↓ Advertisement ↓
انجمن لوتی
صفحه  صفحه 3 از 5:  « پیشین  1  2  3  4  5  پسین »
داستان سکسی ایرانی

زندگی آریا

 مرد
#21   Posted: 9 Jun 2021 16:53


 1 Star

ارسالها: 64
Pedivasahar
سعی میکنم اما باید به کار و زندگی هم رسید... مگر اینکه سایت منو استخدام بکنه با بیمه
 
     
  
↓ Advertisement ↓
 مرد
#22   Posted: 9 Jun 2021 18:23

 0 Star

ارسالها: 9
Aria1997
عالیه ادامه بده باقدرت
 
     
  
 مرد
#23   Posted: 9 Jun 2021 18:36


 1 Star

ارسالها: 64
قسمت هشتم
روزها سپری می شد و من سعی در نزدیک تر کردن خودم به مریم داشتم و البته در جلب اعتمادش ... کارهایی مثل درست کردن قهوه و بردن براش و امروز چه خوشگل شدید مریم خانم و ... که متنفر بودم ازشون ... کلا از تظاهر متنفر بودم اما چاره‌ای نداشتم البته تو این چند روز مجبور بودم چند باری هم شهاب رو بگام که سرد نشه بهم و کمکم بکنه که بمونم اینجا

چهارشنبه زنگ تفریح صدام زدند دفتر مدرسه ... گفتند که چک شهریه مدرسه پاس نشده مبلغ چک ۴۰ تومن بود و باید شنبه قیم خودم که خالم باشه رو ببرم مدرسه که یا چک رو پاس کنه یا پروندم رو تحویلم بگیره... نمی‌دونستم چه کار کنم وضعیت بدی بود ... نامه مدرسه رو‌ گرفتم که مثلاً تحویل خاله بدم

با شهاب و امیر توی کلاس درمیون گذاشتم ... گفتم شاید مجبور بشم از این مدرسه برم ... امیر گفت من چهار پنج میلیونی تو حسابم دارم میخوای بهت بدم ؟ گفتم نه با این چیزا درست نمیشه... حالا امسال اوکی شد، سال دیگه رو چه کار کنم؟ ‌

با شهاب به سمت خونشون راه افتادم ... مامانش نبود اما نرگس داشت ناهار آماده می‌کرد ، رفتیم اتاق و مشغول لباس عوض کردن شدیم و شهاب هم وظیفه داشت که لباسم رو عوض کنه و با زبونش عرق پام رو بخوره ... داشت لیس میزد که بهش گفتم چه کار کنیم حالا ؟؟

گفت نمی‌دونم میخوای به مامانم بگم؟ + بذار اول به خالم بگم ببینم چی میگه ... - باشه
بعد از ناهار به خاله زنگ زدم و باهاش صحبت کردم و گفتش که پولی نداره و پولش دست مسعود و اونم نمیده،مگر اینکه برم ازش معذرت خواهی کنم ... عمرا برم ازش معذرت خواهی کنم حاضرم کص لیسی مریم رو بکنم اما از اون حروم زاده معذرت نخوام

رفتم داخل اتاق شهاب خوابیده بود... گفتم من باید با مامانت حرف بزنم، خالم پول نمیده.. گفتش خب من به مامانم میگم که پرداخت بکنه+ پرداخت نمیکنه مامانت چه فرصتی بهتر از این که به خاطر مدرسه هم شده من از اینجا برم ...- آره راست میگی اما میخوای چه کار کنی ؟ چی بهش بگی ؟ + نمی‌دونم - باید باهاش رابطه برقرار کنم حتی شده بکنمش... این چند وقت هر چی محبت کردم و تعریف کردم ازش فایده نداشت ... - مطمئنی میخوای انجامش بدی؟ + اره ‌نهایتش اینه که چند روز زودتر از اینجا ... خب بگو ببینم چه جوری حشری بکنمش؟ - نمی‌دونم + باز داری دروغ میگی - مگه نگفتی که داخل اون مهمونی انواع سکس ها هستش ... مامانت میشینه نگاه می‌کنه فقط ؟ یا تو فقط نگاه می‌کنی ؟

- با خنده گفت نه خب مگه شاه کصی مثل مامان روی زمین میمونه ... + گفتم خب چه جوری حشری میشه ؟ - خودش انتخاب می‌کنه طرف رو اما سینه هاش نقطه ضعفش هستند + پس زیاد دیدی گاییده شدن مامانت رو - اره بابا گفتم که حشری تر از اون چیزی که نشون میده - خب تو اونجا چه کار می‌کنی ؟ کون میدی یا کص می‌کنی؟ + کونم فقط مال تو ارباب آریا ... کص میکنم اونجا... کص خالم و زن عمو رو گاییدم و البته چند نفر دیگه ... + مامانت چی ؟ - نه اون کیر منو به حساب نمیاره + پس کیر کلفت دوس داره ...- اره ولی مطمئن باش اگه تو بیای داخل اون مراسم بهترین کیر رو داری، کسی نمیتونه به گرد پات برسه .... + عجب... حالا این مامانت رو کجا میتونم پیدا کنم تنهایی؟ -ساعت ۴:۳۰ مربیش میاد که بهش تمرین بده تا ۶ بعدش هم مامان می‌ره استخر بهترین زمان همون موقع شنا کردنش ...
 
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
 مرد
#24   Posted: 9 Jun 2021 18:36


 1 Star

ارسالها: 64
Jahl
برای ادامه دادن نیاز به حمایت شما عزیزان دارم
 
     
  
 
#25   Posted: 9 Jun 2021 19:53

 0 Star

ارسالها: 43
آپ کن ،دوست داریم
 
     
  
 مرد
#26   Posted: 9 Jun 2021 20:16


 1 Star

ارسالها: 64
Malmall
قربونت برم ...منم دوست دارم.... سعی میکنم روزی حداقل یک قسمت بذارم
 
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 مرد
#27   Posted: 10 Jun 2021 08:29


 1 Star

ارسالها: 55
Aria1997
دمت گرم
سکس بدون محدودیت
 
     
  
 مرد
#28   Posted: 10 Jun 2021 11:18


 1 Star

ارسالها: 64
قسمت نهم

ساعت ۴ بود .. من و شهاب نشسته بودیم روی مبل و منتظر زنگ در و ورود مربی بودیم... بالاخره زنگ زده شد و نرگس در رو باز کرد.. و رفت جلوی در و همین لحظه مریم اومد و گفت مربی ورزشیم اومده شهاب ؟ - اره مامان همین الان زنگ زد و نرگس رفت تا راهنماییش بکنه ...‌ گفتم مریم خانم میشه منم بیام و تمرین کنم؟ - مریم خانوم سکوت کرد + شهاب گفت منم میام آریا ، مامان مشکلی که برای تمرین شما پیش نمیاد؟ مریم خانوم گفت نه اما ... که همین لحظه مربی ورزشی وارد شد و سلام کرد .. نگاهم بهش برگشت و دیدم یه خانوم خوشگل و البته هیکلی جلوم ایستاده... مریم جواب داد سلام آتوسا خوش آمدی فکر کنم امروز باید زحمت بکشی به پسرها هم تمرین بدی ... - مشکلی نیست بریم پایین ببینم پسرها وضعیتشون چه جوریه...
اومدیم زیر زمین و مریم و آتوسا جلو میرفتن و من و شهاب هم در حال دید زدن کون زیبای این دو نفر بودیم... البته آتوسا مورد پسندم نبود به نظرم زیادی عضله ساخته بود و زن از نظر من باید زیبایی های زنونه خودش رو داشته باشه نه اینکه حسابی عضله بسازه و بخواد بشه رونی کلمن... البته هرکس یه چیزی رو دوست داره و نمیشه گفت همه باید مثل من دوست داشته باشند که زندگی کنند

بعد از گرم کردن و کشش های اولیه ... من رفتم روی تردمیل و شروع کردم به راه رفتن و شهاب چند تا دمبل سبک برداشت و شروع کرد به زدن ... من تمام حواسم به مریم و آتوسا بود.حدود نیم ساعت کار کردیم که شهاب گفت من دیگه نمیتونم و می‌خوام برم و بدنم درد گرفته ... مریم گفت بچم مثل باباش سریع خسته میشه ...اما من ادامه دادم و حرف های آتوسا رو گوش میدادم... خیلی عرق کرده بودم و البته بسیار خسته بودم اما ادامه دادم... رفتم جلو آینه تا بدنم رو ببینم اووووف چه بدنی داشتم، قدم بلند بود و سفید و بور بودم و البته هیکلم روی فرم بود و اگه تمرین می‌کردم و ادامه میدادم حسابی دخترکش میشدم البته قبلا هم تمرین می‌کردم اما ادامه ندادم

تیشرتم که خیس عرق شده بود رو از تنم در آوردم و مشغول ادامه تمرین شدم که احساس کردم جدا از آتوسا یه نگاه دیگه ای زیر نظرم داره ... اره اون نگاه مریم بود که داشت تمرین منو میدید و برنداز میکرد

بعد چند دقیقه مریم گفت خب آتوسا من دیگه خسته شدم ، ممنون که اومدی سعی کن حداقل هفته ای یکبار رو به من سر بزنی عزیزم... - چشم عزیزم سعی میکنم بیام اما تو می‌دونی که چقدر سرم شلوغ ... + اره ولی حساب من جداست باید هوای منو بیشتر داشته باشی - چشم عزیزم ... من برم دیگه فعلا خداحافظ ، آقا پسر خوشگل خداحافظ + خداحافظ آتوسا خانوم خوشحال شدم از دیدنتون ...
 
     
  
 مرد
#29   Posted: 10 Jun 2021 11:37


 1 Star

ارسالها: 64
قسمت دهم

آتوسا رفت و من موندم و مریم اونم خیس عرق بود... گفتم ببخشید تیشرتم خیس عرق بود مجبور بودم درش بیارم الان میرم می‌پوشم - لازم نیست آریا جان و با خنده گفت حواسم هست میخواستی دلبری کنی برای آتوسا اونم به بدنت اما بدون که اون مثل تو زیاد دیده و این راهش نیست + نه خانم من قصد همچین کاری نداشتم - حالا بهت گفتم که بدونی ...
همین لحظه نرگس وارد شد و تنقلات و معجون آورده بود... مریم ازش پرسید شهاب کجاست؟ - آقا شهاب خواب هستند + برای آریا هم تنقلات و معجون بیار - چشم خانم

-خب آقا آریا بدنت خوب روی فرم هست باریکلا ... مثل شهابم نیستی که داره کم کم میشه بشکه + لطف دارید مریم خانم ... من قبلاً خب ورزش میکردم و فوتبال میرفتم

راستی باشگاه خیلی مجهزی دارید... خیلی وقته ورزش می کنید؟
-اره یه سه چهار سالی میشه
+خیلی خوبه ... چرا شهاب نمیاد؟ من از وقتی باهاش رفیقم اهل ورزش و تفریح نبوده؟
-شهاب مثل باباش تنبل و فقط دوست داره بخوره و بخواب + و البته خیلی با معرفت... من به شهاب و شما خیلی مدیونم که اجازه دادید اینجا بمونم ... - آره مدیون شهاب البته نه من... + نه شما خیلی به من لطف داشتید - بس کن آریا...
همین لحظه نرگس اومد و برای من معجون و چیزای دیگه آورده بود..‌. بعد که سینی رو گذاشت روی میز ... مریم به نرگس گفت بیا کارت دارم و در گوشش یه چیزایی گفت که من نشنیدم...
بعد از اینکه نرگس رفت بالا گفتش تو چرا نقش بازی می‌کنی؟ محبت الکی و زبون بازی... من درسته یک زنم ولی این بازی ها رو بلدم...
مونده بودم که چی بگم و سکوتی بینمون حکم فرما شد...
بالاخره سکوت رو شکستم و گفتم مریم خانم لطفا بشینید ، توضیح میدم... - خب بفرما توضیح بده + من می‌دونم شما نمی‌خواین اینجا بمونم اما من دیگه کسیو ندارم، پدرم معلوم نیست کجاست... مادرم مُرد و تنهام گذاشت، خالم منو ول کرده و چسبیده به شوهر جاکشش و‌ جدیدا هم دارند از مدرسه بیرونم میکنند.. من نیاز به یک خانواده دارم ، دوست دارم شما و شهاب خانواده من باشید... شما میخواین من برم داخل کوچه و خیابون بخوابم ؟؟ باشه میرم همین امشب میرم... راستی اون لباس در آوردن هم برای جذب و دلبری آتوسا نبود برای شما بود... سرم رو انداختم پایین...
-چرا دارند از مدرسه اخراجت می کنند؟ ‌+ به خاطر پوول .. چک بابا پاس نشده و برگشت خورده و گفتن یا پرداخت یا بیا پروندت رو بگیر ... - عجب به خالت بگو‌ پرداخت بکنه ... + گفتم اما گفت ندارع و پول هاش دست شوهرش و اونم اجازه نمیده مگر اینکه من برم ازش عذرخواهی بکنم و بعد اونم شاهد تحقیر خودم و خانوادم باشم ... - عجب مارمولکی این فرزانه + خاله فرزانه چرا ؟ همه چیز زیر سر اون مسعود بی همه چیز - هنوز بچه ای ... فرزانه و شوهرش مثل هم هستند فقط فرزانه ظاهر رو حفظ میکنه ... بالاخره هرکی ندونه من که می‌دونم همین الان ۵ میلیارد تو حساب بانک ملیش داره... رئیس شعبه از دوستان نزدیک منه ... - غیر ممکن... به من می‌گفت تو مثل پسرمی و خیلی دوست دارم و هرکاری برات میکنم - اما حاضر نیست شهریه مدرسه رو بده ؟؟ حالا چقدر هست؟ + ۴۰ تومن - براش پول خرد اما تو بچه خواهری هستی که اون همیشه بهش حسودی میکرد ... من با مادرت همکلاس بودم و به خاطر رفت و آمد خانوادگی اون فرزانه عوضی رو خوب میشناسم

نمی‌دونستم چه کار کنم ... دیگه باید به کی اعتماد کرد ؟؟ سرم پایین بود و اشک هام سرازیر شد ... مریم اومد سمتم و گفت گریه نکن... تو دیگه مردی شدی و اشک هام رو با دستش پاک کرد و لبم رو بوسید... جا خوردم ... بعد گفتش خانواده میخواستی ؟ من و شهاب خانوادت اما این خانواده و این خونه قوانین خاص خودش رو داره ... رازهای خاص خودش رو داره... اگه میخوای عضوی از خانواده باشی و در این خونه زندگی بکنی باید قوانینش رو رعایت بکنی ... + چشم رعایت می کنم - آفرین , قانون اول اینجا من رئیس هستم + بله متوجه هستم - حالا بیا شنا کنیم
شروع کرد به دراوردن لگ (یه نوع شلوار) ورزشی و بعد هم تیشرت رو انداخت بیرون... اوه خدای من عجب بدنی ... عجب سینه هایی و چه کون خوشگلی ... مثل جنیفر میمونه ... - یه ست زرشکی تنش بود .... هوی حواست کجاست؟ + اااا همین جا - فکر کنم لخت من جذاب تر و دلبرانه تر از تو باشه ... خندید و پرید توی آب و گفت یالا بیا تو آب ... پریدم داخل آب و رفتم کنارش و‌باهم شروع کردیم طول استخر رو شنا کردند .... گهگاهی میرفتم زیر آب و اون بدن خوشگلش رو می‌دیدم ... راست کرده بودم اوووف .... حدود ۱۵ دقیقه شنا اومد نزدیکم و گفت قانون دوم این من هستم که انتخاب می‌کنه کی بهم نزدیک بشه ... و دستش رفت روی کیرم و فشارش داد ... نفسم بند آمد آه .... داشت برام می‌مالید... - خوب با این کیر گندت از خجالت کون پسرم درآمدی ... ببینم با من چه کار می‌کنی ...+ آخ - بیا دنبالم
در حالی که کیرم دستش بود از آب اومدیم بیرون و رفتیم سمت اتاق ماساژ ... همین که رفتیم داخل ازم لب گرفت و منم ادامه دادم... + آخ چه لبای خوشمزه ای جووون ... زبونمون توی دهن هم در رفت و آمد بود.. یه دستم روی کون نرمش بود ... مثل پنبه بود ... دست دیگم رو بردم سمت سینه هاش ... شهاب می‌گفت روی ممه هاش حساس .. همینم بود و با چند تا مالش چشماش خمار شد و زانو زد و کیرم رو از شورتم در آورد و وقتی دیدش گفت عجب کیر سفید و‌خوشگلی
شروع کرد به ساک زدن ... عالی بود اما به شهاب نمی‌رسید بعد از چند دقیقه خوابید رو تخت ماساژ و گفتش بیا کصم رو بخور ... شروع کردم به خوردن و اونم آه میکشید به یک دقیقه نکشید که گفت کیرت رو بکن توش... کیر می‌خوام و منم تنظیم کردم و آروم فشار دادم داخل و اونم شروع کرد ناله کردن ... تنگ بود برام عجیب بود گفتم خیلی تنگی، آتیش گرفتم .... گفتش کیر خوب نبوده که این کس رو حال بیاره بعد از اینکه کیرم کامل رفت داخلش بدنش لرزید و ارضا شد و بعد اینکه عقب و جلو کردم اون سینه های خوشگلش جلوم بالا پایین می‌رفت که باعث میشد حس عجیبی بهم دست بده ... گفتم بهش داگی شو و از پشت کردم تو کصش و شروع کردم وحشیانه تلمبه زدم و وسط این تلمبه ها دوباره ارضا شد چه صدایی بلند شده بود... صدای شهوت بود صدای گاییده شدن مامان جنده شهاب به دست من .... اخ چه حالی میکردم... کم کم داشت آبم می‌آمد گفتم دارم میام کجا بریزم که گفت داخل نریزیاااا بریز روی زمین و بعد چند تا تلمبه همین کار رو کردم و افتادم زمین ... همون طور که دراز کشیده بود بهم گفت کسی نتونسته بود منو دوبار ارضا بکنه ... اگه چند دقیقه دیگه ادامه می‌دادی برای بار سوم هم میامدم

یه حوله بود اونطرف برداشتم و شروع کردم به تمیز کردن مریم و‌ ترشحات کصش ... شورتش رو پاش کردم و گفتش حالا بریم بالا ... از کنار استخر گذشتیم که برگشت گفتش + چند وقته شهاب رو می‌کنی ؟ - زیاد نیست کمتر از سه هفته. + برگشت سمتم و گفت : قانون سوم همیشه با من باید صادق باشی...- بخدا راستش رو گفتم تازه من نخواستم خودش اصرار کرد که بکنمش + یه دونه پسرم هم کونی از آب درآمد اینم شانس منه... پشت در زیر زمین نرگس نشسته بود فکر کنم مواظب بود که شهاب نیاد پایین... گفت شهاب کجاست ؟ -خانم هنوز خواب ... + قانون چهارم آریا ... برای سکس طرف من نمیای مگر اینکه خودم بهت بگم... اگر زدی بالا و سکس نیاز شدی نرگس هست ... وظیفه داره بهت خدمت بکنه ... نرگس متوجه شدی؟ آریا هر وقت خواست هر کجا بودی بهش سرویس میدی... - بله خانوم متوجه شدم ...
وقتی رسیدیم بالا مریم رفت اتاقش و گفت شام می‌بینمت شهابم بیدار بکن و من هم رفتم سمت اتاق شهاب که دیدم داره خر و پف می‌کنه نشستم رو تخت و با خودم فکر میکردم ... چرا اینطور شد؟ دیگه هیچکس منو دوست نداره حتی خالم ... میخواستم رئیس این خونه بشم و مریم رو برده خودم بکنم اما الان اون که رئیس و من باید بگم چشم که اگه نگم چشم باید برم توی خیابون بخوابم ....

ممنونم که ۱۰ قسمت همراه من بودید...
ممنون میشم نظراتتون رو بگید یا برام خصوصی پیام بذارید که کمکم بکنه در ادامه داستان ...
در ضمن قسمت بعدی روز دوشنبه هفته آینده قرار داده می شود
 
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 مرد
#30   Posted: 10 Jun 2021 16:05

 0 Star

ارسالها: 12
عالیه منتظر ادامه داستانت هستیم
 
     
  
صفحه  صفحه 3 از 5:  « پیشین  1  2  3  4  5  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

زندگی آریا

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2021 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA