تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم

صفحه  صفحه 91 از 91:  « پیشین  1  2  3  ...  89  90  91  
#901 | Posted: 5 Nov 2018 18:42
سکس با کون مامان ناهید

سلام
من قبلا یه داستان راجب سکس با مامانم نوشته بودم به نام لیسیدن کون گنده مامان ناهید .... که حالا میخام یه ماجرای دیگه در ادامه اون ماجرا بنویسم .... دیگه به مقدمه چگونگی شروع رابطه سکسی بین خودم و مامانم اشاره نمی کنم چون در اون داستان تمام چیزها رو گفتم و لزومی به تکرار مکررات نیست..... باز هم میگم کسانی که نمیخان نخونن . . . . این در مورد یه رابطه سکسی یدون کنترل بین من و مامانمه ..... یه رابطه خاص یه مقدار طولانیه ..... پس دانسته بخونید ..... حالا هم اگه ماجراش رو می نویسم میخام خودمو خالی کنم و این داستان رو برای کسانی که منو نمی شناسن تعریف کنم . . . ادامه داستان من ...... به هر شکل بعد شروع رابطه سکسی با مامان ناهید سکس های فوق العاده و پراز شهوتی با مامانم داشتم ..... مامانی که با اون هیکل و اندام سکسی برای من از میون اون همه زن جور واجوری که باهاشون سکس کرده بودم از نوجوانی بهترین و تحریک کننده ترین بود و همیشه برام دست نیافتنی بود حالا تو این مدت حسابی بهش رسیده بودم و میتونستم هر روز باهاش باشم و اونم راضی از این رابطه غیرعادی اما دلچسب خیلی هات و داغ به من حال میداد.....و حسابی از من استفاده می کرد، اوایل که هرجا گیرم میومد و فرصتش بود می چسبیدم بهش و سریع لختش میکردم و از اون اندام سکسی و فوق العاده لذت می بردم نمی دونین تو دو ماه اول چقدر اون کون گنده مامانم رو کردم، وای چقدر .دیوانه کننده بود، هفته ای دو سه بار حسابی با مامان سکس میکردیم و هر بار هم خیلی طولانی .. . . البته کسش هم بی نصیب نبود خیلی حسابی از هم لذت می بردیم مامانم چنان کیرمو میخورد که از حال می رفتم و بعد نوبت کوس و کون تپلش بود چنان تو کونش میکردم . . .
خلاصه عالی بود تا تعطیلات پایان ترم خواهرم شد و اون اومد خونه که باعث میشد مزاحم راحتی ما بشه البته زود میرفت و فقط دو هفته تهران بود از خواهرم نمیگم چون ابدا ربطی به این ماجرا نداره ، رابطه سکس من با مامانم قضیه ش فرق میکرد که حسابی دلایلشو توی داستان قبلی توضیح دادم. پس من و مامان واقعا نمی خواستیم اون احیانا چیزی بفهمه از سکس ما
خواهرم که اومد اوایل خرداد بود فقط خونه بود درس میخوند و منم که تا غروب سرکار بودم و فرصتی دست نمیداد که خدمت مامان برسم حسابی تو کف بودم مخصوصا اون کونش، مامانم هم یخرده کلافه بود اما فقط گاهی یواشکی دستم رو تو شلوارش میکردم و کونش رو می مالیدم و انگشت ش می کردم و اونم کیرم رو می مالید تو اتاق، البته خیلی کم و محافظه کارانه، منتظر بودیم تا خواهرم بره که راحت بشیم
که سه روز مونده به رفتنش ضد حال خوردم ..... باید میرفتم یه ماموریت کاری . . خلاصه با یه کیر خوردن اساسی رو به رو شدم مامان ناهید هم دلخور بود که یهویی باید میرفتم . . . کونش حسابی خارش گرفته بود .. . دلم نمیخاست بره سراغ فریده تا با دیدلو به کس و کونش در نبود من حال بده، خیلی پکر بودم و احساس به گا رفتن میکردم ..... اما یه فکری به ذهنم رسید ماموریت من شیراز بود یک هفته و شرکت اونجا یک آپارتمان شیک در اختیار نیروهای ماموریتی میزاشت. طبق برنامه دو روز اول همکاران دیگه هم بودن. . اما 5 روز بعد اقامتم فقط من تنها بودم پس میشد به مامانم بگم بیاد اونجا ..... هم یه حال و هوایی عوض می کردیم هم توی مسافرت حسابی سکس میکردیم و عشق و حال ... یه تجربه عالی بود و هزینه زیادی هم نداشت از شادی تو پوست خودم نمی گنجیدم .... مامان جونم هم خیلی خوشحال بود که یه مسافرت میاد شیراز. . . شب آخر که رسید و فرداش باید میرفتم ... از یه طرف نگران بودم نکنه اونجا موردی پیش بیاد و تنها نباشم بالاخره احتمالش کم نبود برای همین دلم سکس میخاست دلم برای حال با کون گنده مامانم تنگ شد بود و حسابی حشری بودم
آخرم اونشب یواشکی رفتیم تو اتاق خودم و سرمو کردم لای کون مامان ناهید اما حیف چون سوراخ کونش تمیز یود خیلی بوی سکسی دلخواهم رو نمی داد برای همین یکم سوراخ کونش رو لیسیدم دیوونه شده بودیم هر دو دلمون سکس میخاست . مامان ناهید هم خیلی حشری شده بود بدجوری میخاست تا کونشو بکنم اما می ترسید خواهرم متوجه بشه .....
خواهرم تو اتاق خودش بود و من و مامانم توی اتاق من. کیرم رو از روی دامن به باسن اای پهن و گوشتی مامانم می مالیدم و اونم خیلی آروم ناله میکرد زیرلب و نفس نفس میزد
.. نمی دونستم چکار کنم اگه میخاستم اونجوری که دلمون میخاست حال کنیم حتما یه صدایی میرفت بیرون و خواهرم متوجه میشد ...... پس بی خیال شدیم اما دو تا از شورتاش رو از خودش گرفتم و گذاشتم تو چمدون سفریم
و .....
خلاصه صبح خداحافظی کردم و پرواز کردم به شیراز
شرکت یه خونه دو طبقه چهار واحده توی یه جای خوب داشت، قبلا رفته بودم دو واحد پایین خالی بودن و واحدهای بالا بزرگ و شیک بودن
دو تا از همکارام دو هفته ای بود که اونجا بودن و طبق برنامه فردا شب بر میگشتن
توی این دو روز به رابطه خودم با مامانم فکر میکردم ..... حس عجیبی بود ..... رابطه ی من و مامانم شکل خاصی به خودش گرفته بود از مادر و فرزندی خارج شده بود البته هنوز همیشه مامان صداش میکردم و فقط گاهی وقتا وسط سکس بهش ناهید جوون میگفتم اما از اینکه شده بود برام یه مامان سکسی حال بیشتر میکردم. اما خب رابطه ما کمی عین رابطه زن و شوهر ها بود و کمی شکل رابطه دوستی دو جنس مخالف رو گرفته بود که فقط برای سکس بوجود آمده، یه سکس بدون تعهد و دردسر .... بدون تعهد فقط برای لذت بردن
توی این چند ماه فقط با مامان ناهید سکس کرده بودم و چون قول بهش داده بودم و به کس دیگه ای نزدیکم نشده بودم. البته یه دوباری فریده بدجوری گیر داده بود و مجبورم کرد برم خونه ش ، اونو دوباره کردمش چون به چند دلیل حفظ رابطه با فریده برای من خوب بود اول اینکه اون مامان رو برای جور کرده بود و اگه اون نبود تقریبا حداقل به زودی ها راه به جایی نمی بردم و با این حساب بهش مدیون بودم. دوم اینکه اون رو مامانم نفوذ خوبی داشت و میتونست افکارش رو تغییر بده سوم اینکه خیلی به من علاقه داشت و برای هرکاری که درتوانش بود انجام میداد تازه اینقدرم بلا بود که نمیشد از اون شیطنت زنانه ش گذشت.
خلاصه مطمن بودم که حفظ رابطه با فریده خیلی به نفعم بود....... بگذریم .....
شب یکشنبه بود و برای مامان ناهید فردا صبح بلیط گرفته بودم و ساعت 10 پیش من بود .. بخش زیادی از کارهام رو این دو روزه انجام داده بودم و فردا رو خالی کرده بودم و کارای باقی مونده پروژه زیاد نیود . . . راجب کارم خیلی توضیح نمیدم . . . نشستم پشت لب تایم و یه فیلم سوپر توپ از گاییدن کون یه پورن استار زن میدیدم و برای اومدن مامان نقشه میکشیدم
یه پورن استار مرد هست که عاشق کردنه کونه و بیشتر هم در صحنه های آنال سکس ( اینل سکس) بازی میکنه اسمش ROCCO Sifiridi هست و اصالتا ایتالیایی و سلطان واقعی گاییدنه کونه در دنیای پورن، اونم وحشیانه و با حشر زیاد، جوری که کون پورن استار زن مقابلش رو یه معنای واقعی پاره میکنه و کونشو جر میده .... واقعا کون ها رو خشن و بدون رحم میکنه . . . داشت یه زن رو توی توالت میگایید اوففففف . . . منم همیشه دوست داشتم توی یه دستشویی بزرگ کون گنده و بزرگ مامان ناهید رو اینجوری بکنم . . . اول اونو حسابی بلیسم بعد حسابی اون کون گنده شو بگام، دلم میخاست اینقدر بی رحمانه و خشن کونشو می کردم که سوراخ کونشو از شدت ضربات کیر من کاملا قرمز و متورم شه، دستشویی خونه خودمون نسیتا کوچیک بود و نمبشد خیلی توش تکون خورد اما اینجا یه توالت بزرگ داشت که هم سرویس ایرانی داشت و هم فرنگی ...... اندازه اتاق خواب خودم بود و جای زیادی برای سکس داشت و حتی میشد توش غلت زد...... اوفففف چه کونی از مامان میکردم توش .....
دوست داشتم این مدت چنان از کون گنده و بی نظیرش کام بگیرم که از حال برم. میخاستم توی پوزیشنای مختلف سکس با مامان رو امتحان کنم و دیرتر ارضا شم. میخاستم خشن تر باشم
تو افکار خودم بودم کیرم حسابی راست راست شده بود امشب رو باید یه جوری سر میکردم شورتی رو که مامان ناهید خوشگلم خودش شب آخر به من داده بود کنارم روی مبل بود یه شورت قرمز که با قلب های ریز سیاه پوشیده شده بود و بوی تن مامان رو می داد اوفففف ......
اما دیگه اونقدرها تحربکم نمی کرد فقط با سکس یا مامانم می تونستم خودم رو ارضا کنم پاشدم رفت تو همون توالت به یاد فردا یه جق حسابی زدم ....
به مامانم زنگ زدم . . . مشغول آماده شدن برای فردا صبح بود و اگه بدون تاخیر میومد ساعت 10 پیش من بود و یعدشم خونه در خدمتش بودم جوووون
حلاصه قردا همه چیز مرتب پیش رفت و مامانم کمی بعد از ساعت 10 رسید
اما باور کنین تا حالا این قدر حس انتظار رو تو وجودم حس نکرده بودم که از دیشب تا لحظه رسیدن مامانم حس کرده بودم ....... خیلی سخت و بی تاب کننده بود .....
وفتی ماماان رو دیدم تو فرودگاه .... بی احتیار کیرم راست شد اوفففف مامان ناهید چه مانتویی پوشیده بود و عجب آرایشش زیباش کرده بود . . . یه مانتوی ریون پوشیده بود که البته بلند بود اما خب چون لخت و رها بود تمام برآمدگی های بدن رو حسابی نشون میداد. . افتاده بود روی تاقچه کون مامان و حسابی بزرگی و برآمدگی کونشو رو به رخ می کشید . . . سینه های بزرگش و شکم برآمده اش هم حسابی خودنمایی میکرد ..... یه شال مشکی بصورت باز پوشیده بود و بخشی از موهای طلاییش بیرون بود و یه رژ پر رنگ زده بود ...... واقعا مامانم یه کس تپل میانسال زیبا بود که کیر ادمو راست میکرد مخصوصا وقتی اول از پشت چشمت به اون گنده و بزرگش می افتاد
     
#902 | Posted: 5 Nov 2018 18:52
سکس با کون مامان ناهید 2
تا برسیم به ماشین حسابی وراندازش کردم ..... تو گوشش گفتم مامان دلم برای این کون گنده ت قنج میره لامصب چی شده ....لبخندی زد و گفت مطمئنی تنهایی ... کسی نیاد وسط کار ....و دوباره خندید گفتم نه بابا تنهام هیچ کی نیست ..... به ماشین رسیدیم سریع سوار شدیم و حرکت کردیم به سمت خونه
تو راه مامان ناهید دستش از روی شلوار روی کیرم گذاشت وشروع به مالش کرد و گفت اه خیلی دلم براش تنگ شده میخام بخورمش این کیر کلفت رو جوون و دوباره با شیطنت گفت مطمئنی کسی نمیاد این مدت که من اینجا هستم...... حس کردم دلش یه کیر دیگه هم میخاد برای همین منم با خنده گفتم نه کسی نیست فقط من و کیرم هستیم ولی فکر کنم بدت نمیاد کسی بیاد مامان جون ... البته میدونستم از من ترسی نداره اگه بخاد به کس دیگه هم کس و کون بده ....لبخندی زد و گفت ای کره خر ... تو که کون منو جر دادی اینقدر بهش می چسبی و بوش می کنی و بعدش هم وحشی میشی و یه ساعت کون بیچاره م میکنی تا پوست کیرت کنده میشه .....شاید یکی بیاد به کوس من یه حالی بده با نرمش ..... خندیدم و گفتم نیست که توام بدت میاد هم از وحشی بودن من و هم از سکس از کون .... و بعد به کیرم اشاره کردم و ادامه دادم خوبه میدونیم هردومون چقد کون گنده و خوشگل شما به این کیر نیاز داره .... لبهاشو غنچه کرد و گفت جوونم به این کیر پسرم که خیلی وقته منتظرشم.........و میخام باهاش حسابی حال کنم و کونم رو حسابی برام بخارونه ..... دیگه هر دومون حسابی داغ کرده بودیم ..... گفت کی میرسیم ...گفتم نزدیک خونه ایم دیگه و دستم بردم زیر کونش .. و تو چشای مامان نگاه کردم و با یه لحن حشری گفتم اوفففف امروز میخام حسابی باهاش حال کنم مامان جون
. . . . .
. . . وقتی رسیدیم خونه تا وارد هال شدم دیگه حسابی داغ کرده بودم و نمیشد بیشتر از این تحمل کرد . . . . سریع در حالی که راست کرده بودم از پشت چسبیدم به کون گنده مامان و به سینه هاش چنگ زدم ..... مامانم ناله ای کرد. . . . امون ندادم و گفتم مامان جون میخام همین الان بکنم همین جا. . خسته که نیستی ...... گفت نه اما اول بزار خونه رو ببینم چه جوریه . . الان شروع میکنیم . . .خودمم خیلی میخام عزیزم ..... منم از پشت چسبیدم به کون گنده ش و گفتم باشه نگاه کن مامان جووونم منم لختت میکنم . . . و در همون حین که داشت راه میرفت و به اتاق ها سرکشی میکرد مشغول لخت کردنش شدم مانتوش رو درآوردم زیرش یه آستین کوتاه تنگ زرد پوشیده بود.... جوووون شکم برآمده و سکسیش منو دیوونه میکرد یه حال عجیبی داشت . . . بعد از کون گنده ش بیشتر از همه با شکمش حال میکردم . . . تاپش رو کمی دادم بالا و دستی به شکم سفت و بزرگش، نافش و پهلوهای لختش کشیدم .. . . جوووون داشتم دیوونه میشدم. . . سرمو بردم پشت گردنش و از کونش جدا شدم و یواش کمربندم و باز کردم و شلوار و شورتم با یک حرکت سریع دادم پایین و یهو با کیر لختم که حسابی شق شده بود چسبیدم به کون مامانم . . . . مامان که متوجه شد که لخت شدم و کیرم رو بیرون آوردم آهی از لذت و تعجب کشید و برگشت سمت من و کیرم رو با دستش گرفت و گفت اوه ه ه وای میخام اول حسابی کیر کلفت پسرم بخورم خودت شروع کردی ها . . . من از خوردن این کیر حسابی و خوشگل نمی گذرم . . . . گفتم آره بهتره حالا دور بعدی به کونت میرسم و بیشتر می کنم این کون بی نظیر رو .. و دوباره مامان رو برش گردوندم و به کون گنده ش چسبیدم
..........
خیلی نقشه کشیده بودم برای سکس با مامان تو اینجا و همین طوری که قبلا هم گفته بودم آرزوم کردن کون گنده مامانم توی یه دستشویی بزرگ بود که تا حالا بهش نرسیده بودم. از بچگی نسبت به دستشویی رفتن مامانم حس عجیبی داشتم و با اینکه اون موقع حس شهوتی بهش نداشتم ولی وقتی بعد دستشویی کردن مامانم می رفتم دستشویی، بوی دستشویی برام خیلی دلپذیر و خواستنی بود و همیشه این کار و بوی دستشویی برام حس عجیبی داشت. تا بزرگتر که شدم و به نوجوونی رسیدم دیگه بوی دستشویی بعد از دستشویی رفتن مامان( البته منظورم بوی بعد مدفوع کردن نیست و ادرار کردن منظورمه) خیلی برام سکسی بود یه بوی نافذ و تند سکسی ... شبیه بوی الان سوراخ کونش و من رو خیلی تحریک میکرد و بی اختبار یاد مامانم میافتادم. خب این یه واقعیت روانشناسیه خواسته ها و تمایلات بزرگسالی ریشه در اتفاقات دوران کودکی داره .... حالا من با اون پیش زمینه آرزوم سکس با مامان ناهید توی بوی دستشویی بود که تصورش هم من رو دیوونه میکرد. و چون دستشویی خونه خودمون نسبتا کوچیک بود و نمیشد خیلی توش تکون خورد اونجا تو خونه نمیشد ....... اما اینجا یه دستشویی خیلی بزرگ داشت که هم سرویس توالت ایرانی داشت و هم فرنگی ...... جای زیادی داشت برای سکس تو پوزیشن های مختلف داشت و میشد توش غلتی هم زد اوففففف . . . دوست داشتم امروز اول توی اون دستشویی بزرگ کون گنده و گوشتی مامان جونم رو حسابی بکنم . . . اول حسابی سوراخشو بلیسم بعد حسابی بکنمش، دلم میخاست اینقدر بی رحمانه و خشن کونشو می کردم که سوراخ کونشو از شدت ضربات کیر من کاملا قرمز و متورم شه، ...... اوفففف چه کونی از مامان میکردم توش .....
همین طوری از پشت کیرم به کونش فشار میدادم گفتم تو همین حالت بیا بریم یه لبی تر کن، شربت درست کردم .... رفتیم سمت یخچال و پارچی رو که قبلا اماده کرده بودم بیرون آوردم .... مامان یه مقدار خورد در حالیکه کیرم لای کون نرم و گوشتیش جا خوش کرده بود و بهش چسبیده بودم ..... بقیه لیوانشو من خوردم و سرشو برگردوندم دوباره اون لبهای قلویش رو خوردم و پستونهای درشت و بزرگش رو چنگ زدم و حسابی می مالیدمشون ... از پشت تاپ زرد کوتاه شو رو از سرش درآوردم و سوتینش رو باز کرد و اون سینه های بزرگ رو رها کردم .... سریع ازش جدا شدم و تمام لباس هام رو درآوردم و لخت لخت شدم و با یه کیر راست حسابی جلوی مامان وایستادم . . . با تاب دادن به کمرم، کیرم تو هوا تاب می دادم تا حسابی حشریش کنم ...... مامان ناهید از شادی اوفی گفت عجب کیری جووون . . . میخام بخورمش .... گفتم آره خیلی دلم میخاد اول مامان جونم با لبای خوشگلش کیرم و خایه هام حسابی بخوره . . و قورتشون بده. واقعا دلم میخاست خایه هام حسابی قورت بده و بخوره و من رو ارضا کنه. بعد از یک بار ارضا شدن به حساب کونش می رسیدم و آبم هم دیرتر میومد و میتونستم حال بیشتری با کون مامان تو دستشویی بکنم . . . بهش حمله کردم لب تو لب شدیم . . . و چرخوندمش و از پشت دوباره کیرم از روی شلوارش چسبوندم به کون گنده ش و سینه ها درشت و لختش رو حسابی فشار دادم و شروع کردم خوردن پشت گردنش ... حسابی داغ کرده بودیم هردومون .... بعد چند لحظه گفتم. . . جوووون حالا نوبت رونمایی از سکسی ترین کون گنده دنیا، کون گنده مامان جونه . . . و جلوی کونش نشستم و دکمه های شلوار شو یکی یکی باز کردم و سریع شلوار و شورتش با هم تا روی زانوهاش کشیدم پایین اووووف . . . کون گنده و بزرگ مامانم یهو لخت افتاد بیرون . .. . عاشق این صحنه بودم که یهو کون گنده مامانم رو از توی شلوار بیرون میاوردم خیلی هیجان انگیز بود . . واقعا کون بزرگ و زیبایی بود . . . سیلی محکمی به کونش زدم و لمبرای چاقش رو چنگ زدم و صورتم فرو کردم لای اون کون گنده ش ..... آه دلم بوی کون مامان رو میخاست تحریک کننده و قوی . . . دماغم رو گذاشتم روی سوراخ عرق کرده اش . . . . آه چه بویی میداد ..... مامان ناهید هم ناله ش رفت بالا ... کونش خم کرد تا بیاد تو صورتم . . . . خودشم دیگه عاشق اینکارای من شده بود بوییدن و لیسیدن سوراخ کونش رو دوست داشت چون من رو دیوونه میکرد ..... سرمو هر چه بیشتر فشار دادم لای کونش و دماغ فرو بردم تو سوراخش ..... داشتم می ترکیدم از بوی شهوت انگیز کون گنده مامانم . . . حس میکردم از همیشه بوی بیشتر و نافذتری میداد ...... با صدای خفه ای بهش گفتم بشین و کونتو قنبل کن ..... اونم روی زمین نشست و کونشو قنبل کرد بالا ... جووون چه گوشتی بود ...... خوب بو گشیدم وای اون بوی بهشتی از سوراخ کون مامان به تنهایی آبم رو میاورد . . خیلی خیلی تحریک کننده بود . نوک انگشت وسطم کردم تو سوراخش و بو کردم آه ه ه . . . . . بلند شدم و گفتم بیا کییرم رو بخور .... مامان هم خمار و شهوت زده پاشد ایستاد کیرم با دستش گرفت و ناله ای کرد .....
اوففف شکم گنده و سکسی مامانم روبه روی کیرم بود.... دستی به شکمش کشیدم و کیر شق شده م رو به شکمش مالیدم خیلی حال میداد کیرم رو روی شکم سفت و گرد مامان می کشیدم.....اوففففف چه لذتی داشتم با شکم مامانم حال می کردم....... کمرش رو دو دستی گرفتم و از جلو کیرم رو گذاشتم روی شکمش و شبیه تلمبه زدن آروم کیرم رو عمودی به شکم سکسی مامان ناهید که شبیه یه تپه بود می مالیدم ......جوووووون...... حالا با دستام چاک کونشو از هم باز کردم و باسن های بزرگ کونش رو گرفته بودم و انگشتم میکردم تو کونش تا بو کنم ..... اه ه مامان و من هر دو بلند شده بود......

مامان ناهید بی اختیار نشست و کیرکلفت منو کاملا کرد تو دهنش وشروع کرد به خوردن. وای خیلی بهم حال می داد .... خیلی ناجور کیرمو می خورد کیرمو تا ته می کرد توی دهنش و هی مک میزد و دوباره میخورد و تا ته میکرد توی حلقش .... کیرم داشت می ترکید حسابی شق و کلفت شده بود. اوففففف
مامان با اون موهای طلایی خوشگلش که پشت سرش جمع کرده بود به سمت بالا، حسابی سکسی تر شده بود و صورتش رو برده بود لای پاهای من و زیر تخم هام رو حسابی میخورد میدونست که خوردن اونجا دیوونم میکنه. موهاشو از پشت چنگ زدم و سرشو به کیرم فشار میدادم. اوفففف چه حالی میداد که خشن با گرقتن موهاش کنترل ساک زدنش دست من بود. روی مبل راحتی ولو شدم و گفتم حالا حسابی کیرم و تخم هام بخور میخام بترکونی منو مامان جون . . . .چی ساخته بود جووون موهای تموم بدنشو اپیلاسیون کرده ..... منم تمام موهای کیر و خایه هام رو زده بودم و حسابی سفیدش کرده بودم ... دیوونه وار شروع کرد به خوردن خایه های باد کرد و اونا رو توی دهنش قورت داد و حسابی مالششون میداد .... رو فضا بودم داشتم می ترکیدم الانا بود آبم بیاد ... یه خرده که خورد دوباره مشغول ساک زدن کیرم شد و همزمان خایه ها رو می مالید .. منم پاهام رو حسابی بالا گرفتم تا خوب خابه هام رو بخوره آب دهنش میریخت پایین و کیرم رو حسابی لیز کرده بود ....اوووف .... مامان ناهید ناله میکرد و آروم میگفت جووون چه کیری مال منه چه کلفته همیشه جر میده کونم رو ... وای با این حرف ها دیوونه تر شد و خایه های رو دوباره یهو کرد تو دهنش و شروع به مکیدن وحشیانه اونا کرد و در همون حال دورش با دندون گاز ریز میزد .. دیگه نمی تونستم تحمل کنم و داشتم ارضا میشدم برا همین کیرم با دست گرفتم و با سه چهار بار رفت برگشت
آبم پاشد بیرون و نعره ای کشیدم.
----
نیم ساعتی از ارضا شدنم گذشته بود و مامان با یه تاپ قرمز تو خونه میگشت و با کون گنده ش دلبری می کرد و داشت برا خودش به چیزی می خورد.... کیرم نیمه راست بود و الان وقتش بود برسم به کونش ..... مامان گفت من دلم سکس میخاد من ارضا نشدم ... بریم تو کار .... خندیدم گفتم من فقط کونت رو میخام اول ..... میخام توی دستشویی هم بکنمش .... منتظر نموندم و از پشت به کونش چسبیدم و دوباره شروع به خوردن پشت گردنش کردم اه بلندی کشید و با صدای لرزون گفت بزار برم کونم اماده کنم و بیام ..... جووون خیلی میخاره کونم برای سکس ... گاز نسبتا محکمی از پشت گردنش گرفتم و گفتم برو که میخام جر بدم کونت رو امروز ......
گفتم دستشویی نرو برو توی حموم اونجا یه سرویس فرنگی داره اونجا کارت رو بکن تا بهت بگم ... نمبخاستم بوی سکسی دستشویی از بین بره موقع سکس و همه چی طبق برنامه پیش بره ... بعد 5 دقیقه مامان خودشو تخلیه کرد و کونش رو آماده و تمیز کرد برای سکس .... از حموم اومد بیرون و به سمت من که جلوی آشپزخونه با یه کیر راست شده بی تابانه منتظر رسیدن کون گنده ش بودم اومد و در حالیکه کون گنده ش رو به سمت من نشون میداد طبق معمول جمله فوق العاده سکسی همیشگیش رو که من عاشقش بودم گفت: تمیز تمیز شد بفرمایید اینم غذای مورد علاقه شما ...
     
#903 | Posted: 22 Dec 2018 20:35
فتیش با مامان

این داستان مربوط به بخش فتیش میشه و ممکنه خیلی ها خوششون نیاد چون خودم قبلا جزو این دسته از افراد بودم و چندشم میومد از این جور داستان ها یا فیلم ها ولی خوب چون شامل سکس با مادر میشد ترجیح دادم که تو هر دو بخش بزارم


من امید هستم و ۲۴ سالمه و مامانم یه زن خوشگل کمی چاق و البته تقریبا ۵۰ ساله ست من هیچ وقت میلی بهش نداشتم مثل اکثر آدم ها اما یه دوست فوق العاده صمیمی دارم به اسم آرش که باعث شد دیدم عوض بشه
ماجرا از اونجایی شروع شد که یکی دو سالی بود نمیتونستم با دختری دوست بشم و آخرین سکسم به دو سال قبل ختم میشد آرش یه پسر جنده باز بود و تقریبا هفته ای دو بار جنده میاورد ما دو تا عین داداشیم باهم من هیچوقت از کردن جنده خوشم نمیومد چون حس میکردم کثیف اند اما دیگه خیلی فشار شده بودم و به آرش گفتم یکی رو برام ردیف کن اونم گفت اوکی فقط طرف یکم سنش بالاست اشکالی نداره که؟

گفتم نه هیکل و سن زیاد مهم نیست برام ولی قیافه اش مهمه گفت خیالت تخت قیافه اش عالیه خلاصه من رفتم مشروب گرفتم و آماده شدم تا آرش زنگ بزنه اونم بعد یکی دو ساعت گفت ساعت ۶ بیا خونه مامانم
آخه پدر مادرش از هم جدا شدند ولی آرش با مامانش زندگی میکنه خلاصه رفتم خونشون و شروع کردیم به خوردن مشروب من چون حس دو گانه ای داشتم نسبت به این کارم یه مقدار بیشتر خوردم تا اون دید منفی رو موقع سکس با این زنه نداشته باشم نیم ساعت بعد موبایل آرش زنگ خورد و زنه گفت من رسیدم بیا در رو باز کن
بعد از اینکه اومد دیدم یه زن خوش قیافه اما چاق خوش و بش کردیم و دوباره با اون هم نشستیم مشروب خوردیم من واقعا بدجوری مست بودم اما آرش از من وضعش خرابتر بود خلاصه گفت اول کدوم میایید آرش به من اشاره کرد و من باهاش رفتم تو اتاق وقتی لخت شد دیگه نتونستم جلو خودم رو بگیرم و مثل یه آدم روانی افتادم روش شروع کردم به لب گرفتن ازش واقعا خوشگل بود و لبای خوشمزه ای داشت و خیلی حرفه ای بود از زبونش هم خوب استفاده میکرد بعد شروع کرد به لیسیدن گردنم و همیطور اومد پایین و شروع کرد به ساک زدن چنان مک میزد کیرم رو که دیگه نمیتونستم خودم رو کنترل کنم آخه من نسبت به ساک مقاومت خوبی دارم اما این بدجوری داشت منو از کنترل خارج میکرد ساک میزد بعد توف مینداخت رو کیرم دوباره با همون ساک میزد خیلی هم پر توف ساک میزد و چنان صدایی راه انداخته بود که نگو یه لحظه احساس کردم میخواد آبم بیادسریع سرش رو با دوتا دستم گرفتم آوردم بالا روبروی صورتم
و به چشمای همدیگه خیره شدیم خیلی سکسی بود لامصب دهنش پر توف بود و هنوز داشت از دهنش توف پایین میومد که یهو پرید و ازم یه لب گرفت و زبونش رو کرد تو دهنم خیلی توفی بود اما اصلا حس بدی بهم دست نداد اولین بار بود اینقد کثیف کسی رو میبوسیدم واقعا به اندازه دو سه تا توف گنده تو دهنم کرده بود و من هنوز داشت خوشم میومد نمیدونم شاید چون مست بودم فاز پورن استاری برداشته بودم و حالیم نبود توفش رو قورت دادم شروع کردم به ساک زدن زبونش بینظیر بود خیلی لذت داشت بعد بهم گفت ازت یه چیزی بخوام بهم میدی گفتم آره عزیزم چی میخوای
گفت میخوام آب دهنت رو بهم بدی گفتم باشه و حین لب گرفتن یه کوچولو توف ریختم تو دهنش گفت خیلی شیرین بود ولی کم بود بیشتر میخوام قشنگ جمعش کن بهم بده چند باری اینکار رو کردم و هر دفعه میگفت بیشتر بده واقعا جالب بود برام البته قبلش هم چون خودم یه مقدار آب دهنش رو خورده بودم بنظرم خیلی سکسی میومد و منم خوشم اومده بود بالاسرش نشسته بودم و میبوسیدمش و توف میکردم دهنش و اونم با دستش کیرم رو میمالید که یهو ناخوداگاه دیدم داره آبم میاد و نتونستم خودم رو کنتل کنم اونم دید که دارم میام شدید تر برام جق زد و کل آبم ریخت رو شیکمش

پاشدم رفتم دستشویی تازه فهمیدم چیکار کردم همش دهنم رو میشستم و خلط میکردم خیلی حالم بد شد اومدم بیرون دیدم آرش نیست ولی صداشون میومد یکم تیز شدم ببینم چی میگه که شنیدم آرش میگه مامان بزار کوست رو بخورم و اونم گفت باشه پسرگلم همش مال خودته پسرم هوس کوس مامانش رو کرده آفرین پسر خوب البته من مامان آرش رو میشناختم ولی مدل حرف زدن این دوتا خیلی عجیب بود فقط صحبتشون مامانم پسرم بود و خیلی خارج از عرف بود فهمیدم که آرش دوست داره مامانش رو بکنه و بجاش با این زنه داره فانتزیش رو براورده میکنه جالب بود برام

وقتی زنه رفت به آرش گفتم صدات کل کوچه رو برداشته بود گفت راستش من داستان های سکس مادر پسری خیلی میخونم و خیلی تو کف مامانم هستم چون چیز عجیبیه بهت نگفتم امیدوارم برداشت بد نکنی ولی خواهشا رازم بین خودمون باشه گفتم خودت میدونی که مثل داداشمی خیالت راحت ولی چرا مامانت بنظرت مریض نیستی از لحاظ روانی؟ شاید یه روانپزشک بری درست بشی
گفت شاید به قول تو مریض باشم ولی واقعا چنان حسی بهم میده که لذتش ده برابر تاپ ترین کوس دنیاست دلم میخواد به یاد دست نیافتنی ترین زن دنیا باشم و از وجودش لذت ناب ببرم گفت اوکی داداش ببخشید من نمیخوام قضاوتت کنم فقط حسم رو گفتم و مطمِن باش من هیچوقت مسخره ات نمیکنم تو داداشمی عزیزم

اومدم خونه و همش فکرم درگیر صحبتم با آرش بود خیلی جالب بود برام رفت و تو نت سرچ کردم و داستان های مادر پسری چندتا خوندم و تو ذهنم همش آرش رو در حال سکس با مامانش میدیدم واقع هیجانش خیلی زیاد بود آرش حق داشت به نظرم خیلی ایده نابی بود تا حالا اینقد جق باحال نداشتم حتی از کردن کوس چند ساعت پیش هم لذت بخش تر بود این جق

دیگه کم کم کارم شده بود خوندن این داستان ها و جق زدن به یاد آرش و مامانش بعد یه مدت تقریبا طولانی دیگه من خودم از طرفدارای داستان های مادر و پسری شده بودم اما دیگه لذت سابق رو نداشت
دو سه هفته ای بود جق نزده بودم و خیلی وحشتناک حشرم زده بود بالا رفتم اتاق خودم در رو قفل کردم شروع کردم به خوردن مشروب و خوندن داستان های سکس مامان پسری وقتی مست شدم پیش خودم گفتم بزار این بار به یاد مامان خودم باشم یه لحظه بهش فکر کردم خیلی هیجانی بود دوباره همون حس هیجان اضافی بهم دست داد و چون مست بودم اصلا خجالت نمیکشیدم از طرفی هم چون مامان خوشگل بود و هیکلش هم مثل اون جندهه بود که خونه آرش اینا کرده بودمش تصویرسازی شفافی داشتم و واقعا لذت بخش و هیجان انگیز بود هرچند وقتی که آبم اومد خیلی از خودم بدم اومد

ولی دیگه این شده بود کارم چون هیجانش وصف ناپذیر بود و منم دیگه معتاد این فکرای سکس مادر پسری شده بودم و هر روز قبحش داشت کمتر و کمتر میشد واسم تا جایی که دیگه بدون مست کردن به یاد مامانم جق میزدم و احساس گناه خیلی کمی داشتم حالا که با آرش همدرد شده بودم بهش گفتم جریان رو و خیلی از گفتن این حرفا و تاییدش از طرف همدیگه احساس رضایت میکردم و آرش بهم گفت پس بزار وا ست یه فلش بدم عشق کنی همش فیلم های سکس مادر پسری
فلش رو گرفتم وای چی بود عالی بود فیلم هاش تو هر فیلم یه ایده ای میداد که چطور میشه مامان خودت رو بکنی دیگه میخواستم به اون درجه برسم و اولین حرکتی که موفق شدم تو این راه انجام بدم فیلم گرفتن از مامان وقتی از حموم میاد بیرون بود
موبایلم رو رو حالت فیلم برداری گذاشتم و یواشکی تو اتاقش جاساز کردم وقتی از حموم اومد بیرون و رفت خودش رو خشک کنه کاملا همه صحنه ها رو دیدم وای بینظیر بود حالا دیگه هیچ غمی نداشتم و با این فیلم به یادش میزدم در ضمن از وقتی که تو کف کردن مامانم بودم رابطه ام هم باهاش خیلی خوب شده بود طفلک هم نمیدونست من به چشم عاشق نگاهش میکنم نه به چشم مامانم

یه روز که مامانم قرار بود بره خونه خالم و خواهرم که شهرستان بود گفتم یه جق اساسی بزنم اما این دفعه میخواستم بیام جلو تلویزیون که خیلی بزرگ بود فیلم مامان رو بزارم و بزنم
زنگ زدم مامان تا مطمِن بشم برنمیگرده بعد لخت مادرزاد شدم و کامپیوتر رو به تلویزیون وصل کردم و برای اولین بار رفتم یکی از شورت های کثیف مامان رو آوردم و شروع کردم به بو کردن و لیسیدن و اون صحنه که قشنگ کوسش و سینه اش معلوم بود پاز کردم و با خودم حرف میزدم و میگفتم قربون اون کوس خوشگلت برم مامانم تو فقط مال منی عاشقتم بخدا هرکاری بخوای برات میکم شاشت رو هم میخورم هرچی تو بخوای واااای چقد بوی خوبی میده شورتت قربونش برم من فقط مامانم رو میخوام مامان تورو خدا ...
همینجوری مشغول حرف زدن با خودم بودم که یهو دیدم مامانم بالا سرم وایستاده هیچی نمیگفت فقط نگاهم میکرد یه لحظه چشمم به چشمش افتاد وای ریدم به خودمم لخت مادرزاد عکس لخت مامان رو صفحه تلویزیون و شورتش توی دهنم دیگه هیچ گوهی نمیشد خورد
جالب بود مامانم هم یک کلمه حرف نمیزد همینطور که بهش خیره شدم تو دلم میگفتم چرا قلبم وای نمیسته چرا غش نمیکنم چرا اصلا زمین دهن باز نمیکنه منو ببلعه فقط بهش خیره شده بودم زمان نمیگذشت و منم هیچ راهی نداشتم فقط گفتم مامان منو ببخش حتی صدام هم در نمیومد مامان با لحن عجیبی گفت واقعا نمیدونم چی بگم بغض کرده بود و حتی نمی تونست از جاش تکون بخوره بالاخره با بدبختی پاشدم تلویزیون رو خامش کردم و رفتم اتاقم لباس هام رو پوشیدم وقتی برگشتم مامان نبود رفته بود

دیگه نمیدونستم چیکار کنم به خودم گفتم تنها راه خودکشیه رفتم جعبه قرص ها رو آوردم ولی همون لحظه یه فکری به سرم زد گفتم صبر کنم تا مامان بیاد و جوری جلوه بدم که دارم خودکشی میکنم و اونم قطعا نمیزاره و یجورایی خودم رو نجات بدم شروع کردم چهار پنج تا قرص رو در آوردم ریختم دور و یه ورق قرص دیگه دستم گرفتم چندتا هم آماده گذاشتم که مامان اومد جلوش بندازم بالا البته اونا رو ویتامین ب۱ گذاشتم که چیزیم نشه دیدم صدای کلید انداختنش میاد خودم رو زدم به اون راه و مشتم رو پر کردم از قرص وقتی مامان اومد گذاشتم تو دهنم تا میخواستم قورت بدم دوید طرف و زد تو گوشم و قرص ها از تو دهنم ریخت بیرون

شروع کرد به گریه کردن و گفت نکن پسرم و بغلم کرد منم ناخودآگاه گریه ام کرد و تو بغلش هق هق گریه میکردم وااای چقد خوب داشت پیش میرفت صد برابر از بهترین حالتی که تصور میکردم بهتر داشت اتفاق میوفتاد گفتم مامان ببخش منو بخدا عاشقتم دست خودم نیست مامانم گفت عیبی نداره پسرم گریه مون تمومی نداشت مامان با همون حالت که داشت گریه میکرد گفت میخواستم یه برخورد دیگه ای باهات بکنم و از خونه پرتت کنم بیرون اما این حماقت تو منو خیلی ترسوند چرا امید جان چرا
نمیدونی اگه یه مو از سرت کم بشه من میمیرم گفتم بخدا مامان این زندگی دیگه واسم ارزش نداره دیگه نمیتونم تو روت نگاه کنم خودم واسه همیشه میرم از پیشت

مامان گفت خفه شو هیچ کار احمقانه ای حق نداری که انجام بدی اصلا میدونی چیه (یهو تو همون لحظه مانتوش رو درآورد و لباس و شلوار و شورتش رو سریع درآورد و سوتینش رو هم باز کرد و ادامه داد) میخوام کاری کنم که دیگه ازین فکرای احمقانه به سرت نزنه میخوام منم به اندازه تو مقصر باشم که بی حساب شیم و حال هم رو درک کنیم گفتم مامان ببخشید بخدا کار بدی نمیکنم نمیخواد اینکار رو بکنی ولی مامان گفت امکان نداره همین الان باید انجامش بدیم و خودش شلوارم رو از پام کشید پایین و نشست شروع کرد یه ساک زدن حالا منم کیرم راست نمیشد لامصب و همینطور داشتم گریه میکردم مامان هم وضع بهتری نداشت ولی تصمیم آنی فوق العاده ای گرفته بود بعد بهم گفت همین الان بهم نشون بده که چقد منو دوست داری بیا بریم اتاقم میخوام بهم ثابت کنی

گفتم چشم مامانی دیگه گریه مون بند اومد و دوتایی رفتیم اتاق مامان روی تخت وای چه روزی شده برام خدایا شکرت یهو از اون دنیا به بهشت تو این دنیا رسیدم مامانم رو تخت دراز کشید و گفت راحت باش امیدم بیا از وجود هم لذت ببریم عشقت رو بهم ثابت کن پسرم گفتم مامان بخدا یه دونه ای نمیدونم چیکار کنم دلم میخواد همینجا قلبم رو از تو سینه ام در بیارم و تقدیمت کنم میخوام بمیرم برات
مامان گفت لطفا ازین کارا نکن بیا بهم نشون بده فکرایی رو که راجع به مامان میکردی عملیش کن ببینم تو ذهنت با من چیکارا میکنی گفتم چشم مامانی و شروع کردم به لب گرفتن ازش وای یعنی میشه واقعا من بیدارم دارم به چشمای مامان از فاصله پنج سانتی نگاه میکنم و لبش رو میمکم آه مامان چقد خوبی تو چقد شیرین لبات بعد شروع کردم به کشیدن زبونم رو لب هاش فقط لباش رو لیس میزدم یه دفعه زبونم رو کشید تو دهنش و شروع کرد به مکیدن زبونم چقد رویایی بود مامان زبونم رو داشت ساک میزد و چشمامون بهم گره خورده بود حتی موقع جق زدن هم تصور نمیکردم بتونیم تو چشای هم نگاه کنیم و واسه همین همیشه چشمای مامان رو بسته فرض میکردم اما امروز همه چی رویایی تر از اونی داشت پیش میرفت که بشه تصورش کرد

بعد من شروع کردم به مکیدن زبونش و با یه قلت مامان رو چرخوندم انداختم روی خودم ماشالله سنگین هم بود ولی به روی خودم نمیاوردم بعد بهش گفتم مامان میشه یکم آب دهنت رو بهم بدی یه نگاهی بهم کرد و گفت یعنی توف کنم تو دهنت؟ گفتم آره مامان میخوام توف کنی تو دهنم خواهش میکنم یه سر تکون داد و منم دهنم رو باز کردم بعد مامان یه توف کوچولو اما غلیظ با نوک زبونش گذاشت روی زبونم گفت خوبه گفتم عالیه اما خیلی کوچولوِِِِِِِ تورو خدا یه توف گنده بهم بده

گفت آخه ....

گفتم آخه نداره من عاشقتم همه چیت واسم شیرینه مثل عسل میمونه توفت واسه من خواهش میکنم مامانی
بهم یه توف گنده بده مامان هم گفت واقعا نمیدونم چرا اینکارارو دارم میکنم ولی امروز مال توست پس چاره ای ندارم خودم خواستم تو این بازی باشم پس بیا انجامش بدیم منم گفتم فدات شم مامان خوشگل خودم و شروع کردم به لب گرفتن ازش که یهوو موهام رو از پشت سرم با چنگ کشید و گفت دهنت رو باز کن ببینم پسر بد خیلی محکم این حرف رو زد جا خوردم ولی سریع دهنم رو باز کردم و مامان توفش رو انداخت تو دهنم چه توفی هم بود غلیظ و گنده خیلی خوشمزه بود (خیلی شاید چندششون بشه ولی یه بار از شریک جنسی تون بخواید که انجامش بده حتما نظرتون عوض میشه مجبور نیستسد قورت بدید ولی امتحان کنید تضمین میکنم بدتون نمیاد)

بعد مامان گفت حالا تو توف کن تو دهنم ببینم چیه که اینقد دوست داری گفتم مامان نه بیخیال شو میترسم خوشت نیاد گفت نه میخوام یبار امتحان کنم یالله توف کن تو دهنم گفتم باشه و یه توف کوچولو گذاشتم رو زبونش و اونم قورتش داد و گفت بد نبود ولی راستش زیاد هم خوشم نیومد ترجیح میدم لبت رو بخورم یا زبون بازی کنیم باهم گفتم هرچی تو بخوای عشقم و شروع کردیم به لب گرفتن و چرخوندن زبون ها مون دور هم

دیگه از شدت لذت نمیدونستم چیکار کنم که مامان گفت بیا ممه هام رو بخور منم همونطور که داشتم لباش رو میخوردم آ؛روم لیس زنان از چونه و گردنش اومدم پایین تا به سینه هاش رسیدم وای چقدر رویایی بود نوک سینه اش کمی بزرگ و هاله دورش تقریبا صورتی مایل به کالباسی بود و هاله خیلی درشتی داشت شروع کردم به مکیدنشون هر هنری که بلد بودم پیاده کردم و همونطوری لیس زنان رفتم پایین تا به کوسش رسیدم

کوس مامانم تقریبا کم مو بود ولی نه کامل یکم مو داشت شروع کردم به لیس زدن همه جاش رو با زبونم میخوردم ولی مامان گفت که چوچولم رو بخور بقیه جاها بهم حال نمیده گفتم چشم و با دست لای کوس مامانم رو باز کردم و چوچول کوچولوش رو شروع به لیسیدن کردم وای چقد خوب بود کلی ترشحات کوس مامان زیاد شد اما من فقط چوچولش رو لیس میزدم و دستاش رو روی سرش گذاشته بود و شدیدا ناله میکرد سرم رو بلند کردم که چیزی بگم همون لحظه سرم رو با دستاش چسبوند به کوسش و گفت کجا الان باید کوس مامان رو واسش لیس بزنی پسر بد فقط کوس مامانت رو بخور تا وقتی هم که مامان نگفته بسه حق نداری وایستی

ازین تحکمش خوشم اومد خیلی حال میداد وقتی رییس بازی در میاورد شروع به خوردن چوچولش کردم دوباره قشنگ ترشحاتش داشت از کوسش میریخت روی سوراخ کونش منم نامردی نکردم و از پایین کوسش زبونم رو کشیدم آوردم بالا باورتون نمیشه کل دهنم پر شد از آب کوس مامان چقدر هم غلیظ بود مامان یه نگاه بهم کرد و گفت همش ٰو زود باش قورت بده ببینم منم قورت دادم و زبونم رو بهش نشون دادم که ببینه تا قطره آخرش رو قورت دادم مامان هم گفت آفرین پسر کثیف و منحرف خودم بیا حالا با کیرت خدمت کوسم برس ببینم چیکاره ای اینجور حرف زدن مامان برام خیلی جالبه چون تا حالا اصلا ازش این جور حرفا رو نشنیده بودم حتی تصور هم نکرده بودم واسه همین بیشتر حشریم میکرد


اومد دم کوسش کیرم رو گرفت یه ذره رو چوچولش بالا پایین کرد بعد گفت آماده شو که میخوام کیرت رو بکنم تو کوسم وقتشه کوس مامانی رو سر حال بیاری پسر بد
بعد کیرم رو فرو کرد تو کوسش وای چه هیجانی دیگه کیرم به حد انفجار رسیده بود واقعا تحمل این همه لذت هم هنر میخواست یه چیزی میگم یه چیزی میشنوید مگه میشه این همه لذت رو هضم کرد بی اختیار کیرم رو عقب و جلو میکردم تو کوس مامانم و به چشماش نگاه میکردم مامان هم فقط میگفت آفرین همینه پسر بد داره مامانش رو میکنه ای پسر منحرف باید به خودت افتخار کنی مگه چند نفر میتونن مامانشون رو بکنن هان...

حرفاش دیوونه ام میکرد ولی باید لبش رو میخوردم و شروع کردم به خوردن لبش همون لحظه سرم رو با دستش آورد بالا منم دیگه داشت آبم میومد و نمیتونستم کنترل کنم که دیدم توفش رو جمع کرده و نشونم میده منظورش این بود که بخورمش منم شروع کردم به مکیدنش وای در همین حین آبم اومدهنوز داشتم لباش رو میمکیدم و آبم رو با فشار خالی میکردم تو کوسش دیگه نمیتونستم تحمل کنم و شروع به جیغ کشیدن کردم چقدر هم آب داشتم مگه تموم میشد مامان هم دوباره پرید لبمو شروع به مکیدن کرد منم داشتم آخرین قطره های آبمو رو تو کوس مامان خالی میکردم دیگه کاملا بی حس شده بودم

حتی تحمل اینکه کیرم تو کوس مامان باشه واسم سخت بود اما مامان همچنان داشت لبمو میخورد و من با اینکه هیچ حسی نداشتم نمیتونستم کار دیگه ای انجام بدم و عین مرده ها کاملا بی حرکت تو چنگ مامان بودم یواش کیرم رو کشیدم بیرون از کوسش که یهوو بهم گفت چیکار داری میکنی آبت اومد فکر کردی همه چی تموم شده نه این خبرا نیست بکن تو کوسم یالله همین الان بزارش تو کوسم گفتم آخه درد داره مامان گفت من این چیزا حالیم نیست گفتم بخدا خوابیده چجوری بکنمش تو کوست گفت دراز بکش منم دراز کسیدم و شروع کرد به ساک زدن اما هر چند تا ساک که میزد همش توف میکرد تو دستمال کاغذی انگار از آب کیر خیلی بدش میومد خلاصه اینقد برام میک زد تا دوباره راست شد و همون لحظه خودش نشست روم و شروع به بالا پایین کردن کوسش روی کیرم شد بعد بهم گفت دهنت رو باز کن منم مثل این برده های بدبخت فقط از دستوراتش اطاعت میکردم همون لحظه یه توف خیلی خیلی گنده انداخت تو دهنم منم واقعا از اون فاز سکسی در اومده بودم ولی با این حال زیاد هم بد نبود اما خیلی خجالت میکشیدم به مامان نگاه کنم


آبم اومده بود و دیگه هیچ حسی نداشتم و حالا پشیمون بودم اما در حالیکه من داشتم با احساستم کلنجار میرفتم مامانم یعنی آخرین کسی که تو این دنیا میشه کردش داشت روی کیرم بالا پایین میکرد و بهم مثل یه برده دستور میداد یکم گذشت واقعا خیلی سخت گذشت اون لحظات هیچ حسی نداشتم و بدتر از همه این که میدیم مامانم رو دارم میکنم نمیدونید چقد سخته تو این لحظات بودن شاید الان تعریف میکنم لذت ببرید حتی خودم هم دارم لذت میبرم از اون زجرها اما تو اون لحظه واقعا اوضاع فرق میکرد

خلاصه با سماجت مامانم بعد یک ربع دوباره حسم برگشت گفتم مامان بد حالا من باید بهت یه درس عبرت بدم که دیگه منو اینجوری اذیت نکنی گفت میخوای دیگه چیکار کنی گفتم الان میبینی عشقم کیرم رواز تو کوسش در آوردم و گفتم ساک بزن مامان شروع به ساک زدن کرد اما اینبار من به زور سزش رو عقب جلو میکردم و کیرم رو تو دهنش حرکت میدادم در واقع ساک نمیزد داشتم دهنش رو میگاییدم یه آن راه نفسش قطع شد و کیرم رو تا آخرین جای ممکن تو گلوش فرو بردم وقتی که ولش کردم کلی توفش ریخت روی کیرم و یه نفس عمیقی کشید و نگاهش کٰٔ« إ÷« ِ÷ أإ]»ٔ زد و با دستش دهنم رو باز کرد و چنان توفی انداخت تو دهنم که باورم نمیشد و با تحکم گفت قورتش بده ببینم اینقد زیاد بود که موقع قورت دادن یه مقدارش ریخت بیرون

گفت حالا واسه من وحشی میشی آدمت میکنم دهنت رو باز کن سوپرایز دارم برات منم دهنم رو باز کردم اومد بال سرم و کوسش رو گذاشت تو دهنم و گفت کسی که توف رو با لذت میخوره حتما شاش هم میخوره تا اومدم بگم نه یکمی شاشید تو دهنم طعمش تقریبا طلخ بود و اصلا طعم جالبی نداشت منم قورت نداده بود و تو حلقم جمعش کرده بودم گفت چه خوشت بیاد چه نیاد باید قورتش بدی دیدم چاره ای نیست به زور قورتش دادم

ولی متوجه شدم مامان انگاری از میسترس اسلیو به طور ناخودآگاه خوشش میاد چون که خودش همش بهم دستور میداد ولی وقتی منم به زور دهنش رو گاییدم واکنش بدی نداشت تازه بهم خندید گفتم مامان میخوام کونت بزارم گفت اصلا فکرشم نکن گفتم لااقل بزار لیسش بزنم گفت باشه لیس بزن ولی کون کردن نداریم تا حالا ندادم ازین به بعد هم قرار نیست بدم گفتم باشه و شروع کردم به لیسیدن سوراخ کون مامان و از همونجا تا کوسش زبونم رو بالا میبردم در واقع کوس و کونش رو باهم میلیسیدم دوباره کوس مامان آب افتاده بود گفتم یه لحظه وایستا

بدو بدو رفتم تو اتاقم و وازلین رو آوردم تا برگشتم مامان گفت چیکار میکنی گفتم تو برده منی حق حرف زدن نداری گفت خفه شو من به هبچ وجه کون نمیدم گفتم حالا میبینی یه مشت وازلین تو دستم برداشتم و مالیدم به کیرم بقیه اش رم هم به زور در سوذاخ کون مامان مالیدم گفت نکن تورو خدا امید نمیتونم گفتم عاشق اینم که بکنم تو کونت و تو هم گریه کنی گفت خفه شو گفتم تو برده منی فقط بگو بله ارباب با عشوه خاصی گفت نمیگم فهمیدم که بله فانتزی مامانم ارباب و برده ست گفتم لاپات رو باز کن میوام کوست رو بخورم گفت دروغ میگی گفتم باز کن لاپات رو برده من

به زور لاپاش رو باز کردم و کیرم رو گذاشتم ئم کونش با مظلومیت خاصی گفت لااقل آروم بکب گفتم به تو مربوط نیست تو برده منی فهمیدی گفت بله ارباب خیلی حال کردم کیرم باز شق شق شده بود و با این لحن حرف زدن مامانم حشرم چند برابر شده بود آروم کیرم رو گذاشتم دم سوراخ کونش و یه فشار کوچیک دادم کم کم کیرم رو فرو کردم تو کونش یه آخ ریز گفت ولی واکنشش خوب بود شاید اینقد که فکر میکرد درد نداشت واسه همین اینگار خوشش اومده بود البته منم آروم عقب جلو میکرئم خیلی لذت بخش بود بعد واسه اینکه زیاد هم اذیت نشه و دفعه های بعدم بزاره تو کونش کنم کیرم رو درآوردم
و پاکش کردم و گذاشتم تو کوسش و به شدید ترین حالت ممکن شروع به تلمبه زدن کردم مامان واقعا داشت حال میکرد و همش قربون صدقه ام میرفت منم چون یه بار آبم اومده بود الان دگه مشکلی نداشتم چنان تند تند تلمبه زدم که دیدم مامان شروع کرد به جیغ زدن فهمیدم داره آبش میاد پس شدید تر کردم و کمی بعد قشنگ آبش رو حس کردم کیرم رو در آوردم و شروع به خوردن آبش کردم مامان دیگه از حال داشت میرفت فقط میگفت مرسی پسرم که آب مامانت رو آوردی تو این همه سال این اولین باره که با کیر آبم میاد قربون کیرت برم پشر خوشگلم

منم دیدم مامان آبش اومده ممکنه که دیگه حال نداشته باشه بیخیال شدم ادامه بدم که مامان گفت بیا واست میخوام جق بزنم کنارش خوابیدم و شروع کرد به جق زدن منم شروع کردم به خوردن پشتوناش بعد چند دقیقه آبم اومد واقعا رویایی بود سکسم با مامانم حتی نوشتن این داستان باعث شد که به یاد اون روز بینظیر سه بار جق بزنم الان هم رابطه ام با مامان اونجوری نیست که بخوام بکنمش یکماه گذشته و هنوز بهم اجازه نداده که بکنمش خلاصه شاید این داستانم ادامه پیدا کنه که امیدوارم خیلی زیاد
     
#904 | Posted: 8 Apr 2019 09:29
سلام
     
#905 | Posted: 8 Apr 2019 09:45
خواهر زن م
یک داستان واقعی
چند وقتی بود از نامزدی من خانمم میگذشت حدود ۳ ماه من تو این مدت خیلی پیش نامزدن نبودم و در ماه ۲ بار میومدم ک هر بارم خیلی با خواهر خانمم شوخی و خنده میکردم با مادر خاننم هم همینطور یجوری راحت بودن با من تا موضوع دوست پسر داشتن خواهر خانمم رو شد صحبت و ازین حرفا معلوم شد ک دوست پسرش پردشو زده تا دیگه ی دکتر گیر اورد و دوخت و ازین حرفا .
دیگه تماسهای من با م زیاد شد اون دلبسته من شده بود و یکسره حرف و ازین صحبتها تا اینکه من رفتم خونشون و موقع در اومدن جلو در گفت صورتم درد میکنه منم گفتم بیا ببوسمش خب بشه تا ماچش کردم و رفت دیگه حرفای سکسی زیاد شد .
من ابروهامو ی کوچولو تمیز میکردم گاهی ک م اینکارو میکرد سرمو رو پاش میزاشتم و اونم میگرفت کم کم دستمو رسوندم ب پستوناش برق گرفتش میگفت نکن و ازین حرفا دیگه عادی شده بود ولی هم اون هم من خیلی حشری بودیم تا موقعیت جور شد و خونه ی روز خالی شد من رفتم اونجا و افتادیم ب هم چسبیدیم و بمال بمال و دستمو بردم تو شلوارش خیس خیس اون ارضا شد و منم جق زدم گذشت و ی روز دیگه ک باز خونشون خالی شد منم اونجا بودم دیگه شلوارشو دراوردم افتادم روش اون اینقد حشری بود ک فقط از کسش اب میومد شروع کردم ب خوردن کسش اب شهوت قشنگ معلوم میشد از کسش میزد بیرون برعکس شد گذاشتم لای کونش مالیدم ابم اومد پاشدم و گذشت تا ازدواج کرد چند بار بمال بمال داشتم باهاش ولی اسرار نبود دیگه .
الان ۲ تا بچه داره ولی من نمیدونم چرا خیلی دوسش دارم خیلی زیاد ن واسه سکس ولی خیلی دوسش دارم ولی الان ک میاد خونه من پیش خواهرش من باهاش حرف نمیزنم ‌.
داستان واقعی واقعی بود ولی تند نوشتم .
۲ تا از خاله های خانمم رو کردم ک اونم بعدا میگم اگر وقت کنم .
روزگار خوش .
توصیه میکنم هر کی داد بکنید تمیز و مشتی بعدا پشیمون میشید .
     
صفحه  صفحه 91 از 91:  « پیشین  1  2  3  ...  89  90  91 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites