تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Homosexuals - همجنسگرایان

خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی

صفحه  صفحه 1 از 11:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین »  
#1 | Posted: 1 Sep 2011 21:18
دوستان در صورت تمایل،خاطرات سکس با همجنستون رو در این تاپیک ارسال کنید.

گذشته ها را فراموش میکنم .
     
#2 | Posted: 21 Sep 2011 21:41
چند قسمت هست که میشه خاطرات کون دادنو بنویسید.ولی همشون میگن اولین بار کی کرد و چطوری بودش. بیایید یک کاری کنیم.خاطرات اول دوم نداره. پسرایی که کون دادن فقط بیاین اینجا و بنویسند. اونای که کردن جاهای دیگه بنویسند.

اگه قبول دارید بنویسید اینجا تا روزی یکی دو تا خاطره برای همدیگه بگیم. حالا یکی از خاطراتمو من مینویسم و منتظرم بقیه دوستامونم اینجا بنویسند.

این مربوطه به وقتی که بین چهارده و پانزده سالم بود. قبلش سکس کرده بودم.میگم سکس یعنی پسرای بزرگتر از خودم با من حال کرده بودن. من تا الان کسی رو نکردم.نمیدونم چه مزه ای داره حتی. توی اون سن یک مشکلی داشتم. هم اینکه دوست داشتم بازم کون بدم و هم اینکه میترسیدم کونی بشم. یعنی منظورم اینه که میترسیدم عادت کنم و ابنه ای بشم و نتونم هیچوقت کون دادنو ترک کنم.

یکی بود قبلا با من حال کرده بود و خیلی هم دوستم داشت.گفتش اگه میتونی ندی چه بهتر ولی اگه نمیتونی خب لاپایی بده. یا ساک بزن.این برام یکی از سخت ترین تصمیمهایی بود که توی زندگیم باید میگرفتم و شاید بشه گفت سختترین تصمیمم بوده.

ساک زدن که مهم نبود اما لاپایی دادن خیلی وقتا که کسی میکرد منو و طولانی میشد قبول میکردیم بکنه تو،شما اگه بجای من بودید چه تصمیمی میگرفتید؟

من تصمیم گرفتم دیگه کون ندم.ولی بعدا دیدم نمیشه و گاهی مجبورم میکردن کون بدم.سعی کردم تا میشه کمتر بدم ولی همین خیلی کم به جایی رسید که بعضی وقتها توی یک هفته یکبار میدادم و گاهی سه چهار بار.و از این کمتر دیگه امکان نداشت برام.کسی از این کمتر میتونه بده؟ شهوت خیلی زیاد هم یک دلیل بود که گاهی زود قبول کنم و گاهی وقتا پولهای خیلی زیاد پیشنهاد میدادن ولی قبول نمیکردم.ولی چون دختر نزدیکم نبود و منم کون داده بودم قبلا دیگه همینطور ادامه دادم تا الان که چهار پنج سال ازش میگذره .

گذشته ها را فراموش میکنم .
     
#3 | Posted: 21 Sep 2011 21:47
همجنسبازی با استاد کاراته ( این خاطره مال دوستمه)


من پیمان هستم وكاراته كار ميكنم.من از بچگی به مردها علاقه داشتم و همیشه نقش مفعول را داشتم. یادم می آید که همیشه با بچه همسایمون که یکی دو سال از من بزرگتر بود میرفتیم زیرزمین خونه و بازی مامان و بابا میکردیم من همیشه نقش مامان را بازی میکردم همینکه کیر پسر همسایه را میخوردم احساس خوبی داشتم و وقتی هم منو میکرد زیاد احساس نمیکردم ولی با این حال خیلی خوشم میآمد.

اولین باری که یک کیر درست و حسابی تو کونم رفت مربوط به 12 سالگی ام بود كه باشگاه كاراته ثبت نام كردم،مربي مون حدودا 30 ساله بود، یک دو ماه اول موضوعی نبود ، از همان اول از مربي خوشم ميومد هم خوش هیکل بود و هم خوش قيافه، تلاش کردم که از همان اول با او دوست شوم. توی سالن ورزش که لباسمو عوض ميكردم تا لباس كاراته بپوشم خیلی وقتها فقط با شورت میگشتم برای همین بدن منو ميديدن و از این من خیلی احساس خوبی داشتم. چون نمیدانستم استاد چه احساسی در رابطه با کون کردن دارد زیاد تند نمیرفتم هر وقت براي آموزش پيش من می آمد خودم را جلوی او راحت میگذاشتم و به هر کجای بدنم دست میزد کاری میکردم که احساس راحتی بکند بخصوص وقتی که به رانهایم دست میزد تا پاهایم را از هم باز کند آرام نفس میکشیدم تا به او خط بدهم.

یکی دو هفته به همین وضع گذشت فهمیدم که او هم از دست زدن به بدن من خوشش میآید تا این که روزی استاد برای کمک به من آمد من متوانستم پاهایم را 180 درجه باز بکنم استادرفت پشتم ایستاد وقتی کمک کرد تا پاهایم را باز کردم شروع کرد به ماساژ دادن پاهایم بعضی وقتها دستش را به کپلم میکشید خیلی احساس خوبی داشتم وقتی دید اعتراضی ندارم بعضا دستش را میان کپلهایم هم میکشید. جلسه بعد که برای تمرینات رفتم استاد از من خواست در ساعات غیر باشگاه بروم خانه آنها او در خانه شان یک سالن ورزش درست کرده میتوانم آنجا بیشتر تمرین کنم من هم قبول کردم عصر بعداز اتمام تمرینهایمان در باشگاه با هم رفتیم خانه استاد که هم مسیر را بشناسم و هم روز اول با هم تمرین کنیم. او زیرزمین خانشان را به یک سالن ورزش تبدیل کرده بود لباسهایم را عوض کردم و با او شروع کردم به تمرین.

وقتی به قسمتهای مختلف بدنم دست میزد حالت خاصی بهم دست میداد و بدنم میلرزید و بیحرکت میشدم تا کارش تمام شود مدتی گذشت گفت پيرهن كاراته را دربیاور هوا گرم شده و اول خودش پيرهنشو درآورد شلوارش را هم در آورد فقط شرت کوچکی به پایش بود و کیرش در حالی که سفت شده بود از پشت شورتش حالت خلی زیبایی داشت با این که خیلی دوست داشتم آن را دست بگیرم و بگذارم تو دهنم ولی از طرفی هم میترسیدم چون این اولین باری بود که با یک مرد بزرگتر از خودم تنها بودم. وقتی دید حالت یخ زده دارم آمد جلو و پیراهن و شلوار مرا در آورد مرا چهار دست و پا روی زمین نشاند و پاهایم را از هم باز کرد و از پشت خودش را به من چسباند کیرش را از پشت شورتش که وسط کپل هایم بود احساس میکردم هم خوشم می آمد و هم مترسیدم وقتی استاد دید من میترسم گفت کاریت ندارم نترس من اذیتت نمیکنم بعد شروع کرد به نوازش کردن من. یواش یواش آرام شدم و خودم هم حشری شده بودم بعد منو به پشت خواباند روی من خوابید و شروع کرد به بوسیدن گردنم و بالا آمد تا به لبهایم رسید تا حالا چنین احساسی نداشتم آرام آرام پایین رفت شکم و نافم را بوسید با یک حرکت شورتم را در آورد کیرم را توی دهانش گذاشت و با آن بازی کرد دوباره منو برگردوند و شروع کرد با کونم بازی کردن و با انگشتش روی سوراخ کونم بازی میکرد و انو میمالید کاملا از حال رفته بودم سوراخ کونم را بوسید و منو برگردوند. استاد خوابید روی من لبهام را بوسید گفت تو چیزی نمیگی ناراحتی گفتم نه خیلی هم خوشم آمد ولی کمی میترسم تا به حال با کسی مثل تو نبودم گفت میدانم بعد استادشورتش را درآورد كيرقشنگی داشت هم خوش تراش بود هم بزرگ، البته برای من که یک بچه بودم بزرگ بود. استاد گفت میخوای از این بخوری من که از دیدن کیرش از خود بیخود شده بودم گفتم اره برگشت به پشت خوابید من هم رفتم وسط دوتا پایش نشستم و اول با ترس به کیرش دست زدم داغ و سفت بود روی کیرش خم شدم و سر آن را آرام گذاشتم تو دهنم وای چقدر خوب بود تا آنجا که میشد آن را توی دهنم جا مدادم حتی یکبار رفت توی حلقم حالت تهوه به من دست داد سریع کیرش را از توی دهنم در آوردم استاد خندید گفت اولش همینطور است یک مدت که بگذرد میتوانی آن را تا ته توی حلقت بکنی.

یکساعتی با هم بودیم من گفتم باید بروم به مادرم نگفتم که دیر می آیم ولی از فردا بیشتر میتوانیم با هم باشیم به مادرم میگویم که دیر می آیم. موقع رفتن با دستش آرام یک رو کونی زد من هم خندیدم و رفتم شب خوابم نمیبرد و همه اش به فکر استاد بودم به کونم دست میزدم و یاد او میافتادم. وقتی ظهر مردسه ما تعطیل شد طبق قرار رفتم جلوی خانه استاد كاراته مون استاد منتظر من بود آمد جلو دست منو گرفت و با خودش برد رفتیم زیرزمین و در را از پشت بست بلافاصله لخت شدیم اول کمی با هم بازی کردیم بیشتر او با اعضای بدن من بازی میکرد کیرم را بازی میداد و منو حشری میکرد بعد منو برعکس روی خودش گذاشت من کیرش را توی دهنم گذاشتم و با آن بازی میکردم استاد هم با کپلها و سوراخ کونم بازی میکرد و آن را میمالوند بعضی وقتها انگشتش را روی سوراخ کونم میگذاشت و آرام فشار میداد با این که قبلا پسر همسایمان منو کرده بود ولی با فشار دادن انگشتش احساس خوبی به من دست میداد و دوست داشتم که با انگشتش منو گشاد بکنه درحالی که اون با کون من بازی میکرد من هم تمرین میکردم که کیرش را بیشتر توی حلقم بکنم واز این کار خیلی احساس خوبی داشتم یکبار که انگشتش را روی سوراخ کونم گذاشته بود گفتم استاد انگشتت را بکن تو باید آخرش من گشاد بشم پس از الان شروع کن استاد هم سوراخ کون منو با کرم چرب کرد و آرام آرام انگشتش را کرد توی سوراخ کونم یک انگشتش راحت رفت تو وقتی انگشتش 2تا و بعد 3 تا شد توی سوراخ کونم احساس سوزش میکردم ولی از این خوشم می آمد من هم چند بار تونستم کیر استاد را تا ته توی حلقم بکنم که خیلی خوب بود.

مدتی که استاد با سوراخ کونم ور رفت منو بلند کرد چهار دست و پا روی زمین نشوند بعد سرم را فشار داد که به زمین چسبید اینطوری کونم بالا امد و قنبله شد مقداری کرم برداشت و با انگشتش توی سوراخ کونم کرد دو سه بار این کار را کرد بعد با دو دستش کپلهای مرا گرفت و از هم باز کرد و دوتا انگشت شستش را کرد توی سوراخ کونم و سوراخ کونم را باز کرد کیرش را گذاشت پشت سوراخ کونم و آرام آرام شروع کرد به فشار دادن با اینکه هنوز کیرش توی کونم نرفته بود دردم گرفت به استاد گفتم استاد میترسم پاره بشم گفت نترس من هوای کون قشنگت رو دارم اولش درد داره ولی بعد عادت میکنی وقتی که سر کیرش رفت تو از درد داد کشیدم استاد گفت عزیزم چیزی نیست فقط تحمل کن استادهم بیشتر از این کیرش را توی کونم نکرد فقط در حد سرش نگه داشت مدتی که گذشت آرام آرام دردم کم شد به استاد گفتم حالا کمی آرام شدم میشه بیشتر بکنی تو استاد اول کیرش را از کونم بیرون کشید کيرش را دوباره چرب کرد و مقداری کرم دور کونم زد و یک انگشت کرم برداشت و کرد توی کونم. کرم خنک بود از این خوشم آمد بعد استاد كيرش را گذاشت روی سوراخ کونم و شروع کرد به فشار دادن با اینکه درد زیادی داشتم ولی اینبار صدایم در نیامد هر چقدر کیرش بیشتر میرفت توی کونم دردم هم بیشتر میشد ذره ذره کلفتی کیرش را تو شکمم احساس میکردم تا اینکه شکمش چسبید به کونم فهمیدم که کیرش تا ته رفته تو دیکه نمیتونستم تحمل بکنم در حالی که بسختی میتونستم حرف بزنم به استاد گفتم استادبسه دیگه نمیتونم تحمل بکنم بیارش بیرون استاد هم کیرش را کشید بیرون وقتی استاد کیرش را بیرون کشید احساس کردم روده هام از کونم بیرون زد برای اینکه خیالم راحت بشه دستم را گذاشتم روی سوراخ کونم ببینم واقعا روده هام بیرون آمده یا نه کونم حسابی گشاد شده بود و خیس بود وقتی به دستم نگاه کردم دیدم کمی خونی است ترسیدم به استاد گفتم من گفتم که مواظب باش پاره نشم استاد گفت نترس اصلا پاره نشدی یک ذره خون برای اولین بار عادی است بعد منو بغل کرد بوسید و لباس پوشید رفت بالا چند دقیقه بعد با مقداری یخ برگشت یخ را گذاشت روی کونم از سردی آن خوشم آمد چون کونم مثل آتش میسوخت چند دقیقه همینطوری روی یخ نشستم رامین کونم را تمیز کرد و لباسهام رو پوشوند و با هم بیرون رفتیم.

تا دو سه روز نمیتونستم درست راه بروم و روی کونم نمیتونستم بشینم مامانم شک کرده بود به مامانم گفتم که توی تمرین زمین خوردم برای همین پایم درد میکند ولی مامانم قانع نمیشد و اسرار داشت که کونم را ببیند ولی من قبول نکردم ولی مادرم زرنگ بود و قانع نشد و دیگه کاری به من نداشت از آن روز به بعد همش دوست داشتم که استاد باشد و دوباره منو بکنه هفته بعد که درد کونم کم شده بود و سوراخ کونم کمی بسته شده بود با استادرفتم خانه شان بعد ازاینکه لخت شدیم استادگفت بگذار کون خوشگل تو رو بینم چطوره من هم دولا شدم و کونم گذاشتم در اختیارش اول کونم بوسید بعد شروع کرد به بازی کردن با کونم گفتم استاد یک هفته است که منتظرم دیگر نمیتوانم صبر بکنم اول یکبار سیر منو بکن بعد با هم بازی میکنیم کونم برای کیرت خیلی بیتابی میکنه بعد از اینکه کونم چرب کرد کیرش را گذاشت روی سوراخ کونم و آرام آرام فشار داد با اینکه درد داشت ولی خیلی هم خوشم می آمد دیدم استاد آرام آرام کیرش را توی کونم میکنه خودم عقب رفتم کیرش تا ته رفت تو من هم یک ناله کردم کمی به همین حالت ماندیم استادکیرش را از کونم بیرون کشید دوباره کرد تو وای خدا چه حالی داشتم وقتی استاد کیرش را آرام میکرد توی کونم بعد یک دفعه ای بیرون میکشید حسابی حال میکردم اصلا درد کونم را فراموش کرده بودم یکبار وقتی استادکیرش را از کونم بیرون کشید از کونم باد در رفت من خجالت کشیدم استادخندید گفت حالا معلوم شد که گشاد شدی شروع کرد به تلمبه زدن مدتی که گذشت کیرش را تا آنجا که میشد کرد توی کونم و چند بار ناله کرد بعدها فهمیدم که ارضاء شده و آبش رو توی کونم ریخته بود.

از آن به بعد دوساله من و استاد هفته ای یکبار همدیگر را میبينيم اول با هم بازی میکنيم من کیرش را میخورم و او هم با کون من بازی میکنه و اخر سر هم که حشری میشيم منو میکنه من هم میتونم کیر استاد را تا ته توی حلقم بکنم که از این کار خیلی خوشم میاد. دو سه بار حتی آب کیرش را ریخته توی حلقم اولین بار خوشم نیامد ولی دفعه های بعد حسابی میمکم که حتی چیزی تو کیرش باقی نمونه همه را میخورم.

بی تو لبریز تنهایی شدم
     
#4 | Posted: 22 Sep 2011 18:36
گی من و پسر دایی ۱ :


تابستون بود و هوا حسابی گرم...ما هم که بچه چالوس بودیم شبای شرجی دیوونه کننده بود اما وای ما عادی بود.داییم اینا هر از چندگاهی میومدن شمال و دید و بازدید و منم همیشه با این پسرداییم یه جور دیگه رفتار میکردم و واقعا دوسش داشتم. اونم خوب می دونست...البته چندسالی از من کوچیکتر بود.هیکل خوبی داشت تراشیده و بدون چربی ما تابحال با هم سکس نداشتیم و از این جهت اون شب شروع یک ارتباط جدید بود.داشتم با گوشیم بازی میکردم و دیگه چشما گرم شده بود که بخوابیم و اون رو تخت من خوابیده بود و من پایین.بهش گفتم بیا پایین چون ما همیشه قبل خواب با هم حرف میزدیم و 2 یا 3 می خوابیدیم و اون شب اما...اومد پایین پیش من و شروع کرد با گوشیش بازی کردن...من نمیدونم چطور شد که بهش گفتم بیا زمانی که آهنگ گوش میدیم تکون بخوریم و اونم قبول کرد و کم کم کشیدمش رو خودم و با ریتم آهنگ پام رو لای پاهاش تکون می دادم و دیگه خودمم دستم اومده بود که امشب شبشه...هر از چندگاهی به کونش دست می زدم اما می ترسیدم چون اولین بار بود و تابحال چنین ارتباطی نداشتیم و هر ازچندگاهی هم به بهونه ی بلند کردنش و جابجا کردنش به کیرش دست می زدم.

تا اینکه مطمئن شدم که اونم حشری شده...چند شاعتی این داستان ادامه داشت چون واقعیتش من میترسیدم حرکتی بکنم...یهو گفت گرممه!گفتم خب چیکار کنیم پتو رو ودار گفت نه و رفت لباسشو در آورد و دوباره اومد بغلم و دوباره همون داستان با این تفاوت که اینبار دفعات دست زدن به کون و کیرش رو بیشتر کرده بودم بعد چند دقیقه دوباره گفت گرممه و رفت شلوارشو درآورد و با شورت اومد بغلم و من دیگه آزادانه تر به کونش دست می زدم اما باز هم می ترسیدم و دیگه داشتیم حال می کردیم که بازم گفت گرممه و من دیگه خندم گرفت و هیچی نگفتم و اون رفت و زیر پتو شورتشم در آورد و پتو رو کشید رو خودش و کنارم خوابید اما با فاصله ... تا اینکه آروم پتو رو از رو خودش زد کنار و به من پشت کرد و من تو اون تاریکی کون سفید و تراشیدشو می دیدم اما این ترس بهم اجازه نمی داد کاری کنم و دیگه خودش اومد نزدیک تر و باز دستش رو کشیدم و آوردمش تو بغلم و حسابی نازش کردم و انگشتامو حسابی می کردم تو کونش و با کیرش ور می رفتم اما نمی تونستم واقعا و رسما بگیرم بکنمش چون بهرحال فردایی در کار بود و مام که فامیل...خلاصه اونقد دست مالیش کردم که خودش گفت بیا روم اما من نرفتم و خودم رو زدم به خواب...اونم ناراحت شد و لباساشو پوشید و رفت دستشویی و بعدشم ساعت 4 صبح خوابیدیم.و اینجوری سکس های بعدیمون پایه ریزی شد...

گی من و پسردایی ۲ :

شب شده بود و من کنکورم داشتم و معمولن تا نصفه شب بیدار می موندم که داییم اینا اومدن و پسر داییم اومد اتاقم و مث همیشه با هم گرم صحبت شدیم و ... وقت خواب قرار شد که اون رو تخت کنار من بخوابه و رفتیم واس خواب...داشتم برنامه های جدید تلفنم رو بهش نشون می دادم و اونم با گوشیش بازی میکرد من نمی خواستم از اون شب که با هم سکس نیمه ای کرده بودیم حرفی بزنیم چون راستش خجالت می کشیدم و با تمام بی خوابی که داشتم سعی کردم چشامو گرم کنم که بخوابم اما اون نمی خوابید و دمر روی تخت خوابیده بود و با گوشیش بازی می کرد...حرف اون شب کشیده شد وسط و اون پاهاشو کشید به پاهای من اما من یه شلوار بادگیر اسلوش تنم بود و حتی پاهاشو حس نمی کردم چه برشه گرماشو ... خلاصه یکم دست کشیدم رو پاهاش و اونم تا دید این حرکتم رو یکم که گذشت و داشتیم بیخیال می شدیم و خوابیده بودیم اون شلوارشو در آورد و حالا با یه شورت کنار من خوابیده بود...من ازش پرسیدم چیکار می کنی؟اونم گفت هیچی؟

بعد متوجه شلوارش شدم که در آورده و انداخته بالاسرش و پرسیدم شلوارتو در آوردی؟گفت آره و من پرسیدم چرا...سردت می شه و آروم دستمو کشیدم رو پاهاش و دیگه...شروع کردم به مالوندن کون و رونش و اونم برگشت تا من راحت باشم و منم پاشدم و شلوارمو در آوردم و پتو رو زدم کنار و اون خودش برگشت و من شورتشو کشیدم پایین و شرو کردم به لیس زدن کونش...واااای الان که یادم میاد...با زبونم وقتی اون سوراخشو می خوردم...آه...یکم که خوردم(برای اولین بار)بلند شدم و شروع کردم کیرمو رو چاک کونش بالا پایین کردن...زمستون بود و گرمای چاک کونش دیوونه کننده بود...دستمو گذاشتو رو کیرش اما متوجه شدم که شورتش خیس شده این بود که خندیدم و آبشو مالوندم به سوراخ کونش و آروم انگشتمو کردم تو کونش اما اون گفت نکن دردم میاد و منم دیگه انگشت نکردم و برش گردوندم و رو در رو پاهاشو دادم بالا و کیرمو می مالوندم به کونش و با دستم کیرشو می مالوندم ...یه رب این کارو کردم و درباره به حالت سگی نشوندمش و عقب جلو می کردم و این داستان و چند بار تکرار کردیم که گفت آبم داره میاد و من که نمی تونستم کیرمو بکنم تو کونش خسته شده بودم و گفتم خوبه و برگردونمش و همزمان هم کونشو می ذاشتم و هم کیرشو می مالیدم که تو یه زمان آب هردومون اومد و رفتیم خودمونو تمیز کیدیم و بعدش همونطور لخت خوابیدیم و من نصفه شب یه بار دیگه با کونش ور رفتم و ارضا شدم.

گی من و پسر دایی ۳ :

شب بود داییم اینا اومده بودن خونمون و طبق معمول شب اونجا می موندن اما خونه ی ما خیلی شلوغ بود این بود که تصمیم گرفتم پسرداییمو ببرم بیرون ... بهش پیشنهاد دادم بریم بیرون قدم بزنیم و از بد شانسیمون دوتامون لباسای سفید پوشیده بودیم که حسابی تو دید بود اما خلاصه رفتیم و بردمش تاریک ترین جایی که ممکن بود...نشستیم و بهش گفتم نمی خوای چیزی بگی؟گفت نه!گفتم واقعا نمی خوای چیزی بگی ؟گفت نه!منم گفتم اگه حرفی نیست بریم خونه...پاشدم که برم اما گفت نه بشین حالا نشستیم!فهمیدم که فهمیده چیو می گم و الکی گفت می خوام بخوابم همونجا سرشو گذاشت رو پاهاش و نشسته مثلا خوابید و من آرو که باهاش حرف می زدم که پاشو بریم دست می کشیدم رو پاهاش که یهو گفتم پاشو من رفتم که اونم پاشد و متوجه شدم کیرش شق شده چون حسابی زده بود بالا!گفت نه بشین...نشستم و شروع کردم حرف دن که پاشو بریم و این حرفا و دست می کشیدم رو پاهاش که اون دستشو گذاشت رو پشماش و برگشت اونطرف و حالا دیگه کونش طرف من بود و دستمو کردم تو کونش و می مالوندمش که بهش گفتم یکم بره بالاتر و اونم رفت و من دیگه راحت دستمو می کشیدم رو سوراخش و می مالوندمش و اون حسابی شهوتی شده بود اما ما که لباسامون سفید بود می ترسیدم یکی رد بشه و ببینه مارو این بود که گفتم پاشو بریم یجای دیگه و اون پاشد و یکم با کونش بازی کردم و اون خودشو چسبوند به دیوار و منم می مالوندمش که گفتم بریم اگه پایه باشی جای دیگه ...یه ساختمون نیم ساخته ای بود که بهش گفتم بریم اونجا و رفتیم...

با هزار مکافات سریع رفتیم تو و گفتم بکش پایین...شلوارشو کشید پایین و خم شد و منم شلوارمو تا نیمه کشیدم پایین و اول یه نیگا به کونش انداختم و یکم نوازشش کردم و بعد کیرمو گذاشتم رو چاک کونش واای چقدر گرم بود دستمو گذاشتم رو کیرش و همونطور که عقب جلو می کردم کیرشو هم می مالونم و اونم حال می کرد که بهم گفت آبم داره میاد و من گفتم برگرد و یکم کیرمو مالوندم به کیرش و با کونش بازی می کردم و دوباره برگردوندمش و کیرمو گذاشتو رو کونش و دستمم رو کیرش و دیگه کم کم ارضا می شدم که اون آبش اومد و ریخت و منم آبم اومد اما نذاشتم اون بفهمه و ریختم رو زمین و مث اینکه یه کمش ریخت رو لباسش چون بعدن که رفتیم می گفت لباسم خیس خیس شده!خلاصه اون شبم با اینکه اصلا جامون خوب نبود ولی حال کردیم و به بچه های خونه گفتیم رفته بودیم فوتبال!

گذشته ها را فراموش میکنم .
     
#5 | Posted: 22 Sep 2011 18:44
اولین کون دادنم


من کارم مربوط میشه به تاسیسات ساختمون . مهندس هستم و الان ۳۵ سالمه،اولین کون دادنم مربوط میشه به سن ۱۴ سالگیم.یه دایی دارم که تقریبا همسنیم اون موقع من بعد از اتمام سال تحصیلی میرفتم شهرستان روستای بابابزرگمینا و با داییم میرفتیم صحرا برای چرای گوسفنداشون و اولین تجربه های سکس من مربوط میشه به اون موقعها .البته بگم اولین پیشنهاد از طرف اون بود که دودولامونو بهم نشون بدیم و به هم بزنیم یا کونامونو به هم بزنیم

من اول قبول نکردم و اون روز گذشت . . . .

بالاخره فردا شد و دوباره ازم خواست و منم قبول کردم فقط گفتم که اول اون بايد شلوارشو در بياره اونم قبول کرد و شلوارشو دراورد من دودولشو ديدم،يه دودول کوچيک و سفيد و راست شده داشت بعد گفت الان نوبت توئه منم شلوارمو کشيدم پايينو دودولمو دراوردم مال منم از روي هيجان راست شده بود،اون روز يکم به دودولا و کون همديگه دست زديمو من يکم پاهاشو که يکم از پاهاي من تپلترو سفيد تر و بيمو بود ماليدم،اينم بگه چون من 8 ماهي از اون بزرگتر بودم دودولم کمي مو در اورده بود ولي مال اون هم کوچيکتر بود هم مو نداشت،بعد از اون روز دیگه کارمون شده بود که توی خونه و باغ و صحرا دودولامونو د بیاریمو بمالیم . اوایل خیلی هیجان داشت ولی بعدا یواش یواش حس عجیب شهوت هم اومده بود سراغم،بالاخره اوضاع همینجوری میگذشتو من هم کم کم داشتم به این کارا علاقه مند میشدم یه چند سالی که گذشت. من یه سال که کمی دیرتر میخاستم برم مسافرت میرفتم پیش بابام که مثلا کمکش کنم.

اون یه کارگر داشت که 2 یا 3 سال از من بزرگتر بود و وقتی با هم تنها بودیم همش سعی میکرد حرفو بکشونه سمت مسایل سکسی از دوست دختراش و کردناش و جق زدناش تعریف میکرد و بالا خره یه روزی کیرشو بهم نشون داد که خیلی از مال من بزرگتر بود و یکم سیاهتر و گذاشت بهش دست بزنمو بمالمش و خیلی حال میکرد و از جق زدناش گفت ولی چون من تجربه نداشتم،بهم توضیح داد و من فهمیدم یعنی چی آب کیر چیه و این جور چیزا بعد از اون روز دیگه کارمون شده بود که توی خونه و باغ و صحرا دودولامونو در بیاریمو بمالیم . اوایل خیلی هیجان داشت ولی بعدا یواش یواش حس عجیب شهوت هم اومده بود سراغم،بالاخره اوضاع همینجوری میگذشتو من هم کم کم داشتم به این کارا علاقه مند میشدم یه چند سالی که گذشت. من یه سال که کمی دیرتر میخاستم برم مسافرت میرفتم پیش بابام که مثلا کمکش کنم

بعد از اون روز یه روزی خونه تنها بودم یه کم با کیرم ور رفتم و اون کارایی که کارگر بابام گفته بود و انجام دادم و برای اولین با آبم اومد و یه حس خیلی خاص و عجیب بهم دست داد،بعد از اون روز من رابطم با داوود کارگر بابام نزدیکتر شده بود و با هم راحت بودیم بابام که میرفت سمت بازار اولین کاری که میکرد لخت میشد و اون جوری تو کارگاه میگشت و منم لخت میکرد و با هم ور میرفتیم اما هیچ وقت منو نکرد و اون تابستونم من رفتم خونه بابابزرگم .داییم که دیگه با هم راحت شده بودیم تعریف میکرد که چچجوری بچه های تهرونی رو اونجا به بهانه های مختلف کرده به منم پیشنهاد داد که همدیگرو بکنیم منم قبول کردم اون گفت اول تو بکن منم که بلد نبودم ازش پرسیدم چیکار باید بکنم اونم بهم توضیح داد،گفت اول با کیرت جق بزن و وقتی راست شد سرش تف بزن منم دولا میشم بکن تو کونم تلمبه بزن تاآبت بیاد تو کونم بعد من تورو میکنم منم همن کارارو کردم و آبم اومد و نوبت اون شد،اومد منو قنبل کرد و تف زد سر کیرش خواست بکنه تو که من درد عجیبی گرفتم و مانعش شدم نذاشتم بکنه . بعدا وقتی بیشتر تجربه پیدا کردم فهمیدم اونم خودش اونقدر کون داده بود که باز شده بود که دردش نمیومد،ازش پرسیدم من چیکار کنم که منم بتونم به تو کون بدم و دردم نیاد اونم گفت که باید با سوراخ کونت اونقدر بازی کنی تا کمی باز بشه بعد راحت بتونی کون بدی،منم چند روزی اینکارو کردمو یه روز بهش کون دادم .اولین کون دادنم بود و به اندازه الان که کون میدم برام لذت نداشت ولی خیلی حال داد.

دیگه کارمون شده بود که جاهای مختلف همدیگرو میکردیم منم کمکم داشت از کون دادن خوشم میومد و سعی میکردم بیشتر بهش بدم تا بکنمش و بعدها فقط اون منو میکرد،بالا خره دوران راهنمایی و دبیرستان تموم شد و من تو این مدت دیگه روابطم با داییم کمرنگ شده بود و بیشتر برای اینکه لذت بیشتر و طولانی تری ببرم با خیار خودمو میکردم و حسابی حشری شده بودم تا دوران دانشگاه،من برای بار اول فیلم و عکس سکسی دیدمو فهمیدم کردن اصلی و دادن و ساک زدن چجوریه،یه روزی که خونه یکی از بچه های شهرستانی رفته بودم بعد از دیدن چند تا عکس و کلیپ سکسی دوستم گفت میره یه دوش بگیره و زود میاد منم نشستم و مشغول ور رفتن با کامپیوتر بودم که منو صدام کرد و گفت برم حموم پشتشو بکشم،منم رفتم و دیدم با یه شورت چسپون نشسته پشت به من و لیفو داد دستمو گفت پشتمو لیف بزن اکه میخوای هم شلوارتو درآر تا خیس نشه منم دراوردم و شروع کردم به لیف زدن بدن پرمو و قوی هیکلی داشت و سبزه بود منم مشغول بودم که همه جام خیس و کفی شده بود که گفت تو هم لخت شو بیا یه دوش بگیر،منم قبول کردم،من لباسمو در اوردم و با شورت ایستادم زیر دوش اونم اون ورتر مشغول لیف زدن خودش شد دیدم که به بهونه های مختلف لیفو میبره زیر شورتشو کیرشو لیف میزنه و مخصوصا کاری میکنه که مرتب کیرش دیده بشه،بعد دیدم داره زیر لب غرغر میکنه که گفتم چیه چیزی شده گفت نه بابا تا حالا با شورت حموم نکردم گفتم،میخای برم بیرون گفت نه بابا تو که غریبه نیستی اگه عیبی نداره شورتمو در بیارم گفتم خوب دربیار منم نیگا نمیکنم.

اونم شورتشو دراورد و مشغول لیف زدن بدنش شد منم که گفته بودم نیگا نمیکنم واقعا نیگا نمیکردم ولی یه دفعه شیطون گولم زد و از گوشه چشم یه نیگا کردم قلبم لرزید،دوستم یه کیر کلفت و دراز داشت که تقریبا نیمه خواب بود و وقتی تکون میخورد کیرش اینورو اونور میرفت ومثل پاندول چپ و راست میشد،یه دفعه هر چی گفته بودم یادم رفت و زل زدم به کیرش و اونم چون صورتش کفی بودو چشاشو بسته بود متوجه من نبود یه دفعه صداش منو به خودم آورد که گفت برو کنار که چشام سوخت،منم کشیدم کنارو و وایستادم و مشغول نگاه کردنش شدم البته سعی میکردم طبیعی برخورد کنم و خودمو خیلی با جنبه و بی تفاوت نشون بدم دوستم که چشاشو باز کرد دید من نیگاش میکنم گفت مگه نگفتی نیگا نمیکنی منم گفتم مگه نگفتی من غریبه نیستم منم راحتم خوب،گفت اگه راحتی تو هم شورتتو در بیار منم از خدا خواسته زود شرتمو در اوردم و بیخیال مشغول شستن خودم شدم،کیر من در برابر کیر اون دودول هم نبود ولی به روی خودم نیاوردم که یه دفعه گفت چرا کیرت اینجوریه گفتم چجوریه مگه گفت کوچیکه چقدر گفتم خوب خوابیدس راست که نکرده بعدشم مال تو خیلی بزرگه مال من معمولیه،گفت مثلا اگه راست شه چقدر میشه منم گفتم خیلی بزرگتر میشه گفت راستش کن ببینم گفتم چجوری گفت خوب بمالش من گفتم باشه و پشتمو کردم بهشو یکم مالیدمو کیرم راست شد بازم زد زیر خنده و گفت کونشو ببین چرا موهاشو زدی،گفتم مگه آدم تمیز باشه بده من موهای بدنمو هر ماه کامل میزنم برگشتم تا کیرمو دید گفت "کیرمو کیرمو کیرمو کیرم این بود کیرت کیر تو کونت "منم که دیدم موضوع داره سکسی میشه کم نیاوردم و گفتم مثلا اگه مال تو راست بشه مگه چقدر میشه،یکم بمالش تا راست بشه ببینیم گفت اولا مال من خوابیدش از مال تو خیلی بزرگتره ثانیا من تا حالا کیرموخودم نمالیدم گفتم کم اوردی گفت کم چیه بیا بمالش تا بهت ثابت کنم.

منم از خدا خواسته رفتم سمت کیرشو گرفتمش تو دستم و شروع کردم براش جق زدن مگه راست میشد لامصب گفتم به! این که اصلا راست نمیشه گفت تو بلد نیستی درست جق بزن تا راست شه منم کفتم نه بابا میخوای برات ساک بزنم گفت آی گفتی عالی میشه،من تا اون روز ساک نزده بودم ولی تو فیلما دیده بودمو خیلی آرزو داشتم یه ساک تمام عیار بزنم گفتم باشه و شروع کردم سر کیرشو کردم تم دهنم خیلی لذت بخش بود،بعد یواش یواش کیرشو کردم تو دهنم و بدنه کیرش و تخماشو حسابی براش لیس زدم تا بعد از چند دقیقه کیرش سرحال اومدو گفت بفرما به این میگن کیر منم که دیگه دهنم بسته شده بود گفتم تسلیم تو بردی گفت خوب جایزم چی میشه،گفتم همینکه برات ساک زدم جایزت اینو گفتم که پررو نشه ولی از خدام بود که باهاش سکس کنم اونم که التماسو تو چشمام دیده بود گفت باشه ولی اگه فردا پس فردا به التماس افتادی تلافی میکنم ها،منم گفتن باشه و از حموم رفتم بیرون و لباسامو پوشیدمو نشستم رو مبل اونم چند دقیقه بعد اومد و چای خوردیمو اصلا به روم نیاورد و خیلی طبیعی خداحافظی کردیمو رفتم خونمون،توی راه هر چی فحش بلد بودم به خودم دادمو به خودم لعنت میفرستادم که چرا نذاشتم منو بکنه تو خواب هم کیرشو تو دهنم حس میکردم که دارم براش ساک میزنم ولی از طرفی هم دلم خوش بود که ارضا نشده و فردا میتونم باهاش یه حال اساسی بکنم،فردا تو دانشگاه دیدمش گفتم کلاسات کی تموم میشه گفت ساعت 3 گفتم باهات کار دارم بیرون در دانشگاه میبینمت یه خنده ای کرد و گفت مال تو کی تموم میشه گفتم 12 گفت بیا این کلیدای آپارتمان برو اونجا منم میام من گفتم باشه و رفتم.

تو کلاس اصلا حواسم به درس نبود و فقط منتظر ساعت 3 بودم کلاسام که تموم شد خیلی سریع وسایلمو برداشتمو رفتن خونه احمد ( دوستم ) و منتظر موندم تا بیاد ساعت نزدیکای 3 بود با خودم گفتم برم حمومو یه کو به خودم برسم تا احمد بیاد،داخل حموم بودم که دیدم صدای در میاد فهمیدم احمده ولی داشت با یکی صحبت میکرد از لای در نیکا کردم دیدم احسانه با خودم گفتم دیوونه حتما نفهمیده من برای چی اومدم تمام نقشه هامو خراب کرد
حمومو تموم کردمو اومدم تو و سلام کردم و گفتم احمد بیا یه دقیقه اونم اومد و گفت چیه گفتم اینو چرا اوردی مگه نمیدونی من برای چی اومدم اینجا گفت ناراحت نباش زود میره منم خوشحال شدم بعد از چند دقیقه اخسان رفت و من موندم و احمد،احمد کار دیروزمو اصلا به رووم نیاورد و گفت خوبی چیکارم داشتی گفتم راستش از کار دیروزم عذر میخام نباید اونجوری میرفتم گفت دلت برا من نسوزه بگو خودت حشرت زده بالا به التماس افتادی کونی منم سرمو انداختم پایینو گفتم خوب آره،اونم گفت من مثل تو بی معرفت نیستم حالا هم در خدمتم بفرما ببینم چیکار داری گفتم تا تو یه دوش فوری میگیری منم آماده میشم اونم گفت فعلا که امروز افسارمون دست توئه هر کاری بگی میکنم ولی یه روزم من افسارتو رو باید بگیرمو هر کاری گفتم باید بکنی گفتم قول میدم،اون رفت دوش بگيره منم رفتم يه کرم پيدا کردمو لخت شدمو همه جامو کرم زدم و لباسامو پوشيدم و احمد با حوله اومد نشست رو مبل و پاشو انداخت رو پاش و گفت من حاضرم من پاشدم رفتم يه بوس از صورتش کردمو گفتم پاشو ببينم اونم پاشد،حوله رو از تنش دراوردمو گذاشتم رو مبل و يه چند لحظه اي سر تا پاش. نگاه کردمو يه آه کشيدمو گفتم دراز بکش رو مبل اونم دراز کشيد کيرش کاملا خوابيده بود منم بدون هيچ مقدمه اي رفتم گرفتمش دستمو شروع کردم به ماليدنش و بعد شروع کردم به ساک زدن،چون کير احمد خابيده بود خيلي راحت ميتونستن تا ته بکنم تو دهنم و خيلي خوشحال بودم که کيرش زود راست نميشه و من ميتونم کلي سال بزنم اينم بگم که ساک زدن مخصوصا کيرايي مثل کير احمد به يکي از علائق اصلي من تبديل شده و اين کارو خيلي دوست دارم.

تقريبا 3 يا 4 دقيقه کيرشو براش ساک زدم و هرازگاهي يکم کيرشوفشار ميدادم و يه مايعي ازش خارج ميشد که اونو ميک ميزدم و ميخوردم کيرش ديگه تقريبا راست شده بود بهش گفتم ميخاد سوراخ کونمو ليس بزنه اونم گفت آره منم رفتم رو مبل و دوتا پاهامو گذاشتم دوطرف سرش و روم به سمت کيرش بود آروم نشستم رو صورتش و سوراخ کونموبا دهنش تنظيم کردم و گفتم بليسش اونم با ولع شروع کرد به ليسيدن سوراخ کونم منم که تقريبا نشسته بوم روي دهنش ساک زدنمو ادامه دادم لذت وصف ناپذير ليسيده شدن و همزمان ساک زدن،باعث شده بود که من خيلي تو حال خودم نباشم و اصلا به احمد بدبخت فکر نکنم که زير کون من چه حالي داره که یه دفعه دیدم محکم زد تو کونم منم از عرش افتادم پایین گفتم چی شده گفت کونی دیوونه خفم کردی منم کلی ازش عذرخواهی کردم،بهش گفتم اونجوری که سوراخمو میک میزدی چند بار دیگه بزن بعد بکن اونم یه جوری مثل بادکش سراخمو میک زد که حس میکردم کمی پف کرده اون که قول داده بود در اختیار من باشه هر چی میگفتم انجام میداد و حرفی نمیزد،بالاخره اومدم پایینو گفتم بیا شروع کن اونم گفت چجوری دوست داری بکنمت منم گفتن هرجور میخای منو بگا من سگ جنده توام کس وکونمو پاره کن ( راستی اینم بگم که من وقتی حشری میشم دیگه نمیفهمم چی میگمو چیکار میکنم فقط یه چیزو همیشه رعایت میکنم اونم " کاندومه" به شما هم توصیه میکنم رعایت کنین به ریسکش نمی ارزه) و اونم گفت قرار اختیارمون دست تو باشه اینجوری میگفت که دفعه بعد اختیار دست خودش باشه و نمیدونم برام چه خوابی دیده بود خلاصه گفتم خوب بیا مثل سگ منو بکن گفت منظورت مدل سگیه گفتم آره بعد رفتم رو زانوهام و اونم اومد پشتم و سر کیرشو گذاشت دم سوراخ کونم و کمی فشار داد،سر کیرش به راحتی رفت تو بهش گفتم آروم آروم کیرتو بکن تو میخام خوب حسش کنم اونم با یه فشار کم ولی مستمر کل کیرشو کرد تو و گفت زیاد کون دادی ها اینقدر گشاد شدی گفتم نه بابا خیارهای کلفت کردم تو کونم گشاد شدم.

راستی یه تجربه مفید برای دوستان : چیزای خیلی کلفتو اگه تو کونتون بکنین سایزتون میره بالا و دیگه از کون دادن به کیرهای معمولی لذت نمیبرین و همچنین از اون لحظه اول که کیر داخلتون میشه کمال استفاده رو بکنین و خوب حسش کنین لحظه بی نظیریه و از اونی که میخاد شما رو بکنه بخایید که چند لحظه اولو خیلی با حوصله شما رو بکنه،البته من شانس اورده بودم که احمد خیلی کیر کلفتی داشتو به کون گشاد من خوب حال میداد به هر حال اون مشغول تلمبه زدن تو کونم شد منم بهش گفتم صد تا تلمبه بزن بعد تموم کن سرعتتم رفته رفته یکم زیاد کن هر پوزیشن 100 تلمبه اونم گفت باشه،این همون کاریه که من موقع شبیه سازی کون دادن با خیار میکردم،صد تاش که تموم شد گفتم برو بشین رو مبل اونم رفت و نشست رفتم یه لیوان آب خوردمو یه لیوان واسه اون اوردم یه کم کیرش خابید منم که عاشق کیر نیمه راست هستم رفتم کاندمو کشیدم بیرونو کل کیرشو کردم تو دهنم بعد دراوردمو بهش گفتم سرمو بگیرو کیرتو تا ته بکن تو حلقمو حسابی حلقمو بگه هر وقت.

دیدی دارم اوق میزنم یا به پات میزنم در بیار اونم قبول کرد و مشغول گاییدن دهنم شد کلی که دهنمو گایید کیرش دوباره کامل راست شد و گفت خوب حالا چجوری بگامت؟ منم رفتم رو مبل نشستم و پاهامو دادم بالا و گفتم بیا اینجوری خوبه،میخام رفتو آمد کیرتو تو کونم ببینم اونم اومد مشغول شمردن شد یه خورده حشری شده بود و محکم میکرد ولی من چیزی نمیگفتم صدای برخورد کیر و بدن کسی که منو میکنه از لذت بخشترین صدا هاست بالا خره صد تای این مدل هم تموم شد و من گفتم دراز بکش رو زمین و اونم،دراز کشید من رفتم و پشت به اون نشستم رو کیرش و تا ته کردم تو و چند دقیقه ای همونجوری نشستم تا هم او و هم من استراحت بکنیم کیرش یه کم تو کونم نرم شد و من شروع کردم به بالا پایین کردنو تلمبه زدن،این حالت به پاها و زانو های آدم فشار میاد ولی چون اختیار تلمبه زدن دست خود آدمه خیلی میچسبه به هر حال ادامه دادمو هر از چندی کیرشو کامل در می اوردمو دوباره میکردم تو و این صد تا هم تموم شد و پاشدیم،گفتم من که دیگه خسته شدم دمرو دراز کشیدم رو زمینو بهش گفتم بیاد بشینه روی رونام و لمبرای کونمو از هم باز کنه وکیرشو بکنه تو کونم این حالت موقعی که آدم خسته هست خیلی حال میده مضاف بر اینکه چون کون آدم بعد کلی تلمبه زدن جا باز کرده و گشاد شده اینجوری کمی تنگ میشه تا بیشتر حال بده.

بی تو لبریز تنهایی شدم
     
#6 | Posted: 22 Sep 2011 20:03
ببین امروز بیرون تو اتوبوس خط واحد نشسته بود همیشه برام اتفاق میفته مرده تا از پشت شیشه اتوبوس منو دید با اینکه کلاه سرم بود کاپشن پوشیده بودم فوری پرید تو اتوبوس نشست کنارم بعد یکم باهام حرف زد دلم نیومد خرابش کنم نمیدونم برای چی داشتم حال هوای گریه داشتم بخاطر تنهای کیف بزرگ اش گذاشت رو دستاش اون پاین با دستاش پاهام مساژ میداد ی کم شکه شدم بعد حرف دانشگاه پیش اومد گفت که اخ تو سنت به دانشگاه میرسه گفتم ۲۹ سالم گفت ۲۹ نه ۱۹ سالته فتم نه ۲۹ سالمه یکم گیج شد گفت متولد چه سالی هستی گفتم ۶۳ اب دهنش قورت داد من هم گفت با اجازه میخواهم پیاده بشم ایستگاه بعدی خعلی هاشون ازم شماره میگیرن پیشنهاد میدن اما من میترسم همش اس میدن شعر میگن پسر قدر عمرات بدون تا اخر عمر اینطوری که نمیمونی از زندگیت لذت ببر از این حرف ها من هم میدونم اما به هیشکی نمیشه اعتماد کرد الان که خونه رسیدم دارم با کیرم بازی می کنم چون اون مرد پاهام مساژ داد حشری شدم.

حالا میگی اینها رو برای چی به تو میگم چون خسته شدم اشنای شناخت همه دوست دارن از ادم سو استفاده کنن خسته شدم وقتی حموم برم دسته شونه گرد میکنم تو کونم به یاد اون روز زمستونی که به زور و کتک بهم تجاوز کردن کلا دیونه شدم دلم میخواهد همه ازم سو استفاده کن اما کسی اذیتم نکه میتونستم با اون مرده بزنمش حالش جا بیارم اما حوصله اش نداشتم گفتم بزار حال کنه بد بخت مثل من اگه روزی هم با کسی سکس داشتم گریه می کنم چون دیگه از دوران عوج ام خیلی فاصله گرفتم نتونستم عاشق بشم


وقتی امنیت اخلاقی بخاطر موهام و اینکه از رو نرفتم و بخاطر پرخاشگری انداختنم دیونه خونه اونجا سرم از ته زدن با این حال،شبها میومدن مریض های اونجا لب هام میبوسیدن من هم اطلاع دادم طرف اونقدر زدن و دارو دادن از حال میرفت دیگه اذیتم نکرد اونجا همه رو یجا نگر میداشتن از قاتل جانی تا ی ادم بی ازاری مثل من ی پسر کم سن هم بود که اونجا میداد،خیلی دلش میخواست بهم بده میومد تو تختم میخابید و هی میگفت تخت با من عوض کن بقیه مریض های بخش میگفتن به حرف اش گوش نده برات دردسر درست میکنه ۱۱ روز اونجا موندم خیلی ادما بخاطر پیشنهاد هاشون که البته بهشون اجازه میدم بگن،عین کنه بهم میچسبن هر کسم این پستم خوند خاست باهام اشنا بشه بدونه خوشگلم اما به هیشکی اعتماد ندارم اون ی بار تو زمستون که بهم با زور تجاوز کردن شناختم تو این دنیا هیشکی اهل راستی و درستی نیست شاید همون ادم ها اگه ازم تقاضا میکردن به شکل مسالحت امیز بهشون بیشتر حال میدادم نه وحشیانه،جوری اینکار بکنن که خونریزی داشتم حتی از مامور گرفته تا پسر نماینده مجلس تاجدینی منو سوار ماشین کردن بهم پیشنهاد دادن اما اعتماد نمیشه کرد دنیا همینکه هست از ادم هابخاطر سو استفاده هاشون متنفرم.

ای کاش میتونستم خودم بهتون ثابت کنم اما این دیوار بی اعتمادی و اعمال غیر انسانی اجازه نمیدن و نمیدونم منو تا چه حدی دوست داشتین و نمیدونم خودم اگه بخودم برسم چقدر برای بقیه تیکه ابداری بودم ببخشید اگه انقدر از خودم تعریف تمجید می کنم،من خودم دوست ندارم اما انگار عده ای حاضر ان بخاطرم دست به هر کاری بزن این منو بدون رو درواسی بگم خیلی حشریم میکنه تازگی ها چون از این زندگی لعنتی خسته شدم.

گذشته ها را فراموش میکنم .
     
#7 | Posted: 22 Sep 2011 21:39
داستان گی من (حمید) و آرش



این داستان مربوط به 2سال پیش هست زمانی که19 ساله بودم من کلاس سوم بودم و با پسر عموم هم کلاس،بودیم هر دو رشته کامپیوتر میخوندیم تا اینکه یک روز ویندوز کامپیوترم بالا نمیامد و نمیدونستم چه طور ویندوز نصب کنم زنگ زدم به پسر عموم قضیه را گفتم اونم گفت ساعت3بعد اظهر بیا خونمون تا بهت یاد بدم ظهر پدر و مادرش زنگ زدن خونمون که ما میریم مسافرت و یک هفته ای نیستیم ولی آرش خونه هست مراقب خونه باشین،بعد اظهر ساعت 3 رفتم خونه آرش یکم نشستیم و صحبت کردیم من گفتم خب حالا اگه بگی چه طور ویندوز نصب میشه کارم حل میشه رفتیم تو اتاق و نشستیم آرش برای من توضیح داد بعد یکم کلیپ و فیلم سکسی دیدیم بعد از چند دقیقه آرش دستش را گذاشت روم ران پا من و شروع کرد دست کشیدن و ماساژ من دستش را کنار زدم و گفتم من باید برم ولی اون حشری شده بود گفت بیا یکم لب بگیریم از هم من قبول نکردم ولی اون دستم را گرفت و خوابوندم روی زمین و لب گرفت.

کم کم منم داشتم حشری میشدم گفتم بسه دیگه پا شو بعد بلند شد و رفت بیرون اتاق بعد از2دقیقه دیدم آرش لخت اومد تو و گفت لخت شو منم حشری شده بودم و گفتم بیا لختم کن لباس هام را یکی یکی باز کرد هر دو لخت روی تخت دراز کشیدیم آرش به بدن من دست میکشید و گفت عجب کونی داری(باسن من نسباتا بزرگه و هر چند وقت هم مو های بدنم را میزنم)و کیرش را گذاشت روی باسنم و گفت یک بار بکنم گفتم باشه اونم آروم آروم کیرش را میبرد توی کونم خیلی درد داشت یک آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ،آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ گفتم و آرش یک باره فرو کرد و چند بار تلمبه زد من فقط درد داشتم و گفتم بسه دیگه بعد از 1 ساعت کارش تموم شد و چند دقیقه تو بغلش خوابیدم وساعت6 رفتم خونه باسنم بد جور درد داشت ولی بعد از1 روز خوب شد و آرش یک روز تو راه مدرسه گفت اگه دوست داری جمعه ها خونمون خالی میشه یک ساعت بیا پیش هم باشیم و تا الان هر هفته جمعه ها کلی حال میکنیم.

بی تو لبریز تنهایی شدم
     
#8 | Posted: 23 Sep 2011 21:51
من و پسر همسایه


من مدته زیادی بود بیخیال دادن شده بودم تا دیروز که داشتم با پسر همسایه مون تو پله حرف می زدم هی با هم شوخی می کردیم که اون گفت می خاری منم گفتم اره بد جور اونم نه گذاشت نه برداشت گفت کونی که خارید باید تف زد گایید این حرفش بد جور تحریکم کرد سعی کردم به روی خودم نیارم ولی کیرم یه خورده سیخ شده بود شلوارم هم تنگ و نازک بود معلوم بود من سعی کردم تا تابلو نشدم برم بهش گفتم فعلا کاری نداری من برم اونم گفت نه ولی همین که پشتمو کردم بهش محکم با دو دست کمرمو گرفت منم کمرم خیلی باریکه واسه همین حتتی خودمم کمرمو می گیرم تحریک می شم وقتی اون گرفت انگار اتیش گرفتم کونمو قمبل کردم تا بخوره به کیرش همون جوری کیرشو می مالید بهم همون جا شلوارمو کشید یه مقدار پایین بعد یه چند بار دست مالی کردن می خاست شلوار خودشم در بیاره که من بهش گفتم اینجا تو پله ها اونم دستمو گرفت کشید به سمت خونه شون بهم فرصت نمی داد شلوارمو بکشم بالا شاننس اوردم کسی ندیدمون بعدممنو برد رو تخت بابا مانشو اونجا یه تف زد کف دستشو مالید به سوراخم بععدم دیگه کرد تو ابشم ریخت رو کمرم هیکلش خیلی خوبه تو باشگاه چند بار دید زده بودمش جاتون خالی خیلی حال داد.

امروز صبح بهش زنگ زدم گفتم خونهمون خالیه بیا پیش من اولش گفت کار داره باید بره بیرون منم گفتم زیاد طول نمی دم تو فقط بیا اونم اومد واسم شرط گذاشت اگه می خام باید ساک بزنم منم یه ساک حسابی براش زدم بعدم رو تختم حدرست حسابی منو کرد که خیلی هم طول کشید

گذشته ها را فراموش میکنم .
     
#9 | Posted: 24 Sep 2011 00:49
یه خاطراتی از دوران كودكیم رو میخوام بنویسم. یكی هست اینجا توی سایت تاپیكی داره كه اسمش اینه چی میخواید بكنم توی كونم. این شوخی نیست واقعا خیلی از پسرا از این كارها میكنن. من یادمه از همه سالهایی كه وارد دنیای سكس شدم خودم و دیگران برامون سنین 12 و 13 و 14 سالگی مهمترین سالها بوده. نه خیلی بچه بودیم نه بزرگ و شهوت هم خیلی شدید داریم و هیچ تجربه ای هم نداریم.

من به این دلیل كه معمولا خیلی توی خونه تنها بودم كارهای عجیبی با خودم میكردم. یكیش این بود كه شكر میریختم توی كونم ببینم چی میشه. میریختمش توی بطری خالی و بشكم میخوابیدم وقتی بطری رو میاوردم بالا یه مشتی شكر خالی میشد توی كونم و خارش شروع میشد. یاد میگرفتم دیگه این كارو نكنم. ارضا میشدم ابمو میریختم توی یك سرنگ .سوزنشو بر میداشتم و میكردمش توی كونم و خالیش میكردم ببینم چی میشه. كه هیچی نمیشد.

یك حوض كوچك داشتیم و یك فواره وسطش بود كه سرش كنده شده بود ولی یك میله كلفت اخنی ازش مونده بود. سرش رو پنبه میچپوندم و چند تا پاكت پلاستیكی میذاشتم روش و مینشستم روی اون .تا جایی كه بشه میرفت تو. یك بار تخم مرغ كردم توی كونم و گیر كرد.كه با خودكار میكردم توی كونم و میزدم بهش بشكنه و دیگه میومد بیرون. توی زیر زمین خونمون. یك شلنگ دو متری داشتیم. هر چیزی كه فكرشو كنید میریختم توش و یك سرشو میكرئم توی كونم و سر دیگشو فوت میكردم تا بره توی كونم ببینم چی میشه. از شربت سینه گرفته یا آب یخ یا اب نمك یا شربت یا هر چیز دیگه.

و كم كم میفهمیدم چیزی نمیشه. یك چماق چوبی داشتیم كه یك سرش كلفت بود .هر كار میكردم نمیرفت توی كونم. ولی سر دیگش كه نازك بود میرفت.البته اون زمان نمیرفت. الان دیگه میره تو. نه برای اینكه گشاد بشم. برای اینكه چوب رو چرب میكردم ولی باز نمیرفت ولی بعدا یاد گرفتم كاندم یا پلاستیك بكشم روش و فشارش بدم میرفت تو.

بهترین چیزی كه خیلی كلفتتر از اندازه سوراخ كونم بود ولی بخوبی و لذت خیلی زیاد میرفت تو بادمجون بود. باور كردنی نیست. بادمجونای كه خیلی كلفتر از هر چیز دیگه ای باشند رو چرب میكردم و فشار میدادم. به آرومی میرفت توی كونم. درسته همون وقتا سكس هم میكردم. كون میدادم. یا میكردنم. ولی اینها رو خودم تنهایی انجام میدادم تا ببینم فقط چی میشه.
صابون رو یكبار كردم توی كونم .توی حموم بودم. واقعا كونم سوخت ولی هر كاری میكردم درنمیومد بیرون. مجبور شدم شامپو رو كردم تو و كونم بازتر شد و فشار زیاد بزنم كه صابونه بیاد بیرون و چند بار توی كونمو شستم تا اخرش شستهشد و سوزشش كم شد. یكبار استكان كردم توی كونم ببینم چی میشه. كوچك بود و رفت اون ته و گیر كرد. و مادرم و مادر بزرگم اومدن و دیگه مجبور شدم تا فدا بعد از ظهرش اون استكانو اونجا نگهش داشته باشم.

اینقدر عكسهای جور واجور با گوشی یا دوربینم از كونم در حالتای مختلف انداخته بودم كه حد نداشت. تقریبا هر ماهی دو سه بار دور مچ پاهام و ساق پاهام و رون و كون و كمر و همینطور به بالا رو اندازه میگرفتم و مینوشتمشون. بیشتر این كارها مربوط به تابستون بود كه مدرسه تعطیل بود.

خیلی سعی میكردم از داخل سوراخ كونم بتونم عكس یا فیلم بگیرم كه نشد.و بعدا این عكسا رو از بین بردم كه الانم میگم حیف. ولی جالب بود كه تابستونا روی یك وزن میموندم ولی زمستونا خیلی سریعتر چاق میشدم. شاید بازی كمتری میكردیم و دلیلش این بود. برام از كمر تا زانوم خیلی مهمتر بود. دور رونم و دور كونم رو هر هفته اندازه میگرفتم و الانم دارمشون. رشد عرضی بدنم از قد و طول بدنم بیشتر بود.

وقتی یكی میخواست بكنه منو خیلی دوست داشتم چند تایی بكنن و ابشونو بریزن توی كونم. فقط برای اینكه بدونم چی میشه،هنوزم نمیدونم چرا اینقدر شهوتم زیاد بود. حتی اگر مجبور بودم كون بدم ولی لذتش برام یك جایی دیگه داشت. كیر كلفتی كه نره تو بهتر بود میخواستم بدونم چی میشه. توی مدرسه اول راهنمایی خودم به سال سومیا میگفتم كه بكنن منو.برای اینكه بدونم توی مدرسه زنگ تفریح كون دادن چطوریه. دبیرستان هم همینطوری بود.سال اول دبیرستان. سوم راهنمایی از كلاسمون كه 24 نفر بودیم سر یك قضیه كه مینویسمش فهمیدم كه نوزده نفرمون كونی هستیم و دو نفرمون كون دادن ولی كونی نیستن و سه نفرمون میترسیدن . كه بعدا یكیشون هم كون داد و موند دوتا دیگه كه خیلی زشت و لاغر بودن. من بهشون كون میدادم ولی اونا برام ساك میزدن.سر كلاس خیلی سعی میكردیم كارای كنیم یا حرفای بزنیم كه به معلمامون بفهمونیم ما كون میدیم و اقا معلممون برامون در بارش صحبت كنه. بیشتر سوالامونم این بودش كه چیزای مختلف بكنم توی كونم چی میشه. یكی از معلمامون خیلی مرد خوبی بود و درك میكرد. وقتی فهمید همه كلاس و بیشتر بچه های مدرسه كون دادیم بهمون میگفت این كارای شما سكس نیست ولی كنجكاویه و هر سوالی دارید بنویسید و من توی كاغذتون كه اسمتون رو نوشتید بالاش جواب میدم. منم مینوشتم خیلیا منو كردن و ابشون بره توی كونم بمونه چی میشه. یا كیر كجامون میره. یا چیزای مختلف توی كونمون بریزیم چی میشه. اونم سر حوصله توی خونه یا هر جای دیگه مینوشت مثلا پسر عزیزم . این كار را نكن . این چیزای كه توی باسنت میكنی چیزی نمیشه و مثلا ممكنه زخمت كنه. پوستتون خیلی لطیفه و سكس نكن یا با رعایت بداشت باشه.

یك روز با همه بچه های كلاسمون گفتیم یك چیز رو بنویسیم. همه نوشتیم آقا معلم. آقای .... همه ما پسرای كلاس سوم راهنمای كلاس ... شما رو خیلی دوست داریم و از شما تشكر میكنیم اگه بخوایید با هر كدوممون سكس كنید و كون یا لاپاییمونو بكنید حاضریم. و یكی یكی اسمامونو نوشتیم و امضا كردیم از روی بچگی میخواستیم بهش بگیم كه تشكر میكنیم و اونم فهمید و گفت شما مثل پسرای خودم هستید. منم دوستتون دارم و هیچی ازتون نمیخوام. الانم كه میبینمش دستشو میبوسم و بهش میگم چقدر دوستش دارم. یكبار گفت بازم ازون كارا میكنی ؟ گفته بله آقا ولی خب كمتر و گاهی با كسی بزرگترهو عاشقانه سكس میكنیم. ولی همیشه این دوران نوجوانی برای همه بچه ها این خصوصیاتو داره كه با كونشون و رونشون ور برن ببینن چی میشه.

یادش بخیر چه روروزهای جالبی بودن. از اخرین باری كه اون كارها رو میكردیم حدود چهار سال میگذره.

گذشته ها را فراموش میکنم .
     
#10 | Posted: 24 Sep 2011 06:17
حرفات کاملا منطقی بود و قبولشون دارم.

khoshgelee:
ممنون جواب منو دادین. اون تخم مرغه شكل شماست؟

نه،ساده اس مثه خودم!بی شیله پیله

khoshgelee:
من شما رو خیلی دوست دارم فقط برای اینكه مثل خودم احساس میكنم ساده هستی. واقعا بعضیا خیلی نامردن. شما هم یك چیزی رو یاد بگیرید. اینكه یه پسری سنش كمه رو چطوری میشه راضیش كرد برای دوست شدن و بعدا اگه خواستی سكس.همینكه بهش بگی ادم خوبی هستی نمیشه .
چرا بعضیا هر روز پسرای خوشگل رو میكنن یكی مثل شما تا الان كسی رو نكرده؟ باید یادش بگیری. منم نمیتونم یاد بدم.

مسئله مهم اینه که اونقد دوست باشین و هم رو درک کنین که بفهمین کی به سکس نیاز دارین،زیباترین حالت اینه که خود دوستت بگه دوست دارم سکس کنیم،سکس عاشقانه!این بهترین راه راضی کردنه یه پسره که دوستش داری

khoshgelee:
سلام. منم با یكی دوست شدم و سكس هم كردیم.بهم گفت اینهمه كون كردم تو یكی چیزی دیگه هستی. اسمشو نمیگم چون برای اون بد میشه ولی همون یكبار رفتم پیشش.بخاطر اینكه یكبار سكس كرد .بمنم خیلی مزه داد ولی برام اس ام اس داد كه بیا میخوام یكی از دوستامم بكنه. منم نرفتم. به تلفنشم و پیاماشم جواب نمیدم.اونی كه شما كردینش شاید اینطوریه .وگر نه كسی كه دوست داره با شما باشه و سكس كنید باهاش فكر همه چیزو میكنه ولی فقط میخواد با شما باشه. نه دوستای شما یا كسی دیگه. اقای گای جنب شما باید ببینید چه اشتباهی كردی كه اون دیگه نمیاد . مگه نمیگی خیلی لذت میبرد؟ پی چكار كردی دیگه نمیخواد بیاد؟ هر چی هستش تقصیر شماست.من میدونم دیگه.خودم خیلی اینطوری شدم.یعنی پیش اومده برام.

خوشگله!حرف کاملا درستی زدی،باهات موافقم

khoshgelee:
ممنونم كه باهام موافقین . همین كه میگید درسته یعنی شما خودتونم خیلی ادمای باشعور و فهمیده ای هستین و منم شماها رو خیلی دوستتون دارم. كون دادن یا كردن نصف سكسه. نصف دیگش اینه كه بتونیم همدیگرو دوست داشته باشیم و بهم عاشقانه سعی كنیم لذت بدیم.

خوشگله!خیلی مهمه که تو اون سن تو رو که کنجکاوی درکت کنن،سن حساسی هست!کاملا می فهممت.

بی تو لبریز تنهایی شدم
     
صفحه  صفحه 1 از 11:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین » 
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان / خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites