↓ Advertisement ↓
انجمن لوتی
صفحه  صفحه 121 از 126:  « پیشین  1  ...  120  121  122  ...  126  پسین »
داستان سکسی ایرانی

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم

 مرد
#1,201   Posted: 16 Sep 2021 15:33

 0 Star

ارسالها: 18
sinatra

خیلی خوب بود . خیلی طبیعی و قشنگ نوشتی
 
     
  
↓ Advertisement ↓
 مرد
#1,202   Posted: 16 Sep 2021 15:33

 0 Star

ارسالها: 18
Shayanfury

داداش حیفه ادامه ندی
 
     
  
 مرد
#1,203   Posted: 16 Sep 2021 16:31

 0 Star

ارسالها: 14
Mganso
ممنون از لطفت.
دیگه میلی به این کار ندارم. من چندبار هم درخواست به حذفش دادم از این تاپیک ، اما مدیر محترم جوابی ندادن.
باز هم ممنون از لطفت.
عاشق سکس با محارم
 
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
 مرد
#1,204   Posted: 17 Sep 2021 00:23


 1 Star

ارسالها: 83
نیمفو قسمت اخر فصل اول

حدود یه سال بود که داداش پدرام رو ندیده بودم، ولی اخرین سکسمون مربوط به 4 سال پیش و قبل از رفتنش به سوئیس بود. پدرام تو شهر لوزان پزشکی میخوند و فشار درس نمیذاشت که بیشتر به خونه بیاد. از هواپیما پیاده شدم، چمدونم رو گرفتم و به سمت سالن انتظار رفتم، با پدرام هماهنگ شده بودیم و قرار بود بیاد دنبالم. جمعیت زیادی اونجا بود ولی بالاخره پیداش کردم، داداش پدرام اونجا ایستاده بود و با لبخند نگاهم میکرد. یه دختر بلوند قد بلند هم کنارش بود و دست همدیگه رو گرفته بودن. سرعتمو بیشتر کردم و خودمو انداختم تو بغلش، پدرام بلندم کرد و چند دور منو تو هوا چرخوند. گذاشتم زمین و نگاهم کرد، گفت دلم برات تنگ شده بود پری کوچولو. گفتم منم دلم برات تنگ شده بود. منو به دوست دخترش معرفی کرد، اسمش کیلا بود. پدرام چمدونم رو برداشت و باهم راه افتادیم. سه تایی سوار تاکسی شدیم، با خودم فکر کردم حتما خونه هاشون نزدیکه. تو راه کمی گپ زدیم، وقتی رسیدیم، کیلا هم با ما از تاکسی پیاده شد و باهم وارد اپارتمان پدرام شدیم. یه اپارتمان جمع و جور با یه اتاق خواب ولی تمیز و قشنگ. ازم پذیرایی کردن و نشستیم به حرف زدن، معلوم شد که کیلا و پدرام باهم زندگی میکنن و قرار نیست بره و تنهامون بذاره. حالم گرفته شد، ولی سعی کردم به روی خودم نیارم. بعد از کلی گپ زدن، پیتزا سفارش دادن و خوردیم، من یه دوش گرفتم و یه تیشرت گشاد و بلند که تا زانوم میومد با یه شورت پوشیدم. قرار شد من رو کاناپه بخوابم و اون دوتا تو اتاق. تا ساعت 12 شب بیدار بودم و به این فکر می کردم که الان من باید تو اتاق تو بغل پدرام باشم، نه اون دختره. این همه راه رو به خاطر سکس با پدرام اومده بودم و حالا همه چی بهم ریخته بود. بالاخره خستگی پرواز باعث شد که خوابم ببره. صبح که بیدار شدم، کیلا رو دیدم که تو اشپزخونه با یه شورت و سوتین سیاه و یه حوله دور سرش، پشت به من ایستاده بود و داشت صبحونه درست می کرد. هنوز نمی دونست بیدارم، اندامش رو ورانداز کردم. پوست سفید، پاهای کشیده و عضلانی، کون شکل قلب و کمر باریک، صورتش هم حسابی خوشگل بود. همینجوری غرق تماشا بودم که کیلا چرخید و دید که بیدارم. گفت سلام ببخش که بیدارت کردم، گفتم نه خودم بیدار شدم. به پستونای گرد و درشتش تو سوتین سیاه نگاه کردم. گفت ببخشید، فکر می کردم دیرتر بیدار میشی، واسه همین یه دوش گرفتم، الان یه چیزی می پوشم. گفتم نه من مشکلی ندارم، هرچی نباشه اینجا خونه ی خودته، راحت باش. گفت اوکی، صبحونه می خوری؟ گفتم اره. گفت پس پاشو بیا. رفتم دستشویی و برگشتم، باهم نشستیم به صبحونه خوردن. کیلا در مورد رابطه اش با پدرام گفت، دو سال پیش باهم اشنا شدن و یه سال هم هست که باهم زندگی میکنن. ازم پرسید دوست پسر یا دوست دختر داری؟ گفتم من فقط دوست دارم تفریح کنم و وارد رابطه ی جدی نمی شم. صبحونه رو که خوردیم، گفت میخوای بریم یه گشتی تو شهر بزنیم؟ گفتم باشه، لباس پوشیدیم و رفتیم بیرون. به چندتا از جاهای دیدنی شهر سر زدیم، یه فیلم دیدیم، نهار رو بیرون خوردیم و ساعت حدود 3 بود که برگشتیم. دختر خیلی خوب و خوش مشربی بود و کنارش بهم خوش گذشته بود. گفت پدرام هم حدود ساعت 4 میاد. ازم پرسید مشروب می خوری؟ گفتم فقط اگه وودکا داشته باشی. گفت اره خوبشو هم داریم. شیشه ی وودکا رو اورد و شروع کردیم به خوردن. بعد از دو سه تا شات حسابی گرم شده بودیم. یهو گفت پدرام بهم گفته که قبلا باهم سکس می کردین. فکم به زمین چسبید، گفتم واقعا؟ گفت اره، هنوز هم به تو فکر می کنه. گفتم منظورت چیه؟ گفت بعضی وقتا موقع سکس ازم میخواد که نقش تورو بازی کنم، رول پلی. گفتم تو مشکلی با این موضوع نداری؟ گفت نه ، چرا باید مشکل داشته باشم؟ یه مکثی کرد و گفت راستشو بخوای من خودم هم معصوم نیستم. گفتم یعنی تو هم؟ گفت اره، من هم تا زمانی که پیش خانواده ام زندگی میکردم، واسه داداشم ساک میزدم، گفتم پدرام میدونه؟ گفت اره عزیزم، ما چیزی رو از هم مخفی نمی کنیم، مثلا پدرام بهم گفته که تو علاوه بر پسرها، به دخترها هم علاقه داری. گفتم اره. کمی بهم نزدیکتر شد و گفت من تا حالا با یه دختر نبودم، ولی دلم میخواد امتحان کنم. چند ثانیه تو چشمای هم نگاه کردیم. کیلا چشمای ابی خیلی قشنگی داشت، وودکا کار خودشو کرده بود. هردو کم کم صورتمونو جلو بردیم و لبامون به هم چسبید، چندبار لبای همدیگه رو بوسیدیم، وقتی کیلا زبونشو بین لبام اورد، دهنمو باز کردم و زبونمو بیرون اوردم و به زبون کیلا مالیدم، بوسه ی ساده و رمانتیکمون حالا به بوسه ی فرانسوی داغ و شهوتناک تبدیل شده بود. کیلا دستشو رو صورتم گذاشت و کمی نوازشم کرد، بعد اروم دستشو برد پایین و از روی لباسم گذاشت روی پستونم. جوری غرق همدیگه شده بودیم که نفهمیده بودیم پدرام کی اومده و با کمی فاصله داره نگاهمون می کنه، تازه وقتی پدرام گفت هولی شت متوجه حضورش شدیم. پدرام ایستاده بود و با تعجب نگاهمون می کرد. من و کیلا در حالی که به هم چسبیده بودیم، بهش نگاه کردیم و لبخند زدیم، کیلا گفت سلام عزیزم، من و خواهرت بدون تو شروع کردیم، دلت میخواد بهمون ملحق بشی؟ پدرام کتشو دراورد و گفت اووووه اره. کتشو انداخت رو صندلی و اومد سمتمون. من و کیلا بلند شدیم، پدرام صاف اومد سراغ من ، بهم چسبید و شروع کردیم به لب گرفتن. کیلا هم از کنار به ما چسبیده بود و خودشو بهمون میمالید. پدرام کمی هم از کیلا لب گرفت، بعد عقبتر رفت و من و کیلا دوباره شروع کردیم به لب دادن و گرفتن. اینبار از روبرو به هم چسبیده بودیم. کیلا شلوار جین و بلوز سفید تنش بود و منم شلوار جین و تاپ. دستامون رو بدن همدیگه می چرخیدن. پدرام گفت بریم تو اتاق؟ من و کیلا از هم جدا شدیم و گفتیم باشه. سه تایی باهم رفتیم تو اتاق خواب. به سرعت لخت شدیم و رفتیم رو تختشون. کیلا به پدرام گفت اول باید به مهمونمون خدمت کنیم. منو به پشت خوابوندن و هر کدومشون یه طرفم نشست. کیلا ازم لب گرفت و پدرام رفت سراغ پستونام، کمی بعد کیلا هم رفت پایین و هر کدوم یکی از پستونامو تو دهنشون گرفته بودن و می مکیدن. پدرام کم کم رفت پایین، لای پاهامو باز کرد و نشست بینشون، خم شد و صورتشو برد جلوتر. نفس داغش رو روی کوسم حس میکردم. زبونشو از پایین تا بالا رو لبای کوسم کشید، آه بلندی کشیدم و روی ارنجهام بلند شدم. پدرام دستاشو رو رونهام گذاشته بود و با ولع کوسمو می لیسید. کیلا هم به نوبت پستونامو میخورد و بعد ازم لب می گرفت. پدرام همونطور که کلیتوریسمو میلیسید، شروع کرد به انگشت کردن کوس و کونم. از خودم بیخود شده بودم. دو سه دقیقه بعد، پدرام بلند شد و اومد کنارم و کیرشو گرفت جلوی صورتم. کیر پدرام از چند سال پیش خیلی بزرگتر شده بود، اولین کیری که کوس و کونمو فتح کرده بود، حالا دوباره تو دستم بود، خیلی زود لبامو دورش حلقه کردم و شروع کردم به ساک زدن. کیلا هم رفت بین پاهام. کمی کوسمو ورانداز کرد و بعد با نوک زبون شروع کرد به لمس کردن کوسم و مزمزه کردنش. کیر کلفت و دراز پدرام رو تو دهنم جلو عقب می کردم، گاهی بلندش میکردم و تخماشو می لیسیدم و دوباره تو دهنم می گرفتمش. بعد از کمی ساک زدن، پدرام جاشو با کیلا عوض کرد. بین پاهام نشست و کیرشو گذاشت دم کوسم. بعد با یه فشار اروم، تا ته کردش تو. کیلا رو کشیدم سمت خودم جوری که پستوناش جلوی صورتم بود، دوتا پستون گرد و بزرگ و سفت با هاله ی صورتی و نوک کوچولو. شروع کردم به لیسیدن و مکیدن پستونهاش، پدرام هم شروع کرد به تلنبه زدن. کیر کلفتش دوباره کوسمو پر کرده بود. بعد از چند دقیقه تلنبه زدن، بلند شدم و داگی نشستم، پدرام پشتم نشست، از کیلا هم خواستم که جلوم بشینه و پاهاشو باز کنه. کوس کیلا هم خیلی خوشگل بود، کاملا شیو شده، لبای سفید سفید و داخلش هم صورتی رنگ و خیس بود. پدرام یه تف انداخت رو سوراخ کونم و دوتا انگشتشو کرد تو. منم شروع کردم به لیسیدن کوس کیلا. تمام لذتها برام یه جا جمع شده بود، سکس با داداشم و یه کوس خوشگل که از خوردنش سیر نمی شدم. کیلا موهامو با دست پشت سرم جمع کرد تا خوردن کوسشو تماشا کنه. پدرام سر کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم و شروع کرد به فشار دادن. هربار سکس با پدرام درست مثل بار اول بود، هیجان انگیز، لذت بخش و ارضا کننده. پدرام پهلوهامو گرفت و شروع کرد به تلنبه زدن تو کونم. ناله های سکسی کیلا حشری ترم میکرد. وقتی پدرام شروع کرد به اسپنک زدن در کونم، لذتم بیشتر هم شد. زانوهای کیلا رو به سینه اش فشار دادم و کونش بالا اومد. حالا از سوراخ کونش تا کلیتوریسش رو میلیسیدم، ناله های کیلا هم بلندتر شد. همینطور شروع کردم به انگشت کردن کوسش. بعد از چند دقیقه ، چرخیدم و به پشت خوابیدم. پدرام بالای سرم زانو زده بود. کیلا 4دست و پا روم نشست و به حالت 69 دراومدیم. کیر پدرام رو گرفتم و با کوسش تنظیم کردم و فشارش داد تو. کیلا شروع کرد به لیسیدن کوسم و من هم همینطور که پدرام تو کوس کیلا تلنبه میزد، کلیتوریسش رو میمالیدم. هرچقدر پدرام تندتر تلنبه میزد، کوس کیلا خیس تر میشد تا جایی که شروع کرد به چکیدن رو صورتم. پدرام کیرشو بیرون کشید و فرو کرد تو دهنم. چند ثانیه ساک زدم و دوباره تو کوس کیلا فرو کردش. کیلا ظاهرا از مزه ی کوسم خوشش اومده بود چون حالا با پهنای زبونش لیسش میزد و بعد می مکیدش. ناله های هر سه تامون بلند شده بود. کمی بعد پدرام کیرشو بیرون کشید و کیلا بلند شد. چاردست و پا نشستم و پدرام اومد پشتم و کیرشو تو کونم فرو کرد. گفت اوووف ابجی کوچولو، کونت مثل همون موقعها تنگه، چه حالی میده ، جوووون، دلم واسه کردن کوس و کونت تنگ شده بود. گفتم اره داداشی، بکن، محکم تو کونم تلنبه بزن، الان چند ساله تو حسرت کیرت موندم، اوف اره، اره. کیلا هم داگی جلوم نشست و کونشو جلوی صورتم گرفت. دستامو رو کونش گذاشتم و لاشو باز کردم، یه سوراخ صورتی کوچولو داشت که انگار تا حالا هیچوقت ازش استفاده نکرده بود. کونش تمیز بود و هیچ بویی هم نمیداد. زبونمو رو کوسش گذاشتم تا سوراخ کونش کشیدم. شروع کردم به لیسیدن و فشار دادن زبونم به سوراخ کونش. پدرام رو پاهاش ایستاده بود، زانوهاشو خم کرده بود و تند تند تو کونم تلنبه میزد. نزدیک بودم و ناله هام کل اتاق رو پر کرده بود. با یه جیغ و لرزش شدید ارضا شدم. پدرام کیرشو از کونم بیرون کشید و من یه طرف دراز کشیدم. پدرام کیلارو به پشت خوابوند و پاهاشو انداخت رو شونه هاش و شروع کرد به تلنبه زدن تو کوسش. منم دستمو دراز کردم و پستوناشو مالیدم. زیاد طول نکشید که پدرام کیرشو تا ته فرو کرد و با یه ناله ی بلند ابشو تو کوس کیلا ریخت. پدرام گفت تو ارضا نشدی، مگه نه؟ کیلا گفت عیبی نداره عزیزم. پدرام گفت بذار حالم جا بیاد، میام سراغت. من گفتم لازم نکرده، بکش کنار خودم خوب میدونم چیکار کنم. پدرام کیرشو کشید بیرون. اول کیر پدرام رو که شل شده بود تو دهنم گرفتم و ابشو مکیدم. بعد بین پاهای کیلا نشستم و شروع کردم به لیسیدن و مکیدن اب پدرام از کوس کیلا. یه انگشتمو تو کون واقعا تنگش فرو کردم و با تمام توان کوسش و کلیتوریسش رو لیسیدم. کیلا کونشو بلند می کرد و دوباره میذاشت رو تشک، سرشو به اطراف می چرخوند و بلند ناله میکرد. ناله هاش داشت به جیغ های کوتاه تبدیل میشد و لرزش بدنش بیشتر میشد. چند لحظه بعد گفت داره میاد، داره میااااااااااااد و با یه جیغ بلند ارضا شد. هر سه خسته و خیس از عرق کنار هم دراز کشیدیم و مشغول نوازش همدیگه شدیم. کمی بعد بلند شدیم و سه تایی رفتیم تو حموم و با شوخی و خنده دوش گرفتیم. پدرام از بیرون شام سفارش داد. بعد از خوردن شام، گفتم کی واسه دور دوم اماده اس؟ کیلا گفت منننننننننننن. پدرام گفت من دیگه توانشو ندارم. هر سه رفتیم تو اتاق خواب. من و کیلا شروع کردیم به عشقبازی. پدرام بعد از چند دقیقه تماشا کردن، دیگه نتونست تحمل کنه و بهمون ملحق شد. یه سکس سه نفره ی فوق العاده ی دیگه رو هم تجربه کردیم و بعد همونطور لخت تو بغل هم خوابیدیم. صبح روز بعد، پدرام رفته بود دانشگاه و من و کیلا همونطور لخت مشغول گپ زدن بودیم. کیلا گفت چطور انقدر راحت کون میدی؟ من یکی دوبار با پدرام امتحان کردم ولی درد غیر قابل تحملی داشت. لبخندی زدم و گفتم تمرین میخواد عزیزم، همون بار اول که کیر به اون کلفتی تو سوراخ به اون کوچیکی جا نمیشه. کیلا گفت من که نمی تونم انجامش بدم. گفتم خودتو از یه لذت فوق العاده محروم نکن، با انگشت و چیزای کوچیک شروع کن و کم کم برو سراغ چیزای بزرگتر، وقتی کونت اماده شد، مطمئنم که ازش سیر نمیشی. گفت باشه، اگه تو بگی پس به امتحانش می ارزه. اونشب پرواز داشتم و باید میرفتم امریکا. بعد از اینکه پدرام اومد، کیلا اجازه داد که یه سکس خداحافظی دونفری با پدرام داشته باشم و خودش حتی توی اتاق هم نیومد. منو به فرودگاه رسوندن، از هردوشون حسابی لب گرفتم که باعث جلب توجه همه ی ادمای دوروبرمون شده بود. بالاخره سوار هواپیما شدم. داشتم همه چیو پشت سر میذاشتم، معلوم نبود دوباره کی خانواده ام رو ببینم، ولی زیاد غمگین نبودم چون داشتم به یه دنیای جدید می رفتم.
 
     
  
 مرد
#1,205   Posted: 18 Sep 2021 04:59

 0 Star

ارسالها: 24
sinatra
عالی عالی روزی چند بار این صفحه رو رفریش میکنم که ببینم کی قسمت جدید میاد
 
     
  
 مرد
#1,206   Posted: 20 Sep 2021 11:02


 1 Star

ارسالها: 83
مامان کون گنده

من بهرامم ، 25 سالمه و تو یه خانواده 4 نفری زندگی میکنم. برادر بزرگترم شهرام 4 سال ازم بزرگتره، مامانم 50 سالشه و بابام 56 ساله. برخلاف داداشم که همیشه اتیش میسوزوند و گاهی بدرفتاری میکرد و مدام تنبیه میشد، من بچه ی ساکت و حرف گوش کنی بودم، واسه همین مامان هم بیشتر دوستم داشت و لوسم میکرد. مامان زیاد میرفت حموم و جمعه ها منو هم با خودش میبرد. لباساشو درمیاورد و فقط با شورت بود. زیر دوش که می ایستادیم، من دستمو دور مامان حلقه میکردم و میذاشتم رو کونش. کونش فوق العاده نرم بود و لمس کردنشو دوست داشتم. 8 سالم بود که یه بار مامان تازه از حموم بیرون اومده بود و تو اتاقش بود. بدون در زدن درو باز کردم و رفتم تو. مامان فقط با یه شورت قهوه ای نشسته بود و داشت یکی از لباساشو با نخ و سوزن میدوخت. چون دید منم گفت درو ببند. درو پشت سرم بستم و رفتم جلو. پستونای بزرگ و گرد مامان معلوم بود. هاله ی قهوه ای داشت و نوک پستونش سفت بود، هنوز قطرات اب رو ممه هاش بود. کنارش نشستم و گفتم مامان میذاری ممه بخورم؟ مامان با لبخند گفت مگه تو نی نی هستی که میخوای ممه بخوری؟ گفتم اره نی نی ام. بعد رو پاش نشستم و مثل یه نوزاد خودمو تو بغلش انداختم. مامان گفت صبر کن بچه سوزن میره تو تنت. نخ و سوزن رو گذاشت کنار و منو تو بغلش نگه داشت. پستونشو تو دستم گرفتم و شروع کردم به مکیدن نوک پستونش. چون هنوز بدنش خیس و لخت بود، پستونش خنک بود. مامان مثل یه نوزاد تکونم میداد. کمی گذشت و مامان گفت بسه دیگه مامان جان، با اشاره ی ابرو گفتم نه هنوز. کمی دیگه تکونم داد و بعد گفت پسرم پاشو لباسامو بپوشم سرما میخورما. بلاخره بلند شدم. مامان لباسشو برداشت و به دوختن ادامه داد. داشت خشتک شلوارشو می دوخت. وقتی تموم شد، بلند شد و شلوارشو پوشید، بعد یه سوتین ابی بست و بلوزشو پوشید. مامان تا 9 سالگی منو با خودش برد حموم. بعد از اون باهام حموم نکرد ولی شلوار یا بلوزشو پیش من عوض میکرد و ازم قایم نمیکرد. کار دیگه ای که خیلی دوست داشتم این بود که وقتی مامان رو شکم میخوابید، منم به پشت روش میخوابیدم. سرمو بین کتفاش میذاشتم و کونمون بهم میچسبید. مامان هم چیزی نمیگفت. وقتی 10 سالم بود فقط به این خاطر که سنگین شدم دیگه نذاشت روش بخوابم ولی از اون به بعد عمود بهش میخوابیدم و سرمو روی کونش میذاشتم. مامان بیرون خونه چادر سرش میکرد. زمستونا وقتی شبا از مهمونی برمیگشتیم، مامان پیش من عقب مینشست و چادرشو دورمون میپیچید. منم زیر چادر دستمو روی رونش و سرمو روی سینه اش میذاشتم. این شیطنتهای کوچیک ما ادامه داشت، البته همیشه حواسم بود بابا یا شهرام نبینن. شهرام وقتی دیپلم گرفت دانشگاه قبول نشد، حدود سه سال علاف گشت و بعد رفت خدمت. مامان تابستونا تو خونه دامن میپوشید و زمستونا شلوار. هر کدوم جذابیت خاص خودشونو داشتن. مامان همیشه بعد از نهار تو پذیرایی جلوی تلوزیون میخوابید. تا زمانی که شهرام خونه بود، یه پتوی نازک ولی بزرگ روش می کشید. شهرام تیرماه اعزام شد. روز بعد از رفتنش، بعد از نهار وقتی از اتاقم اومدم بیرون دیدم مامان بدون پتو خوابیده، روی شکم خوابیده بود، پای چپش صاف و کشیده بود و پای راستش رو جمع کرده بود و دامن تا زیر کونش بالا اومده بود. رون سفید و تپلش بیرون بود. لای دامنش باز بود ولی ایستاده چیزی دیده نمیشد، واسه همین رفتم نزدیکتر، دولا هم شدم ولی بازم چیزی ندیدم. اروم زانو زدم و صورتمو لای پاهاش به زمین چسبوندم تا بتونم شورت سفیدش رو ببینم. اگه هر کدوم از پاهاشو تکون میداد حتما به صورتم می خورد. اروم بلند شدم و از اتاق گوشیمو اوردم و از شورتش و رونهای سفیدش کمی فیلم گرفتم، بعد رفتم تو اتاقم و یه جق مشتی زدم. تو چند روز اینده تقریبا از هر روز از زیر دامن مامان فیلم گرفتم. حتی یه روز وقتی از اتاق بیرون اومدم، مامان به پشت خوابیده بود و پاهاش باز بود، دامنش رو شکمش افتاده بود و قلنبگی کوسش کاملا معلوم بود. چند دقیقه ازش فیلم گرفتم، بعد زانو زدم و خیلی اروم رفتم بین پاهاش. صورتمو نزدیک کردم تا جایی که بین دماغم و کوس مامان فقط یه سانت فاصله بود. حالا که شهرام نبود و باباهم صبح تا شب سر کار بود، هرکاری دلم میخواست میتونستم انجام بدم. بالکن خونه ی ما بزرگه و هم از پذیرایی و هم از اتاق خواب مامان اینا راه داره. یه روز وقتی مامان رفت حموم، رفتم تو اتاقش و گوشه ی پرده رو جوری جمع کردم که از بیرون بشه دید. بعد رفتم تو پذیرایی و منتظر موندم. مامان با یه حوله که دورش پیچیده بود اومد بیرون، حوله از بالای سینه تا وسط رونش رو پوشونده بود، وقتی رفت تو اتاق و درو بست، سریع رفتم تو بالکن و از همون گوشه پنجره شروع کردم به فیلمبرداری. مامان با یه حوله کوچیک اب موهاشو گرفت. بعد حوله رو از دور بدنش باز کرد و شروع کرد به خشک کردن بدنش. پشتش به من بود و کون بزرگ و سفیدش با هر حرکت بدنش به مثل ژله میلرزید. وقتی خودشو کامل خشک کرد، حوله رو انداخت رو تخت و اومد سمت من. کوسش سفید و بی مو بود و معلوم بود که امروز شیو کرده. لبای کوسش بهم چسبیده بود. جلوی میز ارایش وایساد که حدود یه متر با پنجره فاصله داشت. از رو میز یه کرم برداشت، کمی ریخت تو دستش و مالید به کوسش. نیم رخ کون و پستونش رو میتونستم ببینم. مامان کمی چربی دور شکم و پهلوهاش داشت ولی مثل زنای حامله شکمش اویزون نبود. بعد از کرم مالیدن، از کشو یه شورت و سوتین سبز برداشت. پشتشو کرد به پنجره و خم شد تا شورت رو بپوشه. کون خوشگلش و سوراخ کوسش رو به وضوح می دیدم. بعد از اینکه سوتینشو پوشید، فیلم رو قطع کردم و برگشتم تو خونه. اونروز پنجشنبه بود و رفیقم زنگ زد و گفت که فردا صبح زود بریم کوه، منم گفتم باشه. شب مامان اینا رفتن تو اتاقشون. منم رفتم تو اتاقم. یهو یادم افتاد به مامان بگم که صبح زود بیدارم کنه. وقتی از اتاق اومدم بیرون دیدم بابا داره میره دستشویی. در اتاقشون بسته بود. بدون در زدن درو باز کردم و رفتم تو و چیزی دیدم که برای همیشه زندگیمو عوض کرد. مامان لخت به پشت خوابیده بود، پاهاش باز بود و زانوهاشو خم کرده بود. با یه دست داشت چوچولشو میمالید و با دست دیگه پستونشو. حدود 5 ثانیه تو شوک بهم خیره موندیم، بعد مامان سعی کرد با پتو خودشو بپوشونه و منم برگشتم بیرون و درو بستم. از همون پشت در گفتم فردا ساعت 6 منو بیدار کن قراره بریم کوه. گفت باشه. گفتم ببخشید و برگشتم تو اتاق. کلا یادم رفته بود که باباها و مامانا هم باهم سکس میکنن. تصویر کوس باز مامان از ذهنم بیرون نمیرفت. مجبور شدم یه جق بزنم تا خوابم ببره. یه هفته گذشت. تو این بین، حدود 4 روز، میتونستم نوار بهداشتی رو تو شورتش ببینم. یه روز بعد از اینکه پریودش تموم شد، ظهر مامان که جلوی تلوزیون دراز کشید، منم پشتش خوابیدم و دستمو گذاشتم رو شکمش. مامان هم دستشو گذاشت رو سینه اش و همونجوری دراز کشیدیم. کم کم مامان خوابش برد و شروع به خر و پف کردن. کمی بعد اروم بهش نزدیک شدم و کیرمو به کونش چسبوندم. یکم دیگه صبر کردم بعد اروم دستمو بردم بالا و شروع کردم به لمس کردن پستونش. نیم ساعت بعد مامان رو شکم برگشت و یه پاشو دوباره جمع کرد. دامنش دوباره کمی بالا اومد ولی چیزی معلوم نبود واسه همین تصمیم گرفتم دست به کار بشم. پایین دامنشو گرفتم و تا وسط کونش کشیدم بالا. بعد به پشت خوابیدم و پشت دستمو چسبوندم به پایین کونش که از زیر شورت بیرون بود. نیم ساعتی تو همون حالت بودیم. بعد مامان اونیکی پاشو هم دراز کرد، کمی هم ازهم بازشون کرد. دلم میخواست شورتشو بکشم پایین و کونشو لیس بزنم. به کونش نگاه میکردم و کیرمو از رو شلوار فشار میدادم. مامان صورتشو برگردوند طرفم. چشامو سریع بستم. کمی بعد اروم چشامو باز کردم و دیدم هنوز خوابه. همونطور محو کونش بودم و دستم رو کیرم بود که یهو گفت مامان جون یه چایی میدی بهم؟ سریع دستمو برداشتم و حالا کیرم تابلو بود. گفتم چشم و بلند شدم. رفتم تو اشپزخونه و دوتا چایی ریختم. وقتی برگشتم دیدم هنوز همونجور خوابیده بدون اینکه کونشو بپوشونه. سینی چایی رو با قندون کنارش گذاشتم. گفت دستت درد نکنه و بلند شد و نشست. پایین دامن زیرش مونده بود، جلوشو هم تا وسطای رونش کشید پایین و چهار زانو نشست. وقتی روبروش نشستم دیدن هنوز شورتش دیده میشه. مامان سینی چایی رو اورد جلو. همینجور که اروم اروم چایی رو میخوردم، هر از گاهی یه نگاه به شورتش مینداختم. دست خودم هم نبود و نگاهم به سمتش کشیده میشد. بلاخره مامان گفت پاشیم به کارمون برسیم. انتظار داشتم از روز بعد مامان پتو روش بکشه ولی اینکارو نکرد. عصر همون روز، مامان شام رو بار گذاشته بود و جلوی تلوزیون رو شکم دراز کشیده بود. رفتم کنارش، به پهلو دراز کشیدم و یه طرف صورتمو گذاشتم رو کون نرمش. انقدر نرم بود که صورتم توش فرو رفت. مامان چیزی نگفت و همینجوری موندیم. کمی بعد گفتم مامان گاز بگیرم؟ سریع فهمید منظورم چیه و گفت خوشم باشه. صورتمو برگردوندم و دهنمو باز کردم، دندونام رو گوشتش بود. مامان هنوز چیزی نگفته بود. وقتی یذره فشار دادم صداش دراومد و گفت هوی بیشعور، جاش میمونه. بعد به پهلو چرخید و سرم رو زمین موند. گفتم ببخشید، بیا. گفت برو بالش بیار. گفتم تو از بالش نرمتری، جون من، اذیت نمیکنم. وقتی گفتم تو از بالش نرمتری صورت مامان یذره گل انداخت. گفت دفعه ی اخرت باشه ها. گفتم چشم. دوباره رو شکم خوابید و صورتمو گذاشتم رو لپ کون معرکه اش. تو همون حالت مونده بودیم که از جلوی در صدای اسانسور اومد. مامان زود گفت بابات اومد پاشو. نشستم و مامان هم نشست. بابا درو باز کرد و اومد تو. چند روز بعد، مامان تو حموم بود. من دوباره پرده رو درست کردم که از بیرون نگاه کنم. منتظر بودم بیاد بیرون که صدام کرد، وقتی رفتم جلوی حموم گفت مامان جون این دوتا پتو رو شستم، اینارو ببر تو بالکن اویزون کن. گفتم چشم، بعد در باز شد. مامان یه لگن بزرگ تو دستش. وقتی لگن رو میداد دستم جفت پستوناش بیرون ببود. من به پستوناش زل زده بودم. مامان گفت حداقل وانمود کن اتفاقی نگاهت افتاده، نه اینکه اینجوری تابلو زل بزنی. به صورتش نگاه کردم و دیدم داره لبخند میزنه. وقتی لگن از زاویه دیدم خارج شد، دیدم کوسش هم دیده میشه. مامان گفت مواظب باش نندازی. بعد رفت تو و درو بست. بردم و اونارو پهن کردم و منتظر موندم تا بیاد بیرون. نیم ساعت بعد با همون حوله اومد و رفت تو اتاق. منم رفتم تو بالکن و شروع کردم به فیلم گرفتن. دوباره موهاشو خشک کرد، بعد شروع کرد به خشک کردن بدنش. اومد جلوی اینه وایساد، کمی تو اینه به خودش نگاه کرد، بعد دستاشو گذاشت زیر پستوناش و کمی بالا پایینشون کرد. انگار داشت وزنشون میکرد. یه لبخند رضایت هم رو صورتش بود. بعد نیم رخ وایساد و به کونش تو اینه نگاه کرد. دستاشو گذشت رو لپهای کونش و کمی بالا پایینشون کرد، چون پشتش به من بود حتی سوراخ کونش رو هم میتونستم ببینم. وقتی کمی کرم به کوس تازه شیو شده اش زد، یادم افتاد که امروز 5شنبه است. مامان از تو کشو یه پلاستیک در اورد و از توش یه ست شورت و سوتین توری صورتی دراورد. شورت رو جلوش گرفت و تو اینه نگاه کرد. بعد پوشیدشون. کوس و کونش و پستوناش کاملا واضح دیده میشد. برگشتم تو پذیرایی، مامان هم با دامن سیاه و تاپ نارنجی بدون استین و تنگ اومد بیرون. جمعه که بابا خونه بود، امیدوار بودم که حداقل تا شنبه ظهر شورتشو عوض نکنه تا شاید کوسشو از نزدیک ببینم. مشغول کاراش شد. تو اشپزخونه سر گاز وایساده بود. از پشت بغلش کردم و یه دستمو گذاشتم بالای سینه اش و یه دستمو روی شکمش. کیرمو هم اروم به کونش سابیدم. مامان گفت فردا کوه و اینا که نمیری؟ خندیدم و گفتم نه هیچ جا نمیرم. بابا اومد و شام رو خوردیم. کمی بعد بابا گفت من خسته ام میرم بخوابم، صدای اون تلوزیونو کم کنین. حال مامان به وضوح گرفته شد. بابا که رفت مامان گفت برو اون پتو و بالش منو بیار اینجا. پتو و بالش رو اورردم. مامان پتو رو پهن کرد زیرش و بالش رو گذاشت و دراز کشید. منم کنارش دراز کشیدم. دستمو گذاشتم رو شکمش و از پهلو بهش چسبیدم. گفتم امروز نشد فردا دیگه، چرا ناراحتی؟ گفت اخه این برنامه ی همیشه اشه، فردا هم میگه صبح باید زود بیدار شم، نمیتونم. گفتم اگه من فردا بعد از ظهر یه دوساعت برم بیرون حل میشه؟ مامان نگاهم کرد و گفت واقعا؟ گفتم اگه یه بوس بدی میرم. مامان صورتمو بوسید و لبخند زد. گفتم از اونجا نه که، از اینجا و به لبام اشاره کردم. مامان با لبخند یه ابروشو داد بالا و گفت ای فرصت طلب. بعد لبشو غنچه کرد. لبامو گذاشتم رو لباش و بوسیدم. چند ثانیه نگه داشتم، بعد یه لحظه جدا کردم و اینبار یذره از لب پایینشو بین لبام گرفتم. چشمای مامان گشاد شد ولی مقاومت نکرد. لب پایینشو کامل مکیدم، بعد لب بالاشو. حالا لبای هردومون از اب دهن همدیگه خیس شده بود. همینطور ادامه دادم. یه لحظه مامان خیلی یواش گفت بهرام بسه دیگه. لحنش بیشتر سوالی بود تا دستوری. محل نذاشتم و ادامه دادم. وقتی زبونمو رو لبش کشیدم، لبای مامان کامل از هم باز شد. زبونمو بردم لای لباش و مامان هم زبونشو اورد جلو و به زبون من مالید. عملا دیگه داشتیم لب میگرفتیم. لب و زبونمون تو دهن همدیگه بود. اروم دستمو از رو شکمش اوردم بالاتر. وقتی دستمو رو پستونش گذاشتم، مامان سریع دستشو گذاشت رو دستمو و لباشو جدا کرد و گفت بهرام، با لبخند نگاهش کردم. با کمی مکث گفت بهرام از این جلوتر نمیره ها، گفتم باشه. گفت هیچوقت هاااا. گفتم باشه. دوباره لبامو چسبوندم رو لباش، مامان دستمو ول کرد و شروع کردم به مالیدن پستونش. سوتین انقدر نازک بودکه اصلا حس نمیشد. پستون درشت و نرم مامان رو تو دستم میمالیدم و همچنان لب میگرفتیم. گاهی ناله های ضعیف از گلوش شنیده میشد. دستمو برداشتم و بردم زیر تاپش. مامان گفت الان چی گفتم؟ گفتم دارم میام بالا دیگه، پایین نمیرم که، گفت منظورم از رو لباس بود. گفتم یعنی از رو لباس برم پایین ایرادی نداره؟ گفت چرااااا. گفتم خوب یا از زیرلباس بیام بالا، یا از رو لباس برم پایین. مامان سرشو تکون داد و گفت بیا بالا. شروع کردم به بالا کشیدن تاپش، ولی چون یه دستی بودم و روی تاپ هم خوابیده بود نمیشد. مامان کمی خودشو بلند کرد و با دوتا دست تاپ و سوتینشو تا زیر گلوش بالا کشید و دوتا پستون بلورین افتاد بیرون. گفت زود تمومش کن شاید بیدار شه. پستونی که نزدیکم بود رو تو دهنم گرفتم و اونیکی رو با دست مالیدم. نسبت به 9 سال پیش که اخرین بار ممه خورده بودم نرمتر شده بود. کمی بعد رفتم سراغ اونیکی پستونش. اونو هم کمی خوردم. مامان گفت بسه دیگه قربونت برم، یهو دیدی بیدار شد و اومد اونوقت بدبخت میشیما. بذار واسه بعد. دوباره کمی ازش لب گرفتم و گفتم باشه. ازش جدا شدم. مامان پستوناشو انداخت تو سوتین و تاپشو پایین کشید. یه لب چند ثانیه ای دیگه ازش گرفتم. گفتم اینجا میخوابی؟ گفت نه اگه بمونم کار دستم میدی. وقتی میخواست بلند شه و قنبل کرده بود، دستی به کون فوق العاده اش کشیدم. مامان زد رو دستم و گفت ای بیشعور. بعد با لبخند پتو و بالشو برداشت و رفت. منم رفتم دستشویی و بهترین جق عمرمو زدم و رفتم خوابیدم. روز بعد حدود 4 بود که گفتم برم؟ گفت برو. گفتم سهم منو نگهداریا. باخنده گفت برو گمشو بچه پررو. حدود سه ساعت با دوستام بودم و بعد برگشتم خونه. مامان تو اشپزخونه بود و بابا تو حموم. رفتم پیش مامان، گفتم خوش گذشت؟ گفت اره. گفتم پس یه بوس بده. دستاشو زد به کمرش و یه اخم خوشگل کرد، بعد لبخند زد و اومد جلو و دستاشو انداخت دور گردنم. شروع کردم به لب گرفتن و دستامو گذاشتم رو کونش. مامان خودشو بهم فشار میداد لب میگرفت. کون نرم و گنده اشو چنگ میزدم. وقتی از هم جدا شدیم گفت ببین داری سواستفاده میکنیا. گفتم چرا ؟ گفت قرار نبود با پایین کاری داشته باشی. گفتم خوب جلو ممنوعه دیگه، عقب که مشکلی نداره. گفت اول بالا پایین بود حالا شد جلو عقب؟ یه لبخند وقیحانه زدم. گفت اولا حواست باشه که کسی نفهمه، دوما مواظب باش زیاده روی نکنی که اینم از دستت میره. گفتم چشم. گفت اگه بچه ی خوبی باشی و حرف گوش کنی، منم جبران میکنم. گفتم چشم نوکرت هم هستم. گفت برو دستاتو بشور و بیا یکم کمکم کن. گفتم چشم. خلاصه با کمک هم شام درست کردیم. بابا هم از حموم بیرون اومد و شام خوردیم، کمی تلوزیون نگاه کردیم. بابا گفت من میرم بخوابم. چند دقیقه بعد از اینکه بابا رفت، رفتم و چسبیده به مامان نشستم. گفت بذار سرش به بالش برسه بعد. گفتم خوابیده دیگه، گفت معلوم نیست، شاید صبح بخواد بره کوه، بیاد بهم بگه. خنده ام گرفت. گفت یه چند دقیقه اونور بشین بذار بخوابه، بعد برو پتوی منو بیار. کمی ازش فاصله گرفتم و نشستم. هر 5 دقیقه ازش میپرسیدم برم؟ اونم میگفت نه صبر کن. سر نیم ساعت گفت کشتی منو، باشه برو. اروم رفتم تو اتاقشون، بابا خوابیده بود. بالش و پتو مامان رو برداشتم و بردم، چراغارو خاموش کردم و فقط نور تلوزیون موند. بالش رو گذاشتم رو زمین، مامان هم بلند شد اومد. دراز کشید و پتو رو کشیدم روش. بعد خودم هم خزیدم زیر پتو. مامان به پشت خوابید و منم به پهلو به ارنجم تکیه دادم. روش خم شدم و شروع کردم به لب گرفتن ازش. زبونمون تو دهن هم میچرخید. دست چپمو که ازاد بود، گذاشتم رو پستونش و شروع کردم به مالیدن. پستونای نرم و بزرگ مامان تو دستم بود و داشتم ازش لب میگرفتم که یهو دست چپ مامان که بینمون بود رو روی کیرم حس کردم. تو دهنش ناله کردم. مامان از رو شلوار کیرمو می مالید. گفتم مامان ممه هاتو دربیار. بدون هیچ حرفی دستشو از یقه ی باز تاپش برد تو و پستوناشو دونه دونه بیرون کشید. کمی پستونای نرم و ابریشمی مامان رو با دست مالیدم، بعد خم شدم و نوک یکی رو مکیدم، مامان دستشو برد توی شورتم و کیرمو گرفت. کیرم از اب اولیه خیس بود و مامان به راحتی کیرمو میمالید. مثل یه رویا بود، مامان خوشگلم با کمال میل پستوناشو واسم دراورد که بخورم و کیرمو هم داشت میمالید. کمی بعد جلوی شلوار و شورتمو پایین کشید تا کیرم بیاد بیرون و راحت بماله. بعد از اینکه حسابی پستوناشو خوردم، ازش خواستم رو به من بخوابه. وقتی سعی کردم دامنشو بکشم بالا گفت چیکار میکنی؟ گفتم میخوام از رو شورت کونتو بمالم. گفت مگه از رو دامن نمیتونی؟ گفتم اونجوری حال نمیده که. گفت حواست باشه زیاده روی نکنی. گفتم چشم و دامنشو کشیدم بالا. بعد دستمو گذاشتم رو کون نرم و گوشتیش و شروع کردم به چنگ زدن. مامان هم کیرمو میمالید. گفت برو از تو کشو یه دستمال کهنه بیار. رفتم و زود برگشتم. وقتی خوابیدم روبروش، گفت بذار لای پام جلو عقب کن. گفتم چیو؟ گفت کیرتو دیگه. از روبرو بهم چسبیدیم و کیرم رفت لای رونهای گوشتی و داغ مامان. دستمو گذاشتم رو کونش و شروع کردم به اروم جلو عقب کردن. مامان هم روناشو بهمدیگه فشار میداد. من تا حالا سکس نداشتم و اون بهترین حسی بود که تو عمرم تجربه میکردم. مدام قربون صدقه اش میرفتم و لباشو میبوسیدم. کیرم کم کم بالا اومد و به کوسش مالیده شد. مامان گفت وایسا. دستشو برد بینمون و کیرمو فشار داد پایین و دستشو گذاشت رو کوسش که کیرم بهش نخوره. به تلنبه زدن ادامه دادم. چند دقیقه بعد گفتم مامان داره میاد. مامان گفت بریز همونجا. مامان فشار رونشو بیشتر کرد و با یه ناله ی یواش ابمو لای پاهای مامان خالی کردم. کمی ازش لب گرفتم و کیرمو کشیدم بیرون. با یه طرف دستمال کیرمو پاک کردم. گفت دستمالو بده. گفتم صبر کن. کیرمو انداختم تو شورتم و رفتم و چراغو روشن کردم. وقتی برگشتم گفت چراغو چرا روشن کردی؟ گفتم میخوام خودم تمیزت کنم. گفت نه نمیخواد بده خودم تمیز میکنم. گفتم خواهش میکنم. گفت نمیخوام شورتمو ببینی، گفتم مامان هر روز وقتی اینجا میخوابی دامنت میره بالا و شورتت معلوم میشه، تا حالا صد بار با شورت دیدمت. گفت پسرم شورتم مناسب نیست، همه چیم معلومه. گفتم دست نمیزنم که فقط پاهاتو تمیز میکنم. بلاخره انقدر اصرار کردم که قبول کرد. پتو رو از روش زدم کنار. دامنش دور شکمش بود و کون خوشگلش تو اون شورت سبز توری کاملا معلوم بود ولی چون پاهاشو به هم چسبونده بود کوسش دیده نمیشد. جلوش نشستم. ابم از جلو زده بود بیرون و کم مونده بود به فرش برسه. جلوی رونشو تمیز کردم و گفتم لاشو باز کن. ناقلا دستشو گذاشت رو کوسش و بعد پاشو بلند کرد. کلی از ابم روی رونهاش پخش شده بود. اول پای راستش که تو هوا بود رو تمیز کردم. بعد پای چپشو. وقتی تموم شد زود دستمالو انداختم رو زمین، مچ دستشو گرفتم و از رو کوسش کشیدم. تونستم لبای به هم چسبیده ی کوسشو ببینم که موهاش شروع به رشد کرده بود. مامان اونیکی دستشو گذاشت رو کوسش و گفت بهرام خیلی بیشعوری. گفتم مامان میگن یه نگاه حلاله دیگه. مامان سعی کرد جلوی خنده اشو بگیره که عصبانی به نظر برسه. گفت غلط کردن، اونو واسه تازه نامزدا گفتن نه من و تو. خودمو انداختم روش، صورتمون جلوی هم بود. گفتم یه بوس بده، مامان صورتشو برگردوند به یه طرف و گفت نمیخواد، برو کنار. کمی زبون بازی کردم و عذرخواهی و قربون صدقه تا از دلش دراوردم و یه لب جانانه بهم داد. مامان گفت این اخرین باره وقتی بابات خونه اس اینکارو میکنیما. بعد لباساشو مرتب کرد، گفت اون دستمالو هم بنداز تو لباسشویی. اول رفت دستشویی و بعد رفت خوابید. منم دستمالو انداختم تو ماشین و رفتم خوابیدم. روز بعد کمی از رو لباس باهاش ور رفتم و دیگه زیاد پاپیچش نشدم. روز بعدش حدود 11 بیدار شدم. مامان رو کاناپه نشسته بود و تلفنی با خاله حرف میزد. صبحونه ام رو خوردم و نشستم کنارش. صبح حموم رفته بود و لباساشو عوض کرده بود. اینبار یه پیرهن مردونه ی گشاد و دامن تنش بود. شروع کردم به مالیدن پستوناش. معلوم بود که سوتین نبسته. مامان چند بار دستمو پس زد ولی وقتی دید ول کن نیستم دیگه بیخیال شد. دکمه های پیرهنشو باز کردم و شروع کردم به خوردن و مالیدن پستوناش. اینکه درحالی که مامان با خواهرش حرف میزنه پستوناشو میخورم بیشتر حشریم می کرد. بعد دامنشو کشیدم بالا. مامان یه شورت سیاه تنش بود که سفیدی پوستشو بیشتر نشون میداد. پستون و رونشو میمالیدم. کمی از بغل و پشت به کونش دست زدم. مامان به پهلو خوابید و سرشو گذاشت رو دسته ی مبل. کون قلنبه اش به طرف من بود. دامنشو کشیدم رو کمرش و شورتش معلوم شد. قسمتهایی از کونش از بالا و پایین شورتش بیرون بود. سعی کردم کمی از شورتشو لای کونش جمع کنم تا کون سفیدش بیشتر بیرون بیاد. خم شدم و قسمت لخت و نرم کونشو بوسیدم. مامان چشماشو بسته بود و با خاله حرف میزد. شروع کردم به مالیدن کون مامان. کمی بعد مامان تلفن رو قطع کرد و بلند شد و نشست. گفت بچه جون تو نمیتونی چند دقیقه صبر کنی تلفنم تموم شه؟ با این وضع اخرش بدبختم می کنی. گفتم اخه انقدر خوشگلی ادم نمیتونه جلوی خودشو بگیره. گفت باشه انقدر زبون نریز. با کمی اصرار مامان دامن و پیرهنشو دراورد و فقط با یه شورت نشست. منم لباسامو دراوردم و لخت نشستم کنارش، مامان کیرمو گرفت تو دست چپش و شروع کرد به مالیدن، دست راستشو هم از رو شورت گذاشت رو کوسش و پاهاشو بست. کم کم پاهای مامان باز شد و دیدم دستشو هم برده توی شورتش. گفتم مامان، من که اون شب کوستو دیدم، شورتتو دربیار راحت بمال دیگه. مامان گفت تو به فکر راحتی من هستی یا به فکر چشای هیز خودت؟ گفتم هردوش. گفت پدرسوخته. بعد بلند شد و شورتشو کشید پایین و از پاش دراورد. میخواست بشینه که گفتم مامان یه لحظه وایسا. گفت دست بزنی لباسامو میپوشما. گفتم دست نمیزنم، فقط نگاه میکنم. مامان پشتشو کرد بهم و کونشو نشونم داد. کون طاقچه ایش دیوونه کننده بود. گفتم جووووون مامان کونت خوشگلترین کون دنیاست. مامان کونشو لرزوند که کم مونده بود ابم بیاد. گفتم لاشو باز میکنی؟ با دو تا دست لای کونشو باز کرد و سوراخ قهوه ای کونش و سوراخ صورتی کوسشو نشونم داد. بعد چند ثانیه نشست و گفت نمایش تموم شد، برو اونور بشین. هرکدوم به یه دسته ی مبل تکیه دادیم. مامان پاهاشو باز کرد و شروع به مالیدن کوسش کرد، منم واسه خودم جق میزدم. مامان در حالی که چوچوله ی صورتی کوسشو میمالید اروم ناله میکرد. بدن هردومون خیس عرق بود. مامان دوتا انگشتشو کرد توی کوسش و با اونیکی دست محکم چوچولشو میمالید. برعکس من خیلی اروم کیرمو میمالیدم و معطل میکردم تا مامان ارضا بشه شاید دوباره بذاره لاپایی بکنمش. دهن و چشمای مامان گشاد شده بود و با هر بازدم یه اه کوتاه میکشید. بدنش هم شروع کرده بود به تکون خوردن، گاهی کونشو بلند میکرد و گاهی به جلو خم میشد. کیرمو ول کردم و رفتم سمتش. مامان با ترس گفت چیکار میکنی؟ گفتم میخوام ممه هاتو بخورم تا ابت بیاد. خیالش راحت شد و گفت باشه بیا . بین پاهاش زانو زدم و دستامو پشت کونش گذاشتم و خم شدم و پستون خیس از عرقشو گرفتم تو دهنم. ناله های مامان کمی بلندتر شد، گفت اره بخور، میک بزن. کمی بعد کونشو بلند کرد و تو هوا نگه داشت و کل بدنش شروع کرد به لرزیدن. مامان با یه جیغ خفه و کنترل شده ارضا شد و بیحال افتاد رو مبل. پستونشو ول کردم و رفتم سراغ لباش. حتی حال نداشت درست و حسابی لب بده و چشاش بسته بود. کمی بعد چشاشو باز کرد و گفت ابت نیومد؟ گفتم نه، فکر کردم شاید بذاری لاپایی بکنم. گفت پاشو. از مبل پایین اومدم. مامان رو شکم خوابید رو کاناپه و گفت بخواب روم کیرتو بذار لای کونم. با خوشحالی گفتم واقعا؟ گفت زود باش، ابتم بریز رو کمرم. گفتم عاشقتم مامان بهترین مامان دنیایی، قربونت برم. پاهامو گذاشتم کنار پاهاش و خوابیدم رو بدن نرم و گوشتی مامان. کیرم افتاد رو چاک کونش و کمی هم فشار دادم تا بره لاش. شروع کردم به عقب جلو کردن کیرم لای کون پنبه ای مامان. دم گوشش نفس نفس میزدم. داشتم میترکیدم. وقتی ابم داشت میومد خودمو کشیدم جلو و ابمو پاشیدم رو کمرش. جوری محکم ارضا شدم که تخمام درد گرفت. کمی رو کونش نشستم تا نفسم جا بیاد. بعد از روش بلند شدم. مامان گفت یه دستمال با اب گرم خیس کن، با یه دستمال خشک بردار بیار. رفتم تو اشپزخونه و دستمالها رو اوردم. اول با دستمال خشک ابمو پاک کردم و بعد با دستمال گرم کامل تمیزش کردم، دستمال گرم رو لای کونش هم کشیدم. وقتی مامان بلند شد، همونجوری لخت بغلش کردم و گفتم عاشقتم مامان. گفت منم همینطور پسرم. کمی تو بغل هم موندیم و لب گرفتیم، بعد لباسامونو پوشیدیم. مامان گفت برو استراحت کن، بعد از ظهر باید کمکم کنی خونه رو تمیز کنم. گفتم رو چشمم. سه روز بعد مامان اومد تو اتاقم و رو تخت من اینجوری حال کردیم. پنجشنبه که نوبت بابا بود و جمعه هم بابا خونه بود، هم اینکه شهرام زنگ زد و گفت فردا داره میاد مرخصی. وقتی شهرام گفت مرخصیش یه هفته اس حسابی حالم گرفته شد ولی سعی کردم به روم نیارم. شهرام جمعه راه افتاد. شنبه از خواب که بیدار شدم، بعد از دستشویی بدو بدو رفتم پیش مامان و گفتم مامان خوشگلم لخت بشیم؟ مامان یه لبخند زد و گفت شرمنده پسرم از دیروز عادتم شروع شده. گفتم ای بخشکی شانس، یه هفته اونجوری، یه هفته هم اینجوری. مامان گفت بیا اینجا. رفتم و کنارش نشستم. مامان دستشو انداخت دور گردنم و گفت خوشگلم من عادتم دیگه تو که عادت نیستی، غصه نخور، یه کاری واست میکنم. گفتم اخه دلم میخواست تو هم حال کنی. گفت فدات بشم، حالا این چند روز رو اینجوری سر کنیم، وقتی تموم باشد بازم دوتایی حال میکنیم. حالا پاشو کیر خوشگلتو نشون بده ببینم. بلند شدم و جلوش وایسادم و شلوار و شورتمو دراوردم. مامان هم اول تاپشو دراورد و بعد سوتینشو باز کرد و پستوناش افتاد بیرون. مامان گفت بیا جلو، بین پاهاش وایسادم. مامان کیر نیمه شقمو گرفت تو دستش و شروع کرد واسم جق زدن. بعد از اینکه کیرم کاملا راست شد مامان با لبخند گفت حالا که پسر خوبی بودی و اینهمه صبر کردی، اینم جایزه ات. بعد خم شد و کیرمو گرفت تو دهنش. سورپرایز شده بودم. گفتم جوووووون. مامان همونجوری که کیرم تو دهنش بود خندید. بعد با یه دست ته کیرمو نگه داشت و دست دیگه اشو گذاشت رو کونم و شروع کرد به ساک زدن. مامان زبونشو دور کیر میچرخوند و تقریبا همه کیرمو میکرد تو دهنش و درمیاورد. کیرمو از دهنش دراورد و گفت خوبه؟ گفتم عالیه، فوق العاده است.مامان یه لبخند رضایت زد و دوباره مشغول شد. چند دقیقه بعد گفتم داره میاد که یه وقتی تصادفی نریزه تو دهنش و ازم شاکی بشه، در کمال تعجب مامان فقط گفت اوهوم و محکمتر ساک زد. گفتم مامان اومد اومد. وقتی دیدم کیرمو از دهنش درنمیاره دیگه بیخیال شدم و ابمو پاشیدم تو دهنش. با اومدن ابم مامان هم یه ناله ی عمیق کرد. مامان تا اخر کیرمو تو دهنش نگه داشت و وقتی ابم تموم شد، کیرمو کشید بیرون. بعد مثل فیلمای سوپر ابمو ریخت بیرون، ابم از چونه اش سرازیر شد و ریخت رو پستوناش، بعد با دست به همه جای پستوناش مالید. گفت الان فکر نکنم بخوای لب بگیری. وقتی قیافه ی مچاله شده ام رو دید حسابی خندید. بعد گفت من میرم یه دوش بگیرم، تو هم برو صبحونه بخور. سه شنبه پریود مامان تموم شد و 4 شنبه تونستیم دوباره لخت بشیم. کم کم مامان اجازه داد به کوسش دست بزنم و حتی کیرمو هم به کوسش بمالم ولی نمیذاشت بکنم تو. یه روز مونده به تولدم ازم پرسید کادوی تولد چی میخوای؟ گفتم میخوام بکنم تو کوست. گفت حرفشم نزن، یه چیز دیگه بگو، گفتم چیز دیگه به ذهنم نمیرسه. روز بعد مامان از اتاقش صدام کرد، وقتی درو باز کردم و رفتم تو، دیدم لخت رو تخت خوابیده، گفت عزیزم من خیلی فکر کردم ولی نمیتونم به بابات خیانت کنم و بذارم کیرتو بکنی تو کوسم، کمی ناراحت شدم، ولی با این وجود مامان بهم چیزی داده بود که خیلی از پسرا تو حسرتش هستن. واسه همین گفتم عیب نداره مامان، همینقدر هم که بهم اجازه میدی یه دنیا برام ارزش داره و ازت ممنونم. مامان لبخندی زد و گفت مرسی پسرم ولی حرفم تموم نشده بود. گفتم که نمیتونم بذارم از کوسم بکنی، ولی فکر میکنم از کون ایرادی نداشته باشه. با ذوق زیاد گفتم واقعا؟ مامان با لبخند و جفت چشمک گفت اره. سریع لباسامو دراوردم و پریدم رو تخت. مامان که تکیه داده بود، کامل به پشت دراز کشید و منم خوابیدم روش. مامان دستاشو دور گردنم و پاهاشو دور کمرم حلقه کرد و شروع کردیم به لب گرفتن. پستونای مامان به سینه ام چسبیده بود و زبونمون تو دهن همدیگه میچرخید. کیرم مثل سنگ سفت شده بود و رو کوسش قرار داشت. بعد از کمی لب گرفتن رفتم سراغ ممه های خوشگلش. پوست سفید و لطیفش، هاله ی قهوه ای کمرنگ و نوک کوچیکش ادمو به خوردن دعوت میکرد. مامان دستاشو رو سرم گذاشت و نوازشم میکرد. نوک ممه هاشو لیس زدم، یکی رو گرفتم تو دهنم و نوک اونیکی رو بین انگشتام میچرخوندم. به نوبت پستوناشو خوردم. بعد مامان پاهاشو واسم باز کرد و لای پاهاش نشستم. دستمو گذاشتم رو کوسش و شروع کردم به مالیدنش با حالت چرخشی. مامان اروم ناله میکرد. کم کم دستم داشت خیس میشد. مامان با صدای لرزون گفت بهرام زود باش دیگه. گفتم چجوری بکنم؟ گفت هر مدلی که دلت میخواد، فقط باید اروم بکنی، چون بابات فقط هر سه چهار ماه یه بار از عقب میکنه. گفتم چشم، فقط خیسش می کنی؟ مامان چهار دست و پا نشست و کیرمو گرفت تو دهنش و شروع کردم به جلو عقب کردن. مامان تقریبا همه ی کیرمو تو حلقش جا می کرد. کمی بعد کیرم از اب دهن مامان خیس خیس بود. بعد برگشت و پشت به من نشست. یه تف کرد و رو سوراخ کونش مالید. کونش انقدر بالا بود که کیرم به سوراخش نمیرسید. مامان پاهاشو باز و بازتر کرد تا اینکه سوراخش جلوی کیرم قرار گرفت. سر کیرمو گذاشتم رو سوراخش و گفتم بکنم؟ گفت یواش. شروع کردم خیلی اروم فشار دادن. کونشو گرفتم و انگشتام مثل پنبه تو کونش فرو رفت. کم کم سوراخش بازتر میشد، تو یه لحظه مقاومت سوراخش از بین رفت و سر کیرم یهویی رفت تو. مامان یه اخ گفت، گفتم ببخشید، گفت چیزی نیست، اصل کاری سر کیرت بود که رفت تو، حالا یواش فشار بده. کونش واقعا تنگ بود. همینطور فشار دادم تا اینکه تخمام به کوسش و شکمم به کونش چسبید. گفتم درد داره؟ گفت نه، اروم تلنبه بزن. خیلی اروم شروع کردم به حرکت دادن کیرم تو کون تنگ مامان. ناله ی جفتمون دراومده بود. رفته رفته سیل اب اولیه ی کیرم و ترشحات کون مامان حرکت کیرمو اسونتر میکرد. بعد از دو سه دقیقه، مامان گفت تندتر، تندتر بکن. سرعتمو بیشتر کردم. مامان شروع کرد به مالیدن کوسش. برخورد بدنم با کون مامان شالاپ شالاپ صدا می داد و همراه ناله هامون اتاق رو پر کرده بود. مامان خیلی سکسی اه و اوف می کرد که حشری تر می شدم. چند دقیقه بعد کیرمو کشیدم بیرون و ازش خواستم رو شکم بخوابه. مامان رو شکم خوابید، پاهاشو به هم چسبوند و لای کونشو دو دستی باز کرد. سوراخ کونش یه ذره باز مونده بود. دستامو کنارش ستون کردم و سعی کردم بدون دست کیرمو بکنم تو کونش، نمیتونستم خوب ببینم. کمی که فشار دادم ، کیرم رفت تو. مامان زود گفت بهرام رفته تو کوسم، تو کوسمه ، بکش بیرون. گفتم ببخشید. کیرمو کشیدم بیرون. روی رونش نشستم و با دست کیرمو به کونش هدایت کردم. وقتی کیرم رفت تو کونش، مامان دستاشو ول کرد. کاملا خوابیدم روش، کون پنبه ای مامان زیر شکمم بود. شروع کردم به تلنبه زدن. دم گوشش گفتم قربونت برم مامان، قربون کون تنگت برم. مامان با ناله جوابمو داد. چند دقیقه بعد گفتم مامان ابم داره میاد، کجا بریزم؟ گفت اگه میخوای بریز تو کونم. گفتم جوووووون. چندتا تلنبه ی دیگه زدم، بعد کیرمو تا ته فشار دادم و با یه ناله ی بلند همه ی ابمو تو کون مامان خالی کردم. مامان هم ناله کرد. کمی رو بدن نرم مامان موندم. بعد کیرمو کشیدم بیرون و گفتم مامان مال تو نیومد؟ گفت عیبی نداره پسرم. گفتم چرا، کونتو بیار بالا. مامان دوباره چاردست و پا نشست. کنارش نشستم. دست چپمو بردم زیرش و شروع کردم به مالیدن چوچولش. دوتا انگشت دست راستمو هم کردم تو کوسش، گفتم انگشت که عیبی نداره. با نفس نفس گفت نه عیبی نداره. شروع کردم به انگشت کردن کوسش و مالیدن چوچولش. مامان هی اسممو میگفت و تند تند اوف اوف میکرد. کم کم ناله هاش بلندتر شد و بدنش شروع کرد به لرزیدن. گفت سه تایی، سه تا انگشت. سه تا انگشت وسط دستمو با سرعت تو کوسش جلو عقب میکردم. مامان سعی میکرد خودشو کنترل کنه و جیغ نزنه. چند ثانیه بعد مامان هم ارضا شد، به پهلو و پشت به من افتاد رو تخت. از پشت بغلش کردم و ضمن نوازش حسابی قربون صدقه اش رفتم و ازش تعریف کردم. مامان هم جوابمو میداد. کمی بعد به کونش نگاه کردم و دیدم ابم زده بیرون و میره سمت تشک. گفتم مامان ابم از کونت زده بیرون، با دست مالیدمش به کونش تا نریزه رو تخت. گفت من میرم حموم. گفتم منم بیام؟ گفت باشه بیا. با هم رفتیم حموم و همدیگه رو شستیم. وقتی اومدیم بیرون، بهش گفتم یادته وقتی 8 سالم بود یه بار اومدم تو اتاق و ممه خوردم؟ گفت هنوز یادته؟ گفتم مگه میشه یادم بره؟ از اونروز تا حالا ارزوم بود که بکنمت، امروز به ارزوم رسیدم. بعد از اینکه چندبار از کون کردمش، یه روز مامان به پهلو خوابیده بود و یه پاشو نود درجه بلند کرده بود. من روی پاش نشسته بودم و پایی که تو هوا بود رو روی شونه ام گذاشته بودم و تو کونش تلنبه میزدم و همزمان کوسشو انگشت میکردم. یه لحظه مامان گفت بکن تو کوسم. گفتم مطمئنی؟ گفت اره بکن تو کوسم، کونمو انگشت کن. گفتم باشه. کیرمو از کونش کشیدم بیرون و کردم تو کوسش. بعد دوتا انگشت کردم تو کونش. از اون روز 8 سال میگذره. شهرام از سربازی که برگشت، یه کار پیدا کرد و دو سال بعدش هم زن گرفت. منم رفتم دانشگاه، بعد رفتم خدمت و الان هم با مامان و بابا زندگی میکنم. من و مامان هنوز هم سکس داریم. تو این 8 سال مامان دوبار توبه کرد و ازم خواست کاری باهاش نداشته باشم. ولی هربار خودش توبه رو شکست و اومد سمتم. اخرین بار دو سال قبل بود که شش ماه طول کشید. بعد شش ماه ، یه روز صبح که از خواب بیدار شدم دیدم کیرم تو دهن مامانه، وقتی دید بیدارم ، کیرمو از دهنش دراورد و گفت از اخرین باری که تو منو کردی تا حالا بابات بهم دست نزده و دیگه نمیتونم تحمل کنم.
 
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 مرد
#1,207   Posted: 20 Sep 2021 16:53

 0 Star

ارسالها: 11
جالب بود خیلی حال کردم
دمت گرم
Love
 
     
  
 مرد
#1,208   Posted: 21 Sep 2021 18:01

 0 Star

ارسالها: 13
sinatra
سیناترا عزیز بهترین داستان نویسی برای محارم داری
مامان کون گنده یکی از بهترین داستانهای این چند ساله بود
واقعا دمت گرم
 
     
  
 مرد
#1,209   Posted: 21 Sep 2021 19:50

 0 Star

ارسالها: 18
Shayanfury

بابت این مدت ممنون. پیشنهاد میکنم کامل منتفی نکنی. هر چقدر لازم داری استراحت کن ولی کامل کنسلش نکن
 
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 مرد
#1,210   Posted: 21 Sep 2021 21:12


 1 Star

ارسالها: 83
haji13400
لطف دارین، ممنون
 
     
  
صفحه  صفحه 121 از 126:  « پیشین  1  ...  120  121  122  ...  126  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2021 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA