تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم

صفحه  صفحه 94 از 94:  « پیشین  1  2  3  ...  92  93  94  
#931 | Posted: 15 Dec 2017 07:53
بابا بذارید بنویسن شما چیکار دارید تخیلی هست یا واقعی
     
#932 | Posted: 15 Dec 2017 09:22
جووون
     
#933 | Posted: 15 Dec 2017 17:09
sting:
مادرزن خوابالو



سلام.اسم من رو yas فرض کنید.ضمنا از دوستایه خوبم خواهش میکنم نظر بدید نه اینکه ناراحتی از بقیه رو اینجا تلافی کنید. من 30 سالمه و خوزستانیم ولی اصفهان زندگی میکنم.سال 89 ازدواج کردم و یه خواهر زن و مادر زن و یه پدر زن بیمار دارم.مادر زنم خیلی هوای منو داشت و منم هیچوقت دید سکسی بهش نداشتم.ولی سال 91 اتفاقی افتاد که مسیر زندگیم رو عوض کرد. از خودم بگم که قد 181 سانتی دارم و هیکل ورزشی دارم و کیرم مثل بقیه دوستان 20 و 22 و... نیست.کیرم 17 یا 18 سانته ولی اینقدر کلفته که زنم هنوز بعد چند سال وقتی میخورش اذیت میشه.مادرزنم یه زن 49 ساله و قد 165 سانت و کمی تپل با کون و سینه بزرگه.

ماجرا اینجور شروع شد.یه روز صبح که داشتم از سرکار برمیگشتم خونه،از شب که شیفت بودم جوری برنامه ریزی کردم ک صبح زود برسم خونه و قبل اینکه زنم سرکار بره یه سکس داشته باشم.رسیدم و دیدم زنم توی حمامه و خوشحال لخت شدم و خواستم یه موقع برم توی حمام که شامپو زده باشه و نبینه منو و سوپرایزش کنم و برای اینکه چکش کنم رفتم از پنجره حمام موقعیت سنجی کنم که چشمام چهارتا شد.باورم نمیشد چی میبینم،مادرزنم لخت توی حمام داشت خود ش رو میشست و وقتی کون و سینه شو دیدم کیرم مثل فنر بلند شد.همش داشتم کیرم رو میمالیدم و به این فکر میکردم چطور ندیده بودم این شاه کوس رو و دوست داشتم یه جوری برم حمام و بکنمش ولی میترسیدم تا یه چیزی به ذهنم خورد که خیلی عادی مثل همه متاهل ها لخت برم پیش زنم و بعد میگم حواسم نبود. آماده شدم و کیرم رو مالیدم و در حمام رو باز کردم و سرم رو انداختم پایین و با دسته تیغ ور رفتم ک یعنی اصلا ندیدمت.وقتی در رو باز کردم،همینجور ک سرم پایین بود گفتم سهیلا...صبح بخیر گلم.آماده شو ک امروز هم جلو هم عقب رو میخوام ولی دیدم صدا نمیاد و سرم رو بالا آوردم دیدم چشمای مادرزنم گرد شده و دستش روی کونشه و اون دستش دم دهنش و خیره شده به کیرم.تا دیدمش گفتم وااااااااااااای خاله ببخشید و دستم رو جلو کیرم گرفتم گفتم شما اینجا چ کار میکنی و دیدم در رو بست و گفتم خاک توی سرم و گفت چرا خبر ندادی و گفتم فکر کردم سهیلاست و نمیدونستم شمایی. خب از اون موضوع 6 ماهی گذشت ک من عمل کردم کمرم رو و زنم پانسمان عوض میکرد که یه روز به مادرش سپرده بود. عمل پیچش مو که اکثر مردا درگیرش شدن رو کرده بودم و باید لبه تخت لخت میشدم.مادرزنم اومد و گفت آماده شو،گفتم خاله باید لخت بشم که گفت اشکال نداره،تو هم پسرمی و بعدشم دیدمت که.لخت شدم خوابیدم و کیرم شق شد و از وسط پام دادمش پایین و میدونستم قشنگ میبینش وقتی پشت سرمه و شروع کرد با سرم قندی نمکی شستشو دادن که سرم از وسط کونم می‌ریخت روی کیرم تا بریزه روی زمین.گفتم خاله،یخ زدم که با دستمال روی کونم رو خشک کرد و یه لحظه با دستمال کیرم رو گرفت ک خشک کنه ک مثل برق گرفته ها خشکم زد.اونروز نشد کاری کنم تا عید سال بعد.شب 13 بدر یعنی 12 فروردین وقتی توی چادر خواب بودیم،مادرزنم اومد و از سرما خشکش زده بود و ناخودآگاه وسط من و زنم که جای بیشتری بود خوابید.همه خواب بودن و تازه وقتی رفت زیر پتوی ما فهمید کجا خوابیده.یکم ازم فاصله گرفت و خوابید.بعد از نیم ساعت شرت رو پایین آوردم و از زیر شلوارک مالوندمش.مادرزنم به پهلو و پشت به من و کونش،حرارت بدنش،بوی عطرش دیوونه ام کرده بود که یه صدای خر و پف یواش میکرد و مطمین بودم خوابه.دل رو زدم ب دریا و گفتم باید عادی برخورد کنم و توی یه حرکت چسبیدم به کونش.محکم بغلش کردم و با دستم سینه شو گرفتم ک همون لحظه بیدارشد و شکه شده بود که کیرم رو بافشار به کونش مالیدم.از خودم صدای خور خور درآوردم و مطمین شد خوابم و کمی تقلا کرد خودش رو آزاد کنه ولی میترسیدم من مثلا بیدارشم و ضایع بشه و تکون نمیخورد.یکم فاصله گرفتم و کیرم رو درآوردم و یه دقیقه بعد باز چسبیدم بهش که وقتی کیرم رو حس کرد خودش رو داد جلو و من آروم آروم مثل کسایی که خوابن نامفهوم حرف میزدم و کشیدمش یه 20 سانت سمت خودم.دید محکم گرفتمش کامل رفت زیر پتوی و چندبرابره دورش رو نگاه کرد و فقط جوری تقلا میکرد که من بیدار نشم و این وضع رو ببینم.توی یه حرکت دستم رو بردم زیر پیرهنش و سینه شو میمالیدم.تقریبا تسلیم شد تا وقتی کیرم رو فرستادم زیر دامن و رفت لاپاش.خشکش زد و نفس نمیکردی حتی.کونش رو کشیدم سمت خودم و دستم رو ایندفعه گذاشتم روی شرتش.داغ شده بود کوسش.دست انداختم توی شرتش و توی یه جابجا شدن کشیدمش با یه دست پایین ولی لبه اونورش زیرش بود و منم با یه جلوعقب شدن،انداختم لای پاش که دیدم سفت میکنه خودش رو.دیگه نمیتونست مقاومت کنه و خودش پاشو داد بالا کیرم رفت لای کوسش.خیس خیس بود و نفس میزدیم.کمی اطراف رو میپایید و دیدم آروم دستش رو گذاشت روی کیرم.داشتم میمردم. دوست داشتم کونش رو بکنم.کیرم خیس بود و کشیدمش بالا توی سوراخ کونش و سریع فشار دادم و سرش رفت توش که پرید جلو و کشیدمش سمت خودم و دیدم کونش رو داد عقب و کیرم رو روی کوسش تنظیم کرد و اومد عقب ک تا تمام رفت توش.من ک دیوونه شده بودم و باورم نمیشد.شروع ب تلمبه زدن کردم و اونم حال میکرد.ده دقیقه ای کردم و آبم اومد و ریختم توش چون میدونستم لوله هاشو بسته.اون دوبار ارضا شده بود.وقتی آبم اومد الکی اسم زنم رو صدا زدم دستمال بگیرم دیدم گفت هیییییس.کیرم هنوزتوش بود باز بلند شد و گفتم شل بگیر میخوام کون بکنم گفت نوچ و منتظر نشدم و گذاشتم توش و هل دادم،اومد در بره و رفت روی شکم که همینجور باش رفتم کیرم در نیاد و خوابیدم روش و کیرم رو با فشار چپوندم توش دیدم یه آی گفت و گفت خدا خفت کنه که سریع سرم رو بردم سمت گوشش و گفتم خاله تحمل کن الان میشم ک گفت زود باش وگرنه جیغ میزنم همه بیدارشن و منم تلمبه میزدم.شاید بیست دقیقه ای کون کردم و اون فقط نیشگون میگرفتی تا آبم اومد.اون شب باعث شد هروقت تنها گیرش بیارم بگیرم و کوس و کونش رو حال بیارم ولی همیشه باید به زور میخوابونم و بختش کنم و نیشگون رو تحمل کنم و هیچوقت نشده باش کنار بیاد.........ن.د شد

جالب بود
     
#934 | Posted: 29 Dec 2017 01:52
مامان سکسی و پایه
سلام اسم من پوریا ه ۱۷ سالمه یه کیر ۱۸ سانتی دارم و بدنم روی مامانم رفته که یه سینه ۸۵ با یه کون گنده و خوشگل با بدن کم مو داره مامانم ۳۷ سالشه و تا جایی که یادمه بابام همیشه تهران بوده ما خونمون شیراز ولی بابام بخاطر اینکه برای مغازه ش که لوازم قنادی ه میره تهران تا جنس بیاره باسه همین هفته ای یه بار یا دوبار خونه هس . مامانم که اسمش سمیرا ه تو خونه جلوی من خیلی راحت میگرده شاید باورتون نشه ولی وقتی بابام نیس بهم گفته که بهش چیزی نگم با یه کرست سبز که بیشتر سینه اش بیرونه و با یه شلوارک که از خط کس و کونش معلومه شرت نمیپوشه میگرده . همیشه به یادش جق میزدم و وقتی میخواست لباس عوض کنه دیدش میزدم خودش هم فهمیده بود ولی چیزی نمیگفت بار ها پیش اومده بود من برم تو حموم اونو بشورم یا اون بیاد ولی همیشه هر دومون شرت اونم کرست میپوشید . منم وقتی بابام نبود لخت فقط با یه شلوارک که شرتم نمیپوشیدم میگشتم . هفته پیش بود که طبق معمول بابام نبود اومد خونه دیدم مامانم با یه کرست آبی سکسی با یه شلوارک طوسی خیلی کوتاه که کونش داشت میزد بیرون وایساده بود داشت روی اُپِن مرغ ریش ریش میکرد سلام کردم و رفتم تو اتاق لخت شدم شلوارکم و پوشیدم و اومدم با رفتم جلو تر که دیدمش شق کردم رفتم رو به روی اُپِن وایسادم الکی با گوشیم ور میرفتم و سینه های گنده شو دید میزدم کرست از این توری ها بود و کل سینه خوشگل و نوک سینه های گردش معلوم بود وایساده بودم رفت آب بخورم که مامانم گفت بیا تو کشوی بغلم یه چنگال بده ما تو آشپز خونه مون میز ناهارخوری داریم بخاطر همین باید از پشت سرش رد میشدم خیلی جا نبود اومد رد شم ولی گیر کردم کیرم هم که از شلوارکم زده بود بیرون درست وسط پای مامانم بود به دفعه دیدم تعجب کرد فهمیدم کیرم رو احساس کرده رد شدم بهش چنگال و دادم کیرم هم معلوم بود  شق شده یه نگاه به شلوارکم کرد و خندید من که حسابی حشری شده بودم رفتم روبروش تو یه حال یه فیلم سوپر گذاشتم نگاه همین که پلی شد صدای آه آه آه توی کل خونه پیچید اصلا حواسم نبود صداش کم کنم سریع اومدم بیرون دیدم مامانم داره نیگام میکنه خلاصه هیچی نگفت و به کارش ادامه داد رفتم تو اتاق و نشستم سوپر نگاه کردن که صدام زد گفت بیا میوه بخور منم با خجالت رفتم کیرم هم که طبق معمول شق بود رفتم تو حال میوه رو گذاشته بود روبرو تلویزیون من یه سیب خوردم و درازکشیدم و تلویزیون نیگا میکردم که مامانم با یه شورت آبی که دستش بود اومد فهمید با کرستش سته بهم گفت خیلی گرمه ای شلوارکه هم پلاستیکیه میخوام این شرته رو بپوشم و بدون اینکه بگه روتو بکن اونور یا چشماتو ببند رو شو کرد اونور و خم شد و شلوارکش و کشید پایین یهو یه کون سفید و قلمبه و با اون کس تپل و سفیدش زد بیرون همینجور داشتم نیگا میکردم و کیرم و میمالیدم که از وسط پاش یه نگاهی بهم کرد و چیزی نگفت شرتش و کرد پاشو حسابی کشید بالا از این لای لمبه ای ها بود تعجب کرده بودم چون تا حالا جلوم همچین کاری نکرده بود روشو که کرد اینور کسش معلوم بود شرتش هم توری بود فهمیدم خیلی حشریه ولی بابام که همیشه تو مسافرته . اومد کنار دراز کشید و سرش و گذاشت رو دستم و پای راستش و انداخت رو پای چپم کیرم هم که حسابی ضایع شده بود یهو بهم گفت پوریا کمرم خیلی درد میکنه یه کم ماساژم میدی آخه من همیشه بابامو ماساژ میدم حسابی بلدم گفتم باشه که دمرو شد  وایساده بودم که گفت بشین نشستم رو کمرش گفت وای وای برو پایین کمرم درد میکنه نشستم رو کون گنده و تپلش گفتم اینجا خوبه گفت عالیه از عمد کیرم و دادم پایین که افتاد رو کونش و احساس میکرد داشتم ماساژ میدادم که گفت قربونت برم برو اون روغن ماساژ و بیار با اون ماساژ بدی مفید رفتم روغن و آوردم اومدم بریزم رو کمرش گفت صبر کن نمیخوام کرستم چرب بشه برام بازش کن بندشو و باز کردم بعد برگشت گفت برش دار گفتم من گفت اره برش داشتم واااااااای عجب ممه ای گرد و سفت و سفید نوک ممه اش سفت سفت بود فهمیدم حشری شده خلاصه داشتم نیگا میکردم گفت کجایی یهو گفتم هیچی خندید و برگشت دوباره نشستم رو کونشو شروع کردم ماساژ دادن و کیرم رو از شلوارکم هی عقب جلو میکردم یه ۵ دقه ی گذشت گفت قربونت برم یه کم هم پاهام و بمال اومدم روغن بریزم گفت صبر کن حالت سگی نشست شرتش و درآورد واااای کیرم داشت منفجر میشد دوباره خوابید روغن و ازم گرفت و ریخت رو کون و پاهاش و با دستش پخشش  کرد وای اون کون گندش با کس تپلش داشت برق میزد دستم و گرفت گذاشت رو کونش و گفت بمال شروع کردم به مالیدن پاهاش و کم دست میبردم لای کونشو کسش که دیدم داره حال میکنه خیلی محکم کون و کسش و میموشتم که گفت پاشو بیا همونجور لخت تو حموم و گفت بیا رفتم تو بهم گفت تو هم شلوارکت رو در بیار بیو تو گفتم نه خجالت میکشم گفت اولا من مامانتم دوما منم میبینی لخت وایسادم جلو پسر عزیزم با خنده گفت سوما لخت که بشی با الانت فرقی نمیکنه خلاصه آب و باز کرد و منم لخت شدم . بخار تموم حموم و گرفته بود کیرم تو دستم جا نمیشد مامانم زیر آب بود رفت کنار گفت تو هم برو زیر منم رفتم زیر آب و یه کم خودمو شستم اومدم کنار شامپو برداشت ریخت رو سر من و خودش بهم هم گفت نمیخواد دم و دستگاهت پنهان کنی راهت باش خودش رفت زیر آب یه کم خودشو شست منم رفتم سرم و بشورم چشمام هم بسته بودم چون سرم پر شامپو بود خلاصه مجبور شدم دو تا دستمو از رو کیرم بردارم که یهو کیرم زد بیرون داشتم سریع خودمو میشستم که یهو مامانم کیرمو با دستش گرفت بهش گفتم چیکار میکنی گفت من میدونم تو کفم هستی خودت هم میدونی من خیلی تنهام ولی خوشم نمیاد با مرد قریبه رابطه داشته باشم پس قول بده به کسی چیزی نگی منم گفتم باشه شروع کرد به مالیدن کیرم و من شروع کردم به مالیدن کونشو ازش لب میگرفتم اومد برام ساک بزنه گفتم زودی خودتو بشور بریم رو تخت . سریع خودمون و شستیم و رفتیم تو اتاق همونجوری لخت انداختمش رو تخت در اتاق و بستم و شوفاژ و هم زیاد کردم رفتم دراز کشیدم اونم حالت 69 یی اومد روم و شروع کرد با اون لب خوشگل و نرم برام ساک زدن وای که چقدر سکسی ساک میزد من شروع کردم یه خوردن کس و کونش . یه چند دقیقه گذشت گفتم میتونم از کونم بکنمت بدت نمیاد ؟ گفت نه من که خیلی دوست دارم ولی بابات دوست نداره باسه همین هم کونم خیلی تنگه حسابی خوشحال شدم گفتم به به یه کس ناز و یه کون تنگ . یه چند دقیقه برام ساک زد و بلند شدم خوابندمش رو تخت و پاهاش و هفتی دادم بالا کیرم و که حسابی خیس بود گذاشتم دم کسش با یکم فشار آروم آروم تا ته رفت تو اونم یه کم آه آه میکرد افتادم روش و شروع کردم به تلمبه زدن همینجور تلمبه میزدم و اون سینه های گنده ش و میخورد یا ازش لب میگرفتم یه کم سرعتی براش تلمبه میزدم که صدای آه آه ش تو کل اتاق پیچیده بود کیرم و درآوردم و به حالت سگی نشوندمش یه تف زدم در سوراخ کونش و گفتم میخوام برات افتتاحش کنم . با یه فشار سر کیرم رفت داخل یه ذره صبر کردم با کلی زور نصف کیرم و کردم تو کونش از درد داشت میلرزید یه کم صبر کردم تا آروم شد همین که آروم شد شروع کردم به تلمبه زدن و دیگه کیرم تا ته میرفت تو حسابی حشری شده بودم و تند تند تلمبه میزدم کیرم رو درآوردم کردم تو کسش و دوباره تلمبه زدم یه ۱۰ دقه ی کس و کونش و کردم که دیگه وقتش بود آبم بیاد کامل خوابندمش و گفتم میخوام آبم و بریزم تو کونت اونم موافقت کرد کیرم کردم تو کونش و روش خوابیدم دست انداخت سینه هاشو محکم گرفتم و شروع کردم به تلمبه زدن حسابی هر دومون داشتیم حال میکردیم سینه هاشو یه فشار دادم و چند تا تلمبه محکم زدم و تموم آبم و تو کونش خالی کردم . یه دو سه دقه ی بی حال روش خوابیده بودم اومد کنار یه لب ازش گرفتم و گفتم برم لباس بپوشم تو اتاقم بخوابم گفت نمیخواد بابات پس فردا میاد همینجا بخوام . اون شب دوتامون تو بغل هم لخت خوابیدیم . صبح هم که پاشدم رفتم دیدیم یه صبحونه حسابی درست کرده با یه شرت و کرست سکسی قرمز هم داره ظرف میشوره تا دیدم گفت سلام قربونت برم بیا صبحونه بخور جون بگیری تا شب کلی کار داریم . از اون شب که تابستون ۹۶ اتفاق افتاد تا الان هر موقع بابام نیست هر شب سکس میکنیم . اگه فرصت کنم داستان سکسمون تو حموم رو هم براتون میگم
          
     
#935 | Posted: 29 Dec 2017 02:02
مامان سکسی و پایه
سلام اسم من پوریا ه ۱۷ سالمه یه کیر ۱۸ سانتی دارم و بدنم روی مامانم رفته که یه سینه ۸۵ با یه کون گنده و خوشگل با بدن کم مو داره مامانم ۳۷ سالشه و تا جایی که یادمه بابام همیشه تهران بوده ما خونمون شیراز ولی بابام بخاطر اینکه برای مغازه ش که لوازم قنادی ه میره تهران تا جنس بیاره باسه همین هفته ای یه بار یا دوبار خونه هس . مامانم که اسمش سمیرا ه تو خونه جلوی من خیلی راحت میگرده شاید باورتون نشه ولی وقتی بابام نیس بهم گفته که بهش چیزی نگم با یه کرست سبز که بیشتر سینه اش بیرونه و با یه شلوارک که از خط کس و کونش معلومه شرت نمیپوشه میگرده . همیشه به یادش جق میزدم و وقتی میخواست لباس عوض کنه دیدش میزدم خودش هم فهمیده بود ولی چیزی نمیگفت بار ها پیش اومده بود من برم تو حموم اونو بشورم یا اون بیاد ولی همیشه هر دومون شرت اونم کرست میپوشید . منم وقتی بابام نبود لخت فقط با یه شلوارک که شرتم نمیپوشیدم میگشتم . هفته پیش بود که طبق معمول بابام نبود اومد خونه دیدم مامانم با یه کرست آبی سکسی با یه شلوارک طوسی خیلی کوتاه که کونش داشت میزد بیرون وایساده بود داشت روی اُپِن مرغ ریش ریش میکرد سلام کردم و رفتم تو اتاق لخت شدم شلوارکم و پوشیدم و اومدم با رفتم جلو تر که دیدمش شق کردم رفتم رو به روی اُپِن وایسادم الکی با گوشیم ور میرفتم و سینه های گنده شو دید میزدم کرست از این توری ها بود و کل سینه خوشگل و نوک سینه های گردش معلوم بود وایساده بودم رفت آب بخورم که مامانم گفت بیا تو کشوی بغلم یه چنگال بده ما تو آشپز خونه مون میز ناهارخوری داریم بخاطر همین باید از پشت سرش رد میشدم خیلی جا نبود اومد رد شم ولی گیر کردم کیرم هم که از شلوارکم زده بود بیرون درست وسط پای مامانم بود به دفعه دیدم تعجب کرد فهمیدم کیرم رو احساس کرده رد شدم بهش چنگال و دادم کیرم هم معلوم بود  شق شده یه نگاه به شلوارکم کرد و خندید من که حسابی حشری شده بودم رفتم روبروش تو یه حال یه فیلم سوپر گذاشتم نگاه همین که پلی شد صدای آه آه آه توی کل خونه پیچید اصلا حواسم نبود صداش کم کنم سریع اومدم بیرون دیدم مامانم داره نیگام میکنه خلاصه هیچی نگفت و به کارش ادامه داد رفتم تو اتاق و نشستم سوپر نگاه کردن که صدام زد گفت بیا میوه بخور منم با خجالت رفتم کیرم هم که طبق معمول شق بود رفتم تو حال میوه رو گذاشته بود روبرو تلویزیون من یه سیب خوردم و درازکشیدم و تلویزیون نیگا میکردم که مامانم با یه شورت آبی که دستش بود اومد فهمید با کرستش سته بهم گفت خیلی گرمه ای شلوارکه هم پلاستیکیه میخوام این شرته رو بپوشم و بدون اینکه بگه روتو بکن اونور یا چشماتو ببند رو شو کرد اونور و خم شد و شلوارکش و کشید پایین یهو یه کون سفید و قلمبه و با اون کس تپل و سفیدش زد بیرون همینجور داشتم نیگا میکردم و کیرم و میمالیدم که از وسط پاش یه نگاهی بهم کرد و چیزی نگفت شرتش و کرد پاشو حسابی کشید بالا از این لای لمبه ای ها بود تعجب کرده بودم چون تا حالا جلوم همچین کاری نکرده بود روشو که کرد اینور کسش معلوم بود شرتش هم توری بود فهمیدم خیلی حشریه ولی بابام که همیشه تو مسافرته . اومد کنار دراز کشید و سرش و گذاشت رو دستم و پای راستش و انداخت رو پای چپم کیرم هم که حسابی ضایع شده بود یهو بهم گفت پوریا کمرم خیلی درد میکنه یه کم ماساژم میدی آخه من همیشه بابامو ماساژ میدم حسابی بلدم گفتم باشه که دمرو شد  وایساده بودم که گفت بشین نشستم رو کمرش گفت وای وای برو پایین کمرم درد میکنه نشستم رو کون گنده و تپلش گفتم اینجا خوبه گفت عالیه از عمد کیرم و دادم پایین که افتاد رو کونش و احساس میکرد داشتم ماساژ میدادم که گفت قربونت برم برو اون روغن ماساژ و بیار با اون ماساژ بدی مفید رفتم روغن و آوردم اومدم بریزم رو کمرش گفت صبر کن نمیخوام کرستم چرب بشه برام بازش کن بندشو و باز کردم بعد برگشت گفت برش دار گفتم من گفت اره برش داشتم واااااااای عجب ممه ای گرد و سفت و سفید نوک ممه اش سفت سفت بود فهمیدم حشری شده خلاصه داشتم نیگا میکردم گفت کجایی یهو گفتم هیچی خندید و برگشت دوباره نشستم رو کونشو شروع کردم ماساژ دادن و کیرم رو از شلوارکم هی عقب جلو میکردم یه ۵ دقه ی گذشت گفت قربونت برم یه کم هم پاهام و بمال اومدم روغن بریزم گفت صبر کن حالت سگی نشست شرتش و درآورد واااای کیرم داشت منفجر میشد دوباره خوابید روغن و ازم گرفت و ریخت رو کون و پاهاش و با دستش پخشش  کرد وای اون کون گندش با کس تپلش داشت برق میزد دستم و گرفت گذاشت رو کونش و گفت بمال شروع کردم به مالیدن پاهاش و کم دست میبردم لای کونشو کسش که دیدم داره حال میکنه خیلی محکم کون و کسش و میموشتم که گفت پاشو بیا همونجور لخت تو حموم و گفت بیا رفتم تو بهم گفت تو هم شلوارکت رو در بیار بیو تو گفتم نه خجالت میکشم گفت اولا من مامانتم دوما منم میبینی لخت وایسادم جلو پسر عزیزم با خنده گفت سوما لخت که بشی با الانت فرقی نمیکنه خلاصه آب و باز کرد و منم لخت شدم . بخار تموم حموم و گرفته بود کیرم تو دستم جا نمیشد مامانم زیر آب بود رفت کنار گفت تو هم برو زیر منم رفتم زیر آب و یه کم خودمو شستم اومدم کنار شامپو برداشت ریخت رو سر من و خودش بهم هم گفت نمیخواد دم و دستگاهت پنهان کنی راهت باش خودش رفت زیر آب یه کم خودشو شست منم رفتم سرم و بشورم چشمام هم بسته بودم چون سرم پر شامپو بود خلاصه مجبور شدم دو تا دستمو از رو کیرم بردارم که یهو کیرم زد بیرون داشتم سریع خودمو میشستم که یهو مامانم کیرمو با دستش گرفت بهش گفتم چیکار میکنی گفت من میدونم تو کفم هستی خودت هم میدونی من خیلی تنهام ولی خوشم نمیاد با مرد قریبه رابطه داشته باشم پس قول بده به کسی چیزی نگی منم گفتم باشه شروع کرد به مالیدن کیرم و من شروع کردم به مالیدن کونشو ازش لب میگرفتم اومد برام ساک بزنه گفتم زودی خودتو بشور بریم رو تخت . سریع خودمون و شستیم و رفتیم تو اتاق همونجوری لخت انداختمش رو تخت در اتاق و بستم و شوفاژ و هم زیاد کردم رفتم دراز کشیدم اونم حالت 69 یی اومد روم و شروع کرد با اون لب خوشگل و نرم برام ساک زدن وای که چقدر سکسی ساک میزد من شروع کردم یه خوردن کس و کونش . یه چند دقیقه گذشت گفتم میتونم از کونم بکنمت بدت نمیاد ؟ گفت نه من که خیلی دوست دارم ولی بابات دوست نداره باسه همین هم کونم خیلی تنگه حسابی خوشحال شدم گفتم به به یه کس ناز و یه کون تنگ . یه چند دقیقه برام ساک زد و بلند شدم خوابندمش رو تخت و پاهاش و هفتی دادم بالا کیرم و که حسابی خیس بود گذاشتم دم کسش با یکم فشار آروم آروم تا ته رفت تو اونم یه کم آه آه میکرد افتادم روش و شروع کردم به تلمبه زدن همینجور تلمبه میزدم و اون سینه های گنده ش و میخورد یا ازش لب میگرفتم یه کم سرعتی براش تلمبه میزدم که صدای آه آه ش تو کل اتاق پیچیده بود کیرم و درآوردم و به حالت سگی نشوندمش یه تف زدم در سوراخ کونش و گفتم میخوام برات افتتاحش کنم . با یه فشار سر کیرم رفت داخل یه ذره صبر کردم با کلی زور نصف کیرم و کردم تو کونش از درد داشت میلرزید یه کم صبر کردم تا آروم شد همین که آروم شد شروع کردم به تلمبه زدن و دیگه کیرم تا ته میرفت تو حسابی حشری شده بودم و تند تند تلمبه میزدم کیرم رو درآوردم کردم تو کسش و دوباره تلمبه زدم یه ۱۰ دقه ی کس و کونش و کردم که دیگه وقتش بود آبم بیاد کامل خوابندمش و گفتم میخوام آبم و بریزم تو کونت اونم موافقت کرد کیرم کردم تو کونش و روش خوابیدم دست انداخت سینه هاشو محکم گرفتم و شروع کردم به تلمبه زدن حسابی هر دومون داشتیم حال میکردیم سینه هاشو یه فشار دادم و چند تا تلمبه محکم زدم و تموم آبم و تو کونش خالی کردم . یه دو سه دقه ی بی حال روش خوابیده بودم اومد کنار یه لب ازش گرفتم و گفتم برم لباس بپوشم تو اتاقم بخوابم گفت نمیخواد بابات پس فردا میاد همینجا بخوام . اون شب دوتامون تو بغل هم لخت خوابیدیم . صبح هم که پاشدم رفتم دیدیم یه صبحونه حسابی درست کرده با یه شرت و کرست سکسی قرمز هم داره ظرف میشوره تا دیدم گفت سلام قربونت برم بیا صبحونه بخور جون بگیری تا شب کلی کار داریم . از اون شب که تابستون ۹۶ اتفاق افتاد تا الان هر موقع بابام نیست هر شب سکس میکنیم . اگه فرصت کنم داستان سکسمون تو حموم رو هم براتون میگم
          
     
#936 | Posted: 4 Jan 2018 16:51
عمه ی جوون
سلام اسم من کامیاره ۱۸ ساله با یه کیر ۱۸ سانتی من یه عمو دارم و یه عمه که کوچکتره.  عمم اسمش لیلا ه که بچه دارنمیشه شوهرش هم تریاکیه و همش دور منقلشه و اینا بخاطر همین هم عمم با من خیلی جور کلا هرجا بخواد بره با من میره مثلا لباس هم میخواد بخره با هم میریم از سلیقه ی منم خوشش میاد ای عمه ی ما ۳۶ سالشه با یه کون نسبتا گنده با سینه های ۸۰ صورتش هم خیلی خوشگله . خلاصه این عموی ما تهران زندگی میکنه بخاطر کارش بعد میخواست اساس کشی کنه بخاطر همین بابام و مامانم قرار شد برن تهران یه دو سه هفته ای  بعد منم مدرسه ام نزدیک خونمون بود بعد قرار شد شبا عمم بیاد خونه ی ما بمونه چون خونشون از مدرسه ام خیلی دور بعد شوهرش هم نمیتونست بیاد چون خونه ی ما آپارتمان بود بعد نمیتونست بکشه.  خلاصه اینا رفتن.  نزدیکای عصر بود عمم اومد خیلی جلوی من راحت میگشت و حسابی باهام پایه مثلا تو گوشی چیزای سکسی و باحال براش میفرستادم و خیلی باهام شوخی میکرد ولی تا حالا باهام رابطه سکسی نداشتیم . خلاصه یه شامی درست کرد و خوردیم و رفتیم بخوابیم . اتاقم یه تخت بیشتر نداشت من دوتا تشک آوردم انداختم کنار هم بخوابیم چون همیشه خونشونم که میرفتم حتی ظهر ها هم میومد پیش من میخوابید خلاصه جاها و انداختم اومدم بخوابم گفتم عمه من عادت دارم با شرت بخوابم عیبی نداره گفت نه قربونت برم راحت باش منم عادت دارم با شرت و کرست بخوابم . یه کم خوشحال شدم . لباسم و درآوردم و رفتم زیر پتو عمم وایساده بود یهو تاپشو درآوردم وای یه کرست سبز خیلی خوشگل پوشیده بود ازاین سکسی ها بعدم بدون این که چیزی بگه شلوارکش و هم درآوردم اووووف چه کونی یه شرت سبزم که با کرستش ست بود پاش بود . خیلی عادی درازش کشید و پتو داد روش . اومد کنارم . سرش و گذاشت رو دستم و بدنشو چسبوند بهم وااای چقدر داغ بود گوشیامونو گرفتیم دستمون و یه ۵ دقیقه ی تو تلگرام میگشتیم حسابی حشری شده بودم و کیرم شق شده بود . خلاصه گوشیامون و خاموش کردیم که بخوابیم . لیلا برگشت سرش و گذاشت و شونم و یه پاشو انداخت رو شکمم خلاصه با کلی حشریت خوابیدم . صبح ساعت ۶ بود که بیدار شدم دیدم من رو دست چپ خوابیدم اونم رو دست چپ خوابیده و خودشو چسبنده بهم پتو هم از رومون رفته بود اونور بعد دیدم کیرم هم درست لای کونشه و دست راستم رو سینه ی چپشه   . ساعت شیش و نیم گوشیم زنگ میخورد که پاشم برا مدرسه آماده شم . حشری شدم و یه فکر به سرم زد از عمد نصف کیرم و از شرتم درآوردم و سرش و گذاشتم درست وسط کونش گوشیم رو هم گذاشتم بالا سرش که اون بیدار شه . همیجور منتظر بودم تا ساعت شد شیش و نیم گوشیم زنگ خورد دیدم پاشد منم زیر چشمی داشتم نیگا میکردم چشماش و باز کرد یه نگا به دستم کرد که رو سینش بود یه دفعه سر کیرم رو احساس کرد یواش دستم و بلند کرد و برگشت همی که کیرم و دید تعجب کرد دستش و اروم کشید رو کیرم و سریع دستش و کشید بعد پاشد وایساد صدام زد کامیار کامیار قربونت برم پاشو منم الکی یه ذره تکون خوردم و چشممو باز کردم گفتم سلام عمه ( مثلا نمیدونستم کیرم زده بیرون ) نشستم و یه نگا به کیرم کردم گفتم ای وای و سریع پتو و انداختم رو کیرم عمم هم گفت عیبی نداره قربونت برم پاشو بیا صبحونه بخور پاشدم لباسام و پوشیدم و رفتم تو آشپز خونه اونم با همون شرت و کرسته نشست برام لقمه و اینا گذاشت و اومدم برم که گفت چی دوست داری باسه کامیارجونم درست کنم (اشپزیش خدایی خیلی خوبه ) منم گفتم ته چین اونم گفت چشم قربونت برم اومدم بوسش کنم که برم گرفتم تو بغل و بوسم کرد و گفت ظهر منتظرتم قربونت برم خلاصه رفتم . ظهر از مدرسه اومدم دیدم یه دونه از لباسا که بالاش مثه کرسته پوشیده بود که تا روی روناش بود . لباسه قرمز بود چون پوستش هم سفید بود خیلی سکسی شده بود خلاصه ناهار و خوردیم و رفت ظرف ها و شست و گفت بریم بیرون رفتیم بیرون یه چند تا لباس و یه مانتو خرید و اومدیم. ساعت ۱۰ بود که اومدیم شام هم بیرون خریده بودیم . تا مسواک زدیم و کارامون و کردیم شد ده ونیم اومدیم بخوابیم رفتم زیر پتو و شرتم و درآوردم گذاشتم بالا سرم و گفتم خیلی گرمه اون هم همون لباسه برش بود اون اومد زیر پتو و گفت خب پس منم دربیارم اونم لباسشو درآورد و گذاشت بالا سرش منم از عمد رو دست چپ خوابیدم . اونم رو دست چپ خوابید و اومد عقب که یه دفعه کیرم خورد به کونش فهمیدم شرتم هم پاش نیس سریع کیرم شق شد و رفت لای پاش دیدم هیچی نگفت و اومد عقب و حسابی چسبید بهم دستم هم انداختم رو سینه ش نمیتونستم از خجالت حرف بزنم یهو گفت قربونت برم بیداری هنوز گفتم ها بری چی گفت اینجا خیلی گرمه میای بریم رو تخت بابات اینا بخوابیم  ( چون اتاق اونا خیلی خنک تر بود ) گفتم بریم رفت جلو و کیرم از لای پاش دراومد منم پاشد رفتم . داشتم میرفتم خیلی تاریخ بود یه دفعه خوردم به کونش گفت وای ببخشید گفت بیو خیلی تاریکه دست انداخت دو کمرم و رفتیم تو اتاقچراغ و روشن نکرد و گفت بخواب خوابیدم رو تخت اومد کنارم دست انداخت دور گردنم کیرم هم چسبیده بود به شکمش گفتم عمه چقدر خوشگل شده بودی امروز گفت میدونم بچه ی رازنگهداری هستی منم که به جز اون شوهر مفنگیم کسی رو جز تو ندارم پس بیا باهم پایه باشیم منم گفتم باشه یهو دست گذاشت رو کیرم منم دستم و گذاشتم رو کونشو شروع کردیم لب گرفتن یه ۲ سه دقیقه ای هم دیگه و مالیدیم اومد روم خوابید باز از هم داشتیم لب میگرفتیم که یه کم دستم و تفی کردم و زدم به کیرم و گذاشتم دم کسش . کسش و تا حالا ندیده بودم ولی خیلی نرم بود . یه ذره فشار دادم و سر کیرم رفت تو یهو نشست و گفت یواش یواش دستم گذاشتم رو کمرش و یواش یواش نصف کیرم رفت تو اون کس نازش شروع کردم یواش  تلمبه زدن همینجوری تلمبه میزدم و ازش لب میگرفتم یه دو سه دقیقه ی گذشت و دیگه داشت حال میکرد یواش یواش داشت آه آه میکرد اووووف چه بدنی محکم گرفتمش و شروع کردم با سرعت تلمبه زدن آه آه ش بلند تر شد و ازش لب میگرفتم چون تاخیری چیزی نزده بودم زود آبم میومد کیرم و درآوردم و رو پهلو خوابندمش و کیرم کردم تو کسش شروع کردم تلمبه زدن با دست چپم که زیر سرش هم بود سینه چپش و میمالندم و با دست راستم هم کسش و میمالیدم هر از گاهی هم ازش لب میگرفتم یه ۵ دقیقه تلمبه زدم که دیدم داره آبم میاد کیرم و آوردم و گفتم عمه آبم داره میاد برام بخور خوابیدم و نشست و سینم و شروع کرد ساک زدن وای چه خوب ساک میزد یه دقیقه ساک زد که آبم اومد و  تموم آبمو خورد اون دو سه هفته رو حتی روز های تعطیل و به بهانه های مختلف نرفتیم خونشون و هر شب سکس میکردیم بعد از اینکه بابام اینا اومدن روزای تعطیل میرم  خونشون و وقتی شوهرش میره بیرون سکس میکنیم
     
#937 | Posted: 4 Jan 2018 16:52
خواهر جنده
سلام من سامان هستم و میخوام داستان سکس واقعی با خواهرم سمیرا  و براتون بگم من ۱۸ سالمه و اونم ۱۷ سالشه یه کون گرد و خوشگل داره با سینه های ۷۰ من موقعی ۱۲ سالم بود این چیزا رو فهمیدم اونم موقعی که ۱۵ سالش بود دیگه شروع کرد به آرایش و از این کارا وگرنه از قبلش بلد نبود این کارا رو هم او دختر خاله ی ۲۰ ساله ی جنده م یادش داد . خلاصه یه چند ماهی بود حسابی سرش تو گوشی بود و اینا منم شک کرده بودم که با یه پسری رابطه داره ولی چیزی نگفتم . از بچگی شبها تو بغل هم میخوابیدیم چون هر دو مون از تاریکی  میترسیدیم هه هه باسه همین یه چند سال که بزرگتر شدیم بابام برامون یه تخت دو نفره بزرگ خرید که راحت باشیم بابام نمایشگاه ماشین داره باسه همین هم وضعمون خوبه . خلاصه تابستون بود و خیلی بهش مشکوک شده بودم خودمم حسابی حشری شده بودم چون با هیچکی دوست نبودم . شبا من با شرت میخوابیدم چون گرم بود اونم با شرت و کرست حتی مامانم هم با شرت و کرست تو خونه میگرده خلاصه تو خونوادمون خیلی عادیه یه شب خواب بودم که بیدار شدم دیدم ساعت سه هس پاشدم رفتم دستشویی و اومدم . اومدم بخوابم اونم بیدار شد گفت منم برم دستشویی بیام . رفت و اومد . اومد رو تخت منم رو دست چپ خوابیده بودم اونم اومد جلو تو بغلم خوابید . یه ۵ دقه ی گذشت سریع خوابش برد ولی من حسابی حشری شده بودم و کیرم شق شده بود  ( راستی یادم رفت بگم یه کیر ۱۷ سانتی هم دارم که نسبتا کلفته ) حسابی شق کرده بودم . یه فکری به سرم زد یواش کرستش و باز کردم بعد یه ذره تکون خوردم اونم تکون خورد سر بالا خوابید منم کرستش و برداشتم گذاشتم کنارش که یعنی خودش باز شده اووووف چه سینه ای گرد و سفید . سریع شرتم کشیدم پایین و شروع کردم به جق زدن هر از گاهی هم یه دستی به بدنش میکشیدم ۲ ۳ دقه گذشت آبم اومد و ریختم تو دستمال و انداختم دور و گرفتم خوابیدم صبح ساعت ۱۰ بود بلند شدم دیدم هنوز خوابه مامانم که طبق معمول رفته بود مطب آخه دکتر زنانه بابام هم رفته بود . کرسته هنوز بغل دستش بود بلند شدم لباس بپوشم اونم بیدار شد وقتی دید کرستش نیس خیلی عادی بلند شد لباس پوشید و سلام کرد و گفت بریم یه چیزی بخوریم.  یه چند شبی گذشت و بعضی موقع ها باهاش جق میزدم یه شب خواب بودم یه فکر زد به سرم برم سر گوشیش iPhone 6 داره خیلی یواش انگشتش و گذاشتم رو گوشیش و باز شد سریع رفتم تو گالریش وااای چی میدیدم پر فیلم سوپر همینجور داشتم میگشتم یهو یه عکس دیدم زدم روش دیدم تو حموم لخت از خودش عکس گرفته اومدم بیرون رفتم تو تلگرامش به به دیدم فقط با سه تا پسر دوسته و با کلی آدم دیگه هم چند بار سکس چت کرده خلاصه حسابی گوشیش و چک کردم و گرفتم خوابیدم . صبح یه دفعه دیدم داره صدام میزنه چشمام و باز کردم گفتم بله یه بوسم کرد گفت پاشو بیا صبحونه بخور بریم یه دوری بزنیم اومد بره دستشو گرفتم گفتم اینا چیه تو گوشیت داری حالا دیگه سکس چت هم میکنی گفت تو از کجا میدونی منم همه چی و براش گفتم . حسابی تعجب کرده بود . من دراز کشیده بودم اومد یهو نشست رو کیرم شروع کرد التماس کردن و بوسم میکرد و هی میگفت تو رو خدا به مامان و بابام نگو منم یهو یه فکر زد به سرم ( گفتم اینو که از کون کردنش بزار منم بکنم ) گفتم یه شرط داره گفت چی .؟ دستم و گذاشتم رو کونش و گفتم باید بزاری بکنمت گفت جدی میگی گفتم آره دیگه نمیخواد سکس چت کنی نه میخواد با پسرای غریبه سکس کنی به مامان و بابا هم چیزی نمیگیم گت باشه اوردمش پایین و شروع کردم ازش لب گرفتن و کیرم شق شده بود . بلندش کردم  نشوندمش رو سینم و گفتم برام بخور شرتم و کشید پایین و کیرم زد بیرون گفت عجب کیری داری توله شروع کرد به ساک زدن اوف چه حرفه ای ساک میزد منم شرتش و کشیدم پایین چه کسی داشت شروع کردم به  خوردن اون کس سفید و نازش یه کم گذشت حالت سگی نشوندمش . کیرم و یه تف زدم و گذاشتم در کونش اومدم شروع کنم گفت یه چی بهت بگم عصبانی نمیشی گفتم چی ؟ گفت من پرده ندارم . حسابی شکه شدم گفتم چطوری چرا کار کیه ؟ گفت با یکی از دوستام با دوتا پسر دیگه رفتیم تو خونه داشتیم سکس میکردیم که یهو یکیشون کرد تو کسم و پرده م پاره شد . خلاصه نمیتونستم کاری بکنم ولی ته دلم خوشحال بودم خلاصه خودم رو کمر خوابیدم و اونم اومد رو شکمم . کیرم و گذاشتم در کسش . سوراخش تنگ بود حسابی حشری بودم دست گذاشتم رو کمرش و محکم گرفتمش . داشت تو چشمام نگاه میکرد . یهو با یه فشار بیشتر کیرم رفت تو کسش یه جیغ بلند زد و بی حال افتاد تو بغلم داشت میلرزید یه کم صبر کردم و شروع کردم به تلمبه زدن یه کم که گذشت کسش باز شد و داشت حال میکرد اوردمش پایین . ازش لب میگرفتم و تلمبه میزدم . کیرم و درآوردم و رو پهلو هر دومون خوابیدیم کیرم و گذاشتم در کونش . کونش حسابی گشاد بود با یه فشار نصف کیرم رفت تو . تلمبه میزدم و سینه ی راستش و میخوردم . بهش گفتم راستش و بگو چند بار کون دادی گفت خیلی کون دادم ولی فقط یه بار کس دادم . یه ۵ دقه ی گذشت دیدم دیگه وقتشه آبم میخواد کم کم بیاد بلند شدم رو کمر خوابندمش و افتاد روش کیرم و کردم تو کسش و تلمبه میزدم و لب و سینه ش و میخوردم ۲ سه دقه گذشت داشت آبم میومد سریع کیرم و درآوردم و تموم آبم و ریختم رو شکمش . دوتامون پاشدیم رفتیم حموم و اومدیم یه چیزی خوردیم و تا شب  xbox بازی کردیم شب هم خیلی عادی رفتیم تو اتاق و در رو قفل کردیم (ولی معمولا بابام و مامانم تو اتاقمون نمیومدن کاری باهامون نداشتن ) و یه بار دیگه سکس کردیم و تا صبح هم لخت خوابیدیم.  از اون  موقع هم بهم هم قول دادیم که فقط با هم سکس کنیم و با کس دیگه ای نباشیم . تو هفته هم با هم رفتیم یه دکتر زنان و یه دستگاه براش گذاشت که حامله نشه . از اون به بعد هم باخیال راحت آبم و تو کسش میریزم  و شبا لخت میخوابیم و هر موقع حشری میشیم سکس میکنیم .
     
#938 | Posted: 4 Jan 2018 23:10
از دست دادن بکارت
سلام اسم من مهسا هست و میخوام داستان سکس با پسر داییم پژمان رو براتون بگم من ۱۶ سالمه و کونم کمی بزرگه ولی سینه هام خیلی کوچیکه . بابام روم خیلی حساسه و اصلا نمیتونم برم بیرون ولی از بس تو اینترنت گشتم همه چی بلدم ولی حسابی دوست دارم با یکی سکس کنم . پژمان ۲۰ سالشه که‌ همیشه ته ریش میزاره و حسابی خوش تیپ و یه پرشیا داره . ازش معلومه کلی دوست دختر داره . چند وقت ‌پیش داییم اینا رفته بودن مسافرت و قرار شد پژمان این سه شب رو بیاد خونه ی ما . بابام روم حساسه ولی گیر نمیده مثلا پیش پسرعمه هام و پسردایی هام بخوابم یا خونشون بمونم . خلاصه شب ساعت ۱۱ بود که اومد . بابام تو‌ فرش بخاطر همین وضعمون خوبه خونمون بزرگه خلاصه قرار شد بیاد تو اتاق من بخوابه براش جا انداختم و اومد خوابید . یه لباس شلوار عادی پوشیده بودم . یه فکرایی هم تو سرم بود . هنوز بیدار بود پاشدم از تو کمد یه ساپورت با یه  تاپ خوشگل برداشتم . گفتم پژمان بیداری گفت بری چی گفتم میخوام لباس عوض کنم گفت برم بیرون گفتم نه و دوباره سرش رفت تو گوشیش . بابام و مامانم خواب بودن . بدون اینکه چیزی بگم اول لباسم و درآوردم و بعد شلوارم و درآوردم لخت وایساده بودم از عمد  الکی خم شدم که بدنم و ببینه . از وسط پام نگاه کردم دیدم داره نگاه میکنه به خودم گفتم حله . وایسادم و لباسم رو پوشیدم و نرفتم رو تختم رفتم رو زمین پیش پژمان خوابیدم رفتم تو بغلش و گفتم وااای حوصله م سررفته اونم رفت تو تلگرام تا چیزای باحال نشونم بده منم حسابی بهش چسبیدم و یه پامو انداختم رو پاش . اومدیم بخوابیم گفتم من میترسم میشه تو بغلت بخوابم گفت باشه هر دومون رو پهلو چپ خوابیدیم و رفتم عقب حسابی کونم و چسبندم به کیرش چند دقه نگذشت کیرش و وسط کونم احساس کردم چه کیر بزرگی داشت . یه ذره خودم دادم عقب تر و کونم رو میمالوندم به کیرش یه دفعه دست گذاشت رو کونم گفت چیه چرا نمیخوابی .؟؟ منم دستمو گذاشتم رو کیرش الکی گفتم ای چیه چسبیده به باسنم؟ گفت اگه قول بدی به کسی چیزی نگی بهت نشونش میدم . منم گفتم باشه به کسی چیزی نمیگم . یهو رو کمر خوابوندم و دست تو ساپورتم . شروع کرد به مالیدن کسم و ازم لب میگرفت.  حسابی داشتم حال میکردم.  یهو نشست بالا سرم و گفت بلدی ساک بزنی گفتم یه چیزایی بلدم گفت ببینم چیکار میکنی . شلوار و شورتش و کشید اووووف یه کیر ۱۸ سانتی زد بیرون از یه طرف خوشحال بودم از یه طرف هم ترسیده بودم . دیگه چاره ای نداشتم شروع کردم مثل فیلم سوپر ها ساک زدن . موهامو گرفته بود و میگفت چه خوب ساک میزنی . یه ۵ دقیقه ای ساک زدم گفت پرده داری گفتم آره گفت میزاری برات افتتاحش کنم.  گفتم نههههه بابام میفهمه بعدم حامله میشم گفت نترس خودم هر موقع خواستی عروسی کنی میبرمت میدوزمت خلاصه بعد از کلی اسرار قبول کردم کامل لختم کرد رفت در اتاق رو هم قفل کرد . بلندم کرد گذاشتم رو تخت . سر بالا خوابیده بودم بهم گفت یه بالش میزارم رو دهنت خودت هم سعی کن جیغ نزنی حسابی ترسیده بودم گفتم باشه . بالش و گذاشت رو صورتم با زبون یه کم کسم رو خورد بعد یه تف هم زد دور دهانه ی کسم . داشتم از ترس میمردم یهو سر کیرش و گذاشت دم کسم و خوابید روم . دستش و انداخت دور کمرم و محکم گرفتم و در گوشم گفت جیغ نزن فقط اولش درد داره بعدش حال میکنی سرمو آوردم بیرون گفتم میشه اول از کون بکنیم بعد از کس گفت همین امشب به هرحال میخوام پردتو بزنم گفتم باشه ( آخه هم دوست داشتم از کون بکننم هم میخواستم ببینم چقدر درد داره ) پاهام و داد بالاتر و یه انگشتش رو کرد تو کونم اووف چقدر خوب یه کم با کونم ور رفت و گفت آماده شد کیرش و گذاشت در کونم و یواش یواش فشار داد یه کم درد داشت ولی خیلی حال میداد . کم کم هی اومد جلو که دیدم تموم کیرش تو کونمه داشت حسابی حال میکردم شروع کرد به عقب و جلو کردن اولش یه کم میسوخت ولی برام عادی شد با اینکه کیرش آنقدر بزرگ بود . حسابی حشری شدم گفتم محکم تر تلمبه بزن چشمتون روز بد نبینه لبش و گذاشت رو لبم و کیرش و درآورد و یهو تا ته کرد تو شروع کرد محکم تلمبه زد واااای درد داشت ولی از خشن حسابی خوشم میومد یه دو سه دقه کرد گفت دیدی چقدر حال داره حالا نوبت کسته گفتم باشه دوباره بالش و گذاشت رو صورتم و کیرش گذاشت دم کسم . یه کم لفطش داد گفتم بکن یهو کیرش و تا ته کرد توم وااای از حال رفتم هیچی نمیفهمیدم تو کسم میسوخت ، دهانه ی کسم هم داشت درد داشت اصلا نفهمیدم چی شد کیرش و درآورد و بلند شد دستمال آورد . اول کسه من و پاک کرد بعدم کیر خودش و پاک کرد . بالش و برداشت از روصورتم گفت خوبی خیلی آروم گفتم درد دارم . دوباره یواش کیرش رو کرد تو کسم . هنوز درد داشت یه ۵ دقیقه ای که تلمبه زد دیگه دردی احساس نمیکردم و فقط داشتم حال میکردم . کیرش و درآورد و رو کمر خوابید و بهم گفت پاشو بشین رو کیرم . پاشدم نشستم رو کیرش خیلی راحت رفت تو کسم . چون حشری بودم شروع کردم به سرعت بالا و پایین شدن و از هم لب میگرفتیم یه ۷ ۸ دقیقه ای همینجوری بود که‌ گفت پاشو . بلندم کرد رو شکم خوابندم بعد خودش هم اومد روم خوابید و کیرش دوباره کرد تو کونم شروع کرد تلمبه زدن . سینه های گرد کوچیکم رو گرفته بود و تلمبه میزد یه کم تلمبه زد بعد کیرش و درآورد کرد تو کسم با قدرت تلمبه میزد حسابی داشتم حال میکردم که ارضا شدم . یه کم بی حال شدم همینجور داشت سرعت تلمبه هاش بیشتر شد یه چند تا تلمبه محکم زد و دیدم کسم داغ شد فهمیدم آبش رو ریخته تو کسم . بیحال افتاده بود روم با ترس و نگرانی گفتم چرا آبت رو ریختی توم دیدم هیچی نگفت خلاصه کیرش و درآورد و لباسش و پوشید خوابید منم رفتم دستشویی خودمو شستم و اومدم خوابیدم صبح پاشدم دیدم ساعت ۱۰ هس بابام رفته بود صدای مامانم هم نمیومد رفته بود خرید کنه . بیدار کردم گفتم چرا دیشب آبت و ریختی تو کسم حالا حامله میشم که . گفت نترس یه دکتر میشناسم دوستمه هم میدم پردتو بدوزه هم اگه حامله شدی میدم بچت رو بندازه خلاصه خیالم راحت شد تموم اون سه هفته رو هم حسابی سکس کردیم .
     
#939 | Posted: 9 Jan 2018 20:27
سلام چطور میشه دسترسی کامل داشت ؟۰
     
صفحه  صفحه 94 از 94:  « پیشین  1  2  3  ...  92  93  94 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites