تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

اقوام مادری

صفحه  صفحه 4 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  
#31 | Posted: 19 Oct 2018 18:16
اگر انتقادی به داستان دارید همین جا بگید
متشکرم:اوس علی
     
#32 | Posted: 20 Oct 2018 23:37
اقوام مادری قسمت 10

ادامه قسمت 9

بلند شد ،درحالی که لمبه ها و سینه هاش به هوا پرت میشدن به سمت اتاق خوابش دوید و من رو هم با خودش برد .از توی کشو میز کاندوم در اورد .ضربه ی محکمی به سینم زدو منو روی تخت پهن کرد .درحالی که کاندومو روی کیرم میکشید گفت:
_تاخیریه ،برای اسپری دیر شده
بعد از گذاشتن کاندوم بالا امدو روی سرم نشست .واقا نمیتونستم نفس بکشم .هزچند ثانیه کونش رو از روی سرم بلند میکرد و دوباره میزاشت .هر بار که کونسو رو سرم میزاشت جیغ میکشید
_جون ،بکن خودمی ،بخورش ،همش مال خودته ،جون کون منم مثل دخترم بخور ،مادر و دخترو باید باهم بگای
بلاخره کونش رو برداشت و حالت داگ استایل گرفت و قمبل کرد.هیچ چیز جز جوراب شلواری مشکیش تنش نبود .به سختی بین کونش سوراخ کسش رو پیدا کردمو کیرمو باهاش تنظیم کردم .از بالا تا پایین طول کسش رو با کیرم میمالیدم . صداش خونه رو پرکرده بود و به نحو وحشت ناکی جیغ میکشید .تو هیچ پورنی هم تاحالا ندیده بودم یه زن این طوری از ته دل جیغ بزنه .التماسم میکرد .
آتیش گرفتم ،تورو خدا بکنم جرم بده ،جون خاله ،مرگ خاله جرم بده ،دارم میمیرم ،،،،،جرم بده مااااااادر جنده بکن منو ،
بلاخره سر کیرم رو وارد کسش کردم .اینقدر اروم این کارو انجام دادم که حدود 5 ثانیه طول کشید . دیگه صدایی ازش در نمیومد نفسش رو حبس کرده بود .اروم اروم کیرم رو تا ته تو کسش جا دادم که با یه اه بلند جواب داد.
_اهههههه،تو چرا ساکتی ؟؟؟از کوس خاله خوشت میاد ؟تا حالا کون به این بزرگی کردی ؟تاحالا سینه ی طبیعی اینجوری دیدی؟؟
روش خم شدمو سینه هاشو چنگ زدم .در گوشش گفتم :
_ هیچ کلمه ای برای توصیف این لحظه ها پیدا نمیکنم ،هرچی بگم چیزی نیست .
_جوووون
دوباره صاف واستادم .دیگه مت تلمبه نمیزدم .خودش عقب جلو میشد .کونش مثل ژله میلرزید . هر از گاهی یه سیلی به کونش میزدم .طرف راست کونش از سیلی های من کامل سرخ شده بود .5 دقیقه به همین منوال گذشت.تا این که خاله من خوابوند و خودش روم نشت (پوزیشن دختر گاوچران ) به سرعت بالا پایین می شد دستامونو به هم گره کردیم.ماندانا شروع به پریدن روی کیرم کرد . شلپ شلپ کل اتاق رو گرفته بود و خاله همچنان به جیغ زدنهاش ادامه میداد.ماندانا روم خم شد ،سینه هاشو چنگ انداختم . خیلی اروم لبش رو رو لبم گذاشت ،چند ثانیه مکث و بعد به طرز وحشیانه ای شروع به خوردن لب های همدیگه میکردم و در همین لحظات خاله سرعت پرش های کونش رو روی کیرم زیاد کرد (بعدا اعتراف کرد که از فیلم های الکسیس تگزاس یاد گرفته {ماندانای واقعی هم عاشق الکسیس تگزاسه })از شدت لذت صدای منم در امده بود . از روم بلند حالت 69 گرفت ،خاله باز با مهرت منحصر به فردش شروع به ساک زدن کرد . منم برای جبران با چنگو دندون به جون کسش افتادم . ماندانا از اعماق وجودش جیغ میکشید و گه گاهیی فریاد میزد
_جرم بده ،جوووووون من جنده تو ام ،ا اوه اوووف
ماندانا ارضا شد .سرش رو از رو کیرم بلند کرده بود و در حال اه و تاله بود که با برخورد ابم به چشم و دماغش و قسمتی از اون که به ته حلقش رفت خندم گرفت و غافلگیر شد.
ی چرخش به خودش دادو دمر، کنارم روی تخت، درحالی که سرش به سمت پاهام بود دراز کشید منم دراز کشیدمو چند تا نفس عمیق کشیدم .دیگه جونی واسم نمونده بود . ولی واقا کون خیلی خوبی داشت خیلی گنده بود .درست مثل سینه هاش .به هر جون کندنی بود سرم به کونش رسوندم و از کون نرمش به عنوان بالشت استفاده کردم .
1ساعت بعد
اصلا نفهمیدم کی خوابم برد . از بست کون خاله بزرگ بود ارتفاع سرم زید شده بود و گردن درد گرفته بودم .ی نگاه به خاله انداختم که هوز دمر بود و درحالی که دو تا دستش رو زیر سرش گذاشته بود به خواب ادامه میداد .بازم کونش نظرمو جلب کرد . پشتش رفتمو روی رون پاش که دسته کمی از کونش نداشت نشستم . لای کونشو باز کردمو با سوراخ کونش ور رفتم .واقابرام جای تعجب بود که چطور میرفت دستشویی ؟با این سوراخ که قطرش از قطر انگشت اشاره منم کوچیکه منم کمتر بود . برخلاف بقیه کونایی که دیده بودم پوست دور مقعدش سیاه نبود کاملا همرنگ پوستش و تمیز بود . بی اختیار دهنمو روش گذاشتم که اه خاله منو اگاه کرد .به کارم ادامه دادم .انگشت اشارمو تو دهن خاله چرخدندمو هر چی تف بود جمع کردم و همرو روی سوراخ کونش ریختم .کیرمو باش تنظیم کردمو به سوراخش چسبوندم .خاله جیغی کشید که تا چند لحظه بعدش گوشم سوت میکشید . خودشو از زیرم در آورد.
_هیچ وقت فکر کردن کون من به سرت نزنه ،هیچ وقت .من آنال سکس نمیکنم .
_جوووون

از اتاق با عصبانیت بیرون زد .
15 دقیقه بعد
از خونه ی خاله بیرون زدم. مامان رو دیدم که با عجله به خونه کاهگلی و متروکه سر کوچه رفت .پشت سرش دوتا از بچه های باشگاه رضا که از فامیلای دورمون بودن رو دیدم که وارد خونه شدن .به سمت خونه دویدم .خونه چیزی بیشتر از چند اتاقک گلی تو در تو نبود . وارد شدم .صدا میومد
_امممممممم ،بخورمت ،
_جون همش برا خودت
_پس من چی
_اینا هم برا تو
_باورم نمیشد
     
#33 | Posted: 20 Oct 2018 23:46
در آینده عکس هایی به مجموع داستان اضافه خواهد شد
     
#34 | Posted: 24 Oct 2018 10:54
عاليه ولي قسمت هاي بيشتري بزارممنون
     
#35 | Posted: 31 Oct 2018 13:31
سلام خانم بیاد که باهم صحبت کنیم فدات

سکس
     
#36 | Posted: 25 Nov 2018 20:23
اوس_علي
سلام
پس ادامه داستان چي شد؟؟؟تقريباً بيش از يكماهه كه از آخرين پستت مي گذره
     
#37 | Posted: 29 Nov 2018 02:10
اقوام مادری قسمت 11

راوی:نیکتا

_جون توی راه پله فهمیدم چ کونی ردیف گردی الحق که دختر همون مامانی اینقدر زبون و دهنم رو مکید ک دیگ دهنم خشک شده بود .به حالت شهوانی بهش گفتم
_اوففففف خاله دهنم خشک شده
ی تف تو دهنم انداختو شروع به خوردن کرد .گردنم رو لیس میزد .ازیر گردن شروع به بوسه زدن کرد تا روی کسم ،درحالی که دستش رو سینه هام بود کسمو لیس میزد .سرشو گرفتمو به کسم فشار میدادم .زبونشو پایین تر برد ،سوراخ کونمو لیس میزد
_نکن خاله نکن ،خودمو نشستم
گوشش به این حرفا بدهکار نبود ،زبونشو تو کونم فرو کرده بود . انگشتشو توکونم کردو زبونشو دوباره رو کسم گذاشت .با سرعت زیادی انگشتشو تو کونم جا به جا میکرد چشامو بستم تا حس بگیرم داشتم پرواز میکردم . برای یک لحظه سنگینی روی شکمم حس کردم .شقایق با لباس روی شکمم نشسته بود و سینه هامو میمالید (شقایق مثل مرضیه مامانش لز بود و البته از سکس های مامانش خبر داشت ولی فرق شقایق با مامانش تو این بود که شقایق فقط همجنسگرا بود و هیچ علاقه ای به برقراری رابطه با جنس مخالف نداشت .از بین خاله ها همه بجز ماندانا از لز هم لذت میبردن .شقایق عاشق یکی دیگه از خاله هام بود که بعدا بهش میپردازیم )سرشو خم کرد سینه سمت چپم رو ی گاز کوچیک زد ،سرش رو بالا اورد و ی لب طولانی با لب های کلفتش که موجب حسودی من بودن ازم گرفت .شروع به خوردن سینم کرد . مرضیه وحشیا کسم رو لیس میزد و با وجود شقایق طولی نکشید ک ارضا شدم .هیچ جونی برام نمونده بود .مرضیه منو چرخوندن و دمر کرد .شقایق رو میدیدم که درحالی ک به کونش قر میده از اتاق خارج میشد .عوضی جنده حتی افتخار نداد اندامشو زیر لباس ببینیم ،حتی نذاشت لااقل ارضاش کنم ،جنده کون گشاد ،کیر نداشتم دهنش .مرضیه روی سرم نشست .اینقدر کسش رو خوردم تا ارضا شد .بعد از دوش گرفتم مایو پوشیدمو پایین رفتم .شقایق روی تخت با مایو بنفش نشسته بودو داشت لیموناد میخوردسینه های سفت و سربالا و البته بدیهی که به نسبت قدش کوچیکش از زیر مایو دوتیکه خودنمایی میکردن . ما هم رفتیم تو اب .مرضیه گفت :
_شنیدم بابات رفته اهواز
_اره ،کار داشت
_کی میاد ؟
_نمی دونم ولا
_شنیدی آقا جونم واس هفته دیگه همه رو جمع کرده
_واقا ؟ من که چیزی نشنیدم
_ببینم اینبار چی از آقا جونم تیغ میزنی
_اینطور نگو ،دست من نیست که بابا جون منو دوست دارع
_اره ارواح عمت
شقایق بلند شودو حوله رو تنش کردو رفت
_این چرا اینقدر مغروره ؟غرور از چشاش میباره
_به آقا جون رفته .پیش روانپزشک بردمش گفته اینا شخصیتشون جوریه که فقط واسه رهبری به دنیا میان ،شخصیت های قوی دارن و خوب حرف میزنن
_جلل خالق
در باز شد مامان با لباسای خاکی و مو های ژولیده داخل امد .بعد از بوسیدن خاله سمت من امد و یه ماچ منم کرد .بوی گند منی به وضوح پیدا بود .به خاله نگاه کردم اونم با تکون دادن سر فکرمو خوند و تایید کرد .خاله گفت :چی شده ؟
_هیچی
خاله دیگه سوال پیچش نکرد . دست منو کشیدو برد ی گوشه .
_بگو ببینم چیز خاصی تو راه بود ک بخوای بهم بگی ؟

_هیچی ؟
_اااااااااااام ،،چرا بود ؛دو تا پسر خواستن مخ منو مامی رو بزنن ک البته محل نزاشتم بشون
_ارع ولی مامیت حسابی جور تو رو کشیده و از خجالتشون در امده
_اه چی داری میگی خاله
_حالا صبر کن
خاله رو به مامان گفت
_ندا جون لباساتو درار برو اب تنی
_اوا ن چیزی همرام نیست
_همه اینجا هست ،غزیبه هم که نیست فعلا لخ بورو تو اب تا بعد واست حوله میارم
_مرسی واقا بش نیاز دارم
مامان کونشو عقب دادو شلوارشو با زحمت در اورد .جای چندین دست روی کونش پیدا بود که قرمز شده بودن .خاله بهم نگا کردو به لبخند پیروز مندانه بهم نگاه کرد ...
     
#38 | Posted: 30 Nov 2018 15:13
اي ول قشنگ بود
     
#39 | Posted: 30 Nov 2018 21:07
عالی بود
     
#40 | Posted: 9 Dec 2018 18:35
saramb9999

     
صفحه  صفحه 4 از 4:  « پیشین  1  2  3  4 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / اقوام مادری بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites