خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
موسیقی ایرانی انجمن لوتی / موسیقی ایرانی /

Marjan | مرجان


صفحه  صفحه 5 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  پسین »
sepanta_7 مرد #41 | Posted: 16 May 2014 14:05 | Edited By: sepanta_7
کاربر

 
کویر دل

رفتی و بی تو دلم پر درده
پاییز قلبم ساکت و سرده
دل که می گفتم محرمه با من
کاشکی می دیدی بی تو چه کرده

ای که به شبهام صبح سپیدی
بی تو کویری بی شامم من
ای که به رنجام رنگ امیدی
بی تو اسیری در دامم من

با تو به هر غم سنگ صبورم
بی تو شکسته تاج غرورم
با تو یه چشمه چشمهء روشن
بی تو یه جادم که سوت و کورم

ای که به شبهام صبح سپیدی
بی تو کویری بی شامم من
ای که به رنجام رنگ امیدی
بی تو اسیری در دامم من

چشمهء اشکم بی تو سرابه
خونهء عشقم بی تو خراب
شادیا بی تو مثل حبابه
سایهء آهه نقش بر آب

رفتی و بی تو دلم پر درده
پاییز قلبم ساکت و سرده





پایان آهنگ های آلبوم سکه ماه

در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #42 | Posted: 16 May 2014 14:13
کاربر

 
آهنگ های آلبوم شب های خط خطی

بیگانه

بشناس مرا حکایتی غمگینم ، افسانه ی تیره ی شبی سنگینم
تلخم که درم شکسته ام مسمومم ، ای دوست شناختی مرا ، من اینم

من اینم و غرق خستگی آمده ام ، ویرانم و از شکستگی آمده ام
از شهر یگانگی فراموشش کن ، از شهر هزار دستگی آمده ام
از شهر یگانگی فراموشش کن ، از شهر هزار دستگی آمده ام

* * * * *

آنجا با هر که زیستم کشت مرا ، هر همخونی به خونی آغشت مرا
صدها دستی که دوست می خواندمشان ، که دوست می خواندمشان ، صدها خنجر شکست در پُشت مرا
اینجا که کسی به من بپیوندد نیست ، صبحی که به روی ظلمتم خندد نیست
زنجیر فراوانه فراوان امّا ، چیزی که مرا به زندگی بندد نیست
من اینم و غرق خستگی آمده ام ، ویرانم و از شکستگی آمده ام
از شهر یگانگی فراموشش کن ، از شهر هزار دستگی آمده ام
از شهر یگانگی فراموشش کن ، از شهر هزار دستگی آمده ام

* * * * *

بشناس مرا حکایتی غمگینم ، افسانه ی تیره ی شبی سنگینم

بشناس مرا حکایتی غمگینم ، افسانه ی تیره ی شبی سنگینم



در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #43 | Posted: 16 May 2014 14:14
کاربر

 
Princess:
خسته نباشی عزیزم

این لینک از کار افتاده میتونی جایگزین کنی یا پاک بشه؟

ممنون از لطفتون بله الان جایگزین میکنم
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #44 | Posted: 16 May 2014 14:26 | Edited By: sepanta_7
کاربر

 
آرزو

دلم می خواد بهار بیاد ، شکوفه ها به بار بیاد
تو این دیار غم نباشه ، مِهر و صفا تو هیچ دلی کم نباشه

دلم می خواد با هم باشیم ، مثل گذشته های دور یکی باشیم ،
رها باشیم ، رها باشیم ، رها باشیم
دلم می خواد کینه ها از دلم بره ، عشق بیاد به دیدنم ،
ظلم بره ، ستم بره ، ستم بره

دلم می خواد توی رگم ، بجای خون مِهر تو بود
توی دل پُرتپشم ، تصویری از روی تو بود
دلم می خواد با هر نفس ، اسمتو فریاد می زدم
داد می زدم ، داد می زدم، داد می زدم ،
داد می زدمآی آدمها ،آی آدمها
دنیا داره خراب میشه
هرچی که مِهر ساخته بودش تو این دیار بی کسی مثل یه شبنم زیر نور ،
بخار میشه ، آب میشه آب میشه آب میشه آب میشه

کاری کنیم کاری کنیم ، فکری به حال گُل کنیم ، بلبل ها رو صدا کنیم ،
کاری کنیم ، فکری به حال گل کنیم ، بلبل ها رو صدا کنیم ، بلبل ها رو صدا کنیم

* * * * * * * * *
سینمون از درد پُره ، تو بغض خون نشستمون صدایی نیست
هرچی که هست ، مثل صدف ، یه نقشی از چند تا دُرّه
این صدف رو بازش کنین ، این دُرّ رو آزادش کنید
تا رگهامون خون بگیرند ، تن های سوخته از ستم زنده بشند جون بگیرند
تن های سوخته از ستم زنده بشند جون بگیرند



در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #45 | Posted: 16 May 2014 14:30 | Edited By: sepanta_7
کاربر

 
معبود

دیری ست که در غربت تو خسته ترینم ، ای خانه ی دلدادگی و عشق یقینم
دیری ست که من دل شده ای گوشه نشینم ، آواره ی بی موطن این پاک زمینم

با تو مرا عاشقی و لحظه ی شیرین ، ای عشق من وجان من همدم دیرین
با تو مرا شور دگر نغمه ی دیگر ، ای وسوسه ی بودن من موطن غمگین

گفتم ز غمت ای یار بی تاب و توانم ، از عشق تو دل کندن هرگز نتوانم
گفتی منم آن خسته ی افتاده در بند ، گفتم که نهم در عشق من هستی و جانم

با تو مرا عاشقی و لحظه ی شیرین ، ای عشق من وجان من همدم دیرین
با تو مرا شور دگر نغمه ی دیگر ، ای وسوسه ی بودن من موطن غمگین

حال من اگر پُرسی گویم که چُنینم ، من از تو جدامانده دیوانه ترینم
دیوانه ترین عاشق بی موطن خاکم ، ای بود و نبود من ، من بی تو غمینم

با تو مرا عاشقی و لحظه ی شیرین ، ای عشق من وجان من همرم دیدین
با تو مرا شور دگر نغمه ی دیگر ، ای وسوسه ی بودن من موطن غمگین




در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #46 | Posted: 16 May 2014 14:33 | Edited By: sepanta_7
کاربر

 
وادیِ عشق

به سرزمین عشق ما کجا شد آن ترانه ها ،
چرا شکست نشانه ها ، هوای یاد یار کو ؟

در این شب گلایه ها ، من و تو مانده ایم جدا ،
به چشم انتظار ما ، شقایق بهار کو ؟

بگو بگو که چاره چیست ، از عاشقی نشانه نیست ،
خانه اگرچه خانه نیست ، مرا به خانه ام ببر

جز تو مرا بهانه نیست ، هوایی عاشقانه نیست ،
زمزمه ی ترانه نیست ، مرا به خانه ام ببر

* * * * * * * * * *
در این غروب لحظه ها ، که می رود ز دست ما
ز رهگذار عمر چرا ، سپیده ای سفر نکرد !

به چاوشان ره بگو ، ز سرزمین آرزو ،
نسیم عاشقانه ای ، چرا دمی گذر نکرد !

بگو بگو که چاره چیست ، از عاشقی نشانه نیست ،
خانه اگرچه خانه نیست ، مرا به خانه ام ببر

جز تو مرا بهانه نیست ، هوایی عاشقانه نیست ،
زمزمه ی ترانه نیست ، مرا به خانه ام ببر



در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #47 | Posted: 16 May 2014 14:37
کاربر

 
شب های خط خطی

کاور آلبوم شبهای خط خطی
تو این شبهای خط خطی ، ستاره های پاپتی
گم شدن اون نیست توی راه ، فانوسک رفاقتی

به هر کی می خوای دل بدی ، دل می کنه به راحتی
دنیا چه آلوده شده ، به سمّ بی صداقتی

پاهای عشق و عاشقی ، تاول زده بگی نگی
انگار تموم زندگی ، گرفته بوی کهنگی

پاهای عشق و عاشقی ، تاول زده بگی نگی
انگار تموم زندگی ، گرفته بوی کهنگی

* * * * *
چرا ستاره پرپره ، قفلی به روی هر دره
هر شب هوای رابطه از شب پیش ابری تره

چرا دلم رو هیچ کسی تا شهر عشق نمی بره ،
چرا کسی نمی دونه ، خونه ی عشق کدوم وره

پاهای عشق و عاشقی ، تاول زده بگی نگی
انگار تموم زندگی ، گرفته بوی کهنگی

پاهای عشق و عاشقی ، تاول زده بگی نگی
انگار تموم زندگی ، گرفته بوی کهنگی

باید با دنیا کاری کرد ، بیشتر از اینها نشه بد
به پای عشق و عاشقی ، مرهم دلدادگی زد

باید دوباره تازه شد ، توی هوای رابطه
باید دوباره خط کشید ، رو هرچی رسم غلطه

باید دوباره خط کشید ، رو هرچی رسم غلطه



در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #48 | Posted: 16 May 2014 14:39 | Edited By: sepanta_7
کاربر

 
قصه خواب

می خوام خراب تو بشم ، خرد و خرابم نکنی
قصّه ی خواب تو بشم ، با غصّه خوابم نکنی

می خوام که مال من بشی ، منو جوابم نکنی
شهر خیال من بشی ، قصد عذابم نکنی

می خوام که مال من بشی ، منو جوابم نکنی
شهر خیال من بشی ، قصد عذابم نکنی

* * * * *
لبریزی از ناباوری ، آینه ی باورت میشم
اگه بخوای پر بکشی ، خودم بال و پرت میشم

رویای افتابیمو از من مگیر ای نازنین
تولد دوباره م رو ، از قوّت عقشت ببین

تو دل تنگه هرچیه ، بریز رو زخم دل من
از تو به خود رسیدنه ، می خوام بشه حاصل من

* * * * ** * * * *
می خوام خراب تو بشم ، خرد و خرابم نکنی
قصّه ی خواب تو بشم ، با غصّه خوابم نکنی

می خوام که مال من بشی ، منو جوابم نکنی
شهر خیال من بشی ، قصد عذابم نکنی

می خوام که مال من بشی ، منو جوابم نکنی
شهر خیال من بشی ، قصد عذابم نکنی

* * * * *
لبریزی از ناباوری ، آینه ی باورت میشم
اگه بخوای پر بکشی ، خودم بال و پرت میشم

رویای افتابیمو ، از من مگیر ای نازنین
تولد دوباره م رو ، از قوّت عقشت ببین

تو دلِ تنگه هرچیه ، بریز رو زخم دل من
از تو به خود رسیدنه ، می خوام بشه حاصل من



در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #49 | Posted: 16 May 2014 14:40 | Edited By: sepanta_7
کاربر

 
فرصت نشد

فرصت نشد که از عشق ، با هم سخن بگوییم
فرصت نشد که راهی ، تا ماشدن بجوییم

در این زمانه ی غم ، ناکرده جرم اسیریم
بی آنکه خود بخواهیم ، در بند و ناگزیریم

ای خوب هستی من ، چلّه نشسته ی من
ای شعله ی امیده ، قفل شکسته ی من

ای خوب هستی من ، چلّه نشسته ی من
ای شعله ی امیده ، قفل شکسته ی من

* * * * *
فرصت همیشه کم بود ، برای با تو بودن
ای عاشق رهایی ، ای تا همیشه با من

گفتی که زنده بودن ف مفهمو زندگی نیست
خاموشی من و تو معنای بندگی نیست

گفتی که عشق علاج ِ ، درد زمانه ی ماست
میلادی عاشقانه ، شعر شبانه ی ماست

گفتی که عشق علاج ِ ، درد زمانه ی ماست
میلادی عاشقانه ، شعر شبانه ی ماست

* * * * *
فرصت نشد که از عشق ، با هم سخن بگوییم
فرصت نشد که راهی ، تا ماشدن بجوییم

در این زمانه ی غم ، ناکرده جرم اسیریم
بی آنکه خود بخواهیم ، در بند و ناگزیریم

ای خوب هستی من ، چلّه نشسته ی من
ای شعله ی امیده ، قفل شکسته ی من

ای خوب هستی من ، چلّه نشسته ی من
ای شعله ی امیده ، قفل شکسته ی من

ای خوب هستی من ، چلّه نشسته ی من
ای شعله ی امیده ، قفل شکسته ی من



در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #50 | Posted: 16 May 2014 14:43
کاربر

 
تنها

بی تو منو پنجره های بسته ، بی تو منو و زمزمه های خسته
بی تو منو و شب ناله های بارون ، تنهایی و دل به خون نشسته
دل به خون نشسته

بی تو غریبه گشتم ، با همه سرگذشتم
رو تن تنهایی هام ، اسم تو رو نوشتم

ای که نگاه ت ، زنگ صدات ، به یاد کوچه مونده
تو گوش هر پنجره ای ، ازروشنایی خونده

ترانه هات برده منو ، تا سرزمین رویا
گفتی ازین شب سیاه ، چیزی تا صبح نمونده

بی تو غریبه گشتم ، با همه سرگذشتم
رو تن تنهایی هام ، اسم تو رو نوشتم

* * * * *
یه روز میاد دوباره دستهای من و تو
برای عشق یه فصل موندنی می سازه

صدای تو می پیچه بازهم توی کوچه
می خونی از عاشقی و هوای تازه

بی تو منم خسته ی راه ، یه بی نشونه
پرنده ای شکسته پر ، بی آشیونه

بی تو غریبه گشتم ، با همه سرگذشتم
رو تن تنهایی هام ، اسم تو رو نوشتم

* * * * *
بی تو منو پنجره های بسته ، بی تو منو و زمزمه های خسته
بی تو منو و شب ناله های بارون ، تنهایی و دل به خون نشسته
دل به خون نشسته

بی تو غریبه گشتم ، با همه سرگذشتم
رو تن تنهایی هام ، اسم تو رو نوشتم



در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
صفحه  صفحه 5 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  پسین » 
موسیقی ایرانی انجمن لوتی / موسیقی ایرانی / Marjan | مرجان

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا