تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

خاطرات بهرام و مامانش

صفحه  صفحه 27 از 29:  « پیشین  1  ...  26  27  28  29  پسین »  
#261 | Posted: 17 Apr 2019 12:05
ادامه از نویسنده
فرهاد به چشمای سحر خیره شده بود این چشما شبیه خودش بود و این موضوع باعث شده بود که برای لحظاتی در جاش میخکوب بشه.......دختری که روبروش ایستاده بود خیلی خوشکل و جذاب و خوش اندام و با همه خصوصیاتی که انتظارشو داشت و از همه مهمتر سالها منتظر تشریف فرمایی طاهره به مغازه اش بود که امروز بوقوع پیوسته بود و این وضعیت فرهاد رو در شرایط خاصی قرار داده بود....از یک نظر نمی خواست این لقمه اماده و تیکه ناب و شکار رو به این اسونی و بدونه کسب لذت و حال از دست بده و از یک نظر دیگه باید باز اعتماد طاهره رو بدست میاورد و این کار با شگرد و تغییر رفتارش میتونست عملی بشه .. ودر مابین انتخاب مادر و دختر فرهاد انگشت روی طاهره گذاشته بود ....همون زنی که همه وجودش هوس و شهوت و زیبایی و لذت فراوان ونهایت عشق و سکس بود .....هنوز با تموم وجودش اونو می خواست و روز ها و شب ها و حتی در حین سکس هایی که با همه انجام می داد به فکرش بود و زنی که بیشترین لذت عشق بازی رو باهاش داشت ....پس در نتیجه فرهاد از دیدگاه خودش برای رسیدن دوباره به طاهره باید قید سحر رو میزد....فرهاددر حالیکه با احتیاط و حفظ رعایت ادب و متانت و به خاطر کسب اعتماد دوباره طاهره دور کمر و سینه و دست و بالاخره دور رونای سحر رو متر می گرفت به یاد اوایل ازدواج خودش افتاد ...همسری که پدرو مادرش بدونه مشورت و خواسته ا ش براش انتخاب کرده بودند ..فقط اندامش به سحر شباهت داشت وگرنه بهره ای از زیبایی و جذبه اصلا نداشت .......دختری که در ابتدا رفتار و اخلاق نسبتا خوبی داشت ولی با شروع انحرافات و خیانت های فرهاد این رفتار رو سردی و وخامت کشیده شد و بعد از مدتی که متوجه خیانت های فرهاد و به خصوص رابطه هایش با طاهره و شرافت گردید تصمتم گرفت که مثل فرهاد مقابله به مثل کنه و درست مثل شرع مقدس اسلام که میگن چشم در برابر چشم و جان در برابر جان و هر عضوی از بدن.......پس اولین رابطه و خیانتشو نسبت به شوهرش با شاگردش استارت زد همونی پیرمرد لالی که کاملا کر نبود و تا ۵۰درصد می شنید و اینو فرهاد نمی دونست واین جاسوس خوبی برای زن فرهاد شده بود و جایزه اش هم کوس و کون دادن همسر فرهاد به پیرمرد شد.......باوجود اینکه این ذوج ناهمگون صاحب یک پسر و دختر هم شده بودند ولی اوضاعشون هیچ بهبودی نداشت و بلکه بدتر هم شده بود....چون رابطه های نامشروعشو توسعه داده بود و از لج فرهاد و به قول خودش زیر هر کس و ناکسی می خوابید و گائیده میشد....فرهاد فهمیده بود ولی کاری از دستش ساخته نبود چون نمی خواست فرزندانش بی مادر بشن و فیمت بی غیرتی و این سر افکندگی که باعث و بانیش خودش بود خریده بود و تنها کاری به نفعش موقتا تموم شد مرگ پیر مرد بود که در یک غروب سرد پائیزی و درحالیکه کون زن فرهاد را می کرد اسیر سکته قلبی شد و فرهاد از دست این پیرمرد متجاوز خلاص شد......ولی با وجود مرگ پیر مرد خیانت ها همچنان ادامه داشت و حتی رفتگر و بقال و نفت فروش محله هم از سهم کوس و کون زن فرهاد نصیب بردند و این انتقام خاموش و سیاهی بود که این زن از فرهاد می کشید و خودش بارها با افتخار به فرهاد می گفت ...من با پست ترین و بی ریخت ترین مرد هایی که اصلا فکرشو نمی کنید رابطه دارم و بهشون کوس و کون میدم ...ولی فرهاد این اعمال و کارای من همش باعث و بانیش خود تو هستی و من از اول زندگیمون اینو نمی خواستم .........
فرهاد به خودش اومده بود چون ناخودگاه دستش به باسن دخترش خورده وروش برای لحظاتی مکث کرده بود و این باعث شدکه داد و فریاد و اعتراض سحر بلند بشه و با دو کفه دستاش فرهاد رو به عقب پرت شد
ولی با عذر خواهی و قبول اشتباهش موضوع سر هم بندی شد و باز هم وضعیت به حالت عادی برگشت ولی کیر فرهاد در زیر شلوار و شورتش قیام کرده بود و برای رسیدن به سوراخای سحر که با همین اب کیر نطفه اش در رحم طاهره بسته شده بود بدجوری بی تابی میکرد ......فرهاد عرق ریزان و در فرم شهوتیش بالا خره کارشو تموم کرد و از سحر اتشی و هوسی فاصله گرفت ......
در اون لحظه ارزو می کرد مادر و دختر رو به همون اتاق مخفی و خوابگاه پیر مرده بکشونه و طاهره رو از کوس و سحر رو از کونش بکنه .....ولی این افکار بدرد عمه اش می خورد و فایده ای نداشت چون بلافاصله از فرط شهوت زیادش به انزال رسید و حسابی خودشو خیس و خراب کرد......فرهاد بدجوری گند زده بود و در استانه رفتن ابرو و حیثتی که ابوهتی نداشت قرار گرفته بود و با هول و هراس خودشو ار در مخفی به بیرون کشوند تا خودشو تمیز و جمع و جور کنه .....این فرهاد شهوتی در واقع به خاطر دختر خوشکلش ارضا شده بود و این موضوع رو طاهره هم فهمیده بود و میدونست فرهاد شلوارشو خیس کرده و در درونش به خنده و هیجان افتاده و حس داغی بهش دست داده بود و بدش نمی اومد که شرایطی فراهم بشه و سکس داغی داشته باشه ...حتی با فرهاد ......ولی سحر رو چیکار می کرد ...پس دندون رو جگرش گذاشت و تنها یواشکی و دزدکی یکی از دستاشو از روی دامنش به کوسش رسوند و خیلی ارووم می مالوند.......طاهره استاد این کار بود و در حالیکه سحر در کنارش نشسته و باهاش صحبت می کرد با کوسش عشق و حال می کرد و این موضوع باعث شده بود که در ادای بعضی کلمات دچار انحراف بشه و با ناز و کرشمه جواب دخترشو بده.......
در ذهن طاهره افکار شیطانی شکل گرفته بود و ارزو می کرد که کوسش با دهن سحر خورده بشه و زبون دخترشو در مغزش تصور می کرد که چوچوله کوسشو با لذت بالایی مک و می لیسه .....تنها کاری که می تونست انجام بده گرفتن دستای دخترش بود و این کار با استقبال سحر روبرو شد و تصور کرد که مامانش تب گرفته و بیمار شده .....
وای وای مامان ...تو تب داری .....انگار بیمار شدی .......دستت مثل تنور می مونه ....اووووف انگار که اتیش تو دستاته...میخای برم برات اب خنک بیارم ........
اره دخترم برو اون گوشه مغازه لیوانو از پارچ اب پرکن و بیار ش برام .......
مامانی جون بیا بخور ...نوش جونت .......اه مامان خوشکلم ......چه زیبا ابو می نوشی ...منم هوس کردم اب بخورم ....
با خوردن لیوان اب همزمان طاهره هم انزال شد و سریعا تبش پایین اومد
اومدن سحر به مغازه خیاطی پدرش نتیجه اش این شد که فرهاد و طاهره جدا از هم و به دوشکل متفاوت و جالب ارضا بشن و همچنان فرهاد در تب رسیدن به طاهره موندو بیشتر خواستارش شد ه بود ...
مهران از امکانات و امتیازات تهران به خاطر نزدیکی و عشق و علافه ای که به طاهره داشت گذشته بود و دیدن و در کنار معبودشو در اولویت قرار داده بود ودر هر فرصتی استفاده می کرد و سراغ طاهره میومد
امدن های مهران برای اهالی خونواده عادی شده بود و اونو از خودشون می دونستند صالح به چشم یک دو جنسه و ناتوان جنسی بهش فکر می کرد و بی خیال از هر حدس و گمان بدی و با وجود دو دختر بالغ و به خصوص سجر زیبا یش مانع مهران نمیشد.......مهرانی که در هرروز بیشتر تشنه همسر صالح میشدودو روز بعد از رفتن طاهره و سحر به خیاطی مهران مطابق همیشه باز به خونه شون اومد
و طبق عادت همیشگیش و در فرصت مناسب طاهره رو در اغوشش گرفت و لباشو با همه حس خوب و عشقش مال خود کرد و باز هم ازش درخواست سکس کرد ....طاهره قلبش با سیامک بود و هوا و هوسشو میتونست با امثال مهران و هوشنگ و حتی این اواخر با فرشید ارووم کنه ...ولی هر بار نیروی ناشناخته و نامفهومی مانع عشق بازیش با مهران میشد ولی این بار قضیه فرق می کرد
طاهره تشنه سکس بود و از وقتیکه در داخل مغازه خیاطی ارضا شده بود بیشتر تز همیشه هات شده بود و کیر مهران رو می خواست ..........این بار طاهره جواب بوسیدن های مهران را خوب داد و با چشاش و ناز و کرشمه ای که براش میومد ازش خواست با کیرش اروومش کنه.......پس دست در دست هم و هم گام باهم به طرف اشپز خونه ای که سه پله از کف حیاط به طرف پایین می خورد رفتند و بعد از بستن درب .....مهران به سرعت سر تا پای طاهره رو با لباش و زبونش بومی کرد و می لیسید و می خورد ....کوس طاهره اب سفید و کف مانندی ازش میومد دو قطره از این اب داغ و سرچشمه ونشاط گرفته از شهوت طاهره روی صورت مهران افتاد و این دو قطره با انگشتای همدیگه به دهنشون رفت و بعد از لحظاتی چند به معده شون رفته بود ....هردو شون هات و سرشار ازهوس در کف اشپز خونه و روی موکت نازکی غلط می خوردند......مهران انچه در چنته و توان داشت به زبون میاورد و فربون و صدقه اش میرفت و طاهره هر لحظه داغتر و شهوتی تر میشد و حتی حاضر بود مهران باهاش انال سکس کنه ....اونی که به هر کسی نمی داد و بعد از سکس انال هایش با سیامک دیگه کیری به سوراخ کونش نخورده بود..این هدیه با ارزش و خوبی بود که مهران از طاهره گرفته بود بالا خره کون خوشکل و زیبای طاهره امروز مال مهران میشداین سوراخ و باسن هر شب در خیالات و ذهتیات مهران گائیده میشد و ولی واقعیت این لذت و خوشی باید باور می کرد .....زبون و لبای مهران با اشتهای زیادی روی سوزاخ کونش بود و دست و پا زدناو پیچ و تاب و اه ناله اروومی که می کرد نشون از لذت بالای طاهره می داد .......کیر مهران رو بالا حالت گرفته بود و اماده ورود به تونل تنگ و تاریک و نرم و با انعطاف باسن طاهره شده بود ......کیری که هنوز باور نداشت داخل این مدخل و تالار بی همتا بشه .....
کیر خشک و خیس نشده امکان نداشت سهل و اسان از این سوراخ رد و به انتهای مقصد برسه پس باید با چیزی خیس و لیز میشد و این چیزی نبود غیر از شهد ناب عسلی که همین امروز شوهر طاهره از رفیقش خریده بود و افتخار وافتتاح استفاده از این عسل محلی و اصل رو سوراخ کون طاهره گرفته بود ...اگه صالح اینو می دونست صد سال سیاه هم عسل رو حتی مجانی نمی گرفت و به خونه اش نمی اورد ......شورت توری و سفید طاهره هنوز رو زانواش مونده بود و مهران با لذت و فرم خوبی بوش می کرد و قطرات مونده شو رو لباش گرفت و وانگار ماتیک رو لباش میزد ......این کارو تا وقتی که از پاهاش بیرون کشید به اروومی و کلاسیک انجام دادو با چشای خمارش فضای داغ اشپز خونه رو بیشتر کرد و این در وفتی بود که قابلمه غذای اب گوشت روی چراغ پخته میشد ........کیر اغشته به عسل مهران اماده ورود به سوراخ کون طاهره شده بود ...طاهره در اوج شهوت و هوا و هوسش ولی نگران از درد کونش پاهاشو به حالت خوابیده از هم باز و به شونه هاش کشوند و با دستاش نگه اش داشت تا این سوراخ در نهایت ماگزیموم فرم بگیره ........خواهش و التماس های ناز گونه طاهره شروع شده بود و از مهران خواهش می کرد .........و می گفت
مهران ...مهرا ن ......نمیشه کونمو بی خیال شی و کوسمو هدف بگیری؟........چرا طاهره جون<؟....اخخخخخخخه دردم می گیره<؟
اصلا ....اصلا و ابدا.......روز ها و شب هاس که ریاضت رسیدن به کونتو می کشم .......نه ...می کنمت یه جور و مدلی که از یادت نره

....اه مهران ...پس زودتر داخل کونم کن ......اه اخ اخخخ اییییییییی........ارووم تر مهران جووون......اخ اخ اخ کونم .......
اوه عزیزم ..داری گریه می کنی ؟.......اررره.......گریه درد کونمه......اخ اخ ..مهران این کیر ت خیلی کلفته یه کاریش بکن تا بازیک بشه
اووووف طاهره جون قربون اون ناز ادات و گریه هات و سوراخت که عاشق و کشته و مرده شم.......
طاهره خیلی دوست دارم .........عاشقتم ...تا روزی که خودت بخای کنارت می مونم ......
مهران اگه منو دوس داری روی کونم تلمبه نزن دارم درد می کشم ...همون جوری که تا ته کونم رفته نگرش دار و نوازشم کن....
چشم عزیزم هر چی تو بگی ...اصلا بگو تا فردا صبح تو کونت باشه من که از خدا میخام .......اه اه مهران بوسم کن و لبامو بخور لطفا.......طاهره جون ....چیه مهران .......منو دوس داری ؟....اره فقط واسه اینکه منو گاها بکنی و سیرم کنی .......پس عاشقم نیستی؟.......اه مهران اگه بهت تمایل نداشتم بهت نمی دادم تو خیلی خوشکلی درست مثل ما خانمای خوشکل ......می فهمی
اره ..میدونم .....شوهر بی غیرتت اگه بدونه الان تو به من کون می دی ....از تعجب شاخ در میاره اون هنوز باور داره که من مرد خنثی ای هستم و کیر به این کلفتیو ببینه سکته رو میزنه و تو از دستش خلاص میشی
اه مهران تولد و مرگ ادما دست خداس و من ارزوی مرگشو هیچوقت نمی کنم ...به خدا واگذارش کردم خودش اون بالا هوامو داره .......
وای طاهره تو قلب پاک و مهربونی داری اصلا کینه و نفرت در درونت جایی نداره
اه مهران بازم نوازشم کن دارم ارضا میشم ...دردم کم شده میتونی کم کم رو کونم تلمبه بزنی .... مرسی مهران جون
اخ اه اه اخ اه ...منو بر گردون و ....اهان .......خوبه کیرتو در نیار به همون فرم خودم بر می گردم .....اها الان به شکم دراز کش میشم و توم اروووم تلمبه هاتو بزن ......اوووووف طاهره چه باسن قشنگی داری ......ههههههه.....اره دیگه مال خودمه و الان فعلا اسیر تو شده.......وای وای صدای شوهرم میاد ...مهران زودتر کارتو تموم کن ...نکنه این مردک سر برسه وبیاد حوصله حرفاشو ندارم ......
باشه عزیزم ....دارم تلمبه هامو بیشتر می کنم ......
این سکس کلاسیک انال بدونه مزاحمت و اومدن شوهر طاهره به خوبی و لذت فراوانی به پایان خود رسید و اب کیر مهران توام با عسل در مدخل کون طاهره خالی شده بود و اون لحظه ای که کیرش از سوراخش بیرون میومد لذت خیلی خوبی به طاهره می داد و همین دلیلی شد که از مهران بخاد تا بارها کیرشو در کونش داخل و خارج کنه .تا به خوبی عشق و حالشو ببره ......طاهره..از خوشی و لذتش به خنده و نشاط خوبی رسیده بود ...
همون شب و درحالیکه طاهره در صدد خوابیدن بود صدای در حیاط خونه به گوشش رسید ..حدس طاهره فرشید بود .همه خوابیده بودند.حتی سحر شیطون و زبر . زرنگ هم تازه خوابش برده بود ....حدسش درست از اب درومد طاهره منتظر بود که فرشید مست شراب و عرق رو به اتاق مهمون ببره ......باز هم باید باهاش مقابله می کرد تا باهاش سکس نداشته باشه ...ولی باز هم مثل مهران این بار کوتاه اومده بود و با نگاهش به چهره برادر ناتنیش به هوس افتاد که امشب کوسشو بی نصیب از کیر فرشید نکنه........حالت و نگاه فرشید امشب خیلی فرق می کرد
بعداز استقرار فرشید در بستر خوابش ....خبر خوشحال کننده ای به طاهره رسید....فرشید نامزد کرده بود........وقتی عکس دخترره رو دید باور کرد که سلیقه برادرش خوب و عالی بوده .....این دختر خوشکل و جذاب بود و به اعتراف فرشید به عشق و یاد طاهره انتخاب شده بود .......فرشید اون شب با طاهره سکس گرم و داغ و بیاد ماندنی رو انجام داد ...سکسی که برای اخرین بار انجام میشد چون .......
     
#262 | Posted: 17 Apr 2019 12:39
درود بر شهره خانم عزیز و همسر محترم و صاحبان داستان
خیلی عالی و هیجان انگیز بود!بنده که حسابی لذت بردم !ممنون و متشکرم و منتظر ادامه حکایت متنوع و شیرینتون هستم ارادتمندشما - کیانمهر.
     
#263 | Posted: 17 Apr 2019 18:07
شهره خانم خسته نباشي
اين قسمت با يه حس و حال خاصي نوشتي
داشتم مات و مبهوت ميخوندم
نفهميدم کي تمام شد
دستت درد نکنه
     
#264 | Posted: 17 Apr 2019 19:11
arshiasi6969
Mohammadr7
سلام ..مرسی..از ابراز نظر و الطاف شماها ......در پناه الله باشین
     
#265 | Posted: 17 Apr 2019 20:28
عالی بود دمت گرم
     
#266 | Posted: 20 Apr 2019 11:21
دوستان با کامنت هاتون به شهره خانم روحيه مضاعف بدين تا قسمت بعدي اپ بکنند
به افتخار شهره خانم عزيز دسسسسسست
     
#267 | Posted: 20 Apr 2019 12:43
اون شب برخلاف شب های قبل تا طلوع صبح طاهره در اغوش برادر ناتنیش بود و این موندن و نرفتنش رو از اتفاقات عجیب و غیر طبیعی باید حساب کرد چون قبلا تحت هر شرایطی طاهره از فرشید دورو فاصله می گرفت و حتی چند باری که به اجبار وبرخلاف میلش گرفتار دست های برادر شهوتی و عاشقش میشد در اولین فرصت ازش فرار می کرد ولی اون شب طاهره کاملا خودشو تسلیمش کرده بودواین خواسته از درونش نشاط می گرفت..احساسی که حتی خودش در اون لحظات دلیلشو نمی دونست ولی وقتیکه دو روز بعد خبر تصادف و مرگ ناگهانی فرشید رو شنید به دلیل موندن و این احساسش رسیده بود ......فرشید با وجود مخالفت های نامزدش و حتی طاهره ..تن به این سفر مرگ اور داده بود تصادفی که بهت و تعجب همه کارشناسان این رشته رو دراورده بود..غلامرضا رفیقش که راننده بود کاملا سالم بود ولی متاسفانه با ضربه شدیدی که در اثر اصابت سر فرشید به شیشه جلو ماشین در جا تسلیم مرگ شده بود......این واقعه درد ناک درست یک هفته قبل از ازدواجش بوقوع پیوسته بود ...واین براستی درد اور و جان کاه بود.در مراسم به خاک سپاریش طاهره به شدت تمام و غم انگیزانه ای اشک خون و حزن می ریخت و در حالیکه لاشه سردو بدونه جون فرشید به خاک سپرده میشد به یاد اون شب خاطره انگیزش و اخرین سکسش با فرشید افتاد ....تمایلی که طاهره به برادرش داشت وصف شدنی بود قرشید مست و شنگول خواهرشو با همه وجود و عشقش در اغوش گرفته بود و لباشو می خورد و از ازدواج و خصوصیات نامزدش میگفت و اینکه پروین شباهت هایی به طاهره داشت واز عشقش می خواست که در عروسیش سنگ تموم بزاره و حتی ارایش و بزک کردنشو به عهده بگیره ....طاهره ارایشگر ماهری بود و اگر در این رشته کار می کرد می تونست نفر اول و شهره شهرش بشه ......فرشیدبعد از اینکه با ولع و اشتهای زیادی سر تا پای طاهره رو بوئید و بوسید ازش خواست به افتخار ازدواجش برای برادرش برقصه ....رقصی که نا خودگاه و با وجودی که فاقد موسیقی بود به بهترین نحو ممکنه از طرف طاهره اجرا شد....رقص کمر و باسن وگردش های کونش و با لرزوندن پستونا ی سفت و قشنگش فرشید را به مرز انفجار شهوت و هوسش
کشونده بود و با وجودیکه فرشید کنترل زیادی نداشت بلند شد و همگام با خواهرش میرقصید واین رقص دو نفره توام با لخت شدن و بیرون کشیدن لباس های همدیگه انجام میشد و خنده و شوخی های اهسته و اخرین شادی ها و سکسی که فرشید در این کره خاکی نصیبش شده بود دراون شب به کام هردوشون چسپید ...فرشید اونی که از ته قلبش می خواست دراون شب تصاحب کرده بود و طاهره با همه احساس و نیازش باهاش یکی شده بود ....فرشید پستونای طاهره رو در تایم بالای ده دقیقه می خورد و می لیسید و نوکاشو با زبونش مثل بچه ای که شیر از پستون مامانش می گیره در تصاحبش گرفته بود و این نمایشو هم در باسن و کوس و کون خواهرش با شدت بیشتری اعمال کرد ......طاهره فقط با اه ناله های خاموش و اهسته اش و پیچ تابی که به خودش میزد با این ارکستر عاشقونه و درام برادرش هماهنگ شده بود هیجان بیش از حد طاهره و شهوتی که در وجودش اسیرش کرده بود باعث شد از چشاش چند قطره اشک هوس و شهوت جاری بشه ..و بلافاصله شاهد تراوش اب کوسش بر تشک و صورت و سینه فرشید شده بود..این اب باید ریخته میشد وگرنه باعث میشد فریاد های بلند هوس الودش خونه و محله رو از خواب شیرین ادم های ساکن در اون شب بیدار کنه...طاهره به خواهش و التماس افتاده بود که کیر برادرش هر چه زودتر به کوسش برسه ......این سوراخ بد جوری به خارش افتاده و تشنه کیر شده بود .....و فرشید که اب اولیه شهوتیشو بارها دفع کرده و کمر بند کیرشو برای این سکس اخری که خودش نمی دونست سفت و محکم بست و بالا خره کوس تنگ و خیس خواهرشو مال خود کرد و ارکستر سنفونیک ضربات و تلمبه های پاپ گونه اش شروع شد .....دقایق زیادی طاهره در پوزیشن های گوناگون و در حالیکه غلط زنان و گردش کنان در تموم نقاط اتاق بزرگ مهمون قرار می گرفتند به شکل خوب و ایده الی گائیده میشد ...وفرشید انگار کیرش نمی خواست اب شو به این زودیا در این کوس ناب و همونی که سال ها دنبالش بود خالی کنه ...و لابد میدونست اخرین باری هست و دیگر سکسی و کوسی در کار نخواهد بود........هر دوشون خسته شده بودند و برای لحظاتی مثل تایم تنفس راند های بوکس و مبارزه های رزمی و بین دو نیمه یک مسابقه فوتبال رفع خستگی می کردند .....و فرصتی شد که کلامشون باهم یکی بشه
اه فرشید امشب چیشده ...خیلی گرم و باحال شدی ووانگار سیر بشو نمیشی و اب کیرت نمی خاد بیاد ......
طاهره خواهر عزیز تر از جانم همش به خاطر توه ....تو نباشی اصلا نمیخام در این کره خاکی باشم نفسم به خاطر تومیزنه و به عشق تو و وجود تو پروینو انتخاب کردم و باهاش عروسی می کنم عسق بازی با پروین فقط با اجازه و ارادت و عشقی که به تو دارم میسر میشه .....
اه فرشید نمی دونم امشب چم شده دلم میخاد از کنارت دور نشم و دوس دارم همش بغلت کنم میدونی که قبلا اینجوری نبودم و ازت فرار می کردم ..امشب از اون شب های طلایی و خوب منه ......ولی کاش به این سفر نمی رفتی ...
راستش عزیزم خودمم دلم رضا نمیده برم ولی غلامرضا میخاد پیکان جوانان بخره و یکیشو براش پیدا کردن و اصرار داره که منم باهاش باشم خب چیکار کنم دوستمه و احترامش واجبه ....زودی فردا میرم و روز بعدش بر می گردم تا باهم به کارای عروسیم برسیم
باشه فرشید منم قول میدم مجلس عروسیتو به بهترین شکل ممکنه گرم و دیدنی کنم رقصی برات بکنم که نمونه باشه ...
اه طاهره ...قربونت برم ......تو خیلی خوبی....اگه تو رو نداشتم انگیزه ای در وجودم نبود و زندگی برام معنایی نداشت ...
وای کیرم هنوز سفت مونده و باز کوستو میخاد ..........کوسم امشب مال کیرته ...بیارش که داخل کوسم بشه .....اخ اه اه اه اه
نیمه دوم سکس گرم و داغ طاهره و فرشید با سوت اه کشیدن های طاهره شروع شد......کوسش با تلمبه هایی که خودش میزد کیر می خوردچون روی فرشید نشسته بود وفرشید در بهترین فرم و حالت ممکنه چشای خمارشو به اندام زیبای خواهرش دوخته و از این منظره زیبا و بیاد ماندنی لذتشو میبرد ...اخرین لذت وخوشی که باید می گرفت و طاهره گاها روی صورتش خم میشد و لباشو می مکید و فرشید با دستاش روی باسن و رونای سفید و مانکنی طاهره اسکیشو میرفت ......باز هم در پوزیشن های گوناگون سکس کلاسیک و بیاد ماندنی برای طاهره ادامه پیدا کرد .....فرشید این پوزیشن ها رو ازفیلم هایی که قاچاقی با دوستش می دید یاد گرفته بود و الان بهترین وقت بود که روی معشوق و زنی که با همه وجودش دوسش داشت پیاده می کرد .....طاهره با وجود اینکه این مدل سکس ها براش تازه گی نداشت و قبلا در مجالس و مهمونی های دربار تجربه اش کرده بود ولی ازش لذت زیادی میبرد و از فرشید در واقع سورپرایز شده بود چون انتظارشو از فرشید نداشت .....بالا خره در حالتیکه فرشید کاملا روی خواهرش ولو شده بود اب کیرش برای اخرین بار تخلیه و در کوسی داخل شد که اونو می خواست .......
واینک طاهره با رسیدن به این نقطه خاطره اون شب شاهد قرار گرفتن لاشه کفن گرفته برادرش در قبر و ریختن خاک و دفن کاملش بود وهنوز این مرگشو باور نمی کرد ......قبر از خاک و بیل هایی که روش ریخته میشد پر شده بود و پروین در کنار طاهره و راحله گریه کنان و اشک ریزان این تراژدی و لحظات سیاه و غم انگیز و پایان تلخ زندگی فرشبد رو نظاره گر بودند ....
راحله اوضاع خوبی نداشت و افت فشار گرفته بود و با اشاره فاطی به بهرام ازش خواست به خونه اش برش گردونه ......
فاطی میدونست چیکار میکنه و از این پتشنهاد برنامه در سرش داشت و طبق قولی که به بهرام داده بود باید راحله رو براش جور می کرد واین لحظه بهترین فرصت میشدچون شوهر راحله در ماموریت اداری بود و مزاحمتی نمی توست داشته باشه ....وبا چشمک به بهرام موقعیت و همه چیو دستش داد........راحله ای که دلش برای سکس با بهرام یک ذره شده بود فاطی هر کار و غلطی که می کرد به راحله می گفت و از سکس ها و گائیدناش که با بهرام داشت با اب و تاب زیادی حرف میزد و هر بار راحله با شنیدن این حرفا تمایلش بیشتر و بیشتر میشد و طاهره اصلا فکرشو نمی کرد که پسرش خواهر کوچیکشو برای کردن و گائیدنش به خونه اش میبره و حواسش به پروین و اشک های تلخش بود که روی خاک قبر فرشید قطره قطره می چکید ...اه چه سرنوشت تلخ و بدی که این دو زوج ناکام داشتند........حرفای بیروح و غم انگیزی که با هم میزدند
وای وای فرشید جان .....هنوز مرگتو باور ندارم و باور نخواهم کرد ......بلند شو ببین کی اومده و کنارم ایستاده....خواهر عزیزت طاهره خانم که همیشه ورد زبونته و همش اسمشو میبردی ......هق هق هق هق هق هق ........اه طاهره ....من بارها بهش گفتم این سفر رو نرو ....نرو نرو ........وای طاهره خانم تو که چشات خونی شده حال و روزت ازمن بدتره ......بیا همدیگرو دلداری بریم....
اه پروین ...عروس دل شکسته و خوبم ..به خدا کاش من جای فرشید می مردم و مرگشو نمی دیدم ...اون برادر خوب و عزیزم بود و من
باز هم قلبم شکسته شد
قلبی که اولین بار با مرگ مادرش شکسته و گرد غبار غم بی مادری بر رویش نشست و بعدشم مرگ طاها و پدرش و اینک فرشید ......
پروین با طاهره و در کنار هم و با قلبی غم الود اون روز با هم به خونه برگشتند و طاهره ازش خواست در کنارش باشه ....
و این بودن و موندن دلیلی شد که طاهره و پروین باهم الفت و انس بگیرند و به یک دوست تبدیل بشن ......پروین عاشق فرشید شده بود و با طاهره بودن رو می خواست چون قصد نداشت شعله این عشق رو خاموش کنه و هر روز به دیدن طاهره میومد و هر بار همدیگرو در اغوش می گرفتند و ارامش و حس خوبی رو بهم دیگه تقدیم می کردند و کم کم این احساس تبدیل به یک وابستگی و عشق پنهونی شده بود و پروین در درونش طاهره رو برای عشق بازی و لز جستجو می کرد و در خیالات خودش و در بستر خوابش به جای عشق بازی با فرشید که قبلا در ذهنش می پرواند به طاهره و اندامش و خوردن نقاط حساسش فکر می کرد و حتی با بردن هویج و خیار به بستر خوابش ضمن مالوندن کوس تشنه اش...به استعمال این وسیله ها در کوس طاهره هم اندیشه می کرد و سوراخ کون طاهره رو با فرو کردن سر باریک هویج به مدخل کونش تجسم می کرد و بااین فانتزی خود ارضایی عشق و حال می کرد
و پروین در تدارک لز و رسیدن به طاهره بود و لی نمی دونست از چه راهی این پرده و شرم و حیا رو کنار بزاره .......
برخلاف انتظار رعنا از مرگ فرشید ناراحت وغمگین شده بود و این موضوع باعث تعجب طاهره و خیلیا شده بود خصوصیت اخلاقی و بی رحمی این زن را همه می دونستند دلیلشو غیر از خود رعنا هیچکسی نمی دونست چون قبل از ازدواجش با کمال در بره ای کوتاهی با فرسید رابطه عاشقونه یک طرفه ای داشتند...رعنا عاشق فرشید شده بود و وقتی که فرشید به خاطر عشقش طاهره به خونه شون میومد بهش اظهار علاقه می کرد ...واین دلیلی شدکه فرشید هوس باز و شهوتی از اندام دنبه ای وجاق و چله رعنا استفاده بهینه رو ببره واین ارتباطات خیلی پنهون حتی از دیدگان هوشمندانه طاهره هم مخفی نگه داشته شده بود
اولین باری که رعنا خودشو در اختیار فرشید گذاشت وقتی بود که چندبار با طاهره لز داشته بود و در همون ایامی که طاهره به خاطر یک النگو ی رعنا گرفتار و اسیر علی و رفقاش قرار گرفته بود و خونه دور از طاهره باعث شد در یک بعداز ظهر تابستون و در پشت باغچه حیاط خونه باسن رعنا لخت و عریان در معرض دستا و دهان و بالاخره کیر راست شده بهرام قرار بگیره ولی اون جلسه اول فقط با دست مالی کوس و کون و بوسیدن و لا پایی شروع و خاتمه پذیرفت ...اب کیر فراوان و غلیظ فرشید که کوس و کونشو خیلی خوب ابیاری و خیسونده بود این دختر رو به اوج شهوتش رسونده کار به جایی کشیده شد که رعنا از فرط خوشی و لذت بارها کیرشو ماچ کرد و بوئید....ارزوی رعنا ازدواج با فرشید شده بود رعنا قبل از رفتن فرشید وعده ملاقات دومشو بهش داده بود و بار دوم همون روز و دوساعت بعدش اتفاق افتاد همون لحظاتی که طاهره در خونه باغ متروکه بیرون شهر رنج و عذاب و شکنجه جنسی میشد (رجوع به اوایل داستان )...و رعنا این بار برای اولین بار طعم و مزه یک کیر سفت و جون دار رو در دهانش مز مزه کرد و اوایل کمی حالش بهم می خورد ولی با اصرار و تهدید های فرشید مجبور شد حسابی هم لیسش بزنه و هم بمکه و نهایتا ابشو تا فطره اخر قورت بده ..کاری که باعث شد بلافاصله حالش بهم بخوره و بالا بیاره و محتویات داخل معده شو رو دامن و بلوزش بریزه و گند به خودش بزنه.....رعنا ی دست و.پا شلخته ولی موذی و مکار اون روز ابروش پیش عشقش بدجوری رفت و تا مدتی اسباب مسخره و خنده فرشید شده بود..ولی رعنا همه رو به خاطر رابطه اش تحمل می کرد و دم بر نمی اورد ..بار سوم روزی شدکه رعنا و مادرش با طاهره خونه پدرفرشید دعوت بودند.واون روز خوب برای رعنا نقش گرفت چون در اتاق خلوتی که هیچ کسی مزاحمش نمیشد و سراغش نمی رفت باسنشو به حالت خوابیده و روی شکم تقدیم فرشید کرد که ازسوراخ کونش گائیده بشه ......این کون دادن برای رعنا رسمیت پیدا نمی کرد چون موقعی که برای اولین با ربه شوهرش کون می داد قسم خورده بود که سوراخش اکبند بوده و با کیر کمال کون گشایی شده است در صورتیکه قبلا با کیر کلفت فرشید ابیاری و گشاد شده بود ...کمال که استاد این کارا و متخصص این رشته بود میدونست زنش بهش دروغ میگه ولی با قسم خوردنای زنش نمی تونست مقابله بکنه و در نهایت به رعنا گفت
ببین رعنا این کون تو قبلا باهاش کار شده و من ختم این کارام پس بهتره اعتراف کنی و بگی من کونیم و اگه هم نمی گی و اصرار داری دیگه به خودت نناز و افتخار نکن که من سالم و دست نخورده ام و ادعا کنی که. حداقل مثل طاهره و خیلیا کونی نیستم ......من که به قسم خوردنات اصلا باور ندارم ....طاهره که زن برادرته اگه مدعی کون ندادنش باشه بهش میخوره و لیاقتشو داره چون ادم از دیدنش سیر نمیشه
این حرفا برای رعنا سنگین بود و قابل تحمل نبود و کینه هاشو به طاهره فقط بیشتر می کرد
رعنا مشتاق و پر هیجان از ورود کیر عشقش قرشید به مدخل کونش مرتب اوخ جون و اخ جون می گفت و بی صبرانه از فرشید می خواست بهش برسه ولی فرشید براش ناز می کرد و می خواست دست و پاشو ببوسه و ازش التماس کنه ......و این در حالی بود که با انگشتاش اتیش شهوتشو با مالوندن نقاط حساسش به اوج اعلا رسونده بود بیچاره رعنا مجبور شد پاهای قرشید و حتی بین انگشتاشو هم بلیسه و با اب دهانش قورتش بده کاری که باز باعث شد تا مرز بهم خوردن حالش برسه ولی این بار بخت یارش بود و بالا نیاوردو بجاش سوراخ کونش با کیر کلفت فرشید بد جوری جررررخورد و فقط تونست با گاز گرفتن از بلوزش جلو فریاد و داد زدنشو بگیره ....بلوزی که کمی پاره شده بود از بس که دندناشو روش کشونده بود..
این اتفاق و کون دادن چندین بار تکرار شد و هر بار خیلی کوتاه و سریع انجام میشد چون موقعیت و مکان مناسب براشون جور نمیشد ولی با شوهر کردن رعنا و رفتنشون به روستا ارتباط جنسی و نامشروعشون کاملا قطع شد
و اینک رعنا هم در دنیای درون خودش به مرگ جان کاه عشق اولیش یعنی فرشید اندیشه می کرد و غصه می خورد و با طاهره که ازش نفرت زیادی داشت همدردی خالصانه ای می کرد ...حسی که قدرت و معجزه عشق باعثش بود و بس .......
     
#268 | Posted: 23 Apr 2019 16:24
درود بر شما
این قسمت آخری به نظر خیلی سر سری و بقولی از سر رفع تکلیف انگار ،نوشته شده و از اون نکته بینی و تفصیلات خبری نبود ! شاید بخاطر تموم شدن نقش فرشید اینطوری لازم بوده !! در هر صورت امیدوارم طبق روال قبل به داستان ادامه داده بشه . ممنون از شما ! ارادتمند- کیانمهر.
     
#269 | Posted: 23 Apr 2019 18:10
داستان اين روزها شده دراميختن حس عشق ، سکس و غم
     
#270 | Posted: 23 Apr 2019 19:18
کمترين کسي ميتونه اين حس ها را ک شايد در واقع زياد قابليت ادغام نباشن ، ولي دمت گرم شهره خانم خيلي قشنگ اين کار کردي و مخاطب با خودت ميکشوني
     
صفحه  صفحه 27 از 29:  « پیشین  1  ...  26  27  28  29  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / خاطرات بهرام و مامانش بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites