سکس داشتن که بعد از اونم بحثمون شد و فرزانه هم خونشو جابجا کرد
من: عجب پس اونم اره.
زهره: من از خیلی وقت قبل بهش شک کرده بودمسه سال بود. خیلی تنها میرفت خونه فرزانه و هربار هم من میومدم خونه شما فرزانه دو سه روز خونه ما بود
من: پس طولانی با همن
زهره: نمیدونم دقیق
من: واسه اومدنش تو گروه خب تنها نیستم که بقیه بچه ها هم باید راضی باشن بیاد تو گروه چند باری بحثش شده که بچه ها با احمد مشکل دارن بالاخره اومدن تو گروه احمد هم میخواد و باید اونا هم بخوان .
زهره: اونا نمیخوان؟
من: اذر مخالفه که بخواد با احمد باشه .
زهره: مگه با مهران هست؟
من: اره ولی میگه از احمد اقا خوشم نمیاد حس خوبی ندارم بهش
زهره: واقعااااا؟
گفتم اره ولی خب مهران بکن نیست زیر دو دقیقه نشده ابش میاد فایده نداره این که سکس نیست که کم کم رسیدیم و اخرین حرفم گفتم ولی خودمونیم شما هم کس خیلی خوشکل و تنگی داری فکرش نمیکردم زنی تو سن شما اینقدر تنگ باشه با این حرفم سرشو انداخت پایین و از خجالت لپاش گل انداخت و هیچی نگفت ادامه دادم سوراخ کونت که واقعا تنگ بود دفعه بعدی افتتاحیه سوراخ کونته خیلی لذت بخشی
زهره: نهههه از پشت نه خیلی درد داره
من: نگران نباش نه فاطمه تا قبل از من کون داده بود نه اذر هردوشون این بخش رو گذروندن لذت بخش هم هست براشون من نکنم خودشون میخواد
زهره: من که فکر نکنم بتونم تحمل کنم خیلی بزرگه جا نمیشههه
من: تو نگران نباش جوری امادت میکنم که جا بشه با کمترین درد. زهره جون هر وقت دلت منو هوس کرد بهم پیام بده
زهره که خجالت هم کشیده بود گفت:تو منحرفی منم منحرف کردی
من: تقصیر من نیست که همه شوهراتون بیعرضه ان
زهره: نه همش این نیست دخترای مجردم همینن
من: تا با مجرد نبودم ولی اگه بخوامم سن پایین دوست دارم
زهره که یکم راحت شده بود گفت:اااا چند ساله مثلا؟
من: زیر بیست سال خوبه دیگه کوچول موچولو
زهره:خب خب دیگه چی
من: همین توقعام بالا نیست
زهره: یه چیزی میگم بین خودمون بمونه
من: بگو
زهره: پارسال یادته فرزانه سارا(دخترش ) رو میبرد دکتر زنان
من: خب
زهره: که یه بار که اومده بودن برن دکتر قرار بود واسه اولین بار معاینه بشه و فرزانه بهم گفت سارا گفته نمیخوام تو باهام بیایی تو اتاق خاله زهره بیاد و من همراش رفتم و با سارا رفتیم تو اتاق دکتر و سارا خوابید رو تخت معاینه اونا پشت پرده بودن من نمیدیدمش که معاینه که تموم شد و سارا رفت بیرون دکتر بهم گفت دخترت نامزد داره؟ گفتم نه . دکتر گفت تو معاینه مشخصه که رابطه مقعدی داشته . این حرف دکتر داغونم کرد دیگه صدای دکتر رو نمیشنیدم
من: واقعاااااا؟
زهره: اره
من: سارا سنی نداره که الان 16 سالشه
زهره:واسه همین نمیخواست مامانش بیاد تو اتاق بعدش هم که اومدم بیرون کلی التماس که به مامانش نگم
من: با کی رابطه داشته؟
زهره:با عارف(پسرداییش که اونم الان 17 سالشه)
من: عجببب . حتما خیلی بوده که تو معاینه معلوم شده
زهره: نمیدونم خودش گفت یه بار بیشتر نبوده
من: بیشتر بوده وگرنه یه بار و دو بار تو معاینه دیده نمیشه به مامانش گفتی؟
زهره: میگم که اونقدر التماس کرد و گریه که نگو
من: خوب کاری کردی بگی جز دعوا و ابروریزی چیزی نداشت. ولی خودمونیم سارا هم خوشکله ها
زهره: دیگه چییییییی نه که ببینم تو فکر اونی ارش
من: نه بابا این چه حرفیه اون هنوز بچه اس من تو نخ زن شوهر دارم با کوله باری از تجربه . ولی خوبه به مامانش نگفتی
زهره: خودمم بهش فکر کردم میگفتم اینده اش داغون بود ولی قول داد که بار اخرش باشه
من: تو این جور چیزا قول باد هواست.
که فاطمه اومد و نشد حرف بزیم و رفتیم خونه.
فاطمه میخواست با ما بیاد خونه که همون شب پریود شد نیومد و ما اومدیم خونه و یه سکس توپ با فرشته داشتم که ازم پرسید چطوری مامانم راضی کردی دیوونه؟ گفتم من راضیش نکردم و جریان این چند وقت و اون روز رو کامل براش گفتم . گفت از همه گروه خبر داشت؟ گفتم اره بابا همه چی رو تو گوشی فاطمه دیده بود و میدونست منم دیدم خودش میدونه بهش گفتم . گفت عجببب حالا چطور بود؟ گفتم عالی عالی گفت اندامش اذیتت نکرد؟ گفتم ببین من الان همه مدل اندامی رو دارم واسه همین همشون برام یه جور جذابیت دارن مامانت قد بلند و تپلی زهرا قد کوتاه و تپلی مامانت سبزه و زهرا سفید همشون عالی هستن برام.
ولی این مدت که با زنای مختلف سنهای مختلف و شغل های متفاوت از خانه دار و معلم و پزشک و روانشناس رابطه داشتم خیلی برام جالب بود تو این مدت که حرف میزدم متوجه شده بودم یجورایی رفته بودم تو دنیای زیرزمینی زنان که ما مردا شاید هیچ وقت ازش خبر نداشته باشیم و چه اتفاقایی میفته که کسی خبر نداره و مسایلی که بین زن و شوهرا پیش میاد یا گذشته هرکدوم از زنا که حتی شوهراشونم ممکنه ندونن و دونستن این چیزا برام هم تازگی داشت و هم تفکر جدیدی رو نسبت به ادم ها بهم میداد که هیچ کس چیزی نیست که در ظاهر میبینیم نمونش همین زنایی که من باهاشون سکس داشتم تو نظر بقیه کسی حتی فکرش هم نمیکرد که مثلا زهره یه خانم با شخصیت اجتماعی خوب و وفادار به خانواده و شوهرش اینجور رابطه ای با من داشته باشه یا بقیه زنها یا مردایی که باهاشون بودم هرکدوم واسه خودش شغل و جایگاه اجتماعی خوبی داشتن.
ادامه دارد...
     
  
صفحه  صفحه 4 از 18:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  15  16  17  18  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

ضربدری یک طرفه

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA