تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
خاطرات و داستان های ادبی

بحث و پیشنهاد پیرامون رمان ها | لیست معرفی کتاب ها در پست دوم

صفحه  صفحه 24 از 128:  « پیشین  1  ...  23  24  25  ...  127  128  پسین »  
#231 | Posted: 10 Apr 2013 23:31 | Edited By: behnaz1989
مرگ در آند

نوشته : ماریو بارگاس یوسا




مروری بر کتاب

گروهبان لیتوما و معاونش در پاسگاه یک روستای کوهستانی مشغول خدمت هستند . در این روستا 3 نفر ناپدید شده اند و گروهبان پلیس و معاونش در تلاش برای یافتن علت امر هستند . آنها در پی این جست و جو با واقعیت وحشتناکی مواجه می شوند . خرافات و رسوم و سنن دیرینه ای که در دنیای متمدن امروز دوباره آغاز شده است ....
در این داستان شاهد این هستیم که گروهی از مردم به صورت گروه های چریکی بر علیه رژیم خودفروخته و ظالم قیام می کنند اما همین گروه برخواسته از مردم به خود مردم حمله کرده و در راه آزادی کرامت انسانی ، انسانها را بی دلیل موجه به فجیع ترین وضع به قتل می رسانند . به طرز قشنگی افسار گسیختگی انقلاب را هم نشون می ده و انسان هایی که به نام شرع و خدمت به مردم و با همین باور آنها را بدبخت می کنند . مدعیان آزدی که تمام آزادی و امنیت را سلب می نمایند شاید یکی از محورهای اصلی این داستان شمرده شود. و جالبه البته بدونید خود یوسا از طرف مادری جز خانواده های نیمه اشراف بوده .
یک قسمت های رمانتیک هم داره داستان . معاون کلانتر عاشق دختری می شود و برای او همه کار می کند اما دختر وی را ترک می کند . معاون هنوز و بی هیچ چشمداشتی دختر رو دوست داره . اون قدر که به خاطش حاضره از شغلش ، وقتش ، دوستاش ، آرزوهاش ، کشورش و ..... بگذره ( البته یک مقادیری تخیلیه . این جور پسرها هنوز آفریده نشدند )

کتاب فوق العاده قشنگیه . واقعا قلم بارگاس معرکه است . خیلی روون و قشنگ می نویسه . اصلا نمی شه کتاب را زمین گذاشت .
بارگاس به خاطر این کتاب برنده جوایز " پلانتا" ، " خوآن دِ سان كلمنته دِ سانتياگو دِ كومپوستلا" و جايزه ادبي بين المللي چيانتي روفينو آنتيكو فاتوره شده است .

دانلود ازmediafire


تمام مشكل دنیا این است كه :

احمق های متعصب كاملا از حرفشان مطمئن هستند ،

اما آدمهای عاقل همیشه شك دارند...

" برتراند راسل "
     
#232 | Posted: 11 Apr 2013 00:01 | Edited By: behnaz1989
یک جفت چشم آبی

نوشته : توماس هاردی




مروری بر کتاب

داستان درخصوص دختری جوان و زیبا با چشمان آبی به نام الفريد سوان‏كورت است که با پدر پنجاه‏ساله‏اش كه كشيش بخشى از شهر كاسل بوتول به‏نام اندل استو است، زندگی می کند .داستان با ورود جوانی به نام اسمت به منطقه با هدف تعمیر ومرمت سقف کلیسا آغاز می شود و ماجرای عاشقانه ای که میان دخترک روستایی و اسمیت شکل می گیرد ......کشیش که فردی مادی است تنها به استناد به نام بلند آوازه اسمیت اجازه می دهد ارتباط میان دخترش و اسمیت شکل صمیمی تری به خود بگیرد اما زمانی که درمی یابد اسمیت روستازاده ای بیش نیست ورق بر می گردد...بخش دیگر داستان به ورود فرد دیگری به نام نایت به روستا و برقراری رابطه عاشقانه ای دیگر با آلفرید رقم می خورد ..........

این درحالی است که اسمیت جوان در هند در تلاش برای رسیدن به ایده آَلهای مورد نظر آلفرید محبوبش است ............

نویسنده به نحو زیرکانه ای مفهوم صداقت را زیر سوال می برد ."مطالعه اين داستان خواننده شكاك را به‏سوى نسبى بودن مفاهيم اخلاقى سوق مى‏دهد و وی را به اين حرف نيچه می رساند كه پديده اخلاقى وجود ندارد، هر آن چه كه هست، تفسير اخلاقى پديده‏هاست."

تمام مشكل دنیا این است كه :

احمق های متعصب كاملا از حرفشان مطمئن هستند ،

اما آدمهای عاقل همیشه شك دارند...

" برتراند راسل "
     
#233 | Posted: 12 Apr 2013 00:31 | Edited By: andishmand




جين اير

نويسنده: شارلوت برونته

مترجم: رضا رضايي

ناشر: نشر ني


مروري بر كتاب

قهرمان داستان دختر جوان بي چيزي است با ظاهر معمولي، اما جسور است و روح بالايي دارد، با سختيها مقابله مي كند، با قيد و بندهاي اجتماع كنار نمي آيد اما به اصول اخلاقي و اعتقادي خود وفادار مي ماند.
جين اير روايت باشكوهي است از عشق، شادي و رنج، وظيفه و اخلاق، شكيبايي و پيروزي، و فراق و وصال.
جين اير معروف‌ترين اثر شارلوت برونته خواهر اميلي برونته (نويسنده بلندي‌هاي بادگير) و آنا برونته است، كه در سال ۱۸۴۷ به چاپ رسيد. بر اساس اين كتاب فيلمي نيز ساخته شده است


بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#234 | Posted: 12 Apr 2013 00:37




كنت مونت كريستو

نويسنده: الكساندر دوما

مترجم: عنايت الله شكيبباپور

ناشر: ارسطو


مروري بر كتاب

سرگذشتي كه سبب گرديد كتاب نوشته شود يكي از بزرگترين فاجعه هاي نيمه اول قرن نوزدهم ميلادي است و شرح مفصل و دقيق اين سرگذشت مديت در وزارت پليس فرانسه، و دادگستري آن كشور بود بعد به كتابخانه ملي منتقل شد و اينك اين پرونده در كتابخانه فرانسه موجود است.
... قهرمان اصلي كتاب بعد از نجات از زندان به جزيره«مونتك كريستو» واقع در درياي مديترانه مي رود كه در آنجا گنج«آبه فاريا» را به دست بياورد و مي گويد من عقيده دارم كه عنوان كتاب لو كنت دو مونت كريستو باشد.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#235 | Posted: 13 Apr 2013 01:43

کاروان اسلام

نوشته صادق هدایت



به گفته مجتبی مینوی(دوست و همکار صادق هدایت) این اثر را صادق هدایت در میانه سال‌های ۱۳۱۲-۱۳۱۳ نوشته است.

مروری بر کتاب

اثر با رویکردی هجوآمیز به سرگذشت و فراز و نشیب‌های سفر چند تن از مبلغان اسلام به بلاد اروپایی می‌پردازد.
البعثة الاسلامیه الی بلاد الافرنجیه رساله طنزآمیزی از صادق هدایت است. هدایت در این اثر با استفاده از
تمثیل‌های طنز تلخ مذهبی رفتار توده‌ای از زوار را مورد انتقاد قرار می‌دهد. هدایت در این کتاب روحانیون اسلامی یا به اصطلاح آخوندها را به باد انتقاد گرفته و با لحنی تمسخرآمیز بیان می‌کند که آخوندها تنها برای منافع شخصیشان خود را بدین لباس درآورده‌اند. داستان این کتاب که از زبان یک خبرنگار عربی نقل شده بدین شرح است: که عده‌ای مذهبی در جلسه‌ای تصمیم می‌گیرند که برای مسلمان کردن سرزمین‌های کفر به آنجا سفر کنند لذا گروهی گرد آمده و با پولی که از مردم جمع‌آوری کرده‌اند سفر را آغاز می‌کنند؛ اما یکی از اخوندها که مسئول نگهداری از پول‌ها بوده و خیلی ادعای روحانیت داشته ضمن سفر با پول‌ها فرار می‌کند و بقیه آخوندها در کشورهای اروپایی ماندگار و به رقص و آواز روی می‌آورند که خبرنگار در آخر داستان با آنها روبرو می‌شود و داستان را از زبان آن‌ها می شنود.
صادق هدایت در نظر داشت که داستان را با نام مستعار راستگووسکی چاپ کند که این امر میسر نشد.
در انتهای داستان می خوانیم که مخبر مجله منجلاب با یکی از مبلغان اسلام که هر کدام در گوشه ای از این بلاد کفر سرگرم کاری هستند مواجه میشود
یکی از سوال جواب ها این چنین بود:
پس این همه جا نماز آب کشیدن،این همه عوام فریبی برای چه بود؟
مگر ما نباید نان بخوریم؟این کاسبی ماست.دکان ماست که مردم را خر بکنیم،محوم ابوی خدابیامرز،از اون آخوندهای بی دین بود،همیشه به ترکی میگفت:ای موسولمان قارداش،سنین ایاقین هارا چاتدی که یخ چخارتمادی؟یک روز یک شیشه گلابی را به دو روپیه به یک ضعیفه زوار فروخت و گفت: سر آن را محکم نگه دار تا همزادت در نرود.من گفتم:ای بابا تو دیگر چرا؟جواب داد این مردم جن دارند،اگر من جن آنه را نگیرم یکی دیگر میگیرد.پس تا مردم خرند،ما هم سوارشان می شویم


لینک دانلود

تمام مشكل دنیا این است كه :

احمق های متعصب كاملا از حرفشان مطمئن هستند ،

اما آدمهای عاقل همیشه شك دارند...

" برتراند راسل "
     
#236 | Posted: 14 Apr 2013 19:38




رازهاي سرزمين من

نويسنده: رضا براهني

ناشر: نگاه



مروری بر کتاب

گرگ اجنبی کش به طرف ما می آمد . برف و بوران همه جا را گرفته بود . من و گروهبان کارتر حتی یک قدمیمان را هم نمی دیدیم . .....
داستان از شهریور ۱۳۲۰ شروع می شود و طی گردشی در زمان ما را به زمان انقلاب می کشاند . دسیسه ها , فسادها , بیرحمی ها همه و همه در این کتاب جذاب به تصویر کشیده شده اند .

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#237 | Posted: 14 Apr 2013 19:58




شور زندگي
نويسنده: ايروينگ استون
مترجم: محمدعلي اسلامي ندوشن
ناشر: امير كبير


مروری بر کتاب
ماجراي زندگي ونسان وان گوگ نقاش هلندي


وان گوگ به نقاشي دست زد، زيرا در پي يافتن وسيله‌اي بود كه با آن ((عطش دروني)) خود را فرونشاند. اگر نگوييم كه بار رسالتي بر پشت داشت، باري نگريز به تصور اين معنائيم كه سرچشمه نيرويي قهار، نظير همان نيرويي كه در شكم كوه آتشفشان است، در نهاد او بود و او مي‌بايست دهانه‌اي بيابد تا راه آن را به بيرون بگشايد.
وان گوگ يكي از كسان كميابي بود كه سفر زندگي را از طريق شاهراه در پيش نمي‌گيرند، يعني جاده‌اي كه كوفته شده و قافله بشريت عادي آن را مي‌پيمايد و آرام آرام، بي‌دغدغه گم شدني، به پايان مي‌رساند.
مرداني چون وان گوگ به كوره راهي باريك و سنگلاخ پاي مي‌نهد، راهي سردرگم و پيچ در پيچ كه از هيچ سو به مقصد نمي‌پيوندد؛ در واقع، مقصد اينان دست نيافتني است، زيرا سر خود را بلند نگاه مي‌دارند و بر افق پهناور و دور نظر مي‌دوزند و هر چه بيشتر مي‌روند، افق دورتر مي‌نمايد...
ايروينگ استون براي اهل كتاب نامي آشنا و خاطره‌انگيز است كتاب شور زندگي او هنوز مانند اثري تازه، خواندني و دلپذير است.ايروينگ استون به عنوان استاد مسلم رمان بيوگرافي شهرت جهاني دارد ؛ استون در اين كتاب نيز لحظه‌هاي شرين زندگي و ماجراهاي دلپذير اين نقاش بزرگ را به تحرير مي‌كشد رماني بس جذاب و دل‌انگيز.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#238 | Posted: 14 Apr 2013 20:43
رمان کلنل




رمان کلنل، نوشته محمود دولت آبادی، نامزد دریافت جایزه بهترین کتاب ترجمه در آمریکا شده است.

این رمان توسط تام پَتِردِیل به انگلیسی برگردانده شده و در فهرست ده نامزد جایزه "بهترین کتاب ترجمه" در آمریکا قرار گرفته است.

"کلنل" - با عنوان اصلی زوال کلنل - سرگذشت افسری از "ارتش شاهنشاهی ایران" است که زندگی او و خانواده‌اش در مقطع انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران را مرور می‌کند.

ترجمه این رمان به زبان های دیگر از جمله فرانسوی، ایتالیایی، انگلیسی و عبری منتشر شده است، اما مقام‌های وزارت ارشاد ایران تا کنون از صدور مجوز انتشار آن به زبان فارسی خودداری کرده‌اند.

رضا سپهری در گفتگو با محمود دولت آبادی واکنش او را به نامزد شدن کتابش برای دریافت این جایزه پرسیده و این که این نامزدی تا چه حد به شناخته شدن ادبیات ایران به ویژه در آمریکا کمک خواهد کرد.

هی زمان داره میره
منم یه پسر جوون که حسابی پیره
یه عاشق که از عشقش سیره
__________________
alinumber7
     
#239 | Posted: 17 Apr 2013 20:30




تاراس بولبا

نويسنده: نيكولا واسيليويچ گوگول

ناشر: گوتنبرگ


مروري بر كتاب

تاراس بوليا، ‌به دليل اهميت و توفيقي كه اين داستان در همه‌جابه دست آورد،‌ بعداً همواره جداگانه به چاپ رسيد. داستاني است در ستايش قزاقها و طبع شجاع و وحشي آنها. وقايع رمان در قرن شانزدهم مي‌گذرد؛ قرن شمشير و جنگ كه هر كس كه در خور نام انسان است در حال پيكار است.
تاراس بوليا، قزاق پنجاه ساله‌اي كه همچنان آماده جنگيدن و كشتار در راه اعتقاد خود است، با دو پسرش اوستاپ و آندري به اردوگاه قزاقها در «سخ»، ‌واقع در جزيره‌اي در رود دنيپر، ‌مي‌روند.
شب و روز در استپها، اسب مي‌تازند و درست هنگامي به آنجا مي‌رسند كه قزاقها پشت به هزيمت داده از قايق پياده مي‌شوند و با خشم تمام نقل مي‌كنند كه «يهوديها كليساهاي ما را به اجازه مي‌گيرند و كاتوليكها مسيحيان ارتدوكس رابه ارابه مي‌بندند، چطور مي‌توان در سرزمين روس اين همه از دست كفار شكنجه ديد و تحمل ...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#240 | Posted: 17 Apr 2013 20:42




اشراف زادگان دلباخته
نويسنده: دايان پيرسون
مترجم: عباس داوري
ناشر: خامه


مروري بر كتاب
دو جلدي

همه بر اين عقيده بودند كه خواهران فرنك زيباترين دختران شهر هستند.
سواي اين زيبائي، نه تنها آن دو شيوه و حالت خاص خود را داشتند، بلكه در همه ميهماني ها و پيك نيك هائي كه در كنار يكديگر ظاهر مي شدند، تضاد زيبائي آن دو كاملاً آشكار بود. اين تضاد بيشتر در ظاهر نبود . بلکه در باطن بود .

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
صفحه  صفحه 24 از 128:  « پیشین  1  ...  23  24  25  ...  127  128  پسین » 
خاطرات و داستان های ادبی انجمن لوتی / خاطرات و داستان های ادبی / بحث و پیشنهاد پیرامون رمان ها | لیست معرفی کتاب ها در پست دوم بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites