خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی /

ماجرای من و مامانم


صفحه  صفحه 5 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین »
spank_master مرد #41 | Posted: 1 Jun 2019 08:42
کاربر
 
اتفاقا داستانت خیلی هم عالیه
من کلا تو این سایت سه تا داستان رو دنبال میکنم که یکیش همینه حتی می خواستم مشابه همین رو با تم اسپنک بنویسم.
      
Mehri218 مرد #42 | Posted: 2 Jun 2019 09:45
کاربر
 
لطفا ادامه بده
      
saeedmrz مرد #43 | Posted: 19 Aug 2019 16:07
کاربر

 
neda18
ندا جان بیا پی
درود به جامعه‌پزشکی و پرستاران عزیز خسته نباشید خدا قوت....
      
Aydin_t4 #44 | Posted: 27 Dec 2019 18:58
کاربر
 
دوست عزیز خواهش میکنم ادامه بده
      
Parham231 مرد #45 | Posted: 5 Apr 2020 23:07
کاربر

 
[aligncenter]قسمت دوم
خاله سمیرا رفت من بهت زده رو مبل نشسته بودم و داشتم به چیزی که بینمون گذشته بود فکر می کردم، چی شد که به اینحا رسیدیم. خاله کیر داشت و من براش ساک زدم، اونم ازم فیلم گرفت. باورم نمی شد. همون طور لخت نشسته بودم تو عالم خودم بودم که اصلا متوجه اومدن مامانم نشدم.
مامانم اومد تو خونه من و دید که لخت رو مبل نشستم، صدام کرد و گفت قضیه جیه؟ کسی آورده بودی خونه؟ با شنیدن اسمم به خودم اومدم و فهمیدم چه سوتی دادم، مامانم دوباره پرسید.منم تو جواب گفتم: کسی رو نیاوردم به یاد اون زمانی که تو خونه لخت می گشتیم، لباس هام در آورده بودم، تو هم همین کار و بکن. مامانم گفت، پاشو برو لباسات بپوش از این خبرا نیست. منم دیگه اصرار نکردم لباسم و پوشیدم و رفتم تو اتاقم. یاد حرف خاله افتادم و کتاب باز کردم و شروع به تمرین کردم.
صبح که از خواب بیدار شدم، خیلی استرس داشتم و رفتم سر امتحان. تقریبا همه سوال ها رو حل کردم ولی به خودم اعتماد نداشتم و همه اش فکر می کردم می افتم. امتحانات تموم شد هر روز با استرس داشتم می گذروندم، تا روز کارنامه دادن رسید و با استرس با مامانم رفتیم وکارنامه ام رو گرفتیم. باورم نمی شد ریاضی 18 ششده بودم و همه درس ها رو قبول شدم و از خوشحالی تا خونه با دمم گردو می شکوندم.
شماره خاله سمیرا رو از مامانم گرفتم و زنگ زدم بهش، ولی جئاب نداد و یه پیام براش فرستادم و گفتم که نمره ریاضیم شده 18. بعدش لباس هام در آوردم رفتم دستشویی و قشنگ کونم و تمیز کردم و یه دیلدو با کمربند برداشتم همئن طور لخت رفتم و اتاق مامانم.
مامانم تازه داشت لباس هاش و عوض می کرد با یه شورت و سوتین بود. رفتم از پشت بغلش کردم از روی سوتین سینه هاش تو دستام گرفت. مامانم خودش و از تو بغلم درآورد هلم داد روتخت. گفتش کگه بهت نگفتم دیگه از این برنامه ها نداریم. الانم پاشو برو لباس هات بپوش. بدجور تو ذوقم خورد ولی به روم نیاوردم و گفتم تا نگی چرا اینجوری می کنی نمیرم. اونم گفت نرو این قدر بشین تا خسته شی من می رم. تا خم شد از تو کمد لباس برداره، شورتشو تا زیر زانوهاش کشیدم پایین که یه جیغ کوچک زد و سریع کشید بالا تا خواست بزنه زیر گوشم در رفتم رفتم اونور تخت.
گفتم، مامانم امروز ولت نمی کنم باید بگی. مامانم نشست روی تخت، بغض تو نگاهش بود که رفتم بغلش کردم و پیشونیش و بوسیدم، گفتم بگو خودت رو خالی کن. گفتش می ترسم تو هم مثل پدرام بشی، همین جا حرفش و قطع کردم و گفتم بقیه اش بریز دور که هیج وقت چیش نمی آد. مامان جون من خودم چندین بار باهات کون دادم و کیر بکن هات و ساک زدم و الانم برات دلدو آوردم تا من و بکنی. من عاشق توام و از این کار لذت می برم و دوست دارم با مامانم از این کارها بکنیم. الانم پاشو برو دست و صورتتو بشور بیا که کلی کار داریم. مامانم خندید و اشک از تو جشماش پاک کرد و من بوسیدو. بلند شد که بره سمت دستشویی، شورتش و کشیدم پایین گفتم به این دیگه احتیاجی نداری. خندید واز پاش درآورد وقبل از این که چیزی بگم خودش سوتینش و باز کرد. آب به صورتش زد و اومد تو اتاق و یه سکس عالی کردیماونم من وقشنگ از کون کرد، جوری که هوس کون دادن این چند ماه قشنگ جبران کردبا دیلدو تو کونم رفتم تو اتاقم دیدم که برای گوشیم پیام اومده. پیام باز کردم دیدم از خاله سیمراست. تو پیام نوشته بود آفرین توله سگ، تا ساغت 4 به این آدرس بیا. یک دقیقه دیر کنی فیلمت می تونی از مدیر مدرسه ات بگیری. ساعت و نگاه کردم 30/3 بود تا آدرسی هم که برام فرستاده بود نیم ساعت راه بود وقت نبود و سریع لباس پوشیدم و رفتم سر گوچه یه موتوری دربست گرفتم که من برسونه. این قدر هول بودم که یادم رفت دیلدو رو از تو کونم دربیارم. رسیدم دم خونه و دیدم یه ساختون 10 طبقه است. تو پیامی که برام فرستاده بود نگفته بود زمانی که رسیدم زنگ کدوم واحد بزنم. زنگ بهش زدم، اونم گفت در و باز مبکنم بیا طبقه هفتم. یه باشه گفتم و رفتم سمت در. تا رسیدم در و باز کرد با آسانسور رفتم بالا و رسیدم طبقه هفتم. از آسانسور که اومدم بیرون دیدم 5 تا در تو راهرو هست که یکی از درها نیمه باز بود. رفتم سمتش، اب خاطره ای که از خاله داشتم جرات نکردم در و باز کنم و در زدم و به جای خاله هم گفتم سلام ارباب، من رسیدم. چند لحظه بعد اومد دم در جوری وایسادکه من توی خونه رو نتونم ببینم و گفت آفرین توله سگ، معلومه که درست و خوب یاد گرفتی. منم گفتم بله، ارباب خوبی داشتم.
گفت خوبه حالا، زبون بازی نکن، خکشو پاهام ببوس. گفتم:الان؟؟، اینجا؟؟ گفت پ نه فردا تو اتوبوس بیا ببوس. الان میگم دیگه. گفتم ممکنه یکی بیاد بیرون و ما رو ببینه. گفتش خب بیاد، می فهمه تو توله سگ منی دیگه. مگه نیستی؟؟ دیدم بحث فایده نداره، خم شدم پاشو ببوسم، وقتی انگشتش و بوسیدم یه صدایی اومد...
ادامه دارد.
      
Parham231 مرد #46 | Posted: 5 Apr 2020 23:19
کاربر

 
نظرات فراموش نشه.
نظرات خوب تو داستان اعمال میکنم
      
marchobe مرد #47 | Posted: 5 Apr 2020 23:25
کاربر
 
عالییییییییییییی مثل همیشه
      
jlk12321o #48 | Posted: 2 May 2020 00:06
کاربر
 
عالی اگه میشه سریع تر سعی کن بدی بیرون

اگرم قسمتای کامل گیشو برداری که به مرد کون میده عالی میشه

یه ترسی سامم بین سمیرا و خودشو مامان بزار بیزحمت
      
jlk12321o #49 | Posted: 2 May 2020 00:07
کاربر
 
عالی اگه میشه سعی کن زود تر بدی بیرون

برا ایده هم به نظرم قسمت هایی که به مرد کون میده رو کم کن و یه تری سام هم بین سمیرا و این و مامانش بزار
      
Mohammad111b #50 | Posted: 12 May 2020 09:20
کاربر
 
خیلی خوبه دمت گرم
      
صفحه  صفحه 5 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین » 
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی / ماجرای من و مامانم

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا