تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

Gay Storys * داستان های سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد

صفحه  صفحه 4 از 72:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  68  69  70  71  72  پسین »  
#31 | Posted: 29 Dec 2010 22:14




تجاوز
اول از همه خودم معرفی می کنم . من کیوان 19 ساله ی سفید با کون تپل و یکم سینه . قدم 173 وزنم 67 و به همین دلایل اغلب توسط همکلاسی ها و بچه محلا مالیده می شدم ( چون تقریبا مویی نداره بدنم بچه ها مثل دوختر با من رفتار می کردن )
این اولین گی منه ( بقیه با پسر خالم و دوستش تو زیر زمین و همکارم و یک بارم توسط 2 تا از همسایه هامون که دو قلو بودن و 2 سال کوچیکتر از من و ............ )
سال سوم راهنمایی بودم توی مدرسه ی غیر انتفاعی تو سید خندان تو اونجا حتی سال پایینی ها هم من و انگشت می کردن چون واقعا کم تر می خوره سنم . مدرسه ی ما یه زن و مرد سرایدار داشت که یه پسره 20 ساله و 17 ساله داشت .

من اغلب جمعه ها با دوستم می رفتیم مدرسه با چند نفر از بچه ها با این 2 تا دادش فوتبال می زدیم . بعد ترم دوم بود که احساس سنگینی نگاه حسن ( دادش 20 ساله ) رو خودم حس می کردم . تو فوتبالم سعی می کرد خودش و به من بماله . منم
بدم نمیومد ولی از حرف بچه ها می ترسیدم ............

توی یکی از این جمعه ها بود که من تنها رفته بودم و آخراش بود که حسن بهم گفت بعد بازی بیا یه نگاهی به com بنداز ببین چشه . بعد فوتبال که رفتم رو صندلی نشسته بودم که حس کردم از پشت یکی دستشو گزاشت رو سینم . برگشتم دیدم حسن و
حسین و دوستشون کیرشونو در اووردن تا اومدم چیزی بگم حسن دهنم گرفت اون یکی ها هم ریختن سرو دست و پام بستن تنم می لرزید از ترس . بعد از اینکه لختم کردن منو رو شیکم به تخت 2 نفره فرفوژه بستن .سه نفری افتادن به جونم کیرشونو هرجا فک کونید می مالوندن یکم که گزشت . دهنمو باز کردن سرمو کج کردن با چاقو تحدید کردن که داد نزنم . حسن دهنمو نگه داشته بود اون یکیا تو دهنم دونه دونه تلمبه می زدن بع نوبت حسن شد و همشمونم کیرشونو تا آخر می کردن تو حلقم منم همش اوق می زدم . کیراشون بزرگ بود ولی واسه حسن راحت 25 سانت می شد وقتی تو دهنم بود دهنم داشت جر می خورد
وقتی اولیشون خوابید روم احساس بدی داشتم با زور کیرشو با یه تف کرد تو کونم که از درد چشام پر شد ولی از ترس چاقو داد نزدم . شروع کرد به تلمبه زدن از درد داشتم می مردم . اون یکی ام نشسته بودن دورم با من ور می رفتن .

بعد که داشت آبش میومد کشید بیرون اومد گزاشت تو دهنم ولی نه تلمبه زد نه هیچی . داداش حسن اومد دست و پام و بازکرد گفت بشین رو کیرم منم نشستم مثل جنده ها خودم بالا پایین می شدم بعد در همون حالت حسن رو تخت وایساد کیرشو کرد تو
دهنم همینجوری بودم که حسین کیرشو در اورد حسن بمن گفت برگرد 4 دست و پا بشین رو زمین کیر علی ( دوستشو ) بخور منم نشستم یهو یه کیر خر و تو کونم حس کردم از درد چشمام سیاهی رفت و شروع کردم به گریه کردن ........ بعد خوابید رو زمین منو نشوند رو کیرش . اون 2 تا هم بالا سرم بودن جق میزدن تا آبشون اومد ریختن تو صورتم . حسنم
منو بلند کرد کیرشو کرد تو حلقم همون جا آبشو ریخت . بعد منو انداخت رو تخت از درد پا هامو نمی تونستم ببندم .
یکی دو ساعت بعد منو بردن حموم اونجا هم دونه دونه میومدن می کردنم ............. تا عصر که ولم کردن واسه اطمینانم از سکس آخر فیلم گرفتن ...........


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#32 | Posted: 2 Jan 2011 09:41




بهترين كونی كه دادم
باسلام من مجيدهستم و26سالمه واين داستاني روكه ميخوام براتون بكم برميكرده به يك سال بيش كه بايكي ازدوستان دوره دبيرستان داشتم اون موقع هااول دبيرستان بودم بااين دوستم كه(اسمش روميذارم سعيد)روي يك نيمكت بغل هم مينشستيم باهم حال ميكرديم وهمديكررودستمالي ميكرديم وكيرهمديكررو ميماليديم و بعضي روزها كه مدرسه تعطيل ميشد به هواي درس خوندن ميرفتم خونشون و واسه همديكه ساك ميزديم وآب همديكررومياورديم جندبارهم لابايي بدون اينكه توسوراخ هم بكنيم باهم حال كرده بوديم اينم بكم كه قدوهيكل سعيدخيلي ازمن بلندترودرشت تربود من تاحالا كون زياددادم والانم ميدم ولي تاامروزهيج كيري به بزركي وكلفتي كيرسعيد نديدم.

سرتون رودردنيارم اين ماجراكذشت ومابه مرورديكه همديكررونديديم تايك سال بيش كه اتقاقي همديكرروتوخيابون ديديم وبعدازاحوال برسي بهم كفت نمياي ديكه بيش مامنم سريع منظورش روكرفتم وتاديدم هنوزم تمايل به سكس باهمجنس خودش روداره ومنم كه مدتي بودحسابي توكف يه كيركلفت بودم بهش كفتم روم نميشدبيام درخونتون حالاتلفن بده منم تلفن ميدم هروقت وضعيت ومكان جورشد همديكرروخبركنيم تامنم يك كون حسابي بهت بدم كه ديدم سريع كفت همين الان بريم خونه مامن طبقه بالا تنهام وخانوادم اصلابالانميان منم كه حسابي شوكه شده بودم ونميدونستم جي كاركنم راه افتاديم باهم به طرف خونه سعيدايناوقتي رسيديم جلودركفتم ببين يه وقت خانوادت نكن كه اين كيه اونم كفت توالان مثلا اومدي كامبيوترمنودرست كني وواسم برنامه نصب كني خلاصه رفتيم توومن وبردبالاكفت آماده شومن الان برميكردم منم سريع رفتم دستشويي وخودموحسابي تميزكردم وسوراخم روباانكشت بازكردم اومدم بيرون ديدم بادوتاليوان جاي اومده وكفت كجايي بابايخ كردكفتم رفتم خودموتميزكردم ميخوام بهت تويي كون بدم وكيرت روتادسته ميخوام بكنم توكونم تااينوكفتم جشاش كردشدازاونجايي هم كه ميدونستم كيرش خيلي كلفته ودرازه خودموواسه جرخوردن آماده كرده بودم ولي اينقدرحشري بودم حاليم نبودفقط ميخواستم لذت دردكيرروتوكونم احساس كنم وقتي جاي روخوردم شروع كردم كيرش رومالوندن اونم مال منوميماليدبعدزيب شلوارش روبازكردوكيرش رودرآوردتاديدمش كفتم واي اين ديكه جيه تواين جندسال كه نديدمت انكارفقطكيرت رشدكرده خلاصه شروع كردم به ساك زدن وتاته حلقم كه ميكردم تودهنم به نصف كيرش هم نميرسيدخلاصه بعدازاينكه كلي كيرهمديكرروساك زديم كفتم بيابكن توكونم ولباس هامون رودرآورديم ومن سعيدرودرازكردم زمين ويه تف سركيرش انداختم ويه تف هم به سوراخ كون خودم زدم وآروم نشستم روش كيرش اينقدركلفت بودكه تونميرفت ومنم خيلي دردميكشيدم وخلاصه باهزارزحمت ودردشديدرفت تومنم آروم آروم نشستم روكيرش وكفتم آخخخخخ اويييييييي جه دردي داره جووووون جه كيييييري داري قربون اين كيرت برم من ببين تاآخركردم توكونم روده هام داره كيرت روحس ميكنه جندثانيه توهمون حالت موندم تايه كم عضله هاي كونم شل شدبعدآروم شروع كردم به بالا بايين كردن وهي آخ واوخ ميكردم وميكفتم عجب كيري داري قربون كيرت برم بعدبلندشدم وبه حالت سكي شدم كفتم بكن تواونم كه خيلي حشري شده بودكيرش روكذاشت دم سوراخم وبايك فشارهمه كيرش روتادسته داخلم كردودوباره يك دردشديدتوام بالذت توكونم بيجيدشروع كردبه تلمبه زدن وباهرباركه كيرش وعقب وجلوميكردمنوخالي وبرميكردوميكفت عجب كون تنكي داري منم فقط ميكفتم بكن جووون آخخخخخ وايييييي جه دردي داره چه حالي ميده بكن حال ميده دردش رودوست دارم از دردش خوشم ميادخيلي حال ميده بكن بكن يه 10دقيقه اي توكونم تلمبه زدكه كفت آبم داره ميادبريزم تو. منم كفتم بريز آبم بده كه يكدفعه توكونم داغ داغ شدو با چندتاضربه محكم آبشو تا آخرخالي كردتو كونم و بعد از چند دقيقه كيرش روبيرون كشيد و گفت تاحالا اينقدرحال نكرده بودم و منم كفتم منم تاحالااينقدرحال نكرده بودم بعدرفتم دستشويي خودم روبشورم همين كه نشستم ديدم همينجوري داره ازكونم آب كيربيرون ميادوقتي خودموشستم رفتم بيرون اونم كفت بياحالاتو بكن منم خوابوندمش يه تف انداختم دم سوراخش وكيرم رو تادسته كردم توي كدفعه يه آخ بلندكفت و به جلوبرتاب شد. تازه كيرمن يك سوم كيراونم نميشدبهش كفتم اكه يه كيرمثل مال خودت ميرفت توكونت چي كارميكردي وشروع كردم به تلمبه زدن كه يك دقيقه هم نشدآبم اومدوبافشارخالي كردم توكونش بعدهم بلندشديم لباس هامونوبوشيديم و من خداحافظي كردم ورفتم


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#33 | Posted: 5 Jan 2011 11:19




اولین سکس من با همکلاسیم جواد
سلام.علی هستم 18 سالمه چهارم ریاضی هستم.قدم حدود187 وزنم 90 . داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 6-7 سال پیش وقتی که من کلاس اول راهنمایی بودم و اولین سکسم رو با دوستم جواد کردم.ازجواد بگم که قدش183 وزنش - 70 و باپوستی سفید که تا الان هنوز حتی یه تار مو هم درنیاورده.منم پوستم سفیده اما نه به سفیدی اون وتازه همه جام مو در آورده.بریم سر اصل مطلب:من با جواد کلاس اول راهنمایی آشنا شدم.هنوز به بلوغ نرسیده بودیم.من اون موقع جق زیاد میزدم.با جواد دوست شدمو کم کم صمیمی شدیم و پامون به خونه همدیگه باز شد. طوریکه 90 درصد روزها رو خونه همدیگه میرفتیم و درس میخوندیم و پلی بازی میکردیم و فیلم میدیدیم و...فک کنم تو ماه اسفند یا دی بود هوا خیلی خیلی سرد بود.اون موقع ما همیشه شیفت صبح بودیم و یه روز در میون ظهر بعد از ناهار میرفتیم خونه همدیگه.اون روز جواد بعد از ناهار اومد باباو مامانم خواب بودن و خواهرم هم دانشگاه بود که جواد فیلم ماموریت غیرممکن 2 رو آورد نگاه کنیم. اومد و رفتیم تو اتاق من و فیلم و گذاشتیم رو دستگاه و خوابیدیم پای تلویزیون . بعد از چند دقیقه احساس کردم سردمه که جواد گفت برو پتو بیار.(اصلا فکر سکس نبودم)منم یه پتو بیشتر تو اتاقم نبود .مجبور شدیم کنار هم زیر یه پتو بخوابیم.خوابیدیم زیر پتو و گرم فیلم بودیم که احساس کردم انگشت شست پای جواد زیر کونمه و یوااااااااش یوااااااااش داره بیشتر میاد زیر کونم.من دلم داشت تند تند میزد. اونم اصلا به روی خودش نمیاورد و درباره فیلم حرف میزد.منم که بدم نمیومد . کیرمم داشت بلند میشد.عمدا کونم رو بلند کردم و کامل گذاشتم رو پاش اونم پاشو یواش یواش زیر کونم تکون میداد و با کونم حال میکرد.بعد چند ثانیه دستشو گذاشت رو کیرم و از روی شلوار مالشش میداد منم همین کارو کردم(اصلا به روی خودمون نمیاوردیم)بعد دستشو کرد تو شلوار من کیر شق شده ی من گرفت ماشش میداد.منم هر کاری اون میکرد میکردم.بعد از چند دقیقه مالش دادن کیرای همدیگه.جواد دستشو از تو شلوارم در آورد و شلوارشو تا مچ پا کشید پایین و منم کشیدم پایین.واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای چه کیفی میداد تو اون سرما زیر پتو رونامونو چسپوندیم به هم کیر همدیگه رو مالش میدادیم(حتی یه کلمه هم حرف نمیزدیم)بعد از چند دقیقه یه دفعه جواد رو پهلوخوابید طرف من .منم رو پهلو خوابیدم طرف اون.طوریکه رو در روی هم بودیم.کامل چسپیدیم به هم دیگه اون کیر منو کرد لای پاش منم پیرنم رو کشیدم بالا تا کیرش بخوره به شکمم.سرامون رو شونه های همدیگه بود و محکم کون همدیگه رو فشار میدادیم.اون هی کونشو جلو عقب میکرد تا من حال کنم چون کیرم لای پاش بود.واااااااااااااااااااااااای نمیدونید چه کیفی میداد.(الان که دارم مینویسم کیرم داره میترکه)بعد از چند دقیقه که حال کردیم یه دفعه جواد رو شکم خوابید و گفت بکن.منم خوابیدم روشو یه تف گنده انداختم وسط کونشو کیرمو گذاشتم وسط کونش وکیرم رو تو شکاف کونش میکشدم که دیدم فایده نداره باید بکنم تو سوراخ کونش دوباره یه تف انداختم دقیقا رو سوراخش و کیرم گذاشتم و یواااااااش یوااااااااش فشار میدادم(خیلییییییییییییییی خیلییییییییییییییییی کیف میداد) .جواد هم هی کونشو سفت میکرد تا شایدنره توش. همین که یه ذره رفت توش یه دفعع گفت آیییییییییی و کونشو کشید کنار و با عصبانیت گفت خیلی در میکنه اینطوری نکن.منم گفتم باشه .(تودلم گفتم این کون باید باز بشه یانه)دوباره یه تف انداختم رو سوراخشو همین که کیرم رو گذاشتم و فشار دادم دوباره کونشو کشید کنار و گفت میگم درد میکنه نکن.ایندفعه پاهاشو چسبوندم به هم ویه تف دیگه انداختم لای پاش و کیرمو گذاشتم لای پاشو چندتا تلمبه زدم(کیرم میرفت کنار بیضه هاش)خیلی شالاپ شلوپ میکردو خیلی کیف میداد که بعد از یکی دو دقیقه ارضا شدم.اون موقع هنوز آبکیر نداشتیم.حالا نوبت من بود که کون بدم.منم رو شکم خوابیدم و یه تف انداخت وسط کونم و کمی کیرشو در کونم کشیدو خوشبختانه دوقیقه طول نکشید که ارضا شد.(راستی کیر من کلفت بود ولی کیر اون باریک و دراز بود) تموم شد .از اون موقع کون کونک کردیم تا مهر امسال بود که با هم عهد بستیم که دیگه کون کونک نکنیم.اولش سخت بود ولی الان حود 3 ماهه که کون کونک نکردیم و باهم هستیم.


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#34 | Posted: 5 Feb 2011 16:34




ساک زدن تو ماشین
سلام
من سروشم.يك بار ديگم داستان نوشتم كه فقط بد وبيراه برام نوشتيد .مهم نيست چون اين داستانها واقعا برا اتفاق افتاده.
يه شب از خونه يكي از دوستام داشتم بر ميگشتم سوار تاكسي شدم اومدم نزديك خونه.خونه ما تقريبا نزديكهاي پارك دانشجو هستش.تصميم گرفتم دمه پارك پياده شم و تا خونه كه تقريبا 5 دقيقه راه بودو پياده برم و سيگار بكشم.ساعت 3 شب بود .هيچ كسي تو خيابون نبود .سيگارمو روشن كردم راه افتادم به سمت خونه.احساس كردم كه يه ماشين سمند تو خيابون اروم اروم داره با من مياد اولش ترسيدم گفتم نكنه دزد يا خفتكن باشه ..به راهم ادامه دادم و قدم هامو تند تر كردم.ديدم مرد داره يه چيزي ميگه .وايسادم گفتم كاري داشتيد؟ گفت كجا ميري من ميرسونمت.گفتم ميرم خونه خونم هم نزديكه مرسي..اونم گفت بيا من ميرسونمت
شبه خطرناكه..منم بدم نميومد باهاش برم چون خيلي وقت بود كه سكس با مرد نداشتم.قلقلكم اومد .خنديدم و بعد سوار ماشينش شدم.
باهام دست داد گفت كجا ميرفتي جيگر اين موقع شب؟گفتم از خونه يكي از دوستام ميام دارم ميرم خونه.
كم كم كيرم سيخ شده بود .ميدونستم نيتش چيه..گفت مياي يه چرخ باهم بزنيم ..؟ منم گفتم اگه زياد طول نكشه اره..اونم اروم شروع كرد تو خيابونا گشتن.. كمكم سر صحبتو باز كرد ..گفت چند سالته گفتم 19 ..يادم رفت بگم چه شكلي بود..يه مرد تقريبا 50 ساله سيبيلو و كچل كه همش دستش رو كيرش بود .معلوم بود كير بزرگي داره..بگذريم..گفت اهل حال هستي؟منم گفتم چه حالي .؟.گفت حال ديگه... خودمو زدم به خنگي گفتم نميدونم منظورت چيه ..يه دفعه دستشو گذاشت رو كيرم ..دستشو گرفتم گفتم چيكار ميكني؟خنديد گفت از كيرت معلومه كه اهل حالي ..كوچولوت كه بيداره بيداره...جا داري؟گفتم نه ..گفت از اصفهان اومدم جا ندارم بيا بريم يه جاي خلوت.منم كه ديگه رام رام شده بودم گفتم برو طرف خونه ما يه كوچه هست كه كسي معمولا نميره اونجا ..اونم گازشو گرفت .رسيديم دمه كوچيه بين 2 تا ماشين پارك كرديم ..ماشينم خاموش كرد يه دفعه سرمو محكم گرفت طرف خودش شروع كرد لب گرفتن....خيلي بهم مزه داد واقعا حال خوبي داشتم..
بعد از اينكه كلي لب گرفت زيپ شلوارشو باز كرد چي ميديدم خداي من يه كير شق شده گنده كه مثل سنگ سفت سفت بود ..گفت بخورش .منم مثل اين كير نديدهها با دستم گرفتمش ..خيلي گنده بود ..يه ذره مزه كردم بعد شروع كردم به خوردنش ..تا اون موقع كير به اين خوش تراشي و خوش مزه گي نخورده بودم..تند تند ميخوردمش..ديگه بيخيال بيرون شده بودم .احساس كردم كيرش گنذه تر شده اونم هيچي بهم نگفت يه دفعه دهنم پر اب شد ..خيلي اب داد مرده.... ابش كه تموم شد درو باز كردم همشو ريختم بيرون ..برگشتم ديدم اون بيحال نشسته رو صندليش...منم بدون اينكه باهاش خداحافظي كنم پياده شدمو تا خونه دويدم..
وقتي رسيدم خونه هنوز دهنم بو مني ميداد ...رفتم تو اتاقم افتادم رو تختم و با اون بو مني تا صبح خوابيدم..


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#35 | Posted: 9 Feb 2011 11:41




اولین کون دادن من به ایمان
سلام دوباره به همه دوستای عزیز منو که یادتون هست...همونی که با پسر خاله هاش با مامانش شیطونی کرد...
خب میخوام داستان اولین سکسم با ایمان رو براتون تعریف کنم من بعد از اون ماجرایی که براتون تو داستان قبل تعریف کردم که چطور واسه اولین بار کیر امید رفت تو سوراخم و من شدم کونی پسرخاله هام به امید و محمد که از من بزرگتر بودن کون میدادم و براشون ساک هم میزدم اما با ایمان که 1سال از من کوچیکتر بود ازاین کارها نداشتم تا اینکه یروز تو خونه ایمان اینا با هم تنها بودیم ایمان رو کاناپه نشسته بود و منم سرمو گذاشته بودم رو پای ایمان و دراز کشیده بودم و داشتیم با هم تلویزیون میدیدیم که طبق معمول هروقت من تنها میشم دوست دارم یه بگایی گنده بالا بیارم اینبار هم شهوتم گرفت و انگار یه چیزی تو دلم شروع کرد به باد کردن چند باری ازقصد سرمو رو پای ایمان جوری چرخوندم که سرم بماله به کیر ایمان و یه تکونی بخوره که ترفندم گرفت و جواب داد و کم کم سفتی کیر ایمان رو از زیر شلوار پس گردنم حس کردم جفتمون تو هوای شهوت افتاده بودیم که من رو دربایستی رو کنار گذاشتم و یهو طی یک اقدام انقلابی برگشتم و کیر ایمان رو از رو شلوارش با دست گرفتم آخه دیگه طاقت نداشتم و آمپرم زده بود بالا دیدم ایمان هم مخالفتی نداره پس....دستو کردم زیر شلوار و کیر ایمان رو برای اولین بار با دستم لمس کرد نمیدونین چه حالی میداد گرم و نرم و کلفت تو قسمت قبلی هم گفتم که من عاشق کیر خوابیده هستم چون دوست دارم وقتی که کیر شل و وله بندازمش تو دهنم تا سفت شدنشو حس کنم کیر ایمان از بالا که به پایین میومد کلفتتر میشد تقریبا مثل دوک بود اما من از قیافه کیرش خوشم اومد و تونستم با کیرش ارتباط برقرار کنم واسه همین سریع تا جایی که میشد کیرشو تو دهنم جا دادم و شروع کردم با کیر نرم و داغش بازی کردن مثل یه تیکه گوشت تو دهنم بود منم تند تند میک میزدم تا خون بیشتری تو ماهیچه های کیرش جمع بشه و گنده تر بشه کم کم کیرش راست شد و منم داشتم لذت میبردم کیرش دراز بود 18-19 سانتی میشد اما به کلفتی کیر امید نبود ولی خیلی حال میداد کم کم کیرش کامل تو دهنم جا نمیشد که مجبور بودم یکم زور بزنم و بزور فشارش بدم تو حلقم خیلی با این استیل ساک زدن حال میکنم کیر تا ته بره تو گلو که قشنگ حسش کنم یه 2-3دقیقه ای که اینجوری براش ساک زدم و اونم یواش یواش تو دهنم تلمبه میزد یهو دیدم کیرشو با ضربه فرو کرد تو دهنم کم مونده بود عق بزنم که گرمای آبکیر شورشو ته گلوم حس کردم که باعث شد عق زدن یادم بره و بالذت و شهوت آبشو قورت بدم یکم کیرشو تو دهنم چرخوندم و باقیمونده آبشو هم با میک زدن کشیدم بیرون که دیدم کیرش داره میخوابه و من هنوز کیر به کونم نرسیده ازش خواستم اونم گفت که یه چند دقیقه ای صبر کنیم و دوباره شروع کنیم.. منم تو این چند دقیقه رفتم توالت و بااستفاده از شیلنگ و آب ولرم خوب سوراخمو تمیز کردم و بازش کردم برگشتم دیدم ایمان هنوز رو کاناپه است رفتم اول کیرشو با دست مالیدم یکم داغ که شد بازم واسش ساک زدم اما نه مثل دفعه قبل که آبش بیاد جوری که فقط سفت بشه و لیز.... بعد ایمان رو خوابوندم رو زمین و شاخ کرگدنشو با دست گرفتم و تنظیم کردم رو سوراخ کونم وآروم آروم نشستم روش ..وای که چقدر از لحظه تماس کیر با سوراخ لیز کونم لذت میبرم...آروم آروم کیرش لیز خورد و رفت تو کونم تا ته که رسید یه چند ثانیه ای صبرکردم تاازوجود یه کیر داغ تو بدنم لذت ببرم بعدآروم آروم شروع کردم بالا پایین کردن کونم یکم که اینکارو کردم پاهام خسته شد و ایمان منو بلند کرد و منو به کمر خوابوند کف زمین و با دستش کیرمو گرفت و خایه های شل و ولمو داد بالا و کیرشو فرو کرد تو کونم دیگه غرق لذت بودم آخه کیرش تو اون حالت مستقیم میخورد به g-spootمن و با هر ضربه پروستاتمو تحریک میکرد و لذت زیادی بهم دست میداد که نزدیک بود از لذت غش بکنم واقعا نفسم بالا نمیومد از زور شهوت نمیدونستم دارم چی میگم یا چیکار میکنم فقط میخواستم کیرشو آرومتر بکنه تو کونم چون هرلحظه نزدیک بود آبم بیاد و حال کردنم رو تموم کنه واسه همین ایمان منو برگردوند تا ازاون حالت خارج بشم حالت سگی گرفتم و اونم شروع کرد به تلمبه زدن محکم میکرد کیرشو تو کونم صدای شالاپ شولوپ برخورد خایه هاش با کونم فضای اطاق رو گرفته بود توهمون حال ازم پرسید آبمو چیکار کنم داره میاد...؟؟؟ منم گفتم میخوام بخورمش گفت پس پاشو چیزی نمونده بیاد پاشو بندازم تو دهنت که تا من بلند شم ابش راه افتاد و نصفش ریخت رو گردنم و صورتم و یکمش موند که بریزه تو دهنم که همون یکم هم خیلی حال داد ... یکم کیرشو تو دهنم نگه داشتم تا ازمزه کیر و آبش با هم لذت ببرم که جفتمون بیحال و خسته بودیم اون رفت دوش بگیره و من رو کاناپه دراز کشیدم و با مزه آب کیرش تو دهنم که داشت بهم حال میداد حال میکردم....


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#36 | Posted: 27 Feb 2011 15:39




2 تا كير كلفت


سلام من احسان هستم

اسم اين ماجرا كه تيرماه امسال برام پيش اومد

ساعت 2 عصر بود كه سعيد زنگ زد و گفت : امروز ساعت 4-5 بيا خونه يكي از دوستام . منم قبول كردم و رقتم . از در كه وارد
شديم شاهرخ(صاحيخانه) اونجا روي مبل لم داده بود . منم همراه سعيد رفتم تو و بعد از چند دقيقه سعيد اشاراه كرد كه لباسمو در بياروم
سعيدم لباسشو درآورد و كير كلفتشو بيرون انداخت و منم شروع به ساك زدن كردم . واي كي كه چه حالي داشت .
شاهرخ هم كم كم لخت شد و كيرشو اورد جلو . اونم كلفت بود ولي نه به اندازه ي كير سعيد . كير هر دوتاشونو ميخوردم و حسابي حشري شدند
شاهرخ رفت پشتم و كم كم شروع به فشار دادن كرد . كمي درد داشت ولي ارومم كرد تو كونم و يواش يواش شروع به كردن كرد
ديگه سوراخم باز شده بود و اصلا درد احساس نمي كردم . خيلي با حال بود يك كير تو دهنم ويك تو كونم . جججججججججججوووووووووون
نوبتي هردو ميكردن تا اينكه به پيشنهاد خودم قرار شد هر دو تا با هم بكنن تو كونم . سعيد خوابيد و من نشستم روي كيرش و تا ته كرد تو بعد سعيد اروم اروم كيرشو كرد تو . اول خيلي درد داشت ولي بالاخره كيرش تا ته رفت تو كونم و بعد از 5-6 دقيقه ابش اومد.
شاهرخ منو به حالت سگي در اورد و حسابي مي كرد و سعيد هم با گوشي موبايل فيلم مي گرفت كه فيلمش هم به مدير سايت دادم و مي تونيد ببينيد و حال كنيد . بالاخره آب شاهرخ هم اومد و بنا به درخواست اون تمام ابشو ريخت تو دهنم و منم كل ابشو قورت دادم وو خلاصه خيلي به من حال داد. من خيلي دوست دارم كه موقع دادن سوراخ كونم باز بمونه و از كير كلفت فوق العاده لذت مي برم.


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#37 | Posted: 7 Apr 2011 09:53
گاییدن 9 نفره
اسم من علیرضاست از دو سال قبل یعنی وقتی 22 سالم بود به یکی از دوستام که اسمش وحید بود میدادم پدرو مادر وحید شمالی بودن و واسه وحید که تهران دانشگاه میرفت خونه گرفته بودن
دوستی ما از چت روم شروع شده بود من معمولا هر هفته میرفتم خونشو اونم منو میکرد وحید بعضی وقتا دوستاشو دعوت میکرد خونش اما این دفعه منم به مهمونیش دعوت کرد منم اون روز حاضر شدمو رفتم خونش 8 نفر از دوستاش اومده بودن همشون خوش تیپ و لاغر بودن و لباسای چسبان پوشیده بودن تقریبا هم تیپ وحید بودن بعد از عیش و نوشو خوش گذرونی وحید منو برد تو اتاقشو گفت میخوام واسه همشون سنگ تموم بزاری منم اول راضی نبودم ولی بعد قبول کردم
وحید گفت پس برو بالا اماده شو منم رفتم بالا و لباسامو در اوردم و روی تخت دراز کشیدم بعد از 5 دقیقه دیدم هر 9 نفر اومدن بالا اولش ترسیده بودم اولش به هم تعارف میکردن که کی شروع کنه که وحید گفت من اول میکنمش وحید اومد جلو و مثل همیشه دوتا رون منو گرفت و از رو تخت بلند کرد منم پاهامو دورش قلاب کردم وحید کیرشو تو سوراخم گذاشتو شروع به تلمبه زدن کرد با کیر وحید زیاد مشکلی نداشتم چون تو اون 2 سال حسابی به کیرش عادت کرده بودم وحید سخت تلمبه میزدو من ناله میکردم این اولین بار بود که یکی داشت منو جلو چند نفر دیگه میکرد
اب وحید که اومد ریخت رو صورتم وحید به دوستش گفت بیا تا سرد نشده بکن اونم اومدو مثل وحید کیرشو کرد تو کونم البته کیرش کلفت تر بود و من یه کم درد کشیدم ولی بالاخره اب اونم اومد و ریخت رو رونم
نفر بعدی کیرش باز کلفت تر بود از من خواست که قمبل کنم منم 4 دست و پا خوابیدمو شروع به گاییدن من کرد خلاصه همشون اون روز منو کردن و ابشونو میریختن رو بدنم منم اون روز با اب کیر اونا یه دوش حسابی گرفتم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق زهر بی سرپائی نکنیم
     
#38 | Posted: 7 Apr 2011 09:55
سكس من با همکلاس
سلام خدمت همه دوستان عزيز:
اين داستاني كه نوشتم عين حقيقته و هيچ دروغي توش نيست چون ديگه با پسره با پسرم دروغ نداره كه بنويسم:
از اسمهاي مستعار استفاده ميكنم
من دو خاطره سكسي رو باهم براتون مينويسم كه در فاصله يك روز برام اتفاق افتاد
برج 11 سال 1388 بود.من رفتم پيش يكي از دوستام و باهاش درد و دل ميكردم.من خودم قيافم بد نيست ولي چون 17 سالمه كونم پرپشمه ولي بعضي از دوستام هنوز خبر نداشتن و برحسب قيافم فكر ميكردن كونم خوبه حالا كار ندارم من رفتم پيش رفيقمو باهاش دردودل ميكردم و بهش گفتم كه اره،همسايمون به نام وحيد كه همسن خودم يعني 17 سالش بود و خيلي دوسش داشتم و واقعا كون خيلي خوبي داشت بدون هيچ پشمي،صاف صاف كه من بجاي دختر فقط تو فكر اون بودم بلاخره هي بهش ميگفتم كه تو نخشمو،نميده و اينحرفا كه ديدم دوستم گفت برو محمد رو بكن بهتر از وحيده منم چون اونشب خيلي حس شهوتم برانگيخته بودم يه كم روس فكر كردمو از پيشش رفتم البته ناگفته نمونه كه رفيقم كه باهاش دردودل ميكردم اونم به درد نميخورد ولي رفتم كه از راهنماييش استفاده ببرم.بلاخره با خودم گفتم كه محمدم چيزي از وحيد كم نداره فقط يه كم تپل تره كه اونم ميشه كرد گفتم يه چيزي باشه كه ابشو در بياره هرچي ميخواد باشه باشه،آخه محمدم نميدونست كه من تو اين نخم ولي خودم يه كم سكسي بود البته اينم نميدونست كه من بدرد بخور نيستم اما اونشب ساعت هفت بود كه زنگش زدم گفتم بيا خونمون كارت دارم اونم سريع اومد ما رفتيم تو طبقه پايين و داشتيم با كامپيوتر ور ميرفتيم بابامو خانواده هم طبقه بالا بودن،داشتيم با كامپيوتر كارميكرديم ديدم ميگه فيلمي چيزي نداري تو كامپيوترت منم گفتم نه بلاخره نشستيمو حرف ميزديم اون تا اون موقع نميدونست كه من اينكاره ام،تقريبا ساعت 10 بود كه بابامو همه رفتن بيرون با ماشين بعد محمدم ميخواست بره خونشون كه يه كم باد اومد و وقتي كه داشت ميرفت من يه پايي به كونش زدم اونموقع يه چيزايي فهميد و تا دم در رفت ولي باز برگشت گفت 1 ساعت ديگه ميرم،وقتي كه باز رفتيم تو طبقه پايين گرفت خوابيد منم از روي شيطوني هي پاميزدم به كيرش اون گفت كه اينكارو نكن بلند بشه بايد جرمشم بكشي هان ولي من به كارم ادامه دادم و هي ميزدم به كونش يا به كسرش با پاهام كه ديدم گفت امروز صبح رفتم پشماي كيرمو زدم و جلق هم زدم باشه برا برداشب اما من بيتوجه بودم و بازم به كارم ادامه دادم كه ديدم بلند شد اون هيكل بزرگتر از من بود كون سفيد و بي پشم يعني مثل دختر 18 ساله بعد ميخواست بياد منو بندازه زمين ولي چون من ميرفتم كشتي با يه فن خوابوندمش و به صورتي خوابيديم كه اون منو انگول ميكرد منم اونو بعد با شلوار داشتم ميكردمش كه ديدم شلوارشو در اورد باور نميكنيد كيرم 3برابر شده بود،شلوارشو در اورد و از روي شرت كيرش زده بود بيرون وقتي شرتشم پايين كشيد معلوم بود كه كيرش كمي پشم داشت كه اونم زده بود ولي كونش اصلا يه موهم توش پيدا نميشد بعد من چون از رفيقام شنيده بودم بدون تف بكني ديرتر ابت در مياد منم بدون تف افتادم روش و هي بادستم كونشو كنار ميزدم و سوراخشو ميديدم باور نميكنيد كسي كه كل شهرمون دوست داشتن بكننش حالا داشتم ميكردمش وااااي چه سوراخ تنگي بلاخره بعد از مدتي كه عرق كرده بوديم دوتامون من تند تر هي ميكشيدم به كونش چون تف نماليده بودم حدود سيزده چهارده دقيقه طول كشيد كه بلاخره آبم اومد و تا آخرشو كردم تو كونش البته وقتي كه داشت در مي اومد يه كم كيرمو تو كونش كهردم كه اهي كشيد و سريع بيرون اورم و شرع كردم ابمو بريزم تو كونش،الان اون صحنه رو به يادم ميارم كيرم شق شده سوراخ تنگ،كون گنده و سفيد و تو سوراخشم اب ريخته بودم يعدش نوبت من شد كه بخوابم منم از پشت خوابيدم ولي گفتم چون قيافم خوب بودم و هنوز نميدونست كه من اينكاره ام باهام حاضر شد ولي اونم نامردي نكرد يه 5 دقيقه اي كرد يعد ابشو ريخت و بعدشم اون رفت خونشون.
فردا ظهرش باز اومده بود پيش خونمون و به بهونه پركردن فلش ميخواست بياد تو كه من چون وقتي يه بار كون كسي بزارم بعد از طرف بدم مياد مانع ورودش شدم و فرستادمش رفت كه بعدش رابطمون به كلي قطع شد و ديگه همه حاضر به سكس نبود
اما حالا خاطره ي بعدي:
2روز بعد از همون سكس من رفتم مدرسه.من تو مدرسه مسئول كتابخونه بودم.زنگ كلاس كه خورد به بهونه اين كه كلاس نرم و كتابخونه رو تميز كنم سركلاس نرفتيم و يه پسره به نام محسن رو هم كه كلاس اول بود اوردم تو كتابخونه كه كمكم كنه من اون سال كلاس دوم دبيرستان بودم محسنم اول.بعدش اوردمش اونم هيچي پشم نداشت ولي تقريبا لاغر بود.اونم بدش نمي اومد باهم بكنيم ولي من روم نبود كه چطور بهش بگم چون ميگم هنوز كسي منو نشناخته بود ولي كم كم حرفشو پيش كشيدم و انگولش ميكردم اونم هيچ عكس العملي نشون نميداد.بعدش كه زنگ خورد رفتيم بيرون و ديگه اونوقت همه چيز تموم شد ولي بعدازظهرش خونه بودم كه به فكر پريشب افتادم و كيرم عجيب شق شده بود من ميدونستم اون حاضره باهام بياد به همين خاطر زنگش زدم و گفتم تا 10 دقيقه ديگه بيا خونمون اونم 10 دقيقه نكشيد كه ديدم رسيد خونمون منم گفتم بيا تو اونم اومد و رفتيم تو طبقه پايين تقريبا ساعت 5 يا 5/30 بعدازظهر بود كه دقيقا داشت مثل محمد ميشد اومد و رفت دور كامپيوتر و من چيزي نميگفتم و فقط انگولش ميكردم از زير شلوار كه اونم چيزي نميگفت و گاه به كيرش دست ميزدم ديدم شق شده بود بلاخره با اين كه داداشم طبقه بالا بود دلو زدم به دريا و اونو خوابوندم اونم سريع بدون هيچ ممانعتي گرفت خوابيد من گفتم اول از روي شرت بكنمت ولي اون صبر نكرد و سريع شلوارشو پايين كشيد كه وقتي كونشو ديدم واقعا باورم نميشد كه اينطور باشه يعني از چيزي كه از پشت شلوار ميديديم بزرگتر بود و سفيده سغيد بدون هيچ مويي من اول تف ماليدم به انگشتم و ميكردم تو كونش كه ديدم اول يه كم اخ و اوخ كرد ولي بعد چيزي نميگفت البته اون قبلانم سكس داشته بود خودش بهم گفته بودم هيچي بعد چون يه سال كوچيكتر بود مجبورش كردم برام ساك بزنه كه وقتي دوسه بار دهن گرفت ديگه ايمكارو نكرد البته چون داداشم داشت برا كنكور ميخوند ميدونستم پايين نمياد ولي به هرحال خيلي اروم كارارو انجام ميداديم تا نفهمه من كه نميخواستم مثل پريشب زود همه چيز تموم بشه هي بهش ور ميرفتم بلاخره اون گفت زود بكن ميخوام برم منم گفتم اونو تف نماليدم ولي اينو ميمالم اول يواش يواش هي روش ميخوابيدم و بلند ميشدم باوردتون نميشه كونش خيلي خوب بود.اخر يه كم كيرمو ميكردم توش اونم چون قبلا تجربه داشت چيزي نميگفت منم تندترش كردم تا بلاخره ابم در اومد و به همه جاش پاشيد بعش هي داشتم كونشو ميماليدم كه گفت بخواب تا بكنم منم چون از نامردي خوشم نمياد خوابيدم و انونم منو كرد ولي از كردنش معلوم بود كه فقط داده و زياد نكرده وللي اونشبم گذشت و ديگه هيچ كدوم باهام نيومدن.
برا همين منم همه جا زودتر رفتم گفتم تا آبروشونو ببريم و همه جاهم گفتم فقط كردمشون و ندادم اونام وقتي منو ميبينن فرار ميكنن حتي حاضر نيستن از كوچه ما ديگه رد شن چه برسه بيان تو خونمون.
اينارو كردم ولي تا الانم كه سال 90 هستش از فكر وحيد بيرون نميرم هنوزم كونش فرقي نكرده.بهتر از دختره.سفيد يعني همه چي تموم.اميدوارم خوشتون اومده باشه من برم برا وحيد جلق بزنم.مرسي

نوشته: sajad-k78

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق زهر بی سرپائی نکنیم
     
#39 | Posted: 21 Apr 2011 01:16
کامران (قسمت اول)


سلام به همه دوستان. داستان هایی که براتون میزارم خاطرات یکی از دوستای نزدیکمه که بعد از آشنایی با سایت لوتی خودش این متن هارو نوشته و از من خواسته تا در اختیار شما قرار بدم. لازم به ذکره که من هیچ تغییری در نوشته ها لحاظ نکردم.
.
.
.

سلام. من کامران هستم. داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به اولین باری که گاییده شدم. 16 سالم بود. اول دبیرستان بودم. یه پسر ریز اندام و سفید با پاهای تپل و بدنی کم مو بودم. 170 سانت قد و 63 کیلو وزن داشتم. 2تا دوست خیلی صمیمی به داشتم. پارسا و باربد. هم سن بودیم. من با باربد صمیمی تر بودم. چند باری با هم فیلم سوپر دیدیم و جق میزدیم واسه هم. 2،3 باری هم لاپایی با من حال کرده بود. تابستون بود و خانواده من میخواستن چند روزی برن مسافرت. من قرار بود خونه بمونم. زنگ زدم به باربد و پارسا که همسایمون هم بودن. اولین شبی که تنها بودیم کلی گفتیم و خندیدیم. یکی از فیلم سوپرایی که پارسا با خودش آورده بود هم دیدیم. صبح بعد از صبحانه پارسا گفت که میخواد بره به یکی از شهرهای اطراف و تا غروب نمیاد. منم کلید خونه رو بهش دادم تا اگه برگشت و ما نبودیم پشت در نمونه. پارسا رفت و من و باربد مشغول صحبت بودیم که باربد گفت بیا با هم کشتی بگیریم. شروع کریم به کشتی گرفتن. باربد چون اندامش خیلی درشت تر از من بود (182 سانت قد و 80 کیلو وزن اما چاق نبود) پشت هم منو خاک میکرد و روم دراز میکشید. حس میکردم تو این حرکتا سعی میکنه خودشو به من بماله. یکم که کشتی گرفتیم خسته شدیم و نشستیم. باربد گفت برو یکی از فیلم سوپرایی که پارسا آورده بزار تا ببینیم. فیلم که شروع شد باربد خودشو نزدیک من کرد و شروع کرد به مالیدن کیرش. یکم که گذشت دست منو گرفت گذاشت رو کیرش. حسابی شق بود و داشت از زیر شلوارکش خونمایی میکرد. از رو شلوار واسش مالیدم. دستشو انداخت دور گردنم و شروع کرد به بوسیدن گونه ها و لپم. یکم گوشمو لیسید و یهو لبشو گذاشت رو لبام و روع به خوردن کرد. بهم یه لذت خاصی میداد. همینطور که ازم لب میگرفت منو خوابوند رو زمین و منو برگردوند طوری که به شکم خوابیدم و کونم رو به بالا بود. شلوارکی که تنم بود و از تنم درآورد و شلوارک خودشم درآورد و روی من دراز کشید. فقط شرتامون بینمون بود. داغی و شق بودن کیرشو از پشت 2تا شرت هم روی کونم حس میکردم. یه جورایی داشتم لذت میبردم. همونطوری که پشتم دراز کشیده بود و خودشو بهم میمالید دوباره شروع کرد به بوسیدن من و لب گرفتن. مدام زیر گوشم میگفت "جووووووووووووووون چقدر تو نازی. کامران خودمی". حرفاش برام شیرین بود. دیگه میدونست مقاومتی نمیکنم. برای همین شرتمو از پام درآورد و خودش هم شرتشو کند. دوباره دراز کشید روی من و کیرشو لای کونم قرار داد. چقدر داغ و خوب بود. خودشو داشت بهم فشار میداد. بدجوری دوتایی داشتیم لذت میبردیم. حرکتاش تندتر شده بود بیشتر قربون صدقم میرفت. تو اوج لذت بودیم که یهو در خونه باز شد و پارسا اومد تو. هر 3 نفر خشکمون زد. نزدیک 30 ثانیه سکوت بینمون بود که باربد یهو گفت پارسا بیا کامران امروز میخواد یه حال اساسی بهمون بده. با گفتن این جمله پارسا سریع لباساشو درآورد و کاملا لخت اومد جلوم زانو زد و کیرشو گرفت جلوی دهانم که براش ساک بزنم . اونم چه کیری. نزدیک 20 سانت طول و 7 سانت قطرش بود. خیلی بزرگ بود. کیر باربد تقریبا 16 سانت بود اما یکم کلفت تر از مال پارسا بود. بهش گفتم که از این کار بدم میاد. میخواستم بلند شم اما وزن باربد روی من بود و اجازه تکون خوردنو از من گرفته بود. خواستم بگم بس کنید که پارسا کیرشو انداخت تو دهنم. حالا دیگه نمیتونستم هیچ کاری کنم. پارسا شروع کرد به حرکت دادن کیرش تو دهنم. اگه مقاومت میکردم کیرشو بیشتر میکرد تو و احساس خفگی میکردم. آروم کیرشو تو دهنم تکون میداد و بهم میگفت "بخور کونی. خوب بخورش" داشتم خفه میشدم. چند باری که عقب جلو کرد من روی کیرش عق زدم و بالا آوردم. اونم بهم گفت "باید خودت تمیزش کنی کونی" اینو گفت و کیرشو تا ته هل داد تو حلقم.جز لیسیدنش چاره دیگه ای نداشتم. داشت لذت میبرد. حرکتاش تندتر شده بود. حس کردم باربد از حالت دراز کش به حالت نشسته تغییر کرد. یه تف انداخت رو کیرش. داشتم به این فکر میکردم که میخواد بذاره لاپام. وقتی که دوباره روی من دراز کشید حس کردم داره کیرشو تنظیم میکنه. یهو تموم بدنم تیر کشید. باربد سر کیرشو کرده بود تو کونم. داشتم جر میخوردم. بدجوری درد داشت. از یه طرف کیر پارسا اجازه نمیداد صدایی از من دربیاد. اشک تو چشام جمع شد. با ناله التماس میکردم که ادامه نده اما اون تازه به آرزوش رسیده بود. آروم کنار گوشم گفت "خلاصه کردم تو سوراخت. دیگه مال من شدی. کونی خودمی" من ناله میکردم و باربد میگفت "جووووووووووووووووووووون درد داره. ناله کن... دوست دارم ناله هاتو....جوووووووووووووون" سعی میکرد کیرشو با فشار بده تو. من دردم بیشتر میشد و اما کیر باربد تموم نمیشد. دیگه داشتم از هوش میرفتم که برخورد شکمش به پشتم حس کردم. حالا دیگه 16 سانت کیر تو کونم بود و 20 سانت کیر تو دهنم. فکرش هم نمیکردم یه روز تو خونه خودم اینجوری کون بدم. باربد شروع کرد به تلمبه زدن. پارسا کیرشو کشید بیرون من شروع کردم به آخ و آه کردن. همین باعث شد تا دوباره پارسا کیرشو کرد تو دهنم و تلمبه میزد. ضربه های باربد سریعتر شده بود و درد من بیشتر. پشت هم میگفت "میخوام جرت بدم.....این کون دیگه مال منه.......کونی منی.......فهمیدی؟" چند دقیقه همینطور تلمبه زد تا پارسا بهش اشاره کرد. داشتن جاهاشونو عوض میکردن اما من از درد نای تکون خوردن نداشتم. پارسا یه بالش گذاشت زیر شکمم تا کونم قمبل بشه. کیرشو گذاشت رو سوراخم و فشار داد تو. دوباره شروع کردم به داد زدن که این بار باربد کیرشو گذاشت تو دهنم و تا حلقم برد تو. هر دو شروع کردن به تلمبه زدن. کیر پارسا درد بیشتری داشت. چندباری کیرشو درآورد و دوباره میکرد تو. دیگه بی حال بی حال بودم که هردوشون کیرشونو درآوردن. باربد منو به پهلو خوابوند و خودش رفت پشتم دراز کشید. کیرشو کرد تو کونم و منو از پشت بغل کرد و شروع کرد تلمبه زدن. پارسا هم اومد جلوی من دراز کشید طوری که کیرش جلوی دهنم باشه. سر کیرشو کرد تو دهنم و همونطور نگهداشت. منم شروع کردم به مکیدنش. از این حالت خوشم میومد. تو بغل کسی بودم که داشت منو میکرد و یه کیر هم تو دهنم داشتم میمکیدم. باربد سرعتش بیشتر شد و منم شروع کردم به ناله بلند. همین حشری ترش میکرد ضربه هاش محکم شده بود طوری که از شدت ضرباتش شکمم درد گرفت. منو محکم بغل کرده و بود میگایید. یهو منو محکم بغل کرد و خودشو بهم چسبوند. تو کونم شروع به سوختن کرد و باربد بی حرکت موند. آبشو تو کونم خالی کرده بود. یکم شل شد و بهم گفت "دیگه مال منی" رو به پارسا کرد و گفت "کامران دیگه مال منه. اگه خواستی بکنیش باید قبلش به من بگی تا اجازه بدم. میخوام زنم بشه" داشت اینارو میگفت که پارسا سر منو به کیرش فشار داد و یه آه بلند کشید و تمام آبش تو دهنم خالی شد و منم مجبور بودن بخورمش. پارسا یکم کیرشو تو دهنم تکون داد تا تمیز بشه و بعد درآورد. باربد اومد جلوم و خواست کیرشو تمیز کنم. منم شروع کردم به لیسیدن کیرش. اون شب و روزای بعدش که تنها بودم با هم سکس کردیم اما بعد از برگشت خانواده من از مسافرت فقط با باربد سکس داشتم. چون دیگه زنش بودم و اونم هرجوری که دوست داشت منو میگایید.

ادامه دارد...

همه می گویند گل خار دارد چرا کسی نمی گوید خار گل دارد!
     
#40 | Posted: 21 Apr 2011 01:17
کامران (قسمت دوم)


من و باربد نزدیک به 1 سال بود که با هم سکس داشتیم. من دیگه خودمو کامل برای اون میدونستم. تابستون بود و قرار بود من 2ماه برم مسافرت. روزی که مسافرتم تموم شد و برگشتم خونه خواستم باربد غافلگیر کنم. هنوز نمیدونست که من برگشتم. میدونستم پدر و مادرش نیستن. کلید انداختم و در باز حیاط باز کردم. در خونه هم باز کردم و وارد شدم. انگار کسی تو خونه نبود. بیشتر که دقت کردم صدایی از یکی از اتاق ها شنیدم. در اتاق نیمه باز بود و من از لای در تو اتاق نگاه کردم. چی داشتم میدیدم؟ باربد با شرت روی آرمین که کاملا لخت بود دراز کشیده بود و داشت قربون صدقه اش میرفت. صدای باربد میشنیدم که به آرمین میگفت "جووووووووووونم... چه بدنی... چه کونی.... کجا بودی تا حالا" آرمین هم داشت آه و اوه میکرد. آرمین 2سالی از ما کوچیکتر بود. پسری قد بلند و لاغر و سفید و بدن کاملا بدون مو با موهای لخت. صورتش هم قشنگ بود. وقتی بدنشو میدیدی انگار دختر روی تخت دراز کشیده بود. باربد بدجوری داشت لبای آرمین میخورد و دست انداخته بود تو موهاش و نازش میکرد. یکم تو همین حالت با هم عشق بازی کردن. ناگهان باربد از روی آرمین بلند شد و شرتشو درآورد و رو به آرمین کرد و گفت "هنوز نظرت عوض نشد؟ نمیخوای بخوریش؟" آرمین گفت "نه... بدم میاد. زودتر تمومش کن" معلوم بود به سکس راضی نیست. باربد یه تف انداخت رو کیرش و دوباره دراز کشید روی آرمین. از پشت میدیدم که داره کیرشو با سوراخ آرمین تنظیم میکنه. وقتی کیرش روی سوراخ کون آرمین قرار گرفت با یه فشار و به سختی سر کیرشو تو سوراخ آرمین کرد. آرمین داد بلندی کشید باربد سریع دستشو گذاشت رو دهان آرمین تا صداش کمتر بشه. معلوم بود بدجوری دردش اومده بود. تقلا میکرد از زیر باربد فرار کنه اما باربد خودشو جوری روی آرمین دراز کشیده بود که اجازه کاری بهش نمیداد. من با اینکه یک سال بود به باربد کون میدادم اما هروقت که منو میکرد مثل روز اول درد داشتم هنوز. کیرش حالت خاصی داشت. آرمین که آرومتر شد باربد دستشو برداشت. آرمین ناله کنان گفت"تمومش کن... نمیخوام.... دارم پاره میشم...بکش بیرون" باربد جواب داد "گیتار یاد گرفتن که بدون درد نمیشه... تحمل کن" آرمین جواب داد "نمیخوام... اصلا نخواستم که یاد بگیرم...بلند شو" داشت التماس میکرد که باربد بهش گفت "دیگه دیره...اگه الان بری من به همه میگم که تو واسه یادگیری گیتار زدن حاضر شدی به من کون بدی... حالا اگه میخوای بری برو. عکس هم که ازت گرفتم. مدرک هم دارم" وقتی که باربد اینو گفت آرمین کاملا ساکت شد و خودشو شل کرد تا باربد ادامه بده.(تازه فهمیدم جریان چی بوده. آرمین عاشق گیتار زدن بود. بنده خدا کل تابستون کار کرده بود و با پولش یه گیتار خریده بود اما چون پولش تموم شده بود و وضع مالی خوبی هم نداشتن نمیتونست بره کلاس. باربد هم که بلد بود در ازای یاد دادن به آرمین ازش سکس خواسته بود و اونم به اجبار قبول کرده بود). باربد هم وقتی دید آرمین مانع نیست بهش گفت "بذار هردومون لذت ببریم. خودتو راحت در اختیار بذار" اینو گفت و فشار کیرشو بیشتر کرد کیرش آروم آروم داشت میرفت تو کون آرمین و من داشتم این صحنه رو میدیدم. آرمین هم به نفس نفس افتاده بود آخ و اوخ میکرد. کون آرمین بدجوری تنگ بود. یهو باربد یه فشار محکم آورد. نزدیک 90% کیرش رفت تو و آرمین یه داد بلند زد. باربد شروع کرد به لب گرفتن از آرمین و همینطور که لب میگرفت کیرش هم آروم تو کون آرمین بالا و پایین میکرد. معلوم بود داشت خلیی لدت میبرد. سرعت تلمبه زدنشو بیشتر کرده بود و آرمین هم ناله میکرد. باربد مدام میگفت "جوووووووووون...به این میگن کون....از این به بعد این کون مال منه...فقط مال من...فهمیدی؟" اینو میگفت و تا آرمین بهش نمیگفت چشم بهش سیلی میزد. اشک تو چشای آرمین بود. بغض کرده بود و داشت درد میکشید. 6،5 دقیقه ای تو همین حالت باربد تلمبه زد و کیرشو کشید بیرون. از آرمین خواست 4دست و پا بشینه طوری که سرش رو به پایین باشه و کونش قمبل کنه به سمت باربد. کیرشو گذاشت رو سوراخ و با یه فشار کیرشو تا نصفه کرد تو. دیگه آرمین داشت گریه میکرد. باربد کمر آرمینو گرفت و شروع به تلمبه زدن کرد. صدای برخورد خایه های باربد به کون آرمین با ناله های آرمین و حرفای باربد که از رو حشر بود تو اتاق پیچیده بود. ضربه های باربد تندتر شد و یهو چنگ انداخت تو موهای آرمین و موهاشو کشید. سر آرمین رو به عقب اومد و این باعث شد تا کیر باربد بیشتر داخل کونش بشه. حالا دیگه درد کشیدن مو هم به درد کون آرمین اضافه شده بود. باربد بی رحمانه داشت تلمبه میزد تو اون کون سفید. ضربه های باربد باعث شد آرمین تعادل خودشو از دست بده و رو تخت ولو بشه و باربد هم افتاد روش. هنوز داشت تلمبه میزد. ناله های آرمین دیگه تبدیل به فریاد و گریه شده بود اما باربد بیخیال فقط داشت میگایید اون کون سفید. یکم که گذشت کیرشو کشید بیرون. آرمین دیگه حال نداشت. کشون کشون بلندش کرد و بردش کنار دیوار. آرمین به دیوار چسبوند و دوباره کیرشو کرد تو کونش. وقتی که کیر باربد رفت تو کونش دوباره یه جیغ زد و خودشو بیشتر هل داد تو بغل باربد. همین باعث شد کل بدنش در اختیار باربد قرار بگیره و کارش واسه گاییدن راحتتر بشه. باربد شروع کرد به گاییدن و عقب و جلو کردن. تو حالت ایستاده دیدم از کون آرمین داره چند قطره میریزه. کونش پاره شده بود داشت خون ازش بیرون میریخت. ضربه های باربد باعث تکون خوردن شدید آرمین میشد و همزمان آخ میگفت. چند دقیقه همین حالت گذشت تا اینکه باربد دوباره ضربه هاش محکم شد. این ضربه هارو خوب میشناختم. دیگه داشت ارضا میشد. یهو کیرشو درآورد و آرمین هل داد رو تخت و نشست رو سینش و شروع کرد به جق زدن. دو سه بار که که جلق زد آبش با فشار ریخت رو صورت آرمین. آخ و اوخ باربد که از روی لذت بود اتاق پر کرد. آبش که تموم شد خودشو انداخت کنار آرمین و بغلش کرد. پاهاشو انداخت دور پاهای آرمین و پشت هم میبوسیدش. میدونستم که الان باید برن خودشونو تمیز کنن. آروم از خونه اومدم بیرون. بدجوری دلم شکسته بود. باربد به من خیانت کرده بود و من نمیتونستم اینو بپذیرم. بدجوری مثل خوره به جونم افتاده بود. برام قابل قبول نبود. رفتم خونه و بی حوصله تو اتاق دراز کشیدم و فکر کردم...

ادامه دارد...

همه می گویند گل خار دارد چرا کسی نمی گوید خار گل دارد!
     
صفحه  صفحه 4 از 72:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  68  69  70  71  72  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / Gay Storys * داستان های سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites