↓ Advertisement ↓
انجمن لوتی
صفحه  صفحه 2 از 5:  « پیشین  1  2  3  4  5  پسین »
داستان سکسی ایرانی

زندگی آریا

 مرد
#11   Posted: 8 Jun 2021 14:41

 0 Star

ارسالها: 23
عالي
 
     
  
↓ Advertisement ↓
 
#12   Posted: 8 Jun 2021 17:22

 0 Star

ارسالها: 12
تا اینجا خوب بود فقط لطفا مامانش برده نکن سکس با مامانش جوری کن که معتاد سکس باهات بشه نکه بردت بشه چون با توجه جایگاه اجتماعی و وضع مالیش خیلی تخیولی میشه برده یک پسر۱۸ساله همین طوری الکی بشه نیاز جنسی بهت منطقی تره
 
     
  
 مرد
#13   Posted: 8 Jun 2021 19:00


 1 Star

ارسالها: 69
قسمت ششم
بالاخره عصر مریم خانوم اومد با دیدنش بهش سلام کرد گفتش باید برم حمام یه دوش بگیرم... وقتی داشت می‌رفت از پشت نگاهش کردم... عجب کون گنده ای بدنش مثل یه ساعت شنی بود به خودم قول کونش رو داده بودم و قرار بود پسر کونیش هم بهم کمک بکنه ... خیلی عوض شده بودم یه جورایی قدرت طلب شده بودم و هیچکس برام مهم نبود نه دوستام نه خاله فقط قدرت میخواستم قدرت قدرت قدرت ...

به شهاب نگاه کردم ... خب حالا بگو چه جوری مادرت رو بگام؟

-نمیدونم ارباب +حواست باشه جلو دیگران بهم نگی ارباب -چشم ارباب + باید خودم یه کاری بکنم....
بعد از اینکه مریم از حمام اومد بیرون، شام از بیرون سفارش داد و مشغول خوردن شدیم.. شهاب بهم نگاه میکرد بهش یه لبخند زدم و گفتم شهاب معلم زیست تا کجا درس داده من این دو ماه خیلی عقب افتادم - نمی‌دونم اصلا برام مهم نیست کی به حرف اون مردک گوش میده ... + خندیدم منو بگو از کی میپرسم باید از امیر بپرسم اون بچه درسخون -آره آره چون باباش مجلسی هستش باید آقازاده یه کاره ای بشه ولی من احتیاجی ندارم... مریم خانم گفت پسرم تو هم باید بخونی که یه مدرک الکی داشته باشی... هر چند مدرک مهم نیست تو این مملکت فقط پول مهم... فقط و فقط پوووول...

با خودم فکر میکردم که من باید چه کار کنم؟ من که کسیو ندارم، پول هم ندارم ، یا کنکور بدم و برم دانشگاه یا سربازی؟ تازه باید به فکر یه کار هم باشم تا ابد که نمیشه اینجا موند مگر اینکه یه فکر خوب بکنم ...

شام که تموم شد، رفتم بخوابم... شهاب دیرتر اومد پرسیدم کجا بودی؟ - پیش مامانم + خب چه خبر؟- مامانم دوست نداره تو اینجا بمونی و بهم گفت که یه جوری دست به سرت کنم... آخه می‌دونی شرایط خونه ما خاص و به خاطر همین میخواد که تو بری ...- آخه اون که می‌گفت تو مثل پسرمی وتا هر وقت بخوای میتونی بمونی اینجا ؟ + بهت گفتم که مامانم اونطور که نشون میده نیست... - خب باشه من میرم + نه آریا نه ارباب.. من بدون تو نمیتونم ... انگار واقعا شهاب به من وابسته بود - خب چه کار کنیم؟ + نمی‌دونم بذار فعلا چند روز بگذره تا فکر کنیم چه کار کنیم...

فردا صبح داخل مدرسه امیر رو دیدم اصلا انگار نه انگار اون وقت شب بهش زنگ زدم به تماس نگرفت ... اومد پیشمون و گفت اوه چه صمیمی شدید شما دوتا ... گفتم توله تو نباید به من زنگ بزنی ؟ بگی چه کارت داشتم اونوقت شب ؟ -اوه یادم رفت جون آریا.. رفته بودیم کیش با خانواده و سرگرم بودم.. حالا چی شده مگه ؟ براش تعریف کردم قضیه رو و گفتم که فعلا رفتم خونه شهابشون و نمی‌دونم باید چه کار کنم ؟ امیر گفتش آریا تو که وضعیت بابای منو می‌دونی... اون اجازه نمیذه تو بیای خونه ما... یادت نرفته که بابات یکی از مجرمین اقتصادی و میگن فرار کرده و خبری ازش نیست ، بابای من هم همه چیزش اعتبارش ... اگه میشد از تو هم استفاده میکرد تا مقامش بره بالاتر ...
راست می گفت باباش از اون زن جنده ها بود که هرکسی رو برای خودش نردبان میکرد که بره بالاتر ...
زنگ آخر سرویس شهاب اومد دنبالمون ... وقتی رسیدیم خونه دیدیم نرگس داره میز رو آماده می‌کنه ، رفتیم داخل اتاق لباس عوض کنیم ، شهاب لخت شده بود و دنبال شلوارک و تیشرتش بود که بهش گفتم بیا اینجا لباس اربابت رو در بیار .... اومد شروع کرد به در آوردن پیراهن و بعد هم شلوار، بهش گفتم جورابم رو با دهنت در بیار ... خم شد و با دندون هاش جورابم رو در آورد ، پام عرق کرده بود گفتم لیسشوم بزن و شروع کرد به لیس زدن ... دیگه از شهاب مطمئن بودم که زیر سلطه خودم هستش
 
     
  
↓ Advertisement ↓
 مرد
#14   Posted: 8 Jun 2021 19:01


 1 Star

ارسالها: 69
Armin02
داستان به سمت تخیلی نمیره مطمئن باش ... داستان رو دنبال کن و نظراتت رو بگو‌
 
     
  
 مرد
#15   Posted: 8 Jun 2021 20:46


 1 Star

ارسالها: 69
قسمت هفتم
بعد از ناهار رفتم حیاط یه زنگ به خاله زدم... +سلام جوون خاله خوبی ؟ -سلام خاله جون خوبم من نگرانم نباش +کجایی عزیزم؟- خونه دوستم شهابم - خاله عصر به کارتت پول میریزم + نه خاله نیاز نیست - جون خاله ببخش که انقدر من ضعیفم که نمیتونم از تنها یادگار خواهرم مراقبت کنم+خاله خودت رو ناراحت نکن من و مسعود نمی‌تونیم کنار هم باشیم خودت می‌دونی که اون از خانواده من خوشش نمیاد....- خاله جون میگردم همین چند روزه برات خونه پیدا میکنم فقط بهم زمان بده آخه همه پولم دست مسعود + خاله جان گفتم که نگران نباش مریم خانوم مادر شهاب از دوست های قدیمی مامان و هوای منو داره- باشه خاله جان مراقب خودت باش ، من باید برم آخه شیفت هشتم و بیمار آوردند +باشه خاله جان خدانگهدار - خداحافظ آریا

مریم خانوم هوای منو داره ؟ اون میخواد منو بندازه بیرون از اینجا اما چرا ؟‌ شهاب گفت که خونش وضعیتش خاص؟ منظورش از خاص چیه؟ همین که نرگس کص لیس مامانش یا رابطه نرگس با شهاب ؟ یا چیزهای بیشتری هست ... اره باید بیشتر از این موارد باشه

رفتم داخل که دیدم شهاب داره با مامانش حرف میزنه اما من رو‌ که دیدن حرفشون رو قطع کردند... گفتم ببخشید من میرم اتاق که بخوابم گفتند برو عزیزم
پتو رو انداختم رو خودم و دراز کشیدم بعد چند دقیقه دیدم در باز شد و یکی صدام میکرد صدای نرگس بود اما جواب ندادم و اون هم در رو بست ... خوابیدم فکر کنم دو ساعتی خواب بودم بیدار که شدم رفتم به سمت آشپزخونه اما کسی جز نرگس نبود ازش پرسیدم بقیه کجان؟ گفتش خانوم رفته بیرون و آقا شهاب توی استخر هستند ... گفتم استخر کجاست ؟ گفتم همین راهرو برید سمت راست به سمت زیر زمین ... رفتم پایین عجب استخری چه مجهز ، وسایل ورزشی هم داشت دیدم شهاب داره شنا می‌کنه تا منو دید گفت سلام خوابالو
+ سلام همچین استخری دارید اما یه بار تعارف نکردی که بیایم ؟- بیا داخل آب + لباس ندارم شهاب - نشستم کنار استخر و گفتم ظهر در مورد چی حرف می‌زدید؟ + هیچی آریا - بگو‌ بهم توله این یه دستور + باشه آریا مامانم می‌خواست بدونه چه کار کردم که از اینجا بری... + خب فقط همین؟ - نه من بهش گفتم اصرار دارم که بمونی و سر همین صحبت میکردیم بهش گفتم که تو قابل اعتمادی و میشه بهت تکیه کرد اما قبول نمی‌کرد

- خب فقط همین؟ در مورد چی باید اعتماد باید بکنه؟ راستش رو بگو - در مورد سکس منو نرگس و خودش و نرگس + اینکه یه مسئله سادست... اصل موضوع رو بگو‌- همینه بخدا + همینه ؟؟ پس من میرم ... تو خیابون بخوابم بهتر از اینه تو هم بخوای بهم دروغ بگی تازه ادعا هم داری که برای من هر کاری می‌کنی ... - بخدا هر کاری برات میکنم اما میترسم بهت واقعیت رو بگم + بگو قضیه چیه ؟ - صبر کن از آب بیام بیرون ... ببین آریا مامان اینجا در ماه حداقل چند بار یه سری مهمونی برگزار می‌کنه + پارتی ؟ خب اینکه عادیه؟ نه اونجور پارتی ... توی این پارتی همه چیز هست از قمار و شرط‌بندی گرفته تا مواد و انواع سکس ها و البته خانواده های مهمی داخلش شرکت می‌کنند... به خاطر همین خانواده ها هستش که مامانم نمی‌خواد تو اینجا باشی... بهت اعتماد نداره + عجب مهمونی ... بگو ببینم چه اتفاق هایی میفته توی این مراسم ها؟ کیا هستن؟ - اکثرشون رو نمی‌شناسم ، خاله و عموم و شرکاش به همراه خانوم هاشون هستند و البته چند تا مقام و‌ مسئول ... + خب من چه طور میتونم به مامانت بفهمونم که قابل اعتمادم ؟ - نمی‌دونم آریا این دیگه کار خودته من هر کاری میکنم که تو باشی اینجا ...
 
     
  
 مرد
#16   Posted: 8 Jun 2021 22:11


 1 Star

ارسالها: 99
Aria1997

خیییییلی تند میری .یخورده روند داستان رو اروم تر پیش ببر
هرچه در فهم تو آید آن بود مفهوم تو
 
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 مرد
#17   Posted: 9 Jun 2021 00:47


 1 Star

ارسالها: 69
Oosali
سعی میکنم ... البته داستان روند خیلی خوبی داره فکر کنم
 
     
  
 
#18   Posted: 9 Jun 2021 12:04

 0 Star

ارسالها: 5
Aria1997:
سعی میکنم ... البته داستان روند خیلی خوبی داره فکر کنم



روند بدی نداره ولی تا انتهای این چند قسمت داره داستان بد میشه(تو قسمتی که نوشتی اینجا پارتی می گیریم با عمو و خاله و بزرگان) این مسایل تو خارج از کشور هم قفله چه برسه به ایران و اینجور نوشته باعث میشه مخاطب ارتباط خوبی نگیره
پس سعی کن مسایل عادی و جذاب و قابل باور رو تو داستان داشته باشی
0000
 
     
  
 مرد
#19   Posted: 9 Jun 2021 16:09


 1 Star

ارسالها: 55
عالیه زودتر ادامه بده
سکس بدون محدودیت
 
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 مرد
#20   Posted: 9 Jun 2021 16:50


 1 Star

ارسالها: 69
abbas70
توی اروپا مسئله سکس حل شده و یه جوری روابط برای سکس آزاد شده و حتی سکس با محارم مثل مادر در فرانسه تبدیل به قانون شده و بعد از ۱۸ سالگی موردی نداره و میتونی سرچ‌کنی تا مطمئن بشی ... توی ایران هم هست ولی به صورت علنی وجود نداره و کسی اعلام نمیکنه که من مادرم رو میکنم یا با خواهرم ارتباط دارم و به خاطر فضایی که وجود داره یه جور ناهنجاری به حساب میارند ولی در دنیا سکس آزاد، همجنسگرایی مسئلش حل شده
 
     
  
صفحه  صفحه 2 از 5:  « پیشین  1  2  3  4  5  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

زندگی آریا

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2021 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA